«مصباح» شاه و چراغ انقلاب اسلامی
چکیده :مصباح یزدی حتی وقتی بسیاری برای ادای تکلیف شرعی و ملی عازم جبهه های جنگ بودند، شرکت در جلسات درس و بحث را بالاترین تکلیف خود می دانست. اما با رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، درس و بحث را تا حدودی به کنار گذاشت و برای اولین بار در سال 1369 وارد مجلس خبرگان شد و فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. او که این روزها 77 سالگی خود را به پایان می برد، نه تنها با علاقه مندی در عرصه سیاست برای خود جایگاهی کسب کرده است، بلکه از منظر رهبری فعلی، مطهری زمان و علامه طباطبایی دوران است!...
کلمه – سیدحامد آرین: 34 سال پیش از این، در سال 1357 در زمان جشن های میلاد امام زمان (ع)، به دعوت امام خمینی مردم، تصمیم گرفتند به پاسداشت شهدای زیادی که انقلاب داده است و به خاطر مبارزه با رژیم شاه، نیمه شعبان آن سال را جشن نگیرند. اما در قم، موسسه در راه حق که آقای مصباح یزدی یکی از گردانندگان آن بود، این مراسم را جشن گرفت.
این رویداد در زمانی رخ داد که ملت ایران به رهبری امام خمینی زمینه های برچیدن حکومت فردی و مطلقه سلطنت را فراهم می کرد و تنها چند ماهی به پیروزی انقلاب اسلامی باقی مانده بود. مصباح یزدی بدون توجه به جریان عظیمی که در کشور شکل گرفته بود، بر خلاف توصیه امام خمینی و خواسته مردم عزاداری که فرزندان خود را در خیابان های شهرهای کشور از دست داده بودند، به شادی و چراغانی پرداخت.
مصباح یزدی از جمله روحانیونی است که نقشی در تاریخ انقلاب اسلامی نداشته است و از همان ابتدا هم شرکت در جلسات بحث و درس را به مباحث سیاسی ترجیح می داد و نامش در پای کمتر بیانیه ای آمده است.
برای روحانیونی که از قم در کوران مبارزات انقلاب بودند و همیشه شاهد سکوت و پنهان کاری مصباح یزدی این طلبه درسخوان، شیفتگی وی به سیاست در بیست سال گذشته باعث شگفتی است. کسانی که به یاد دارند مصباح یزدی نه تنها در مبارزات انقلابی نشانی از خود به جای نگذاشت، بلکه در دهه اول انقلاب هم با وجودی که سالها از شاگردان بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، نتوانسته بود هیچ سمتی در جمهوری اسلامی داشته باشد.
او حتی در زمانی که خیلی ها برای ادای تکلیف شرعی و ملی عازم جبهه های جنگ بودند، شرکت در جلسات بحث و درس را بالاترین تکلیف خود می دانست، درس و بحث را با رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی تا حدودی به کنار گذاشت و برای اولین بار در سال 1369 وارد مجلس خبرگان شد و فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و این روزها در حالی که هفتاد و هفت سالگی خود را به پایان می برد، نه تنها با علاقه مندی در عرصه سیاست برای خود جایگاهی کسب کرده است، بلکه از منظر رهبری فعلی، مطهری زمان و علامه طباطبایی دوران است!
مصباح یزدی بیگانه با انقلاب اسلامی، در حالی اینک به عنوان تئوریسین و ایدئولوگ حکومت اسلامی در همه عرصه های سیاسی و فقهی برای خود جا باز کرده است که فرزندان و صاحبان اصلی انقلاب در زندان ها و حصر به سر می برند.
یکی از نکات قابل توجه در سخنان میرحسین موسوی در جریان انتخابات مهندسی شده، اشاره به این مساله بود که انقلاب از اصول و آرمان های خود منحرف شده است. مساله ای که در آخرین دیدار وی با مهدی کروبی نیز مورد تاکید قرار گرفت. این دو همراه جنبش سبز تصریح کردند که انقلاب دچار «انحراف» شده و تنها «حضور با نشاط و آگاهانه مردم در جهت احیای حقوق شان» است که می تواند این انحراف را اصلاح کند.
همان حضوری که امثال مصباح یزدی از آن بیم دارند. مردمی که از نظر مصباحیون رای شان صوری است و نقشی در تعیین رهبری و اداره امور جامعه ندارد.
در تئوری حکومتی وی “مردم” نقشی در تعیین حاکم ندارند. او در مقابل تئوری جمهوری اسلامی، نظریه حکومت اسلامی را ارائه کرد و به صراحت گفت: “مردم، ناصر (کمک کننده) ولی فقیه هستند، نه ناصب (منصوب کننده) و مشرع (مشروعیت دهنده) او”. مصباح بر این باور است که انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است.”
اینک تنها با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی، بازخوانی آرمان های این انقلاب جرم شده است و موسوی متهم است به ”آرمان خواهی انقلاب” و “پیروی از خط نورانی امام” و تلویحا او را ساختارشکن می خوانند، و این نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس می پرسد: آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافهپرستیها و قشریگریهایی که با نام دین به مردم فروخته میشود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدونتنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟
وی بدون آنکه به رویدادهای چند ماهه گذشته بپردازد از کسانی که به نام اسلام و امام به مصاف مردم آمده اند، پرسشگری می کند: آیا چنین کسانی باید در خیابانها کتک بخورند، در زندانها شکنجه ببینند و به حبسهای طولانیمدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه میدهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر میکنند کشته شوند؟














کسانیکه بینده بحث آزاد که شهید بهشتی گذاشته بود که اقای سروش وحزب توده و خود شهید بهشتی شرکت داشت بحث خیلی علمی و منطقی پیش میرفت.وبمحض ثابت کردن علمی و منطقی از طرف حزب توده .فورا مصباح خود را جلو میانداخت وحجاب را مطرح میکرد.که بعد از تکرار سه بار شهید دکتر کیانوری هشدار داد و گفت اقای عزیز بحث ما بر سر عدالت اجتماعی است نه حجاب.راجب حجاب وقت بگیرید هر چند ساعت دوست داری ما حاضریم.چون مصباح اگاهانه میخواست بحث را بهم بزند .کیانوری فورا گفت شما عدالت اجتماعی را در عمل پیاده کنید من که مرد هستم از فردا چادر سر میکنم.مصباح تا مدتی لال شد.وهمین مصباح یعنی (انجمن حجتیه) عده ای از اراذل اوباش را سال 62 جمع کرد و با شعار جماران گلباران توده ای تیر باران سر زبان انداخت.که خمینی هم تحت تاثیر قرار گرفت .ودستور اعدام صادر کرد .و 24 ساعت بعد لغو اش کرد فورا متوجه شد که این برنامه یک توطیه میباشد ولی چون زندانها در دست این عوامل ارتجاع و ضد انقلاب بود وبلاخره همه را بطور وحشیانه گشتند .ودر حال حاضر هم در حقیقت قدرت سیاسی اقتصادی نظامی در دست همین هاست بخاطر همین است که بعد از 33 سال بجای پیشرفت پسرفت داشته ایم و جوانهای ما نسل سوخته هستند.واین انجمن هم شاخه ای از بازوی امریکاست.تحلیل حزب را در سال 62 بخوانید انها از سال 60 گقتند
…. اینها کسانی هستند که میگوید انقدر باید ظلم کنیم تا امام زمان بیاید .و هر روز قدرت اقتصادی خود قویتر از دیروز است.گرو فشار لباس شخصی همه زیر این مجموعه میباشد
چراغ و مصباح ات نفت ندارد سو ندارد نور ندارد! چراق قلابی است!
چراغ محمد ص و آل محمد سراسر نور است!
چراغ هدایت امام خمینی س نور و سراسر تقوی و هدایت بود نورش نور علی نور بود نورش از درخت مبارک نه شرقی و نه غربی بود
نه نور روسیه و چین و شرق بود!
یادم میاید حتی برغم نزدیکی سقوط شوروی به گورباچف توصیه کرد که اینک که شوروی و کمونیسم آن به زباله دان تاریخ فر میریزد در دامان غرب و امپریالیسم سرمایه داری و زیاده خواهی غرب نلغزی!! (مضمون نامه امام س) ولی شما از ترس غرب به شرق فر لغزیدید و سیذه امام مستضعفان را باطل کردید و منحرف نمودید
بلی مصباح و چراغ هدایت امام س نورش از درخت مبارک نه شرقی و نه غربی بود قرآن را بخوانید:
الله نور السماوات والأرض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كأنها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية ولا غربية يكاد زيتها يضيء ولو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء ويضرب الله الأمثال للناس والله بكل شيء عليم
دوری مولر-شو، سخنگوی دادستانی فرانکفورت گفت: “ما پیگیر شکایت خانمی از سنگال هستیم که میگوید ۱۰ روز پیش دختر ۱۰ سالهاش در یک پارک بازی در جلو خانهاش بازی میکرده که مردی به او نزدیک شده و به او دست زده و موهایش را لمس کرده و او احساس کرده که آن مرد میخواسته او را ببوسد..به گفته خانم مولر-شو “یک هفته بعد این خانم با بچه هایش در خیابان دوباره این فرد را می بینند و به پلیس اطلاع می دهند و او بلافاصله دستگیر می شود. این مرد ۴۵ ساله و معاون سرکنسولگری ایران در فرانکفورت است. ما اکنون در حال تحقیق از وی به اتهام آزار جنسی کودکان هستیم. اسلام هستيم
اسلام ادعايي ايشان در ظاهر افراطی ودر باطن نرم و فاسد ميباشد!
خداوندا خودت حق را آشكار و باطل را نابود فرما
حیف از میرحسین که در حصر باشد و چنین…. در عرصه سیاسی ایران مانور بدهند. تنها رابطه ای که میتوان بین این شخص و امثال شهید مطهری برقرار دانست همان داستان ادب آموختن لقمان حکیم است. یعنی هر چه امثال مطهری خواستند انجام دهند و عمرشان کفاف آن را نداد توسط مصباحیون به صورت عکس انجام شد و انقلاب اسلامی را به راهی کشاند که 180 درجه برخلاف جمهوریت و اسلامیت است.
مطلب خوبی است ولی چند مغلطه و سفسطه در ان وجود دارد که اساس بسیاری از مشکلات ما است:
1- اینکه مصباح در انقلاب نقشی نداشته مطلب درستی است ولی مگر مملکت ملک پدری انهای که در انقلاب مشارکت داشتند می باشد و انهای که در انقلاب سهم دارند باید تا قیام قیامت مردم و جد و اباد مردم باید به انها باج سبیل بدهند لذا از این جهت فرقی بین این ملا و دیگران نیست و این ملا نیز به مانند دیگر شهروندان حق دارد هر نظری بدهد و نظر خود را نیز عوض کند.
2- مطلب بعدی که در این جا مغفول است جستجوی مشکلات امروز جامعه ما در دایره بسته تفاوت عقاید بین یک مشت ملا است دینداران تنها بخشی از جامعه هستند و در عالم واقعیت هیچ برتری ویژه و حق ویژه ای به دیگران ندارند و در یک بعد کوچکتر تنها جمع کسر کوچکی از دینداران که بی سواد هستندنیازمند ملا هستند پس مشکل ما ملای خوب و ملای بد نیست مشکل اصل و اساس قوانین بعد از انقلاب است که بخشی از جامعه را بدون هیچ دلیلی بر بخش دیگر برتر می داند باید قوانین بازی و قواعد بازی سیاسی کلا غیر دینی شوند و هیچ شهروندی بر شهروند دیگر دارای برتری نباشد انگاه مردم در دوره های چهارساله به احزاب با دیدگاههای گوناگون (مذهبی . غیر مذهبی . ضد مذهبی . لاییک دارای ملا یا غیر ملا و انواع مشابه ) رای دهند و ملاک و میزان رای ازاد مردم باشد.
2-
1-
بحث بر سر این نیست کسی که انقلابی نبوده حق اظهار نظر ندارد بلکه این افراد کاسه از اش داغتر شوند ودقیقا پس از امام علامه دهر وهمه کاره انقلاب معرفی شوند و در سریالهای پیش از خطبه های جمعه فتوای ترور صادر کنند و سپس مغز حجاریان بعنوان یک مقام نظام در دل روز روشن هدف قرار دهندوقتل های زنجیره ای را سبب شوند با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.
علی آقای محترم سلام،
نویسنده را به مغلطه متهم کرده ای ولی خود آنچنان مغلطهای کرده ای که انسان به حیرت میافتاد. فکرش را بکن یک نفر شما را در خیابان ببیند بگوید من پدرت هستم. بعد شما بگویی چه عیبی دارد اگر با من مهربانی و با خواهر، برادر و مادرم هم مهربانی خوب باشد پدرم باش! پدری که ارث پدر نیست که! هر چه بیشتر بهتر!
و اما از مطلب دوم شما میشود ریشه مطلب اولت را هم دریافت. شما اصلا به انقلاب و حقانیت آن اعتقادی نداری. دقت کن که نوشته این مرقومه اعتقادی و نه سیاسی است. حرف آن این نیست که مصباح حقی در ایران ندارد و نمیتواند مثلا در انتخابات شرکت کند. مطلب ایناست که ایشان یک ماکیاولیست فرصت طلب است و لذا نمیتواند ایده و لوگ انقلاب باشد. همانطوری که گفتم متأسفانه چون اعتقادی به انقلاب نداری انحراف ایدئولوژیک آن هم برایت ذرهای مهم نبوده و لذا آنرا با مسائل دیگر مخلوط کرده یک آش کاملا نخوردنی تحویل دادهاید.
آقای مصباح باید در برابر دستوراتی که برای قتلهای زنجیره ای و محفلی صادر کرده پاسخگوی ملت ایران باشد
اینکه میگویید مصباح یزدی یکی از گردانندگان موسسه در راه حق بوده و آن موسسه ای کار را کرده مثل این است که بگوییم فلان مخالف نظام هم عضو این نظام بوده و نظام هم اون کارا رو کرده
در مورد آقای مصباح به چند نکته توجه کنید اول اینکه این بابا اصولا قبل از انقلاب تا بعد از فوت آقای خمینی کلا در معادلات عددی حساب نمیشده بعدها با برخی مشابهت های فکری آقای خامنه ای که خود در نوع خود متمایل به واپسگرایی و تحکیم قدرت بر پایه حاکمیت قرائت خاصی از دین است کسی مثل مصباح هم جون گرفت و به سرعت شروع کرد به ریشه دواندن
ریشه افکار فلسفی خامنه ای و هم مصباح در زمینه های موع مود گرایی و غرب ستزی را از سید احمد فردید که اونم شاگرد هایدگر آلمانی هست گرفتن برید سید احمد فردید و شاگرداش رو در ایران بشناسید.
افرادی مثل مصباح و خامنه ای با ایجاد خفقان و تک صدایی اصولا اجازه نقد افکارشون رو نمیدند ، بررسی کنید این روش مطابق کدوم مسلک سیاسی هست جالب گفته شود اصولا پاشنه آشیل این دو نفر نقد اندیشه هاشویه چرا که با وجود ظاهر عامه پسند و فلسفه باقی مورد قبول افراد قشری و ساده اندیش ته افکار اینها بسیار تهی و خالی از استدلال است مخصوصا اگر ادعاهای آونا در هر زمینه این با نتایج عینی قیاس بشه رسوایی بی پایه بودن ، غیر عملی بون حتی فریبکارانه بودن این افکار مثل روز روشن میشود
…۰
اگر واقعا خواستار آزادی وعدالت در کشور هستید باید بدانید که بدون پشتوانه مردم به جایی نمی رسید. واگر پشتوانه مردمی را می خواهید باید بدانید مردم از حکومت دینی بیزارند. مردم مسلمانند.درست. اما تجربه 34ساله کشورمان وتجربیات فراوان جهانی ثابت کرده که تنها خروجی حکومتهای مذهبی جبر و خفقان وقشری گری است. تنها راه حکومت سکولار است. حکومتی که سردمداران آن مسلمان باشند یا نباشند مهم نیست.مهم رعایت اصل عدالت و محترم شمردن حقوق مردم است در تمامی زمینه ها.
شما نیک میدانید علت شکست جنبش بی همتای سبز در سال 88 فقط حمایت شما از حکومت دینی و اصل نظام بود! اعلام کردید که ما خواهان بازگشت به دوران طلایی! خمینی هستیم. در حالی که مردم خمینی و تحجر ودگم بودن او وهمچنین بنیانهای خانمان بر باد ده اورا دشمن این کشور میدانند و مردم شما را یاری نکردند. چون قرار نبود کشته شوند تا بعد از خامنه ای آخوند دیگری ولایت مطلقه را دردست بگیرد و باز مردم را به بیراهه های جهل وخرافات ببرد.
امام نه تنها سمتی به مصباح نداد که حتی وقتی برخی افراد نزد ایشان رفتند و پیشنهاد دادند تا پس از شهید محلاتی آقای محمدی عراقی ( داماد مصباح)به نمایندگی امام در سپاه منصوب شود امام گفته بود اگر این فرد را منصوب کنم از فردا شروع به نشر افکار پدر خانمش می کند و من چنین کاری را مصلحت نمی دانم.
جالب اینکه پس از امام محمدی عراقی چند سال رییس سازمان تبلیغات و سپس رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات شد!!!
کلمه جان لطفانظرات راسانسورننمایید
نظرم رادرج نکردید چون حقیقت درباره ی خامنه ای گفتم واورابارفسنجانی مقایسه کردم
اگرامنیت ملی درخطرنمی افته نظرم رادرج کنید
خدانگهدارتان باشد
البته آغاز ورود مصباح یزدی به عرصه ی سیاست در جمهوری اسلامی همزمان بود با کنار گذاشته شدن همراهان و دلسوزان انقلاب و شروع فرایند حذف آقای منتظری و یاران ایشان و روی کارآمدن چاپلوسان و عافیت طلبان. این اقدام هم با تعیین ایشان به عنوان رییس تشکیلات حوزه و دانشگاه در جریان بزرگترین خیانت فرهنگی موسوم به انقلاب فرهنگی صورت گرفت. وقتی آقای خمینی حکم ایشان را ابلاغ کرد بسیاری گفتند که با این کار هم فاتحه ی دانشگاه و فرهنگ را باید خواند و هم فاتحه ی انقلاب را. و دیدیم که چنین هم شد.
آقای ناشناس و هموطن محترم با درود
1- اول بحث ایدولوژی را که مطرح فرموده اید جواب دهم این مباحث مربوط به بخت برگشتگان دهه 60 است که با این محملات جان خود را بر سر یک مشت خزعبلات از دست دادند ایدئولوژی در افغانستان نکبتی به نام طالبان درست کرد در کره شمالی یک ملت را به حماقت مطلق کشید و در ایران هم هزاران نفر با عناوین مقدس و چرند و پرند از هر طرف با افتخار کشته شدند دوست عزیز بیاید برای همیشه این کلمات را دفن کنیم انسان به خاطر انسان بودن حرکمت و حقوق دارد نه به خاطر یک مشت حدیث و افراد ماله کشی که سعی می کنند از قتل و جنایت معنی رحمانی در بیاورند.
2-هموطن عزیز حکومت داری نیز یک علم مدرن است و ما در این عرصه نیز به مانند سایر عرصه ها نباید به دنبال اختراع مجدد گاری باشیم انحراف انقلاب و خود ان برای من ذره ای اهمیت ندارد فقط انچه مهم است این است که همه باید با رای و نظر ازاد ایرانیان صورت گیرد دوست عزیز انقلاب و تمایل به انقلاب یک مریضی اجتماعی است و اوباشان . بیکاران و ناکامان لشگر هر اغتشاش و انقلابند و بطور کلی انقلاب راه حل هیچ مشکلی نیست به جز انقلاب های نرم افزاری. ما باید ضمن احترام به تاریخ گذشته خود ان را باید بی رحمانه نقد کنیم. انقلاب 57 تا قبل از تشکیل ولایت ملا درست بود ولی بعد از ان تبدیل شد به حکومت صنف ملا بر مردم با عناوین زیبا و دهن پر کن.
بازهم نظرم درج نکردید شجاعت خامنه ای صدبرابررفسنجانیست حداقل به کاری که ایمان داره انجام میده ولی رفسنجانی هم باظالم هست وهم مظلوم درواقع این افرادخطرناکترند وازنظراسلام مذموم شده اند
درباره مصباح یزدی حق بامصباح هست
وقتی شمامیگویید ولی امرمسلمین چهان یعنی قدرت مطلق
ضمناین مجلس خبرگان یک مجلس تشریفاتیست
33سال همش هم این بوده
ضمنامدیریت آقای خامنه ای خیلی بهترازدوران قبلش بوده
موفق باشی
سلام نمیدونم از کجا بگم… من 16 سالمه با این سن همه مسخرم میکنن و میگن تو رو چی به سیاست اما من معتقدم در هر سنی باشی فرقی نمیکند باید عقل و انسانیت و شرف خویش رشد کرده باشد… تو این 3 سال تو مدرسه چندین بار به خاطر حرف های سیاسی به دفتر بردنم و پرونده سازی کردن برام اما من سر حرف خودم می ایستم و خواهم ایستاد… میخوام در هر جای دنیا هستین به مهندس عزیز و خانم دکتر رهنورد بگویید ما در هر سن و سالی که هستیم با شما هستیم و دوستدار شماییم و تا آخرین قطره ی خونمان مدافع و حامیان و محافظان شما هستیم دوستدار همیشگی شما شروین و تمامی مردم جهان
در جواب صاحب آن کامنتی که خود را ali نامید و گفته: مطلب خوبی است ولی چند مغلطه و سفسطه در ان وجود دارد!!
آقای محترم چون در انقلاب هیچ نقشی نداشته درست که گناهی به خیال شما نکرده و او هم حق دارد صاحب نظر باشد مملکت مال او هم هست
ولی
همه مملکت با ملیاردهای آن و هزاران رانت و عملا سرسلسله فرماندهی فرهنگ سازی انقلاب شود درست تست!!
یعنی علی ع فاتح خیبر و انکس که از اول انقلاب پیامبر و بعثت شریفش با او همراه بود و تا لحظه فوت ان بدن نازنین ص در اغوشش لبیک حق گفت به کناری بیفتد و طلقاء که بعد فتح مکه و بعد انقلاب اسلامی امام س مسلمون! شدند و انقلابی! باید به حکومت برسند؟!
آیا علی ع قاتل ناکثین و مارقین و قاسطین و اول کسی که پشت سر پیامبر نماز خواند و در جنگ بدر فقط 19 نفر از سران کفر بنی امیه ای را بدرک واصل کرد از خلافت و حکومت محروم شود و ان دو شیخ که در 23 سال مبارزه پیامبر و در جنگهای زیاد پیامبر خون از دماغ کسی از دشمنان پیامبر را نریختند و مورچه ای را هم نکشتند بخلافت برسند؟!
اقای محترم مصباح باحق بیگانه است وحق راکیلویی حساب میکند
هميشه همين طور بود بعد ازاسلام بعد انقاب فرانسه. روسيه الجزاير فرصت طلبان خودرا جازدند ووانقلابيون واقعي كنار زدند ودر صورت مقاومت انهارا حذف كودند اين روال است از اقاي مصباح كه موقعيت شناس است دلخور نباشيد حالا براي شكارمقام رهبري دور خيزكرده است
آقای مصباح می گوید مردم ناصب ولی فقیه نیستند. قرآن می فرماید از خدا و رسول و ” و صاحبان امر از خودتان” اطاعت کنید. اولی الامر منکم یعنی صاحبان امر از شما. ولی امر مسلمین یعنی آن ولی که از طرف مردم انتخاب شده باشد. معلوم نیست آقای مصباح چنین سخنانی که در تضاد کامل با قرآن است را از کجا می آورند.
جناب علی با شما کاملا موافقم(فارغ از تمام نامردمی های مصباح). هیچ چیز باعث ارجحیت یک فرد بر دیگران نیست و در زمان علی ع هم تا زمانی که مردم مستقیما با علی بیعت نکردند او حاضر به دخالت در حکومت نشد.
اما:
مصباح خود را داعیه دار انقلاب میداند در حالی که اصلا قدمی برای انقلاب برنداشته!! او در حال مصادره انقلاب ملت است و با ادبیاتی تحریف شده به جنگ ملت آمده پس نویسنده این مقاله هم با همان شیوه و با همان زبان مصباحیون با آنها بحث کرده و دروغ هایشان را افشا کرده است، که چندان کار بدی هم به نظر نمی آید.
به حمدالله ازصدقه سراین آقا واون آقا بالاسر بزرگه وبقیه آقایان… به زودی این چراغ ناسور به طور کل خاموش می شود. تا ببینیم که این گندعظیمی که به مملکت زده شده، تا چند قرن دیگر باید ترمیم شود!اگر کشوری مانده باشد.
از اینکه علی آقا مطلب کامنت قبلی من را کاملا تائید کرده است از ایشان ممنونم.
باز هم میگویم اینگونه بحثها مربوط به علاقه مندان به انقلاب و اسلام است و توصیه من این است که ایشان در این موارد ساکت باشد.
یادآوری میکنم ارتجاع یعنی ماتریالیسم. توحید و بحثهای مربوطه عین تکامل گرایی، ترقی و مدرنیته است. متأسفانه ایشان شیپور را نه از سر، نه از ته بلکه از وسطش مینوازد.
ادم هائی ضد انقلاب مانند این مصباح کمر به نابودی انقلاب بسته اند و تا کنون هم بسیار موفق بوده اند
آقای ناشناس عزیز مملکت ملک پدری دوستان انقلاب و اسلام نیست که در بحث مربوط به ان میلیون ها ایرانی چون به مهملات اعتقاد ندارند ساکت باشند. بلکه مال مردم است فارغ از هر اندیشه ای که دارند خاک ایران تنها چیزی است که ما از ان به وجود می ایم و به ان می پیوندیم من در تعجبم از ادم های که از زمین می خورند و به اسمان شکر می کنند دوست عزیز مهم ترین علت عقب ماندگی ایران و میلیون ها انسان دیگر قوانین مرتجعانه و عقب مانده مذهبی و اصرار بر اسمانی بودن یک مشت مهملات است.
باسلام
همیشه مطالب مغرضانه می نویسید دیگه حالم از سایتتان به هم می خورد
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
سلام
راست نمایی واژه مؤدبانه ی دروغ است و این حاکمان ما در استعمال آن عجیب مهارت دارند و مردمان ما عجیب در راست پنداری مهارت بیشتر دارند.
انقلاب فرزندان خود را می بلعد پس به جای آنکه انقلاب کنید از خدا بخواهید حاکمان شما را صالح و مصلح بگرداند.
به امید حرکت برای اصلاح پیش از ظهور مصلح آخرین.
علي عزيز، كاملاً با نظرات شما موافقم! و شما ساير دوستان، چرا تعجب مي كنيد از فرصت طلبي و بادنماوارگي اين حضرت و ديگر حضرات؟ مگر اين قشر در طول تاريخ (به جز چند استثنا) كار ديگري هم كرده جز موج سواري و انباشتن انبان پلشتي و حماقتش؟
At 2012.07.07 00:56 بخشی از انتقادات شما درست اما برادرم نمیتوان در بحثی که در مورد شناخت مثلا مصباح است مسائل اقتصادی یا کارگری را مطرح کرد هر مقاله جای خود دارد و قصد این مطلب شناخت اندکی از جاه طلبی های مصباح است
آقایان شورای نگهبان که صلاحیت ایشان برای نمایندگی مجلس خبرگان راتایید نمودندو از سوابق ایشان بهتر از خودشان باخبر بودند چرا موجبات ورود این فرصت طلب به صحنه سیاسی کشور رافراهم کردند ؟ به قول نویسنده تا سال 1369 اکثریت قریب به اتفاق مردم حتی اسم ایشان را نشنیده بودند چه رسد به اینکه ازسوابق انقلابی اوباخبر باشند.