اردشیر امیرارجمند: نه افراط، نه تفریط؛ مفاد بیانیه ۱۷ میرحسین موسوی همچنان مبنای عمل ماست
چکیده :حاکمیت باید روندها و روش ها را تغییر دهد. قدرت تنها در اعمال خشونت نیست. خشونت بلای قدرت است. کسی واقعا قدرت دارد که بتواند در موقع لازم دست به اصلاحات بزند و از آن نترسد. مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند. فرافکنی و متهم کردن منتقدان به انواع اتهامات بی اساس، جز افزایش عصبیت ها نتیجه ای نخواهد داشت و مشکلی را حل نخواهد کرد....
مشاور میرحسین موسوی با تاکید دوباره بر راهکارهایی که بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی برای حل بحران های جاری کشور ارائه کرده، بر حل و فصل عزت مندانه پرونده هسته ای با حفظ منافع کشور و پایان دادن به رقابت های مخرب جناحی درون حاکمیت در این باره تاکید می کند و در عین حال می گوید: رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.
به گزارش کلمه، اردشیر امیر ارجمند با تصریح به اینکه آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، اولین گام برای اصلاح رفتار حاکمیت و حل بحران است، خواستار تغییر روندها و روش ها در عرصه داخلی شد و گفت: مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با دفاع از موضع شورا در جریان انتخابات مجلس نهم، از تخریب های صورت گرفته علیه کسانی که نظر متفاوتی داشتند، ابراز تاسف کرد و ادامه داد: نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم.
متن کامل گفت و گوی کلمه با دکتر امیر ارجمند به شرح زیر است:
کشتارهای اخیر مردم بی گناه در سوریه و تمکین نکردن نیروهای بشار اسد به تعهدات بین المللی، تحولات این کشور را وارد مرحله جدیدی کرده است. ارزیابی شما از این مساله چیست و این امر تا چه میزان می تواند بر تحولات کشور ما تاثیر گذار باشد؟
اصرار بشار اسد و حاکمان دمشق بر ادامه سرکوب و کشتار مردم و ناکارآمدی طرح کوفی عنان در توقف درگیری ها، سوریه و کل منطقه را در وضعیت خطرناکی قرار داده است و متاسفانه زمینه مداخله قدرت های خارجی در منطقه را فراهم ساخته است. بشار اسد متاسفانه به موقع از سرنوشت قذافی درس نگرفت. اصلاحات را به موقع و به معنای واقعی نپذیرفت. فرصت سوزی کرد و حالا شاید دیر شده باشد و کسان دیگری برای مردم سوریه تصمیم بگیرند.
در ایران هم آقایان باید هر چه زودتر دست از لجاجت و عوام فریبی بردارند و در عرصه بین المللی و همچنین و به ویژه در عرصه داخلی تنش زدایی کنند.
در حال حاضر با توجه به ضرب الاجل تحریم های اتحادیه اروپا و ادامه مذاکرات دنباله دار هسته ای از یک سو و جدی تر شدن خطرات ناشی از گزینه های غیر سیاسی از سوی دیگر، راهکارهای پیش روی دولتمردان کشورمان در عرصه بین المللی و داخلی چیست؟
در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند. به مردم اعتماد کنند و با آنها صادق باشند. جناح های مختلف حاکمیت دست از رقابت های مخرب و کارشکنی در این زمینه که مربوط به امنیت ملی و منافع ملی است، بردارند. در عین حال رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.
در عرصه داخلی هم روندها و روش ها را تغییر دهند. قدرت تنها در اعمال خشونت نیست. خشونت بلای قدرت است. کسی واقعا قدرت دارد که بتواند در موقع لازم دست به اصلاحات بزند و از آن نترسد. مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند. فرافکنی و متهم کردن منتقدان به انواع اتهامات بی اساس، جز افزایش عصبیت ها نتیجه ای نخواهد داشت و مشکلی را حل نخواهد کرد. قطعا واقع بینانه نخواهد بود که بخواهیم همه اینها یک شبه اتفاق بیفتد، ولی باید از جایی شروع کرد. راه رام کردن رودخانه طغیان زده و گل آلود کشور، همانطور که مهندس موسوی می گفت، در جاری ساختن فوری آب روان و زلال به صورت تدریجی و مستمر است.
این اتفاق از کجا باید آغاز شود؟
به نظر من قطعا از آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی. بدون آزادی آقایان موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی، هیچ گام دیگری برای اصلاح رفتار حاکمیت قابل باور نخواهد بود.
راه حل های شما بر چه مبنایی است؟ آیا عملکرد جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید در راستای همین راه حل ها بوده است؟
شما نگاه کنید به بیانیه شماره 17 مهندس موسوی؛ همین راه حل ها را پیشنهاد می کند. چه چیز غیر معقولی در آن وجود دارد؟ واقعا کف مطالبات است، عاری از هرگونه افراط و تفریط. مفاد آن بیانیه همچنان مبنای عمل ماست. همین طور مواضع صریح آقای کروبی. شورا هم بر اساس منشور خود، با اتخاذ مواضع واقع بینانه معتدل و البته مستحکم و مستمر و تلاش جهت بازتاب عقل جمعی و اجماع سازی در حد ممکن، در همین راستا حرکت کرده است. در کنار اصل تکثر، موازین جهانی حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و انتخابات آزاد، از اصل مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی که البته می تواند در فضایی مناسب و متکی بر رای مردم اصلاح شود و خطوط قرمز جنبش در رابطه با سلطنت طلبان، طرفداران مشی مسلحانه و آنهایی که خواهان مداخله قدرتهای خارجی هستند، عدول نکرده است.
به طور مشخص، با توجه به تحلیل هایی ارائه شده در خصوص موضع گیری بخشی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز در انتخابات مجلس نهم، برخی معتقدند با توجه به اینکه صندوق رای تنها گزینه پیش روی است، عدم مشارکت و به نوعی تحریم مشارکت در این شرایط تندروی محسوب می شد، ارزیابی شما چیست؟
به هیچ وجه. اولا، مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
ثانیا، شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است. اما بر اساس چه اصل حقوق یا قاعده سیاسی میتوان از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، ضدیت با نظام را نتیجه گرفت؟
ثالثا، تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.
یعنی می گویید همه فعالان جنبش سبز معتقد به همین تاکتیک بودند؟
اصلا این طور نیست. جنبش سبز جنبشی متکثر است. عده ای هم موافق نوعی حضور یا تاکتیک های دیگری بودند که در اقلیت قرار گرفتند و عموما بر اساس نظر اکثریت عمل کردند.
در هرحال من از موضع شورا دفاع می کنم و آن را هم دموکراتیک، هم درست و هم در چارچوب قانون و اصول حقوق شهروندی می دانم.
در عین حال به طور جدی معتقدم باید همگی نقد را چه در داخل جنبش و چه در خارج آن بپذیریم، وگرنه دچار همان مشکلی می شویم که حکومت با آن مواجه است و ما با آن مبارزه می کنیم. البته متاسفانه گاهی دیده می شود که در بین مدعیان دموکراسی بردباری لازم وجود ندارد و اصول مفاهمه دموکراتیک رعایت نمی شود.
گفت و گو آداب و البته ادبی دارد که هر دو باید رعایت شود، تا همدلی به وجود آید. وگرنه تنوع و تکثر تبدیل به اختلاف، تفرقه و سپس دشمنی می شود. برای مثال، هر کس حق دارد رای دادن آقای خاتمی را نقد کند، چه در شکل چه در محتوا. ولی تخریب شخصیت ایشان نه اخلاقی است و نه به سود جنبش است. نقد سودمند است، ولی پاره پاره کردن جنبش و ایجاد دوگانه جنبش سبز- اصلاح طلبی و امثالهم و رودررو قرار دادن افراد، گروه ها و شخصیت ها نه تنها مفید نیست، بلکه مخرب است. من فکر می کنم نه آقای خاتمی با این کار موافق است و نه رهبران زندانی جنبش سبز چنین راه و روشی را تایید می کنند. آیا درست است که ما بی صبرانه سرمایه های خود را بسوزانیم؟ رفتاری از این جنس را با آقای خزعلی هم شاهد بودیم.
من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد. اما به هر حال آقای خزعلی تصمیم دیگری گرفتند. ما باید قبل از هر چیز به تصمیم ایشان و یا افرادی مانند ایشان احترام بگذاریم و همچنین به دنبال ارتقا روشهای اجماع سازی در جنبش باشیم. نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم. مگر ما مدعی هستیم که آنهایی که خود را در چهارچوب جنبش سبز تعریف نمی کنند یا با آن مخالف هستند، چه در حاکمیت و چه در بیرون آن، همه خائن یا جنایت کار هستند؟ قطعا خیر. فراموش نکنیم که یکی از خواست های ما باز گرداندن اخلاق به سیاست بود.














بسیار عالی
چه خبره؟ پشت صحنه صحبتها شده؟ چرا مردم را در سرنوشتشان سهیم نمیدانید؟و از آقای موسوی مایه میگذارید!
سلام خدا پدر و مادرت را بیامرزد. خدا پدر میر حسین و شیخ اصلاحات را هم بیامرزد که به فردی مسئولیت دادند که هر روز یک حرف نمیزند. امیدوارم گول افراد سست عنصر را نخوریم نه انهایی که اهل افراط هستند و جو ورشان میدارد و شعار های تند انقلابی الکی می دهند و نه انهایی که صبر و طاقت ندارند و سعی میکنند بر اسا س مشکلات شخصی خودشان هر روز برای جنبش تئور ی جدید بی فایده بدهند. من یپشنهاد میکنم بیشتر برای مردم کوچه و بازار صحبت کنید. لحن صحبت اقای امیرارجمند صمیمی است و می تواند با مردم عادی رابطه برقرار کند. خبرنگارانی که مصاحبه میکنند باید ایشان را به این طرف هل دهند.
متاسفانه هیچ نکته جدی و به درد بخوری در سخنان ایشان نیست. معلوم نیست حاکمیت کدام گام را در جهت منویات اصلاح طلبان برداشته است که جناب امیرارجمند هیچ گام دیگری به جز آزادی زندانیان سیاسی را از آنها باور نمی کنند. گویا ایشان شناخت صحیحی از ماهیت حاکمیت فعلی ندارند. و همچنان ساده انگارانه به پند و اندرز ظالمان دلخوش داشته اند. اصلا خروج ایشان از کشور به چه منظور بوده؟ چنین سخنان ملایمی را که در ایران هم می توانستند بگویند..
آقای امیرارجمند شما خودتون چرا از ایران رفتید؟چرا مثل بقیه ایران نموندید که نهایتش زندانی بشید؟
آقای امیر ارجمند لطفا راه های دموکراتیک را در ایران با توجه به شرایط صادر کنید؟
هیچ طرحی برای رسیدن به قدرت در انتخابات 1392 ندارید و با این شرایط انقلاب میخواهید که ما مخالفیم مایی که میگویم 10 نفر بیشتر نیست
حکومت حکومت حکومت یعنی چه بفرمایید اقای خامنه ای بس است شجاعت داشته باش اشباه کردی مملکت را بسمت نابودی می بری مرد باش برگردد اگر برگردی چون ماد سهراب اعرابی مردم نیز تو را خواهند بخشید مسئول اول و اخر شمایی و لا غیر احمدی نزاد بازیجه ای در دستان جنابعالی است مهره ای بی حیا و بی همه چیز برای سرکوب مخالفانت که خداوند این مکر را به جنابعالی برگردانداگر چه با این کار دوستان اصلاح طلب ما نیز ادب شدند اما بترس از روزی که انتقان الهی برسد و انجا تو توبه نکرده باشی
اقای امیرارجمند چرا توضیح نمیدهند که چه فرقی بین درخواست عدم مشارکت درانتخابات باتحریم ان دارد.فرق ان فقط دراین است که عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان اعلام شده ولی تحریم توسط نیروهای خارج ازکشور.متاسفانه عدم شفافیت درعمل ودرگفتاراصلاح طلبان وعمل درچارچوب ظوابط نظام جنبش را باین روزانداخته وتاکی بامیدهای واهی میخواهید دل ببندید خدا دا ند.
بعد از حصر رهبران جنبش سبز بزرگانی مثل نوری زاد و دکتر خزعلی شمع مبارزات ضد دیکتاتوری جوانان را روشن نگه داشته اند و از حمایت تمام قد مردم معترض برخوردار هستند. هر چند که وابستگی سیاسی به اصلاح طلبان نداشته باشند. بدنه جنبش سبز عقد اخوتی با عناصر سازشکار نبسته است.
آقای امیر ارجمندی را همچون همسر نرگس محمدی و بسیاری از روزنامه نگاران منتقد و دگر اندیشان با زور و اجبار و تهدید از ایران بیرون کردند و گرنه هیچ مبارز سیاسی خاک کشورش را برای مبارزه به اختیار ترک نمی کند. در ثانی آقای امیر ارجمندی و بسیار از ایرانیان دلسوز که از کشور رانده شده اند، مستمسک خوبی برای حاکمیت است که به آنها اتهام ارتباط با دشمنان برانداز را وارد کنند و اگر بمانند اندک صدایی هم که از حاکمیت انتقاد میکند را مثل آقایان تاجزاده و خزعلی خفه میکنند . امام هر در زمان مبارزاتشون بارها از طرف حاکمیت تهت فشار بودند تاکشور را ترک کنند که به درستی امام هم مبارزاتشون را از خارج ادامه دادند و بر نظراتشون تاکید داشتند پس بنابراین نمی توانیم صرف خارج بودن را دلیل بر نداشتن تعصب ملی و اسلامی دانست.
آقای امیر ارجمند دم از اصلاحات زدن عملی نیست و ممکن نیست این رژیمی که این همه جنایت کرده و ملتی را باخودش در انداخته است بتواند خود را اصلاح کند. اولین قدم اصلاح آنست که ایشان کنار برود و پست رهبری هم حذف شود. رهبر انقلاب برای چه می خواهیم. انقلاب سی سال پیش انجام شد و نیازی به رهبر نداریم ملتی که انقلاب کرد خودش هم میتواند انقلاب را به شکلی که میخواهد حفظ کند. ایشان به قول آیت الله خمینی “باید برود” به نظر شما شاه بیشتر می توانست با اصلاحات حکومت خود را منزه کند یا اینها که اینهمه دزدی و جنایت کرده اند. بعد یک بار دیگر این مطالبی را گفته اید مرور کنید. من سلطنت طلب و شاه طلب نیستم اما چرا سلطنت طلب ها نتوانند در امور سیاسی فعالیت داشته باشند. همین مملکتی که حال شما درآن زندگی کرده و از مواهب آزادی آن برخوردارید هنوز به سلطنت طلب ها که دویست سال پیش از سلطنت کنار گذاشته شدند، اجازه میدهد که فعالیت کنند شما چرا از همین حالا آنها را از صحنه بیرون می کنید. والله بسیاری از سلطنت طلب ها و نوکرشان به این رهبران فعلی ما که هم جنایت کرده اندو هم فساد و دزدی شرف دارند.
سخنان دقیق و نکته سنجانه ای بود. این از درایت اقای موسوی است که پیش بینی خفقان در کشور رو کرده بود و مشاورانی مثل استاد ما رو به خارج از کشور اعزام کردن
تا کی باید شعار داد؟خمینی بد است خامنه ای بد است….خوب همه حرفات قبول. می خواهی چکار کنی؟میخواهی حتما تغییر ایجاد کنی؟ بگو چه شکلی. می خواهی سرنگون کنی؟ جطوری؟متوجه نمی شوی سخنگو یک مجموعه داره به همگی هشدار میدهد. افرادی که سه سال پیش شعار های تند تند میدادند و می خواستند تغییر بدهند و غیره حال دارند مرتب میگویند جنبش سبز تندروی کرده و می خواهند به هر شکل شده دوباره بیانید توی انتخابات. بعضی هاشون بازفردا حتما میگویند کند روی کرده. اگر کمی دقت کنی مطالب خیلی هم جدید است. چون وضعیت فرق کرده. یک کم اعتدال هم بد چیزی نیست. اگر موسوی و کروبی و تاجزاده و توکلی و غیره ازاد نشوند و تو زندان باشند اگر روزنامه ازاد نباشد اگر هیچ حزبی ازاد نباشد حتی حزبی که رسما میگید قانون اساسی را قبول دارد ایا انتخابات معنی دارد؟خوب ندارد. ایا برای ایجاد یک کشور واقعا دموکراتیک باید ایدالیست بود؟ حوصله مقاومت نداری شهار تند میدی تا مشکلات را به گردن دیگران بیاندازی. اقای ارجمند همینطوری راه بروی خوبه . نگذار هولت بدن تاتو تاریکی راه بری. بد بترسی تندتر بری تا از تاریکی دربیایی ولی پرت بشی تو دره مردم را هم با خودت ببری.
اصلاحات به درد این رژیم نمی خورد. قدم اول اصلاحات کنار کشیدن آسید علی آقاست و قدم دوم حذف سمت رهبری و تشکیلات رهبری. آیا تصور می کنید عرضه و شجاعت این کار را دارند؟ البته که نه. پس اصلاحات بیفایده است. به قول آیت الله خمینی “باید برود” هیچ راه دیگری ندارد. اگر میخواهد کار درست شود باید به اشتباهات خود اقرار کرده و از مردم درخواست بخشش و حلالیت کرده و عتبه را ببوسد و کنار بکشد و رهبر بی رهبر رهبریت و بیت رهبری همه باید لغو شود. مردم باید رئیس جمهور خود را مستقیما انتخاب کنند. مردم باید نمایندگان واقعی خود را انخاب کنند. ما نیازی به رهبر نداریم. انقلاب به ثمر رسیده و باید آنرا به راه اصلی اش برگرداند و دین را نیز در خانه دلها جای داد. همین و بس
آقای امیر ارجمند به وعده ها و قول و قرار های اینان دل خوش نکنید. اینها اگر هم به شما گفته باشند که بیائید ایران را بسازیم و در حفظ جمهوری اسلامی بگوشیم دروغ میگویند. اینها میخواهند ازشما وسیله و پلی ساخته و کارها را حسابی قبضه کنند و جنبش سبز و اصلاحات را نیز بد نام کنند و بعد روز از نو روزی از نو. اصل بد نیکو نگردد هرکه بنیادش بد است. اینها تربیت شدنی و عوض شدنی نیستند. بیخود گول اینها را نخورید و خود را بد نام نکنید. به بینید اکثریت مردم چه میخواهند خواسته آنها را برآورده کنید. مردم دیگر طالب جمهوری اسلامی نیستند. مردم نمی خواهند اول مسلمان و بعد ایرانی باشند. ما ایرانی آباد و آزاد و مستقل و فارغ از تعصبات مذهبی می خواهیم و لاغیر
در مورد آقای خزعلی هیمنقدر بگم که بنده شک دارم ایشون مطالب سایتشو خودش و با نظر شخصی خودش می نویسه
آقای خزعلی قبل از بازداشت روحیه ی انقلابی داشتند ولی امروز چه بر سر او و روحیه اش آمده ؟ تاثیر زندان ها و شکنجه ها و تهدید ها نباید به گونه ای باشه که در باور فردی دچار تزلزل بشیم ، کمی مردانگی رو از آقای تاجزاده بیاموزیم ، به راستی در این موارد هست که پی به ارزش های درونی افراد می بریم …
کمال سپاس را از دکتر امیرارجمند عزیز دارم که با وجود فضای سنگین در خارج از کشور از مواضع اصولی و چارچوب مداری که مهندس موسوی هم به آن پایبند بوده اند، ذره ای عدول نکرده اند. اما چند نکته با این بزرگوار و دیگر فعالان جنبش سبز در خارج از کشور دارم. اولا با توجه به اینکه عملا اصلی ترین و شاید تنها عرصه عمومی واقعا موجود ما فضای مجازی است ما و شما را نباید دچار این خطا کند که معدل بدنه جنبش سبز در سراسر کشور در این فضا قابل رهگیری است. ثانیا در همین فضای موجود عده ای هستند که در اقلیتند اما صدایشان بلندتر است. صدای بلند را با “اکثریت” خدا ناکرده اشتباه نگیرید. نکته بعد آنکه حفظ پرنیسب شورا را جدی بگیرید. شورا قرار است از موضعی بالا و متناسب با شان والای آن موضع گیری کند. به عنوان نمونه عرض می کنم که این مصاحبه دقیق و محکم و اصولی نیازی به آن ندارد که به موضوع خردتری که در سطح پایین تری هم قابل موضع گیری است مثل موضع آقای خزعلی پرداخته شود. آقای خاتمی جایگاهش فرق دارد و رایی که داد و شوکی که ایجاد کرد مستلزم تعیین و اعلام موضع سخنگوی شورا بود ولی آقای خزعلی که انسان محترم و شریفی هم هستند را آقای امیرارجمند می توانستند حداکثر به اشارتی گذر کنند و اجازه دهند در سطوحی پایین تر بحثش دنبال شود. خدای ناکرده قصد تخفیف آقای دکتر خزعلی نیست، هدف تذکر نسبت به شان شورایی است که مهندس موسوی عزیز آن را به ما معرفی کرده اند برای چنین روزهایی. و نکته آخر نقد نسبت به اعلام آغاز اصلاحات به عنوان قدم اول مورد پذیرش جنبش ست. این موضع می تواند در عمل و یا مذاکرات احتمالی مدنظر قرار گیرد ولی در شرایط فقدان مذاکره، کوتاه آمدن پیشاپیش از دیگر مواضع اصولی صحیحی نیست. لازم نیست قدم به قدم استراتژی تفاهم که لازم است شورا در تحلیل های خود داشته باشد را اینگونه در موضع علنی بیان کند. سیاست دموکراتیک مستلزم شفافیت است ولی لو دادن برنامه های گام به گام در شطرنج مبارزه سیاسی و اجتماعی، گاه خلاف تدبیر است. مجددا به آقای دکتر امیر ارجمند، همه فعالان جنبش و شورا در داخل و خارج از کشور و زحمتکشان سایت کلمه درود می فرستم.
مشکل ما نداشتن نقشه راه شما آقایان اصلاح طلب است
باز مثل همیشه سخنان چند کوتاه آقای امیر ارجمند تکرار و عاری هر خلاقیت و افق نویی بود. مگر بدونه هیچ استدلالی می شود باز با منطق لج بازی گفت که حرف ما همان بیانیه هفدهم است. انهم با گذشت سه سال. مگر در این سه سال اتفاقاتی نیفتاده است که استراتژی و تاکتیک یک جنبش را تحت تأثیر قرار بدهد. چگونه است که یک جنبش باید سه سال پر از حادثه را فاکتور بگیرد و در یک وضعیت بی زمانی تصمیم گیری کند.
شورایی (که تا حالا ما بجز اسم و چهره اقای امیر ارجمند هیچ عضو دیگری از آن را ندیده ایم) که قرار است موید یک جنبش همه گیر و فراگستر باشد، و این رنگانگی اش بارها از سوی موسوی نقطه قوت آن ذکر شده است، چگونه است به راحتی منطق خودی و غیر خودی را پیش می کشد؟
اپوزیسیون برانداز یعنی چه؟ مگر شما هستید که خواست مردم را تعین می کنید؟ اگر همان اپوزیسیون هر کنش سیاسی مردمی را که در جهت خواست اش نبود رد می کرده است، شما نیز دقیقا همین منطق را دنبال می کنید، یعنی اینکه خواست و اراده ی مردم را پیشاپیش تعیین می کنید.
اگر فردا در تهران و دیگر جاها هزاران نفر در خیابان فریاد “اسقاط النظام” سر دهند، شما چه تدبیری اتخاذ می کنید. شما که عملا انتخابات مجلس را تحریم کرده بودید( من قائل به این بازی زبانی شما که میان تحریم و عدم شرکت گویا تفاوت فراخی هست، نیستم )چگونه است هنوز خاتمی و غزعلی را در جبهه خود می بینید اما فلان ادمی که چپ یا سکولار یا حتا ممکن است سلطنت طلب باشد را در جبهه خود نمی دانید.
اگر جنبش رنگارنگ است، پس شورای آن نباید فقط در پی جانبداری از یک رنگ یا طیف ان باشد. روشن است که شما فقط در پی تحمیل یک نگرش یا یک ایده ای هستید که یکی از ایده های موجود در جنبش چند سال پیش بود. اگر ادمهای مذهبی در تظاهرات بودند مگر کم از طبقه متوسط سکولار در راهپیمایی بودند. فقط خانواده های کشته شدگان را نگاه کنید. کم از فرزندان اعدام شده های شصت و هفت در میان دستگیر شدگان بودند. پس چگونه است که شورا گویا نه سخنگوی کل بدنه ی موجود در جنبش بلکه سخنگوی یک قشر خاص است.
من فکر می کنم این گونه رهبری جنبش بزرگترین ضربه را به جنبش می زند و باعث ریزش از بدنه ی ان می شود. شما در پاریس شاید بدین امر اگاه نباشید اما اگر در خیابانهای تهران بودید این امر ناگوار را حس می کردید. خواهش نفرماید نارضایتی بیشتر شده است. معلوم شده است اما در هیچ جای سیاست ذکر نشده است این نیروهای بالقوه حتما در سبد شما خواهند نشست اگر این رویه را ادامه دهید.
آقای ارجمند. به خارج نشین ها گوش نکن. گول ضد انقلاب های سی ساله رو هم نخور. متن جنبش سبز که در خیابان ها بودند بیشترشان اقشار مذهبی بودن و آنهایی هم که مذهبی نبودن اکثرا آدمهای منطقی و مودبی بودند که به دین و دیانت بی احترامی نمی کردن. تیپ های نمازجمعه هاشمی و روز قدس و تشییع جنازه آقای منتظری و عاشورا را ببینین متوجه می شوید سرمایه اصلی میرحسین چه کسانی بودن. حق غیر مذهبی ها به جای خود محفوظ و محترم. اما نباید چون صدایشان بلند است و خارج از کشوری ها از آنها حمایت می کنن فکر کنید سبزها همه از آنها هستن. حتی اکثر سبزهای داخلی طرفدار امام هم بودن. طرفدار نظام هم بودن اما نه نظامی که اینقدر کثیف و آلوده شده باشه. خلاصه سوراخ دعا رو گم نکن برادر و با طناب تندروها توی چاه نرو. درد اکثریت مردم هم امروز گرانی و مشکلات اقتصادی است، اگر شما روی همان تمرکز کنی حتما خدا و خلق خدا را بیشتر خوش میاد تا اینکه هی بخواهی با ادبیات دیپلوماتیک و سیاسی ضد نظام حرف بزنی که نتیجه معکوس داشته باشه. خدا هرکسی را که برای رهایی این ملت از فلاکت فعلی تلاش می کنه خیر بده…..
تبریک به کلمه.در راه درستی قدم میگذارید.از اینکه همهٔ نظرات را بدون سانسور در دسترس میگذارید باید از شما تشکر کرد.
نه افراط نه تفریط انها که موسوی را بخاطر اینکه در اوج تظاهرات تحریک به حمله به مراکز مهم نکرد و مردم که ان موقع اماده بودند میزدند و تمام این مراکز استراتزیک را فتح میکردند باید گفت سوریه نشان از اینده نگری میر حسین دارد که دیکتاتور ده ها هزار نفر را میکشد که بر سر قدرت بماند میر حسین با درایت از انحطاط کشور و مردم جلو گیری کرد دچار احساسات نشد دچار افرا ط و تفریط نشد و تشخیص داد که دیکتاتور از هیچ کشتار و هیچ خرابی نمیترسد و جرات کشتار میلیونی هم دارد یا باید مثل سوریه ماهها یا شاید سالها جنگید یا با عقلانیت به سر منزل مقصود رسید عزیزان به حرف دلسوزان و عاقلان گوش دهیم که اینده قضاوت خواهد کرد
دوست گرامی ای که اقای ارجمند را نصیت کردیده اید تا گول ضد انقلاب و اقشار غیر مذهبی را نخورد، ظاهرا هم مسلکان خود را صاحب جنبش سبز و اینده ی ایران می دانید. خیر دوست خوب. اکثر شرکت کننده ها در تظاهرات را نه شما می توانید بگوید مذهبی بوده اند و نه من برعکس را ثابت کنم. اگر شما نماز جمعه هاشمی را مثال می اورید باید در نظر گرفت ان نوع شرکت کردند تاکتیکی سیاسی بود و لاغیر. لااقل برای بخشی از مشارکت کننده ها. بنده خودم با دو نفر از اقلیتهای مذهبی شرکت کرده بودم. چرا شما به شعارهای علیه رهبری و جمهوری اسلامی و شعار همه گیر جمهوری ایرانی استناد نمی کنید؟ در اینجا معیار تان برای مذهبی یا غیر مذهبی بودن چیست؟ تعریف من نه صرف باور مذهبی بلکه اعتقاد به حکومتی دینی یا سکولار است. ممکن است کسی باور داشته باشد اما اعتقاد به حکومت دینی نداشته باشد. لازم نیست شما اوانس به اقشار مودب غیر مذهبی بدید این شما هستید که باید از خیلی از اقشار ایران معذرت خواهی کنید. به این دلیل که حکومت بیشتر از سی سال است که باورها، اعتقادات، سبک زندگی و غیر مورد علاقه شما را به مردم تحمیل می کند. این شما هستید باید از خانمهایی که در خیابان و دانشگاه به علت انچه بدحجابی نامیده می شود مورد توهین قرار می گیرند باید پوزش بخواهید. سی سال است سبک زندگی شما به زود سر نیزه به خورد مردم داده می شود انگاه شما هنوز خود را با اعتماد به نفس مبرا از تقصیر می دانید. اگر شما خود را ازادیخواه می دانید باید شما در صف اول مبارزه بر ضد ارتجاع و سرکوب اقلیتهای دینی و زنان و غیره باشید چون لااقل هر فرد مذهبی ای که کوچکترین تعلقی به این نظام داشته است باید در وجدان خود اندکی خود را سر زنش کند. انسان تنها موجود زنده ایست که با مقوله ای بنام شرم اشنا است.
تبریک به کلمه.در راه درستی قدم میگذارید.از اینکه همهٔ نظرات را بدون سانسور در دسترس میگذارید باید از شما تشکر کرد.
جناب آقای امیر ارجمند! جوک شماره “چهار صدو پنجاه و خرده ای” که تعریف نموده اید، اصلاً خنده دار نبود!
«حدود چهارصد و پنجاه روز از شروع حصر میرحسین موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی گذشته است و در مصاحبه ای که در تاریخ سه شنبه 16 خرداد در سایت “کلمه” انتشار یافته آقای امیر ارجمند به چند سوال جواب داده اند. محور اصلی جوابی که قرار بوده ایشان به افکار عمومی “تشنه آگاهی” ارائه دهند. اشاره به بیانیه 17 آقای مهندس موسوی است. این همان جوک شماره 450 و خرده ای است، که اصلاً هم خنده دار نبود.»
و اما مصاحبه:
گزاره اول: اردشیر امیر ارجمند، مشاور میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفت و گویی با وبسایت “کلمه” با اشاره به مذاکرات ایران و گروه پنج بعلاوه یک از جمهوری اسلامی خواست، در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند.
گزاره دوم: مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
گزاره سوم: سخنگوی شورای راه سبز امید با بیان اینکه این شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است و از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، نمیتوان ضدیت با نظام را نتیجه گرفت، گفت: تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.
گزاره چهارم: من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد.
دوست محترم در عالم سیاست مواضع بیش از 450 روز قبل میر حسین برای همان روز نیوشیدنی بوده و قهراً ، تکرار همان جملات از طرف میر حسین آقای “سید ابراهیم نبوی” را بر آن میداشت که بگویند، مثل اینکه بیماری “رهبران تکراری گوی” در این مملکت بیماری فراگیر است و مختص آقا نبوده است. حال بعد از 32 روز موضع گیری در خصوص انتخابات دور دوم و استدلال ارائه شده که در گزاره های بالا آورده شد، هیچ آثاری از هوشمندی “میر حسینی” ندارد.
میفرمائید تصمیم برای عدم مشارکت در انتخابات حاصل چندماه بحث وگفتگو و تبادل نظر بوده. میفرمائید شرایط در مرحله دوم با دور اول تفاوت نکرده بود و میفرمائید معتقد بودید و هستید که عدم شرکت در انتخابات صحیح بود.
مگر در تصمیم عدم مشارکت نظر آقای خاتمی هم وجود نداشت؟ مگر آقای خاتمی هزینه اعلام این نظز به نخبگان کشور را از آبروی خود نپرداخته بودند؟ چگونه است و چرا در عمل و حسب آخرین تحلیل “ایشان از این تصمیم جمعی عدول می کنند”؟ و مگر نه این است که تفاوت دور اول و دوم این بود که در این میان آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده بودند و این تمامی شرایط را عوض کرده بود؟ اینکه هنوز هم بر این عقیده اید که تصمیم عدم مشارکت در انتخابات نتیجه چند ماه مذاکره بوده ، پس درست هست همان حکایت “حرف مرد یکی است ” ملا نصرالدینی نیست؟ بخصوص اینکه آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده اند و هنوز هم از اصل این شرکت دفاع می نمایند!(آیا این همان ،”همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد” – در گزاره چهارم فوق- اعلام این نکته نیست که اعتقاد دارید آقای خاتمی اشتباه کرده اند که در انتخابات شرکت کرده اند؟)
در گزاره اول خواهان “شجاعت” مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی شده اید. برادر! اگر این جماعت شجاعت لازم را داشتند، اصلاً حال روز تحریم و حصر و اقتصاد و فلاکت مان این بود؟ که هست. یا جنابعالی قصد مزاح نابجا داشته اید؟
در آخرین شوخی سئوال فرموده اید: کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
این قلم نمی داند شما به عنوان سخنگوی یک جریان پوینده اصلاً در موقعیت طرح سئوال آن هم بعد از یک ماه و بعد از اینکه “آقای ذوالنور در قم رای نیاورده اند”، “وحدت اصول گرایان حول آقای مهدوی کنی و یا آقای مطباح شکل نگرفت”. “تمام سعی آقای حداد و دوستانشان برای حذف علی مطهری با شکست روبرو شده” و “هیئت رئیسه “رویائی” اقای مصباح 100% با شکست روبرو شده” و “آقای خاتمی و بخش قابل توجه از دوستان اصلاح طلب در دور اول انتخابات شرکت کرده اند” و “اقدام شجاعانه دکتر خزعلی برای شکستن طرح حذف علی مطهری به بار نشسته” ، چه جای طرح داشته است؟
واما امروز 17 خرداد 1391
1- مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران “مدیریت” نمایند.
2- مذاکره کنندگان 1+5 باید مطلع باشند که تا زمانی که با “نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده”، طرف مذاکره نیستند، هر گونه “تحریم غیر مالی جناح حاکم” و “اقدام نظامی” از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
3- این “مطالبات بر حق” مردمی نیست که بخواهد اثبات نماید که “برانداز” نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب “حداقل مطالبات مردم” خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
4- رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات رانندگی، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و… حداقل کاری است که جناح حاکم قبل از اینکه خیلی دیر شود می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!
نکته آخر اینکه مذاکره کنندگان کشورهای 1+5 با هوشتر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران “اعتماد” نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران “دروغ ” می گویند. «حتی به “خودشان “هم دروغ می گویند.»
«جماعتی که “خود گوید و خود خندد”»!
فکر می کنم منظور آقای امیر ارجمند در همان جمله اول بدقت بیان شده است:
«اصرار بشار اسد و حاکمان دمشق بر ادامه سرکوب و کشتار مردم و ناکارآمدی طرح کوفی عنان در توقف درگیری ها، سوریه و کل منطقه را در وضعیت خطرناکی قرار داده است و متاسفانه زمینه مداخله قدرت های خارجی در منطقه را فراهم ساخته است. بشار اسد متاسفانه به موقع از سرنوشت قذافی درس نگرفت. اصلاحات را به موقع و به معنای واقعی نپذیرفت. فرصت سوزی کرد و حالا شاید دیر شده باشد و کسان دیگری برای مردم سوریه تصمیم بگیرند.»
اقای امیر ارجمند از رژیم نمی خواهد که مردمی شود . او می خواهد که کشور ما مورد تجاوز قرار نگیرد. و به رژیم کوش زد می کند که آینده ای چون قذافی واحتمالا بشار اسد در انتظارش است. که می توانند احتمالا خود را نجات دهند. این روش کم خرجی است که شاید زمان مصرفش طولانی نباشد
مثالی بزنم : در فرانسه گروه های مترقی از سرمایه داران بزرگ و چپاولگر که تعدادشان هم زیاد نیست می خواهند تا دیر نشده خود را نجات دهند. یعنی فکر کنند که شاید دیگر دوران قدر قدرتی و زور گوئی به پایان رسیده است
والله با این کارهایی که اینها در مورد انقلاب کردند، حالا دیگر همه شده ایم ضد انقلاب و از انقلابی که کردیم خیلی حالت انفعالی داریم. هرقدر ما را ضد انقلاب بخوانید ما اصلا ناراحت نمی شویم. حالا ضد انقلاب یک نوع افتخار است. سرجدت اگر میدانستی انقلاب مملکت ما را به اینجا خواهد کشاند و این آخوندها و اینهمه دزدی جان من اصلا میرفتی تظاهورات؟؟؟؟ مملکته؟
سلام دوستی که در مورد جوک شماره چهار صد و پنجاه خرده ای نوشته ای. لطفا یک بار دیگر مطالب خودت را بخوان . مواضع و پیشنهادات اقای علوی تبار که امروز منتشر شده را بخوان . مواضع اقای خاتمی را هم ببین. ان وقت شاید نتیجه گیری دیگری کنی. بفهمی که برای بعضی اصلاحات فقط با حضور در قدرت امکان پذیر است. اما انهایی که مثل امیر ارجمند می خواهند راه موسوی و کروبی زنده بماند می گویند سفسطه نکیند. کسی رادیکال بازی درنیاورده . باید به مردم تکیه کرد و از مطالبات به حق انها همجنان دفاع کرد. هر روز موضع عوض نکرد. مگر نمشود حرف حق را ارام و با متانت گفت باید همش داد وبیداد کرد. طرف حرفش را زده . دقیق هم گفته. نباید وقت مردمرا با بحث انحرافی شرکت در انتخابات زیاد تلف کرد. مگر شرایط عوض شده؟ اما ایا با انهای که حرف دیگری میزنند باید دعوا کرد؟ تهمت زد؟ نمی دانم چرا بی خوی هی از مذهبی و غیر مذهبی صحبت میکنید هی به داخل و خارج بند میکنید؟من که فکر میکنم انچه دوست جوک شماره… اورده بیشتر تایید حرفها است تا نقد ان. الکی چرا همیدگر را گیج مکنیم؟
دوست ناشناس که در مورد جوک… سئوال فرموده اید: 1- این سئوال ما بود که ایشان دیر آمده اند برای اعلام موضع در مورد انتخابات.
2- موضوع این است که خط مشی میرحسین این نیست که بیان شده چون استناد به بیانه 17 میر حسین برای شرایط فعلی کافی نیست.
3- مطالب دیگری در وبلاگ که آدرس آن آمده در این خصوص و نقد آقای خاتمی در یادداشت ” درد نامه ای برا ی آقای خاتمی” نوشته شده که خوشحال می شوم مطالعه ونقد بفرمایید.
ما صلاح نیست برای جزء به جزء موضوعات روز برنامه نداشته باشیم.
و به چالش کشاندن و ایجاد فرصت تفکر بیشتر نزد “افکار عمومی” به عنوان قوی ترین ابزار پیش برد اصلاحات امری تعطیل بردار نیست و اگر میرحسین بود اینکار را می کرد.
سلام علیکم
دوست عزیز فکر کنم خودت جوک گفتی البته اگر بی منظور باشد! چون مورد پنجم (نکته آخر) خود جواب مورد دوم بود، گروه۱+۵ آگراندیسمان شده حکومت ایران است. شما بفرمایید چه نسخه ای را در قبال حکومت ایران می پیچید تا ما همان “نصیحت” را به گرگ بزرگتر یعنی ۱+۵ بکنیم!
یا به عبارت بهتر یک دور باطل است یعنی وقتی از زیر بار خفت کوچکتر نمیتوانیم در بیاییم تن به خفت بزرگتر دادن اجباری و در امتدادش هست ما اگر به حقوق حقه خود میرسیدیم تن به مذاکرات کثیف هسته ای نمیدادیم
واز همه اینها کثیفتر و باطلتر دور باطل روسیه در اتمام نیروگاه اتمی است یعنی روسیه تا ابدالدهر حکومت ما را سر میدواند اگر دقت کرده باشی به همین علت است که ارتش سایبری همیشه انگ آمریکایی و انگلیسی به ما میزند چون حکومت ناحق ایران در قضیه نیروگاه اتمی در “گرداب” روسیه گیر افتاده و هیچ راه برون رفتی ندارد و مجبورد وقت بخرد و همچنین مخالفین خود را با انگ و تهمت(همان انگی که لایق خودشان است یعنی سلطه بیگانگان) خاموش کند!
پس تحریم انتخابات اقدامی لازم و غیرکافی است یعنی از آقای امیرارجمند یا هر مسئول دیگری خواهشمندیم با “درایت” خود گزینه های هوشمندانه تر و ابتکاری برای نافرمانی مدنی افزون بر تحریم انتخابات ارائه نمایند با توجه این وضع مافوق تصوری که شرح شد چنان بغرنج که هیچ راه حلی جز شاه کلید همه مشکلات یعنی حضرت صاحب الامر برای آن متصور نیست
اللهم عجل لولیک الفرج
ضمنا برای اولین و آخرین بار رای دادن کذایی آقای خاتمی به منزله رای دادن و ندادن بود یعنی هم با موکول کردن رای دادن به بعد از ظهر مشارکت در تحریم انتخابات داشتند و هم با رای دادن خویش توطئه های احتمالی -منظور شایعات و حرف وحدیثهای بنگاه خبرپراکنی امپراطوری دروغ- را خنثی کردند چون ایشان حماسه دوم خرداد(مشارکت حداکثری) را آفریدند و نمیتوانستند با تحریم انتخابات آتو دست مخالفین بدهند.
یاد داستانی از قضاوتها و درایتهای مولا افتادم که اعرابیی خرما در دهان گذاشته بود و قسم خورده بود که آن خرما را نه ببلعد نه بیرون اندازد و مستاصل شده و چاره آن را از حضرت علی علیه السلام خواستند که حضرت در پاسخ گفتند که نیمی را بخور و نیم دیگر را دور انداز. آری اینچنین است برادر که آقای خاتمی عزیز در «بعدازظهر» روز انتخابات آنهم در نقطه ای دور افتاده رای دادند.
مردم در سال 88 بهانه اي پيدا کردند تا بخاطر اعتراض به سي سال تحقيرو ندانم کاري و زور و خفقان وسانسور و دروغ و تقلب و شلاق و فساد مالي و اشاعه چاپلوسي و تظاهر به دينداري براي گرفتن پست و مقام واداره کشور بر اساس شانس و تصميمات اساعقه و استخاره و و و اعتراض کنند وبازهم به خيابانها سرازير خواهند شدند چونکه غيراز فشار و فساد و سرکوب بيشتر چيزي ديده نشد….
ايشان فرموده :..حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند…سوال از ايشان :از کدام حکومت حرف ميزنی ؟!…
با تشکر از کلمه در تدارک بحثهای ازاد وبدون سانسور. انچه از این بحث دستگیرم شد اینکه ما نیاز به همدلی بیشتری داریم. این گفتگو ها اجازه می دهد که به هم نزدیکتر شویم و بتوانیم راههای دقیقتری پیدا کنیم.
همانطور که یکی از دوستان اشاره کرد نکات مشترک بسیار است و گاهی لحن نوشته ها ست که پنهانشان می کند:
باید به توازن نیروها چه درایران وچه در جهان توجه داشت. جناح حاکم و نیروهای پیرامون آن را بر رسی کنیم. سعی کنیم نیروهای پیرامون را جلب و نیروهای مردمی را بسیج نمائیم . در گفته های آقای امیر ارجمند و دیگران این مطالب به نسبتها ی مختلف دیده می شود. باید آنها را هم آهنگ نمود. تا به ایجاد جبهه ای وسیع برای پیروزی دست یافت.
انگار همه یادمون رفته که برای چی جنبش سبز تشکیل دادیم و چه خواسته هایی داشتیم. ما از تشتت میان مردم خسته بودیم. از اینکه عده ای خودی باشند و عده ای غیر خودی خسته بودیم. از اینکه کسانی قدرت ابراز نظر در هر شرایطی را داشتند و دیگری نه خسته بودیم. قرار نیست که اشتباهاتی را که حاکمیت کرد و ما را به جنبش سبز رساند دوباره تکرار کنیم! ایران متعلق به تمامی ایرانیان است. حتی اپوزیسیون خارج نشین هم که دل در گرو سرافرازی ایران دارد ایرانی است. ما از خط کشی بین ملت خسته شده ایم و تنها راه دستیابی حقوق ایرانی را اصلاحات می دانیم و لاغیر. از کسانی هم که کوچکترین رفتار دیگران را زیر ذره بین می برند و سوراخ گشاد تفکری خود را نمی بینند تبری می جوییم.
جناب آقای ارجمند، آیا کشوری را میشناسید که تعداد بی شماری از فرهیخته گان اپوریسیون، مبارزان، زندانیان سیاسی،وایئولوگ های سباسی آن در خارج از کشور باشند، اما دریغ یک اجماع!!!!، اگرنگویم ما حداقل از خود مبگویم، من هنوز بر بیعت خود با میرحسین موسوی و راه او پایبند هستم و باور دارم با صبر و استقامت پیروزی که همانا جامعه ای آزاد برهمه ایرانیان با همه باورها وعقاید است دور نیست، اما سوال تعداد بیشماری از مردم این است که دوستان چه میکنند، اکبرگنجی، علی افشاری، اشکوری، …… آیا صرف چند مصاحبه کافی است؟
در شرایط خفقان سیاسی موجود اگر امثال آقای امیر ارجمند هم حرف دل مارو نزنند که دق میکنیم .بخدا اگه برای ماهم میشد از ایران میرفتیم دیگه نمیدونیم چیکار بکنیم انقلابی رو که این همه بهمش عشق داشتیم یه باندی مصادره کردن که معلوم نیست به چی اعتقاد دارن نه درد دین دارن نه وطن . آدم وقتی یاد اون همه مجاهدتها وجنگ و شهادها میفته دلش به درد میاد . یاد احد یاد بزرگی ها که کردیم آن پهلوانی ها سترگی ها که کردیم . عمارها کو زیدها مقدادها کو آن دادگرها در شب بیدادها کو کو میثم آن خرما فروش نخل طاها کو اشتر آن دست علی در روز هیجا