سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه سیامک قادری به همسرش: مقاومت و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است...
» مجاز به شکستن عهدمان و بازگشت از مسیر به انتها نرسیده نیستیم

نامه سیامک قادری به همسرش: مقاومت و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است

چکیده :خواسته بودی تمام تلاش خود را معطوف به رهایی از این بند کنم، خواسته ات را به دیده منت پذیرفتم. چرا که هیچ گاه به تمام، خواسته هایت را برنیاوردم. به آن فکر کردم و بارها از شوق آزادی و وصل اشک از چشمانم سرازیر شد. در تمنای وصال و در پس سایه های خیال انگیزتان از پس باران اشک، دستانم لرزید که آیا ما مجاز به بازگشت از مسیر به انتها نرسیده هستیم؟! گمان مبر که عشق و اشتیاقم را به زیستن از دست داده ام، هرگز! مقاومت ما و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است در زمانه ای که همگان اصرار بر مردگی و سکوت دارند و از همین روست که وسوسه های کوتاه آمدن و در میانه راه بریدن و جازدن دستمان را می لرزاند....


سیامک قادری روزنامه نگار محبوس در بند ۳۵۰ اوین در نامه ای خطاب به همسرش نوشته است: خواسته بودی تمام تلاش خود را معطوف به رهایی از این بند کنم، در تمنای وصال و در پس سایه های خیال انگیزتان از پس باران اشک، دستانم لرزید که آیا ما مجاز به بازگشت از مسیر به انتها نرسیده هستیم؟! گمان مبر که عشق و اشتیاقم را به زیستن از دست داده ام، هرگز! مقاومت ما و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است در زمانه ای که همگان اصرار بر مردگی و سکوت دارند و از همین روست که وسوسه های کوتاه آمدن و در میانه راه بریدن و جازدن دستمان را می لرزاند.

به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است: من هم دلتنگم و دلم هر لحظه هوای وصلت را دارد اما پایم اصرار بر ایستادن در بزنگاهی دارد که میعادگاه و سنگرگاه هزاران عاشقی است که رویایشان را در ایستادگی جستجو می کنند و تا آن زمان همچنان بر سر دوراهی انتخاب قرار داریم اگر چه خسته، ملول، سرگشته و گاه نومید اما استوار چرا که اگر در این صحنه جدال حق و باطل به هر کاری سرگرم باشیم خطاست و آیندگان هرگز نخواهندمان بخشید.

این روزنامه نگار مرداد ماه سال ۸۹ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

یکی از اتهامات اصلی این روزنامه نگار اداره کردن وبلاگ” ایرنای ما “بوده است . وبلاگی که او در آن به برخی عملکردها و اقدامات مسوولان خبرگزاری دولتی ایرنا انتقاد کرده و همچنین درباره جنبش سبز و رهبرانش مطالبی را در این وبلاگ نوشته بود.

خبرگزاری ایرنا شاکی اصلی پرونده آقای قادری بود، او همچنین بعد از ۱۸ سال کار دراین خبرگزاری از آن اخراج و راهی زندان اوین شد.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

دلتنگم اما…

محبوبم، دلتنگم و لاجرم پریشان حال و پریشان حالی سرنوشت ماست در زمانه ای ناساط. همین سرنوشت امروز من و تو و هر مثل مایی، اثباتی بر این مدعاست که انسان امروز چون همواره در مسیر انتخاب قرار دارد، دچار سرگشتگی است. سرگشتگی، خستگی و ملال می آورد و ملال گاه نومیدی و بی پناهی و در مواردی شاید، استواری و ثابت قدمی؛ که فردا را همین استواری ها و پایداری ها می سازد.

بازهم خسته بودی، خشمگین از تبعیض و در هم شکسته از کنایه های نامردمانی که هدف و فلسفه بودنش شکاندن هر مقاومتی است، تا با این شکست حقارت خود را لحظه ای در ازدحام و تراکم شکستگان به فراموشی سپارند.

خسته بودی و دلتنگ و شاید به همین دلیل فراموش کردی رنچ مادران و همسران فرزند از کف داده و همراه گم کرده را. و اینکه مجاز به شکستن عهدمان نیستیم، مجاز نیستیم چشم بر دلتنگی هزاران آسیب دیده از جور ظلم ببندیم، مجاز نیستیم علت لبخند دژخیمان باشیم.

من هم و ما هم دلتنگیم! دلتنگ در آغوش کشیدن عزیزترین هایمان، دلتنگ بازدم و دم همراهمان، دلتنگ عادت های زیبا و مقدس که هر پگاه با چشمانی منتظر نگاهمان می کردند و اکنون سال ها بلکه قرن هاست از آنها جدا افتاده ایم و دلمان بر دوشنبه از پشت دیوار های این دژ ستمکاری به سوی آنها پر می کشد.

ما نیز گاهی خسته می شویم، چشم و گوش به خبر داریم. نه خبری که تنها ما را شادمان کند، خبری که لبخند بر لبان همگان آورد، مادر ندا و سهراب، همسر آن یکی و فرزند دیگری که اکنون نیست.

خواسته بودی تمام تلاش خود را معطوف به رهایی از این بند کنم، خواسته ات را به دیده منت پذیرفتم. چرا که هیچ گاه به تمام، خواسته هایت را برنیاوردم. به آن فکر کردم و بارها از شوق آزادی و وصل اشک از چشمانم سرازیر شد. در تمنای وصال و در پس سایه های خیال انگیزتان از پس باران اشک، دستانم لرزید که آیا ما مجاز به بازگشت از مسیر به انتها نرسیده هستیم؟! گمان مبر که عشق و اشتیاقم را به زیستن از دست داده ام، هرگز! مقاومت ما و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است در زمانه ای که همگان اصرار بر مردگی و سکوت دارند و از همین روست که وسوسه های کوتاه آمدن و در میانه راه بریدن و جازدن دستمان را می لرزاند.

آری جان من! من هم دلتنگم و دلم هر لحظه هوای وصلت را دارد اما پایم اصرار بر ایستادن در بزنگاهی دارد که میعادگاه و سنگرگاه هزاران عاشقی است که رویایشان را در ایستادگی جستجو می کنند و تا آن زمان همچنان بر سر دوراهی انتخاب قرار داریم اگر چه خسته، ملول، سرگشته و گاه نومید اما استوار چرا که اگر در این صحنه جدال حق و باطل به هر کاری سرگرم باشیم خطاست و آیندگان هرگز نخواهندمان بخشید.

زندان اوین – بند ۳۵۰ – ۱۳۹۱/۲/۱۶


4 پاسخ به “نامه سیامک قادری به همسرش: مقاومت و ایستادگی بر عهدمان از اشتیاق به زندگی است”

  1. mazdaky گفت:

    Dorod bar to

  2. sahar گفت:

    به امید آزادی

  3. baharak گفت:

    dorood bar sharaf o gheyratet azadeh darband, be omid azadi…

  4. آزاد گفت:

    به امید آزادی ایران و درودبر زندانیان سساسی
    همه جا بر درو دی.ار بنویسیم
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد