سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تقی رحمانی: ای کاش لااقل در اتهام زنی جوانمرد باشند/ بچه‌ها هنوز نمی‌دانند چه اتفا...
» تاریخی هست و قضاوتی خواهد شد

تقی رحمانی: ای کاش لااقل در اتهام زنی جوانمرد باشند/ بچه‌ها هنوز نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده

چکیده :تقی رحمانی می گوید: ما در حال حاضر دو مساله داریم یکی مریضی نرگس که خیلی نگران کننده است. نرگس ناگهان دچار فلج عضلانی می شود و دکترها گفته بودند که باید جایی باشد که بتواند راحت تر باشد و فشار کمتری رویش باشد. ولی متاسفانه این دستگیری باز برایش مساله ایجاد می کند. مساله دوم هم بچه ها هستند. وی اما با لبخند تلخی می گوید: البته این بار باید خوشحال باشیم. سال های قبل بارها شبانه به خانه ما حمله کردند و بچه ها اصلا با "آقا بدا آمدند و بابا رو بردند و یا مامان رو بردند" عادت کرده بودند. این بار دیگر به خانه حمله نکردند. این خودش یک قدم جلو آمده از قبل....


کلمه- زهرا صدر:

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و همسر تقی رحمانی، پژوهشگر و فعال مدنی که روز گذشته در پی احضار به اداره اطلاعات زنجان بازداشت شده بود، به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در گفتگو با کلمه با بیان اینکه بازداشت همسرم هنوز به طور رسمی به ما اعلام نشده ولی اطلاع دادند که  او را  به  تهران منتقل کرده اند می گوید: ما پیگیر هستیم که تهران برای اجرای حکم برده اند و یا اینکه بازداشت جدید صورت گرفته است. البته خبرگزاری فارس گفته برای اجرای حکم برده اند ولی به نرگس گفته بودند شما احضار شدید.

وی در ادامه با اشاره به خبر روز گذشته فارس می گوید: جو سازی دیروز فارس که اوراق مشارکت زیادی از همسرم بدست آوردند و این حرف ها کاملا تکلیفش مشخص است. ما دو و نیم میلیون تومان داشتیم که قرار بود وام مسکن بگیریم چون در بازار بورس الان وام را می خرند. اما چون نتوانستیم آن وام را بگیریم برای خریدن آپارتمان آن را منتقل کردیم به خواهرش.

این فعال سیاسی در ادامه تشریح می کند: به پدر مادر نرگس گفته بودند ایشان چون حکم داشته از تهران متواری شده در صورتی که این هم یک دروغ است چون اینها خودشان می دانستند که ما زنجانیم و به دستور خودشان ما در یک تبعید نا خواسته به سر می بردیم ان نه الان، بلکه از آبان ۱۳۹۰.

وی با اشاره به اینکه معمولا روش های دستگیری عجیب و غریب است می گوید: ما می توانیم سر و صدا هم بکنیم ولی این ها غالبا برای روش های دستگیری پاسخگو نیستند.

به گفته‌ی وی وقتی به خانه مراجعه می کنند و می گویند با ما بیا و نرگس محمدی می گوید به من کارت نشان بدهید کارت نشان نمی دهند.

نرگس محمدی چندی پیش به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. به گفته نرگس محمدی، رای صادره به شدت توهین و تحقیر آمیز بوده و نشانگر رویکرد امنیتی جدید حاکمیت در برخورد با فعالان حقوق بشر است.

اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه ها یا جمعیت هایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند، اتهاماتی است که به این فعال حقوق بشر نسبت داده شده و بر مبنای این اتهامات، حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر شده است.

نه برانداز و نه حتی فعال سیاسی

رئیس هیات اجرایی شورای ملی صلح، خود را یک فعال حقوق بشر میداند که نه برانداز است و نه فعالیت سیاسی دارد.

از جمله تلاش نرگس محمدی برای تشکیل شورای ملی صلح، تأسیس کمیته انتخابات آزاد، سالم و منصفانه و تشکیل کمپین اعدام بس کودکان از عناوین مجرمانه خانم محمدی است. همچنین ملاقات وی با زندانیان سیاسی و نیز ملاقاتش با مهدی کروبی به عنوان جرم تلقی شده است.

تقی رحمانی، مبارز سیاسی که بیش از ۱۵ سال از سال های مبارزه خود را در زندان سپری کرده، معتقد است: متاسفانه فرهنگ شهروندی تبدیل شده به فرهنگ ارباب و رعیتی. هیچ حقوقی که برای افراد به خصوص برای مخالفین خودشان قایل نیستند حتی مخالفی که حقوق بشری باشد و مسالمت جو. ظاهرا هم اگر آدم مسالمت جو و آرام باشد باید هزینه سنگینی بدهد.

نرگس محمدی در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ به اتهام عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به شعبه ۴ دادگاه انقلاب احضار شد و پس از چند جلسه دفاع با صدور قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. اما تنها چند روز بعد، شبانه در منزل خود توسط مأموران امنیتی بازداشت شد.

خانم محمدی که در شرکت بازرسی مهندسان ایران کار می‌کرد، آبان سال ۸۸ به دلیل عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر از محل کارش نیز اخراج شد. وی مادر دو کودک دوقلوی چهارساله است.

دو مساله نگران کننده برای خانواده رحمانی

تقی رحمانی به کلمه می گوید: ما در حال حاضر دو مساله داریم یکی مریضی نرگس که خیلی نگران کننده است. نرگس ناگهان دچار فلج عضلانی می شود و دکترها گفته بودند که باید جایی باشد که بتواند راحت تر باشد و فشار کمتری رویش باشد. ولی متاسفانه این دستگیری باز برایش مساله ایجاد می کند. مساله دوم هم بچه ها هستند.

وی اما با لبخند تلخی می گوید: البته این بار باید خوشحال باشیم. سال های قبل بارها شبانه به خانه ما حمله کردند و بچه ها اصلا با “آقا بدا آمدند و بابا رو بردند و یا مامان رو بردند” عادت کرده بودند. این بار دیگر به خانه حمله نکردند. این خودش یک قدم جلو آمده از قبل.

بیست و دوم بهمن ۸۹ هم تقی رحمانی همسر خانم محمدی به نحوی بازداشت شد که او در نامه ای به دادستان تهران از نحوه بازداشت و ورود ماموران به منزلش شکایت کرد.

خانم محمدی در این نامه خطاب به دادستان نوشته بود که ماموران امنیتی در ورودی خانه را با دیلم شکسته بودند و بدون گفتن کلمه ای یا صدایی در حالی وارد منزل او شدند که نه او لباس مناسبی بر تن داشته و نه حجابی بر سر. او افزوده بود: “بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب می‌دیدند، احساس کردم در ایران نیستم؛ احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام، حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم: آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شده‌اند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ وی همچنین نوشته بود: نمی‌دانم رنجی را که بر من و خانواده‌ام روا می‌دارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگران‌کننده‌ای دست به گریبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله می‌کرد و ضجه می‌زد و گریه می‌کرد. سه بار تا پایین پله‌ها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون می‌گریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیه‌ها می‌بودم. دختر کوچک سه سال و نیمه‌ام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!

بچه ها  هنوز نمی دانند چه اتفاقی افتاده، فعلا می گویند مامان نیست

تقی رحمانی  در ادامه خاطر نشان می کند: بچه ها نمی دانند چه اتفاقی افتاده، فعلا می گویند مامان نیست. ما فکر می کردیم که با توجه به اینکه خودشان گفته بودند از تهران خارج شود و عملا نرگس به خاطر مریضی اش قادر به فعالیت خاصی نبود اصلا حکم اجرا نخواهد شد. که حالا دیدیم مثل اینکه آرام نمی نشینند و می خواهند جوایز خود به فعالان حقوق بشر و هر کسی که نگاه متفاوتی داشته باشد بدهند.

 ای کاش آنها که ادعای مسلمانی می‌کنند

وی در ادامه می افزاید: بازجوها خیلی در بازجویی هایشان دم از اخلاق و اسلام و منش اسلامی می زنند ولی منش را چطور می توان دید؟ منش هر کس را در عمل او می توان مشاهده کرد. زدن اتهام البته این چیز عحیبی نیست چون آقایان معتقدند که اگر یک فردی دشمن باشد می شود به او خدعه زد. ما که اینها را دشمن خود نمی دانیم ما اینها را مخالف خود می دانیم ولی آن ها تعریف درستی از دشمن ندارند تا وقتی می خواهند اتهام بزنند حداقل انصاف را رعایت کنند. این توقع وجود دارد وقتی کسی می گوید من نماز می خوانم و روزه می گیرم و اعتقاد به خدا و قیامت دارم  لااقل در اتهام زنی این جوانمردی را داشته باشند که درست تر با انسانها برخورد کند.

 این درد مشترک همه ماست

تقی رحمانی می گوید: البته باید بگویم این داستان ما نیست داستان همه کسانی است که در راه آزادی و دموکراسی فعالیت می کنند و من هم دو قلو دارم آقای رسول بداغی هم دو قلو دارند که دو سال و نیم هست که پدرشان را ندیدند و خیلی های دیگر. ما همه درد مشترک داریم خونمان از خون دیگران رنگین تر نیست.

وی با بیان اینکه آرزویم این است که برای آزادی و دموکراسی خواهی آزادی حداقلی لااقل دیگر بچه های ما زندان نروند تصریح می کند: آرزویم این است که اقلا اگر می خواهند در مجامع جهانی از ایران حرف بزنند از فعالیت های علمی ما حرف بزنند نه به خاطر فعالیت حقوق بشری ما مورد توجه قرار بگیریم. فعالیت های حقوق بشری ما باید در خود ایران جایزه بگیرد. این آرزویی است که بعد از سالها زندان که هنوز هم در آن هستم می توانم داشته باشم.

نرگس معتقد بود که کینه ها را باید زدود

این مبارز و فعال ملی مذهبی می گوید: نرگس معتقد بود که فعالیت هایش همه درست است و فعالیت حقوق بشری حق است. در عین حال اینکه اعتقاد داشت این راه زدودن کینه ها است. باید کینه ها را شست. برای ایران آزاد و ایران آباد کار کرد و هر کسی هم می تواند در چهارچوب قانون و مقررات حق حیات اولیه و حق آزادی بیان داشته باشد.

ما مسلمانیم و درآن دنیا نیز پرونده مان گشوده خواهد شد

رحمانی تاکید می کند: این حقی است که به نظر من اگر قوه قضاییه یک مقدار استقلال در پرونده قضایی داشته باشد، محقق خواهد شد. من نمی گویم همه قضات ولی آن قضات و آن کسانی که در این چارچوب فعالیت می کنند لا اقل آن حقوق اولیه که در این قوانین نوشته شده برای متهمین رعایت کنند. از دادن حکم های کیلویی پرهیز کنند.

همسر نرگس رحمانی در پایان خاطر نشان می کند: این حرف ها زیاد باب میل آقایان نیست ولی به هر حال تاریخی هست و قضاوتی خواهد شد و در عین حال ما مسلمانیم و معتقدیم آن دنیایی وجود دارد و آن دنیا ما پرونده مان باز خواهد شد. به امید اینکه لااقل در آن دنیا آدم ها سرفراز باشند. ما امیدمان به این است در عین حال باید بدانیم پرونده آن دنیا در این دنیا پر می شود با اعمال مان در این دنیا.


  • amir

    واقعا باید به حال ماملت افسوس خورد که جلوی روی ما اینچنین جنایت و غارت میکنند و ما …زندگی خود هستیم و بی تفاوت

  • ناشناس

    درود به شرف شما خدا دوقلوهایتان را برایتان نگه دارد.وای بر ما

  • صابر قوامی

    جناب خامنه ای!
    آنقدر بر طبل جنگ با مردم ایران مکوب !
    زندانیان سیاسی را آزاد کن و با یک فرمان عفو عمومی راه را برای بازگشت ایرانیانی که طی سالهای پس از کودتای ۱۳۸۸ ناچار به ترک وطن شده اند ٫ هموار کن!

  • رسول

    و لعنه الله علی القوم الظالمین سوال این است که سوار شدن براسب قدرت این اندازه شیرین است که برای حفظ آن دست به هر عمل پلیدی می توان زد؟ مگر خانم محمدی وفرزتدان خردسالش چه جرمی مرتکب شدند که باید اینچنین تاوان دهند این آقایان که شب وروز همه ابزارهای رسانه ای رادارند وتبلیغ دین می کنند اگر ذره ای به دین وایمان پایبند بودند این گونه ناجوان مردانه با مخالفان خود برخورد نمی کردند ویقینا خداوند روز ی گریبانشان را خواهد گرفت فعلاخداوند در حال امتحان این آقایان است ان الله مع الصابرین

  • ناشناس

    این نشان میدهد که حرکت خرداد ۸۸ انها راچنان ترکانده و از طرفی گینه شتری و از همه مهمتر مامور معذور .ایران ستیزی
    تنها راه نجات ملت و گشور تکرار و مداوم حرکت خرداد ۸۸

  • محمود

    افسوس افسوس افسوس که مملکتمان به سمت ویرانی و فساد مطلق به پیش می رود.خانم محمدی درست گفت گویی ما در ایران بیگانه ایم و عزت و شرف و ناموس این ملت را به نابودی کشانده اند.لطفا در پست هایتان به برنامه شبکه های فارسی ۱ -زمزمه و ….هم اشاره کنیدکه بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ کارشان را با قدرت آغاز کردند به قصد نابودی خانواده های ایرانی به قصد خیانت زن و شوهر و به قصد فساد …..من فکر می کنم حکومت ایران هزینه های این شبکه ها را پرداخت می کند.بنویسید تو را به خدا بنویسید تا بدانند که جنایت هایی می کنند

  • یوسف پرژک

    با خواندن این خبر و گفته های مادر و پدر بزرگوارشان و شباهت دیده ها و شنیده های این دو فرزند زیبا و معصوم با فرزندان حضرت مسلم (س) لختی در خلوت خود گریستم و از اینکه بعد از ۱۴۰۰ سال مادران و فرزندان سرزمینم به همان رنجی گرفتار می شوند که مادران و فرزندان اهل بیت و عصمت و طهارت درآن دوران مواجه بودند،بر انسانیت و اسلامیت خود شک کردم و بر این اساس با صورتی پر از عرق شرم، سر به آستانش می نهم و با قلبی مالآمال از شرم واندوه او را میخوانم که بهترین بخشاینده است، الهی ،العفو،العفو،العفو.

  • سعید

    قصد جسارت ندارم ولی بی وجود شده ایم که یک مشت بیگانه به اسم ایران و اسلام بر نوامیس ملت دست درازی می کنند . غیرت ایرانی را هم سر بریده اند.

  • عذرا خانم

    آدم ننه دین و ایمون نداشته باشه اصلا واسش مهم نیست. یه جو شرف و غیرت داشته باشه بهتر از این دیندارای حقه بازه

  • ناشناس

    انشا الئه اقای بزرگوار عفو عمومی خواهند داد تا همه به کشور برگردند و مشغول خدمت صادقانه بشوند. انشا الئه.