همسر امیرخسرو دلیرثانی: خانوادههای زندانیان سیاسی چیزی بیشتر از حقوق قانونی خود نمیخواهند
چکیده :وی در پایان با تاکید بر اینکه ما از مسوولین خواسته غیر قانونی نداریم و هرچه می خواهیم در چهارچوب قانون است می گوید: ما دوست داریم که آن ها نیز این پایبندی به قانون را داشته باشند و هرآن چیزی که در قانون تعیین شده را اجرا کنند و دیگر اینکه آرزو می کنم که هر چه زودتر شرایطی برقرار شود که تمامی زندانیان سیاسی آزاد شوند....
کلمه- زهرا صدر:
شیوا فلاح، همسر امیرخسرو دلیرثانی در مورد آخرین وضعیت همسرش می گوید: آخرین ملاقات ما دوشنبه هفته گذشته بود و این هفته هم که متاسفانه تعطیل بود و نتوانستیم ملاقات داشته باشیم. خوشبختانه چه از نظر جسمی چه از نظر روحی وضعیتشان خوب است.
امیر خسرو دلیر ثانی از فعالان ملی-مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور» به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد.
دلیر ثانی در بهمن ماه ۱۳۸۹ به دلایل نامعلوم به بند ۲۰۹ منتقل شد و مدتی را در این بند گذراند. گفته می شود دلیل اصلی انتقال وی به بند ۲۰۹ و بازجویی های دوباره، به خاطر امضای بیانیه های مختلف از جمله بیانیه معروف به ۱۴ نفر است.
همسر این فعال سیاسی در گفتگو با کلمه با اشاره به نامه 46 خانواده زندانی سیاسی به دادستان خاطرنشان می کند: مشکلاتی که هم برای من و هم برای یک سری از خانواده های دیگر وجود دارد این است که یک سری از حقوقی که برای زندانیان تعیین شده رعایت نمی شود. مثلا در مورد حق ملاقات حضوری، مرخصی، تماس تلفنی. مثلا ما الان مجبوریم ۲ هفته بی خبر باشیم یعنی هیچ طریق دیگری نیست که ما بتوانیم از حالشان با خبر شویم و این خیلی خانواده ها را نگران می کند و باعث میشود که استرس دو چندان داشته باشند
خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین اخیرا در نامه ای خطاب به دادستان با یادآوری عرف جاری و آیین نامه اداره زندان های کشور برای زندانیان، اعم از آنانکه مرتکب جرائم بزرگ قتل و تجاوز و سرقت و یا جرایم کوچک شده اند، تاکید کرده اند که در تبعیضی آشکار توسط شخص شما حقوق قانونی و انسانی از فرزندان، همسران، پدران، مادران، و بستگان بیگناه ما که به صرف حق گویی و مبارزه با تقلب و دروغ در بند به سر می برند سلب شده است.
متن کامل نامه خانوادههای ۴۶ زندانی سیاسی به دادستان تهران را در اینجا بخوانید
به گزارش کلمه، این خانواده ها که از سه سال پیش در دادستانی ها و دادگاه ها و راهروهای دادسراها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده اند در این نامه خاطر نشان کرده اند: ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند ۳۵۰ حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟
شیوا فلاح با تاکید بر اینکه اینها بخشی از حقوق طبیعی زندانیان است تصریح می کند: همانطور که در نامه هم اشاره شده بود خانواده ها واقعا چیزی بیشتر از آن حقوقی که برای زندانیان دیگر هم تعیین شده نمی خواهند. خانواده ها هیچ چیز غیر قانونی و یا خواسته دیگری ندارند.
همسر این فعال ملی مذهبی با ابراز امیدواری از اینکه عدم پاسخ دادستان در این چند روز شاید به دلیلی تعطیلی این هفته باشد می گوید: احتمالا چون مراکز اداری تعطیل بوده هنوز واکنشی نشان ندادند اما به هر حال اگر واکنشی نشان بدهند باید ببینند خواسته ما چیست. واکنش نشان دادن باید به این شکل باشد که بیایند خواسته های مارا ببینند چیست و آن ها را انجام دهند.
شیوا فلاح همچنین خاطرنشان می کند: اگر حقیقتش را بخواهید به اینکه این نامه پاسخی داشته باشد امید نداریم اما باید به قول معروف خودمان را امیدوار کنیم. چاره ی دیگری نداریم غیر از اینکه امید داشته باشیم. حالا به هر حال خواسته هایمان را مطرح کردیم ببینیم که مسوولین چطور می خواهند به خواسته هایمان پاسخ دهند.
وی در پایان با تاکید بر اینکه ما از مسوولین خواسته غیر قانونی نداریم و هرچه می خواهیم در چهارچوب قانون است می گوید: ما دوست داریم که آن ها نیز این پایبندی به قانون را داشته باشند و هرآن چیزی که در قانون تعیین شده را اجرا کنند و دیگر اینکه آرزو می کنم که هر چه زودتر شرایطی برقرار شود که تمامی زندانیان سیاسی آزاد شوند.
نماینده در «کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» و کانون مدافعان حقوق بشر و از فعالان حقوق بشر در ایران است. بازداشت او در راستای مجموعه بازداشتهای موسوم به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ انجام شد که در آن به بهانه اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات خیل فعالان سیاسی و مدنی در ایران بازداشت و به حبسهای طولانی مدت محکوم شدند.
همسر وی چندی پیش در گفت و گو با کلمه گفته بود: بچه ی ۵ ساله ی من می فهمد که پدرش زندان است حتی اگر به درستی درک نکند که زندان یعنی چه. این اتفاق خوبی نیست که شرایط بوجود آورده اند و باعث شدند این بچه ها از این سن و سال با این چیزها سر و کار داشته باشند. چیزهایی را تحمل می کنند که بیشتر از سنشان هست. نمی دانم چرا در حق بچه ها و خانواده ها اینقدر ظلم می شود.
نام امیر خسرو دلیرثانی در کنار نام شهید هدی صابر به عنوان اولین معترضین به شهادت هاله سحابی ثبت شده است. سی و یک خرداد ۹۰ امیرخسرو دلیرثانی با صدور نامه ای به شرح جزییات اعتصاب غذا و جان باختن هدی صابر پرداخت. او که به همراه هدی صابر در اعتراض به شهادت هاله سحابی اعتصاب غذا کرده بود با انتشار این نامه به جزییات تصمیم مشترکش با هدی صابر برای شروع اعتصاب غذا و اتفاقات رخ داده در طول مدت اعتصاب که در نهایت به جان باختن صابر منجر شد پرداخته است.
شیوا فلاح دی ماه سال گذشته در نامه ای خطاب به همسرش نوشته بود: گویی فشار روز افزون حاکم بر شما تاثیری معکوس داشته و بر انگیزه و روحیه شما برای مبارزه افزوده است و اینگونه است که اوین دانشگاهی شده است برای تجمیع آرا و افکار رادمردانی که گرچه ممکن است رویه فکری و عقیدتی متفاوتی داشته باشند ولی آرمان واحد آنان برای آزادی ایران، دلهای آنان را به هم نزدیک ساخته و آنها را تبدیل به فعالترین گروه مبارزان داخل کشور نموده است؛ بیسبب نیست که جوانانی که در تجمعات اعتراضی دستگیر شده و روانه اوین شدهاند پس از مدتی تبدیل به مبارزان سیاسی با خط فکری مشخص شدهاند.
همسر این مبارز سیاسی در بخش دیگری از نامه ی خود آورده بود: این گونه است که شاید برخی از شما دیگر نمیخواهید بدون یاران خود از آن بند بیرون بیایید که شاید در هیچ کجای دیگری در این کشور نتوان در یک زمان این تعداد از نخبگان سیاسی و اجتماعی را در یک مکان جمع کرد و شاید اگر دلتنگی خانواده نبود برای شما، بودن در کنار همرزمان بهتر از زندگی در زندان جامعهای است که پر شده از نفاق و دورویی و دروغ و این همه را حاکمانی گسترش میدهند که بقای خود را در ترویج فساد و دروغ میدانند تا جامعه را از بالندگی و پویایی و شکوفایی، باز دارند و حضور امثال تو کار را برای آنان بسی دشوار میسازد زیرا که مروج راستی و درستی و پاکی و صداقت هستید و طلسم دیو سیاه جهل و استبداد را باطل میکنید و بدین منظور شما را در بند ساخته، غافل از اینکه فریاد رسای آزادیخواهی شما از پس دیوارها، این خفتگان را بیدار میسازد و شوری میانگیزد در دل جوانان تشنه آزادی و برابری و دیری نپاید که همه با هم فرشی از گل و ریحان پهن کنیم در مقابل قدم سبز شما راست قامتان آزاده.














آقای خامنه ای ساواک شاه هم که شما را برد آنجا از شما همین گونه پذیرایی کرد که عوامل شما از عزیزان ما در زندانها پدیرایی میکنند. یک بار این آقا مجتبی را ریش تراشیده و ناشناس بفرست که در یکی از این زندانها به بند بکشند و سه روز بعد بگو بیارند به حضورت اگر شناختیش من اسمم را عوض می کنم میذارم زهرا خانم. آقا واقعا دلت خوشه که مثلا داری مملکت اداره می کنی ها؟ واقعا اینم شده مملکت؟
همه زندگی ات یک طرف-
و این چند سال حبس بدست اهل جور یک طرف-
این چند سال حبس هم همه یک طرف-
و آن چند روزی که در رکاب شهید صبر و هدایت برای شهادت هاله نور اعتصاب غذا کردی یک طرف!
من هم با این پیشنهاد موافقت حضرت عظما بدنیست عده ای از فرزندان و قوم و خویش های خود را به صورت مبدل و بدون ریش و مقنعه بفرسنند به خیابان ها که قدری گرد و خاک کنندو وقتی آنها را دستگیر کرده و بردند با اسامی دیگر خود را معرفی کنند. حضرت آقا سه چهار روز بعد یکی از خواص را بفرستند به بازداشتگاهها تا این زندانی ها را آزاد کرده و به حضور بیاورند و بعد از وجنات و حالات آنها تشخیص دهند که آیا دستور ایشان در مورد بستن کهریزک و توقف عملیات کهریزکی به اجرا درآمده است یا این مسئولین بیشرف سر حضرت آقا هم کلاه گذاشته و گفته اند که کهریزک را بسته و آن عملیات را متوقف کرده ایم.