شورای هماهنگی راه سبز امید: سال نو را با گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی ادامه خواهیم داد
چکیده :پروردگارا! تو میدانی که این مردم رنجدیده برای دستیابی به حقوق از دست رفتهشان قیام کردهاند. تو میدانی که قهرمانان سرافراز این ملت در زندان، نه در هوای قدرتطلبی، که برای احقاق حقوق یکایک مردم، نوروز را به دور از خانه و خانواده میگذرانند. تو میدانی که همراهان مقاوم و صبور این حرکت عظیم و فراگیر به جرم این که خواهان عزت ایران و ایرانی هستند در زندان خانگی بهسر میبرند. تو میدانی که شهدای انقلاب، جنگ و جنبش اعتراضی مردم ایران آرزویی جز بازگرداندن کرامتی که تو به انسان عطا کردهای نداشتند. و تو ای خدای توانا و مهربان، مظلومان را به صبر و استقامت دعوت کردی و پیروزی آنان را نوید دادی. از تو میخواهیم یاریمان کنی تا این سرزمین اهورایی و این مردم نجیب و فهیم، طعم آزادی، عدالت، استقلال و پیشرفت را بچشند و با برخورداری از آسایش دنیوی، سعادت اخروی خود را رقم زنند....
شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سال جدید در بیانیه ای با بیان اینکه تجربهی تاریخی ملتها و از جمله ایران، نشان داده که استبداد داخلی هموارکنندهی راه استعمار خارجی است آورده است: شایسته است سال آینده را سال «گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی» بنامیم.
در بخشی از این بیانیه همچنین آمده است: همین تجربه، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار کرد: ضرورت تشکل فعالان و همراهان جنبش سبز در داخل و خارج از کشور در اشکال ممکن آن. امیدواریم با برنامهریزی صورت گرفته و همراهی همگان، سال 1391، سال تشکیل هستههای خودبنیاد سبز در داخل و گسترش کانونهای سبز در خارج از کشور، در چارچوب اهداف جنبش سبز باشد. برای هستهها و کانونهای سبز، فهرستی از کنشهای مشترک و اختصاصی پیشنهاد خواهد شد که میتواند سرآغاز تلاشی منسجم در حرکت اعتراض مدنی باشد. بار دیگر از همه همراهان جنبش سبز میخواهیم یکدیگر را به پایبندی به ارزشهای اخلاقی و پرهیز از بداخلاقی سفارش کنند که این نشانه تفاوت شیوههای ما در مبارزه را با اقتدارگرایانی است که موازین اخلاقی را به آسانی در راه رسیدن به اهداف خود قربانی میکنند. چرا که بیتردید هدف و وسیله از هم تفکیکناپذیرند؛ وسیله و روش، هدف را همرنگ خود میکند. با روشهای غیراخلاقی نمیتوان اخلاق را تحکیم کرد و با ستم نمیتوان عدالت را حاکم کرد. نمیتوان با روشهای غیر دموکراتیک دموکراسی برقرار کرد. بیش از یکصد سال است ملت ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت تلاش میکند. اگر به نتیجه نرسیدهایم باید علت را در خود جستجو کنیم. عدالت و آزادی باید در ما به صورت یک فرهنگ در بیاید و تنها در این صورت است که میتوان به این آرمانها رسید.
متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شح زیر است:
بهنام خدا
«ای دگرگونکنندهی حالات، ما را در دگرگون ساختن حال و دستیابی به آیندهای روشن یاری فرما»
هموطنان عزیز، ایرانیان آگاه، همراهان پایدار
نوروز برای همهی ما ایرانیان، با هر عقیده و مرام، کانون امید و سرآغازی آیندهساز است. نوروز هم فرصت است و هم تذکر؛ فرصت است برای از نو آغاز کردن، راه خطا را کنار گذاشتن، تاریکی و جهل را از دلها زدودن، و نور و آگاهی را پرورش دادن؛ و تذکر است به همهی ما که برای بهزیستی خود و دیگران گامی برداریم و عمر را در سکون و جمود سر نکنیم و نوشوندگی را از زندگی خویش بیرون نرانیم.
چهارشنبه آخر سال، نماد دور کردن تاریکی و سردی و بزرگداشت نور و گرمی است؛ سفره هفت سین نمادی از گوناگونی دیدگاهها به زندگی و باورهای ما که با تکیه بر نقاط مشترک میتوانیم بر سر یک سفره بنشانیم و بنشینیم؛ دید و بازدید با دوستان و خویشان نماد همبستگی و خویشاوندی ملی ماست؛ حضور در کنار آرامگاه درگذشتگان نماد باور ما به پیوند نسلها و عصرها و زندگی و مرگ است؛ سفرهای نوروزی به ما یادآوری میکند که کشور ما چه پهناور است و مردمان آن چه گوناگونند و ما چه راه طولانی در پیش داریم تا به این گوناگونی احترام بگذاریم و هر که را مانند ما نمیاندیشد و همچون ما زندگی نمیکند همچون جان خود عزیز بداریم؛ و نوروز، نماد هویت مشترک ملی و دینی ایرانیان در سراسر میهن و پهنه گیتی است.
نوروز همچنین فرصتی است برای ارزیابی سالی که پشت سر گذاشتهایم و اندیشیدن برای سالی که در پیش داریم. سال 1390 را در حالی پشت سر گذاشتیم که سرکار خانم زهرا رهنورد، و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، همراهان بزرگوارمان در حبس خانگی بودند، و بسیاری از یاران آزاده و گرانقدرمان در سلولهای انفرادی یا جمعی، زندانی استبداد. جرم تمام آنها و شهیدان جنبش سبز ملت ایران، همان جرم ما بوده و هست: ما ایرانی آزاد، آباد، مستقل و حکومتی عادل میخواهیم؛ ما ایرانی میخواهیم که در آن روند حذف دگراندیشی با توسل به زور متوقف شود؛ ایرانی که نخبگان و زبدگان آن مجبور نباشند برخلاف میل خود به دیگر نقاط جهان مهاجرت کنند؛ ایرانی که در آن همگان از آزادی و حقوق قانونی خود چنان بهرهمند باشند که خلاقیتهایشان شکوفا شود و زندگی روزمرهشان امنیت و آرامش گیرد؛ ایرانی که تبعیضهای قومیتی، دینی، مذهبی و جنسیتی، راه را بر شکوفایی انسانها نبندد؛ ایرانی که بجای تخاصم مستمر با جهانیان، در عین حراست از منافع ملی و تمامیت ارضی و امنیت خود، روابط خود با دیگران را براساس احترام متقابل، گفتوگو و تعامل سازنده استوار کند، و در یک کلام ایرانی که مردم آن با وجود بهرهمندی از سرمایههای انسانی و اقتصادی کمنظیر، بر اثر بیتدبیریها هر روز با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم نکنند و نسبت به فردای خود و فرزندانشان دلنگران و پریشانخاطر نباشند. اگر به باور صاحبان قدرت، اعتقاد به این اصول و پیگیری برای تحقق این خواستهها جرم است، ما نیز مجرمیم و به جرم خود افتخار می کنیم.
جنبش سبز در سالی که گذشت فراز و فرودهای زیادی از سر گذراند. اعمال سرکوب خشن و ضدانسانی تمامعیار از سوی دستگاههای امنیتی، تجمعات اعتراضی را با دشواریهای زیادی روبرو ساخت. درگذشت غمبار مهندس عزتالله سحابی، همراه صمیمی جنبش سبز، و خشونت و سختگیریهای غریب در تشییع پیکر او، که به شهادت مظلومانه هاله سحابی و سپس شهادت غریبانهی هدی صابر منتهی شد؛ و جلوگیری حاکمیت اقتدارگرا از هرگونه تجمع (حتی برگزاری جلسات مذهبی) تنها نمونههایی از رفتارهای ضداخلاقی و توجیه ناپذیر مدعیان شریعتمداری در ایران زیر چکمهی نیروهای امنیتی و نظامی است. با این همه، راهپیماییهای سکوت در بیست و دوم خرداد و بیست و پنجم بهمن سال 90، نشان از شجاعت و ایستادگی مردم معترض و پیگیری مجدانهی سبزها از یکسو، و بحران مشروعیت حاکمیت و هراس دستگاه سرکوب از جنبش اعتراضی مردم ایران از سوی دیگر داشت.
آنچه پس از کودتای انتخاباتی سال 88 اتفاق افتاد در خور تأمل بسیار است؛ در روزهای اوج اعتراضهای خیابانی، گویی مردم در آفتاب بودند و صاحبان قدرت و سرکوبگران در سایه، و در نتیجه، هرچه مردم میخواستند انجام بدهند قابل پیشبینی و سرکوب و مهار بود؛ اما پس از آن، مردم به سایه رفتهاند و حاکمیت در آفتاب است. رفتار مردم برای حاکمان غیرقابل پیشبینی شده، در حالی که آنچه در خلوتخانهی بالاترین مقامات میگذرد ظرف چند روز بر سر زبانهاست. بسط آگاهیها همهگیر شده و امواج بیداری، شهر و روستا را درمینوردد. شهروندان فهیم ایرانزمین دیگر تنها شنوندهی خبرها نیستند، بلکه خود تحلیلگر و مفسر آنند. رسانههای سبز با آن که آماج حملات ارتش سایبری اقتدارگرایان هستند، هم بهلحاظ کمی و هم بهلحاظ کیفی در حال رویش هستند. همزمان، ریزش نیروهایی که تا دیروز از روی دلسوزی برای نظام از ابراز انتقادات خودداری میکردند روزافزون است. شکاف و اختلاف نگاه در مواجهه با مسائل کشور در میان مهمترین نهادهای نظامی و امنیتی کشور عینی است. در سالی که گذشت معلوم شد که همه سپاهیان و بسیجیان را نباید به یک چشم نگاه کرد و باید حساب بخشهای سرکوبگر و سوداپیشه را از بدنهی مخلص و پیشکسوتان متعهد جدا کرد. چه قلمها و زبانها که در سال گذشته به گفتن حقایق باز نشد. مکتوبات ارجمندی که از درون و بیرون زندانهای جمهوی اسلامی، بذر امید و مقاومت و آگاهی میافکند. نهضت نامههای سرگشاده، پیام مبتنی بر بصیرت میر دربندمان را به نمایش میگذارد که «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». آزادگان دربند و تحت فشار، با وجود همهی محدودیتها و تهدیدها، خود یکی از مهمترین نقاط کانونی امیدآفرین جنبش سبزند.
در سال گذشته، تدبیر جنبش در قبال انتخابات نمایشی و فرمایشی، موجب پیدایش اجماعی بینظیر برای عدم شرکت در انتخابات دروغینی شد که اقتدارگرایان ماهها برای آن برنامهریزی کردند. عدم شرکت نیروهای مختلف سیاسی و قهر اکثریت مهم و معنادار مردم ایران با انتخابات صوری، به تجربهای گرانبها انجامید که همانا مقاومت مدنی منفی است؛ تجربهای که پیش از این در نهضت تحریم تنباکو در ایران و به اشکال مختلف در جنبشهای مدنی سراسر دنیا تجربه شده است. در سرآغاز سال گذشته، تنوع بخشی به اشکال مبارزه مسالمتآمیز برای احقاق حقوق از دست رفته ملت نوید داده شده بود. جنبش خانهنشینی، شاید نخستین تمرین فراگیر چنین روشهایی است. امیدواریم در سالی که روزهای نخست آن پیش روی ماست، با تکیه بر خلاقیت یکایک همراهان جنبش، بر دامنهی این مبارزه و مقاومت مدنی و تنوعبخشی آن افزوده شود.
همین تجربه، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار کرد: ضرورت تشکل فعالان و همراهان جنبش سبز در داخل و خارج از کشور در اشکال ممکن آن. امیدواریم با برنامهریزی صورت گرفته و همراهی همگان، سال 1391، سال تشکیل هستههای خودبنیاد سبز در داخل و گسترش کانونهای سبز در خارج از کشور، در چارچوب اهداف جنبش سبز باشد. برای هستهها و کانونهای سبز، فهرستی از کنشهای مشترک و اختصاصی پیشنهاد خواهد شد که میتواند سرآغاز تلاشی منسجم در حرکت اعتراض مدنی باشد. بار دیگر از همه همراهان جنبش سبز میخواهیم یکدیگر را به پایبندی به ارزشهای اخلاقی و پرهیز از بداخلاقی سفارش کنند که این نشانه تفاوت شیوههای ما در مبارزه را با اقتدارگرایانی است که موازین اخلاقی را به آسانی در راه رسیدن به اهداف خود قربانی میکنند. چرا که بیتردید هدف و وسیله از هم تفکیکناپذیرند؛ وسیله و روش، هدف را همرنگ خود میکند. با روشهای غیراخلاقی نمیتوان اخلاق را تحکیم کرد و با ستم نمیتوان عدالت را حاکم کرد. نمیتوان با روشهای غیر دموکراتیک دموکراسی برقرار کرد. بیش از یکصد سال است ملت ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت تلاش میکند. اگر به نتیجه نرسیدهایم باید علت را در خود جستجو کنیم. عدالت و آزادی باید در ما به صورت یک فرهنگ در بیاید و تنها در این صورت است که میتوان به این آرمانها رسید.
جنبش سبز به عنوان یک جنبش مدنی آزادیخواه، عدالتمحور و استقلالطلب باید از هم اکنون این مفاهیم را در خود تعمیق بخشد و نهادینه کند. برای ساختن چنین جامعهای نباید منتظر پیروزی جنبش و به دست گرفتن قدرت شد. بر عکس، تلاش برای ساختن این جامعه است که پیروزی ماست. جنبش سبز باید این مفاهیم را در عرصه عمل در خود نهادینه کند. اختلاف ما با اقتدارگرایان دعوای قدرت نیست، بلکه مبارزه بر سر ارزشهای الهی و انسانی است. اگر آنان آزادی را پاس نمیدارند و «دیگری» را به رسمیت نمیشناسند، بخشهای مختلف جنبش سبز باید موجودیت، آزادی و حقوق اقشار و جریانهای مختلف درون خود و حتی بخشهای بیرون خود را محترم بدارد. اگر حاکمیت برای پیشبرد اهداف خود از هر وسیلهای مانند دروغ و تزویر و تهمتزنی به منتقدان خود استفاده میکند، فعالان و نیروهای جنبش سبز از این روشها پرهیز میکنند. ما در روابط درونی از هر گونه روشهای غیر اخلاقی قضاوتهای ظالمانه بی مبالاتی های اخلاقی، تهمت و افترا و پخش شایعه و دروغ نسبت به یکدیگر خودداری میکنیم. اگر حکومت طبقات محروم را رها کرده است، جنبش سبز خود را نسبت به طبقات محروم مسؤل میداند و به کمک و حمایت محرومان میشتابد. اگر آستانه تحمل حکومت اقتدارگرا در برابر نقد به شدت پایین است، بخشهای مختلف جنبش سبز از انتقاد استقبال میکنند و آنرا برسازنده جامعهای بهتر میدانند. بنیانهای اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه بر اثر سیاستهای حاکمیت اقتدارگرا در حال نابودی و فروپاشی است. نباید منتظر دولت ماند. این دولت به چیزی جز حفظ قدرت خود و صرف سرمایههای ملی برای بقای خود نمیاندیشد. بودجههای کلان نهادهای اجتماعی وابسته به دولت نظیر صندوق بازنشستگی و … را خارج از قانون بودجه به نفع خود هزینه میکند و بخش عظیمی از بودجه نهادهای خیریه نظیر بهزیستی و غیره برای حفظ قدرت هزینه میشود. در چنین شرایطی باید در قبال کیان جامعه و همبستگی اجتماعی احساس مسؤولیتی مضاعف داشت. از این رو نیروهای جنبش سبز با تشکیل نهادهای اجتماعی، مدنی و عامالمنفعه در جهت حفظ همبستگی و توان اجتماعی و بسط اخلاق و ارزشهای اسلامی و انسانی در مناسبات اجتماعی میکوشند.باید توجه داشت که در این میان، سیاستهای غلط و ماجراجویانهی دولتمردان نیز کشور ما را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده است. تجربهی تاریخی ملتها و از جمله ایران، نشان داده که استبداد داخلی هموارکنندهی راه استعمار خارجی است. بر این اساس و با توجه به آنچه بیان شد، شایسته است سال آینده را سال «گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی» بنامیم.
پروردگارا! تو میدانی که این مردم رنجدیده برای دستیابی به حقوق از دست رفتهشان قیام کردهاند. تو میدانی که قهرمانان سرافراز این ملت در زندان، نه در هوای قدرتطلبی، که برای احقاق حقوق یکایک مردم، نوروز را به دور از خانه و خانواده میگذرانند. تو میدانی که همراهان مقاوم و صبور این حرکت عظیم و فراگیر به جرم این که خواهان عزت ایران و ایرانی هستند در زندان خانگی بهسر میبرند. تو میدانی که شهدای انقلاب، جنگ و جنبش اعتراضی مردم ایران آرزویی جز بازگرداندن کرامتی که تو به انسان عطا کردهای نداشتند. و تو ای خدای توانا و مهربان، مظلومان را به صبر و استقامت دعوت کردی و پیروزی آنان را نوید دادی. از تو میخواهیم یاریمان کنی تا این سرزمین اهورایی و این مردم نجیب و فهیم، طعم آزادی، عدالت، استقلال و پیشرفت را بچشند و با برخورداری از آسایش دنیوی، سعادت اخروی خود را رقم زنند.
شورای هماهنگی راه سبز امید














سال نو را به شورای هماهنگی را سبز امید، و به کارکنان محترم و زحمتکش کلمه تبریک میگویم.
به امید آزادی!
زنده باد ایران!
از گروه کلمه خواهشمندم که طی مقالاتی تخصصی به بررسی نهاد هایی چون بنیاد مستضعفان بپردازد و ضمن بررسی تاریخچه آنها، به نفوذ و نقش آنها در اقتصاد ایران، فساد حاکم بر آنان، عدم امکان نظارت نمایندگان مردم آنها، میزان درآمد حقیقی انها و نحوه صرف ان اطلاع رسانی کند.
زنده باد جنبش سبز تا اخر ایستاده ایم
با توجه به آنچه از ای میل های مبادله شده بین جمهوری اسلامی اسد به دست آمده است، جمهوری اسلامی از اینکه حکومت خوف و وحشت را در ایران بعد از انتخابات 88 برقرار کرده و علی الظاهر آرامش را مستقرکرده است، البته این تصور جمهوری اسلامی است و در مورد آتش زیر خاکستر خود را به کرگوشی و بابینایی میزند، در نتیجه جمهوری اسلامی همین توصیه را به سوریه کرده است که با اقتدار کامل و دست آهنین به مقابله مخالفین برود و طبعا اگر تعداد کشته ها به بیست هزار هم رسید باکی نداشته باشد. حتما خود اینها که درصورت سقوط نه آینده ای دارند و نه جایی که پناهنده شوند و اموال مسروقه را خرج کنند، برنامه دارند که اگر لازم شد دهها هزار هم بکشند و بسرسرقدرت بمانند. درنتیجه برنامه مبارزه با این رژیم اید به صورتی جدی تر و محکم تر درآید البته بدون استفاده از ابزار خشونت. اما آنچه من پیش بینی می کنم:
–اگر زمامداران جمهوری اسلامی عقل داشته باشند، که ندارند، باید تحولاتی بنیادی در این رژیم کرده و مردم را ازجان ودل نه با ساندیس و ساندویچ و تهدید و سرنیزه و گلوله به خود جلب کنند و مردم به خاطر حفظ آنان ازجان ودل مایه بگذارند. کما اینکه دراول انقلاب که مردم داغ بودند و رژیم هم هنوز خوی اصلی خود را نشان نداده بود، احساس مردم همینگونه بود و هرجا کمیت رژیم لنگ می ماند مردم نقطه ضعف ها را می پوشاندند.
دوم– اما اگر این تغییرات بنیادی را انجام ندهند به گول زدن یا تهدید مردم ادامه دهند و مردم مملکت را به یک اقلیت خودی و یک اکثریت ناخودی تقسیم کرده و به انحصارطلبی ها، فساد، بی اخلاقی، بی عدالتی، عدم همکاری با جامعه جهانی و سازمان ملل، عدم توجه به حقوق بشر و… ادامه دهند، باور کنید من با اطمینان و درصدی نزدیک به 99 پیش بینی می کنم یک سحرگاه از رادیو تلویزیون ملی خواهیم شنید که اول وقت کودتای بسیار آرامی صورت گرفته و شورای نظامی سپاه پاسداران تشکیل شده و امور مملکت را به دست گرفته است. البته این کودتا دوسه روز اول بسیار سفید و بدون خونریزی خواهد بود اما بلافاصله حمام خون راه خواهد افتاد که بالاخره چنین عملی هم به ضرر اینها که فعلا برسرکارند هم ایران و هم ایرانیان تمام خواهدشد. اما البته در میان مدت و بلند مدت باز بزنده اصلی ملت ایران خواهند بود.
چرا خبر شعار یا حسین میر حسین در مسابقه فوتبال دیروز در بوشهر را منتشر نکردید؟
عید نوروز فرصت خوبی است برای آگاهی بخشی.
به شخصه وقتی از تهران به شهرستان محل تولدم میروم، با زبانی ساده و روشن، برای دوستان و همشهریان بعضا کم سواد و درگیر به روزمرگی و سختی های روزگار، شرح آنچه بر مملکت میگذرد را عنوان میکنم.
بیان اهداف جنبش دموکراسی خواهی، آشنا کردن مردم با حقوقشان، افشای فساد ها و ظلمهای حکومتی، تصویر کردن اینده روشن ایران به مجرد بارزگشت عقلانیت به حکومت، محورهایی است که میتواند امید را بین مردم زنده کند و آگاهی آنها را چاشنی تلاش برای تحقق خواستهای به حق خودشان نماید.
حکومت تنها عده ای فاسد و مزدور را دور خود نگه داشته است. و تنها مفر حکومت ، سوئ استفاده از بی اطلاعی تعدادی از هموطنانمان است. که عمدتا در شهرستانها و روستاها ساکن اند. باید آنها را به اینده ای که جنبش سبز به دنبال آن است آگاه ساخت و خیال آنها را از بی هزینه بودن این مسیر راحت کرد.
من هم پیشاپیش سال نو را به همه ی دست اندر کاران کلمه و اعضای محترم شورا تبریک میگم
آینده روشن است
میرحسین
نوروزتان پیروز
جنبش در كداميك از اهداف وبرنامه هايش موفق بوده است؟ آيا راهپيماييهاي ٢٢خرداد و٢٥بهمن واقعاً راهپيمايي بود ؟ آيا كمترين اثري دروضعيت پديد آورد؟ آيا ميتوان فعاليتي در حد فراخوان راهپيمايي انجام داد وبعد گفت هدف ايجاد تغييري نبوده ؟ آيا تحريم انتخابات اساساًاتفاق افتاد؟اجماع نخبگان باراي خاتمي ، موسوي خؤينيها، موسوي لاري، موسوي تبريزي، يونسي، صادق خرازي، ٢٢مشاور خاتمي ، موسوي بجنوردي وديگراني كه احتمالاً افشانشده وجودداشت؟ آيا از تحريم استقبال شد؟ اكثريت مهم ومعنادار در مقابل اكثريت بي معناست ؟ اكثريت بي معناكيستند؟ آيا مردم عادي به تحريم اعتنايي كردند ؟ آيا در دنيا كسي تحريم راباوركرد؟ برخي حرفها ورهنمودهاي جنبش براي مخاطبان سابق ماهم ديگر پذيرفتني نيستند . براي ارتباط برقرار كردن بامردم ابتدا بايد آنان رافهميد . واقعيت اين است كه ملت مطلقاً باجنبش بستگي احساس نمي كند . به عنوان مثال در موضوع هسته اي زور گويي قدرتهاي جهاني ازسوي مردم فهم مي شود ولي جنبش از آن به بي خردي حاكميت ياد مي كند . دور شدن روز افزون جنبش از مردم واقعي دورنماي تاريكي براي جنبش ترسيم خواهد كرد .
بوشهر هزاران نفر شعار ياحسين ميرحسين سر دادند
در سال جدید در جهت بسط اگاهی وروشن سازی افکار عمومی برای پیشبرد اهداف جنبش سبز از هیج کوششی دریغ نخواهیم کرد .
بهتر است در این سالی کاری کنیم که کمتر پول به جیب دولت برود مثل کمتر با تلفن صحبت کنیم تا پول کمتری به جیب سپاه رود،از فروشگاههای دولتی خرید نکنیم
آیا میدانید در استان یزد روزانه 630میلیون تومان مخابرات در آمد دارد با وجود 1900000هزار تلفن ثابت و1450000تلفن همراه اول
سال نو مبارک به امید ایرانی ازاد