سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیام خاتمی در مراسم گرامیداشت بهاره هدایت و نازنین خسروانی: خوشا به حال شما که با ایمان در راه نیک بختی انسان ها گام برمی دارید...
» بزرگداشت دو زندانی سیاسی؛ بهاره هدایت و نازنین خسروانی

پیام خاتمی در مراسم گرامیداشت بهاره هدایت و نازنین خسروانی: خوشا به حال شما که با ایمان در راه نیک بختی انسان ها گام برمی دارید

چکیده :سیدمحمد خاتمی در پیامی به بهاره هدایت با تبریک سالروز تولد وی خاطرنشان کرده است: و خوشا به حال آنان که با ایمان و آرمان در راهی که نیک بختی همه انسان ها در آن است گام برمی دارند و از دادن هزینه پیمودنِ این راه پروائی ندارند و شما از جمله این انسان های ستوده اید....


مراسم بزرگداشت سالروز تولد بهاره هدایت عضو دفتر تحکیم وحدت و نازنین خسروانی روزنامه نگار با حضور خانواده این دو اسیر جنبش سبز و خانواده بزرگ زندانیان سیاسی برگزار شد.

سیدمحمد خاتمی در پیامی به بهاره هدایت با تبریک سالروز تولد وی خاطرنشان کرده است: و خوشا به حال آنان که با ایمان و آرمان در راهی که نیک بختی همه انسان ها در آن است گام برمی دارند و از دادن هزینه پیمودنِ این راه پروائی ندارند و شما از جمله این انسان های ستوده اید.

به گزارش خبرنگار کلمه، در این جشن کوچک که به مناسبت سالگرد میلاد این دو زندانی سیاسی برگزار شد، خانواده زندانیان سیاسی نیز در پیامی تاکید کردند که هم چنان در قلب دوستان و یاران و خویشانشان هستند و راه و مرامشان عزیز و گرامی است.

در این مراسم علاوه بر خانواده های زندانیان سیاسی، تعدادی از خانواده های شهدا و نیز جمعی از مادران صلح حضور داشتند.

همچنین در مراسم دیگر جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت، فعالین دانشجویی، اعضای سازمان دانش آموختگان(ادوار تحکیم وحدت)، برخی از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی، فعالین زنان، روزنامه نگاران و جمعی از دوستان بهاره هدایت با حضور در منزل او و امین احمدیان، همسرش یاد و نام این زندانی سیاسی را گرامی داشتند.

در این مراسم پیام سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان خطاب به بهاره هدایت نیز خوانده شد. خاتمی در پیام خویش ضمن تبریک تولد این مولود ماه سبز مقاومت و پایداری او را ستوده و آزادی بهاره هدایت را آرزو کرده است.

همچنین آخرین دستنوشته بهاره هدایت از زندان نیز در این مراسم خوانده شد. در قسمتی از این نامه آمده بود:

“امینم، عزیزترین، چهارمین سالگرد ازدواجمان هم رسید. آنقدر غرق شادکامی و ناکامی ام که باور نمی کنی..بچه ها برایمان یک “جشن باشکوه” گرفتند، همه کلی آرزوهای خوب برایمان کردند.

کلا عید هم بساطمان همین بود ، خیلی خوش بودیم..خجسته طوریم همگی!! گاه به گاه بغض هایمان می ترکد و راز نهان از پرده بیرون می افتد ولی…واقعاً نمی تونم توضیح بدم که چه وضعیه اینجا..

یک دوگانگی از بابت ظلمی که می کشیم و نیرویی که می گذاریم تا به خود مسلط و برجا بمانیم..واقعاً قابل تحسین است، نمی دانی اینجا چند نفر مادر داریم که بچه های کوچک و نوجوانشان را آن بیرون سپرده اند و اینجا آنقدر به نظر شادند که باور نمی شود کرد که ته دلشان چه خبر است!”

در بخشی دیگر از این مراسم نیز دوستان او به ذکر خاطراتی از بهاره پرداختند و همگی مقاومت و ایستادگی او را ستودند.

بهاره هدایت از اعضای دفتر تحکیم وحدت است که به “۹ سال و نیم” حبس محکوم شده که یکی از سنگین‌ترین احکام قضایی است که از ابتدای تاسیس انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها برای یکی از اعضای این تشکل‌ها صادر شده است.

اتهامات وی فعالیت تبلیغی علیه نظام، مصاحبه با رسانه‌های بیگانه، توهین به رهبر، توهین به رییس جمهور، اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی، ورود غیرقانونی و تخریب درب دانشگاه امیرکبیر هنگام ورود مهدی کروبی به این دانشگاه، از سوی قاضی مقیسه عنوان شد.

نازنین خسروانی آبان ماه سال ۸۹ بازداشت و مدت ۱۳۲ روز را در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین گذراند. پس از تشکیل دادگاه قاضی پیر عباسی نازنین را به تحمل شش سال حبس محکوم کرد. نازنین به رغم اینکه امکان استفاده از حق درخواست عفو بر اصولش ایستاد و به جای امضای عفو نامه چند روز مانده به نوروز به زندان رفت.

نازنین خسروانی پیش تر سابقه فعالیت در روزنامه های شرق، اقبال نوروز، یاس نو، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه را داشته است.

متن پیام سیدمحمد خاتمی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بانوی سرفراز و مقاوم، بهاره خانم هدایت

زادروز پر طراوتتان در بهار طبیعت مبارک باد!

هر بار در بهار زندگیِ طبیعتِ زیبا تجدید می شود و انسان این آفریده خردمند و آزاد خداوند را که برای زیستن، آزاد زیستن،فربه زیستن و بارور کردن جانِ بی نهایتِ خویش، آفریده شده است بیش از پیش امیدوار می کند.

طراوت زندگی واقعی در ایمان ِ آدمی به هدف های بلندی است که آفریننده او برایش تعیین کرده است و خوشا به حال آنان که با ایمان و آرمان در راهی که نیک بختی همه انسان ها در آن است گام برمی دارند و از دادن هزینه پیمودنِ این راه پروائی ندارند و شما از جمله این انسان های ستوده اید.

مبارک باد بر شما و همه دوستدارانتان-که فراوانند-سالروز تولدِ شادابتان که هم آغوش با بهار دل انگیزِ طبیعت است.

به امید روزی که همگان در فضائی سرشار از انسانیت و آزادی از همه مزایای زندگی بهره مند باشند.

با احترام

سید محمد خاتمی

16 فروردین ماه یکهزار و سیصد و نود و یک


20 پاسخ به “پیام خاتمی در مراسم گرامیداشت بهاره هدایت و نازنین خسروانی: خوشا به حال شما که با ایمان در راه نیک بختی انسان ها گام برمی دارید”

  1. ناشناس گفت:

    سالروز فرخنده زاد روزتان مبارک ای مایه افتخار ایران و ایران پرستان

  2. ناشناس گفت:

    خوب تو هم قدم بردار. البته با رای دادن خود قدم برداشتی

  3. ناشناس گفت:

    کاش آقای خاتمی با عدم شرکت در انتخابات، همراهی خود را با زندانیان سیاسی عملا نشان می داد، نه اینکه با پیامهای اینچنینی، شعار بدهد.

  4. ناشناس گفت:

    شخص رهبر مسئول بازداشت و حبس این مظلومین است رهبر شهوات نفسانی خود را از طریق سه قوه ارضا میکند در ایران هیچ قوه مستفلی وجود ندارد همگی عمله های استبدادند و مجری اوامر

  5. ناشناس گفت:

    افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر چاپ فرستادن به ایمیل
    نکته ها

    دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.

    ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.

    عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.

    متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی زندانی ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :

    بسم الله الرحمن الرحیم

    تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)

    این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.

    این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.

    اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خند و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پردخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.

    از وفور مدح ها فرعون شد

    کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه ۶۴)

    اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»

    و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

    باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.

    ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.

    خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»

    به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.

    البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

    به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.

    قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.

    البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.

    معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.

    در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

    مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!

    چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار

    چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت

    خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.

    اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟

    این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟

    رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

    صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل ۲۷ قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.

    البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.

    آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»

    پاسخ من به این پرسش این است:

    آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

    و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.

    جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او میدوخت آن تفتیق بود

    ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب

    ابوالفضل قدیانی

    بند ۳۵۰

    دیماه ۱۳۹۰

  6. ناشناس گفت:

    زندگی جریان دارد ما اینجا بهاره اونجا همه راضی هستیم که زنده ایم و به آینده امیدوار!

  7. ناشناس گفت:

    بهاره ، نسرین ، مهدیه ، عاطفه .و…………………………….مدیران روح پر صلابت ! پیروزی از آن شماست !

  8. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی هم از طریق شرکت درانتخابات بنده خدا خیلی هزینه سنگینی کرده.البته من نگفتم ها آقای تابش گفتن.

  9. ناشناس گفت:

    مگربا این کارها میتوان تاثیر آن رایی را که کام همه را زهرآگین کرد، جبران نمود. خدا را شکر که همه آراء را باطل کردند. درحقیقت ازایشان مانند وسیله استفاده شده و پس از رفع احتیاج….

  10. میم.ت گفت:

    آقای خاتمی
    متاسفانه بعد از رای دادن تان در انتخابات مجلس و از پشت خنجر زدن به جنبش سبز و رهبران در حصر
    و از آن بدتر سخنان عجیب بعدی تان، من یکی به شخصه دیگر به شما، اعمال شما و سخنان تان اعتمادی ندارم…
    شعار ما صداقت بود و رو راست بودن با مردم در حرف و در عمل
    پاینده باشید

  11. ناشناس گفت:

    یادش بخیرسعدی شیرازی رحمه الله علیه:

    این قماش روحانیون هستند که بنام دیانت سنگهارابسته اند وشگهارابرای دریدن مردم درخیابانهارهاکرده اند
    نازنین وبهاره جان تولدتان مبارک
    این هم
    شعری ازیکی دوستان اهل سنت که درسایت کلمه دیدم مجددا میذارم بسیارزیبابود (( تقدیم به بهاره هدایت))
    بهاره جان مطمئن باش زمستان تاابد نمی ماند

    وبهاروجودتان این زمستان سردوخشن رادرهم میریزد

    وبه جای آن یخبندان بی تحرک

    شکوفه های الوانی می رویند

    بهاره جان

    بهارهمیشه بهاراست

    نشان سرزندگی وطراوت

    وزمستان نشان انجماد وبی تحرکی

    مطمئن باش

    صبروشکیبایی تو که به حق بهارهدایتی

    یاآنهارابه اجبارهدایت خواهد کرد

    ویاآنهارابه سریرذلت خواهد نشاند

    وعده پروردگار حقست

    الاان نصرالله قریب

  12. آراد گفت:

    دوستتون داریم و باورکنید که زندگی ما هست که داره هدر می ره این بیرون که به راحتی تن به ظلم می دیم نه شما..

  13. علی گفت:

    به یاد زندانیان بی نام و نشان
    به یاد مبارزانی که فارق از گروه بندی ها به رسالت خود ادامه میدهند
    به یاد مبارزانی که تنها پشتوانه آنها مردم هستند
    به یاد میارزانی که فردا در بهار آزادی خائن قلمداد میشوند

  14. صابر قوامی گفت:

    سلام بر موسوی
    درود بر کروبی

    زنده و پاینده باد خاتمی

  15. مهدی گفت:

    مبارک باشه،به امید آزادی و فردایی بهتر

  16. koosha گفت:

    رفتار وحرکت خاتمی در قبال جنبش سبز و مردم در حدی است که محبوب بماند، و هیچگاه تصمیمهای سرنوشت سازی را در جهت کمک به مردم و جنبش سبز( چه قبل از ۸۸ چه بعد از ان) نگرفته است. همانطور که دانشجوی سبز نظر داده است خبرهای مربوط به خاتمی هم هیچکدام ارزش خبری ندارند. من مخا لف تسلیت گفتن نیستم ولی سوال این هست که آیا خاتمی به عنوان رئیس جمهور پیشین مملکت از قابلیتهای خود درست و بجا استفاده میکند ( و در نتیجه به وظایف خود عمل میکند؟) اینکه به این و ان تبریک و تسلیت بگوید و اینها کل خبرهای مربوط به او باشد موجب تاسف است.

    کوشا

  17. ناشناس گفت:

    عمر بهترین جوانان این مرز و بوم در زندانها سپری می شود آنوقت آقای خاتمی برای بالا بردن آستانه ی تحمل زندانیان پیام هایی مبنی بر سالگرد ازدواج و تولد و نوروز و … به آنان می فرستد. با تمام احترامی که به آقای خاتمی قائل هستم با این روشها کار به جایی نمی رسد. خصوصا” حکومت هم که دست آقای خاتمی را خوب خوانده است.

  18. ناشناس گفت:

    راي دادن آقاي خاتمي هيچ خيانت و يا برگشتي محسوب نمي شود . در شرايطي كه بيگناهي تاوان زندان و خرد شدن دارد . شايد حفظ خاتمي و عدم تخريب ايشان جام زهري بود كه ايشان نوشيد

  19. بادگير گفت:

    مبارکباشه

    اقاي خاتمي با راي دانش خواست هنوز سر پا باشه
    به قولي: خاتمي مرد تا خاتمي ها زنده باشند
    قابل توجه اونائي که نوشتن چرا اقامحمدخاتمي راي داد
    ما همه سبزيم و سبزخواهيم ماند
    به اميد يه روز خوب…

  20. سائنا گفت:

    بی توجهی خاتمی در احترام به خواست و رای منفی مردم باعث شد ایشون از چشم ما بیوفته.

    البته خاتمی همیشه شجاعت لازم رو نداشته و نباید از او بیش از این هم انتظار داشت. دوستانی که هی شعار زنده باد زنده باد خاتمی سر می دن متوجه باشند که خاتمی با انتخاب شخصیش رفت رای داد و این یعنی ما به خاطر نباید بیش از یک شخص نگاه کنیم.
    او نشان داد و نشان داده بود که در قامت اصلاح طلب می ایستد نه قامت مقتضیات روز جنیش زنده سبز. ایشان محترم هستند و محترم باقی خواهند ماند چون اخلاقی عمل می کنند (در نگاه و نظر شخصی خودشون) و نباید از او دیگر به عنوان رهبر جنیش سبز نام و یاد کرد. او اگر بخواهد می تواند یک همراه باشد و نامه بنویسد و در انتخابات شرکت کند و در مقابل ظلم ها و جنایت های حاکمیت سکوت کند یا به مصلحت سخن بگوید.

    به عقیده من بهتر است جنبش اصلاح طلبی را به جریان مصلحت طلبی تغییر نام داد و در این صورت آقای آقامحمد خان خاتمی به نیکویی می تونن این جریان رو هدایت کنند همانطور که تا به حال کرده اند و بعد از این هم خواهند کرد. از خاتمی انتظار شجاعت و جسارت و شهامت میردلیر و شیخ شجاع را نداشته باشیم.

    ضمنن به عنوان یک عضو کوچک هم عرض می کنم که شعارهایی نظیر یاحسین میرحسین سکرتاریستیه و باعث میشه دایره جنبش سبز محدود به باورهای مذهبی بشه. جنبش سبز برای اینکه سبز باشه نیازی نداره با نگاه آغشتگی سیاست با دین که آزمون خودش رو پس داده پیش بره.

    درود بر میرحسین و هر آنکه آزادانه و مردانه ایستاده است حتی اگر قرار باشد بر پای آن درخت توت کهنسال به دار آویخته شود.

    نه فردپرست باشیم نه شعار پرست. عمل پرست باشیم

    ارادتمند
    سائنا