شورای انقلابی لیبی به سفارت ایران اعلام کرد: امام موسی صدر هفت سال پیش درگذشته است
چکیده :خانواده و علاقه مندان امام موسی صدر که همچنان به زنده بودن او امیدوارند، معتقدند که برخی محافل در لیبی و ایران در تلاش اند با انتشار اخبار ضد و نقیض و ایجاد ابهام یا تردید درباره سرنوشت رهبر ایرانی تبار شیعیان لبنان، در مسیر تلاش ها برای کشف حقیقت درباره وی مانع ایجاد کنند....
مسئول کمیته مجلس شورای اسلامی برای پیگیری سرنوشت امام موسی صدر، در گفت و گو با جام جم آنلاین خبر داد که شورای انقلابی لیبی به طور رسمی به سفارت ایران در لیبی اعلام کرده که امام موسی صدر درگذشته است.
به گفته جواد کریمی قدوسی، شورای انقلابی لیبی اعلام کرد که امام موسی صدر تا هفت سال پیش زنده بوده و در آن زمان در زندانی در لیبی فوت کرده است. این شورا محل دفن امام موسی صدر در اطراف شهر طرابلس را نیز مشخص کرده است.
این نماینده افزوده است: سفارت جمهوری اسلامی ایران در لیبی در حال پیگیری این موضوع است. البته تیمی از کشور لبنان نیز پیگیر سرنوشت امام موسی صدر هستند و قرار است با نبش قبر و آزمایش «DNA» مشخص کنند که آیا ان جسد متعلق به امام موسی صدر است یا خیر؟ تا زمانی که نتیجه آزمایش های «DNA» مشخص نشود هیچ اظهارنظری در این زمینه نمی توان کرد.
هفته پیش انتشار این خبر به عنوان نتیجه بررسی های دولت موقت لیبی در روزنامه لبنانی الاخبار، واکنش های گسترده ای در پی داشت و با اخبار ضد و نقیض پیشین درباره سرنوشت امام موسی صدر مقایسه شد.
تنها واکنش خانواده امام موسی صدر به آن خبر نیز از سوی وکیل لبنانی این خانواده اعلام شد که گفت: این فقط یکی از اخبار بسیاری است که پس از انقلاب در لیبی منتشر شده است. خانواده امام همچنان معتقدند امام صدر زنده است و مجدانه پیگیر آزادی امام و دو همراهش هستند.
خانواده و علاقه مندان امام موسی صدر که همچنان به زنده بودن او امیدوارند، معتقدند که برخی محافل در لیبی و ایران در تلاش اند با انتشار اخبار ضد و نقیض و ایجاد ابهام یا تردید درباره سرنوشت رهبر ایرانی تبار شیعیان لبنان، در مسیر تلاش ها برای کشف حقیقت درباره وی مانع ایجاد کنند.
در یک سال گذشته بارها و بارها ادعاهای چندگونه و متناقضی از سوی منابع مختلف درباره مرگ امام موسی صدر و نحوه ی آن منتشر شده است. غالب این ادعاها نیز به نحوی طرح شده اند که نه قابل اثبات بوده اند و نه قابل نفی، و از همین روست که نزدیکان امام موسی صدر بیشتر اینگونه خبرپراکنی ها را جنگ روانی و بازی رسانه ای ارزیابی می کنند تا گزارش واقعیات.
اما این بار، اولین بار است که مسئولان دولت جدید لیبی در این باره اظهارنظر می کنند و از این رو باید منتظر واکنش خانواده امام موسی صدر و همچنین نتایج تحقیقات درباره قبر مورد ادعای شورای انقلابی لیبی بود.














انشالله که ایشان زنده است وخدا دعاهای دوستداران ایشان را بی اجر نمیگذارد
همچنان برای سلامتی وبازگشت ایشان دست به دعا بر میداریم
پنج شنبه شبها از ساعت 22-23 قرائت همگانی سوره ی حشر برای سلامتی امام موسی صدر
میدانیم که می آید
اینها یا حقیقت را نمیدانند، یا میدانند و کتمان کرده و حرفهای کذب می زنند. امام موسی صدر به دست قذافی و اطرافیانش به طرز فجیعی کشته شده و جنازه او در صحرای مرکزی لیبی دفن شد و خلبانی هم که جنازه او را به آن نقطه برده بود پس از مدتی به طرز مشکوکی کشته شد. من نمی فهمم چه اصراری است که هنوز میخواهند از قذافی جنایت کار دفاع کنند.
باید از نحوه ی شهادت شهید تند گویان درس بگیریم و فریب نخوریم
زمانی که دولت ایران در پایان جنگ پذیرفت که ده سال پیش شهید تند گویان از دنیا رفته است دولت بعثی عراق که تندگویان را تا آن موقع به شهادت نرسانده بود این عمل را انجام داد و 3ماه بعد جنازه ی ایشان را تحویل ایران داد.
فقط فکر کنید امام موسی زنده باشد. دست کم رهبر بلامنازع لبنان خواهد شد. چه کسی از این احتمال خوشش می آید سازمانهای جاسوسی غرب یا اطلاعت خودمان. هیچکدام. همه ی سازمانهای جاسوسی اینطرف و آنطرف به مقامات لیبیایی تفهیم کرده اند هر چه خواستید بگویید جز از احتمال زنده بودنش.
زندانی و حصر امام موسی صدر همانند زندانی کردن و حصر میر حسین و کروبی عزیز زشت و خائنانه میباشد .
تحلیل متمم از اوضاع جدید سوریه بجای عراق و مصر!
نهار نت لبنان
4 مارس 2012
لاوروف میگوید اپوزیسون سوریه هرگز نمیتواند ارتش اسد را شکست دهد.
لاورف امروز گفت که اپوزیسون سوریه هرگز ارتش بشار اسد را شکست نخواهد داد حتی اگر تا «دندان مسلح شود.»
در جریان بازدید خود از آذربایجان، لاوروف به اینتر فاکس گفت: « این واضح است که حتی اگر اپوزیسون سوریه تا دندان هم مسلح شود هرگز قادر نخواهد بود ارتش دولتی را شکست دهد. او افزود: «در حقیقت این خونریزی میتواند سالها بطول انجامد و برای هردو طرف ویرانگر شود»
روسیه نزدیکترین متحد رژیم سوریه است که از دوران شوروی، حامی آن در برابر تحریمهای غرب و تهدیدهای مداخله گرانه نظامی بوده است.
ولی مسکو در هفته های اخیر، بر انتقاد های خود نسبت به اسد افزوده و همراه با دول عربی و غربی از طرح 6 ماده ایی صلح شورای امنیت و مأموریت عنان برای حل بحران یکساله سوریه که به قیمت جان تقریباً 9000 نفر تمام شده پشتیبانی کرده است.
او گفت که وزیر خارجه سوریه فرار است برای دهم آوریل به مسکو بیاید.
لاوروف بدون اینکه توضیح چندانی بدهد، گفت هم اکنون قرار است نمایندگان یک گروه اپوزیسیون سوریه هم به مسکو بیایند و چند روز بعد از آنهم گروه دیگری از اپوزیسیون درون مرزی» نیز خواهد آمد.
ماه قبل روسیه اطلاع داد که برنامه ایی برای، پذیرایی اپوزیسون میانه روی سوریه بنام:« کمیته ملی هماهنگی برای تغیرات دموکراتیک در سوریه» در دست دارد.
آژانس« ریا نووستی نیوز» بنقل از لاورف میگوید که: « باید به آنها این احساس اقناع کننده داده شود که ما نیز میخواهیم در حل مسئله بدانها کمک کنیم.»
روسیه نسبت به، به اصطلاح نشست دوستان سوریه در استانبول که برخی قدرتهای غربی و دول عربی را گردهم آورد نگاه انتقادی داشت.
در کنفرانس پایان هفته گذشته در استانبول، «شورای ملی سوریه» (SNC) بعنوان نمایندگان مشروع همه سوریها برسمیت شناخته شد.
لاوروف این اجلاس را بخاطر اینکه شورشیان در آن مطرح شده بودند، آنرا غیر سازنده توصیف کرده بود زیرا به نظر وی، به بازی گرفتن شورشیان در مذاکرات موجب سرسخت تر شدن آنها میشود.
لاوروف گفت: « اگر به موازات حمایت از طرح[ مورد حمایت مللِ] کوفی عنان، در شورای امنیت، نشست دوستان سوریه در استانبول برگزار میشود، معنای آن اینست که آن نشست با ادامه مذاکره و تلاش صلح موافق نیست و فقط تلاشهای معطوف به توقف خونریزی را خنثی میکند.
پایان گزارش خبری نهارنت.
……….
قریب 10 ماه پیش جنبش اعتراضی مردم سوریه، از درعا، حما، حُمص و.. ، آغاز شد که در آن روزها فقط به جمعه ها منحصر میشد زیرا که مردم فقط به بهانه نماز جمعه میتوانستند جمع شده بیرون بیاند و با شعار الله اکبر به رژیم اعتراض کنند. در آغاز نه گروه مسلحی در کار بود و نه مطالبه سرنگونی بشار اسد. رژیم بشار اسد با تانک و توپ و پیراهن شخصی های «شبیحه» به اعتراض نمازگزاران پاسخ داد. عمال این رژیم زبان ترانه سرایی جوانی را که ترانه ایی هجو کننده علیه بشار سروده بود را از بیخ بریدند و سراو را نیز از تنش جدا کرده پیکرش را به بیابان انداختند. در آن هنگام جناب لاوروف مثل همتایان ایرانی و حزب اللهی خود اعتراض مردمی را توطعه خارجی تلقی میکرد.
با آغاز اعتراضات مردمی در شهرهای سوریه، زمینه تلاش سیاسی برای گروههای مختلف اپوزیسیونی که بیش از 40سال منتظر چنین فرصتی بودند و برای عرض اندام فراهم شد. در آنتالیا، استانبول، نیکوزیا، پاریس کنفرانس و کنگره بود که یکی از پس دیگری و هریک با شرکت بیش از یکصد حزب و شخصیت سیاسی تشکیل میشدند که از ژنرالهای سیاسی بدون پیاده نظام تشکیل میشد.
عوامل اطلاعاتی رژیم هم که از امکانات وسیع برای نقب زنی سازمانی برخوردار بود بدرون این اپوزیسیون خوابزده ایی که فقط غوغای اعتراض توده ایی آنرا از خواب زمستانی اش بیدار کرده بود، وسیعاً وبیش از گذشته خزید.
بموازات مبارزه مردم در شهرهای سوریه با رژیم اسد، مبارزه بین اپوزیسیونی که کمترین نقشی در سازماندهی و برانگیختن این جنبش خود جوش نداشته بود نیز شروع شد. معتبر ترین این جریانها که از اعتبار نسبی در درون کشور نیزبرخوردار بود همین «شورای ملی سوریه» بود که مهمترین جناح تشکیل دهنده آن اخوان المسلمین بود که از ریشه تاریخی و سیاسی دردرون جامعه برخوردار بود.
خطر شکل گیری یک اپوزیسیون جدی، زنگ خطر را از تهران تا کرملین و ستاد حزب الله و دربار مالکی درعراق به صدا درآورد. نوری المالکی که از مقام رهبری ما هوشیار تر بود همان هنگام گفت همه این بهار عربی بنفع اسرائیل و آمریکا است.
مسکو، دمشق، تهران و حزب الله که اوج گیری جنبش اعتراضی را و بموازات آن اعتبار یابی ملی و بین المللی «شورای ملی سوریه» را مشاهده کرده بودند به اپوزیسیون سازی افتادند. در آن موقع که همه در تله این اپوزیسیون سازی افتاده بودند، من آنرا با نوشتن چند یاداشت در همین سایت افشا کردم. حتی در کامنتی ذیل خبر این اپوزسیون در سایت «کلمه» به درج این خبر دیس اینفرماتیو اعتراض کردم که دوستان کلمه میتوانند آنرا بیرون بکشند.
نخستین بار در الشرق الاوسط خواندم که؛ یک گروه 70 نفری از اپوزیسون رژیم اسد در یک هتل مجلل در دمشق کنفرانس تشکیل داده اند. این در حالی بود که نمازگزاران معترض، جمعه ها به رگبار بسته میشدند.
روز بعد در سایت فارس نیوز، رجا نیوز و بازتاب که همصدا با مقامات حکومتی و رهبر، اعتراضات سوری ها را«فتنه» صهیونیسم و آمریکا میدانستند گزارشهای محترمانه ایی از نشست اپوزیسیون سوریه در دمشق دیدم.
در پس گزارش این منابع داخلی؛ در گاردین، وال استریت ژورنال، دیلی تلگراف، و صد البته نشریات و سایتهای انگلیسی زبان منطقه مثل الاهرام، دیلی استار، نهارنت و حریت ترکیه نیز گزارش مفصل تشکیل این اپوزیسیونی را که اینقدر جرئت و قدرت داشت که در داخل دمشق برای سرنگونگی بشار اسد کنفرانس بگذارد و به بحث و مذاکره بنشیند، دیدم و آنرا خواندم و از تناقض آن خبر با واقعیت به سرگیجه دوچار شده بودم! چطور چنین چیزی ممکن است؟ ظهور این اپوزیسیون در داخل کشور، بمعنای اینست که رژیم بشار اسد یکی از دموکرات ترین و آزاد ترین رژیمهای دنیاست. یا آن کُشت و کُشتارها باید دروغ باشند یا این اپوزیسیون باید قلابی و رژیم ساخته باشد که با ظهور خود بزرگترین رسانه های دنیا را سر کار گذااشته است. فراموش کردم بگویم رادیو فردا، بی بی سی و حتی رسانه های سوئد هم خبر نشست این اپوزیسون درونمرزی سوریه را منعکس کردند و هیچ کس هم از خود نپرسید که چگونه میشود که در گوشه ایی از کشور پاسخ الله اکبر نماز گزاران نماز جمعه با سرب و حتی گلوله توپ پاسخ داده شود و در مرکز پایتخت همان کشور 70 شخصیت اپوزیسیونی در مجلل ترین هتل گرد هم آیند و راجع به براندازی رژیم اسد بحث کنند.
در همانروزها ولید معلم وزیر خارجه اسد تپقی زد که هیچ کس آنرا متوجه آن نشد ولی برسرگیجه من افزود. از خود میپرسیدم میشود همه این رسانه های دنیا در تله دیس اینفرماسیون روسیه، ایران، بشار اسد افتاده باشند و فقط من در تردید نسبت به اصالت این اپوزیسون مُحق باشم؟
تپق وحید معلم این بود که در یک مصاحبه مطبوعاتی در اشاره به «شورای ملی سوریه» گفت اگر آنها[شورای ملی سوریه] میخواهند با رژیم هم مبارزه کنند، ما در داخل مملکت اپوزیسیونی داریم که برانداز هم هست ولی قانونی است و به خارج هم وابسته نیست! بیایند در آن فعالیت کنند.
پس از چندی دومین کنفرانس این اپوزیسیون برانداز برای دومین بار و این بار نه در لوکسترین هتل دمشق بلکه در یکی از باغات اطراف شهر تشکیل شد که بیانیه ایی صادر کرد.
مشخصه این بیانیه سه« نه!» بود. «نه!» به مداخله خارجی. «نه!» به خشونت «نه!» به «بنبادگرایی دینی». این سه« نه!» یعنی نفی و تختطعه هر گونه اعتراض مردمی. آنچه این بیانیه، بنیاد گرایی نامیده بود تنها، فرصت الله اکبر گفتن اعتراضی مردم پس از نماز جمعه ها بود که از آن استفاده میکردند. آنچه این بیانیه خشونت خوانده بود اعتراضات خیابانی با استفاده از اجتماع نماز جمعه بود، والی در این بیانیه اشاره ایی به بمباران و به توپ بستن شهرها و حمله و آدم ربائی های امنیتی ها و شبیحه ایی ها نبود. آن «نه!» یی که به مداخله خارجی گفته بود، امتناع از همین مساعدتهای کشور های خارجی، از غربی و عربی و ترکیه بود که بدون آن مساعدتها، تنها دستاورد مردم میتوانست صد ها هزار بجای 9000 شهید باشد و جنبشی در نطفه خفه شده که فقط میتوانست موضوعی برای عزاداری پنهانی و عاشورایی داغدیدگان باشد و نه بیش.
بلافاصله پس از دومین نشست این اپوزیسیون «براندازِ» رژیم در دمشق، که همه رسانه های دنیا هم آنرا با آب و تاب پوشش دادند هیئتی از جانب آن برای مذاکره عازم مسکو شد.
من کنجکاوانه روزنامه پرودای انگیسی آن روزها را که دیداراین اپوزیسیون برانداز را با پوتین منعکس کرده بود در اینترنت پیدا کردم. در چند خط این دیدار را منعکس کرده بود. ولی تک تک کلمات خبر، انعکاسی از بی اعتنایی و تحقیر بود و معلوم بود که خود مخبر و گزارشگر هم به نمایشی بودن این سناریو و ابتذال آن کاملاً واقف است. ژست و لحن صحبت پوتین هم با این هئیت نمایندگی اپوزیسیون سوری، لحنی بود که ممکن است پوتین با آبدار چی های ک گ ب بکار برد و نه یک میهمان حتی درجه چندم خارجی یا یک شهروند معمولی روسی.
وقتی که امروز خبر باز دید دو گروه از اپوزیسیون سوریه را در نهار نت به نقل از لاوروف دیدم همه آن نمایش مبتذلی که مرا یاد سناریو سازی دستگاههای اطلاعاتی مملکت خودمان می انداخت افتادم. و این امر مرا به لحاظی خوشحال کرد زیرا متقاعد شدم که جنبش دموکراسی خواهی منطقه بشمول خودمان با ابلهانی سر و کار دارد که از درکِ روح زمانه عاجزند هرچند به همین دلیل، دستیابی به دموکراسی برای ما میتواند مثل سوریه و لیبی پر هزینه شود.
این سناریوی اپوزیسیون آفرینی و ستون پنجم سازی، درسهای پر ارزشی برای ما ایرانیان دارد که نباید ساده از آن بگذریم.
گزارش خبری فوق از نهارنت و اظهارات لاوروف بروشنی نشان میدهد که روسیه سالوسانه مثل خود بشار اسد و رژیم تهران در حمایتشان از طرح 6 ماده ایی کوفی عنان صادق نبوده اند و پذیرش آنرا بعنوان مفری برای مانورهای سیاسی و فرصتی بیشتر برای سرکوب جنبش مردم سوریه تلقی کرده اند.
در مقاله نخست همین پست، من توضیح داده ام که بشار اسد تنها به سرکوب جنبش اعتراضی می اندیشد و لا غیر و روسیه و ایران و حزب الله لبنان نیز بعنوان متحدین آن رژیم اندیشه ایی جز این ندارند.
من خود حوصله نکردم آن لینکهایی را که موضوعشان مورد استناد این گزاره ها بود در همین سایت خودم پیدا کنم ولی اگر کسی کنجکاو باشد میتواند در مطالب مربوط به سوریه 6 ـ 9 ماه پیش آنها را بیابد.
بشار اسد به عنان قول داده است که تا 5 روز دیگر یعنی 10 آوریل نیروهای خود را از شهر ها بیرون خواهد کشید. اما او از این 5 روز باقی مانده برای کشتار بیشر استفاده خواهد کرد. طرح کوفی عنان بعلت نقش ریاکارانه اسد و روسیه سر زا رفته است و با تنفس مصنوعی هم انرا نمیتوان نجات داد. اختلاف بین رژیم اسد و منتقدین آن اختلافی استراتژیک است که در آن کمترین فضایی برای تعامل تاکتیکی هم وجود ندارد. جنگ داخلی در سوریه وارد مرحله جدیدی خواهد شد و برخلاف توهم لاوروف و شرکاء، رژیم اسد بطور قطع بازنده این جنگ خواهد بود. حال رژیم تهران و روسیه تا کجا میخواهند روی این اسب مرده شرط بندی کنند به درجه توهم زدگی خود آنان بستگی دارد.
به هرحال اگر موسی صدر تاکنون زنده باشد حکومت ایران ترتیب ترور او را داده است. هیچ کس به اندازه ایران و حزب الله لبنان از زنده بودن امام موسی صدر متضرر نخواهد شد. خودتان قضاوت کنید.
با سلام با اين همه سالهايي كه از انقلاب ما مي كذرد و اينهمه ايرانيان عزيزي كه يا در جنك كشته شدند و يا به طريق هاي ديكر جرا اينهمه روي زنده بودن موسي صدر تكيه مي شود؟ ايا خون او خيلي سرختر از خون ديكران است؟ حداقل او براي ايرانيان جه كرده كه اينهمه به خاطرش سالها رابطه با ليبي قطع بوده و هر بار مساله به روشن شدن سرنوشت اين فرد بازكشته است؟ جرا اينهمه به اين فرد اهميت داده مي شود؟ ايا خانواده اش به عشق او بيكير هستند يا اميد دارند او زنده باشد بازكردد و از خوان كسترده نفت ايران حق و حسابشان را بكيرند؟! همين الان هم هر جه اين خانواده در لبنان عزت دارد از صدقه سر جمهوري اسلامي است. و البته در ايران صد جندان
انشا… که ایشان زنده باشند، اما یک سوال؟ برای ما ایرانی ها چه تاثیری دارد؟ آقای فرمودند برای سلامتی ایشان سوره حشر میخوانند، عزیز جان اگراین خواندنها کاری میکند،دعای برای نجات این مردم بخوانید، ایشان اگر امروز اینجا بودند و مواضعی مانند آقای جنتی داشتند باز هم سوره فلان و فلان میخواندید،دست بردارید از این همه عوام فریبی و خرافه گسنری
برخی از دوستان حتی شناختی جزئی نسبت به شخصیت امام موسی صدر ندارند واز این بابت که این چهره ی فاخر ایرانی در بین هموطنانش اینگونه مهجور است بسیار متأسفم
در پاسخ به علی عزیز باید بگویم امام صدر چهره ای شناخته شده هستند واصلا قابل قیاس با هیچ یک از مسئولین حال حاضر کشور نیستند
این رسالت سایت کلمه است که در شناسایی شخصیت امام صدر به کاربرانش تلاش کند زیرا که ایشان نمونه ی بارز آزادی و آزادگیست وسیره ی آن بزرگوار دربسط دموکراسی و آزاد اندیشی در لبنان مثال زدنیست
زمانی که امام خمینی (ره) در تبعید بودند خبرنگاران خارجی از ایشان پرسیدند که آیا برای ریاست جمهوری حکومت پس از انقلاب شخصی را مد نظر دارید ؟ فرمودند : بله ، همین آقای موسی صدر
آیا میدانستید پیش از آنکه امام خمینی (ره) ملقب به امام بشوند ازمدتها پیش از آن به امام موسی صدر ،امام میگفتند؟
آیا میدانستید امام صدر به دعوت علامه شرف الدین برای ساماندهی به اوضاع شیعیان لبنان از ایران هجرت کردند؟
آیا میدانستید زمانی که امام صدر به لبنان رفتند شیعیان در بدترین وضعیت اقتصادی،فرهنگی،سیاسی ومنزلت اجتماعی بودند؟ هشتاد درصد دختران شیعه ی جنوب لبنان در فاحشه خانه های بیروت فعالیت میکردند وعلی رغم اینکه شیعیان جمعیت زیادی داشتند در قدرت سیاسی کمترین نقش را ایفا میکردند.
آیا میدانستید امام صدر موثرترین نقش را درجلوگیری از بروز جنگ داخلی در لبنان وکمک به انقلاب اسلامی ایران در اروپا را داشتند؟
آیا میدانستید شهید بهشتی ،امام خمینی ،دکترعلی شریعتی ،شهید مصطفی چمران وبسیاری از مفاخر ایرانی دوست ،همرزم وهمراه امام صدر بودند واحترام فوق العاده ای برای ایشان قائل بودند
قسمتی از وصیتنامه ی شهید چمران درلبنان : وصیت میکنم به معشوق من ، به معبود من ،کسی که اورا تجلی علی میدانم . . .به امام موسی صدر . . . . .
جرج جرداق :اگر تمام روحانیون( شیعی )، اسلام را مانند امام صدر معرفی میکردند دیگر اثری از مسیحیت باقی نمیماند!
برای آشنایی بیشتر با امام صدر به سایتهای ( یاران صدر) ویا (امام صدر نیوز) مراجعه کنید
امام موسی صدر : به رسمیت شناختن یکدیگر و احترام متقابل ،اساسی ترین شرط بقاء واستمرار هر کشوریست
برای سلامتی وبازگشت این یوسف گمگشته ی ایرانی به وطنش دست به دعا بر میداریم.