همسر عماد بهاور: میخواهند ما فقط سکوت کنیم/ با هر حرکتی، فشارها را بیشتر میکنند
چکیده :مریم شغیعی همسر عماد بهاور با اشاره به نامه اخیر خانواده های زندانیان سیاسی به دادستان تهران، می گوید: "اگر متن نامه را ببینید متوجه می شوید درد دلمان چیست." او با اشاره اینکه مسئولان خواستار سکوت این خانواده ها در برابر مشکلات هستند، خاطرنشان می کند: "هر بار که حرکتی انجام می دهیم فشارها بر ما زیادتر می شود"، و ابراز امیدواری می کند که هرچه زودتر این روزها تمام شود....
کلمه – زهرا صدر:
مریم شفیعی، همسر عماد بهاور در مورد آخرین وضعیت عماد بهاور با تاکید بر اینکه از مرخصی هیچ خبری نیست می گوید: مادرشان هفته ای دو سه بار می روند و می آیند من هم می روم اما هنوز که خبری نیست.
وی در گفت و گو با کلمه، تصریح می کند که مسئولان هیچ دلیلی برای این که اجازه ی مرخصی صادر نمی شود هم نمی اورند و فقط همیشه می گویند ما پیگیریم.
عماد بهاور مسئول شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران عضو هسته مرکزی «پویش حمایت ازخاتمی و موسوی» (موج سوم) بود که ۷ خرداد ۱۳۸۸در بحبوحه ی فعالیت های انتخاباتی توسط دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت و پس از ۹۶ ساعت آزاد شد. اما پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر و تحت فشارهای روانی برای اقرار تلویزیونی قرار گرفت.
این فعال سیاسی روز چهارشنبه هفتم مرداد ماه پس از تحمل ۴۶ روز زندان انفرادی از زندان آزاد شد اما ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ در حالی که برای آخرین دفاعیات به دادگاه انقلاب احضار شده بود، برای چندمین بار بازداشت شد. بهاور پس از چندین ماه بازداشت در زندان اوین، به اتهام اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در نهضت آزادی به ۱۰ سال حبس قطعی محکوم شد.
مریم شفیعی درباره ی دلیل این که تاکنون همسرش از حق مرخصی بهره مند نشده، خاطر نشان می کند: من نمی دانم چرا، فقط فکر می کنم که وزارت اطلاعات باید خودش بخواهد. به نظرم چون نامه هایی که ما برای تقاضای مرخصی می فرستیم از روی پرونده برداشته می شود.
وی در ادامه با اشاره به روحیه خوب عماد بهاور می گوید: خدا را شکر خوب هستند و فعلا مشغول درس خواندن است.
خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین اخیرا در نامه ای خطاب به دادستان با یادآوری عرف جاری و آیین نامه اداره زندان های کشور برای زندانیان، اعم از آنانکه مرتکب جرائم بزرگ قتل و تجاوز و سرقت و یا جرایم کوچک شده اند، تاکید کرده اند که در تبعیضی آشکار توسط شخص شما حقوق قانونی و انسانی از فرزندان، همسران، پدران، مادران، و بستگان بیگناه ما که به صرف حق گویی و مبارزه با تقلب و دروغ در بند به سر می برند سلب شده است.
متن کامل نامه خانوادههای ۴۶ زندانی سیاسی به دادستان تهران را در اینجا بخوانید
به گزارش کلمه، این خانواده ها که از سه سال پیش در دادستانی ها و دادگاه ها و راهروهای دادسراها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده اند در این نامه خاطر نشان کرده اند: ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند ۳۵۰ حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟
همسر عماد بهاور در پاسخ به اینکه آیا امیدی دارید که نامه ی اخیر به دادستان، پاسخی داشته باشد یا نه، می گوید: الان نمی دانم و نظر خاصی ندارم. گرچه هر بار که حرکتی انجام می دهیم فشارها بر ما زیاد تر می شود. چه ما و چه زندانیان مان، کوچکترین حرکتی که می کنیم فشار می آورند. حالا هم که یاد گرفته اند مرخصی ها را کنسل می کنند، تلفن هایشان را قطع می کنند و یا پرونده های جدید برایشان درست می کنند. از نظر آن ها فقط ما اگر سکوت کنیم خوب است و خوشحال اند و کاری به ما ندارند.
وی در ادامه خاطرنشان می کند: حتی الان که این نامه رفته من مطمئنم دوباره می آیند و این را دستاویز می کنند برای اذیت کردن.
مریم شغیعی همسر عماد بهاور با بیان اینکه “اگر متن نامه را ببینید متوجه می شوید درد دلمان چیست” می گوید: البته این نظر شخصی من است، اما به هر حال با انتشار همین درد دل ها هم فشار روی ما زیاد می شود و فقط می توانیم امیدوار باشیم هرچه زودتر این روزها تمام شود.
عماد بهاور، شهریور ماه سال گذشته در نامه ای خطاب به همسرش مریم شفیعی نوشته بود: ما نمی توانیم از وضعیت کنونی خود به شناخت حقیقی از دیگران دست یابیم. شناخت حقیقی از یک انسان یا یک پدیده زمانی حاصل می شود که در وضعیت خود او قرار بگیریم، با آن یکی شویم و به جای آن باشیم، پس یک جابجایی لازم است: جابجایی از بودن در وضعیت خود به بودن در وضعیت دیگری، درک کامل تجربه ها، احساسات و ذهنیات انسان ها تنها زمانی میسر است که بدانیم فاصله ای بین ما نیست، ما یکی هستیم. پس چشمهایت را ببند و با من بنشین به تماشای هستی و انسان هایی که تجلی هستی اند.
وی در بخش دیگری از نامه ی خود آورده بود: ما مسیرهایی را طی می کنیم که نشانه های روشنی دارد. باید در تماشای هستی غرقه بود. باید انسانها را دید ، رنجها و شادی هایشان را، باید قضات و بازجویان را دید، ظلمت و نفرت را، و نتیجه این دیدنها شاید آن باشد که در نهایت خود را پیدا کنیم. در آن هنگام شاید همان طور که گفته اند شاهد باشیم که کل هستی سرشار از نور و صوت است، حتی ظالمان و نااهلان نیز چیزی جز ذرات نور نخواهند بود. شاید در نهایت بشنویم سرود سلام را.
عماد بهاور، جوان محبوبی که به گفته ی همبندیان ادب و متانتش زبانزد است، حدود دو سال نیم است بی آنکه حتی برای یک ساعت به مرخصی بیاید، در بند 350 زندان اوین روزگار می گذراند.
مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی زمانی که از سوی قاضی صلواتی به ده سال حبس محکوم شد، اعلام کرد: من در خط بازرگان مانده ام و خواهم بود. همیشه در عمل به چارچوب قانون اساسی تاکید کرده ام و اصلاح طلب خواهم ماند.
جعفر پناهی کارگردان بنام کشورمان همان زمان در نامه ای خطاب به قاضی دادگاه درباره عماد نوشته بود: “فقط به قاضی پرونده عماد می توانم بگویم اگر ذره ای به حکمی که داده اید ایمان دارید و فکر می کنید این جوان پاک سرزمین من -که شما جوانی اش را می خواهید در زندا ن فنا کنید- مستحق چنین حکم سنگینی است. و به راستی اگر همانند عماد به آخرت ایمان دارید، شجاعت داشته باشید و قضاوت در آخرتتان را به او واگذارید.“














خانم جان دوام بیار. تحریم ها کار خودش را کرده و ازآن بالا تا پایئن همه دزدها و خطاکاران و بی مصرف ها به خرخر افتاده اند و همین روزهاست که فرار را برقرار ترجیح دهند. اگه ملت قول بده که با اینا کاری نخواهند داشت والله حاضرند همین امروز در روند و بروند سراغ ارزهای دزدی.
ما تا جان در بدن داریم چه در داخل زندان باشیم یا خارج در زندان بزرگ جمهوری اسلامی، از حق و حقیقت گویی دست برنخواهیم داشت و صدای خود را به گوش جهانیان خواهیم رساند که اینها بدانند که افراد دیو سیرتی بر ما به زور حکومت می کنند و میلیونها ایرانی را به بند کشیده اند. دلیلی ندارد وقتی شما عزیزان ما را بی جهت زندانی کرده و آن بلاها را سرشان در می آورید ما ساکت بنشینم ودرحقیقت با جنایات شما همکاری کنیم. شما که رسوای جهانیان هستید، اما ما تا آخرین نفس تلاش خواهیم کرد تا بیش از این رسوایتان کنیم. با هفتاد هشتاد میلیون جماعت که نمی توانید طرف شوید ما ثابت خواهیم کرد که اگر تمام ارتش و بسیج و سپاه پاسداران و اراذل و اوباش را هم مسلح کرده و به خیابان ها بفرستید حریف ما ملت نخواهید شد. ما شاه را بیرون انداختیم یعنی از پس عده ای … بر نمی آئیم؟