سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه تاجزاده به وزیر امور خارجه: به جای چوب حراج زدن به سرمایه های کشور، رهبری را با...
» منطق دوگانه، تناقضی که دستگاه دیپلماسی با آن روبروست

نامه تاجزاده به وزیر امور خارجه: به جای چوب حراج زدن به سرمایه های کشور، رهبری را با واقعیات روبرو کنید

چکیده :بنابراین به جای نادیده‌گرفتن این تناقض و نشان دادن در باغ سبز و چوب حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی. ...


سیدمصطفی تاج زاده، زندانی سیاسی محبوس در قرنطینه زندان اوین در نامه ای خطاب به علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان با بیان اینکه من در زندان انفرادی یادگرفته‌ام چگونه عزم زندانبانان حاکم را در ایجاد محدودیت و ایزوله کردن و بی‌خبری زندانی از جهان خارج را به چالش بکشم و با سفید خوانی به حقایق و اطلاعات پشت پرده و مسکوت در رسانه‌هاکه حاکمان از بیان آن اجتناب می‌کنند، پی ببرم نوشته است: می توانم با اطمینان بگویم که دستگاه دیپلماسی کشور ماموریت یافته تا آنجا که می تواند نسخه بازسازی شده روش قذافی قبل از قیام های عربی رادر سازش باخارجی ها پیاده کند و نشان دهد اعطای امتیازات و باج‌های سنگین اقتصادی و سیاسی به روسیه و چین و چوب حراج زدن به ثروت ملی و فروش محموله‌های نفت سرگردان در دریا‌ها به بهای اندک و عشوه‌گری‌های اقتصادی در برابر اروپا و آمریکا با عرضه ظرفیت‌های ایران در همکاری‌های اقتصادی!! حلقه مکمل سیاست سازش ناپذیری در برابر ملت و لجاجت در برابر مطالبات بر حق شهروندان است.

به گزارش کلمه، سیدمصطفی تاج زاده، معاون وزیر ارشاد دولت میرحسین موسوی در نامه ی خود با طرح این نکته که جمهوری اسلامی ایران امروز آشکارا خواهان گفت و گو و مذاکره با طرف‌های آمریکایی و اروپایی جهت حل بحران هسته‌ای است، پرسیده است: چرا مذاکره و گفت و گو با قدرت‌های خارجی و وارد شدن به توافقات گام‌به گام و تأمین کننده منافع هر دو طرف امری معقول و پسندیده است اما چنین مذاکره و گفت‌وگویی با شهروندان خود که به افزایش قدرت ملی در برابر بیگانگان می‌انجامد امری ناممکن؟آ یا باید با امریکا و دول غربی به زبان “گفتمان” سخن گفت و با شهروندان خودی و منتقد به زبان زندان؟

عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت در انتهای نامه خود هشدار داده است: به جای نادیده‌گرفتن این تناقض و نشان دادن در باغ سبز و چوب حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای صالحی وزیر محترم امور خارجه

تجربه چند ساله زندان انفرادی که خود شکنجه مجسم و مجسمه شکنجه مستمر است، به من آموخته است که چگونه به خارج از این چهار دیواری سرد نقب بزنم و از ورای حصارهای بتونی و آهنین محدودیت‌های خبری، حقایق نهفته در پشت پرده نظام را ببینم و معانی پنهان در اظهارات مقامات را دریابم.

دوستی اهل فضل می‌گفت آن چه به انسان در مقام یک متفکر هنر اندیشیدن و درکی عمیق از امور می‌بخشد، مطالعه انبوه و خواندن سطور سیاه کتاب‌ها نیست بلکه خواندن معانی نهفته در فضای سفید میان سطور است، که مؤلفان به هر علت یا دلیل یا قصد بیان آن را ندارند و یا حتی بدان خودآگاهی ندارند. این سفید خوانی بیش از سیاه خوانی به آگاهی انسان ژرفا می‌بخشد و من در زندان انفرادی یادگرفته‌ام چگونه عزم زندانبانان حاکم را در ایجاد محدودیت و ایزوله کردن و بی‌خبری زندانی از جهان خارج را به چالش بکشم و با سفید خوانی به حقایق و اطلاعات پشت پرده و مسکوت در رسانه‌هاکه حاکمان از بیان آن اجتناب می‌کنند، پی ببرم.

فی المثل وقتی نظامیان و نیروهای امنیتی نظامی بر خلاف گذشته دیگر پشت سرهم بیانیه‌های سیاسی صادر نمی‌کنند و فرماندهان و سرداران کمتر در باره نحوه مهندسی و مدیریت انتخابات و نحوه مهندسی امنیتی جامعه سیاسی سخن می‌گویند، می‌توانم بفهمم که در پس پرده صراحتاً به آن‌ها تذکر داده شده که بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های سیاسی – نظامی آنان به وضوح لو دهنده ماهیت انتخابات صوری شاهانه است و باید بیش از گذشته مراقب اظهارات و مواضع خود باشند و حفظ ظاهر کنند و وقفه‌ای هر چند کوتاه در مسیر خود افشاگری‌های غیر عاقلانه ایجاد کنند. یا مثلاً وقتی در صدر اخبار رسانه ملی از انبوه مشتریان نفت ایران خبرداده می‌شود و گوینده اخبار با شور و شوقی تصنعی و مضحک از انبوه کشتی‌هایی خبر می‌دهد که برای بارگیری نفت به سوی پایانه‌های صدور نفت ایران در حرکت‌اند، به روشنی می‌توانم بفهمم که آن قطعنامه‌های ورق‌پاره متأسفانه کار خود را کرده است.

یا وقتی خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دوربین به دست و پرانگیزه‌تر از خبرنگاران سیمای بعث سوریه درخیابان‌های دمشق به راه می‌افتد و با شهروندان خوشبخت سوری!! مصاحبه می‌کند تا نشان دهد دمشق چقدر آرام است، می‌توانم بفهمم که مواضع لجوجانه و کینه‌توزانه بشاراسد و سرکوب منتقدان و مخالفان چگونه سوریه را رفته رفته به کام هیولای جنگ داخلی فروبرده است و حاکمان کنونی ایران تا چه اندازه در برابر واقعیت و در پذیرش اشتباهات راهبردی خود در حمایت از رژیم سوریه در برابر مردمش، لجاجت و سرسختی به خرج می‌دهند.

یا وقتی بر واقع‌گرایی در ضمن آرمان‌گرایی تأکید می‌شود می‌توانم به وضوح دریابم که اقدامات شعاری تحت عنوان پایبندی به آرمان‌های انقلاب چه بلایی بر سر کشور آورده و طوفان دریا چگونه واقعیت خود را به خشایارشاه نمایانده است به طوری‌که حتی بدنه وفادار را نیز نگران و بیمناک کرده و در نتیجه باید به بدنه اطمینان و روحیه داد که ما کاملاً به واقعیت توجه داریم و به هر ضرب و زوری به آن‌ها قبولاند که این گرانی و تورم و بیکاری، نرخ رشد صفر درصدی و فقر و فساد و تبعیض و انزو در جهان را که می‌بینند وهم و خیال و واقعیت سازی دشمن است و واقعیت این است که دشمن در بهمن گیر کرده و ما چیزی نمانده که به قله برسیم.

بر همین سیاق به شما نیز می توانم با اطمینان بگویم که دستگاه دیپلماسی کشور ماموریت یافته تا آنجا که می تواند نسخه بازسازی شده روش قذافی قبل از قیام های عربی رادر سازش باخارجی ها پیاده کند و نشان دهد اعطای امتیازات و باج‌های سنگین اقتصادی و سیاسی به روسیه و چین و چوب حراج زدن به ثروت ملی و فروش محموله‌های نفت سرگردان در دریا‌ها به بهای اندک و عشوه‌گری‌های اقتصادی در برابر اروپا و آمریکا با عرضه ظرفیت‌های ایران در همکاری‌های اقتصادی!! حلقه مکمل سیاست سازش ناپذیری در برابر ملت و لجاجت در برابر مطالبات بر حق شهروندان است.

با توجه به اینکه جنابعالی تاکنون کوشش کرده‌اید تصویری اخلاقی از خودتان ارائه دهید و در محاصره دنیایی از بی‌اخلاقی‌های دولتی و سیاسی اطراف خود، متفاوت جلوه کنید، می‌توانم به راحتی عمق ناراحتی شما را از پیشبرد وظیفه دشوار و متناقض نمایی که در شرایط اسف بار کنونی برعهده دستگاه دیپلماسی کشور نهاده شده تصور کنم. منظورم تناقضی است که از ماهیت معیارهای دوگانه اخلاقی و سیاسی برمی خیزد و من سال ها قبل طی مقاله‌ای در مجله آیین بدان پرداخته و در کمال خیرخواهی خطرات آن را برای بقای نظام بیان کرده‌‌ام در آن مقاله تأکید کردم:

“در عصر ارتباطات و جهانی شدن، باید تکلیف خود را با استانداردهای دوگانه روشن کنیم، در غیر این صورت نه تنها در عرصة سیاست معیاری اخلاقی برای ارزیابی عملکردها نداریم، بلکه از بعد نظری نیز با تناقضاتی جدی مواجه می‌شویم. افزون بر آن، بی‌توجهی به این مسأله می‌تواند به منافع ملی و حتی منافع حیاتی کشور آسیب بزند و آن را در وضعیتی مخاطره‌آمیز قرار دهد.”

اگرچه اکنون خطر مذکور در خانه مشترک و عزیز ما ایران را کوبیده است اما در همان حال با آشکار شدن سرشت دوگانه مواضع نظام حاکم فرصتی بی نظیر برای به قاعده درآوردن آن آشفته گویی ها و ایجاد توازن بین گفتار و کردار و بین آنچه که به خارجی ها گفته می شود و آنچه که فی الواقع در داخل و در مواجهه با حقوق مسلم شهروندان اعمال می شود به وجود آمده است.

در آن مقاله از جمله پرسیده بودم “آیا نقض حقوق مدنی منتقدان حکومت و جلوگیری از تشکیل حزب یا غیرقانونی خواندن احزاب آنان و ممانعت از فعالیت آزاد و علنی و امن احزاب منتقد، در کشوری موجه است و در کشوری دیگر ناموجه؟”

جمهوری اسلامی ایران امروز آشکارا خواهان گفت و گو و مذاکره با طرف‌های آمریکایی و اروپایی جهت حل بحران هسته‌ای است. رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران آشکارا می‌گوید که سیاست گام به گام را پذیرفته و خواهان آن است که با هر گامی که ایران در صرفنظر کردن از حقوق خود و یا تأمین خواسته‌های طرف مقابل بر می‌دارد طرف اروپایی و آمریکایی نیز گامی در جهت تأمین خواسته‌های حداقلی ایران بردارد. اکنون در ادامه همان پرسش هایی که پاسخش را به زبان زندان و کیفرخواست گرفتم می پرسم:

چرا مذاکره و گفت و گو با قدرت‌های خارجی و وارد شدن به توافقات گام‌به گام و تأمین کننده منافع هر دو طرف امری معقول و پسندیده است اما چنین مذاکره و گفت‌وگویی با شهروندان خود که به افزایش قدرت ملی در برابر بیگانگان می‌انجامد امری ناممکن؟آ یا باید با امریکا و دول غربی به زبان “گفتمان” سخن گفت و با شهروندان خودی و منتقد به زبان زندان؟

آیا تنها کاربرد گفت و گو که در عصر اصلاحات طنینی ویژه یافت آن است که خطاب به اوباما بگوییم “سخن گفتن مقامات امریکایی را به زبان تهدید نشان دهنده عجز واشنگتن از مقابله منطقی و گفتمانی با جمهوری اسلامی است” و در همان حال همین شیوه مقامات امریکایی را در برابر منتقدین داخلی به کار گیریم و به این وسیله عجز خودمان را از تعمیم منطق گفت و گو به عرصه های داخلی و در برابر منتقدان خود به معرض نمایش جهانیان بگذاریم؟

پرسش‌هایی مشابه و در سطحی عام‌تر نیز قابل طرح است. از جمله این که آیا می‌توان سیاست‌های تبعیض‌آمیز آل خلیفه علیه شیعیان بحرین را محکوم کرد و در همان حال در داخل کشور منتقدان و معترضان را سرکوب کرد و به زندان انداخت و از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی حتی حق کار محروم کرد؟ مگر خون شیعیان بحرین رنگین‌تر از خون شیعیان ایران است؟

چگونه کشوری که شهروندان اهل سنت خود را از داشتن یک مسجد و یا برگزاری نماز جمعه در خانه‌های خود در پایتخت محروم می‌کند، می‌تواند عربستان سعودی را به خاطر اعمال سیاست‌های ناروا علیه شهروندان شیعی این کشور محکوم کند؟

اصلاحات آمده بود تا این نگاه تک سویه به خارج را جایگزین نگاه جامع الاطراف بین خارج و داخل کشور نماید و به این ترتیب روح تازه‌ای به ظرفیت گفتمان سازی و منطق گفتمانی نظام جمهوری اسلامی ببخشد.

در همان مدت کوتاه به رغم همه کارشکنی ها و اقدامات ضدملی اقتدارگرایان، اصلاحات به دستاوردهایی در عرصه جهانی دست یافت که حاکمیت کنونی برای نیل به درصد بسیاراندکی از آن دست گدایی به جانب واسطه های دست چندم منطقه ای دراز کرده است. اگر خاتمی توانست از آن منظر رفیع و با شکوه مستقیما ملت و دولت امریکا را مخاطب خود قرار دهد و اعتراف “ما در جریان جنگ عراق علیه ایران اشتباه کردیم و به آغوش صدام افتادیم “را بر زبان کلینتون جاری کند، تنها به اتکای نیروی زبان آوری فردی و قدرت خطابی روحانی اش نبود، بلکه سخن او بر مبنای منطق گفتمانی «مردمسالاری در داخل و صلح در جهان» و با سوار شدن بر امواج میلیونی یک مشروعیت دموکراتیک میهنی بود که چنین بردی می یافت و چنین ابعاد جهان گستری به خود می گرفت. چگونه می توان از کودتاچیان انتخاباتی انتظار داشت که همچون خاتمی بتوانند گزاره عذرخواهی در قبال کودتای ۲۸ مرداد را بر زبان وزیرخارجه امریکا جاری کند؟

یکی از مصادیق بارز معیار دوگانه که در مقاله مذکور به چالش گرفتم این بود که “آیا اعتراف گرفتن از زندانی، تحت فشار روانی و جسمی، در همه جا فاقد وجاهت قانونی و اخلاقی است یا از کشوری به کشور دیگر، فرق می‌کند؟ “و اکنون که رسوایی داخلی و جهانی آن شوها و نمایش های سپاهی-قضایی علیه فعالان انتخاباتی جریان رقیب در سال ۸۸ نتایج فاجعه بار خود را در خلع مشروعیت حاکمیت آشکار کرده است، می پرسم: آیا می توان در داخل کشور با جریان سیاسی اصلاح طلبی که با مدد منطق گفتمانی خود مقامات امریکایی را ناگزیر از آن اعترافات کرد، بر مبنای منطق سرکوب و اعتراف گیری اجباری عمل کرد و در عین حال با رئیس جمهور امریکا از “منطق” و “گفتمان” سخن گفت؟

قدرت نرم و گفتمانی نظام در آن سال ها فقط یک “گفتار” صرف نبود بلکه به شهادت دوست و دشمن کارکرد اقتصادی و امنیتی در افزایش و تحکیم اقتدار نرم کشور داشت. این توانایی در چنان اوجی بود که گفتمان شیطانی “محور شرارت” را به محض بر زبان آمدن به انزوا راند و موجب شد که این گفتمان با همه تندی و تیزی شیطانی خود نه در سطح افکار عمومی جهانی و نه در داخل کشور هرگز نتواند بازار سیاست و اقتصاد را آشفته سازد. نهایتاً کار به جایی رسید که لبه تیز این سخن علیه گوینده اش تغییر جهت یافت و در همان امریکا و در نزد افکار عمومی غربی به عنوان یک حربه گفتمانی علیه جرج بوش به کار رفت. در ادامه همین پویایی و تحرک گفتمانی بود که جان کری سناتور با نفوذ جمهوری خواه و رقیب انتخاباتی جرج بوش در نشست داوس در حضور خاتمی عذر تقصیر به پیشگاه این برگزیده تاریخی ملت ایران آورد و صراحتا امریکا را “نجس جهانی” در نزد افکار عمومی جهانیان خواند. اکنون در نهایت تأسف و اندوه باید از هدیه سخاوتمندانه اقتدارگرایان به امریکا و حتی اسرائیل سخن گفت. آن ها با رفتار سرکوبگرانه خود موهبت سخنگویی به نام “جامعه جهانی” را به رئیس جمهوری امریکا اعطا کرده اند و این یعنی آن امداد غیبی که جرج بوش خواب آنرا هم نمی توانست ببیند و با وجود اصلاح طلبان تصور هم نمی‌کرد که آمریکا روزی بتواند جامعه جهانی را پشت سر خود علیه ایران بسیج کند و سیاست‌های تک جانبه خود علیه ایران را نه به نام “منافع و امنیت امریکا” بلکه به نام “دفاع از صلح و امنیت جهانی” عملی سازد. امروز آقای اوباما سخنی از “محور شر” به میان نمی آورد و نیازی هم نمی بیند چنین کند زیرا در سایه بی کفایتی اقتدارگرایان و به لطف شعارهای توخالی و مواضع ماجراجویانه ایشان به نام دفاع از آرمان‌های انقلاب فرصتی استثنایی به کف آورده تا به عنوان نماینده جامعه جهانی و به بهانه دفاع از امنیت جهانی علیه ایران دست به اقدامات عملی بزند.

بسیاری نیز در داخل و خارج سخن او را جدی می گیرند، به این نشان که با هر سخن او علیه ایران نظم اقتصاد به هم می ریزد و مردم هم با رفتار اقتصادی خود رفراندم بی اعتمادی علیه مسئولین برپا می کنند.

اکنون بر همگان و حتی بر بسیاری از منکران و مخالفان اصلاحات این حقیقت آشکار شده است که قدرت نرم اصلاح طلبی ملت ایران چه تاثیر شگرفی در خنثی سازی قدرت سخت افزاری و نظامی امریکا داشته و کارکرد دفاعی و امنیتی سخنان انتقادی فعالان مدنی و سیاسی و همان آزادی نیم‌بند مطبوعاتی چگونه در تحکیم مبانی دفاعی کارآمدتر از سلاح نظامیان و مانورهای پی‌درپی نظامی پر هزینه و کم بازده عملمی‌کرده است.

در تاثیر ملموس و عملی گفتمان اصلاح طلبی در حفظ و توسعه اقتدار نظام همین بس که این گفتمان باعث شد ایران فقط در حد گفتار و روی میز کار آقای بوش “محور” کذایی بماند و عملا در فضای جهانی آن روز جایگاه منطقه‌ای و جهانی مورد احترامی را به خود اختصاص دهد و به همین ترتیب در تاثیر منحوس گفتمان اقتدار و روش سرکوبگرانه حاکمان کنونی نیز همین بس که ایران امروز در مسیر کودتا علیه اصلاحات و مردمسالاری و در سایه شوم اختناق نهادهای امنیتی نظامی، عملا در نوک پیکان همان “محور” کذایی جای گرفته است و با هر گامی که از انتخابات آزاد و از مجلس واقعی دورتر می شود، گامی بلند به سوی کمپ های گرسنگی میلیونی کره شمالی و عراق عصر تحریم ۱۲ ساله بر می‌دارد.

به عبارت دقیق‌تر باید گفت اعمال معیار دوگانه که کاربرد گفت و گو و مذاکره را منحصر به عرصه خارجی می‌داند و عرصه ملی را از دایره شمول آن خارج می‌سازد عملا زمینه ساز فقر مادی و اقتصادی و تهدید امنیتی و نظامی علیه کشور شده است و این همان تناقضی است که دستگاه دیپلماسی کشور در ایفای وظیفه‌ای که جدیداً بر عهده‌اش گذاشته شده، با آن روبروست.

بنابراین به جای نادیده‌گرفتن این تناقض و نشان دادن در باغ سبز و چوب حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی.

سید مصطفی تاجزاده

زندانی انفرادی- اوین


  • ناشناس

    امروز در عصر گسترش اطلاع رسانی نمی تونی به مردم خودت رحم نکنی و ادعای مدیریت جهانی داشته باشی! علت اینکه بشار به ناگاه از چشم مردم دنیا به جز گروه اندکی افتاد همین بود که کسی که به خودش رحم نمی کند به دیگران نیز رحم نخواهد کرد.حتی فلسطینیان نیز به حکومت او اطمینان ندارند و بحث محور مقاومت بحثی دروغین تلقی می شود.

  • ناشناس

    با درود بر مرد همیشه تاریخ تاجزاده . وزیر امور خارجه در ایران مانند یک ملیجک است و در امور خارج هیچ کاره است این رهبر است که در همه کارها دخالت می کند و کشور را به ورطه نابودی و ورشکستگی کشانده است

  • ناشناس

    سالها است که به این باور رسیده ام که هرانچه اقای خامنه ای در باره مسایل خاصی از جمله ازادی یا حقوق فردی یا قانون و مطبوعات و حقوق مخالفین میگوید باید عکس ان را در وافع دریافت کرد فرعون ایران شکست سیاستهای خود را می بیند اما نمی تواند بپذیرد که شکست خورده است اقای خامنه ای به غرق شدن ملت ایران رضایت میدهد اما فرعونیت او اجازه اعتراف به شکست نمی دهد اگر بخواهم وضع اقای خامنه ای را در و کلمه ترجمه کنم باید بگویم انه طغی

  • ناشناس

    وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ (١١٧)فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (١١٨)فَغُلِبُوا هُنَالِکَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِینَ (١١٩)وَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ (١٢٠)قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ (١٢١)رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (١٢٢)قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هَذَا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
    اقای خامنه ای من به خدای تاج زاده نوری زاد و دیگر بی گناهان محبوس در زندانهای سندی ابن شاهکهای تو ایمان اوردم خدایا مرا در قیامت با محبوسین زندان فرعون ایران محشور کن خدایا بحق این شبها اسرای ما رااز زندان فرعون ازاد گردان

  • ناشناس

    یا وقتی بر واقع‌گرایی در ضمن آرمان‌گرایی تأکید می‌شود می‌توانم به وضوح دریابم که اقدامات شعاری تحت عنوان پایبندی به آرمان‌های انقلاب چه بلایی بر سر کشور آورده و طوفان دریا چگونه واقعیت خود را به خشایارشاه نمایانده است به طوری‌که حتی بدنه وفادار را نیز نگران و بیمناک کرده و در نتیجه باید به بدنه اطمینان و روحیه داد که ما کاملاً به واقعیت توجه داریم و به هر ضرب و زوری به آن‌ها قبولاند که این گرانی و تورم و بیکاری، نرخ رشد صفر درصدی و فقر و فساد و تبعیض و انزو در جهان را که می‌بینند وهم و خیال و واقعیت سازی دشمن است و واقعیت این است که دشمن در بهمن گیر کرده و ما چیزی نمانده که به قله برسیم.

  • Serdani

    آفرین بر شما.آقای تاجزاده، تحلیتون کاملا درسته. اما قدرت متاسفانه این قدرتمندان را کور و کر کرده است.

  • علی آقا

    نوری که ایشون در انفرادی بهش رسیده کمتر از طی الارض نیست. دلش روشن و نفسش گرم باد

  • سبزینه

    درود به شرف برادر در بند و بزرگ اندیش اقای تاج زاده خواستم با شما همدردی کنم و مطالبی را بگویم برادر بزرگوارم این ها همه تمام و کمال همان است که قران ان را غرور و تکبر نام برده و برای انسان عاقبتی جز ناکامی در دنیا و اخرت به همراه نخواهد داشت بنده بعضی اوقات از خودم می پرسم که ایا واقعا این حکومت از رنج ها و مصایب ملت نا اگاهند یا اینگونه زور را از روی عمد به کار می برند واقعا باید بگویم که این حکومت پست تر از هر شخص و دولت دیگری با ملت خود تا کرده و می کند چنان با بی حرمتی با جماعت خود تا کرده که اصلا گمان ان برای یک انسان ازاده و خارجی محال مینماید ولی واقعیتی روشن است و نمونه بارز ان از ادبیات و لحن سخن گفتن نیروی انتظامی کشور به وفور دیده می شود اما جریان صالحی و صالحی ها نیز اینطور است که افراد زیادی در مقامات و مسئولین کشور نیز بسیار بدبین به اینده و طرز اداره کشورند اما برادر من همه مثل شما از خود گذشتگی و شهامت ندارند که افشاگری کنند این ها این زندگی چند روزه را خیلی دوست دارند و دل کندن از مقام وزارت امور خارجه و زندانی شدن برای ایشان امری به دور از شان حساب می شود ایشان این چند صباح زندگی و دروغ تحویل مردم دادن را به بهشت موعود و حقیقت گویی ترجیح داده است هر چند که از قلب خود ناراضی به گفتن دروغ هستند ولی کار خدا اصولی دارد و اعمال انگونه که انجام شده اند حساب خواهند شد نه انگونه که صالحی ها فکر می کنند به امید روزهای روشن و دیدن شما زندانی دین دار و حق گو در بیرون از زندان ان روز زیاد دور به نظرم نمی رسد خدا صبرتان دهد برادر التماس دعا .

  • قلم فرانسه

    در این شب های قدر خدایش رحمت کند مرحوم خانوم جون را.

    بچه که بودیم وقتی جفتک پرانی می کردیم و به هیچ صراطی مستقیم نمی شدیم , پس از آنکه کلی نصیحت می کرد و بی نتیجه می ماند خسته می شد و فریاد می زد : ” نرود میخ آهنین در سنگ ”

    ای کاش یک شیر پاک خورده ای در آن وزارتخانه عریض و طویل خارجه وجود داشته باشد و از این نامه یک پرینت تهیه کرده و بر روی میز حضرت وزیر بگذارد !

    اگر چه ” نرود میخ آهنین در سنگ ” ولی پتکی که در نوشتار سلیس سید مصطفی تاجرزاده بر مغز آدمی فرود می آید شاید سلول های از کار افتاده و به خواب رفته م غ ز وزیر خارجیه دولت احمدی را به حرکت وا دارد. شاید. قلم فرانسه

  • میلادی

    سؤالی داشتم: این «زندانی سیاسی محبوس در قرنطینه زندان اوین» یعنی چه؟ زندانی؟ محبوس؟ قرنطینه؟ زندان اوین؟؟
    اینا الان دقیقا یعنی چه؟ انفرادی مگر غیر از این است که طرف داخل یک اتاق کوچک و بی خبر از همه جا -حتی بی خبر از شب و روز- حبس شده است؟
    حالا بفرمایید این چه جور زندانی سیاسی انفرادی محبوس در قرنطینه زندان اوین است که نامه سرگشاده به وزیر امور خارجه می‌نویسد و از همه جا حتی گزارش‌های خوشحال خبرنگار صدا و سیما در دمشق هم با خبر است؟ یا ایشان در هتل اوین تشریف دارند یا شما دروغ می‌گویید!
    با خودتان رو راست باشید حد اقل! :)

  • ناشناس

    نامه تاجزاده به وزیر امور خارجه: به جای چوب حراج زدن به سرمایه های کشور، رهبری را با واقعیات روبرو کنید
    انگولکچی: رهبری خودش ختم این کاراست

  • ناشناس

    خود رهبری خط میدهد ..صالحی چکاره است ؟….

  • حسین

    سلام.
    خیلی متن و نظرات مضحک و خنده داری بود.

    حاضرم شرط ببندم شما جز حرف زدن جرات هیچ کاری رو ندارین.اونایی هم که تو ۸۸ به بانک و … میزدن و میشکوندن جز یه مشت مست و اشرار و تروریست آموزش دیده والبته تعدادی بازیچه بیش نبودن.

  • دایی محمد

    به برادر ارجمندم آقای تاج زاده
    قبل از هر کلامی شما بفرمایید که آیا شیعه علی هستید و پیرو قران و رسول مکرمش یا لیبرالید و معتقد به آزادی همه افکارها و اعتقادات گوناگونی که غالبا در تنافض و تضاد با شریعت رسول مکرم اسلام اند شما از حق دفاع (به معنی حکومت خدا بر جهان هستی) می کنید یا از حقوق شهروندانی که وقتی در منصب حکومت بودید اجازه ورود به مجلس ندادید (حداد عادل) چرا در موضع قدرت قرار میگیرید از همه دفاع میکنید الا هم مکتبی های خودتان البته اگر تشیع را بعنوان مکتب خود بجای لیبرالیسم پزیرفته باشید کجا پیامبر اینقدر برای غیر مسلمین جز برای هدایتشان به دین تلاش داشت که شما از تلاشهای خودتان برای گفتمان با آنها سخن میگویید و منافع مسلمین را در دستان آنها میجویید
    امیدوارم قبل از مرگ و دیدار حق تمام تلاش خود را فقط برای او معطوف سازید نه برای چگونه ارتباط داشتن با بیگانگان و غیر مسلمین

  • ناشناس

    سید مصطفی ی عزیز ، سخنان شما از قعر زندان طاغوت و در سکوت تنهایی و بی خبری به قدری بروز و مطابق حقیقت است که مارا در شگفت می دارد. شما عمیقا در قلب نسلی جای دارید که لحظه ای از دستیابی به حقوق ملت و استقرار عدالت و جایگزین کردن صالحین و شایستگان صادق فراغت ندارند. ما در پی اندیشه و اراده جوان و پویای شما هستیم و شمارا در کسوت معلم حکیم و صادق و شایسته ای می بینیم که دغدغه اصلاح امور امت اسلام و تحقق حقوق تمامی ساکنان این سرزمین را دارد. همواره سرافراز ، زنده دل ومورد دفاع خداوند مدافع گروندگان مظلوم باشی. ما چون خداوند در انتظار رسوایی ، ذلت و هلاکت غریقی هستیم که همواره دانای هستی بشارت آن را داده و به آن عمل کرده استو فرعون مثال بارز این مفسدین می باشد.

  • ناشناس

    درود بر دلیر مردان ایران در بند . آقای صالحی برای آزادی ۴۸ ایرانی به اسارت در بند ارتش آزادی مردم سوریه فرموده اند ما همه مسلمانیم و نباید به یکدیگر آزار و اذیت برسانیم و…….. ایشان یاذشان رفته حکومت با بچه های مسلمان شیعه در کهریزک و در بند چه کارهایی انجام داده اند و چه کردند با مردم این آب و خاک هنوز عزیزان ما در چنگال این آدم خواران اسیرند آنوقت ایشان دم از دوستی و محبت می زنند . بترسید از روزی که ورق برگردد چنان حسرت روزهایی را بخورید که به سادگی از دست دادید و فقط و فقط به حفظ قدرت و منافع فکر کردید . سحر نزدیک است عزیزان . درد زندان و دوری عزیزان بسیار بسیار سخت . خدا به همه عمر با عزت اعطا فرماید .

  • آموزگار پیرم

    ایکاش اسلامتان را مثل پول خرج ماندنتان نمی کردید. من نامسلمان دلم به حال اسلام مردم ایران می سوزد که به این روز افتاده است. شاید هم برای اینهمه غرورش لازم باشد به این روز بیفتد. آقایان و خانمهای اطلاحطلب که می خواهید این نظام را نجات دهید پرسش من کافر از شماها این است: آیا حتا یک حکومت در جهان که ضد مذهب و ضد اسلام باشد را می شناسید که چنین تخریبی که این نظام مقدس شما و در راس آن روحانیت و در راس روحانیت خامنه ای کرد از اسلام کرده باشد. واقعا که استدلال و منطق هم چیز خوبی ست. آقایان کتاب بخوانید کتاب! چیز خوبی ست. شماها که نام پر معنی کلمه را یدک می کشید. در ضمن افسار از سانسور بردارید. روزی خواهد رسید که از اینهمه سانسور پشیمان خواهید شد. من برای اولین بار است که نظر می دهم اما دانشجویانم بسیار از شماها گله مندند. شما پیوسته هوادارنتان را از دست می دهید ! بدانید بد نیست!

  • سامان

    جناب تاجزاده عزیز
    متاسفانه ولی فقیه با برپائی حکومت استبداد فردی و دیدن تعدادی مجیزگوی حرام خوار و رانتخوار در اطرافش ،گوش و چشم و عقل و فهمش را به حقیقت بسته و بی شک سرنوشت شوم دیکتاتورها را تجربه خواهد کرد

  • نکیسا سامی

    آقای صالحی اگر حسن نیت هم داشته باشد متاسفانه جرات اجابت خواسته های به حق تاجزاده عزیز راندارد. چون به خوبی از نیات پلید روسای خود خبر دارد.

  • http://www.iranesabz.se حبیب تبریزیان

    پیش بسوی افتضاح دیپلماتیک!

    قبل از مطالعه یاداشت زیر؛ خوب به این فراز از گزارش خبری «فارس نیوز» در باره کنفرانس امروز دقت کنید!
    «در نشست تهران علاوه بر روسیه، ۶ کشور عضو اتحادیه عرب، پاکستان، ونزوئلا، هند، قزاقستان و چین شرکت خواهند کرد.»
    نخستین بار نیست که رژیم،برای تبدیل تهدید به فرصت بعنوان یکی از پایه های دکترین امنیتی خود؛ با برجسته کردن دوگانگی سیاسی درونی خویش، که در آن تردیدی هم نیست، سعی میکند با نمایش این دوگانگی، دنیا را با سردرگمی مواجهه کرده و به این تصور بیاندازد که گویا جهان میتواند روی گرایش دیگری جز گرایش تهاجمی و تعامل گریز درونی رژیم سرمایه گذاری کند. چنین سیاستی در جریان مک فارلین و ایران کنترا در به اشتباه انداختن کاخ سفید جواب داد و رژیم میخواهد آن سناریو را از نو بازی کند! ولی هیهات!
    بسوی افتضاح بزرگ!
    در جریان انقلابِ مردم لیبی دولت های مخالف رژیم قذافی در منطقه و دول غربی حامی انقلاب دست به اجلاسهای بین
    المللی بزرگی تحت عنوان «دوستان لیبی» زدند. با اوج گیری جنبش مردمی ضد بشار اسد آن اقدام ، با وسعت بیشتری با عنوان:«دوستان مردم سوریه» ۲ یا ۳ کنفرانس بین المللی به ابتکار قطر، ترکیه و امریکا و انگلیس و فرانسه، نیز تکرار گردید گردید که در آخرین آن قریب ۱۰۰ دولت از سراسر جهان شرکت داشتند. موضوع این کنفرانسها طرح کمک به اپوزیسیون سوریه و تدارک برای انتقال قدرت از رژیم اسد به یک دولت مردمی و دموکراتیک بود. در آن کنفرانسها بجز چین و روسیه که از اسد رسماً دفاع میکنند تقریباً همه کشور های مطرح و نقش آفرین دنیا حضور داشتند و حد اقل در سطح وزرای خارجه خود در آن شرکت کردند که به اپوزیسیون سوریه مشروعیتی چنان جهانی داد که رژیم بشاز اسد از یکدهم آنهم برخورد نبود و نیست.
    حال دولت ایران تصمیم گرفته است که امروز، پنجشنبه ۱۹ مرداد، کنفرانسی برای سازش بین، آنچه جدیداً رسانه های حکومتی از آن بعنوان «معارضین» سوری یاد میکنند با نمایندگان دولت بشار اسد برگزار کند. بنا به نوشته رسانه های خارجی پیش بینی میشود که «دهها» کشور، وزرای خارجه خود را به این کنفرانس بفرستند. آنچه از لابلای رسانه های داخلی استنباط میشود اینست که؛ این کنفرانس، بخاطر وخیم شدن اوضاع سوریه با عجله تدارک دیده شده است، خود این دست پاچگی رژیم حکایت از وضع احتضار آمیز رژیم دمشق دارد و سراسیمگی از کنترل خارج شده رژیم ایران را نشان میدهد.
    میتوان گفت این کنفرانس جز تقلیدی مضحک و کاریکاتور گونه از آن کنفرانسهای پیش گفته؛ «دوستان مردم سوریه» نیست که نور و فروغی نخواهد داشت، آن کنفرانسها بخاطر اهمیت و وزن جهانی شرکت کنندگانش تجلی یک اجماع و اقتدار بین المللی بودند و کنفرانس امروز تهران چیزی جزنمایش بازندگی محور دمشق، ایران و روسیه نیست، زیرا برغم تلاش تب آلود این چند روزه دیپلماتیک ایران، انتظار نمیرود همان ۱۰ ـ ۱۲ کشور های درجه ۳ و ۴ هم در سطحی بالا در حد وزیر خارجه در کنفرانس فردا شرکت کنند. مضحکه در اینست که وزن کشورهایی مثل بولیوی، پرو، ونزوئلا و کوبا و قدرت تأثیر گذاری آنها روی تحولات این منطقه چه اندازه است تا جمع شدن آنها در تهران به حل مشکل بشار اسد و مردم سوریه کمکی بکند؟ برخی رسانه های حکومتی که گویا رایحه مضحکه شدن این کنفرانس را از هم اکنون استشمام کرده اند خود سعی دارند انتظارات از کنفرانس را کمرنگ کنند تا در صورت بی رمق بودن آن، کار به رسوایی زیاد نکشد.
    اما اینها فقط یک جنبه ازقضیه است. جنبه دیگر قضیه، ادعای کشور ما به ایفای نقش میانجیگرانه بین «معارضین » و دولت سوریه است، میانجیگری بین آن «معارضینی» که بزعم دولت ما درترکیه هستند، یعنی رهبری همین «ارتش آزاد سوریه» و «شورای ملی سوریه» که همین ۳ روز پیش دبیر شورای امنیت ملی و نماینده مقام معظم رهبری، در بازدید خود از سوریه و دبروز از بغداد، آنهارا تروریسهایی نامید که دولت ایران؛ رژیم بشار اسد را در برابر آنها تنها نخواهد گذارد و سقوط آنرا تحمل نخواهد کرد!
    تمام دنیا سخنان سعید جلیلی را بعنوان تأکیدی بر تعهد استراتژیک ایران نسبت به امنیت و دوام رژیم سوریه تلقی کردند. سعید جلیلی در تروریست خواندن این«گروهها های معارض» که از خارج حمایت میشوند از هیچ کلامی دریغ نکرد همچنانکه هیچیک از مقامات ایران در این زمینه تا کنون، از هیچ اتهام زشتی نسبت به جنبش مردم سوریه علیه اسد فرو گزاری نکرده اند. لذا شگفتی تنها این نیست که چگونه دبیر امنیت ملی و نماینده رهبر ایران در شرایطی که قریب ۵۰ شهروند ایرانی در اسارت ارتش آزاد سوریه هستند با اینگونه سخن گفتن جان گروگانها را بخطر می اندازد، بلکه شگفت انگیز تر از آن، این هست که چنین دولتی با چنین مواضعی چگونه میخواهد نقش میانجی هم بین دو طرف معاراضه را بازی کند.
    در برابر آن سخنان آتشین جلیلی در دفاع از رژیم بشار اسد در بازدید سوریه و سپس در بغداد، علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران در دیدار با داود اوغلو «نقش» دیگری اتخاذ نموده میگوید:
    • ما به دنبال نفی خشونت هستیم و گفت‌‌وگوی ملی در سوریه را دنبال می‌کنیم. تاکید کردیم ایران آمادگی میزبانی معارضان را در ایران دارد و می‌خواهد معارضان در ایران در کنار یکدیگر بنشینند و با دولت سوریه صحبت کنند. با دولت سوریه نیز در این باره گفت‌وگوهایی داشته‌ایم و آنها آمادگی خود را اعلام کرده‌اند. به هر حال از دوستان ترک خود خواستیم که با برخی از گروه‌های معارضین که در ترکیه هستند گفت‌وگو داشته باشند و آنها را تشویق کنند که در میزبانی که در آینده از معارضین خواهیم داشت به تهران سفر کنند و آنها از این مساله استقبال کردند و ما امیدواریم دو کشور نقش‌آفرین در منطقه ترکیه و ایران بتوانند با همکاری و هماهنگی یکدیگر این منطقه مهم خاورمیانه را که دستخوش تحولاتی شده است به گونه‌ای مدیریت کنند که به طور طبیعی تحولات به پیش رود و امری خارج از اراده کشورهای منطقه بر کشورهای این منطقه تحمیل نشود.**
    از اینسو سعید جلیلی نماینده رهبر در شورای امینت ملی تکرار میکند:
    • فاس نیوز
    • جلیلی با توجه به اذعان همه طرف‌ها از جمله غربی‌ها به فعالیت تروریست‌های خارجی در سوریه تصریح کرد: تروریست‌ها هیچگاه برای مردم دموکراسی به ارمغان نیاورده‌اند.
    این زبان و رویکرد دوگانه دیپلماتیک ایران به چه معناست؟
    نخستین بار نیست که رژیم،برای تبدیل تهدید به فرصت بعنوان یکی از پایه های دکترین امنیتی خود؛ با برجسته کردن دوگانگی سیاسی درونی خویش، که در آن تردیدی هم نیست، سعی میکند با نمایش این دوگانگی، دنیا را با سردرگمی مواجهه کرده و به این تصور بیاندازد که گویا جهان میتواند روی گرایش دیگری جز گرایش تهاجمی و تعامل گریز درونی رژیم سرمایه گذاری کند. چنین سیاستی در جریان مک فارلین و ایران کنترا در به اشتباه انداختن کاخ سفید جواب داد و رژیم میخواهد آن سناریو را از نو بازی کند! ولی هیهات*.
    بنظر من کنفرانس امروز تهران بین «معارضان» و دوستان رژیم بشار اسد، به یک نمایش افتضاح آمیز دیپلماتیک که فقر و ناتوانی سیاسی، انزاوای بین المللی و منطقه ایی و هپروت اندیشی رهبری ایران را نشان خواهد داد، تبدیل میگردد. حال حاکمیت، این شکست را برای حتا هواداران و متحدین باقی مانده خود چگونه توجیه خواهد کرد ؟ فقط خدا میداند.
    بر همین سیاق فوق باید منتظر بود سفر احمدی نژاد به عربستان نیز خالی از تحقیر او نباشد. تحقیری افتضاح آمیز که کوشش خواهد شد از دید مردم ما پنهان بماند. نباید انتظار داشت اجلاس سران کشور های غیر متعهد در تهران هم، که قرار است دو هفته دیگر برگزار شود وضعی بهتر از کنفر انس فردا داشته باشد.
    . اما ساعاتی پیش خبرهایی دایر بر اینکه ارتش بشار اسد منطقه صلاح الدین را از وجود مخالفین پاکسازی کرده است روی صفحه رسانه های …. ظاهر شد. با آشنایی به بلوفهای تاکتیکی نوع ایرانی، روسی و سوری میتوان درک کرد که ارتش اسد سعی کرده است با پاکسازی آن منطقه برای اثر گذاری روی جو کنفرانس فردا در تهران، با یک چنین پیروزی ایی، اعتماد به نفس وامید آفرینی کنند. ولی همین تلاش استصیال آمیز نیز محکوم به شکست است و حتی اگر خبر پیشروی و پاکسازی منطقه صلاح الدین در حلب هم درست باشد باید منتظر بود که ارتش آزاد سوریه در نقاط دیگری از کشور قد علم کند، زیرا همانطور که قبلاً هم چند بار گفته ام، موازنه استراتژیک در مجموع بطور قاطع، بسود جنب ضد رژیم اسد است و با توجه به حمایتهایی که این جنبش در منطقه و جهان دریافت میدارد پیاده کردن عملیاتی این برتری استراتژیک کار دشواری نیست هرچند ممکنست بعلت عدم توازن قدرت آتش ارتش مجهز بشار اسد و مخالفین، در اینجا یا آنجا، نیروهای ضد رژیم دوچار قب نشینی هایی بشوند. فراموش نکنیم که؛ در آن هنگام که ارتش قذافی در اطراف بنغازی، سورت و میسترا سرگرم کوبیدن مخالفین بود واحد های کماندوئی انقلابیون در خود تریپولی به مقر قذافی حمله کردند و در عرض چند ساعت ستادقذافی و پایتخت را گرفتند. نبرد نظامی و سیاسی سوریه سورپرایز های بسیار خواهد داشت این داوری منست!
    *
    پایان یادداشت
    …………………………..
    خبر های بعدی این کنفرانس در ذیل همین پست اضافه خنخستین بار نیست که رژیم،برای تبدیل تهدید به فرصت بعنوان یکی از پایه ای دکترین امنیتی خود؛ با برجسته کردن دوگانگی سیاسی درونی خویش، که در آن تردیدی هم نیست، سعی میکند با نمایش این دوگانگی، دنیا را با سردرگمی مواجهه کرده و به این تصور بیاندازد که گویا جهان میتواند روی گرایشی دیگری جز گرایش تهاجمی و تعامل گریز درونی رژیم سرمایه گذاری کند تبدیل کند. چنین سیاستی در جریان مک فارلین و ایران کنترا در به اشتباه انداختن کاخ سفید جواب داد و رژیم میخواهد آن سناریو را از نو بازی کند! ولی هیهات!واهد شد.
    آخرین خبر در همین زمینه:
    روسیه در نشست امروز تهران درباره سوریه شرکت می‌کند
    خبرگزاری فارس: وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرده که سفیر این کشور در ایران در نشست امروز وزرای خارجه کشورهای متحد سوریه در تهران که برای تاکید بر حل و فصل صرفا دیپلماتیک بحران در سوریه تشکیل می‌شود، شرکت خواهد کرد.
    به گزارش فارس به نقل از روزنامه «نیزاویسیمایا گازیه تا»، ایران مشارکت فعالی را برای حل و فصل مناقشه در سوریه آغاز کرده است. در همین رابطه امروز در تهران نشستی از متحدان دولت سیاسی حاکم بر سوریه برگزار خواهد شد. روز سه شنبه نیز “سعید جلیلی” دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دمشق با “بشار اسد” رئیس‌جمهوری سوریه دیدار کرد.
    دولت ایران برای بررسی اوضاع حساس کنونی در سوریه و تاکید بر اقدامات صرفا سیاسی-دیپلماتیک برای حل و فصل بحران در این کشور، وزرای امور خارجه ۳۰ کشور را به تهران دعوت کرده است که البته انتظار می‌رود ۱۳-۱۲ کشور در نشست امروز شرکت کنند.
    **
    http://khabaronline.ir/detail/234265/politics/diplomacy
    ………………..

  • فرهاد

    در نامه ایشان غلو زیاد است . در ضمن اگر ایشان در انفرادی هستند چطور به این راحتی نامه پراکنی میکنند . در عجبم از کسانی که به راحتی هتک حرمت همه کس را در کامنت ها و در مقاله ها و خبر های کلمه روا میدانند و خود را کل کشور و کل تفکر می پندارند . آیا این تمامیت خواهی نیست ؟

  • ناشناس

    جزpجز درود بر این یار اصلاحات چه می توان گفت

  • ناشناس

    سلامت باد این مرد سبز
    آقای خامننه ای چون معتقده که نماینده بحق خدا رو زمینه بنابراین نتیجه کارها و دستورات و اعمالش هر چی که باشه ،خوب یا بد، به نفع مردم باشه یا به ضرر مردم،فکر میکنه خواست خداست و اگر هم نتیجه بد باشه از کرده خودش پشیمان نمیشود و عذر خواهی نمیکند و در پی اصلاح کرده خودش برنمیاد چون فکر میکنه اگه اون نتیجه ی کار خوب بود که خوبه و خدا خواسته اینطوری بشه و اگر هم بد بود خدا خواسته بد بشه و نباید ناشکری کرد و حتما حکمتی داشته!!
    اما با این طرز فکر ایران را به نابودی کامل کشانده این دیوانه

  • مادر سبز

    نرود میخ اهنین در سنگ : اقای تاج زاده تاریخ ثابت کرده که دیکتاتورها گوش شنوا ندارند و اطرافیان هم وقتی که کفگیر به ته دیگ خرد مثل نخست وزیر سوریه یکی یکی دورشان را خالی میکنند ولی ظاهرا از نظر اقایون داخلی مثل اقای صالحی هنوز کفگیر به وسط دیگ هم نرسیده و هنوز می توانند از این سفره گسترده و از جیب بیت المال ریخت و پاش کنند و بخورند ملت ایران نباید فراموشکار باشد !

  • بنده خدا

    تحریم های آمریکا و اروپا و کشیدن ایران به درگیریهای سوریه, شباهت زیادی به وضعیت شوروی قبل از فروپاشی دارد. آمریکا با درگیر کردن شوروی در افغانستان و هزینه های غیر قابل تصور آن شوروی را با کمترین هزینه متلاشی کرد . هم اکنون این نقشه برای فروپاشی ایران در حال اجراست. افزایش صد در صدی دلار در یکسال و متقاعب آن دوبرابر شدن قیمت های محصولات و تولیدات داخلی و خارچی و در کنار آن کمک های اقتصادی و نظامی ایران به سوریه و لبنان, ایران را در معرض فروپاشی کامل قرار داده است. این همان نقشه جدید آمریکا برای خاورمیانه جدید است. با فرو پاشیدن اقتصاد ملی و ته کشیدن خزانه های کشور دور نیست که ببینیم کردستان ایران به کردستان عراق متصل شود و بلوچستان هم استقلال بگیرد. خدای ناکرده آذربایحان ایران هم به آذربایجان شمالی بپیوندد و دیگر از ایران چیزی نماند. خوب بود رهبران و مسئولان کشورمان درایت کافی از این مهم داشتند و قبل از اینکه کاملا در این دام گرفتار شود کشور را نجات دهند.

  • ناشناس

    با سلام و احترام اگر راست می گویید که سخگویان جنبش سبزید از مردم دعوت کنید که روز شنبه یا جمعه و یا هر وقت دیگری دست کم بروند بالای بام و بگویند مرگ بر دیکتاتور تا مهمانان امام خامنه ای آنرا بشنوند. اگر هم مردترید بگویید مردم به خیابان بیایند. من هم خواهم آمد. و اگر نیستید شاید مردم البته آنرا فهمیده باشند و به سخن کسان دیگری گوش کنند. مرگ بر دیکتاتور.

  • nashenas

    اینها همه در انفرادی خود خواسته هستند و شما آزاد

  • ناشناس

    رهبری نیازی به این خبررسانی ها ندارد. ما خودمان ختم ختم هستیم.

  • ناشناس

    امثال تاجزاده تا نوک دماغ خود را بیشتر نمی بینند!

  • ناشناس

    کنشگران سیاسی باید فکری برای اجلاس سران بکنند. از همین الان تبلیغ کنید که در ایام اجلاس مردم پشت بام ها شعار بدهند. این حداقل کاری است که می توان کرد. چه سکوت مرگباری به اصطلاح نخبگان سیاسی را فراگرفته است.

  • ناشناس

    چیزی ندارم بگم .( لایک )

  • امید

    افرادی همچون آقای تاجزاده که در این کشور بسیار اندک هستند(به همت حاکمیت جمهوری اسلامی ملت ابران به بی خاصیت ترین ملتها تبدیل شده اند) تلاش می کنند تا حاکمیت را نسبت به وضع موجود آگاه سازند ولی بی فایده است چرا که اقتدارگریان با ماهیتی پلیدتر از شیطان این مسیر را آگاهانه انتخاب کرده اند وهرگز در رفتار خود تجدید نظر نخواهند کرد اینها نه اعتقادی به دین دارند نه وطن . امثال آقای صالحی بسیار حقیتر از آنند که در وظابف خویش تاثیر گذار باشند

  • مریم

    درود بر مصطفی تاجزاده
    آقای تاجزاده در پناه خدا از شر دیکتاتور کینه توز در امان باشی

  • سبز

    زنده باشی اقاسید.

  • http://amiramir1359.blogfa.com

    سلام دوستان سبز

  • فرزند خاک

    بسم الله
    آقای تاج زاده شما چی هستی؟؟؟
    اصلا کی هستی؟؟؟
    برو بشین به زن و بچت برس….
    اخه تواصلا عددی هستی تعین تکلیف میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    درود و سلام ما به حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله)
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید….
    ما تا اخرین نفس در کنار دوستان رهبر معظم انقلاب هستیم و در مقابل دشمنانش می ایستیم…

  • ناشناس

    سخنان آقای تاجزاده کاملا درست و عمل به آنها به نفع ایران و اسلام است ول کو گوش شنوا؟! رهبری که خودش را از هر مشاوره ای بی نیاز می داند و باورش شده که از اسماء الهی است و همه قدرت را هم در ید با کفایت!! خودش گرفته و بقیه مسولان هم فقط چشم به دهان ایشان دارند که ببینند آقا از هر چه خوشش آمد از آن بگویند و اطاعت کنند یعنی داستان تکراری رضا خان ها و محمد علی شاهها و محمد رضا پهلوی و قذافی و … وبالاخره بدبختی ملت ایران !!!

  • ناشناس

    آن ناشناس بالا حرف خوبی زده. اگر راست می گویید که از رهبران جنبش سبزید. این روزها روز تشویق به تضاهرات است تا غیر متعهد ها تعهد خامنه ای را به آدمکشی و تجاوز سرکوب دریابند. اگر هم الکی خودتان را از رهبران جنبش میدانید٬ بدانید که مردم دیری ست از شما اصلاحطلبان موعد گذشته اند. آری دیری ست.

  • http://kholoud.blogfa.com علی

    به امید آزادی زود هنگام این سید عزیز
    ………..
    معیار درستی وجود ندارد

    این روزها دیگر آن روزها نیست.سرعت چرخش اطلاعات بسیار زیاد است.مطلبی برای مخفی کردن وجود ندارد.دیگر مثل صده قبل دولت ها به دنبال زغال سنگ نیستند.نفت هم در منظر آنها کم رنگ شده است.ساختارهای منفعت طلبی متفاوت شده است.قدرت در داشتن منابع طبیعی داشتن، خلاصه نمی شود.داشتن دانش ارزشمند است.امروز قدرت داشتن، از نماد هایش توپ ،تانک،سلاح اتمی و… نیست،داشتن علم و رشد آن موفقیت است. ارزش داشتن نیروی انسانی که توانایی ارتقاع آن را دارد،خوب است.وجود همچین انسانی از ده ها چاه نفت پرسود تر است.نوع نگاه به قدرت و ثروت در دنیا تغییر کرده است.

    حاکمیت درکشورما هنوز به سبک های قدیم عمل میکند.حیات خود را دروجود مخالف می یابد.نوع ساختار و رفتارش مانند دهه های ذغال سنگ است.ارباب و رائیتی با مشکلاتش برخورد میکند.قدرت تکلم ندارد.تازیانه زبان گویایش است. ساختارهای اجتماعی روز دنیا را در ارتباط با نیروی انسانی نمی شناسد.هنوز برای مخالفینش چه داخلی و خارجی از ابزارهای نظامی استفاده میکند.هنوز به تفنگ،تیر،باتوم و… نظر دارد.

    معیارها در دنیا تغییر کرده برای فتح کردن ذهن نیروی انسانی؛ انسان ها را در ذهنشان زندانی میکنند نه در یک چهار دیواری، روش های کم هزینه پربازده دیگری استفاده میشود. انسانی را با توپ و تانک نمی کشند که هیچ بلکه انرژی آنها را در خدمت اهدافشان درآورده و پول این کار را هم از جیب خود همان نیروی انسانی درمی آورند.

    حاکمیت در کشور ما دنبال مخالف میگردد. مخالف سازی میکند.وبه دنیا نمی تواند ثابت کند دشمنش کیست.روی به داخل می آورد گاهی موثر ترین نیروهای خودش را هم از بین میبرد.هزینه های بسیار گزافی میدهد.چرا چون تغییر روش ها زندگی ،اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی و… در دنیا را نمی شناسد.

    به خاطر حمل کردن این جهالت موجود حاضر به دادن هرنوع هزینه ای است.

    سه سال است که از روز انتخابات سال هشتاد وهشت میگذرد.هنوز حاکمیت نتوانسته تعادلی در حوزه ذهنی خودش ایجاد کند.با کوچکترین حرکتی از سمت مخالفانش، دست به پروپاگاندا میزند. برای مخالفینی که برای خودش تراشیده برنامه ای ندارد. از طرفی گنگ و گیج برخورد کردن با مو ضوع حکایت از شناخت نداشتن از معیارهای حکومت داری جهان در این روزها است.نیاز به مثال ندارد.ولی بارها و بارها از همین تلیوزیون جمهوری اسلامی کشور امریکا را نشان داده که مخالفین حاکمیت در حال ابراز مخالفت با روشهای گوناگون هستند. وبعداز مدتی دیگر نیستند و دوباره در ساختار موجود حل میشوند.و ما از این مخالین استفاده رسانهای کردیم حال آنکه خودمان هیچ حقی در داخل و خارج برای مخالف قائل نیستیم.

    ما ایرانی ها معمولاً از شدت غرورمان دوست نداریم خیلی از مسائل را حتی با خودمان در میان بگذاریم.حال آنکه در واقعیت آن وجود دارد.وما را اداره میکند.

  • ناشناس

    رهبر به خاتمی به عنوان یک رقیب نگاه می کنه و از محبوبتش می ترسه رفسنجانی هم مایل هست که در این دوران با ورود دوباره و مشارکت در قدرت رهبر موقعیت قبل خود را در نظام احیائ کنه و اینکه خوب می دونه که خاتمی محبوبتر و مقبول ترازش هست چون نه سوئ سوابق اقتصادی و نه سوابق تروریستی و اقتدار گرائی رفسنجانی رو نداره و در جامعه جهانی بسیار مقبول تر و در داخل محبوبتر هست بطور مٍثال بعد از ریاست جمهوری خاتمی تا امروز نه کسی از فساد ایشان و خانوادهاش مطلبی گفته نشده که اگر بود بارها عنوان میشد لذا در این شرایط حکومت سعی می کنه که اقای خاتمی رو به بازی بکشونه یا از اعتبار بیندازه و مردم رو نسبت به ایشان بد بین کنه و دلسرد و نشان بده که خاتمی هم مهرهای است که سر سپرده نظامه که اگر موفق نشه ایشان رو بازیچه سیاست خودش بکنه ایشان هم به عنوان یک فرد مستقل از مرکز توجه مردم خارج کنه و نشانه این مطالب اینست که ایشان را در انتخابات مجلس با زور و فشار به پای صندوق رای اورد تا طرفدارانش و یارانش را به اختلاف و بد گمانی بیندازد و تا حدودی هم نتیجه گرفت حالا در قدم بعدی هم می خواهد به عنوان نشاندادن وفاداری خاتمی به نظام در روز قدس او را به خیابان بکشد به بهانه اینکه این چراغ سبزیه برای اچازه شرکت اصلاح طلبان در انتخابات

  • ناشناس

    فعلا که سیلست و حکومت در ایران چند تا متولی داره نماینده رهبر میره سوریه یه چیزی کیگه و نماینده دولت میره ترکیه یه چیز دیگه می گه ذوب شدگان ولایتهم که از گوشه و کنار پارازیت پرتاب می کنن

  • ناشناس

    اینها یا باید با واقعیت کنار بیاند یا سرنوشت ما هم مثل سوریه می شود که کل ملت می شوند تروریست یعنی قتل و عام و اقای تاج زاده دمش گرم ولی کل ایران تاجزاده ها هستن ولی کو گوش شنوا فقط باید گفت خدا رحم کند

  • ؟

    منمن از اشکی که میریزد زه چشم یار می ترسم… از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم… رها کن صحبت یعقوب و دوری غم فرزند…… من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم… همه گویند این جمعه بیا، اما درنگی کن…… از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم. آری همه ما بازیچه دست حکامیم. حتی دین و افکارمان بازیچه شده. همه ظاهر سازو ریاکار گردیده اند. تقدیم به پیروان حق.