علی طبرزدی: امیدواریم بستری شدن در بیمارستان، ابوالفضل را به زندگی عادی برگرداند/ درخواست حشمت الله طبرزدی از مردم
چکیده :فاضلاب طبقات بالا (پدرم در زیرزمین نگهداری می شود) روی سر زندانیان چکه می کند، از طرفی دیگر به این بهانه که تعدادی از زندانیان طالبان ایرانی به این زندان منتقل شده اند، ساعات هواخوری زندانیان سیاسی کوتاه تر شده، سهمیه ی روزنامه ای که هر روز برای آن ها می فرستادند را هم قطع کرده اند و متاسفانه در کل زندان رجایی شهر کرج شرایط خوبی وجود ندارد. ...
کلمه-زهراصدر:
پسر حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج می گوید: پدرم از مردم بالاخص در شهرستان ها و روستاها درخواست داشتند که در انتخابات شرکت نکنند و یکی از دلایلشان هم این است که شرکت در انتخابات رضایت دادن به طولانی تر شدن ماندن این عزیزان در زندان و رضایت مردم از وضعیت فعلی می تواند باشد.
ابوالفضل طبرزدی، ۲۴ ساله، زندانی سیاسی، پس از بیماری شدید روحی به بخش اعصاب و روان بیمارستان منتقل شده است
علی طبرزدی، فرزند حشمت الله طبرزدی در گفتگو با کلمه در مورد پسر عمویش، ابوالفضل گفت: در حال حاضر در یکی از بیمارستان های اهواز بستری شده و وضعیت روحی خوبی هم ندارد ولی نسبت به روزی که او را از زندان آوردند وضعیت بهتری پیدا کرده و امیدوار کننده است. گرچه باید این درمان و مداوا به شکل اصولی باشد و در مدت زمان طولانی و مناسب پیگیری شود.
ابوالفضل طبرزدی، زندانی سیاسی، که دچار توهم شدید و افسردگی شده و قابل کنترل در بند نبوده است از زندان کارون اهواز به بخش اعصاب و روان بیمارستانی در اهواز منتقل شده است.
علی طبرزدی در این باره خاطرنشان کرد: ابوالفضل در زندان سختی های زیادی داشته است. فشارهای امنیتی یکی از مقامات روی او بوده برای گرفتن اعترافات درباره ی کارهای نکرده و از طرف دیگر وعده و وعیدهایی که بابت رسیدگی به پرونده و یکسری کارهای دیگر به او دادند و البته خلف وعده کردند. از سوی دیگر خانواده اش را هم تحت فشار گذاشته بودند.
وی با بیان اینکه شرایط نابسامانی که در محیط خود زندان هم وجود داشته برای او آزار دهنده بوده تشریح کرد: در تخت ها و پتوهایشان ساس و بیماری های انگلی وجود دارد که ابوالفضل هم در چند روز اول اینها روی بدنش دیده می شد. به هر حال به طور کلی شرایط خوبی در زندان کارون نیست و همه اینها دست به دست هم داده و منجر به این شده که روحیه ابوالفضل آنقدر به هم بریزد که کارش به بیمارستان برسد.
ابوالفضل طبرزدی، ۲۴ ساله و دانشجوی مهندسی عمران و برادر زاده حمشت الله طبرزدی (فعال سیاسی زندانی) ۲۸ آذر سال ۸۹ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدریش بازداشت شد.
این فعال دانشجویی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تماس با رسانه های خارج از کشور به ۱۵ ماه حبس تعزیری در دادگاه بدوی اهواز محکوم شد که دادگاه تجدید نظر آن را به ۹ ماه حبس تقلیل داد. وی در تاریخ ۲۶ مهرماه امسال برای اجرای حکم به زندان کارون اهواز منتقل شد.
علی طبرزدی در ادامه با اشاره به اینکه ابوالفضل فعلا در وضعیت امیدوار کننده تری است، گفت: حال عمومی پسر عمویم بهبود پیدا کرده و ما امیدواریم بتواند به زندگی عادی برگردد.
ماه گذشته نیز یکی از اعضای خانواده ی این فعال حقوق بشر با اشاره اینکه پیش از زندان ابوالفضل هیچ مشکل و ناراحتی نداشته است، گفته بود: “تقریبا یک ماه است که مشکلات روحی ابوالفضل به اوج رسیده است و در ملاقاتها حالت عجیبی دارد و حرفهای عجیب و غریب می زند و حرکات و حرفهایش سوال برانگیز است، تا اینکه پیگیری کردیم و متوجه شدیم مشکل روحی بسیار شدیدی دارد و خود پزشک زندان هم گفت سریع باید در بیمارستان بستری شود.”
مسئولان زندان تا آنجا که در توان داشتند به زندان سیاسی فشار وارد کرده اند
علی طبرزدی همچنین با ابراز نگرانی از وضعیت پدرش حشمت الله طبرزدی که در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود، تاکید کرد: پدرم اصلا شرایط خوبی ندارد.
به گفته ی وی در حال حاضر برای زندانیان سیاسی در این زندان محدودیت های بیشتری اعمال شده است.
حشمتالله طبرزدی، فعال سیاسی هفتم دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۹ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
این حکم سنگین به اتهام مطرح شده برای طبرزدی «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور»، «توهین به رهبری و ریاست جمهوری» و «اخلال در نظم عمومی» صادر شده است.
علی طبرزدی با اشاره به اینکه مسئولان زندان تا آنجا که در توان داشتند به زندان سیاسی فشار وارد کرده اند، تصریح کرد: فاضلاب طبقات بالا (پدرم در زیرزمین نگهداری می شود) روی سر زندانیان چکه می کند، از طرفی دیگر به این بهانه که تعدادی از زندانیان طالبان ایرانی به این زندان منتقل شده اند، ساعات هواخوری زندانیان سیاسی کوتاه تر شده، سهمیه ی روزنامه ای که هر روز برای آن ها می فرستادند را هم قطع کرده اند و متاسفانه در کل زندان رجایی شهر کرج شرایط خوبی وجود ندارد.
وی با تاکید بر اینکه پدرش در شرایط روحی و جسمی مناسبی است و شگرد و فلسفه وی این است که با این شرایط باید ساخت تاکید کرد: اما این بدان معنا نیست که محدودیت ها و یا شرایط خوبی در آنجا حکمفرماست، بلکه به این معناست که ایشان به خاطر اهدافی که دارد سریع خودش را سازگار می کند. ما مطمئنیم که سختی هایی را هم به جان دل بخرد به هر حال شرایط خاصی وجود دارد.
پسر حشمت الله طبرزدی در پایان گفت: پیامی هم از طرف پدرم دارم که از مردم بالاخص در شهرستان ها و روستاها درخواست داشتند که در انتخابات شرکت نکنند و یکی از دلایلشان هم این است که شرکت در انتخابات رضایت دادن به طولانی تر شدن ماندن این عزیزان در زندان و رضایت مردم از وضعیت فعلی می تواند باشد.














ey kash kasani ham bashand ke masooliyate etela resani be shahrhaye koochak va roostaha ro be ohde begirand vaela oona az koja mifahmand ke che khabare.ama khubish ineke tooye roosta doonestane chand nafar kafiye ke hame befahmand va sherkat nakonand
درود برهمه زندانیان سیاسی وتمام عزیزان که بخاطر ترس و تفرقه ما جور ما را میکشند و حرفهای ما را میگویند. ممنونم
حشمت الله طبرزدی انسان بزرگی ست درود به شرفش . وضعیت زندان ها به خصوص در شهرستان ها واقعا بد است . امیدوارم مردم نسبت به این موضوع و نسبت به زندانیان سیاسی انقدر بی تفاوت نباشند . به امید روزی که همه از این خواب غفلت بیدار شویم به امید ازادی همه ی زندانیان سیاسی به امید ازادی ایران
آقای خامنه ای والله تقاص این کارها را خواهید داد. گیرم به خداوند و روز قیامت و بهشت و جهنم هم اعتقاد نداشته باشی. آیا این همه آزاری که به این جوانمردان میدهی تصور می کنی بی مجارات خواهد ماند و جنابعالی با عزت و احترام تشریف فرما خواهید شد و مثل آن دیگری بزرگترین تشییع از شما خواهد شد؟ محال است. شما حتما مدتی عذاب الیم خواهید کشید. روزهای آخر خلخالی را یادتان هست؟ همه از او دوری می کردند و مرگش را ثانیه شماری می کردند. بالاخره این دنیا حسابی و کتابی دارد. اینگونه نیست که هرکس قدرت در دستش است بزند و ببرد و بکشد وگردن کلفتی بکند و بعد هم با عزت و احترام برود. مگر سرنوشت نادر را فراموش کرده اید که چگونه قطعه قطعه شد. مگر تیمور را نمیدانید که درآخر عمر ازشدت درد نعره ها میزد و اورا آنقدر عرق میدادند و میخورد تا به حال اغماء افتاده و درد را فراموش کند و آخر سری هم در یکی از دورافتاده ترین نقاط دربین سرما و یخبندان و برف مرد و جنازه اورا با یورتمه ای که ازر روی یخ ها میگذشت به بخارا آورند؟ والله اینگونه نیست حتی همان کورش هم که ما ملی گراها این اندازه به او و عدل و انصافش می بالیم چون زیاده طلب بود و نصف دنیا را تصرف کرده بود و فکر می کرد هنوز کافیست نیست و با ماساژت ها و ملکه آنان درگیرشد، وی پس از کشته شدن کورش سراورا دستور داد بریدند و در تشتی از خون فرو کرد که ای خونخوار بخور تا از خون سیر شوی. آن همه قلمرو برایت کافی نبود که به سرزمین منهم چشم طمع داشتی و معلوم نشد که بالاخره جنازه او در پاسارگاد با سر یا بدون سر دفن شد. تازه آقای خامنه ای او کورش کبیر بود که کتیبه معروفش که از بابل پیدا شده نشان می دهد چه اندازه در بیست و پنج قرن پیش آدم روشنفکر و درستی بوده است و چگونه با پیروان ادیان دیگر با مدارا رفتار می کرد نه مانند شما که در قرن بیست و دوم دست سنی ها و دراویش و…. روبه آسمانهاست و هر روز و هر شب دعا می کنند که خدایا ما را از شر این بلا و مصیبتی که برسر ما گماشته ای راحت کن. میدانیم این بلا به سبب ناشکری بر سرما آمد. آقای خامنه ای والله من دوست شما هستم برخلاف آن مفت خورهای دور میز وبساط شما که برای شکم چرانی و سوء استفاده از موقعیت شما چشم بر حقایق بسته اند و به شما نمی گویند که میزان ناراحتی و نارضایتی مردم به کجا رسیده است که حتی می خواهند به حبشه پناه ببرند و آروزی زندگی در شاخ آفریقا و حبشه را دارند که از شر آزار و اذیت ماموران شما دمی راحت باشند. آقای خامنه ای باز با خودت خلوت کن و به پرس من با این مردم چرا اینگونه رفتاری دارم مگر این ها با من چه کرده اند؟ فکر کن! شاید از خواب غفلت بیدار شوی.