آقای مطهری! دوستان ما برای همین انتقادها شکنجه شدند و در زندانند
چکیده :امروز و پس از حوادث پس از انتخابات ما سوالات جدی داریم که کسی حاضر به پاسخگویی نیست و صادقانه تر آنکه هراس از اشاره به آنها داریم، چه رسد بی لکنت بیان کردن آنها! امروز نسبت حکومت و دین با این اتفاقات که به باورهای بسیاری از مردم لطمه زد برای ما نیز دچار ابهام شده است. جایگاه مخالفین در ولایت فقیه کجاست؟ غیر از "له کردن مخالف زیر پای خود" برخورد جناح اصولگرا نسبت به مخالفین خود در دو سال گذشته چه نامی دارد؟ نسبت به عملکرد رهبری سوالات زیادی داریم که متاسفانه بخشی از ان را قابل دفاع نمی دانیم؛ و تصور کنید در این شرایط سخنان آقاتهرانی را که مرز این سوالات را خط خون! می دانند....
شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب در نامه ای خطاب به علی مطهری، با بیان اینکه مدتي است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی، پرسیده اند: اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال 88 به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟
به گزارش کلمه، این جوانان همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده در دو سال و نیم اخیر پرسیده اند: مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتي با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غير شرعي و غير اخلاقي أقاي احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟
در بخشی از این نامه با تاکید بر اینکه “ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم.” آورده شده است: علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این كه تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد.
متن این نامه به گزارش کلمه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای دکتر علی مطهری
با سلام و احترام
مدتي است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی.
گفتن از مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام، انتقاد از رویکرد تعطیل عقل در برابر ولایت فقیه و منتسب کردن مشکلات کشور به آن، گفتن از برخوردهای قرون وسطایی و به حق مرتبط کردن رویگردانی مردم از دین و ایمان به اینگونه رفتارها، سخن از انحراف در سپاه پاسداران و دخالتهای غیرقانونی اين نهاد انقلابي در عرصههای اقتصادی و سیاسی کشور و …
جناب آقای مطهری
پرسیدهاید که «آيا در كشور ما اگر كسي مثلا معتقد باشد كه مديريت بحران سال 88 و نوع برخورد با معترضان، كارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر كند؟» و کسانی را که بازیگردان حملات ناجوانمردانه به منزل سردار علایی بودهاند، از زاویه دفاع از آزادی بیان هشدار دادهاید و آنها را از «تعصب» برحذر داشتهاید. اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال 88 به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟ آیا در آن روزگار جز بازگشت به روشهای برگزاری انتخابات سالم، خواسته دیگری بود؟ مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتي با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غير شرعي و غير اخلاقي أقاي احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟ آقای مطهری امروز در شرایطی این نامه را برای شما می نویسیم که دوستانمان به دلیل همین انتقادات با احکام سنگین در زندان به سر می برند. کاش به پرونده عماد بهاور دسترسی داشتید تا بدانید حکم 10 سال حبس تعزیری او نه به خاطر مبارزه مسلحانه که به دلیل باور به انتقادات امروز شما صادر شده است.
جناب آقای مطهری
این روزها از رد صلاحیت غیرقانونی تعدادی از منتقدین به شرایط کشور و دولت که زخمههای آن شما را نیز نواخت، انتقاد کرده و از پائین آمدن مشارکت در انتخابات و مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام در پی این رفتارها سخن به میان آوردهاید. آیا نمیدانید کسانی که روزگاری در این کشور زبان به انتقاد گشودند و ردصلاحیتهای غیرقانونی را مضر برای حال و آینده نظام دانستند، از نمایندگان آن روز مجلس شورای اسلامی تا روزنامهنگاران، امروز در زندانهای کشور محبوسند؟ آیا این خود اعتراضی نمیطلبد چنانکه اعتراضی برای برخورد با حسین علایی؟
حال که از نگرانی برای کاهش مشارکت در انتخابات گفته اید، این را هم بگویید که صدور احکام سنگین (شما بخوانید سپاسگزاری صميمانه) برای كسانی كه در خلق حادثه بزرگ حضور بی نظیر مردم در صحنه انتخابات نقش آفريدند هم باعث کاهش مشارکت خواهد شد. کاش به پرونده صابر عباسیان دسترسی داشتید تا بدانید مهمترین اتهام او حتی نه شرکت در راهپیمایی های آرام که حضور در ستاد انتخاباتی جوانان حامی خاتمی و موسوی 88 (به زعم حضرات، گروه غیر قانونی) بوده است و 5 سال حبس تعزیری نتیجه مسئولیت پذیری صابر در انتخابات شد.
جناب آقای مطهری
چندی پیش از عدم استقلال مجلس شورای اسلامی به دلیل برداشتهای غلط از ولایت فقیه و نبود اظهار عقیده آزاد نمایندگان از بیم رد صلاحیت سخن گفتهاید و پرده از تهدید نمایندگان مجلس به متوقف کردن پروژههای عمرانی حوزه انتخابیهشان، حمله به دفترشان و شعار دادن علیهشان در نماز جمعه برداشتید. اما آیا این برخوردها با نمایندگان مجلس و تهدیدشان بدعت جدیدی در جمهوری اسلامیست؟ رفتارهای حاکمیت با اصلاحطلبانی که برای حفظ استقلال مجلس و آزادی عمل نمایندگان ملت تلاش کردند و از دادن هزینه این آرمان انقلاب اسلامی بیمی نداشتند، هنوز فراموش نشده است. همچنین است در مورد روزنامهنگارانی که پرده از بدعتهای روزگار خود برداشتند. اگر مجلس استقلال داشت اجازه نمی داد در حالی که سیدضیا نبوی (دانشجوی ستاره داری که در دفاع از حق تحصیل خود و دیگر دانشجویان ستاره دار بازداشت شد) هر روز فریاد می زند از سازمان منافقین بیزار است، بر خلاف صراحت آیه 94 سوره نساء و روایات متعدد و درک بدیهی وجدان، قاضی 10 سال حبس تعزیری در تبعید به این اتهام واهي به وی بدهد. اگر مجلس استقلال داشت از ابتدا در برابر پدیده ستاره دار کردن دانشجویان می ایستاد تا دستگاه های امنیتی برای توجیه کار خود ضیا را قربانی ای برای سرپوش بر اشتباهات پی در پی خود نکنند.
جناب آقای مطهری
روزگاری در این کشور نسلی ظهور کردند که انتقادات امروز شما را مطرح کردند، سخن از استقلال نمایندگان مردم و مسئولیتشان در قبال مردم میراندند. سخن از انتخابات سالم و بر کرسی نشاندن رأی مردم میراندند، سخن از رد برداشتهای غلط از ولایت فقیه و رد دخالت نظامیان در عرصههای سیاسی و اقتصادی و ضرورت بازگشت آنها به پادگان هایشان می راندند. اما اکنون که انتقادات گذشته آنان و انتقادات امروز شما یکیست، آیا لب به اعتراض به رفتارها و برخوردهایی که با آنان شد نمیگشایید؟ کاش به پرونده اسماعیل صحابه دسترسی داشتید تا بدانید 4 سال و نیم حبس تعزیری وی نه به خاطر براندازی که به خاطر شرکت در دعای کمیل در منزل شخصی (تاکید می کنیم منزل شخصی) خانواده یک زندانی حوادث پس از انتخابات صادر شده است. کاش به پرونده مسعود باستانی یکی از جوانان روزنامه نگار دسترسی داشتید تا می دانستید 5 سال از 6 سال حبس او نه به دلیل آتش زدن بانک که به خاطر شرکت در راهپیمایی آرام 25 و 26 خرداد صادر شده است. کاش از دادستان محترم تهران در مورد هنگامه شهیدی و تبعات جسمی و روحی که به برکت دوران بازداشت به یادگار دارد سوال می کردید تا نتیجه حاکم شدن تفکر فعلی را بر امنیت کشور بدانید.
جناب آقای مطهری عزیز
امروز انحصارطلبان در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عزم خود را جزم کردهاند تا آخرین منتقدان و آخرین حلقومهای معترض را نیز خاموش کنند و در این راه، کشور را به سختترین و خطرناکترین شرایط بینالمللی نیز سوق دادهاند. ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم. اگر این طور بود حسین نعیمی پور به دلیل حضور در کمپین انتخاباتی موج سوم با 4 سال حبس تعزیری در زندان به سر نمی برد. اگر این بود حداقل به حرمت برادر شهید عبدالله مومنی برای اعتراف به آنچه می خواستند آن گونه که قلم شرم دارد از نوشتن، او را شکنجه نمی کردند. اگر بود مهدی محمودیان به جای 5 سال حبس تعزیری به دلیل افشای قبرهای بی نام و نشان شهیدان پس از انتخابات و افشای جنایتخانه کهریزک، حتما مورد تقدیر و قدردانی مسئولین قرار میگرفت. اگر این گونه بود از یک طرف به امید کوکبی نخبه فیزیک اتمی اتهام جاسوسی نمی زدند و از طرف دیگر برای خانواده اش بلیط هواپیما و ملاقات حضوری هماهنگ نمی کردند تا او را مجاب به همکاری علمی کنند.
یادگار گرامی استاد شهید مطهری
میراث باقی مانده از انقلاب اسلامی، امروز هیچ شباهتی با آرمانها و اهداف نخست که و پدران و مادرانمان برایمان تعریف کرده اند ندارد و «آزادی» که از اصلیترین شعارهای انقلاب اسلامی بود، روز به روز در ضعیفترین مواضع قرار گرفته است. اگر این طور نبود امثال علی ملیحیٍ، حسن زیدآبادی، آرش صادقی، مهدی اقبال، علی شکرچی، حسین نیکخواه، علی جمالی، سهام بورقانی، بهاره هدایت و صدها جوان دیگر به خاطر توهمات امثال آقایان رسایی و فدایی و حسینیان و کوچک زاده در زندان به سر نمی بردند. اگر نبود بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را به آن شکل در دادگاه هایی که دیدیم پس از تمرین حاضر نمی کردند. در مورد آن دادگاهها به ذکر همین بسنده می کنیم که به متهمانی که اسفند 87 به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی بازداشت شده بودند قول داده بودند در صورت همکاری و اعتراف در دادگاه پس از گذراندن حبس چند ساله آنها را آزاد خواهند کرد. پس از فریب خوردن و همکاری و اعتراف این افراد در دادگاه های حوادث پس از انتخابات! بر خلاف وعده داده شده 2 نفر از 3 نفر بازداشت شده اعدام شدند و نفر سوم امیر عارفی فرد پس از شکستن حکم اعدام به 15 سال حبس به استان خوزستان تبعید شد.
آقای مطهری
هیچ کدام از ما برانداز نبودیم و کسانی که دغدغه براندازی داشتند را طرد می کردیم. تا انتخابات علیرغم همه گله ها و انتقاداتی که داشتیم مساله هیچ کدام از ما رهبری نبود. همه ما به آرمانهای انقلاب اعتقاد راسخ داشتیم و داریم. از خود جوانان حاضر در جریان سیاسی تان سوال کنید تا بگویند تلاش ما برای حفظ لنگرگاهی به نام امام خمینی برای ایجاد وحدت و سمبل مردم داری در نظام حتما از آنها بیشتر بوده که کمتر نیست، با وجود دفاع از حقوق منتقدین، حکومت دینی عادل را ایده آل می دانستیم. علیرغم این که هرگز با بخشي از افکار شما نمی توانستیم در یک جریان قرار بگیریم ولی در اصول اصلی انقلاب خود را مخالف شما نمی دانستیم.
اما امروز و بعد از حوادث پس از انتخابات ما سوالات جدی داریم که کسی حاضر به پاسخگویی نیست و صادقانه تر آنکه هراس از اشاره به آنها داریم، چه رسد بی لکنت بیان کردن آنها! امروز نسبت حکومت و دین با این اتفاقات که به باورهای بسیاری از مردم لطمه زد برای ما نیز دچار ابهام شده است. جایگاه مخالفین در ولایت فقیه کجاست؟ غیر از “له کردن مخالف زیر پای خود” برخورد جناح اصولگرا نسبت به مخالفین خود در دو سال گذشته چه نامی دارد؟ نسبت به عملکرد رهبری سوالات زیادی داریم که متاسفانه بخشی از آن را قابل دفاع نمی دانیم؛ و تصور کنید در این شرایط سخنان آقاتهرانی را که مرز این سوالات را خط خون! می دانند.
جناب آقای مطهری
علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این كه تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد.
باور داریم همه ما در حاکم شدن این تفکر سهیم هستیم. ما به سهم خود می گوییم اگر بعد از دوم خرداد آن گونه نسبت به هجمه برخي منسوبين به اصلاحات به برخي بزرگان و محترمین جریان مقابل و بعضا ارزش ها سکوت نمی کردیم امروز مجبور به تحمل امثال رسایی و سالک و مصلحی و علم الهدی نبودیم. و از سوی دیگر اگر با هم در مقابل داستان سرایی های غیر واقعی امثال شریعتمداری علیه آقای خاتمی می ایستادیم و آزادی مد نظر ایشان را به دروغ به بی بند و باری تفسیر نمی کردیم کشور امروز در چنگال کاسبین و کرکسین اسیر نبود. اگر اتهام زنی های بی جا به آقای هاشمی را برنمي تابيدیم راه برای محمود احمدی نژاد باز نمی کردیم. اگر با حفظ حرمت، دوستانه نقدهایمان را به رهبری (چه در دوران حضرت امام و چه در دوران آیت الله خامنه ای) می گفتیم امروز شاهد این نبودیم که این رکن قانون اساسی تبدیل به ابزاری برای حذف جریان مخالفمان شود.
جناب آقای مطهری
علیرغم همه داستان سرایی های جبهه پایداری ها و رسایی ها و فدایی ها در صورت حمله بیگانه این سینه ماست که سپر حفظ استقلال و آزادی کشور قرار خواهد گرفت نه امثال این آقایان که نفرت و خشونت به هموطن و هم دینشان از سر تا پای گفتارشان می ریزد.
آرزو می کنیم این روزهای تلخ زودتر بگذرد، آرزو می کنیم که تهدیدهایی که کشور و مردم کشورمان اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنند با در پیش گرفتن مسیرهای عقلانی و منطقی رفع گردد. آرزو می کنیم که مجلس شورای اسلامی در مسیر بازپسگیری استقلال خود قدم بردارد. آرزو می کنیم که تهدیدهای نمایندگان تحقق خواست اقتدارگرایان را موفق نگرداند. آرزو می کنیم که تهدیدهای بینالمللی در کشوری که سرمایه بزرگی چون پیشنهاد دهنده گفتگوی تمدن ها را دارد و در بیسابقهترین مراحل خود در تاریخ این سرزمین است با نگاه منطقی به شرایط پیش رو حل و فصل گردد و آرزو می کنیم که بیش از پیش بر تعصبات و تفکراتی که ما را در این شرایط انزوا و در مرکز هدف تحریمهای بینالمللی قرار داده است، اصرار نگردد.
به امید روزی که در این کشور هیچ کس به خاطر ابراز عقیده از زندگی و آزادی و حقوق اجتماعی اش محروم نشود.
در خاتمه بار دیگر رادمردی و مروت جنابعالی را با همه اختلاف نظرهایی که با یکدیگر داریم می ستاییم و امیدواریم بهر ه ای و درسي از اين سلوك ستوده، نصیب همه فعالان سیاسی و اجتماعی ما باشد.
والعاقبة للمتقين
والسلام عليكم و رحمة الله
شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب














از اول انقلاب انتقاد ظاهرا ازاد ولی در عمل جرم بود
مثلا راجب جنگ.کسانی بودنند شعار صلح میدادنند.چه جنگ سیاسی چه با عراق .ولی دستان پشت پرده و تعیین کننده بهر شگلی نمیگذاشتند تا شلاق طبیعت وادارشان کرد.وهنوز بدتر از ان موقع ادامه دارد.وهدف اصلی ان شگست صد در صد انقلاب و تسلیم شدن ملت بخارج درست همسو با برنامه امریکا که هدف ایران است.اول لیبی دوم سوریه و در نهایت ایران .که بدست موتلفه و حجتیه گارکردانی میشود
جناب مطهری برای تایید نظر جوانان عزیز اینجانب مهندس فارغ التحصیل سال 54 علم وصنعت خاطره ای از مرحوم ابویتان برای ثبت در حافظه تان نقل میکنم .در شبی که شدیدا بارن وتگرگ میبارید وصدای ان از برخورد به کانال های کولرهابه گوش میرسید پس از سخنرانی برروی صندلی نشستند واز انبوه سئوالات این سئوال رابرگزیده وبه رییس انجمن دانشجویان(0اعتمادی) دادند که بخواند. سوال این بود چرا شما دست از سر مردم بر نمیدارید دنیا در حال پیشرفت است هیچکس دیگر مکتب اسلام را نمی پذیرد…ایشان بااینکه تقریبا همه بچه مسلمانها به شدت عصبانی شده بودند باارامش کامل گفتند…تا پیشرفت را چه بدانیم.!.اگر شما پیشرفتی مثل امریکاراازاسلام انتظار داشتید که روزانه چندین تن بمب برسرمردم ویتنام که جز ازادیشان راطلب نمیکنند بریزد من این اسلام رابه اندازه جوی قبول نداشتم.!.(کف زدن شدید حضار). حال بفرمایید ایا مرحوم ابوی گروه حاکم بر این سرزمین رابه عنوان مسلمان میشناسند یا بر باد دهندگان دین ومملکت…(یهلک الحرث والنسل..)
درود بر شماجوانان منطقی وباشعور اصلاح طلب کاش پیرمردهای نظام منطق ومتانت راازشما یاد می گرفتند به امیدروزی که هیچکس به خاطر ابراز عقیده از زندگی و آزادی و حقوق اجتماعی اش محروم نشود
بخدا این مطهری اون فرد روشنی که فکر میکنید نیست. من دو سه سالی هست مواضع این آدم رو مطالعه میکنم و به یفین میگم که مطهری به تمام معنا شبیه باقی اصولگراها هست اما چون رقابت بین اصولگراها زیاد هست به ایشون فرصت کمی رسیده و ایشون هم منتقد شده. اینا همه مثل هم هستن. به امید خدا به زودی همه از اتوبوس پیدا میشن و جا برای ملت باز میشه. آمین
اقای مطهری اگر واقعا دلت برای انقلاب و نظام میسوزد به مردم بپیوند و انتخابات را تحریم کن تنها راه بازگشت به قانون تحریم انتخابات می باشد شاید اقتدارگران بخود ایند اگر مرحوم شهید مطهری که در طهارت روح و جسم او شکی نیست در قید حیات بود به مردم می پیوست خدا او را رحمت کند و همه ما را هدایت انشالله
تحریم سراسری انتخابات حق مسلم ماست
درود بر هاتمی و موسوی
اقای مطهری بفرمائید بقول اقای نوری زاد هیولاها را چه کنیم بفرمائید که هیولاها را به گرگ تبدیل کنند راضی میشویم هیولا نباشند و در ضمن شما که مکتب ایرانی را وهن میدانید و به مکتب ایرانی ایراد دارید درست که این از دهان کسی که نه به ایران نه به اسلام پایبند است عنوان میشود ولی شما به اینکه چه کسی میگوید کاری ندارید به اینکه عنوان شود مکتب ایرانی اعتراض دارید اقای مطهری ایا شما ایرانی نیستید ایا شما مکتب ایرانی را موجب توهین میدانید شما به اینکه احمدی زیر لوای خلیج عربی نشست اعتراض نداشتید اما به اینکه بگه مکتب ایران اعتراض داشتید شما از کدام اسلام حرف میزنید از ان اسلام که دزدی را حرام میداند و… متهم به دزدی است و ….
بنظر می رسد که بر مبنای یک وظیفه متداول و کلیشه ای در هنگام انتخابات یک کسی و یا جناحی یادش می آید که میشود از ولی فقیه هم انتقاد کرد..نکته ای که در این میان باعث تاسف و تاثر است این است که برای حفظ و یا تطهیر یک مو جودیت ظالم شخصی بخواهد از آبروی خانوادگی و یا احترام عمومی آقای مطهری استفاده کند و بد تر از آن هم اینکه پسرش و یا دامادش باشد…آقای “لوکاس کامینسکی” رئیس سازمان یادبود ملیّ لهستان اخیرا جمله خوبی در وصف جلوگیری از دیکتاتوری گفته است که برای همه ما و از جمله جناب علی آقای مطهری می تواند آموزنده باشد. او می گوید” برای حفاظت از خودمان در مقابل حکومتهای دیکتاتوری در آینده ضروری است که درک کنیم و یاد بگیریم که آنها در گذشته چکونه ایجاد شده ،کار کرده و ادامه بقا داشته اند”..حال از آقای مطهری عزیز که خلق الساعه گروه و لیست انتخاباتی راه انداخته اند تا تنور انتخاباتی را که بسیاری از کاندیدهای احتمالیش در گوشه زندانها و بازداشتگاها هستند صرفا به اتهام اینکه در ذهنشان این بوده که از مثلا رئیس جمهور به زعم آقایان منحرف و بابی مسلک سئوالی بکنند سئوال می کنیم که بنظر ایشان این وضعیت که نشود از رهبر سئوالی کرد و به موجود دست آموزش هم نشود گفت که بالای چشمت ابرو است چرا ایجاد شده است؟..اصلا طرح همین مطلب یعنی اینکه وضعیتی وجود دارد که نمی شود از رهبر سئوال کرد!!..حال بهتر است از حضرت ایشان بپرسیم که بر اساس فرمایش شما ما اهل ایران چه ابزاری برای سئوال کردن از رهبر خود داریم؟..مسلما باید از طریق قانون باشد..بسیار خب حالا از علی آقای مطهری استدعا میکنیم حال که اینگونه به میدان آمده اند نظرشان را در مورد نهی صریح جناب خامنه ای به مجلس خبرگان که حق سئوال را از ایشان سلب کرده است بفرمایند؟..آقا ی مطهری مکانیسم این سئوال کردن چگونه است؟..مکانسیم پاسخ دادن حضرت آقا چگونه است؟..آیا حداقل به اندازه خلیفه دوّم که قبولش نداریم جسارت دارد تا در حضور مردم دلیل بر خورداری از میزان بیشتری از امتیازات را توضیح دهد؟..اصلا دیگاه مدیریتی ایشان مود توافق است؟..آقای خامنه ای میفرماید همینقدر که صلاحیت بنده را تائئید می کنید دیگر کافی است و سئوال اضافی ممنوع..خوب آقای مطهری نظر مبارکشان را در این مورد بفرمایند…آیا فلسه سیاسی علی (ع) هم همین بود یا مردم را تشویق به نظارت بر خود می کرد؟..بنظر شما مردم در انقلاب خود علاقمند به کدام یک از این 2 نظر بودند؟..آیا مردم بخاطر بیان صریح امام که صریحا در مورد حق ملّت بر راست کردن کجی حاکم تاکید داشت به پهلوی نشوریدند که تئوری فعلی آقای خامنه ای را داشت؟…پس آقای مطهری عزیز بیاید با درس از تاریخ یک تحلیلی ارائه فرمائید تا ما ببینیم نظر شما در مورد دلایل پیدائی وضع موجود چیست و راه حل حضرتعالی و دوستانتان کدام است و قرار است در مجلس چه کاری بکنید….بیاید برای یکبار هم که شده از بازی با احساسات مردم دست برداریم..باور کنید آقای مطهری اگر پدر مرحوم شما بود راضی بدفاع اینگونه از ظلم نبود..لطفا دیگر نفرمائید اگر پدرم بود می گفت از رهبر دفاع کنید..ظلم هیچگاه قابل دفاع نیست ..از سوی دیگر چون خدای عالمیان بسیار حکیم و عادل است به شما اجازه حفظ ظاهر را هم نداد..شما چطور با این گفته خود که جناب موسوی را بعنوان مجرم اصلی معرفی کردهاید میتوانید سر بر بالش بگدارید؟..شمشا اگر در گفته خود واقعا صادقید لطفا به عنوان اولّین سئوال از رهبر بپرسید از ایشان که حضرت آقا با کدام مجوز در فردای انتخابات اعلام رای و نظر کردند و برنده اعلام فرمودند؟..این کار چه ربطی به ایشان داشت؟… حال قهرمانانه به دو انسان در بند میتازی..مردانگی این بود که بفرمائید در مورد آقایان موسوی و کروبی بعد از آزادیشان از بند و اوکان پاسخ گویشان صحبت خواهید کرد… می بینید برادر جان…خدای ما اینگونه اندیشه ها را بر مردم آشکار میکند هر چند با همه تبلیغات تلاش نمایند..
“In order to defend ourselves in the future against other totalitarian regimes, we have to understand how they worked in the past, like a vaccine.”
LUKASZ KAMINSKI, the president of the Institute of National Remembrance in Poland.
چند روز پیش مصاحبه ای کرده بود سروش فرهادیان از روزنامه شرق با اقای مطهری که به نظر من خواندنش به فهم و درک این بیاینه کمک می کند.حرفهایی زده بود اقای مطهری در باب وضعیت موجود و… که جای فکر دارد.لینکش را می نویسم تا دوستان منتقد این نامه ان را ه بخوانند و بعد واقعبینانه نظر بدهند
http://www.sharghnewspaper.ir/News/90/11/30/24972.html
نمی دانم چه شده است تا کسی سخنی نگفته باشد همه در لاک خود هستند و کارهای روزمره خود را انجام می دهند تا کسی شروع به حرکت کرد سیل نامه ها و سوال و جواب ها شروع می شود و متاسفانه خردمندان ما هم جو گیر می شوند و سیاست ورزی را به کنار گذاشته و دچار سیل هیجان های سیاسی تازه وارد ها می شوند مانند این نامه در زمانی که یک نفر با پوشش اصولگرایی درست همان مطالب ما حتی تا سطحی پایین تر را در جبهه مقابل می زند و تاثیر گذاریی به سزایی را برای همه ما دارد و در زمانی او را مجبور به سکوت می کنند به این بهانه که مخالفان از صحبت های تو سو استفاده می کنند بهتر نبود بجای این نامه نگاری نامی از ایشان و سخنان ایشان نمی بردید تا ایشان راحت تر به ادامه کار اصلاح طلبی خود ادامه دهد و تاثیرگذاری بیشتری بکند تا اینکه ما با دامن زدن به این مسائل جلوی کار ایشان را بگیرید
مردم ایران جقدر بدبخت شده اند که مطهری خود را صدای آنان می داند. این حضرات اگر ذره ای از افکار عمومی نسبت به خودشان خبر داشتند، هرگز اجازه صحبت از سوی آنان را به خود نمی دادند.
علیرغم همه داستان سرایی های جبهه پایداری ها و رسایی ها و فدایی ها در صورت حمله بیگانه این سینه ماست که سپر حفظ استقلال و آزادی کشور قرار خواهد گرفت
خودتم که باور نمی کنی این حرفو .داداش عمرا من یکی برم جنگ ……………….
چیری که در این سالها شاهدش بودیم کاهش تعقل و افزایش احساسات بود و اگر همه شما فردا خود را پای صندوق های رای مشاهده کردید تعجب نکنید که الناس علی دین ملوکهم.
نامه با محتوی وخوبی است ولی امید به حرف زدن وسخن گفتن آنهم با جناح حاکم فقط وقت تلف کردن است وبه ساز آنها رقصیدن .فرزندآقای مطهری ،عزیز است ولی اصل فاصله گرفتن از ظالم وظلم را باید بپذیرد
نتيجه اداره مملكت بدست امثال طائب ، نقدي ، مصلحي ، شريعتمداري و نوچگان خشك مغز ي چون رسايي و امثالهم يعني
حكومت جهل و شقاوت و رذالت بر عقل و سخاوت و فضيلت
عالمان در حصر و جاهلان بر تخت
و …
https://www.kaleme.com/1390/12/02/klm-91927
میگویند قظاری از ریل خارج شد بسیاری از سر نشینانش از داخل واگنها به بیرون می پریدند اما عدهای از بیرون میدویند تا انرا سوار شوند تو خود حذیت مفصل بخوان از این مجمل.
در سالهای نه چندان دوردر دولتهای ناپاک قبلی!!با پاداش آخر سال میشد بیش از یک سکه بهار آزادی تهیه کرد اما برای اولین بار در پاکترین دولت بعد از انقلاب !!!با آن حتی نیم سکه هم نمیشود تهیه کرد ! نتیجه منطقی، همگی در انتخابات شرکت میکنیم!!!!!
دوستان به نظر من تفکر آقای مطهری بیشتر شبیه این ضرب المثل که می گه: مرگ خوبه ولی برای همسایه
ایشان در حالی به بعضی از ناملایمات اعتراض دارند که تنها اونها رو برای خودشون نمی پسندند مثلا شما به اظهار نظر ایشون در رابطه با سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت توجه کنید. ایشون از در بند بودن اعضا این دو گروه نه تنها ناراحت نیست بلکه بسیار راضی هم هستند. ایشون اگر واقعا غیر از اون ضرب المثل هستند، علارغم اختلاف نظرهایی که با اونها دارند باید در مورد رفتارهای فله ای که با اونها شد حداقل یه نیمچه اعتراضی میکردند. ولی رفتار ایشون کاملا بلعکس است. یعنی مثل همین مشکله فرا قانونی بودن بعضیا ایشون هم نظر خودشون رو اصلح می دونند نه اینکه به حکم صریح قانون تن بدهتد. اگر به صحبت های ایشون با بعضی خبر گزاری ها توجه کرده باشید ایشون هم نظر مردم رو اگر مخالف نظر خودشون ببینند هیج ارزشی براش قائل نیستند. ایشون از افکار مخالف در صورت ارائه برای نظر مردم اون بخشی رو می پسندند که مثل “کبریت بی خطر” باشند وگرنه امثال آقایان هرچه بر سر بقیه بیاورند ایشان باکی ندارند.
توصیه من به عنوان یک برادر کوچکتر به ایشون اینکه، دوست من تا ما تن به قانون ندیم، چه برای خود چه برای رقیب، هیچ چیزی با اشارات گزینشی حل نمیشود. به نظر من طبق قانون شما نظر خودتون رو برای انتخاب و بقیه هم نظر خودشون رو برای انتخاب عرضه کنید هر چه مردم پسندیدند همون اجرا بشه. برادرم اگر این نظر حتی اگر با اصول دینی شما هم در تعارض بود به نظر من به جای ابراز خوشحالی از بلاهایی که بر سر اونها به صورت غیر قانونی درمیآورند، بیایید با خود فکر کنید کجا اعتماد مردم را به خود از دست داده اید وگرنه این چرخه بیقانونی می چرخد و روزگاری دامن شما رامیگیرد. کما اینکه خود به عینه شاهد هستید.
جوانان عزیزایران پس ازسالهامبارزه ودعاذرپایان هرنماز برای پیروزی اسلام وعلیرغم مطالعه تاریخ ومتون اسلامی ونوشته های شریعتی ومطهری و….درسال 57باسن بالای30سال درهمه فعالیت های سیاسی وجنگ امروز ازهمه ان ارزوها وازدست رفتن سلامت وجوانی پشیمانم وازمردم کشورم عذر گناه دارم خدای بزرگ من راببخشد که نادانسته نقش کوچکی دربدبین کردن مردم به دین خداداشتم خداماراببخشدکهایران دوستان ومسلمان رامانندبازرگان رالیبرال گفتیم صلح خواهان بعدازخرمشهرراخایین وازولایت مطلقه کهمیتواند توحیدراهم تعطیل کندغزیزان کدام حکومت دینی درجهان وحکومتاخوند بعدل وپیشرفت وعلم موفق بوده بقول کسرو.ی ایران یک حکومت به اخوندهابدهکاراست واین اتفاق هرچه زودتر ریانش برایران کمتر که متاسفانه خیلی دیرشد وبه اندازه دویست سال ازکشوری پیشرفته وسرافرازماندیم
آقای علی مطهری تا شما بفهمید توی این مملکت چه خبر. قرن 21 تموم شده رفته.
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید
ما در انتخابات شرکت میکنیم تا خون ندا و سهراب را پایمال کنیم
گروهی از مردم که هنوز باور دارند رایشان ارزش دارد.
خیلی پخته بود. این جوانان سرمایه این کشورند. خدا نگهدارشون باشه.
اگر آقای مطهری راست میگفتند اصلا ثبت نام نمیکردند!!!!!!!!!!!ازجوانانی که نامه نوشتند تشکرمیکنم
عاشقان را بگذارید بنالند در حبس مصلحتی نیست که این زمزمه خامش کند.
اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود// جوانی آغاز می کنم کنار نوباوه گان خویش
حق به حق دار می رسد ریشه ظلم را می سوزانیم
بر خلاف برخی اظهار نظرات، حضور مطهری را در این وضعیت غنیمت بدانیم. او را حمایت کنیم تا راه درستی که در پیش گرفته است را ادامه دهد. درود بر شما و بر بندگان صالح خدا