سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مقاومت مدنی منفی، هم استراتژی و هم تاکتیک...
» انتخابات مهم است؛ اما بدون آزادی و آگاهی و امانتداری در آرا، ممکن نیست

مقاومت مدنی منفی، هم استراتژی و هم تاکتیک

چکیده :جنبش سبز، بازگرداندن اعتبار و اعتماد به صندوق رأی را هدف مهم خود می داند. این با تصور اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب که گمان می کنند می توان پس از حضور در انتخابات و به دست گرفتن سکان قوه ی مجریه به اصلاح فرایند انتخابات دست زد، تفاوتی مهم دارد... هیچ انتخابی که بدون آزادی و آگاهی صورت گیرد، انتخاب نیست و هیچ صندوق رأیی تا متعهد به امانتداری نباشد، صندوق رأی نیست. بازگرداندن اعتبار صندوق رأی به آن، از طریق اصلاح قانون انتخابات و تضمین حفظ بی طرفی آن در قبال تمایلات انحصارطلبانه ی کانون های قدرت میسر است و بس... برای کسانی که خیال می کنند بدون محترم شمردن تنوع و تکثر موجود در جامعه می توان به اصلاحاتی هرچند جزئی در ساختار سیاسی کشور دست زد، چاره ای جز توسل به ایده ی مهندسی انتخابات، گرم کردن تنور انتخابات، و حداکثر، گشایش های سیاسی- امنیتی کنترل شده باقی نمی ماند....


کلمه – سید کاظم قمی:

در دو نوشتار پیشین («مقاومت مدنی منفی، انفعال نیست» و «مقاومت مدنی منفی، براندازی هم نیست») تلاش شد تمایزات مقاومت مدنی منفی و انفعال سیاسی از یک سو و براندازی از سوی دیگر بیان شود. پرسشی که پاسخ یابی به آن موضوع نوشتار حاضر است این است که در جریان جنبش اجتماعی- اصلاحی سبز، آیا اتخاذ رویکرد مشارکت در انتخابات پیش رو نمی تواند به عنوان تغییر تاکتیک در نظر گرفته شود؟

برای پاسخ به این پرسش مهم، لازم است به یاد بیاوریم که منشأ گسترش جنبش سبز چه بود. توجه می دهم که از واژه ی «گسترش» استفاده می کنم و نه «پیدایش»، چرا که اعتقاد دارم اولا جنبش سبز مرحله ی تکامل یافته ی حرکت اجتماعی است که طی یک قرن اخیر، تحقق مطالبات اساسی مردم ایران را سرلوحه ی اهداف خود قرار داده و نهضت مشروطه خواهی، نهضت ملی شدن نفت، قیام پانزده خرداد، انقلاب اسلامی و جنیش اصلاحات را در پیشینه ی هویتی خود دارد. استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت را می توان در شمار مهم ترین و بنیادی ترین این مطالبات دانست و نگاهی به ادبیات سیاسی دوران مشروطه تاکنون، گواه استمرار همراه با تکامل یافتگی آن است. درباره ی متکامل بودن جنبش سبز نسبت به حرکت های اجتماعی پیش از خود، در نوشتارهای بعد بیش تر خواهم گفت.

ثانیا، بر خلاف تصور برخی تحلیل گران، جنبش سبز نه از فردای روز رأی گیری، بلکه دست کم از آغاز دوره ی تبلیغات انتخاباتی، به واسطه ی طرح این مطالبات در قالب یک خواست عمومی شکل گرفت. گفتمانی که موسوی و کروبی در سخنرانی ها، مصاحبه ها، برنامه ها (مانند برنامه ی «دولت امید»)، کلیپ ها و سفرهای انتخاباتی ارایه دادند، مطالبات آنچه آصف بیات «ناجنبش های اجتماعی» می نامد را به جنبش تحول خواهی و اصلاح طلبی گره زد و زمینه را برای حرکتی فراگیر فراهم ساخت. رشد سریع و خارج از انتظاری که هم نحبگان اصلاح طلب و هم حاکمیت طرفدار کاندیدای دولتی را بویژه در دو هفته ی منتهی به رأی گیری غافلگیر کرد، ناکافی بودن انجام سناریوی از پیش تعیین شده اقتدارگرایان برای تمسک به شیوه های تخلف و تقلب انتخاباتی را که در دوره قبل بکار گرفته بودند، برای تضمین انتخاب کاندیدای مورد نظرشان آشکار ساخت و در نتیجه، کودتای انتخاباتی در دستور کار دولتیان قرار گرفت. حضور آگاهانه ی مردم معترض در روزهای پس از اعلام نتایج اما، تسلط کامل و بی دردسر کودتاگران بر اوضاع را دچار مشکل کرد، به ویژه این که نامزدهای رقیب کاندیدای دولتی، بر خلاف دوره های قبل، در کنار مردم ایستادند و خواستار رسیدگی به تخلفات و تقلبات پبش، حین و پس از رأی گیری شدند. به بیان دیگر، جنبش سبز پس از ۲۲ خرداد با شعار «رأی من کجاست؟» تداوم یافت. این بدان معناست که جنبش سبز خواستار تحقق اصلاحات از طریق صندوق های رأی است، اما صندوق رأیی که نتایج اعلام شده مطابق آرای ریخته شده باشد و نه اراده های معطوف به قدرت و معتقد به مهندسی انتخابات.

بنابراین، همانگونه که در نوشتارهای پیشین هم آمد، جنبش سبز، بازگرداندن اعتبار و اعتماد به صندوق رأی را هدف مهم خود می داند. این با تصور اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب که گمان می کنند می توان پس از حضور در انتخابات و به دست گرفتن سکان قوه ی مجریه (احتمالی که باید درباره ی شانس وقوع آن بحث کرد) به اصلاح فرایند انتخابات دست زد، تفاوتی مهم دارد. انتخابات مانند هر مفهوم سیاسی دیگر، دارای مختصاتی است که بدون آن، دعوت به مشارکت شهروندان به اظهار نظر خود از طریق آراء، بی معنی خواهد بود. هیچ انتخابی که بدون آزادی و آگاهی صورت گیرد، انتخاب نیست و هیچ صندوق رأیی تا متعهد به امانتداری نباشد، صندوق رأی نیست. بازگرداندن اعتبار صندوق رأی به آن، از طریق اصلاح قانون انتخابات و تضمین حفظ بی طرفی آن در قبال تمایلات انحصارطلبانه ی کانون های قدرت میسر است و بس، و اصلاح فرایندهای انتخاباتی نیازمند پشتوانه ی عقلانیت جمعی است که برخاسته از یک وفاق ملی باشد. وگرنه، برای کسانی که خیال می کنند بدون محترم شمردن تنوع و تکثر موجود در جامعه می توان به اصلاحاتی هرچند جزئی در ساختار سیاسی کشور دست زد، چاره ای جز توسل به ایده ی مهندسی انتخابات، گرم کردن تنور انتخابات، و حداکثر، گشایش های سیاسی- امنیتی کنترل شده باقی نمی ماند. خواسته های جنبش سبز مبنی بر آزادی رهبران جنبش از حصر غیرقانونی و آزادی زتدانیان سیاسی را نیز باید به عنوان علامت حسن نیتی شمرد که انتظار می رود برای آغاز اصلاحات ساختاری، از سوی حکومت نشان داده شود.

بنابراین، مقاومت مدنی منفی تا دستیابی به شرایطی که در آن، انتخابات به جایگاه اصلی خود بازگردد، فقط یک تاکتیک نیست، بلکه یک استراتژی برای دستیابی به چشم اندازی اطمینان بخش است. در شرایطی که ویژگی های اولیه ی یک انتخابات عادلانه و آزاد فراهم نیست، دعوت به مشارکت در انتخابات به مثابه دمیدن شیپور از دهانه ی گشاد آن خواهد بود.


  • ناشناس

    تا شاهد لغو نظارت استصوابی نباشم در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد البته بجز انتخابات دو دوره اخر خبرگان وانتخابات اخی ر ریاست جمهوری و مجلس فرمایشی در تمام اتنخابات شرکت کرده بودم

  • ما نیستیم

    ما غیرت داریم. تا زمانی که در روی این پاشنه می گردد، ما در انتخابات شرکت نخواهیم کرد. درانتخابات شرکت کنیم که حاکمیت از ما به عنوان سیاهی لشکر استفاده کرده و به دنیا فخر بفروشد که این صف هایی که برای دادن رای بسته شده همه طرفدار ماهستند و بعد هرکسی را که دلش خواست از صندوق ها بکشد بیرون؟ بعد که ما اعتراض کردیم ما را تق تق تق گلوله باران کند. گناه ندا و سهراب و آن دویست نفری که به خون خود غرقه شدند جه بود؟ شما بهتر است خودتان به خودتان رای دهید و خودتان خودتان را انتخاب کنید تا در دنیا روسیاه تر بشوید. دست از سرما بردارید ما رای بده نیستیم. رای بدهیم که تو بیایی اخطار بدهی که ازفردا هرکه کشته شد خونش به گردن خودش؟ من میکشم اما شما مقصرید. ما این انتخابات را نمی خواهیم . برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه

  • مرتد

    تا خامنه ای رهبر این کشور است در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد و اصلاح طلبان هم دل به مردم خوش نکنند و خود را آواره ننمایند اگر دنیا را میخواهند بروند در نزد ولی فقیه خود توبه نمایند تا شاید یک لقمه نان خشک برایشان بیندازند و اگر آخرتشان را هم میخواهند مردانه قیام کنند و نامشان را در تاریخ ماندگار نمایند

  • تحریم کنیم

    مقاومت منفی بهترین وسیله ایست برای گروهی که قصد تخریب، شورش، خشونت و… ندارند. طالب مبارزه مسالمت آمیز هستند. درطول این سالها هم فرصت ها را از دست دادیم، اما ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است. باید در تتمام زمینه ها دست به مقاومت منفی بزنیم. بهیچ وجه درفعالیت هایی که جبنه دولتی و حکومتی دارد شرکت نکنیم. از نماز جمعه شروع کنیم که حاکمیت ازآن بعنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کند. برای چه آنرا “دشمن شکن” می نامند؟ درمسائل عبادی که نباید تبلیغات برای حکومت وجود داشته باشد. با عدم شرکت خود در نماز جمعه بازار این دغلکاران را به کسادی بکشانیم. چهارده قرن نماز جمعه در ایران برگزار نمی شد، آیا خللی به دین اسلام وارد شد؟ آیا اسلامی که پیش از این حاکمیت داشتیم عزت و احترامی کامل و کافی داشت یا این اسلامی که اینها بدعت گذاشته اند. اینها غم دین ندارند شهوت حکومت دارند. وقتی شعار حکومتی آن باشد که بگوید “حفط این حکومت از اوجب واجبات است” یعنی اگر لازم باشد پا روی اصول دین هم باید گذاشت و نظام را حفظ کرد. مگر نگفتند اگر لازم باشد نماز و روزه را هم تعطیل می کنیم تا حکومت را نجات دهیم؟ آیا پیامبر اسلام هم اینگونه عمل میکرد. حتی در جنگهای بدر و احد هم نماز ترک نمی شد. بسیاری از جنگجویان روزه دار بودند. اینها عده ای حقه بازند که برای ادامه سلطه خود دین را ملعبه قرار داده اند. باید طی مقالات مفصل مقاومت منفی و راههای آنرا یاد آوری کنیم که مردم بکلی به این حاکمیت پشت کنند. گاندی با مقاومت منفی پشت امپراطوری انگلیس را خم کرد و استقلال هندوستان را گرفت. نه اینها از امپراطوری انگلستان قوی ترند، نه ما مردم از هندیان ضعیف تر هستیم. دربرابر قدرت و اراده ملت تمام رژیم ها مثل برف آب خواهند شد.

  • ناشناس

    از انتخابات مجلس هفتم به بعد با انواع روشها سر اصلاح طلبان کلاه گذاشته شده است. خوشبختانه آقای موسوی این بار در مقابل مهندسی انتخابات ایستادگی کرد.

  • ناشناس

    من با نظر شما موافقم. جنبش سبز از دل خواسته های مردم بیرون آمد. اگرچه این جنبش یک حزب نیست و سازوکار حزبی ندارد اما اولین بار است که ساختار قدرت از پایین به بالا در ایران شکل گرفته و مردم قدرت از بالا به پایین را در حقیقت با رفتار خود به چالش کشیده اند.

  • ناشناس

    مردم بسیار بسیار هوشمندانه عمل می کنند و در آینده مطمئنا قدرت از آن ایشان است. بطور مثال عده ای از اینکه بعضی از جنبش سبز در انتخابات مجلس شرکت کردند تا لیست صدای ملت را به مجلس بفرستند ناراحت شدند اما برای من جای شگفتی داشت. این عده با اینکه به اصول رفع حصر اقایان موسوی و کروبی اعتقاد دارند و برای آن تلاش می کنند اما با توجه به موضع آقای مطهری فکر کردند که ایشان می تواند در قدرت بعضی از خواسته های ایشان را پیگیری کند و علت شرکت آنها هم همین بود. مردم دست چین می کنند و این روش مبارکی است و دیگر احزاب و گروهها و کانونهای قدرت نمی توانند چیزی را به ملت تحمیل کنند بلکه نماینده این گروهها برای کشاندن مردم به پای صندوق رای باید کسانی را معرفی کنند که عمل خود به پیگیری مطالبات مردمی را به محک افکار عمومی گذاشته باشند. مردم خیلی هوشیار شده اندو برای انتخاب ریاست جمهوری هم حتما به کسی رای می دهند که تلاش او برای رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و میزان تلاش او را در عمل ببینند وگرنه شرکت نخواهند کرد. نظارت استصوابی هم مسئله ای است که مردم روی آن حساس هستند و رفتار شورای نگهبان را تا آخرین روز رصد می کنند و چنانچه در بر همان پاشنه قبلی بچرخد باز در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

  • ناشناس

    “جنبش سبز، بازگرداندن اعتبار و اعتماد به صندوق رأی را هدف مهم خود می داند. این با تصور اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب که گمان می کنند می توان پس از حضور در انتخابات و به دست گرفتن سکان قوه ی مجریه (احتمالی که باید درباره ی شانس وقوع آن بحث کرد) به اصلاح فرایند انتخابات دست زد، تفاوتی مهم دارد.”

  • ۹۲ دو ساله ام از تهران و اصفهانم

    من نود و دو ساله و خانواده ام در تمامی انتخابات شرکت کرده ایم. حتا یک انتخابات نیز نبوده که شرکت نکنیم٬ فرزندان من و نوه های من همگی به محض سن قانونی شرکرده اند٬ شرکت کرده ایم. اینک به تمامی تعزیه گردانان حکومتی که اصلاحطلب و چه اصولگرا اعلام می کنیم که در آینده در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهیم کرد٬ فرزندان و نوه های من خویشان همخون و سببیم هر کس به حرف بنده گوش کند در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهد کرد. مگر یک رفراندوم تا ببینیم آیا بازهم مردم خواهان جمهوری اسلامی هستند یا نیستند. اگر هستند پس نترسید٬ اگر نیستند پس بروید. اگر رای آوردید دوباره تا ده سال دیگر شما باشید و همین آش و همین کاسه و همین آشپزی٬ اگر رای نیاوردید که خب با صلح و صفا از سر ما دست بردارید. در غیر این صورت ما ملت هم بر علیه شما حکم جهاد خواهیم داد!

  • http://iranabadec.blogspot.com iranabadec

    مقاومت منفی برای بیان “تاکتیک و استراتژی” جنبش سبز “اندکی” ناقص است. جنبش در موقعیت “مقاومت منفی” نیست.
    عمل اجتماعی برای اداره امور جاری مملکت توسط مردم “عملاً” شروع شده نمونه برجسته این مسیر “دعوت آقای دستغیب از سپاهیان برای عدم انجام دستورات خلاف قانون اساسی” است.
    موقع شناسی فعالین سبز اهمیت دارد و مطالبات مردم می تواند به صورت “شفاف” از طرف نخبگان مطرح شده و “دیکته” شود. بهتر است بر اهمیت این شکل از اقدام “اجتماعی” تاکید کرد.
    توجه و نقد و بررسی موضوعات مطرح در این “مبحت” در یادداشت ذیل مجدداً تقدیم می شود:
    (چرا؟ “رکودِ تورمیِ اقتصادی” به نفع فعالیت های اجتماعی و “شبکه های اجتماعی سبز” است! یک دسته گل از اندیشه و سپاس از کلمه)
    http://iranabadec.blogspot.com/2012/07/blog-post_26.html

  • ناشناس

    چقدر این سلسله مطالب بوی تفکرات میرحسین رو میده شک ندارم که نویسنده از نزدیکان فکری ایشان هستند
    به نظر من جانمایه مطلب همان بند آخر است

  • ناشناس

    مبارزه مقاومت منفی یکی از اشکال مبارزه است. شکل مبارزه در تقابل با دشمنان دموکراسی وجنبش سبزبه شیوهی برخورد دولت امنیتی نظامی دارد . اینان در یک تحلیل غلط تصور میکنند که نباید مثل شاه دوم درسال ۵۷ عقب نشت بلکه با حمام خون هم شدهباید جلوی جنبش را گرفت خصوصا با جنایت پولشویی سرکوب و شکنجه مردموتجاوز به نوامیس انان مدانند که بحث برسمیت شناختن انان درنظام پارلمانی نه تنها مطرح نیست بلکه به اتهام خیانت به ملت باید به پای میز محاکمه بنشینند .ان چه که در هند توسط گاندی با عنوان ساتیاگر ها رخ دادپدیده ای مطلق نیست شرایط تاریخی ان زمان که انگلستان توسط فاشیسم بمباران وزیر ساخت های اقتصادی نظامی ان منهدم شد ودر موضعی نبود کهبتواند به شیوه قبل از دهه ۱۹۴۰ عمل نماید اما این شیوه تحلیل غیر علمی را نباید هم تاکتیک و هم راهبرذ القائ کرد .تردیدی نیست که تمام مردم هر کشوری خواهان مبارزه به شیوه مسالمت امیز هستند

  • ناشناس

    به نویسنده باید تبریک گفت.پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و اتفاقات پس از آن تصمیم گرفتم تا شرایط مساعد نشود در انتخابات شرکت نکنم ودر انتخابات مجلس نهم شرکت نکردم.در بار ه انتخابات پیش رو هم بگم که اگر شرایط این گونه بخواهد پیش رود باز هم در انتخابات شر کت نخواهم کرد.فقط در صورتی در انتخابات شرکت خواهم کرد که میر حسین و کروبی و تمامی زندانیان سیاسی آزاد شوند .حکومت دست به اصلاحات بزند ونشان بدهد که خواهان تغییر است.حکومت و آقایان باید به حق حاکمیت مردم احترام بگذارند .آقای خامنه ای صریحا ازملت به خاطر حوادث چندین سال گذشته عذر خواهی کند.ودر کل حکومت روند خود راتغییر د هد.اگر آقایان عاقل باشند شر ایط ر ا بر ای یک آشتی ملی فراگیر فراهم خواهند کرد .

  • http://ندارم حسین منتظر حقیقی

    با سلام خدمت مسؤلین محترم سایت و خوانندگان گرامی
    هنگامیکه مبارزۀ مدنی هم تاکتیک و هم استراتژی می گردد باید خواسته ها بطور مشخص بیان شود تا در روند مبارزه ضمن آگاه کردن بیشتر مردم ، آنها را نیز حول چنین خواستهائی سازمان داد . نویسندۀ سطور بالا به درستی اشاره می کند که « ..جنبش سبز، بازگرداندن اعتبار و اعتماد به صندوق رأی را هدف مهم خود می داند…» اما به نظر من این بخشی از استراتژی می تواند باشد. پروسۀ باز گرداندن اعتماد و اعتبار به صندوق رأی ، از آزادی بیان و امنیت پس از آن شروع می شود ، از به رسمیت شناختن منتقد و یا مخالف توسط حاکمیت شروع می شود ، از باز گرداندن اعتبار به قانون اساسی شروع می شود ، از مطبوعات آزاد و امنیت آنها شروع می شود . از جلوگیری کردن از گروه های خود سر شروع می شود ، از امکان بکارگیری رسانه های ملی برای منتقدین و مخالفین عملکرد حاکمیت شروع می شود و… . به نظر من جنبش سبز لوازم باز گرداندن اعتماد و اعتبار به صندوق رأی را باید در دستور کار دائمی تبلیغاتی خود قرار داده و کوشش نماید که این لوازم را به خواست و مطالبۀ محوری جنبش سبز تبدیل کرده و حاکمیت را وادار نماید با مخالفین برسمیت شناخته شدۀ خود بر سر این موضوعات بپای میز مذاکره بنشند. آنهم نه در اطاقهای دربسته بلکه بصورت علنی و در رسانه های عمومی . به باور من در این صورت است که می توانیم بگوئیم مقاومت منفی برای ما هم تاکتیک است و هم استراتژی.

  • نیما

    تلاشهای زیادی صورت میگرد تا تحریم انتصابات شکسته شود و صندوق های رای باعث رسوایی فاحش دیگری نشود. شرایط بحرانی سیاسی اقتصادی باعث نگرانی حاکمیت شده و با هر ترفندی میخواهد رونقی به انتصابات بدهد.
    یحتمل سناریو های غیر قابل پیش بینی طراحی کند. به نظرم تحریم انتصابات سلیقه نیست! که “وظیفه” است.
    خنثی سازی هر تلاش حاکمیت در این راستا وظیفه است. (هر ایرانی یک ستاد)

  • ناظر

    با توجه به آنچه که در تحلیل فوق آمده است و درست هم هست ، معلوم نیست که چرا اصلاح طلبان انتخاباتی که هیچ امیدی به راهگشا بودن آن در اوضاع و احوال کنونی نیست را ف به محور گفتگوهای خود تبدیل کرده اند . به گمان من این کار ناشی از سردر گمی آنان در مقابل پارادوکس حفظ نظام و پشتیبانی از حقوق مردم است . اول باید تکلیف خود را در این مورد تعیین کنند که ، اولویت آنان کدام است ، حفظ نظام یا حقوق ملت. با توجه به این که نظام خلاصه شده است در مقام عظمای ولی فقیه .

  • یاور سفردوست

    جنبش سبز به خود آگاهی و خود باوری رسیده است. باید سازماندهی کنیم تا موج بی رغبتی ملت را به نیروی تغییر و تحول تبدیل کنیم.
    دربازی انتخاباتی حکومت ولایت مطلقه فقیه هیچ نشانی از اراده ملت نیست. همه چیز در اختیار ولایت مطلقه است. از اقتصاد ولایتی گرفته تا
    سیاست خارجی نیروی قدسی، از سیاست نفت تا تنظیم خانواده همه در اختیار ولایت مطلقه است. انتخاباتی در کار نیست بلکه همایش و صحنه
    سازی بیعت امت با ولایت مطلقه فقیه و جایگزینی یکی از باندهای سینه چاک و فدایی رهبر با باند جدید تبهکاران رهرو ولایت مطلقه است.
    سازماندهی کنیم، سازماندهی کنیم و سازماندهی کنیم. آگاه کنیم، آگاه کنیم و آگاه کنیم. مبارزه کنیم، مقاومت کنیم، میارزه کنیم، مقاومت
    کنیم. حتما پیروز میشویم. حکومت ولایت مطلقه فقیه موجب سرافکندگی و شرمندگی ایران و ایرانی و نیاکان ماست.

  • سیامک

    ما که می‌دانیم چه نمیخواهیم، آیا می‌دانیم چه میخواهیم.

    اول هدف را روشن و شفاف بگیم. تغییر اوضاع ایا بدون تغییر حاکمیت امکان دارد، کدام ظرفیت‌ها تاکنون در نظام برای سازش دیده شده. ایا اصلاح طلبان تا پای قربانی ملّت و وطن بر موضع حفظ نظام باقی‌ میمانند.

    گره کار اینجا می‌باشد، حفظ نظام یعنی لااقل بودن اصلاح طلبان در دولت، بازگشت به دوران طلایی امام، حتی با چشم پوشی از کشتار سال ۶۷. ایا نسل امروز از آقایان موسوی و کروبی اجازه این سوال دارد بدون زدن انگ منحرف.

    مبارزه منفی‌ هدف تاکتیکی و استراتژیک روشن میخواهد، رهبری همراه مردم می‌خواهد نه همراه برای حفظ خود، برنامه و انسجام می‌خواهد، سازماندهی می‌خواهد،آگاهی‌ شفاف میخواهد، صداقت می‌خواهد، پشتیبان مالی می‌خواهد.

    آقایان تاکنون دیده نشده حتی یکبار در این مورد مطلبی نوشته باشند. قبل از اینکه ما را مانند مصر، تونس، لیبی‌ و سوریه پشت میز به اصطلاح اتحاد بنشانند، بهتر است قدمت و پیشتازی خود و تفاوت خود را با سایر دیگر به اصطلاح جنبش‌ها نشان.، دهیم، نه‌ برای معرفی آلترناتیو. آلترناتیو باید از دل‌ صندوق‌های رای مردم خارج شود، نه مثل رفراندم ۵۸.

  • خنده رو

    بابا بیاین بریم رای بدیم خیلی حال می ده، مثل لپ لپه، دفعه قبل محمود از توش در اومد این دفعه احتمالاً لاریجانی یا یه ذوبی دیگه !!!!!!!!!!!!!!

  • ناشناس

    مقاومت منفی کمترین ومجافظه کارترین اقدام است ونباید توجیه گر بی عملی وتوجیه روانی انفعال باشد. راه حل نهایی وتعیین کننده، کف خیابان وآمادگی جهت پرداخت هزینه است

  • http://ندارم حسین منتظر حقیقی

    سلام به مسؤلین محترم سایت و خوانندگان گرامی،

    تجربیاتی که جنبش مستقل و آزادیخواه و استقلال طلب مردم ایران ، از سیاست های حاکمین جمهوری اسلامی کسب کرده T باید چونان دری گرانبها از آن استفاده کند آنست که هرگاه بخش هائی از مردم ایران در پی اهداف آزادیخوانه و استقلال طلبانۀ خود به مسیری وارد می شوند که دستیابی به اهداف را (دیر تر و یا زودتر ) تضمین می کند ، حکومت به اقداماتی دست می زند که اگر جنبش توجه نداشته باشد به سستی و تغییر مسیر گرایش پیدا می کند که این خواست صد در صدی حاکمین است. امروزه علیرغم تلاشهای عده ای از اصلاح طلبان تجدیدنظر طلب برای پیشبرد سیاست های پشت در های بسته به باز کردن برخی از سوپاپهای اطمینان انجامیده است . گروه هائی از همراهان دیروزی آنان و بخش گسترده ای از مبارزین آزادیخواه و استقلال طلب ایران در تلاشند که گام در راهی نهند که امید ها را به یأس و پیروزی ها را به شکست تبدیل ننماید. نمودی از این راه در دستور قرار گرفتن طرح مقاومت مدنی منفی است که می تواند مردم ایران را حول توانهای خود ، بدون وابستگی به حاکمیت قانون شکن و فاسد از یک سو و بدون انتظار از نیروهای کشور های خارجی برای رهائی مردم ایران از استبداد ، فساد ، چپاول و غارتگری و سیاست های ایران بر باد ده ، از سوی دیگر سازمان دهد ، می باشد. این انتخاب ، حاکمیت و قلم به مزدهای آنرا تا حد زیادی خلع سلاح کرده و نمی توانند از شیوه های نخ نما شدۀ اتهام به همکاری با دشمن ، اتهام به قانون شکنی ووو در حد گسترده ای بهره برند. با توجه به مسأله ، در حالی که.
    آزادی زندانیان سیاسی ، یکی از خواست های همیشگی خانواده های در گیر و جامعۀ سیاسی و آزادیخواه ایران ، در طول تاریخ مبارزات آزادیخواهی مردم ایران و د رزمان حاضر بوده و می باشد ، این روزها نمی توانیم شادمانی خود را از آزاد شدن تنی چند از زندانیانی که به ناحق در سلول های مخوف زندانهای جمهوری اسلامی گرفتار بوده اند ، مانند زیدآیادی ، محمودیان ، نرگس محمدی ووو ، کتمان کنیم اما مسأله مهم اینجاست که با هوشیاری کامل اجازه ندهیم که آزادی لرزان این عزیزان به حساب درستی راه عده ای از اصلاح طلبان تجدید نظر طلب و نا درستی راه های دیگر کسب حقوق شهروندی ، از جمله شکل دادن به مبارزات در چهارچوب « مقاومت مدنی منفی » تلقی گردد. ما می دانیم تا زمانی که قوۀ قضائیۀ مستقل در کشور وجود ندارد ، هر لحظه زندگی و حقوق شهروندی شهروندان در معرض تهدید قرار دارد . ما می دانیم تا زمانی که روند حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت ابزار قدرت حکومت گران است ، مردم از حق تعیین سرنوشت خویش محرومند. ما می دانیم تا مجلسی ملی و مردمی و قوۀ قضائیه ای مستقل نداشته باشیم منابع زیر زمینی و نیروهای انسانی و منافع و مصالح کشور در مسیر اهداف ضد ملی و در راستای حفظ قدرت حاکمان مستبد بکار خواهد رفت . بنابراین باید هوشیار بود و فریب بازی موش و گربه ای که ابتکار آن در دست حاکمین فاسد می باشد نخورد.