آیا حکومت فعلی، اسلامی است؟
چکیده :حاکمیّتها در اشتباهند که فکر میکنند با بیخبری از انسان محروم و مشکلات فقر و کمبودداری، حاکمیّتهایی مطلوب هستند. اینکه در تعالیم اسلامی، بر معاشرت با محرومان و اطّلاع یافتن از حال و روز آنان تأکید شده است، بیحکمت نیست ... باید رجال سیاسی بر اعصاب خود مسلّط باشند، و حتّی با مخالفان و دشمنان، از حدّ ادب و احترام نگذرند. و این موضوع، تأکید بیشتری پیدا میکند، اگر رجال سیاسی، جنبة دینی و معنوی و روحانی هم داشته باشند! باید حاکم صالح و اسلامی، حقپذیر باشد نه مستبد و خودرأی... و باید کسانی را دور خود جمع نکند که کارهای نادرست او را تأیید کنند، و برای سوء استفاده به او نزدیک شوند... اگر کسانی تصوّر کنند، که با اِعمال زور و سرکوبگری میشود حکومتی صالح داشت، و نظامسازی اسلامی کرد، سخت در اشتباهند. اینگونه برخوردها اسلامی نیست. و اسم اسلام، و ادّعای مسلمانی، برای اسلامی شدن، و مسلمان بودن کفایت نمیکند....
کلمه: آیا حکومت فعلی، اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی را، خصوصا به شیوهای که هماکنون در ایران در حال برقراری است، میتوان اسلامی دانست؟ و آیا معدل عملکرد حاکمیت فعلی مستقر در ایران را میتوان حتی با معیارهای حداقلی مرام و مسلک شیعه، اسلامی فرض کرد؟
به این سؤالات پاسخهای زیادی داده شده و اهالی فکر و نظر با مبانی و معیارهای مختلفی به این موضوع پرداختهاند؛ هرچند داوری اکثر صاحبنظران در این باره، پاسخ منفی به کلیت سؤالات فوق بوده است.
اگرچه حاکمان مدعی اسلام فعلا همچنان راه خود را میروند و به این پرسشهای مبنایی و حقیقتطلبانه، و نیز به نظرات و دیدگاههای مراجع و علمای مستقل و آزاده وقعی نمینهند، اما این از مسئولیت اهل اندیشه نمیکاهد و اتفاقا ضریهای که حاکمیت فعلی با عملکردش به دین میزند، ضرورت نقد حکومت فعلی از منظر اندیشههای ناب و پیراسته دینی را دوچندان میسازد.
با این مقدمه، خوانندگان علاقهمند را به مطالعهی گزارشی از دیدگاههای علامه محمدرضا حکیمی درباره حکومت اسلامی جلب میکنیم که در کتاب تازه منتشر شدهی ایشان با عنوان «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» به تفصیل مطرح شده، دعوت میکنیم. کتاب مذکور را بنیاد علمی ـ فرهنگیِ الحیاة منتشر کرده و از سوی انتشارات دلیل ما توزیع میشود؛ و این خلاصهی نظریات استاد حکیمی به نقل از سایت بازتاب امروز منتشر میشود.
* * *
جدیدترین اثر استاد علّامه محمّدرضا حکیمی، کتابی است با عنوان «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» که به همّت بنیاد علمی ـ فرهنگیِ الحیاة منتشر شده است و در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، غرفهی انتشارات «دلیل ما» عرضه میگردد.
این اثر گرانقدر، برگرفته از جلد نهم دایرة المعارف حدیثیِ الحیاة است که تا کنون، هشت جلد آن منشر شده و قرار است تعداد مجلّداتِ آن به دوازده جلد برسد.
استاد حکیمی در این کتاب، بیش از یکصد شاخصه را برای حکومت اسلامی معرّفی میکند و این شاخصهها را در ذیل صدها آیه و روایت، تبیین مینماید. مطالعهی کتاب «حکومت اسلامی از منظر قرآن و احادیث» را به همهی علاقمندان توصیه میکنیم و در زیر، گزیدههایی از توضیحات استاد را در ذیل آیات و روایات تقدیم میکنیم:
• هر حاکمیّتی، فقط در صورتی عنوان «اسلامی» بر آن صادق است و «عقلاً» و «شرعاً» این حق را دارد که خود را «اسلامی» بنامد و بخواند که حرکت کلّیِ آن ـ بویژه حرکت معیشتی ـ اقتصادی (لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ) ـ در جهت صلاح و اصلاح افراد، و صلاح و اصلاح اجتماع باشد. حاکمیّتها در اشتباهند که فکر میکنند با بیخبری از انسان محروم و مشکلات فقر و کمبودداری، حاکمیّتهایی مطلوب هستند. اینکه در تعالیم اسلامی، بر معاشرت با محرومان و اطّلاع یافتن از حال و روز آنان تأکید شده است، بیحکمت نیست … و در این باره مسئولتر از همه، عالمانند، و حاکمان، و توانگران … (صص 21- 22).
• امام علی(ع): جز با حکومت صالح، جامعه اصلاح نشود و جز با پایداری و همکاری مردم، حکومتها موفّق نخواهند بود. هرگاه مردم وظایف خود را در برابر حاکمیّت، درست انجام دهند و حاکمیّت نیز به وظایف خود در برابر مردم درست عمل کند، «حق» (در همه چیز) ملاک قرار میگیرد … و چون چنین شد،
– احکام تعالیآفرین دین اجرا میگردد،
– عدالتگستری فراگیر میشود،
– سنّتهای رشدآموز، هر یک در جای خود، ملاک عمل قرار میگیرد،
– آنگاه زمان، زمان زندگی میشود،
– و امید به بقای دولت حاکم، در دلها زنده میگردد،
– و دشمنان همه (داخلی و خارجی)، از هر گونه نفوذ و اخلالگری ناامید میشوند …
امّا اگر جامعه، در برابر حاکمیّت (و برنامههای اصلاحیِ او) سرپیچی کند؛ یا حاکمیّت حقوق جامعه را نادیده بگیرد:
– در میان مردم اختلاف میافتد،
– بنیاد ستمگری محکم میشود،
– به نام «دین» (و اجرای احکام دین، و حفظ دین)، همه گونه خلافکاری جریان مییابد،
– معیارهای ارزشی فراموش میگردد،
– همگان در پی هوا و هوس خویش میروند،
– احکام تعالیبخش دین عملی نمیشود،
– اعتدال روانی جامعه از بین میرود …
– دیگر برای پایمال شدن حقوق عالیة اجتماع، کسی نگران نمیشود،
– و برای اقدامهای زیانبار بزرگ، انسانی دل نمیسوزاند،
در چنین جامعهای، با چنین حاکمیّتی:
– انسانهای والا و نیکاندیش کنار گذاشته میشوند،
– مردمان خبیث (و اشرار امّت و نفوذیها)، بر سر کار میآیند، و «پست»های حسّاس را در دست میگیرند …
و چون چنین شد:
– مردمان به مؤاخذههای سنگین خدایی (و گرانی و بیپناهی …)، دچار میگردند …
پس، ای مردم! خیرخواه یکدیگر باشید، و از جان و دل با هم همکاری و همیاری کنید!!
… و (بدانید) هیچ کس ـ دارای هر مقام و منزلتی باشد، و از نظر دینی، هر فضیلت و سابقهای داشته باشد ـ در حدّی نیست که در اجرای حکومت الهی، از کمک فکری (مشورت و نظرخواهی) و همکاری عملی دیگران بینیاز باشد؛ و هر کس ـ اگرچه از افراد پایین و فراموششدة اجتماع ـ چنان نیست که نتواند در اصلاح جامعه و جریان امور کمک کند و نظر دهد.
پس در حاکمیّتهای صالح، بنا بر نصّ سخنان علی(ع) و مؤدّای آنها، هیچ کس نباید بیاهمّیّت تلقّی گردد، و کنار گذاشته شود!!! (صص 30 – 27).
• استاد پس از نقل حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) خطاب به معاذ بن جبل، مینویسد:
مُعاذ بن جبل، از اصحاب ممتاز پیامبر اکرم(ص) بود، و از شش نفری بود که قرآن کریم را (در زمان حیات پیامبر(ص)) جمعآوری کردند … پیامبر اکرم(ص)، او را به عنوان «قاضی» و فرماندار به یمن فرستاد، و به او سفارشهایی مهم کرد، که هر کدام ـ به گونهای ـ در جهت رشد انسان، و رعایت حرمت انسان، و حفظ آزادی و کرامت انسانها، و وظایف هر حاکمیّت در این باره جای دارد؛ از جمله اینکه مُعاذ باید منزلت همة انسانها را رعایت کند و پاس دارد، چه انسانهای خوب و چه دیگران … و به همه سلام کند، و در برابر مردم و جامعه، متواضع و مؤدّب باشد، و مردم را ـ اگر مخالفتی کردند، یا نظری داشتند ـ بی خود متّهم نکند، و به اینجا و آنجا منسوب ندارد، و به افکار و آرا احترام بگذارد! (ص 39).
• در «انقلاب»ها نیز … با فداکاریهای بیدریغ و گوناگون تودههای ضعیف و پابرهنه، انقلاب به پیروزی میرسد، سپس کار به دست اغنیا و توانگران و فرصتطلبان و «مرفّهان بیدرد» میافتد! «فرعون» (طاغوت سیاسی) به دست محرومان ساقط میشود، امّا «قارون» (طاغوت اقتصادی) (با نزدیک شدن به قدرتمندان) به قدرت میرسد، بلکه خود به گونهای، به صورت قدرت حاکم و تصمیمگیرنده در میآید … اینگونه انقلابها ـ در واقع ـ انقلاب نیست، رفتن اشخاصی است و آمدن اشخاصی دیگر … زیرا انقلاب آن نیست که «اشخاص دولت» عوض شوند، بلکه انقلاب آن است که «احوال ملّت» عوض شود! … و فقر و تبعیض و اختناق از میان برود (ص 56).
• بدگویی و تعبیرهای زشت دربارة دولتها و سرانِ آنها، و ملّتهای مخالف، به هیچ وجه جایز نیست، و بر خلاف شئون انسانی و اخلاق اسلامی است. باید همواره به این موضوع مهم توجّه بشود. تعلیمی که در آیة کریمه آمده است (فَیَسُبّوا الله…)، دلیل بر آن است که این حکم، احکامی است نه اخلاقی، و رعایت آن واجب است، و ترک آن مُسقط عدالت. در عرف سیاست جهانی و ارتباطات بین المللی (بویژه در میان رجال سیاست) نیز رعایت هر گونه ادبی در گفتارها و برخوردها مفید است، و عکس آن مضرّ، پس باید رجال سیاسی بر اعصاب خود مسلّط باشند، و حتّی با مخالفان و دشمنان، از حدّ ادب و احترام نگذرند. و این موضوع، تأکید بیشتری پیدا میکند، اگر رجال سیاسی، جنبة دینی و معنوی و روحانی هم داشته باشند! (صص 70 – 69).
• مدارس و دبیرستانهای متفاوت، در مورد تیزهوشان و نخبگان اشکالی ندارد، بلکه لازم است، تا استعدادهای آنان هرچه بهتر پرورش یابد و در میان آنان، نوابغ و مخترعان بهم رسند، امّا تأسیس مدارس متفاوت ـ به اعتبار ثروتمندی و اشرافیّت ـ برای فرزندان توانگران، از نظر تعالیم اسلامی ممنوع است، و حاکمیّتهای اسلامی باید اینگونه مدارس را جمع کنند. اینگونه مدارس بجز اینکه ـ اغلب ـ مراکز چپاول اموال است، روحیة فرعونیّت و تفاوت را، از آغاز، در نوجوان و جوان پرورش میدهد، و ضدّ ارزشهای الهی و اسلامی است (ص 84).
• استاد پس از نقل روایتی از امیر مؤمنان علی(ع) مینویسد: حضرت علی(ع) در این سخن یادآور میشود که باید حاکم صالح و اسلامی، حقپذیر باشد نه مستبد و خودرأی… و باید کسانی را دور خود جمع نکند که کارهای نادرست او را تأیید کنند، و برای سوء استفاده به او نزدیک شوند… و همواره برای او………… اصولاً در اسلام، «سلطنت» و «سلطه بر مردم» وجود ندارد، چه سلطنت سیاسی، چه سلطنت اقتصادی، و چه سلطنت و سلطههای دیگر؛ (ص 161).
• علّامه حکیمی همچنین در شرح روایتی از امام علی(ع)، کشتن مخالفان غیر مسلّح و اپوزیسیون را در غیر زمان معصوم، رد میکند و مینویسد: «در غیر زمان معصوم(ع) و با غیر معصوم، نمیتوان چیزی را مطلق کرد، و دم از عملی شدنِ مطلق اسلام زد، و مدّعی عمل درست به همة اسلام شد!!» (ص 231).
• اگر کسانی تصوّر کنند، که با اِعمال زور و سرکوبگری میشود حکومتی صالح داشت، و نظامسازی اسلامی کرد، سخت در اشتباهند. اینگونه برخوردها اسلامی نیست. و اسم اسلام، و ادّعای مسلمانی، برای اسلامی شدن، و مسلمان بودن کفایت نمیکند. نگرانی بزرگانی از عالمان بسیار برجسته و بزرگ شیعه، مانند آیت الله آخوند ملّا محمّدکاظم خراسانی (م: 1329 ق)، و آیت الله العظمی، حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (م: 1340 ش)، در مورد اقدام برای تشکیل حکومت دینی و نظام اسلامی، برای همین منظور بوده است، تا مبادا عملکردهایی و برخوردهایی ـ در مقام حاکمیّت ـ با مردم بشود، که موجب سرخوردگی از دین گردد، و زبان دشمنان را باز کند (ص 253).
• استاد در ذیل روایتی از امام حسین(ع) مینویسد: این روایتها به ما نشان میدهد که حکومتهای صالح چگونه باید عمل کنند، و چگونه عمل نکنند: سوء ظن را (در مورد مخالفان) ملاک ندانند، و صرف اتّهام را، سبب گرفتار کردن مردم و اتلاف عمر افراد ـ در زندان و غیر زندان ـ قرار ندهند (ص 257).














سلام
حالا مگر کسی ادعا کرده که همه چیزمان درست است؟
اگر انصاف داشتید که عین سخن امام خامنه ای چنین است: “در زمینه ی عدالت کارهای خوبی شده است، اما مطلقا راضی کنننده نیست.”
برای سایر موارد هم همینطور سخن صریح است . همچنین امام خامنه ای می فرمایند که “ما امروز ادعای حکومت اسلامی به معنای واقعی کلمه نداریم. ما در حال زمینه سازی و سعی در برپایی حکومت اسلامی هستیم.”
کمی هم انصاف داشته باشید
البته نظر انيشمندان و عالمان خيلي محترم است ولي به عقيده بنده كه فردي معمولي و جانباز هستم در اسلام حكومت وجود نداشته است كه حالا مي گويند تشكيل حكومت اسلامي چون دين بر پايه درستي و راستگويي بنا شده است ولي سياست و كشور داري بر پايه دروغ بنا شده است الان 33 سال است از عمر حكومت اسلامي گذشته است و بدون غرض مي گوييم حتي يك در صد اين حكومت نه تنها اسلامي نشده و نيست حتي سردمداران حكومت به هيچ اصل و قانون پايبند نيستند در اين عمر اين حكومت اكثر مردم از دين زده شده اند حالا 4يا 5 نفر جوان ميروند در مسجد نماز مي خوانند نمي شود گفت جوانان متدين هستند نه خير جوانان نه تنها متدين نشده اند بلكه از دين گريزانند وقتي جوان مي بيند يك عالمي كه يك عمر از راستي و درستي صحبت كرده است و حالا در سايه حكومت اسلامي به ثروتهاي باد اورده دست پيدا كرده است هيچوقت جوان نمي تواند حكومت اسلامي را قبول كند .
آیا هنوز شما شک و تردید دارید؟ ما سه سال پیش به خیابانها آمدیم و به صورت کاملا متمدنانه عین آقا زاده های سابق نه آقازاده های امروزی گفتیم(درحقیقت اصلا حرف نزدیم) روی بانر ها نوشتیم با این اعمال و کارهای بی رویه ای که شما کردید از نظر ما حکومت شما دیگر نه “جمهوری” است و نه “اسلامی”. اگر جمهوری بود باید به رای مردم یا اعتراض مردم که همان جمهور باشد احترام می گذاشتید و از صندوق ها همان را بیرون می کشیدید که ما ریخته بودیم. اسلامی نیست زیرا در اسلام هیچکاه زندانی را شکنجه نمی کنند، به مرد و زن تجاوز جنسی نمی کنند. دختران را به بهانه محروم کردن از رفتن به بهشت پرده برداری نمی کنند. در اسلام کسی دزدی نمی کند، دروغ نمی گوید شما از آن بالا تا این پائین همه دروغگو و فاسد هستید تنها یک نفر آدم سالم دارید آنهم همان رفتگری است که آنهمه پول را نادیده گرفته و به صاحبش برگرداند.
بنام دین دروغ گفته اند.بنام دین ادمهایی را که حرف حق زده اند زندانی کرده اند.بنام دین ادمهای بیگناه راکتک زده و شکنجه کرده وتجاوز کرده و سپس کشته اند.بنام انهایی باشد که خود را جانشین خدا در روی زمین پنداشته اند و مردم را با زور و ترس و ارعاب از یاد خدا غافل کرده اند.
انهایی که مردم را عاجز و بینوا و بی پناه کرده اند.انهایی که با کارهاو ستمهاشان خداپرستی را از میان برداشتند و بت پرستی و مداحی و چاپلوسی و دو رویی و ریاکاری و تزویر را جانشین ان کردند.انهایی محارب با خدا هستند که از مال مردم جیب خود و فرزندانشان را پر میکنند و پروایی از هیچکس ندارند. اینها هستند که مرتد هستند.اینها هستند که از راه راست و درست بیرون شده اند و مردم را نیز از راه راست خارج کرده اندو اخلاق انها را تباه کرده و بت پرست و چاپلوس را بجای ان نشانده اند.
علی (ع) خود را برگزیده مردم میدانست و معاذ هم منصوب علی بود ، هیچ یک نماینده خدا در روی زمین نبودند . علی در هیچ جا حکومت خود را “حکومت اسلامی” نخوانده است ، یا من با جستجوی زیاد پیدا نکردم ، حکومت علی حکومت بنده صالح خدا بود . از معاویه به بعد بود که گرگها لباس شبان پوشیدند و به اسم اسلام بندگان خدا را دریدند و میدرند .
به نظر من این دوست ما از تاریخ بی اطلاع هستند یا ساده لوح هستند خود پیامبر دولت مرکزی تشکیل داد حضرت علی 4سال حکومت کرد ابوبکر حکومت میکرد و عمر امپراطوری ساخت چطور در اسلام حکومت وجود نداشته تازه اینهایی که مثال آورد م حکومتهایی هستند که به اصل اسلام نزدیکند
حکومتهای دیکتاتوری و خونبار خلفا همگی بنام اسلام اداره میشد و حتی حالا رده بسیار بزرگی از مسلمانان (هموطنان سنیمان) اکثر همین خلفا را میپذیرند واماحکومت فعلی بله این حکومت کاملا اسلامی است چون تقریبا تمام احکام اسلامی رااجرا میکند وبه نظر من این حکومت با رافت اسلامی
و فشار جهانی بعضی احکام را تعطیل کرده است و از طالبانیسم فاصله بسیار دارد اما چیزی که شما میخواهید با دین جور در نمیاید یعنی دموکراسی
مثلا در جایی اگر بر سر یک مسئله بین مردم ویک مجتهد بقول شما اعلم اختلاف پیش آمد نظر کدام را باید پذیرفت خوب از نظر اسلا م فقیه و حالا هم چنین است منتهی زمانی فقیه قدرت ندارد نظرش جاری نیست مثل زمان شاه (تازه آنموقع هم اکثر روابط بین مردم قوانین اسلام بود)
و زمانی فقیه قدرت دارد ونظرش جاری است ولو مخالف نظر مردم باشد در جمهوری اسلامی اصل اسلام است این در هر دو دوره آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای اجرا میشود و سلایق در انتخابها برای اجرای قوانین اسلام متفاوت است و این هم طبیعی است چون انسانها متفاوتند
و اینکه اشخاص غیر فقیهی پیدا میشوند و از اسلام و قوانین آن صحبت میکنند اشتباه محض است زیرا یک مهندس (اگر مهندس باشد) محال است بتواند نظر فقهی بدهد یا یک دکتر یا یک روزنامه نگار یا اساسا یک روشنفکر پس در بحث ها اسلامی بودن حکومت نفی نمیشود اما اگر بحث بر سر مسائل دیگر باشد موضوع دیگری است که میتوان مستقل از اسلام به آن پرداخت پس نظر من اینست که این حکومت دقیقا اسلامی است
شاید شما ومن خوشمان نیاید اما اسلامی است.
گفتار مهم نیست دو صد گفته چون نیم کردار نیست باید بدون غرض ورزی مثبت یا منفی ملاحظه کرد که معیارها و ملاکهایی که در سخنان بالا از احادیث برداشت شده در باره حکومت بوصف اسلامی آیا در جامعه ما تحقق یافته است یا خیر؟ آیا معیارهای منفی بر جامعه ما حاکم است یا معیارهای مثبت یا تعدادی معیار مثبت از حکومت اسلامی یا تعدادی معیار منفی از آن این میشود نقد و بررسی صحیح والا یکی مطلقا این حکومت را اسلامی محض بداند و دیگری غیر اسلامی محض این دگماتیسم و جزم گرایی بیهوده و متعصبانه است هرکس میخواهد مشفقانه و از سر دلسوزی برای مملکت اش اظهار نظر کند بررسی کند که در این حکومت و ارکان و قوای حاکم بر آن و قوانین حاکم بر آن و نحوه اجرای قوانین و خصوصا قانون اساسی آن آیا معیارهای مثبت ذکر شده از حکومت اسلامی حاکم است یا معیارهای منفی یا مخلوطی از معیارهای مثبت و منفی و بگوید چگونه معیارهای منفی را باید با نقد و بررسی صحیح از بین برد و ریشه مشکلات و عوامل و اوصاف منفی چیست
اینکه بعداز سی سال بگوییم :البته هنوز مابه مطلوب نرسیده ایم جز فرافکنی کاردیگری نکرده ایم.اگر ازشخص رهبر گرفته تا مقامات پایین نتوانند به وظایف خود عمل کنند درحکومت اسلامی جایی نخواهند داشت. بنظرمیرسد که این حرفها وسخن پراکنی ها درعمل توفیقی بدست نیاورده است. خوب بود صدا وسیمای ما که از هزینه وخراج مردم بهره میگیریند امارکمی سخنرانی ها ومطالب رهبری ودیگران را ازابتدا تااکنون محاسبه مینمود و انگاه پی میبردیم که این سخنان نه فقط برای دیگران بلکه برای خودانان نیز راضی کننده وقانع کننده نبوده ونیست .بعید میدانم که شرائط کنونی کشور مرضی حضرت صاحب الامر باشد. تردیدی نیست که سخنرانی های ایشان نه خودایشان را ونه ملت عزیز را نتوانسته راضی نگه دارد
اظهارات آقای ابوالفضل و استنادش به اظهارات رهبرش جالب است. یعنی هنوز در مرحله زمینه سازی هستیم که جوانان ما به دنبال رای گم شده خود کشته می شوند و به دختر و پسر مظلوم این ملت در زندانها تجاوز می شود و غریبانه دفن می گردند و بی گناهان به محبس انداخته می شوند ، پس وای به حال زمانی که به قول آقای خامنه ای ، تشکیل حکومت اسلامی تکمیل گردد. صغرا و کبرای بحث مطروحه از سوی دیکتاتور و حوادث پس از کودتا ، آینده ای دهشتناک را برای ملت ترسیم می نماید. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جناب آقای ابوالفضل امام خامنه ای شما باید انصاف داشته باشند به تمام ظلمها،فسادها، اختلاس ها،بیعدالتیها،تورم وفشارهایی که به اسم اسلام وحکومت اسلامی برگرده مردم فشار می آورد،اقرار نموده وعذر خواهی کنند! کجا در دوران طاغوت 30% ازدواجها به طلاق می انجامید؟! این همه اختلاس کجا صورت میگرفت؟! این همه خفقان ! زندان شکنجه و…نبود تازه ظلمها وفساد های کمتر از حالایی هم که بود به اسم اسلام صورت نمی گرفت….
ما نشان داديم که حکومت اسلامی ,دينداران و روحانيان، اگر بر مسند قدرت بنشينند، ميتوانند دروغ بگويند؛ ميتوانند ظلم کنند؛ ميتوانندغارت کنند؛ ميتوانند آدم بکشند.
ما دروغ گفتيم؛ ما فريب داديم؛ ما برای حفظ قدرت، چه شررها کردهايم! به دختر و پسر مظلوم این ملت در زندانها تجاوز می شود و غریبانه دفن می گردند,,,,,,
ما غارت کرديم! ما آدم کشتيم! ما آدم کشتهايم! “
ba zoodi in basate zolm ra bar khihim chid faghat agar ba ham motahed shavim in hokumate zolm raftanist pas hamrah sho aziz kin darde moshtarak hagez joda joda darman nemishavad
مرد سرت رو بالا بگیر از چی خجالت میکشی؟
خجالت را باید کسانی بکشند که نان را از سفره تو دزدیدهاند
و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند.
خجالت را باید حکومت اسلامی بکشند
که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!
البته در كامنت اولين نفر بايد فرمود كه دوره خميني خيلي بهتر بود تو اين 8 سال با اين حمايت آقاي خامنه اي از احمدي نزادي روز به روز بدتر شد انسان كه تقوا نداشته باشد همين است مملكت اسلامي اين نييست كه ما در آن هستيم .
علامه حکیمی از معدود (در حد انگشتان یک دست) عالمانی هستند که بنده به آنها ارادت قلبی و اعتقادی داشته و دارم… اما مدتی است که به دلیل عدم رویت انعکاسی در قلم و زبان ایشان از آنچه بر انقلاب (و مردم که انقلاب کرده و برای حفظ آن -به نام اسلام و خداوند- جان و مال بسیاری از خود هزینه کردند) رفته، از آن بزرگوار مایوس شده بودم -هر چند میدانستم که در موضع انتقاد بر وضع موجود بوده و سنگر را خالی نکرده اند-… اما انتشار این کتاب امید دوباره ای به من و امثال بنده داد، هر چند در مقابل موضع گیریهای حضرت دستغیب و صانعی و بزرگوارانی دیگر، به هیچ وجه این قدم را در حد و اندازه آن بزرگوار(صاحب الحیات) نمیدانم و امید روزی دارم که فریاد و نهیب از بن دندان ایشان را در مقابله با هر چه پلیدی که به نام دین میشود را بشنویم…
اما یکی از دلایل اینکه:در چنین جامعهای، با چنین حاکمیّتی:
– انسانهای والا و نیکاندیش کنار گذاشته میشوند،
– مردمان خبیث (و اشرار امّت و نفوذیها)، بر سر کار میآیند، و «پست»های حسّاس را در دست میگیرند …
بایکوت شدن حتی نام خود ایشان است که حتی برای متدینین جوانسال و میانسال -چه برسد به جوانان جامعه امروزی- غریب . ناآشناست، چه رسد به آثار و اندیشه های والای ایشان و ثمرات تحقیقاتشان…ایده ا… و ادام ظله علی رووسنا
چطور است آقا ابوالفضل ایشان دو سال اخیر شده اند “امام” در حالی که لفظ امام برای امام خمینی به خاطر این بکار می رفت که ایشان مرجع بودند، عارف بودند، عالم بودند، با تقوا بودند، عادل بودند و خیلی صفات دیگری که بسیار زیاد است و مهمترین صفت حضرت امام این بود که یک فرد کاریزما بودند یعنی بر دلها حکومت می کردند آیا رهبر فعلی چنین صفاتی دارند مخصوصا دوصفت آخر یعنی عادل و کاریزما بودن را دارند؟
انتظاری که از ایشان در نشر این قبیل نتایج کاریردی تتبعات و تحقیقات داریم از دوست عزیز ایشان، عزیز بزرگوار شفیعی کدکنی هم در نشر اشعارشان داریم و امیدواریم این دو شخصیتی که بیش از آن که به خودشان تعلق داشته باشند به جامعه تعلق دارند؛ جامعه را از نعمات آسمانی خویش محروم نکنند… خداوند عزت انان را افزون گرداند…آمین
به خدا قسم عامل و و بانی فقر و بیکاری و فساد و تباهی و در یک کلام فلاکت و بدبختی ملت شخص امام ساختگی عده ای از نان به نرخ روز خوران و مال یتیم خوران می باشد
مسئله اینه رئیس دولتش دروغ میگه و کسی از بالا دستی ها نیست بهش بگه آقا دروغ نگو
معاون رئیس دولتش دزدی کرده کسی کاری به حالش نداره
واقعا اسلام اینه؟هرچند درست اجرا نشده و بدون کمال
این همه گرانی و فقر
چرا اینو نمیگن امام علی ع :فقر عاملی وحشتناک است که حتی کفر رو در پی داره(یادم نیست از نامه های امام به یکی از یارانش بود یا نه)
جناب ابوالفضل با سلام
پر واضح است که «نواقصات» زیادی داریم و «اصلاً راضی کنند نیست.» زیرا هنوز «خواست معظم له» در زمینه حبس و بگیر و ببند و شکنجه کاملاً به منصه ظهور نرسیده است! روزی که بتوانیم همه ملت را در قوطی کرده و درش را بگذاریم، آن وقت همه چیز تکمیل شده و راضی کننده خواهد بود!
دغدغه رهبر جنابعالی چیست واقعاً؟ ایشان در حال حاضر بر مسند پیامبری تکیه زده و چپ و راست حکومتش را اسلامی ناب می داند و منتقدانش را هم محارب می شمارد. اگر اسلامی نیست، کی قرار است اسلامی شود؟! 33 سال که 20سالش مربوط به زمامداری وی است، کفایت نمی کند؟! ممکن است بفرمایید چه کسی مانع ایشان در برقراری حکومت اسلامی است؟! مگر همه چیز از اختیارات مجلس تا عزل و نصبها در دولت دست ایشان نیست، خب چرا آدمهای صالح بر نمی گزیند؟ اگر هدف ایشان حکومت اسلامی است، چرا به کودتای انتخاباتی رضایت داد تا یک بیسواد عوام فریب و خرافاتی متوهم چنین بلایی بر سر مردم بیاورد؟! انصاف هم خوب چیزی جناب ابوالفضل!
جواب مهمان
بعلللللله مولا حکومت تشکیل داد و خلفا هم حکومت تشکیل دادند ولی کسانیکه مخالف حکومت «غاصبانه» عمر و ابوبکر و خامنه ای و معاویه هستند اصطلاحا شیعه و سبز نامیده میشوند و کسانیکه هنوز نفهمیده اند که چه در پاچه شان رفته اصطلاحا سنی و ولایی خوانده میشوند. به همین خاطر اصطلاحا به خامنه ای و رفسنجانی ابوبکر و عمر ثانی اطلاق میشود ویا معاویه و عمروعاص ثانی!
حکومت اسلامی از یک مثلث قدرت تشکیل میشود که یک انسان خوب در راس آن و دو انسان بد قاعده های این مثلث را تشکیل میدهند
– حضرت محمد (صلی الله) در برابر عمر و ابوبکر
– حضرت عـلی (علیه السلام) در برابر معاویه و عمروعاص
– حضرت خمینی (رضوان الله علیه) در برابر خامنه ای و رفسنجانی
اصولا آدم های خوب همیشه مفرد هستند(با توکل بر خدا) و آدمهای بد همیشه زوجی و مثنی هستند(با توکل بر غیر خدا!)
—————————————————————————————————-
این 2 مورد را ذکر میکنم برای این که ثابت شود دروغگو کم حافظه است
1-بیست سال پیش که سقیفه تکرار شد گفتند این از پویایی و بالندگی نظام هست که یکروزه رهبر انتخاب میشود ولی بعد از آن یکروز دیگر اثری از بالندگی ندیدیم و کاری نداریم که بی در و پیکرترین مملکت تاریخ شد(خودسرها)و از آن به بعد تماما ژست مظلوم نمایی گرفتند و ادعای عجز کردند پس یا انتخاب خبرگان سال 68 اشتباه بوده یا نظام بالنده نبوده که چنین خبرگان نابخردی داشته
2- چوب حراج به شمال و جنوب مملکت زده شده برای جنون هسته ای و در جواب هم طبق معمول توپ را در زمین مردم ایران می اندازند و میگویند این خواست ملت ایران است (دروغ!). اگر تنها معضل مردم ایران نبود فناوری هسته ای است پس چرا در سفرهای استانی به جای خیرات اورانیوم در بین شهرستانیها بین آنها چک پنجاه هزار تومانی پخش میکنید ! چون به خوبی میدانید خواسته ملت پول و رفاه است نه اورانیوم.
ده پانزده سال پیش شریعتنداری در روزنامه اش به یک آیه شریفه استناد کرد که که رهبر (پیامبر) نباید به خواست اکثریت جامعه اعتنا کند و آن چه که صلاح است باید اعمال کند(زمان حماسه دوم خرداد!) . پس شما که مخالف نظر اکثریت را اجرا میکنید و سیاست هسته ای را پیش میبرید به دروغ به خارجیها نگویید این خواست ملت ایران است !
ضمنا در جواب «مهمان» بگویم که در سیرک بودن مملکت همین بس که حتی رییس قوه قضاییه هم تاکید بر سیاست هسته ای دارد و آن را خواست ملت ایران میداند!
خودجوش سبز
تمام ادیان و بخصوص اسلام آمده اند تا جوهر دین را به مردم بگویند و اینکه انسان باشید و به هم نوع خود تعرض نکنید و با انسانهای دیگر با محبت رفتار کنید ، این است جوهر و مغز دین و بقیه آن پوسته است .
حکومت اسلامی واقعی حکومت علی (ع) بود که با نظر مردم و بیعت مردم رروی کار آمد ، بدون نظر مردم هیچ امری جایز و پسندیده نیست حتی اصل دین هم برای راحتی و آرامش مردم آمده وگرنه خداوند نیاز به تسبیح گو و ستایشگر نداشت چرا که اگر شتایشگر و تسبیح گوی صرف میخواست ملائک و فرشتگان تسبیح گو و ستایشگران خوبی بودند ولی خداوند انسان آزاد و مختار را آفرید و به همین آفرینش انسان آزاد “تبارک الله” گفت.
-آیا در دین چیزی به اسم حکومت وجود دارد؟
-آیا دین وسیله ای برای اعمال سلطه و حکومت بر دیگران تبدیل نشده است؟
-دین امری ثابت و شفاف است ، آیا سیاست و حکومت هم ثابت است؟
-آیا برداشت حاکم از دین بر سایر برداشت ها سایه نیافکنده است؟ و آیا اجازه طرح نظرات مخالف داده می شود؟
-آیا حاکمانی که مدعی اجرای دین و حکومت هستند، همان انسانهای هستند که دین مدعی تربیت آن است؟
– کدام آیه قرآن و یا دستور دین را توانستند کاملا اجرا کنند؟ مگر در قران نیست که سخن ها را بشنوید و بهترین آن برگزینید و اطاعت کنید.آیا غیر از یک قول و سخن، در یک قالب و تفسیر خاص ، اجازه طرح سخن ها و نظرات دیگران داده می شود؟
– مگر امام علی دست برادرش عقیل را بخاطر یک خواهش اضافی از بیت المال نسوزاند؟ مگر امیز المومنین چراغ بیت المال را بخاط سخنان شخصی خاموش نکرد؟ آیا این آیات و احادیث اعوذ بالله دروغند؟ آیا می شود هر طوری بخواهی از بین المال خرج خود و خانواده و یا برای دیگران به هدف جذب به خود و کسب رای هزینه کنی بعد هم دم از حضرت علی ، امامت و جانشینی او زد؟ کجا فرزندان امام علی در طبقات فوقانی ساختمان ریاست جمهوری و بصورت رایگان زندگی می کردند؟ کجا فرزندان و خانواده امام امام علی با هواپیمای اختصاصی و بیت المال به مسافرت می رفتند؟کجا فرزندان و خانواده امام امام علی با کشتی اختصاصی از بیت المال در جزایر خلیج فارس گشت و گذار و تفریح می کردند؟ کجا امام علی از بیت المال هزینه می کرد و مردم برای استقبال فرامی خواند؟ برعکس آنچه در تاریخ اسلام خواندیم حرکات و رفتار این امام شیعیان کاملا برعکس این حرکت آقایان بود. حتی در موردی با ناراحتی خطاب به مردمی که در کنار اسب سواری امام علی – با نظر نوعی ابراز علاقه و احترام – شروع به دویدن کردند امام توقف کرد و آنها از این عمل برحذر کرد.
-آیا می شود هرچه به ذهنمان برسد و هر چه منافع ما اقتضا کرد به اسم اسلام و دین به خورد ملت بدهیم ؟ بعد هم به مردم بگوییم هیچ جیزی از اندیشه غیر ما را اصلا نخوانید تا آگاه نشوید . (والا حکومت ما زیر سوال خواهد رفت)
– متاسفم از کسانی که عقل و فکر خود را – خواسته ( به خاطر منافع) و یا ناخواسته(بخاطر فقر فکری و فشار مالی) – از دست داده اند. خدایا این ملت را نجات بده.
هنگامی میشود یک حکومت را اسلامی دانست که حاکمان آن مسلمان و مومن باشند. من بالشخصه خواهان حکومت دینی نیستم بلکه حاکمین مومن میخواهم. حکومت کنونی ایران مانند اسلافشان لا مذهب نیستند بلکه بد مذهب اند. لا مذهبی بر بد مذهبی ارجح است چون انسان لا مذهب برای اداره امور از خرد و عقلش استفاده میکند. انسان بد مذهب کسی است که دینش را بد فهمیده است و با بد فهمی آسایش را از مخلوقان خداوند متعال میگیرد. نمونه اش طالبان و عربستان و ایران.
اسلامی که قبل از انقلاب توسط روحانیون و روشنفکران شاخص به ما جوانان و دانشجویان منتقل میشد اسلام محمد و علی و سیره ایمه اطهار مبنی بر عدالت و قسط و رعایت کرامت انسانی ورعایت حقوق وی بود و …… الان چه شد. اسلامی معرفی شد که طالبانیزم شیعی است و بی حرمت کردن اسلام محمد وعلی.حق داشتند و دارند علمای بزرگ شیعه که مخالف حکومت دینی در زمان غیر معصوم باشند.
در ضمن بعضی از این دوستانی که اظهار نظر میکنند باید تعصبات افراطی خود نسبت به حکومتداران را با مطالعات منابع و مراجعه به اساتید و علمای
غیر ذینفع صالح را به حقیقت خواهی تبدیل و در تسریع رسیدن به جامعه متعادل مورد نظر کمک کنند.و دنباله رو ناحق نباشند.
اصلا قرار نبود که اسلامی باشه،این فقط یه ابزاری است برای خام کردن ملت.
مهمان عزیز . اگر قرار است که فقط فقها دین را بفهمند ، دین به چه درد میخورد ؟ چر قران بیشتر خطابش به “ناس” است یعنی عموم مردم ؟ چرا علی (ع) از مردم میخواست گه به او مشورت بدهند و این را حق خود بر مردم میدانست ؟ نتجه حکومت فقها هم که جلو چشممان است .
چه حرف بی ربطی وبی معنایی هست
حضرت محمد (صلی الله) در برابر عمر و ابوبکر
– حضرت عـلی (علیه السلام) در برابر معاویه و عمروعاص
– حضرت خمینی (رضوان الله علیه) در برابر خامنه ای و رفسنجانی
اصولا آدم های خوب همیشه مفرد هستند(با توکل بر خدا) و آدمهای بد همیشه زوجی و مثنی هستند(با توکل بر غیر خدا!)
__________________________
نمیدونم چه آدم بیسوادی این استدلال کرده
ابوبکروعمرکجامخالف پیامبربودند
برادرعزیز استدلال آبکی نکنند
میرحسین مادرزندانست وشیخ مادربند به گفته شیخ کروبی ازاین نظام نه جمهوری مانده نه اسلامی
ثانیا حکومت اسلامی آسمانی وولایی نیست بعد ازپیغمبر حکومت زمینی شد
یاحسین میرحسین
یامهدی شیخ مهدی
اسلام مظلومترین مظلومان.آبروی اسلام را در این چند ساله بنام حکومت اسلامی خدشه دار نمودند وعزتش را پایمال کردند.به امید روزی که لکه های ننگ این مدعیان دروغین از چهره منور اسلام پاک شود
با سلام و عرض و ادب به تمام صاحب نظران گرامي .ما نفهميديم دين اسلام دين رحمت و بخشش است و يادين خشونت علماي اسلامي هر كدامش از دين تفسير خاصي دارند مثلا ايت الله مصباح مي گوييد اگر كسي مخالف ولايت مطلقه فقيه باشد و به او توهين كنند دشمن اسلام و پيامبر است و براي گرفتن اعتراف به چنين افرادي تجاوز جايز است و يا اخوند قزويني نماينده خبرگان مي گوييد تجاوز به اسرا حق مسلمين است و منظورش از اسرا مخالفين ولايت فقيه مي باشد سوال بنده اين است مگر كسيكه ولايت فقيه را قبول ندارد مگر جز مسلمين نيست ؟اقاي مصباح مي فرمايند ولي فقيه از طرف خدا منصوب شده است بس اگر چنين است چرا ميلياردها ژول كشور را هدر مي كنيد و انتخابات برگزار مي كنيد ايا اينها جاي سوال نيست تا زمانيكه از اسلام تفاسير گوناگون ارايه شود نه تنها مردم متمايل به دين نخواهند شد بلكه از دين متنفر هم خواهند شد چنانكه خودتان در حال حاضر مشاهده مي كنيد .