سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فهرست «کتب ضاله» از دیدگاه حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی...
» فرهنگ و اندیشه در مسلخ حاکمان ضد مردم: به نام خدا، به کام قدرت

فهرست «کتب ضاله» از دیدگاه حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی

چکیده :این فهرست که بسیاری از آثار روشنفکران دینی و برخی رمان‌ها و آثار تاریخی و فلسفی در آن دیده می‌شود، تحت عنوان «کتب ضاله 1390» به نهادهای دولتی ابلاغ شده و نشان می‌دهد حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی در سانسور و تمامیت‌خواهی در عرصه‌ی اندیشه، روی دست تنگ‌نظرترین مکاتب فکری معاصر جهان بلند شده است....


کلمه: فهرستی تحت عنوان «کتب ضاله ۱۳۹۰» به نهادهای دولتی ابلاغ شده که نشان می‌دهد حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی در سانسور و تمامیت‌خواهی در عرصه‌ی اندیشه، روی دست تنگ‌نظرترین مکاتب فکری معاصر جهان بلند شده است.

در این فهرست که کلمه به نسخه‌ای از آن دست یافت، نام بسیاری از آثار روشنفکران دینی و برخی رمان‌ها و آثار تاریخی و فلسفی دیده می‌شود. این فهرست در حالی در دستور کار نهادهای رسمی نظام قرار گرفته است که جز در دولت فعلی، در هیچ دوره‌ای حتی سختگیرترین مدیران فرهنگی و اهل اندیشه حاضر به این حد از گستردن دایره‌ی سانسور و فکرستیزی نشده بودند.

تمام کتاب‌هایی که از نظر مسئولان فعلی در فهرست «کتب ضاله» قرار گرفته‌اند، در سالیان گذشته و در دولت‌های پیشین، زیر نظر مسئولان فرهنگی پیشین کشور و با ساز و کارهای قانونی همین نظام منتشر شده بودند، اما هم اکنون مشخص نیست چگونه کتاب‌هایی که حتی توجه بسیاری از اندیشه‌ورزان و علاقه‌مندان حوزوی را نیز جلب می‌کرد، از نظر حاکمان جمهوری اسلامی جدید، «ضاله» به حساب می‌آیند.

رئیس دولت دهم روز گذشته در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب، نمایشگاهی که چندین ناشر مطرح کشور از حضور در آن منع شده‌اند، ادعا کرده بود که نمایشگاه کتاب قید و بندها را برداشته تا اندیشمندان در یک فضای زیبا و انسانی با هم پیوند بخورند! فهرستی که اکنون منتشر می‌شود، به خوبی نشان می‌دهد که آزادی از قید و بندها و زیبا و انسانی شدن فضای اندیشه در قاموس حاکمیت فعلی چه معنا و مصداقی دارد.

کتب ضاله چیست؟

یک کارشناس مسائل فرهنگی و دینی در تعریف اصطلاح فقهی «کتب ضاله» به کلمه می‌گوید: «دیرزمانی کتب ضاله بر اساس تعریف فقهی و عرف اجتماعی سیاسی به کتبی اطلاق می شد که متضمن انکار ربوبیت و توهین به پیامبر خدا و امامان شیعه و نیز ترویج فساد و تباهی اخلاقی و معرفتی در جامعه بود. فارغ از اینکه ترویج افکار فساد و تباه دقیقا متضمن چه نکات و مختصاتی بود، جامعه ایران و مردم مسلمان آن را در جهت منافی با ایمان و اخلاق حوزه عمومی خود می یافتند و آنگاه که بنا بر رد و نفی فکر یا عملی فسادآور یا شنیع بود، حکم و نظر ساده یک مجتهد جامع الشرایط آن می کرد که حتی در دربار قجری و پهلوی هم ساکنان و اهل حرم ناچار از مراعات و عمل بدان بودند. آنچه وجود داشت شاید در مصداق گاه به خطا می آمیخت یا موسع تفسیر می شد اما توسعه معنای کتب ضلال همواره از این مرز فراتر نمی رفت که آنچه نفی کننده اخلاق و ایمان و مختصات واضح و روشن و همه فهم آن بود، در زمره آن می گنجید و به بیانی حکم و نظر دینی را لوث نمی کرد.»

به گفته‌ی این کارشناس فرهنگی، «این عمل رنگی اجتماعی داشت و تابع بخشنامه و دستوری نبود تا به سلیقه مسئولان و حاکمان، آنچه کتبی متفاوت یا متضاد با نظر آنان بود، در زمره کتب ضلال درآید که اگر چنین می شد حوزه عمومی به همان سان که به حکم منطقی و مشروع گردن می نهاد در برابر حکم سلیقه ای و دستوری گردن می افراشت و آن را زیر پا می نهاد. واکنش جامعه ایران نسبت به کتاب های مرحوم دکتر شریعتی نمونه ای درخشان از علت تضاد و تخالف برداشت حوزه عمومی در برابر برداشت حاکمیت و تفسیر سنتی از دین نسبت به مفهوم ضلال بود.»

چاره‌ی ناتوانی از پاسخگویی: نخوانید!

اینک اما حاکمیت کار تفسیر کتب ضاله را مانند دیگر سیاستگزاری های خود به جایی رسانده که رفته رفته برای هیچ اهل فکر و نظری جایی باقی نمانده است. فهرست «کتب ضاله» ۱۳۹۰به خوبی گویای وضع نشر کتاب و موقعیت نویسندگان و متفکران در این سرزمین است. این کارشناس فرهنگی پس از تشریح مفهوم کتب ضاله، در ادامه به کلمه می‌گوید: «روشن است که متفکرانی چون عبدالکریم سروش یا محسن کدیور و دیگرانی از این حیث مورد توافق و تایید نظام جمهوری اسلامی نیستند با وجود این باز هم جای پاسخ به این پرسش خالی می ماند که آیا می توان ناتوانی در پاسخ گویی به اندیشه دینی مخالف یا متفاوت خود را با ضاله خواندن آن و در نتیجه، نخواندن آن فکر توجیه کرد و آن را در هزارلای تعابیر فقه حکومتی و بخشنامه های دستوری پوشاند؟»

وی می‌افزاید: «آیا این افکار و این نوع نگاه به دین و معرفت یا تفسیر شریعت از میان ما رخت بر می بندد و با قرار دادن آن در لیست کتب ضلال از منظومه فکری و فرهنگی حذف شده و خالی از تاثیر می شود؟ آیا پرسشهای ناشی از قرائت متفاوت از دین یا معرفت از جانب قائلان آن از میان دایره فکری صاحبنظران پاک شده و بی پاسخ به دنیایی دیگر می روند؟ کدام نهاد و مسئول و صاحبنظر در حوزه دین و معرفت است که بتواند از زیر بار پرسش های افکنده شده منتج از این آراء و افکار در میان جوانان جامعه شانه خالی کند و یا خود را به ندیدن بزند؟ «تاملات تنهایی» یوسفی اشکوری یا «ادب قدرت، ادب عدالت» ، «اخلاق خدایان»، «اسلام تجدید حیات فکری» سروش با کدام منطق دینی و کدام توجیه شرعی در حوزه کتب ضاله قرار می گیرند؟ کتبی که جملگی راه معرفت جویی و دینداری در جامعه را موازی با عدالت جویی و ذیل مراعات اخلاق و حقوق دیگری توضیح می دهند. این راه را کدام صاحبنظری ضاله دانسته است حتی اگر متفاوت با راه پیشنهادی او برای دینداری و حکمرانی و جمع بین دین و سیاست با رعایت حقوق مردم و آزادی انتخاب ایشان باشد؟»

به گفته‌ی وی، «نشانه هایی از این دست دال بر این است که اساسا معنی «ضاله» برای صادر کنندگان آن روشن یا مفهوم نبوده است. بدتر از این نیز در این لیست فاخر موجود است. کتاب «از شریعتی» اثر دکتر عبدالکریم سروش درباره مرحوم دکتر شریعتی است و مجموعه ای نظریات و خاطرات است. «ایدئولوژی شیطانی» که دیگر در رد نظریات مارکسیستی سال های نخست انقلاب است و واقعا شگفت آور است که با کدام منطق می تواند ضاله باشد. «آیین شهریاری و دینداری» در نسبت میان دین ورزی و حکمرانی است و «علم شناسی فلسفی» که دیگر اساسا فلسفی است و ربطی به حوزه تفسیر دین هم ندارد. «قمار عاشقانه شمس و مولانا» هم تفسیر سروش از اثراتی است که شمس بر مولانا نهاده و دگرگونش ساخته و قس علی هذا. این اثر چگونه و مبتنی بر کدام ادله در میان کتب ضاله قرار گرفته و افکار فساد و تباهی به ذهن مخاطبش وارد کرده است؟ آیا جز این است که مسئولان سیاسی فرهنگی حاکم در جمهوری اسلامی کتب ضاله را بر اساس مواضع سیاسی نویسنده آن و نسبتش با نظام حاکم تصویر می کنند.»

ادامه‌ی سیاهه‌ی کتاب‌های قدغن

«کتب ضاله»‌ی جمهوری اسلامی جدید اما به آثار روشنفکران دینی محدود نمی‌شود. کتاب هایی که سالها از صادق هدایت در ایران وجود داشت در این فهرست شگفت انگیز خودنمایی می کند. کتاب های تاریخ و سیاسی دکتر عباس میلانی نیز همین سرنوشت را پیدا کرده اند، و مجموعه کتاب های ابراهیم نبوی که حاوی نقد ادبی و تاریخ و طنز است، و نیز کتاب استیضاح مهاجرانی؛ کتابی که همه چیز از عنوانش فقط پیداست و واقعا مشخص نیست چه فکری پشت ضاله خواندن آن نهفته است و کسی نیست که توضیح دهد کتابی که رخدادهای مجلس پنجم و استیضاح وزیر فرهنگ دولت خاتمی را روایت می کند، چه ارتباطی با انکار خدا و توهین به پیامبر و رواج فساد و تباهی دارد.

به گزارش کلمه، در این فهرست رمان ها و کتاب هایی که عرفان های جدید را توضیح می دهند نیز وجود دارد. کتاب های پائولو کوئیلو نیز که درباره راه های رسیدن به حقیقت و معرفت و فضیلت است، در این لیست دیده می شوند.

حال باید از تصمیم گیران فعلی کشور پرسید: حتی اگر همه آنچه اینها و دیگرانی چون اینها گفته اند غلط باشد و راه رسیدن به حقیقت فقط از مجرای مسئولان فرهنگی و روحانیون مورد تایید و قبول حاکمیت بگذرد، می توان این کتاب ها را ضاله و گمراه کننده خواند؟ پرسش دیگر اینکه مگر این همه آثار تا به حال در جمهوری اسلامی وجود نداشته و اکنون به یکباره منتشر شده اند که اینک حکم کتب ضلال یافته اند؟

پرسش اینجاست که در آثاری از این دست چه مواردی وجود دارد که آن کتاب ها را با وجود بارها انتشار در همین نظام، اینک در فهرست کتب ضاله قرار می دهد؟ از عمر انتشار برخی از این کتاب ها بیش از نیم قرن می گذرد! و چرا باید اکنون به دایره کتب ضاله وارد شدند؟ آیا این بدین معناست که مسئولان تازه متوجه وجود این آثار شده اند!

به عقیده‌ی این کارشناس فرهنگی در گفت و گو با کلمه، «این ها همه حکایت از بی دقتی، بی اطلاعی از مفهوم ضلال و نفوذ سلیقه شخصی و سیاسی به جای معیار مشخص و معین شرعی و فکری دارد و همین مسئله، حکم را در جامعه به آسانی لوث می کند، چنانکه کرده است. مردم تقریبا منتظرند تا از وجود چنین آثاری باخبر شوند و آن را با ولع بخوانند. علت هم روشنی و آگاهی و صحتی است که در آراء و نظرات منتقدان سیاسی معرفتی و دین پژوهان جدید و روشنفکران دینی متهم شده یا طرد شده یا تبعید شده و یا به حبس افتاده از جانب نظام مشاهده می کنند و کژروی و انحرافی که از جانب دولتمرادن و مسئولان فرهنگی نسبت به مبانی اخلاقی، مذهبی و فرهنگی مورد احترام و قبول خود می بینند. عمل و عنایت حوزه عمومی نسبت به حکم و نظر دینی یا فرهنگی، تابعی از میزان اعتماد به منبع صدور حکم و نیز میزان اعتبار منبع صدور حکم دینی برای حوزه عمومی است که در حال حاضر نه از آن اعتماد چیزی باقی است و نه این قبیل سیاستگزاری ها و رویه ها اعتبار چندانی برای بانیان آن برجا گذاشته است.»


  • علی

    ضاله ها فقط همین هاست دیگه؟! همه نویسنده های به اصطلاح اصلاح طلب! بقیه هم که اساسن وجود خارجی ندارن که بخوان حذف بشن. هنوز قدرت نداشته اینطوری حذف کنید وای به حال روزی که قدرت بگیرید.