سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پدربزرگ آرش صادقی به بازجوی پرونده: شما را با وجدانتان تنها می گذارم، گرچه بعید می ...
» کاش سر سوزنی وجدان داشتید آقای کارشناس

پدربزرگ آرش صادقی به بازجوی پرونده: شما را با وجدانتان تنها می گذارم، گرچه بعید می دانم چنین چیزی در وجودتان باشد

چکیده :آرش بعد از آزادی 24 ساعت را در خیابان گذرانده. تا اینکه تعدادی از دوستان آرش پیش من آمدند و خواستند جایی برای ماندن آرش تدارک ببینم. بنده هم با همه فشارهایی که از طرف فامیل برای عدم پذیرش آرش داشتم او را پذیرفتم. میدانید چرا؟ چون آرش جایی برای زندگی نداشت. نمیدانم میدانید چه میگویم. نمیدانم میدانید با آرش چه کردید؟ نمیدانم میدانید وجدان یعنی چه؟ تو را بخدا کمی وجدان داشته باشید. تو را بخدا کمی یاد خدا بیفتید. ته این مسیر کجاست؟ چرا نمیگذارید آرش با درد خودش بسوزد؟ بادرد بی مادری. با درد بی کسی. با درد تنهایی. بخدا از این بچه چیزی باقی نمانده اگر هدفتان شکستن آرش است به خدا آرش بعد از مرگ مادر شکست. ته این بازی کجاست؟...


با خودم روزی چند بار می اندیشم که پایان این این اتفاقات غم انگیز کجاست؟ آیا پایانی بر این اتفاقات غم انگیز هست؟شما را هم با وجدان خودتان تنها میگذارم.گرچه بعید میدانم چنین چیزی در وجود شما و همکارانتان وجود داشته باشد. کاش سر سوزنی وجدان داشتید آقای کارشناس…. این جملات بخشی از نامه پدر بزرگ آرش صادقی است که خطاب به بازجوی پرونده او نوشته است.

به گزارش کلمه، آرش صادقی عضو ستاد میرحسین موسوی و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی از فعالین سیاسی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ چندین نوبت بازداشت و روانه زندان شده است. او اولین بار در ۱۸ تیرماه ۸۸ بازداشت و بعد از تحمل پنجاه روز انفرادی در حالی از زندان آزاد شد. یورش مامورین امنیتی برای بازداشتش سبب شده بود تا مادر سالخورده اش دچار شوک شود و همین کافی بود تا او دیگر مادرش را در جمع خانواده خود نداشته باشد. بعد از آزادی اش از زندان در راه بهشت زهرا بود، زمانی که به همراه پدربزرگ و مادربزرگش برای دیدار با مادرش قصد داشت بر سر مزار او برود بار دیگر با حمله مامورین امنیتی دستگیر و روانه زندان اوین شد.

او پس ازحوادث عاشورای ۸۸ نیز بازداشت و در اسفند ماه همان سال با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود. در پی این دستگیری ها وی از سوی شعبه های ٢٨ و ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ٣ و ۶ سال محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر حکم ٣ سال به برائت و ۶ سال حبس تعزیری اش به ۴ سال تعلیقی و ١سال تعزیری کاهش یافت. پس از گذراندن دوران محکومیت وی مجددا چند روز پس از آزادی اش در دی ماه سال ۹۰ بازداشت و روانه زندان شد. و حال پس از گذشت بیش از یکصدو ده روز از بازداشتش پدر بزرگ وی نامه ای را خطاب به کارشناس (بازجو) پرونده او نوشته و ناگفته هایی را عنوان کرده که خواندش بیش از آنکه ناراحت کننده باشد تامل برانگیز است.

وی با اشاره به مکالمات تلفنی خود با بازجوی پرونده نوه اش آرش صادقی در این نامه پرده از دروغ پراکنی ها و وعده های دروغ مسئولان پرونده او برداشته و نوشته است: آقای کارشناس در این مدت چندین بار با بنده تماس گرفتید و هر بار به من گفتید اگر آرش کاری نکرده باشد و بی گناه باشد که اینطور نیست آزادش میکنند. یادم هست در مکالمه اول که خیلی امیدوار کننده بود به بنده فرمودید اگر آرش آزاد شد که خیلی بعید است به این زودیها آزادش کنیم از او بخواهید که ایران را ترک کند. من هم به شما گفتم مطمئن باشید آرش اینکار را نخواهد کرد و من نمیتوانم هیچ قولی به شما بدهم و به شما به نقل از یکی از دوستان آرش که در مرداد هر دو آنها را برای نوشتن عفو پیش بازپرس اسدی برده بودند و آرش نپذیرفته بود که عفو بنویسد و بازپرس اسدی گفته بود اینجا، ایران، جایگاهی برای رشته های علوم انسانی قائل نیستند از ایران برو و در اروپا در رشته مورد علاقه ات ادامه تحصیل بده که آرش هم در جواب گفته بود اگر ۱۰ بار دیگر هم بازداشت شوم باز میمانم را برای شما شرح دادم و شما در ادامه قهقهه ای زدید و گفتید به به چه آرمانگرا.

متن کامل این نامه که دراختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

نمی دانم چگونه باید این نامه را آغاز کنم؟ پیش تر می خواستم این نامه را خدمت جناب دادستان یا رئیس قوه قضاییه بنویسم ولی خوب پیش خودم فکر کردم و گفتم قبل از این نامه ای را خدمت آقای لاریجانی البته به صورت خصوصی نوشته ام. چرا برای کسی نامه بنویسم که عملا در مورد پرونده های اینچنینی کاره ای نیست؟ تصمیم گرفتم این نامه را خدمت آقای کارشناس بنویسم گرچه امیدی به افاغه آن ندارم. قبل از هر چیز میخواهم مواضع خود را در قبال یک سری مسائل روشن کنم.

بنده در سال ۸۸ در انتخابات ریاست جمهوری اسیر فضای دوقطبی آنروزها نشدم و به کاندیدای سومی رای دادم که احساس می کردم دارای برنامه است و در مناظرات نیز نسبت به سه کاندیدای دیگر بسیار قوی تر ظاهر شده است. بعد از انتخابات هم گرچه علاقه ای به حضور رئیس جمهور دوره قبلی نداشتم ولی نتایج انتخابات را پذیرفتم.

در انتخابات اخیر هم برعکس همفکران آرش اعتقادی به تحریم انتخابات نداشتم و ندارم. مواضع بنده نیز نسبت به آرش همانی هست که قبلتر بود. من قبل از مرگ دخترم بارها به آرش هشدار داده بودم که عواقب کارهایش دامان خانواده را نیز خواهد گرفت و متاسفانه آن شد که نباید می شد. اینها را گفتم تا بگویم من از نظر عقیدتی هیچ قرابتی با آرش نداشته و ندارم دلیل نوشتن این نامه هم چیز دیگریست.

آقای کارشناس در این مدت چندین بار با بنده تماس گرفتید و هر بار به من گفتید اگر آرش کاری نکرده باشد و بی گناه باشد که اینطور نیست آزادش می کنند. یادم هست در مکالمه اول که خیلی امیدوار کننده بود به بنده فرمودید اگر آرش آزاد شد که خیلی بعید است به این زودی ها آزادش کنیم از او بخواهید که ایران را ترک کند. من هم به شما گفتم مطمئن باشید آرش اینکار را نخواهد کرد و من نمیتوانم هیچ قولی به شما بدهم و به شما به نقل از یکی از دوستان آرش که در مرداد هر دو آنها را برای نوشتن عفو پیش بازپرس اسدی برده بودند و آرش نپذیرفته بود که عفو بنویسد و بازپرس اسدی گفته بود اینجا، ایران، جایگاهی برای رشته های علوم انسانی قائل نیستند از ایران برو و در اروپا در رشته مورد علاقه ات ادامه تحصیل بده که آرش هم در جواب گفته بود اگر ۱۰ بار دیگر هم بازداشت شوم باز میمانم را برای شما شرح دادم و شما در ادامه قهقهه ای زدید و گفتید به به چه آرمانگرا.

پس اگر قائل به ماندن است بماند ولی به نفع خودش است که برود. آقای کارشناس این روزها به آن مکالمه اول فکر میکنم و به یقین رسیده ام که یکی از بزرگترین اتهامات آرش این است که قائل به رفتن نیست.امروز نزدیک به ۱۱۰ روز است که آرش مجدد بازداشت شده. طبق آخرین خبری که داشتیم همچنان در انفرادی می باشد، هنوز عرق پایان حبس پرونده نخستش خشک نشده باز بازداشتش کردید.

از اولین روزهای بازداشت مجدد آرش بارها همراه دو وکیلش به دادسرای اوین مراجعه کرده ایم. جواب درستی نگرفتیم. فقط در این مرتبه های آخر آقای بازپرس فرمودند اتهام آرش تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی میباشد. وقتی مصداق های آن را سئوال کردم آقای بازپرس فرمودند نوه شما و دوستانش قصد ایجاد اغتشاش در روز ۲۵بهمن و روزهای منتهی به انتخابات در محیط دانشگاه علامه را داشته اند این مصداق اجتماع و تبانی” و مصداق تبلیغ علیه نظام هم مصاحبه نوه تان با رسانه های معاند با نظام، بی بی سی و روز آنلاین، و دادن بیانیه های متعدد از داخل زندان که اگر نبود رافت نظام باید بابت هرکدام از آن بیانیه ها که توهین به مقامات نظام بوده حکمی میگرفت.

گفتم کدام مصاحبه گفتند مصاحبه دو سال پیش با بی بی سی و روز آنلاین.آقای کارشناس بعد از شنیدن این حرفها فهمیدم که عملا آرش کار خاصی انجام نداده و این بازداشت صرفا به قصد پرونده سازی انجام شده و لاغیر. آقای کارشناس اگر مبنای بازداشت آرش بابت این اتهامات بوده از شما سئوال میکنم چرا پس از پایان حبس پرونده نخست آرش را آزاد کردید؟ آرش درپرونده دوم ۴ سال حکمی را را دارد که قطعی نبوده و هنوز هم قطعی نشده چرا آزادش کردید؟ اگر واقعا تعدادی از اتهامات آرش مربوط به دادن بیانیه از داخل زندان بوده و مصاحبه دو سال پیش است تکرار میکنم چرا آزادش کردید؟

آقای کارشناس آیا حتی اگر اظهارات شما و بازپرس در مورد قصد ایجاد اغتشاش در روز ۲۵ بهمن و روزهای منتهی به انتخابات توسط آرش و دوستانش در محیط دانشگاه درست باشد قصد انجام عمل مجرمانه جرم محسوب میشود؟ پس چرا در رابطه با این پرونده غیر از آرش شخص دیگری بازداشت نشده؟ توجه دارید جناب کارشناس شما آرش را ۲۵ دی بازداشت کردید.یکماه قبل از آن تاریخی که ادعا میکنید آرش قصد انجام کاری را داشته.پس عمل مجرمانه اتفاق نیافتاده.

آقای کارشناس دیدید همه ادعاهایتان در مورد مجرم بودن آرش به طنزی میماند. طنزی تلخ…آقای کارشناس قرار است با آرش چه کنید؟ آیامرگ مادر “پاشیده شدن کانون گرم خانواده کافی نبوده؟ آیا بیش از سی ماه زندان بعد از انتخابات۸۸ که بخش اعظمی از آن را آرش در انفرادی بوده کافی نیست؟ آیا آسیبهای جسمی وارد شده مثل شکستگی در ناحیه دنده و کتف در بازجویی ها که به تائید پزشکی قانونی نیز رسیده کافی نیست؟ در تماس هایی که بعد از بازداشت آرش با بنده داشتید به کررات به بنده فرمودید من این مدت آرش را زیر نظر داشتم و از کوچکترین تماس های آرش مطلع بودم. آقای کارشناس حتما این را هم میدانید که آرش بعد از آزادی مکانی برای زندگی نداشته؟

آرش بعد از آزادی ۲۴ ساعت را در خیابان گذرانده. تا اینکه تعدادی از دوستان آرش پیش من آمدند و خواستند جایی برای ماندن آرش تدارک ببینم. بنده هم با همه فشارهایی که از طرف فامیل برای عدم پذیرش آرش داشتم او را پذیرفتم. میدانید چرا؟ چون آرش جایی برای زندگی نداشت. نمیدانم میدانید چه میگویم. نمیدانم میدانید با آرش چه کردید؟ نمیدانم میدانید وجدان یعنی چه؟ تو را بخدا کمی وجدان داشته باشید. تو را بخدا کمی یاد خدا بیفتید. ته این مسیر کجاست؟ چرا نمیگذارید آرش با درد خودش بسوزد؟ بادرد بی مادری. با درد بی کسی. با درد تنهایی. بخدا از این بچه چیزی باقی نمانده اگر هدفتان شکستن آرش است به خدا آرش بعد از مرگ مادر شکست. ته این بازی کجاست؟

با خودم روزی چند بار می اندیشم که پایان این این اتفاقات غم انگیز کجاست؟ آیا پایانی بر این اتفاقات غم انگیز هست؟ شما را هم با وجدان خودتان تنها میگذارم. گرچه بعید میدانم چنین چیزی در وجود شما و همکارانتان وجود داشته باشد. کاش سر سوزنی وجدان داشتید آقای کارشناس.


دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.