آیتاللهالعظمی دستغیب: میرحسین موسوی و همسر ایشان و آقای کروبی گناهى ندارند كه مستوجب حصر باشد
چکیده :ما ضدّ انقلاب اسلامى نيستيم، ضدّ انقلابى هستيم كه اسلامى نيست و بر اساس هواى ديگران است. بنده و دوستانمان، طرفدار جمهورى اسلامى هستيم اما جمهورى كه واقعاً اسلامى باشد. به چه جهت به اين مسجد حمله كرديد و آمديد تا به هر قيمت شده هر چند با كشتن اصحاب مسجد، اينجا را تصرف كنيد و وقتى هم كه نتوانستيد، رفتيد و مدافعان مسجد را گرفتيد و برديد و محاكمه كرديد كه ديگر به اين مسجد نيايند و از پيش حكمشان را آماده كرديد! ما مى گوييم اين كارها مطابق اسلام نيست....
آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب با انتقاد دوباره از ادامه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، گفت: گناهى از آنها سر نزده كه مستوجب اين حصر طولانى مدت باشند؛ نه توهينى به كسى كرده اند و نه از مسير صدق و صفا قدمى بيرون نهاده اند.
به گزارش حدیث سرو، این مرجع تقلید در جلسه هفتگی تفسیر قرآن کریم که در مسجد قبا برگزار شد، با اشاره به اینکه پيامبر گرامى اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام همه افتخار و عزّتشان در بندگى درگاه الهى، تصریح کرد: رحمت واسعه پیامبر و ائمه اطهار حتی شامل حال مخالفین هم می شد، در زمان مولا على عليه السلام، عدالت و امنيت سايه گستر شده بود و همگان مطمئن بودند كه مولا به احدى ظلم نمى كند و حتى حاضر نيست دانه ى كاهى را به ستم، از دهان مورچه اى بستاند. جنگهايى هم كه اتفاق افتاد، همه به خاطر اصرار حضرت بر اجراى كامل عدالت و پرهيز از سياست بازى و هم دست شدن با متنفّذين و بزرگان فاسد آن زمان بود.
ایشان همچنین با دعا برای رفع حصر آقایان موسوی و کروبی و تاکید بر بی گناهی ایشان، از برخی مسئولین شیراز به خاطر صدور احکام خلاف شرع و قانون برای چندین نفر از طلاب خویش انتقاد کرد و گفت: به چه جهت به اين مسجد حمله كرديد و آمديد تا به هر قيمت شده هر چند با كشتن اصحاب مسجد، اينجا را تصرف كنيد و وقتى هم كه نتوانستيد، رفتيد و مدافعان مسجد را گرفتيد و برديد و محاكمه كرديد كه ديگر به اين مسجد نيايند و از پيش حكمشان را آماده كرديد! ما مىگوييم اين كارها مطابق اسلام نيست. اين دوستان ما محارب نيستند، آنها دوستدار اسلام و قانون اساسى هستند، اگر كسى محارب باشد، كسانى هستند كه به مسجد حمله كردند، نه كسانى كه از آن دفاع كردند. در سپاه و بسيج آدمهاى خوب زيادند اما انگار بعضى از آنها حواسّشان نيست. اميدواريم حواسّشان جمع باشد.
مشروح اظهارات آیت الله دستغیب در سی امین جلسه تفسیر هفتگی قرآن را که به تفسیر آیات نودویکم تا نودوسوم سوره نمل اختصاص داشت، در ادامه می خوانید:
جلسه 30
إنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذي حَرَّمَها وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ«91» وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرينَ«92» وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُريكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ«93» : من فرمان يافته ام پروردگار اين شهر را كه آن را حرمت بخشيده، بپرستم و همه چيز از آن او است و فرمان يافتهام كه از مسلمانان باشم. و اين قرآن را بخوانم. هر كس هدايت يافت، به سوى خويش هدايت يافته و هر كه گمراه گشت، بگو: من فقط هشدار دهنده ام.بگو: ستايش مخصوص خداست به زودى آياتش را به شما نشان خواهد داد و آنها را خواهيد شناخت و پروردگارت از آنچه مى كنيد غافل نيست.
حرم امن الهى
إنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذي حَرَّمَها؛ خداى تعالى از قول پيامبر گرامى خويش مى فرمايد كه من دستور دارم پروردگار اين شهر را بپرستم. شهرى كه خداوند آن را حرم خويش برگزيده و احكام خاصّى را بر آن بار كرده است. از جمله احكام اين حرم و اين شهر آن است كه مشركين حقّ ورود در آن را ندارند. همچنين صيد حيوانات و چيدن و بريدن گياهان در آن ممنوع است. علاوه بر اين هر كس وارد مسجد الحرام شود در امان است، حتى اگر ظالم و خيانتكار باشد و تا وقتى كه پناهنده بيت اللَّه است، هيچ كس حقّ آزار و اذيت او را ندارد و نمى تواند به زور از آنجا بيرونش برد.
بندگى خدا
رسول مكرّم اسلام صلى الله عليه وآله مىفرمايد: «من ربّ اين شهر را مىپرستم». رب يعنى پرورش دهنده و تدبير كننده. پرستش و بندگى؛ يعنى سرسپردگى كامل به معبود و مولا و خود را نديدن؛«لايَملِكُ لِنَفسِهِ نَفعاً و لا ضَرّاً و لا مَوتاً و لا حياتاً و لا نُشوراً. (بحار، ج84، ص277) پيامبر گرامى اسلام و ائمه اطهارعليهم السلام جملگى بندگان درگاه الهى بودند و همه افتخار و عزّتشان در همين بندگى بود. هر عالم ربّانى و هر مومن موحّدى نيز جز بندگى خداوند سرمايه ى ديگرى ندارد.
آثار حرم پروردگار
وقتى پيامبر اكرم، «پروردگار اين شهر» را معبود خود معرفى مىكند، به معناى آن است كه بايد آثار اين شهر، كه خداوند آن را حرم خود ناميده و حرمتش بخشيده، در ايشان باشد و از جمله آثار اين شهر، امنيت آن براى جميع موجودات است؛ لذا بايد همه موجودات، مخصوصاً مؤمنين، در زير سايهى امنيت حضرتش قرار گيرند و از اين قرار گرفتن، احساس آرامش و خرسندى كنند. از همين روى بود كه حتى منافقين، تحت رحمت واسعهى حضرت ختمى مرتب بودند.
اين قاعده درباره تمامى امامان معصوم نيز جارى بود، چه آن زمان كه قدرت ظاهرى در دستشان بود و چه آن زمان كه نبود. لذا در زمان مولا على عليه السلام، عدالت و امنيت سايه گستر شده بود و همگان مطمئن بودند كه مولا به احدى ظلم نمىكند و حتى حاضر نيست دانهى كاهى را به ستم، از دهان مورچه اى بستاند. جنگهايى هم كه اتفاق افتاد، همه به خاطر اصرار حضرت بر اجراى كامل عدالت و پرهيز از سياست بازى و هم دست شدن با متنفّذين و بزرگان فاسد آن زمان بود.
هر كسى كه خود را مؤمن و دوستدار پيامبر اكرم و اهل بيت او مى داند نيز بايد اين گونه باشد و خانواده و اطرافيانش از او در امان باشند و از وجودش احساس امنيت كنند. فرقى نمى كند كه يك شخص ساده باشد يا رئيس يا فرماندار يا استاندار يا حاكم كشور؛ بايد مردمى كه تحت سرپرستى او قرار دارند مطمئن باشند كه از هر ظلمى در امانند و حقوقشان پاس داشته مىشود. با وجود چنين حكّامى، جامعه، مدينه فاضله و بهشت دنيوى پروردگار خواهد شد و همان مى شود كه وعده ى تحقق آن پس از ظهور حضرت قائم داده شده است.
امر در اينجا به دو معناست. اول: به معناى فرمانى از سوى پروردگار حكيم، همان پروردگارى كه اطاعت او بر همگان واجب است. دوم: امر به معناى دستور فطرت و قلب، كه در ضمير همه ى افراد بشر وجود دارد و البته ظهور آن در مؤمنين خالص، بيشتر است، همه ى انسانهاى صادق، على الخصوص جوانانى كه هنوز خود را آلودهى گناهان بزرگ نكردهاند، در مقابل اين امر تسليمند، حتى اگر يهودى و نصرانى و بودا باشند. به همين جهت معمولاً وقتى حق را مىشنوند، مى پذيرند و تابع آن مى شوند. بنابراين «رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ» به معناى پروردگار قلبهاى مردمان است، به ويژه قلب مقدس معصومين و قلوب پاك اولياى خدا و مؤمنين خالص.
مقام تسليم
وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ؛ «مسلم» يعنى تسليم محض فرامين پروردگار بود. خداى تعالى اراده فرمود انسان را خليفه خويش در زمين گرداند لذا او را صاحب اسما و صفات خويش گرداند و در وجود همهى انسانها، از اولين روز نطفگى، خميرمايه ى اسما و صفات خود را قرار داد.خليفه خدا شدن منوط به بندگى كامل او است و بندگى يعنى تسليم شدن در مقابل او. در آخرين آيه از اين سوره خداوند مى فرمايد:«وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ.»
بندگى خدا اين است كه همواره به ياد داشته باشيم كه او هرگز از ما غافل نيست پس هر گاه گناهى خواست از ما سر بزند يا واجبى فوت شود، بايد به ياد خود آوريم كه «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ». مراقبه يعنى همين.
حضرت آيت اللَّه العظمى نجابت رحمه الله از علّامه طباطبايى رحمه الله پرسيدند: چه بهره اى از محضر آيت اللَّه قاضى رحمه الله برديد؟ گفت: من چيزى ندارم به جز يك مراقبه.
مراقبه، مكمّل بندگى است و اين دو، انسان را به معناى واقعى تسليم پروردگار مىكند و چون تسليم حاصل شود، غير خدا مندك مى شود و اين حقيقت در جان آدمى قرار مى گيرد كه:
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى
نبرّد رگى تا نخواهد خدا
به روشنى مى فهمد كه تمام اجزاى عالم، حتى سلولهاى بدنش، لشكريان خدايند و هر كجا او فرمان دهد، له يا عليه وى صف مىكشند. چنين كسى آيا ديگر تكبّرى در مقابل خداى تعالى خواهد داشت؟ آيا هرگز خطورى از «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى» در ذهنش خواهد گذشت؟
چه بسيار پادشاهان تاج دارى كه آمدند و رفتند و بى آنكه از پيشينيان خود عبرت گيرند، خويش را خدا و سايه ى خدا پنداشتند! فرعون سالها ادعاى خدايى كرد و در آخر وقتى با سپاهيانش به نيل رسيد و آبها را كنار ديد، با غرور وارد رود شد، اما چون مقدارى پيش رفت، ناگهان ديد كه آب از همه طرف به سويش هجمه كرد و تا آخرين نفر از سپاهيانش را در كام خود فرو برد و اينجا فهميد كه هيچ كاره است و عمرى لاف گزاف مى زد لذا در آن لحظه گفت: ايمان آوردم و ادعاى تسليم شدن كرد؛
«قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إلهَ إلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ»
«گفت: ايمان آوردم كه هيچ خدايى جز همان كه بنى اسرائيل به او ايمان دارند، وجود ندارد و من از تسليم شدگان هستم».
اما اين ايمان و تسليم سودى به حالش نداشت و مىبايست از اول مى فهميد كه هيچ است و سر تسليم در مقابل حضرت ربّ العزّة فرود مىآورد، لذا به او گفتند:
«آْلآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدينَ»
«الآن؟! در حالى كه پيش از اين گردنكشى كردى و از بدكاران بودى!»
من و تو هم همين گونه ايم! مگر آنكه از ناحيه ى او فهمى عنايت شود تا دست از تكبر و سركشى برداريم و در پيشگاه او تسليم و در برابر مؤمنين، متواضع گرديم.
دار اختيار
وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ…؛ پيامبر اسلام، آيات الهی را بر مردم تلاوت مى كند، هر كس آنها را بپذيرد و ايمان بياورد، هدايت يافته و از ثمرات هدايتش بهره مند مىشود و هر كس روى گرداند، خود به تيره بختى و سيه روزى گرفتار مى شود. بناى خداوند هرگز بر اين نيست كه احدى را به زور و اكراه در رحمت خويش در آورد و به بهشت داخل كند؛
«أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ» (يونس/99)
«آيا تو مى خواهى مردم را وادار كنى كه ايمان آورند؟»
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ؛ خداى تعالى صاحب همه نعمتها است و اسباب راحتى دنيا و آخرت را براى ما فراهم آورده است، پس او شايسته ى ستايش است.
آيات باهره ى پروردگار
سَيُريكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها؛ آيه هاى وحدانيت او سراسر عالم وجود را فرا گرفته، اما پرده هاى غفلت انسان مانع ديدن آنهاست با اين حال او در مواقع خاص، به زيبايى تمام آيات خويش را نشان مى دهد و انسان را متوجه آنها مى كند.
از جمله آيات باهره ى پروردگار، وجود مقدس حضرات معصومينند كه خداى تعالى، هم در قرآن كريم آنها را با زبان كنايه و اشاره معرفى فرموده و هم با براهين محكم و فضائل بى شمار، حقّانيتشان را به اثبات رسانيده است. اما چه سود كه برخى عادت به نديدن آيات الهی كرده اند و چشم خود را به روى محبتهاى بزرگ او بسته اند!
از خداى تعالى مى خواهيم كه به حقّ فاطمه زهرا رحمى در دل مسؤولين اندازد و اسباب آزادى سيّد بزرگوار، ميرحسين موسوى و همسر ايشان و آقاى كروبى و همچنين همه زندانيان سياسى را فراهم آورد.
به نظر ما گناهى از آنها سر نزده كه مستوجب اين حصر طولانى مدت باشند؛ نه توهينى به كسى كرده اند و نه از مسير صدق و صفا قدمى بيرون نهاده اند و نه هرگز مرتكب عملى شدهاند كه مصداق عنوان محارب يا مفسد فى الأرض باشند.
به آقايانى هم كه در شيراز هستند عرض مى كنيم كه اين احكام تبعيد و زندان كه براى طلبه هاى ما صادر كرده ايد به هيچ وجه صحيح نيست. شما خوب مى دانيد كه چه كسانى به اين مسجد حمله كردند و بنا داشتند تا بيست نفر را هم بكشند. آن شيخ آمد و گفت: ما آمده ايم كه بمانيم و هر كس در اينجا هست بيرون كنيم. هدف ما تنها نصيحت كردن است. ما مى گوييم: بعضى از كارهاى شما خلاف شرع است. اين درست نيست كه طلبه هاى ما را چند تا چند تا احضار كنيد و از آنها تعهد بگيريد كه ديگر به اين مسجد نيايند و با بنده رابطه اى نداشته باشند. يا دوستان ما را از مساجد و مدارس و دانشگاهها اخراج كنند، آن هم به گناه اينكه به اين مسجد مى آيند!
حرف ما اين نيست كه چه كسى چه مقام و منصبى داشته باشد. ما مى گوييم در هر پستى هستيد به حساب قرآن و سنت عمل كنيد و به مراجع متقى و عادل رجوع نماييد و از آنها مشورت بخواهيد.
ما ضدّ انقلاب اسلامى نيستيم، ضدّ انقلابى هستيم كه اسلامى نيست و بر اساس هواى ديگران است. بنده و دوستانمان، طرفدار جمهورى اسلامى هستيم اما جمهورى كه واقعاً اسلامى باشد.
به چه جهت به اين مسجد حمله كرديد و آمديد تا به هر قيمت شده هر چند با كشتن اصحاب مسجد، اينجا را تصرف كنيد و وقتى هم كه نتوانستيد، رفتيد و مدافعان مسجد را گرفتيد و برديد و محاكمه كرديد كه ديگر به اين مسجد نيايند و از پيش حكمشان را آماده كرديد!
ما مى گوييم اين كارها مطابق اسلام نيست. اين دوستان ما محارب نيستند، آنها دوستدار اسلام و قانون اساسى هستند، اگر كسى محارب باشد، كسانى هستند كه به مسجد حمله كردند، نه كسانى كه از آن دفاع كردند. در سپاه و بسيج آدمهاى خوب زيادند اما انگار بعضى از آنها حواسّشان نيست. اميدواريم حواسّشان جمع باشد.
طلّاب ما مشغول درسهاى خود هستند. اين ديگر چه حركتى است كه مرتب مى نشينيد و مى گوييد: شما نبايد با فلانى باشيد. البته براى بنده مهم نيست كه كسى اطرافم باشد يا نباشد. از بركت امام زمان عليه السلام اگر همه دوستان هم بروند و به بنده ناسزا بگويند، برايم فرقى ندارد. بنده نه مريدپرست هستم، نه مقلدپرست و نه مسجدپرست. سعى ما اين است كه تنها خداپرست باشيم و دوستدار ائمه اطهارعليهم السلام.
دوست داشتن غير خدا، هر چه باشد تخيّل و واهمه است و كسى كه چنين باشد، پس از مرگ خدا را ندارد و غير خدا به كارش نمى آيد لذا دست خالى مى ماند و به رو در آتش فرو مى افتد؛ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النّارِ.
بنابراين فكر نكنيد اگر ده يا بيست نفر را برديد يا مسجد را خلوت كرديد براى ما اهمّيتى دارد. اگر دو نفر هم باشند ما به تكليفى كه داريم عمل مىكنيم. دوستان عزيز ما، هم خدا را قبول دارند و هم اهل بيت را و هم دين خدا را. سعى مى كنند سخن زشت نگويند و اگر لازم باشد به درستى و از روى دليل صحبت مى كنند. هرگز با حمله ى بيگانگان به كشور موافق نيستند و اگر چنين شود خوشحال نمى شوند و به هيچ وجه به دشمنان وطن خود كمك نمى كنند و هرگز با كسانى كه وضع و حالشان مجهول است، عليه جمهورى اسلامى همدست نمى شوند.
طلبه هاى ما مسجد را از آنان حفظ كردند و از خود دفاع كردند. اينها متجاوز نبودند، مدافع بودند لذا نبايد با آنها چنين كرد. بعضى از آنها فرزند شهيدند، بعضى جانبازند. ايا واقعاً اين كارى كه مى كنند صحيح است؟ آيا سواى آخرت، هيچ جزايى در اين دنيا وجود ندارد و همه چيز همين طور تمام مى شود؟
هر طور ميل شماست؛ فعلاً سوار بر مركب هستيد و ما پيادهايم، هر كارى كه مى خواهيد بكنيد اما بدانيد كه خداى تعالى «إنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» است.














اقای آیتاللهالعظمی دستغیب اقای ایت اله صانعی اقای ایت اله اردبیلی اقای ایت ابه بیات اقایان ایت اله های دیگر شما نمی دانید که چه کسی مستوجب حصر است قاضی حیدری 32 ساله است که میفهمد جه کسی بایدذ در حصر باشد شما مراجع نمی دانید اقای قاضی حداد ما میفهمد که چه کسی باید در حصر باشد شما مراجع نمی دانید قاضی مرتضوی عزیز ما می فهمد چه کسی باید در حصر باشد بله شما نمی دانید قضات دزد فاسد وفاسق و مشاور استاندارا ما امثال حیدری میفهمند
درود خدا بر اولیای الهی
خدایتعالی شر اشرار واراذل حکومتی را از شیراز و کل ایران دور کند.برای استجابت این دعا صلوات
یوم لاینفع الظالمین معذرتهم «!»
-_______._______-
درود بر مرجع مستقل و مردمی آیت الله العظمی دستغیب
زنده باد سرو آزاد مرجعيت ديني
دیگر مراجع چطور خود را مرجع مینامند؟چطور به خود اجازه میدهند خود را بالاترین مرتبه ی مذهبی شیعه در زمان غیبت بنامند؟آیا واقعا دیدگاه اسلام، اینطوری که شما رفتار میکنید و چشمهایتان را بر روی حقایق بسته اید، این است واقعا اسلام اینطوری است؟نمیدانم شاید بعضی مراجع از موضوعات جاری کشور خبر ندارند! که اگه اینطور است چرا باید اینطور باشد؟فکر میکنند با عزلت گوشه خانه شان مومن حساب میشوند!؟حالا خودشان را هم مرجع معرفی میکنند؟!
نمیدونم و صلاحیت قبول یا ردِ مقام مرجعیت را ندارم اما انقدر آزادی و اختیار به من از طرف خدایم داده شده تا مرجعِ موردِ نظرم را خودم براساس عقلم و تحقیق درباره آن مرجع(حکمهای صادره و شخصیت او و برخوردش با مسائل روز) انتخاب کنم
باتوجه به اختیاری که هم من و هم تک تک مردم عامی دارن ،و نیز باتوجه به مسائل این چند سال اخیر ؛مــن به این نتیجه رسیدم که تو این مملکت فقط به تعدادِ پنج انگشتِ یک دست مرجع به معنی واقعی مرجع شیعه داریم!
.
کلمه خواهش میکنم حرفهامو سانسور نکن بگذار لااقل مراجع بفهمند مــــردم درموردشون چی فکر میکنن بگذار حرف به جایی برسد
مردم هم نه ،فقط من، به عنوان یک مسلمانِ گیج شده
هر که او بیدارتر در خوابتر هست بیداریش از خوابش بتر
ستمکارانی چون فرعون حتی در آخرین لحظات که به خدا ایمان می آورند از روی نفاق و شرک است اما مکر خداوند بالاتر از مکر آنهاست.
با سلام…اکثر برادران بسیجی وپاسدار از دوستداران حضرت ایت الله دستغیب میباشند..اما بنا بر شرایطی از همراهی علنی معذورند..این مطلب برای حضرات چشم تنگ در حاکمیت بسیار روشن وگران است…یکی از اینها گفته:……….هر کاری میکنیم که گرد این آقای دستغیب نروند نمیشه…برخی از پاسداران بمحض بازنشستگی میروند مسجد قبا….و با این اقا هستند….پایان نقل قول
البته همه برادران مخلص در همه جا بدنبال حق وراستی ودر فکر حفظ انقلاب از انحراف هستند….خدا وند متعال از روی رحمتش این عزیزان را بسمت خودش هدایت میکند…نماز و دعا و خدمتشتان برای خدا ونه برای چیز دیگر است..اینان میدانند که در مقابل شهیدان جبهه ها مسئولند..در مقابل مادرا ن وپدران شهدا…یتیمان شهدا…مسئولند…ما فرموش نخواهیم کرد که بیشتر شهدای لشکر 19 فجر والمهدی…امامحسن از بجه های مسجد قبا بودند….
حیف است که برای این زندگی فانی از خداوند دور شویم . این توجیح کردن دمار از روزگار بشر در میآورد.
یک عده بی گناه را در زندان انداختن و چند مادر را در زندان افکندن بطوریکه از اطفالشان هم جدا شوند و مادر و کودک با هم مورد ظلم واقع شوند و بجایش قاضی مرتضوی و حیدری و رحیمی معاون رئیس جمهور و… آزادنه هر کار و دزدی انجام دهند کجایش با خدا و پیامبر سازگار است ، ایکاش مردانه یک جمله بگوئید که برای مقام و دنیا این کارها را میکنیم و خدا و پیامبر را از این کارها معاف کنید.
اصلآ چطور میشود عده ای مسلمان و بی گناه را که فقط به قدرت معترضند را زندانی کرد و بعد هم این ظلمها را توجیح کرد ؟ چطور میشود سازشکاری با دزدان و حیف میل کنندگان بیت المال را بعنوان مهربانی و رئوفی اسلام به خورد خلق الله داد ؟
واقعآ که به سادگی گناه کردن و توجیح کردن آنهم بنام اسلام و پیامبر فقط در دهها قرن گذشته ممکن بوده ولی ارتکاب این اعمال کاملآ غیر اسلامی و غیر انسانی در قرن بیست و یکم و با این میزان آگاهی بشر عجیب بنظر میرسد ، هرچند دوامی ندارد و اگر به خداوند و به عدل پروردگار باور داریم شک نکنیم که خداوند هم در این دنیا و هم در آن دنیا بد عاقبتی را برای این مدعیان در نظر خواهد گرفت ، شک نکنیم.
چرا علما همه باهم دست به تحصن نمی زنند ؟ مگر نمی بینند روز روشن و در کمال وقاحت بنام دین و اسلام دارن ظلم می کنند زندانی می کنند به مسجد حمله می کنند به خانه علما و مردم یورش می برند .آیا اینها ظلم نیست ؟ فساد نیست ؟ اگر نمی توانید کاری بکنید پس اون لباس پیامبر رو از تن بیرون کنید . مگر خون شما رنگینتر و جانتان عزیزتر از همه کسانی است که ادعای علمایی اسلام ندارند اما از جان خود گذشتند و زیر شکنجه عده ای نامسلمان مسلمان نما دارن جان می دهند. تا کشورشان و دینشان سالم بماند. پس کجاست آن شجاعتی که شرط مرجعیت است.
حضرت آیت اله ما در زمان انقلاب جوان بودیم و بنا به نظرات شما بزرگان برای سرنگونی شاه قیام کرده و آن را با یاری خدا از تخت و سالطنت پائین انداختیم به امیدی که امروز دینمان، وطنمان در آزادی در رفاه و امنیت ادامه حیات دهد ولی متاسفانه امروز با نام دین اسلام بر گرده مردم سوار شده اند و ادعای مدیریت دنیا را دارند بنظر شما آِیا این نظام دولتی و دین حاکمیتی آبروئی به نسل آینده باقی گذاشته است چرا ما به این روزگار افتادیم این آقایان که دنیا را نصیحت می کنند که همه باید آزاد باشند انتخابات آزاد برگزار شود مردم باید بر سرنوشت خویش حاکم باشند رایشان اثر گذار باشد پس چرا سید اولاد پیامبر موسوی و آقای کروبی را زندانی بی نام و نشان کرده اند نظام با این مسیر بکجا می رود چرا بزرگان دینی قیام نمی کنند چرا از مردم نمی خواهند اجازه ندهند بیش از این ظلم و ستم و بی عدالتی ریشه بدواند ؟ آیا قیام در این وضعیت به صلاح نیست تا حاکمیت را بر اندازیم و مردم و کشور را از اسارت آزاد کنیم
آقای دستغیب آ سید محمد علی را که انسان میبیند یا میشنود یاد اوصیاء پیامبران و اولیاء الهی میافتد
یاد امام و آقای طالقانی میافتد
یاد این آیه کریمه میافتد که خداوند عالم در قرآن سوره یاسین میفرماید:
و جاء من اقصی المدینة رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین