فرزندان انقلاب در بند؛ قلم عفو رهبری بر جرایم جریان انحرافی
چکیده :لابد دلیل این تفاوت رویکرد رهبری هم این بوده که جریان انحرافی مچیزگوی قدرت بوده و تنها اتهام ناچیز دست اندازی به بیت المال مسلمین را داشته که قابل بخشش و صرفنظر کردن بوده است. اما زندانیان سبز چون احساس تعلق به انقلاب داشته اند و دارند و از همین رو کانون قدرت را - اتفاقا به خاطر همینگونه تخلفات و بی عدالتی هایش - مورد نقد قرار می دادند و می دهند، باید مورد غضب قرار گیرند و مستحق هیچ لطف و عنایتی هم نیستند. به همین خاطر است که فرزندان انقلاب را این روزها در حبس و حصر می بینیم و غاصبان انقلاب را در مسند و منبر....
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
در میانه دعواهای جناحی اخیر که در آستانه دور دوم انتخابات مجلس بالا گرفته، افشای برخی خبرها از عمق فساد و سیاهی وضعیت حاکم بر کشور پرده بر می دارد. یکی از این موارد، موضوع عفو یار نزدیک رئیس دولت و مشاور جدید رئیس سابق قوه قضاییه است که چندی پیش به اتهام انحراف بازداشت بود و اکنون به عنوان مشاور احمدی نژاد به خدمت! مشغول است.
امروز روزنامه کیهان خبر داد که ملک زاده، همان کسی که جنجال انتصاب او به عنوان معاون می رفت که کار وزیر امور خارجه را به استیضاح بکشاند، تبرئه نشده بلکه عفو شده است. این اعلام، جدیدترین خبر در پیگیری اخباری بود که از چند روز قبل درباره سمت های جدید این فرد در رسانه های رسمی منتشر شده است.
ماجرا از این قرار بود که ابتدا خبر انتصاب این فرد به عنوان مشاور احمدی نژاد منتشر شد، بلافاصله پس از آن خبر انتصاب همین فرد به عنوان مشاور هاشمی شاهرودی منتشر شد، کمی بعد خبرگزاری فارس – وابسته به سپاه – دست به انتشار اسناد مبهمی زد که تلویحا نه فقط ملک زاده، بلکه رئیس سابق قوه قضاییه را هم در یک پرونده تخلف بزرگ متهم معرفی می کرد، و امروز کیهان این “مشاور رئیس جمهور” را “سابقه دار” معرفی کرده و از مختومه شدن پرونده او با عفو، و نه تبرئه، خبر داده است.
احتمالا برای اکثر خوانندگان این یادداشت، مثل نویسنده اش، این دعواها اهمیت چندانی ندارد. هم دولتی ها قانون شکنی های بزرگتر از این داشته اند، هم اتهام پراکنی های اینچنینی در عین لاپوشانی پرونده خودی ها در کیهان و فارس تعجبی ندارد و هم فساد آنقدر در حاکمیت فعلی فراگیر شده که انتشار یک پرونده مالی مربوط به قاضی القضات سابق دیگر تعجب کسی را بر نمی انگیزد. کمی قبل تر هم امیری فر، یک متهم بازداشتی دیگر در پرونده موسوم به جریان انحرافی، حکم مشاوره فرهنگی از دفتر ریاست جمهوری گرفته بود و لذا این بخش از خبر هم جالب توجه نیست. اما دو نکته در این میان باقی است که توجه به آنها خالی از لطف نیست.
نخست اینکه تقریبا همه می دانند – و همان وقت هم می گفتند که – ماجراهایی از نوع رفع و رجوع استیضاح وزیر خارجه با عزل معاون منتسب به انحرافی، معمولا با دخالت بیت رهبری محقق می شود، وگرنه نه احمدی نژاد تعهدی به حل بحران ها دارد و نه در مجلس هشتم توانی برای پایان مسالمت آمیز مشکلات وجود داشت. اکنون مشخص شده که این “دخالت” با چه روشی به حل مشکل انجامیده و با چه امتیازی رئیس دولت را راضی به عقب نشینی و عزل ملک زاده کرده است: عفو و مختومه شدن پرونده او! ابزاری که تنها در دست رهبری است. حال اینکه چرا کیهان صریحا نمی نویسد رهبری یکی از عناصر اصلی جریان موسوم به انحرافی را عفو کرده، جای تأمل دارد.
دوم؛ در سه سال اخیر بارها دلسوزان نظام و انقلاب، آشکار و پنهان، به رهبری گفتند که با اعلام عفو عمومی، آشتی ملی یا با هر عنوان دیگری دستور آزادی زندانیان سیاسی را صادر کنند، به سمت حل بحران سیاسی بروند و به آشتی با مردم بپردازند. اما آیت الله خامنه ای با هر چیزی که عنوان عفو داشته باشد مخالفت کرده اند و در معدود مواردی هم که عفو برخی از زندانیان بعد از انتخابات را پذیرفته اند، با سختگیری هرچه تمامتر نظر داده اند و در عین حال حاضر به اجرایی کردن نظر قبلی خود مبنی بر ده به یک حساب کردن ایام حبس انفرادی هم نشده اند. حالا طبعا برای کسانی که در این سه سال پیگیر مسائل سیاسی بوده اند و هستند، جالب می شود که بدانند جریانی که بیشتر از یک سال وقت کشور و بودجه رسانه های رسمی صرف انحرافی نامیدن آنها شد، حالا اینقدر نزد رهبری مطلوب و بلکه شاید محبوب هستند که هنوز محکوم نشده مورد عفو قرار می گیرند؛ عفوی که محکومان بی گناه جریانات بعد از انتخابات، ظاهرا از نظر ایشان شایسته ی آن نیستند.
احتمالا کیهان هم که از عفو متهم جریان منحرف نزدیک به رئیس دولت خبر داده، به خاطر نداشته که همین یک سال قبل جریان مذکور را چگونه به “جاسوسی”، “اختلاس”، “ارتشا”، “تحصیل مال نامشروع” و “ارتباط نامشروع” متهم می کرد و چه اتهامات مالی و امنیتی سنگینی در رسانه های مدعی اصولگرایی به همین متهم عفو شده ی رهبری در خصوص مسئولیتش در دبیرخانه شورای عالی ایرانیان وارد می شد. هرچند ماجرای پرونده سنگینی که در جریان تحقیق و تفحص مجلس در این شورا جمع شد نیز طبعا با قلم عفوی که رهبری بر جرایم این فرد و جریان متبوعش کشیده، اکنون بی اثر و منتفی شده است.
لابد دلیل این تفاوت رویکرد رهبری هم این بوده که جریان انحرافی مجیزگوی قدرت بوده و تنها اتهام ناچیز دست اندازی به بیت المال مسلمین را داشته که قابل بخشش و صرفنظر کردن بوده است. اما زندانیان سبز چون احساس تعلق به انقلاب داشته اند و دارند و از همین رو کانون قدرت را – اتفاقا به خاطر همینگونه تخلفات و بی عدالتی هایش – مورد نقد قرار می دادند و می دهند، باید مورد غضب قرار گیرند و مستحق هیچ لطف و عنایتی هم نیستند. به همین خاطر است که فرزندان انقلاب را این روزها در حبس و حصر می بینیم و غاصبان انقلاب را در مسند و منبر.
شاید برخی دوستان برنجند از اینکه حتی صحبت عفو زندانیان سبز هم در این یادداشت مطرح شده. بی شک غرض این نیست که این عزیزان گناهی کرده اند یا کسی حق دارد آنها را به عنوان گناهککار خطاب کند، چه برسد به اینکه مورد عفو قرار دهد. غرض، نشان دادن تناقض های جریان حاکم بر جمهوری اسلامی و رسوایی های پی آمد این تناقض هاست که هر روز جنبه ای دیگر از آنها فاش می شود و هر ناظری را ناگزیر به قضاوت درباره عملکرد حاکمیت فعلی وا می دارد.













