خانم دیبا این زن را می شناسید؟
چکیده :خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. نه، سرنوشت ما سزاوار مرگ در مرداب حقیر پادشاهی نیست، چه آنچه شما روا داشتید و چه آنچه اینها بر ما روا می دارند....
فرهمند علیپور:
برسد به دست ملکه بی تاج، شهبانوی بی حافظه
خانم دیبا شما این زن را می شناسید؟
خانم دیبا شما هرگز نام اولین دختر جوانی که در زیر شکنجه در زندان “آریامهر” شهید شد را شنیده اید؟ “فاطمه امینی” را می گویم. ببینید روزگار چگونه با ما بی حافظگان معامله می کند، چه می کند این حکومت الهی که روی ساواک شما را هم سفید کرده! اما خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. نه، سرنوشت ما سزاوار مرگ در مرداب حقیر پادشاهی نیست، چه آنچه شما روا داشتید و چه آنچه اینها بر ما روا می دارند.
خانم دیبا، شما در مستند “از تهران تا قاهره” بسیار گفتید که “برای اولین بار است چنین حرفهایی را می شنوم، برای اولین باری است چنین مصاحبه ای را میبینم و اینکه 33 سال است همواره از خود می پرسیم کجای کار را اشتباه کردیم.”
چه خواب سنگینی…به خواب 2500 ساله می ماند. تصویر این دختر را برایتان میفرستم شاید لحظه ای به یاد آوردید که چرا مردم عصیان کردند و به زعم شما کفران نعمت.
« فاطي روح والايي داشت، همه عشق بود و عاطفه، بچهها را تكتك با تمام قلبش رفيقانه ميپرستيد… فاطي ميگفت كه خودش پيش از پيوستن به مبارزة مسلحانه، از شكنجه وحشت داشته و به همه ميگفته “چيزي جلوي من نگين كه زير شكنجه طاقت نخواهم آورد.” اما حالا پر از اطلاعات بود… به فاطي گفتم بايد راه برود وگرنه خون توي رگها لخته ميشود. به كمك من از جا بلند شد. لنگلنگان و آهسته قدم برميداشت. دور دوم سرش گيج رفت. روي زمين درازش كردم يك لحظه بيهوش شد. بعد چشمهاي زيبا و پرمهرش را گشود و پرسيد: “چي شد؟” گفتم: “بيهوش شدي.” آهي كشيد و گفت: “اگه مرگ اينطور باشه، چه راحته!”
هنوز زخمهايش را نديده بودم. روز بعد وسايل پانسمان و مسكن و آنتيبيوتيك خواستم به سرعت همهچيز را آورند. قيچي، چاقوي تيز جراحي، داروي مسكن و… همه آن چيزهايي كه يك لحظه هم دست زنداني نميدهند. مات مانده بودم. فكر كردم پرستاري، نگهباني، كسي مراقبت خواهد كرد. اما هيچكس نبود. همهچيز را داده بودند دست من. با آن قرصها ميشد به آساني خودكشي كرد. من از زمان دستگيريام دو بار سابقة خودكشي داشتم. اما جاي اين فكرها نبود. اول بايد زخمها را پانسمان ميكردم. فاطي را چرخاندم روي شكم. وقتي باندها را از روي لمبرِ سوختهاش برداشتم، خشكم زد. به زخمها نگاه ميكردم و تمام بدنم ميلرزيد. خيلي سوختگي ديده بودم؛ دختر پانزدهسالهاي كه خوسوزي كرده بود و از گردن به پايين همهجايش سوخته بود، كارگرهايي كه در كارخانه ميسوختند و به بيمارستان سينا ميآوردند، اما زخمهاي فاطي چيز ديگري بودند، دلخراش بودند. عميق و قرمز و برشته بودند. سوختگي درجه سه.
فاطي حالِ نزار مرا حس كرد، گفت: “شروع كن!” دستهايم ميلرزيد و قلبم تير ميكشيد. نميدانم عمقِ سوختگي بود يا عمقِ قساوت كه اينچنين مرا منقلب كرده بود. باورم نميشد انساني بتواند انساني ديگر را به عمد اين چنين بيرحمانه بسوزاند؟ در تمام 9 ماهي كه زير بازجويي بودم، نعرههاي دردآلودِ بسياري را شنيده بودم، پاهاي ورمكرده و زخمي خودم و زندانيان ديگر را ديده بودم، دخترم را در زندان و شرايطي سخت بهدنيا آورده بودم، دو بار دست به خودكشي زده بودم. ديگر خشونت و درد جزيي از زندگي روزمرهام شده بود، اما وضع فاطي حكايت ديگري بود؛ تك و تنها، تكيده و ضعيف… يك مشت آدمِ رذلِ جنونزده او را تا سر حد مرگ شكنجه كرده بودند… حالا كه در برابر مقاومت فاطي شكست خورده بودند ميخواستند حالش را خوب كنند تا دوباره او را شكنجه كنند.
پوستهاي مرده را ميچيدم، انگار تارهاي قلبم را قيچي ميكردم. متشنج بودم و دستهايم ميلرزيد. ولي اشكهايم خشك شده بود. فاطي صبور بود و هيچ نميگفت. حتي تكان نميخورد. يك طرف بدنش نيمهفلج شده بود. پانسمان لمبرش را تمام كردم و به پاهايش رسيدم. حالا لمبرهاي سوختة فاطي آنچنان در ذهنم نقش بسته كه بدن نيمهفلج و زخم پاهايش برايم به خاطرهاي محو و كمرنگ تبديل شده. روز بعد ازش پرسيدم: “با چي تو رو اين جور سوزوندن؟” ساده و كوتاه گفت: “زير تخت آهني منقل گذاشته بودن. بازجو رفت رو شكمم ايستاد و پشتم به آهنهاي داغ چسبيد. اين جوري سوخت. حالا ميترسم بازم شكنجهام كنن!”
من هم ميترسيدم. با اينكه از او چيزي نميپرسيدم، ولي از فحواي كلامش فهميدم كه خيلي اطلاعات دارد. ساواك هم اين را ميدانست. چند سال بود كه در مبارزه بود…
بايد كاري ميكرديم كه از حدتِ شكنجه بكاهيم و زمان را بخريم. در زندان روز به روز آموخته بودم كه هيچچيز در طول زمان پايدار نيست. تجربة آدم در برابر بازجويي و شكنجه بيشتر ميشود و ترس كمتر. هم براي فاطي نگران بودم هم براي اطلاعاتش. بالاخره به او گفتم: “فاطي جان، طبق قرار سازماني ما ميتونيم بعد از 24 ساعت نشوني خانة تخليهشده رو بديم. اين كه اشكالي ندارد، حتماً بچهها خونهرو تخليه كردهان.” اما فاطي نميخواست هيچچيز به دست ساواك بيفتد. ميگفت: “درخت كهنسالي با شاخههاي زيبايي در اون خونه هست كه نميخوام به دست اينا بيفته!” » داد و بیداد – سیمین صالحی
خانم دیبا؛ کاش میهمنم 33 سال پس از آن عصیان خدایی آزاد بود، تا می نوشتم: در بهار آزادی جای شهدا خالی….
* توضیح کلمه: این یادداشت برگرفته از بخشی از کتاب خانم سیمین صالحی با حاشیه نگاری آقای فرهمند علیپور روزنامه نگار است که در ابتدا به اشتباه به نام آقای لطف الله میثمی منتشر شده بود که بدین وسیله پوزش می خواهیم.














درد آور وعبرت آموز بود و بالاترین حد حیوانی انسان را نشان داد و بهترین جمله این است : ( اما خانم دیبا به خدا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سفید نکرده و بی حافظه نیستیم که از دامن پادشاهی سلطنتی به دامن پادشاهی اسلامی و دوباره به پادشاهی سلطنتی باز گردیم. )
همیشه درد از آن مستضعفان نخواهد بود
حقشون بود یه مشت توده ای و فدایی و مجاهد خائن که اسلحه بدست گرفته بودن! کلمه عزیز مگه بعد از انقلاب همون گروه های مسلح رو نوازش کردید؟ بلایی بدتر از ساواک سرشون آوردید بازم میگم حقشون بود
اگه به آزادی بیان معتقدی چاپ کن
قضاوت را به مردم بسپارید.
منم میگم کفران نعمت کردیم. چطور بود که خیلیها مثل خانواده خودم که پدرم هم کارمند دولت بود با سربلندی و همان حقوق دولتی با 6 تا خواهر و برادر تو خونه اجاره ای زندگی میکردیم. با اینکه درآمد ناچیزی داشتیم اما بهترین اوقات و خوشترین لحظهاتمون مال همون موقست. هرگز پیش نیومد کسی بیجهت مزاهمون بشه یا بگه بالای چشمت ابروست. اونموقع باب کلاسهای تقویتی خیلی گل کرده بود اغلب فرهگیان پول خوبی سوای شغل دولتی ازین کلاسها که خیلی هم مورد استقبال هم سن سالهای خودم قرار میگرفت. میتونم قسم بخورم هرکسی تلاشی میکرد و اراده داشت راه پیشرفت براش باز بود و اینو به رای العین دیدم. تبعیضی در کار نبود. شور و بلوایی بود از چنب و جوش و فعالیت از هر سنخی. رونق اقتصادی و آزادیهای فردی که به خدا حسرت خیلیهای امروزه. خانواده خودم مومن بودند و بهترین ایام رمضان رو اون موقع داشتیم. معنویتی که اون موقع داشت هرگز امروزیها با اون بوق و کرنا و اون سفره های گرونقیمت و اون تظاهر و ریای مقدس معابشان ندارند. همینطور مجالس روضه ماه های محرم رو
با حقوق یک ماه یک کارمند دولتی شما قادر بودی ماهی هزار دلار بگیری. خیلی ها با خانواده به تورهای اروپا میرفتند. یا اونهایی هم که زبانی بلد بود
مدتیست از مصاحبه خانم فرح دیبا و کتاب سراسر دروغ ،وقیحانه پرویز ثابتی در رنجم که خدایا دوباره این عقربها بیدار شده اند و به مدد ضعف حافظه تاریخی ملت میخواهند کلاه دیگری سرمان بگذارند.
اینکه انقلابمان دزدیده شد شکی نیست ولی ضعفهای فعلی دلیل نمیشود تا رژیم پهلوی تبرعه شود ، جالب است که بدیهای اینها را بحساب خودشان واریز میکنند غافل از آنکه مسبب و باعث و بانی وضعیت فعلی رژیم شاهنشاهی است چرا که اینها مناسبتهای رفتاری آنها را باز تولید کرده اند فقط در بعضی موارد بیشتر و در بعضی موارد کمتر.
افسوس که به ازادی دست نیافتیم و گرفتار بند های بیعدالتی شدیم ور نه به به فرح دیبا میگفتیم که در ان دوران سیاه چه بر وطنمان رفت و ایشان بهتر است افسوس روزهای طلایی خودشان را بخورند که از کجا به کجا رسیدند .
ساواک جنایت میکرد ولی نه ازسر کینه ، تصور میکردند که مبارزان مذهبی و کمونیست هر کدام به قدرت برسند به ضرر مملکت است ، با این تصور دست به جنایت هم میزدند . به جای نقد تاریخی روضه نخوانیم که “« فاطی روح والایی داشت، همه عشق بود و عاطفه، بچهها را تکتک با تمام قلبش رفیقانه میپرستید… فاطی میگفت که خودش پیش از پیوستن به مبارزة مسلحانه، از شکنجه وحشت داشته و به همه میگفته “چیزی جلوی من نگین که زیر شکنجه طاقت نخواهم آورد.” کدام حکومتی برای مبارز مسلح فرش قرمز پهن میکند ، چون رفقا را رفیقانه می پرستد . حالا تصورشان درست بود یا علط حرف دیگری است . البته که شکنجه و کشتن انسانها جنایت است ، حتی فی سبیل الله .
انتظار داشتید به کسی که مبارزه مسلحانه میکنه دسته گل تقدیم کنند.؟
اصل مطالب درسته. اما یک نکته ای هم باید در نظر گرفت. در زمان شاه بیشتر این شکنجه ها شامل حال کسانی می شد که در فعالیت های مرتبط با مبارزه مسلحانه شرکت داشتند( البته این توجیه نیست. این ایراد هم به نظام پهلوی مربوط می شود که چرا اصولا کار مملکت به جایی برسد که مبارزه مسلحانه جایگزین مبارزه قانونمند شود!). اما امروزه دیدیم که در 88 خیلی ها فقط برای در دست گرفتن یک تکه کاغذ و دادن یک شعار مسالمت آمیز بلاهایی را تحمل کردند که گفتنشان به قول نویسنده روی سواواک را سفید تر از سفید می کند. پس بیش از انکه به جنایات پهلوی می پردازیم بهتر از انرژی را صرف افشای جنایات حاضر کنیم./
مبارزه مسلحانه هم جزو كارنامه اين خانم بوده ، يعني ساواك كسي رو شكنجه كرد كه قرار بوده ادم بكشه …….. سياستمدار در فرهنگ ما جا نيوفتاده ، نمي دونم چرا فكر مي كنيد سياستمدار = پنج تن ال عبا !!! فكر مي كني مثلا ميرحسين موسوي عرق جبين ريخت و شد نخست وزير و صاحب چند ميليارد پول و املاك و چون ادم خيلي عاقل و درستي بود تشخيص نداد كه هاشمي ( يكي از سالم ترين انسانهاي روي زمين ) ممكنه اختلاس يا رانت خواري و يا ….. كرده باشه و رفت تو باندش ….. اعدام هاي دهه ٦٠ هم كه اصلا برادران اصلاح طلب و برو بچه هاي الان سايت كلمه كه كلا در جريان نبودند !!!!!! عزيزان مي دونم اين متن رو حذف مي كنيد ولي يادتون باشه اولا قانوني تصويب نكنيد كه كسي يا گروهي مادام العمر زمام دار باشند ( نه اقا نه سلطان ) { شايد مرگ ندا اقا سلطان همين پيام رو داشت } و سياستمداري رو هم كه براي ٤ سال اينده انتخاب مي كنيد سعي كنيد از كم گناه ترين انها باشد و نه بي گناه ! چون انسان بي گناه وجود ندارد چه برسد به سياستمدار كه جرسومه گناه است
لعنت به استبداد و دیکتاتوری که همیشه عده ای را برای شکنجه و زجرکش کردن انسانها استخدام می کند و دلیل ش هم استمرار قدرت خویش است
به خدا از دیکتاتوری و سلطنت و ولایت مطلقه خسته شده ایم، به تنگ امده ایم، و حالمان به هم می خورد…
مردم ایران دیگر نه سلطنت و پادشاهی ، و نه حکومت ولایت مطلقه دینی را نمی خواهند
مردم ایران جمهوری و دموکراسی و ازادی خواهند و از هر گونه حکومت دیکتاتوری فردی بیزار
فرهاد said “حقشون بود یه مشت توده ای و فدایی و مجاهد خائن که اسلحه بدست گرفته بودن!”!!!!!!!
فرهاد گرامی ممنون که نهایت فهم و استدلال انسانی و برحق خودتان را اینجا نشون دادید….تاسف بر این دیدگاه!
با این استدلال شما پس طرفداران خامنه ای و این حکومت هم حق دارند بگویند که شکنجه و اعدام و تجاوز و آش و لاش کردن جوانان در کهریزک و زندانهای دیگر حق شان بوده!!!!
چیزی که این وسط قربانی میشود انسانیت و کرامت وشان انسانهاست که تا پست ترین درجه حیوانیت، به منظور بقای حکومت پایین می آید
خط قرمز و ملاكمان كشتن و تجاوز باشد از هر كه سرزد محكوم كنيم چه از شاه چه از مخالفانش، چه از رژيم اسد چه از مخالفانش چه توده اي ، چه مجاهد ، چه حزب الهي . . . .
ساواک خیلی جنایت کرد. مثل اطلاعات جمهوری اسلامی. ولی واقعا نمیدانم ساواک بیشتر جنایت کرده یا اطلاعات جمهوری اسلامی.
حکومتها با هم قیاس میشوند، همه چیز نسبی است انگار.
من که زمان شاه را درک نکردم، ولی این جمهوری اسلامی خیلی بد چیزی است.
عجبا! اینها شاه مملکت بودند، اینها صاحب مملکت بودتد، حکایت شما مثل این است که به نادرشاه گیر بدهید که چرا خراج میگرفته و یا چرا هر کار دلش میخواسته میکرده. بابا تعریف شاه همین بود. مملکت برای شاه بود.
وقتی هم که مردم دموکراسی خواستند، شاه واقعا بزرگواری و فهم نشان داد که بی خون ریزی رفت. دموکراسی هم قطعا بهتر از شاهنشاهیه، که البته هنوز در کشور مستقر نشده.
وقتی در میزان کشتار زمان شاه، بزرگنمایی میکنید، وقتی از نقات قوت آن دوران هیچ چیز نگفتید، حق بدهید که مردم شک کنند و حرفهای خانم دیبا به دلشان بنشیند.
الان، مطمیئن باشید عده ای زیادی کینه ای خانم دیبا در ایران به دل ندارند. و به ایشان احترام میگذارند. هر چند این مطلقا به معنی میل به سلطنت نیست. نظام سلطنتی هیچ وقت با اقبال روبرو نخواهد شد، اصلا کسی نیست که دیگر به قواره شاه باشد.
به نظر من این بحثها بیخود الان باز شده است. الان اصلا مجال این صحبتها نیست. مردم در کل روشن تر این حرفها هستند که عده ای فکر کنند آنها دوباره سلطنت بخواهند.
باقی مانده نظام قبل انقلاب 57 هم یک چیزی میگوید، خب نظرش این است. اما به قول میرحسین، ما آنها را زنده نکنیم.
جمهوری اسلامی همان است که توسط انگلیس و آمریکا و فرانسه و آلمان به مردم ایران تحمیل شد.
مگر از جلسات سران این کشورها با انقلابیون اطلاعی ندارید یه سری به منابع بزنید.
جنایاتی که خود شما در سالهای اول انقلاب انجام دادید مانند اعدام های دست جمعی یادتان رفته ؟
سال 88 انگار همین دیروز بود.
مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و هر آنچه به آن وابسته است را قبول ندارند.
ما هر چه می کشیم از سال 57 می کشیم.
کدام وعده ای که دادید محول شد ؟ نفت یا برق یا آب ؟
جمهوری اسلامی همان است که توسط انگلیس و آمریکا و فرانسه و آلمان به مردم ایران تحمیل شد.
مگر از جلسات سران این کشورها با انقلابیون اطلاعی ندارید یه سری به منابع بزنید.
جنایاتی که خود شما در سالهای اول انقلاب انجام دادید مانند اعدام های دست جمعی یادتان رفته ؟
سال ۸۸ انگار همین دیروز بود.
مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و هر آنچه به آن وابسته است را قبول ندارند.
ما هر چه می کشیم از سال ۵۷ می کشیم.
کدام وعده ای که دادید محول شد ؟ نفت یا برق یا آب ؟
جوانان انقلابی آن زمان الان در صف مرغ هستند . اینم جواب یاران !!!!
درآمد کارمند رو با 30 سال پیش مقایسه کنید .
سطح اجتماعی ایران در جهان چی ؟
شاه همان کاری را داشت انجام می داد که شما 32 سال است فقط شعارش را می دهید.
انگلیس و امریکا و اسرائیل و شما. فرقی نمی کند.
ما هرچه می کشیم از شما و صاحبان شماست.
یعنی اگر در دهه شصت جمهوری اسلامی یک عده رو اعدام کرد باید دلیلی بشود بر درستی کار شاه در شکنجه مبارزان و مخالفان؟؟…آدم از استدلال برخی تعجب می کند.شکنجه بد است چه جمهوری اسلامی انجام داده باشد چه رژیم شاه…ولی جالب است خانم فرح اصلا یادش نمی آید!!ولی جمهوری اسلامی می گه یادمه و دفاع می کنه….نمی دونم کدوم روش بهتره!!!فقط می دونم اعدام و شکنجه بده..اما تکذیب کردن و وقاحت خانم فرح دیگه خیلی بدتره
دوستان کلمه متن بسیار جالبی بود با این اشک تمساح ها ملت گول نمیخورند.
فقط نکته ای رو باید عرض کنم که کتاب “داد بیداد” اثر خانوم ویدا حاجبی تبریزی است که یکی از نقل کنندگان این کتاب خانوم سیمین صالحی هستند.
جالب است کسی گفته حقش بوده چون فدایی و چریک بوده! مشکل فرهنگی است.
دیگری می گوید وضعمان خوب بوده زمان شاه و یادش رفته بیش از نیمی از زنان بی سواد بودند. به شما نگفتند بالا چشمت ابرو به طالقانی هم نگفتند؟ منتظری چطور؟ آقای خمینی تبعید نشد؟ گلسرخی اعدام نشد؟ چقدر خوب که شما اوقات خوبی داشتید. 20 سال دیگر برادران لاریجانی هم می گویند وضع خوبی داشتیم. ماه رمضان خوش می گذشت و مذهبی بودید! چقدر خوب! چه معیار خوبی برای حکومت! حسین فاطمی هم حال خوبی داشت وقتی با تب 40 درجه اعدام شد.
من قانع شدم زنده باد شاه زنده باد شیخ مشکل فرهنگی است.
یا حسین میر حسین
ما از تجربه های تلخ و شیرین دیروز و امروز مان یاد می گیریم که مسیر سبز رهایی را چگونه طی کنیم و سرنوشت فردایمان را چگون بنویسیم که انسان ایرانی فارغ از جنسیت ،فارغ از نژاد ،فارغ از دین و مذهب و…در آن حرمت داشته باشد .ما باید همدیگر دوست بداریم یاران .
marg bar shah————marg bar estebdad
چند نکته کلیدی را نباید فراموش نمود :1- خانم دیبا بنابه موقعیت تاریخی همانند سایرین در برابر فضای بیمار استبدادی بیشتر از سایرین محکوم به سکوت بوده .2-بعد از چندین سال محنت روحی وارد فضای گفتنیها شده ، بگذارید بگوید بخشی از تاریخ معاصر مملکت است 3- هنوز دلبسته همسرش به عنوان میهن پرست است ، عیبی ندارد اما همسر او توسط مستبد سازان تاریخ این ملک مسخ شد وبرای مردم ایران جایگاهی قوی قایل نبود فکر کرد که شبانی باید کرد ورمه انسانی را چاق کرد غافل ازاینکه انسان تشنه دانستن ویادگیری است .4-ممالک قدرتمند دائما” برای بهره کشی از کشورهای ثروتمند و بدون توسعه نیروی انسانی ، توطعه میکنند وایادی آنان خیل عظیم چابلوسان اربابان قدرت است که در تاریخ استبدادزده 2500ساله ایران همیشه حضور داشته ودارند.5- پس واقع بینانه به فکر رفتار ضد استبدادی ازبستر خانواده تا گستره کشور باشیم به همگان فرصت دهیم اگر ذهن جامعه پویاو آگاه باشد با چارچوب آزادی و آزادمنشی ،خود خویش را پالایش میکند وتعصب میوه جهل است.
من فقط یک پرسش دارم، آیا شما رژیمی در دنیا سراغ دارید که اگر گروهی از مردمانش دست به مبارزه مسلحانه علیه اش بزنند، تاج گل تقدیم آنها کند، ونه زندان؟!!
تمام شانسی که شاه و اطرافیان او اوردند این بود که این اوباش بر ملت حاکم شدند که جنایات انان کم رنگ شود و انها بتوانند برای خود اعتبار کسب کنند و از وقاحتشان فخر هم بفروشند
همینکه فرح دیبا و پرویز ثابتی و دیگر فسیلهای رژیم جنایتکار شاه سر از لانه هایشان بیرون آورده اند میتواند تلنگری به مسولین باصطلاح اسلامی باشد که بدانند روششان غلط است غلط
حیف…
برای نابودی استبداد باید مبارزه کرد ولی باید شرایط را سنجید واقدام شود در زمان استبداد شاه ارتباط واطلاع رسانی به مثل حالا نبود واقدام مسلحانه خیلی پسندیده وشجا عانه بود وباید از انها با احترام یاد شود و سرمشقی شوند برای مبارزه با استبداد دینی زمان حاضر ومبارزه برای تغیر ودمکراسی نباید فراموش شود
دوست عزیزی که میگی پدرتون دوران شاه کارمند بوده و با 6 نفرخواهر برادر زندگی خوبی داشتید.یعنی اگر در یک حکومتی حال من خوب بود به من چه که حال دیگری خوب نیست!!این چه منطقیه دوست من؟
دوست عزیزی که میگی برای کسی که علیه حکومت فعالیت میکرده حقش بوده اینطور شکنجه شدن!این چه حرفیه!الانم که همین منطق از طرف حکومت وجود داره.حکومتی که الان برقراره هم که داره همین کار رو میکنه.یعنی میگه اگه زندانی میکنیم یا اعدام چون علیه حکومت فعالیت میکردن!اسممون رو اصلاح طلب نزاریم اما اندیشه و رفتار مون از طالبان هم بدتر باشه!!