سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جنبش سبز و میرحسین به‌ روایت مهندس سحابی...

جنبش سبز و میرحسین به‌ روایت مهندس سحابی

چکیده :جنبشی که رهبری متمرکزی نداشته باشد محاسن و معایبی دارد؛ یکی از محاسن این است که نمی‌توان جنبش را برانداخت و ریشه‌کن کرد، زیرا رهبران معینی ندارد و به همین خاطر سراسری و مردمی می‌شود؛ لکن اشکال این امر آن است که به این خاطر که این واحدها متفرق و مستقل عمل می‌کنند احتمال انحراف از اهداف کلی و خط اساسی جنبش که از طرف رهبران آن یعنی موسوی، کروبی و خاتمی اعلام شده وجود دارد. از محاسن دیگر عدم رهبری متمرکز ابتکارات واحدهایی است که در آن شرکت دارند و این امر کمک می‌کند تا جنبش مردمی و سراسری شود و به پیشرفت آن هم کمک می‌کند...


مرتضی کاظمیان:

مهندس سحابی در تحلیل جنبش سبز، آن را از منظر جنبش‌های اجتماعی جدید که از مدل‌های کلاسیک پیروی نمی‌کند، مورد ارزیابی قرار می‌دهد و می‌گوید: «جنبشی که رهبری متمرکزی نداشته باشد محاسن و معایبی دارد؛ یکی از محاسن این است که نمی‌توان جنبش را برانداخت و ریشه‌کن کرد، زیرا رهبران معینی ندارد و به همین خاطر سراسری و مردمی می‌شود؛ لکن اشکال این امر آن است که به این خاطر که این واحدها متفرق و مستقل عمل می‌کنند احتمال انحراف از اهداف کلی و خط اساسی جنبش که از طرف رهبران آن یعنی موسوی، کروبی و خاتمی اعلام شده وجود دارد. از محاسن دیگر عدم رهبری متمرکز ابتکارات واحدهایی است که در آن شرکت دارند و این امر کمک می‌کند تا جنبش مردمی و سراسری شود و به پیشرفت آن هم کمک می‌کند.»

درآمد: مهندس عزت‌الله سحابی چه در زمان زندگی پربرکت‌اش و چه اینک که چشم از جهان فروبسته، به‌مثابه‌ی «سرمایه اجتماعی» قابل ارزیابی است. این‌چنین، ایشان نیز، مثل قریب به اتفاق شخصیت‌های برجسته تاریخ، شارحانی خواهد داشت. شمار کسانی که مایل‌اند دیدگاه خود را با انتساب به «سرمایه‌ اجتماعی» شخصیت‌های محبوب، نشر دهند، کم نبوده و نیست. و این وضع در مورد مهندس سحابی نیز صادق و ساری به نظر می‌رسد. از فردای درگذشت مهندس سحابی در خرداد تلخ و پررنج ۱۳۹۰ تاکنون، نام و مواضع ایشان، کم مورد استفاده‌ی «پروژه»های سیاسی قرار نگرفته است؛ امری که بی‌گمان تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت. از همین‌رو، رجوع به مواضع شخص مهندس سحابی، و تأمل در روش سیاسی این کنشگر سیاسی ایران‌دوست، و دقت در مواضعی که ایشان در مقاطع مختلف ـ به‌ویژه از ۱۳۷۶ بدین‌سو ـ اتخاذ کرده، برای کسانی که علاقمند به منش و روش و بینش این شخصیت «ملی» هستند، ضروری است. این مطلب، با همین دغدغه، و از همین منظر، تدوین شده است.

یک‌سال بیشتر از درگذشت زنده‌یاد مهندس سحابی نگذشته، و جنبش سبز نیز چونان جنبشی اجتماعی همچنان در متن و سایه‌ی رویدادهای سیاسی ایران، خود را محسوس می‌کند، و مهندس میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز ـ همچون مهدی کروبی و زهرا رهنورد و بسیاری از کنشگران سیاسی شناخته شده و گمنام ـ همچنان در حبس است.

در این نوشتار تلاش می‌شود برخی از مهم‌ترین ملاحظات و دیدگاه‌های مهندس سحابی در مورد مهندس میرحسین موسوی «سبز»، با استناد به مواضع شخص ایشان، و نه مبتنی بر برداشت نگارنده یا شنیده‌های شخصی در جلسات از ایشان و ارزیابی‌های نویسنده، بازخوانی شود.

الف. دلایل حمایت سحابی از موسوی

حکایت «موسوی سبز» البته با نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم گره خورده است؛ این‌گونه، داستان همراهی مهندس سحابی با جنبش سبز و «میر» آن، از خردادماه ۱۳۸۸ متولد می‌شود.

مهندس سحابی در مصاحبه‌ای در همان هنگام در مورد میرحسین موسوی این‌چنین می‌گوید: «او برای ما رئیس قوه مجریه و رئیس جمهوری خواهد بود که می‌تواند ظرفیت‌های توسعه سیاسی و وحدت ملی را توسعه ببخشد. ضمنا می‌تواند کاتالیزوری برای آشتی ملی باشد.‌ ایشان می‌تواند زمینه‌های لازم برای طرح دولت ملی به‌معنای واقعی در‌ ایران را فراهم کند. به نظر من، روش موسوی ممکن است راه میانه‌ای ‌ایجاد کند تا احزاب و گروه‌های چپ و راست کشور آماده تعامل و گفتگو شوند.»

مهندس سحابی تصریح می‌کند که «موسوی انسان سلامتی است. تجربه عملی دارد. در بدترین شرایط کشور را اداره کرده است. اما توسعه سیاسی را با حرکتی آرامتر دنبال می‌کند. تاکید می‌کنم بعد از تجربه دوره اصلاحات، حرکات آرام موسوی در عرصه توسعه سیاسی، در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، مطلوب ما و همه فعالان توسعه سیاسی در کشور است.»

وی توضیح می‌دهد که به دلایل زیر «بنده از آقای موسوی حمایت می‌کنم»: «اولین و مهمترین دلیل ‌اینجانب آن است که ما نمی‌توانیم صبر کنیم که توسعه سیاسی تحقق پیدا کند بعد توسعه اقتصادی آغاز شود. نباید بگذاریم که اوضاع اقتصادی بدتر شود و تمام موجودی و حیات اقتصادی کشور تهدید شود و تقلیل رود، تا توسعه سیاسی در کشور محقق شود. تجربه به ما نشان داده است که تحمل توسعه سیاسی در کشور ما بسیار سخت است. بنابراین ما باید در‌این دوره،‌ اندکی آرام‌تر در راه تحقق توسعه سیاسی ‌اندکی حرکت کنیم. علت تایید موسوی از سوی من نیز همین امر است. به نظر می‌رسد که موسوی قرار دارد روند توسعه سیاسی کشور را آرام‌تر دنبال کند.»

ایشان معتقد است: «در کشور ما نه به لحاظ اهمیت تاریخی، بلکه به لحاظ اولویت زمانی توسعه سیاسی اولویت دارد. اگر‌ اندکی فضای مطبوعاتی کشور باز بود تا ضعف‌های اقتصادی و فساد اقتصادی شفافتر بیان شوند، توسعه‌ ایران بسیار نزدیک‌تر بود. منتهی مجددا عرض می‌کنم که تجربه دوره خاتمی ‌نشان می‌دهد که ما باید توسعه سیاسی را آرام‌تر دنبال کنیم.»

مهندس سحابی همچنین «دلیل دوم حمایت» خود از موسوی را چنین تبیین می‌کند: «موسوی بنا دارد منابع مالی حاصل از نفت را صرف ‌ایجاد پایه‌های اساسی رشد و توسعه اقتصادی ‌ایران قرار دهد. ‌این تصمیم، بسیار مدبرانه است. منابع نفتی ارث همه ‌ایرانیان است که طی میلیون‌ها سال در دل زمین ‌ایران ‌ایجاد شده است. ما حق نداریم منابع نفتی را خرج جاری کنیم چون ثروت همه نسل‌هاست. ما باید آن را برای توسعه پایه‌های رشد اقتصادی هزینه کنیم از ‌این رو برنامه‌های اقتصادی که بنا دارند منابع مالی حاصل از نفت را خرج جاری کنند،خرج جاری کنند، حتی اگر بخواهند به عادلانه‌ترین صورت آن را در میان مردم تقسیم کنند، باز هم‌ این امر زمینه‌های فساد مالی را محدود نخواهد کرد. با رویکرد ملی کردن هر چه بیشتر صنایع در دوره نخست وزیری مهندس موسوی بود که بعد از انقلاب اطراف بسیاری از شهرهای بزرگ کشور، شهرهای صنعتی تاسیس شد. در‌این فضا صنایع کوچک رشد بی‌سابقه‌ای پیدا کردند. یک صنعت مردمی ‌شده و فراگیر که از لحاظ کیفیت صنعتی بالا بود،‌ در سراسر کشور ریشه پیدا کرد.

میرحسین موسوی با وجود اهمیت بالایی که برای صنایع کوچک اهمیت بالایی قائل شد، با ‌این حال از صنایع بزرگ غافل نشد. کارخانه مس سرچشمه نمونه‌ای است بارز از ‌این صنایع بزرگ که در تاریخ ۳ خرداد مصادف با تاریخ آزادسازی خرمشهر، با توان نیروی انسانی ملی آماده بهره‌برداری و افتتاح شد و در واقع مقدمه استقلال اقتصادی ‌ایران را کلید زد.»

فعال دیرپای ملی ـ مذهبی ایران، «دلیل سوم» خود برای حمایت از میرحسین موسوی را این می‌داند که «من آقای موسوی را تاحدودی می‌شناسم… او ۸ سال تجربه اجرائی دارد… ایشان در بدترین دوران اقتصادی که کشور دچار یک جنگ تمام عیار و قیمت نفت زیر ۸ دلار بود با محدودیتهای مالی بسیار توانست کشور را اداره کند… کل بدهی دولت بعد از رفتن میرحسین موسوی ۱۲ میلیارد دلار بدهی جاری بود یعنی بدهی که تا پایان سال باید تصفیه شود. ‌این بدهی بدهی درازمدت نبود بهره بالایی هم نداشت.‌این هنر موسوی بود. ضمن آن که در دوران موسوی، به‌رغم جنگ و مشکلات مالی، توسعه اقتصادی به معنای توسعه صنعتی سالمی ‌در ‌ایران آغاز شد و ریشه گرفت.»

مهندس سحابی همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند: «در ارتباط با موضوعات سیاسی، به‌خوبی به‌خاطر دارم که او در دل موافق برخی برخوردهای سیاسی نبود، اما در برخی موارد که نمی‌توانست کاری صورت دهد،‌ سکوت می‌کرد…»

و درنهایت رییس شورای فعالان ملی ـ مذهبی با تصریح بر این نکته که «من خود را کسی نمی‌دانم که به مردم‌ ایران پیامی ‌بدهم»، از مردم‌ ایران «درخواست» می‌کند که «برای نجات ‌ایران به موسوی رای دهید. از آنانی که تصمیم ندارند در انتخابات شرکت کنند درخواست می‌کنم امروز اگر می‌خواهید ‌ایران را از خطر نجات دهید و اگر می‌خواهید برای ‌ایران کاری بکنید: به موسوی رای دهید.»

ب. نگاه مهندس سحابی به جنبش سبز و موسوی

مهندس سحابی در تحلیل جنبش سبز، آن را از منظر جنبش‌های اجتماعی جدید که از مدل‌های کلاسیک پیروی نمی‌کند، مورد ارزیابی قرار می‌دهد و می‌گوید: «جنبشی که رهبری متمرکزی نداشته باشد محاسن و معایبی دارد؛ یکی از محاسن این است که نمی‌توان جنبش را برانداخت و ریشه‌کن کرد، زیرا رهبران معینی ندارد و به همین خاطر سراسری و مردمی می‌شود؛ لکن اشکال این امر آن است که به این خاطر که این واحدها متفرق و مستقل عمل می‌کنند احتمال انحراف از اهداف کلی و خط اساسی جنبش که از طرف رهبران آن یعنی موسوی، کروبی و خاتمی اعلام شده وجود دارد. از محاسن دیگر عدم رهبری متمرکز ابتکارات واحدهایی است که در آن شرکت دارند و این امر کمک می‌کند تا جنبش مردمی و سراسری شود و به پیشرفت آن هم کمک می‌کند.»

مهندس سحابی جنبش سبز را با جنبش مشروطه واجد مشابهت می‌داند و می‌گوید: «در آن زمان هم حزب یا جبهه‌ای وجود نداشت که آن حرکت را رهبری کند و دو سه شخصیت مانند طباطبایی و بهبهانی بودند که رهبری عمومی را برعهده داشتند، اما چیزی که رهبری را در جامعه شکل می‌داد انجمن‌هایی بودند که اکثرا مخفی بودند و ارتباط چندانی با هم نداشتند و با رهبری هم ارتباط ساختاری نداشتند و البته از آنها تبعیت می‌کردند.» این به تعبیری، بازخوانی نقش شبکه‌های اجتماعی مورد تاکید موسوی در پیشبرد و گسترش جنبش سبز است.

به نظر زنده‌یاد مهندس سحابی: «آنچه امروزه در جنبش سبز اتفاق می‌افتد همان الگوی مشروطیت است، با این تفاوت که با انقلاب IT سرعت روابط و انتقال مفاهیم و تاکتیک‌ها بسیار بیشتر از آن زمان شده است.»

وی ضمن ارزیابی شرایط سیاسی در ایران پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند؛ نکته‌ای که متاسفانه برخی از کنشگران و ناظران سیاسی که از زاویه‌ی جنبش اجتماعی کلاسیک به جنبش سبز نگاه می‌کنند، از آن غفلت می‌کنند: «نباید به هیچ وجه به شبیه‌سازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب پرداخت. افراد آگاه و ناظران باتجربه و عمق‌نگر به خوبی می‌دانند که الان نه سال ۴۲ است که حاکمیت بتواند جنبش اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را سرکوب و نابود کند و نه سال ۵۶ است که مردم و جامعه از یک سو و دولت و حاکمیت از سوی دیگر در شرایط یک انقلاب قرار داشته باشند… انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست. تجربه حرکت و مواضع قانونی و مسالمت‌جوی دکتر مصدق در دوران نهضت ملی و حتی در بیدادگاهی که او را محاکمه می‌کرد و نظرات و تجربه مهندس بازرگان در دوران انقلاب و تجربه همگی ما در سی ساله اخیر نشان داده است که حرکت مطالبه‌محور و تدریجی و رفتارها و خواسته‌های معقول و معتدل نتایج بهتر و ماندگارتری باقی می‌گذارد.»

ایشان در مصاحبه‌ای در پاییز ۱۳۸۸ تاکید می‌کند: «حرکت‌های معتدل اثر درازمدت بیشتری دارند. حرکت مصدق یک حرکت معتدل بود… مهندس بازرگان هم این‌طور بود. او می‌گفت انقلاب باید بشود و شاه هم باید برود ولی ما سنگر به سنگر، گام به گام، باید جلو برویم.»

زنده‌یاد مهندس سحابی در گفت‌وگویی دیگر، در ارزیابی عملکرد میرحسین موسوی در جنبش سبز می‌گوید: «فکر می‌کنم آقای موسوی در اواخر سال ۸۷ که اعلام کردند در انتخابات حاضر خواهد شد تا آنچه که الان از او می‌بینیم تفاوت بسیاری کرده است و مرتبا با این جنبش که در خیابان ظاهر شد پیش آمده و به نوعی جنبش سبز ایشان را رهبری و هدایت کرده است و الان مواضعش خیلی حساب شده و منطقی است. ما هم به ایشان اعتقاد داریم.»

مرحوم سحابی تصریح می‌کند که «موسوی اوایل کاندیداتوری با موسوی روزهای نزدیک به انتخابات و ۲۲ خرداد و بعد از آن بسیار متفاوت است.»

ایشان به همسویی راهبرد خود و موسوی اشاره و تصریح می‌کند: «من بازگشت به قانون اساسی را پیشنهاد می‌کنم. اما همین قانون اساسی هم که ما با آن بسیار مسئله داریم و با اصل ۱۱۰ به شدت مخالفیم، همین قانون اساسی ظرفیت‌هایی دارد که باید به آن توجه کرد. برای مثال اصل سوم می‌گوید: نفی هرگونه استبداد و انحصار، اگر اصل ۱۱۰ هست این اصل هم هست که بنابراین به وسیله این اصل مقید و محدود می شود. اصل ۹ تا ۳۹ عین همه قوانین دموکراتیک دنیا حقوق ملت است همین قانون اساسی ظرفیت‌هایی دارد. اگر قرار باشد که قانون اساسی برهم ریزد یعنی نوعی واژگونی و براندازی که این مستلزم جنگ و خشونت و کشتار است که حاکمیت هم نسبت به آن به سادگی عقب نمی‌نشیند و هضمش هم برای ملت راحت‌تر است. لذا ما فعلا این کار را توصیه می‌کنیم و در این مورد آقای موسوی هم با ما موافق هستند.»

مهندس سحابی همچنین در ملاحظه‌ای دیگر در دی‌ماه ۸۸ ضمن نقد رادیکالیسم، می‌گوید: «چون جنبش سبز، یک جنبش متکثر است رادیکالیزه شدن آن باعث بروز اختلاف داخلی آن می‌شود… مهندس بازرگان می‌گفت انقلاب باید بشود و شاه هم باید برود ولی ما سنگر به سنگر، گام به گام، باید جلو برویم.»

وی در مصاحبه‌ای دیگر در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ با اشاره به وجود «گرایشی که آماده کشتار میلیونی است»، می‌گوید: «من خیلی شباهت در مصر می‌بینم با حوادث سال ۵۷ رژیم شاه و هم با حوادث اخیر سال ۸۸ خودمان.»

ایشان تاکید می‌کند: «به نظر من مسئولین و مقامات جمهوری اسلامی به‌شدت می‌کوشند که از حضور مردم و شورش مردم جلوگیری کنند. گاه با سرکوب و خشونت شدید، گاه با حیله و تدبیر، به خصوص وقتی کشورهای نزدیک شما همه دموکراتیک شدند، این دیگر ضرورت تاریخی است که نمی توانید خودتان را مجزا نگاه دارید مجبورید تبعیت کنید… رژیم بعد از حوادث سال ۸۸، از مردم بسیار می‌ترسد… رژیم الان متاسفانه بر سر نیزه نشسته است… همیشه نگران و هراسان است و هر کس که به رسم خیرخواهی توصیه‌ای کند او را مظنون می‌بیند. حکومتهای استبدادی به‌گونه‌ی طبیعی و روانی به این سمت کشیده می‌شوند که هر انتقادی و توصیه دوستانه‌ای را براندازی تلقی کنند.»

مهندس سحابی اما نگاه امیدوارانه‌ای به تحولات دارد: «این سرکوب انتها ندارد و آنقدر جلو می‌رود که خودش شکسته می‌شود مثل اتفاقی که در مصر می‌افتد. رژیم مجبور است که سرکوب را روز به روز تشدید کند. مردم وقتی دهانشان بسته شود درد و ناله‌شان در سینه‌هاست و این رفتارها را می‌بینند و کینه‌ای می‌شوند و اقدامات دیگری می‌کنند. علنی نشد ارتباطات مجازی دارند یا مهاجرت می‌کنند… و حکومت هم باید تدابیر امنیتی را شدیدتر کند، و در دور باطل می افتد و این دور باطل یک روز منفجر می‌شود… این دور باطل تداوم ندارد.»

آخرین ارجاع و شاهد این یادداشت، به نشستی برمی‌گردد که در ابتدای اردیبهشت ۱۳۸۹ محقق شد؛ مهندس عزت الله سحابی در ۸۰ سالگی، غرور و تکبر و نخوت را مثل بسیاری مقاطع دیگر کنار نهاد و به بهانه‌ی دیدار نوروزی، همراه با جمعی دیگر از فعالان ملی ـ مذهبی (ازجمله دکتر حبیب‌الله پیمان) به ملاقات میرحسین موسوی رفت. این دیدار زمانی انجام شد که به‌ظاهر جنبش سبز کنترل شده بود؛ و قابل تأمل است که حتی برخی تحلیل‌گران سیاسی، اینک از یاد می‌برند در بهمن ۱۳۸۹ بود که موسوی و کروبی و رهنورد به حصر و حبس خانگی رفتند.

در این دیدار، رئیس شورای فعالان ملی-مذهبی ضمن آرزوی سلامتی و صبوری و پیروزی برای مهندس میرحسین موسوی و تمامی همراهان جنبش سبز در سال جدید، با اشاره به حضور غیرمنتظره و ستایش‌برانگیز شهروندان معترض در روز ۲۵ خرداد، تسامح و مدارا و تساهل قابل توجه در جنبش سبز را مورد اشاره و تصریح قرار داد. مهندس سحابی همچنین یا تاکید بر لزوم فعالیت شبکه‌های اجتماعی سبز، و نیز اهمیت رهبری و هدایت جنبش سبز، بر پیشگیری و مقابله از برخی آفات و آسیب‌ها در جنبش، به‌خصوص تفرقه و جدایی تاکید کرد.

مهندس امیدوار به جنبش سبز، و همدل با راهبرانش (موسوی و کروبی) در کنار جنبش اجتماعی مردم ایران ماند. او برخلاف بسیاری از مدعیان، بارها و بارها نشان داد که «منافع ملی» را بر منافع شخصی و باندی و قبیله‌ای ترجیح می‌دهد. این‌چنین، ابایی نداشت که همراه جنبشی شود که راهبران نمادین‌اش، کسانی بودند که سه دهه همراه حاکمیت سیاسی جمهوری اسلامی بودند. مرد فروتن و وطن‌دوست در مصاحبه‌ای در زمستان ۱۳۸۷ تصریح کرده بود: «صد درصد طرفدار حمایت از کاندیدای مورد اجماع اصلاح‌طلبان‌ها هستم ولو این‌که از صد نمره به آن کاندیدا ۶۰ بدهم، اما واحد بودنش خیلی برایم مهم است؛ من نمی‌خواهم در مقابل آنان دکان بزنم…»

مهندس سحابی در فکر «دکان» زدن و «خود» نبود. همین، وی را به شکل محسوسی از بسیاری مدعیان ایران و منافع ملی، متمایز می‌ساخت و می‌کند. و سخن آخر این نوشتار، به یاد او و «فرشته»ای که همراهش پر کشید، از قول هاله سحابی، شهید جنبش سبز؛ هاله در آخرین مصاحبه‌اش، شب پیش از شهادت، می‌گوید: «پدر خیلی امیدوار بود به این جنبش سبز؛ می‌گفت که اگر خودش هم نباشد این اتفاق می‌افتد و حال مردم تغییر خواهد کرد.»

منبع: ملی – مذهبی


13 پاسخ به “جنبش سبز و میرحسین به‌ روایت مهندس سحابی”

  1. شیرازی گفت:

    «پدر خیلی امیدوار بود به این جنبش سبز؛ می‌گفت که اگر خودش هم نباشد این اتفاق می‌افتد و حال مردم تغییر خواهد کرد.»…
    ما هم خیلی امیدواریم ، شهدا همیشه حرف حق گفتند و می گویند …

  2. iranabadec گفت:

    «جنبشی که رهبری متمرکزی نداشته باشد محاسن و معایبی دارد؛ یکی از محاسن این است که نمی‌توان جنبش را برانداخت و ریشه‌کن کرد، زیرا رهبران معینی ندارد»( نقل از یادداشت بالا)- مرتضی کاظمیان

    سئوالی که از گزاره فوق پیش می آید این است:
    آیا می شود « جنبشی که رهبری متمرکز داشته باشد؛ را بر انداخت و ریشه کن کرد؟»
    در درستی گزاره “مرتضی کاظمیان” شک دارم!

    نمی دانم چه مدت زمان خواهد برد تا ما از دنیای “ژورنالیسم” به جهان واقعی “زندگی اجتماعی” ورود کنیم. ولی می دانم تکیه بر نام بزرگمردانی چون “سحابی” برای – باری به هر جهت – «اظهارات بی مقدار» کار پسندیده ای نیست و دلیلی ندارد “سرمایه اجتماعی” یک ملت – در اینجا سحابی – برای مقاصدی “حقیر” مصرف شود!

  3. Sam گفت:

    Rest in peace my teacher. Rest in peace my leader. We are standing. We are continuing the wgreen way you began once upon a day.

  4. ناشناس گفت:

    روی سخنم با آقایان موسوی، کروبی و مردمی که به دنبال باز گشت آزادی و کرامت انسانی به ایران عزیز هستند، با خانه نشستن و بیانه صادر کردن و اینکه زندانیان را آزاد کنید هیچ گره ای باز نخواهد شد، تنها راه، دعوت به تظاهرات خیابانی است، درست است رخدادِ انقلابی دیگر هزینه ای گزاف برای ایران و ملت خواهد داشت اما اگر بخواهیم به این آزادی برسیم چاره ای جز این نداریم، شاید شما بگویید با حرکت نرم و رو به جلو به اهداف خواهیم رسید اما با هزینه ای کمتر، اما نه، آنچه تاریخ به ما نشان میدهد، آنچه از قیام امام حسین (ع) آموخته ایم، سکوت در برابر دیکتاتور در این برهه از زمان به هیچ وجه جایز نیست، و هرچه سکوت ما بیشتر شود نابودگری آنها هم بیشتر.

  5. sasha گفت:

    خدا رحمت کنه مهندس سحابی رو که نماد واقعی اعتدال در سیاست آشفته ایران بود و ایران را با آرامش آزاد می خواست و چنین شخصیتی باید هم حامی روش و منش میرحسین محبوب باشه

  6. ناشناس گفت:

    روحش شاد!

  7. مهدی گفت:

    ما بیشماریم

  8. امید آزادی گفت:

    مهندس سحابی، پدر بزرگوارشان دکتر سحابی و مهندس بازرگان از بزرگمردان تاریخ ایران بودند که سیاست را بااخلاق گره زده بودند..من افتخار ملاقات با پدر ایشان و مهندس بازرگان را نداشتم..اما چند نوبت با مهندس سحابی صحبت داشتم..ایشان انسانی مطلع، آگاه ، با اخلاق و خیرخواه بودند..خدا رحمتشان کند. مطمئنا همیشه مردم ایران از این بزرگواران به نیکی یاد خواهد کرد..امیدوارم شیوه و روش این بزرگان ، همواره سرمشق جوانانی باشد که پا در مبارزه می گذارند….

  9. کاوه گفت:

    به نام پروردگار پايدار

    هر وقت کلامي درباره اين مر مردستان مي شنوم بدون آنکه بخواهم بتي مقدس و انتقاد نشدني بسازم قلبم به تپش مي افتد و زمزمه مي کنم
    مردان خدا پرده ي پندار دريدند یعني همه جا غير خدا يار نديدند
    هر دست که دادند همان دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنيدند

  10. ehsan گفت:

    سلام و روزتان بخیر…….نمی دانم این نظر قابل انعکاس هست یا نه ولی به نظر من برای نجات مملکت راهی جز بازتعریف رهبری در قانون اساسی و طرح رهبری اقای سید محمدخاتمی باقی نمانده است ایشان هم جایگاه فکری و دانش هدایت اگاهانه مردم به سمت جایگاه فراخور عزت و سربلندی را دارند و هم به عنوان یک متفکر مسلمان باعث سربلندی اسلام و ایران در جهان می شوند امیدوارم طرح این موضوع باعث مخاطره برای این فرزانه میهن نشود….. با طرح جدی و اگاهانه این موضوع ریشه ظلم و جهل و عقب ماندگی را پخشکانیم….زنده باد ایران اسلامی به رهبری سید محمد خاتمی

  11. ناشناس گفت:

    نمی توان مطلقاً هر حرکت انقلابی را نفی کرد. در نظام کنونی باید گفت غیرممکن است بار دیگر قدرت اجرایی و مقننه همانند دوره اصلاحات در اختیار اصلاح طلبان قرار گیرد. در آن مقطع اصلاح طلبان از پتانسل موجود استفاده نکردند و به امروز دچار شدیم. در مقطع کنونی تنها راه تغییر رژیم حاکم است.

  12. محمد گفت:

    1) سحابی همچون پدر بزرگوارش الگویی است برای اخلاق و سیاست! به روان پاکش درود میفرستم! 2) اقای کاظمیان مواضع معقول و زیبایی از این بزرگ نقل نمودند! دستشون درد نکند! 3) سحابی و میرمان در یک طریقند! طریق اخلاق و سیاست! در نگاه این دو بزرگ میتوان سیاست ورزی کرد اما اخلاق را زیر پا ننهاد! براستی اینگونه بزرگان از نوادرند!!

  13. ناشناس گفت:

    ما تا آخر ایستاده ایم