امام جمعه قم: شیعه بودن با دروغ گویی نمیسازد
چکیده :چرا تا کسی به زعم کسی دیگر پایش را خطا گذاشت در مقابل او موضع میگیریم؛ مگر ما خوارج هستیم که به مختصر کاری که کسی انجام دهد بگوییم کار او قابل اصلاح نیست؟ ...
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه باید جذب حداکثری و دفع حداقلی را در نظر داشته باشیم، گفت: نباید به هر بهانهای دیگران را دفع کنیم؛ باید پرسید چرا روز به روز دشمن درست میکنیم؟ چرا تا کسی به زعم کسی دیگر پایش را خطا گذاشت در مقابل او موضع میگیریم؛ مگر ما خوارج هستیم که به مختصر کاری که کسی انجام دهد بگوییم کار او قابل اصلاح نیست؟
وی افزود: امروز بالاخره در مملکت ما مشکلات و نقاط ضعفی هم هست که باید معلوم شود چیست و برای آن فکری کرد.
آیتالله رضا استادی در خطبههای نمازجمعه شهر قم که در محل شبستان امام خمینی (ره) حرم حضرت معصومه (س) برگزار شد، اظهار داشت: مراقب باشید بعد از ماه محرم و صفر و به بهانه مجالس شادی، به گناه آلوده نشویم.
وی در ادامه سخنان خود گفت: از مصادیق تقوا این است که به هم رحم کنیم تا خدا هم به ما رحم کند، زیرا واقعیتی است که اگر مردمی خودشان به خودشان رحم نکنند، نباید انتظار داشته باشند تا دیگران به آنها رحم کنند.
امام جمعه موقت شهر قم، با بیان اینکه در جامعه ما بسیارند افرادی که زندگی آبرومندی دارند اما در عین حال دارای مشکلات و گرفتاری هستند، گفت: کسی نامهای به بخشی نوشته بود که من ماهیانه ۵۰۰هزار تومان حقوق میگیرم، که از این حقوق ماهی ۳۰۰هزار تومان اجاره خانه و حدود ۱۵۰هزار تومان هم قسط میدهم، شما بگویید من با مقدار باقیمانده حقوق خود چگونه یک ماه زندگی را بچرخانم؟ این واقعیتی است که نمیشود چشم روی هم گذاشت و گفت نیست.
وی گفت: وظیفه نداریم برای کمک به خودمان و قبر و قیامتمان به هم نوعانمان کمک کنیم؟ این طبیعی است که هر کسی به فکر آخرتش باشد.
آیت الله استادی گفت: امروز در رسانهها مژده میدهند که ما مایحتاج اسفندماه و شب عید مردم را فراهم کردیم؛ اینها طبیعی است اما همانطور که به این آینده توجه داریم باید به آینده قیامت هم توجه کنیم و تا میتوانیم از مشکلات مردم کم کنیم.
به گزارش ایلنا، وی خاطرنشان کرد: در جامعه ما کسانی هستند که نمیتوانند اجاره خانه بدهند یا اگر زیاد شود، توان پرداخت آن را ندارند؛ کسانی هم هستند در منزلشان پسر و دختر دارند اما ۵ الی ۱۰میلیون لازم دارند تا آنها را به خانه بخت فرستاده و به سامان برسانند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه امروز برخی از مردم بدهکارند، گفت: امروز به برخی از مردم بعد از سالها اجاره نشینی، یک خانه محقری دادند و خیلی هم تشکر میکنند، اما من جوانی را دیدم که میگفت ۱۸میلیون وام گرفتم اما باید ۳۰میلیون بپردازم؛ این جوان میپرسد من تا کی باید این قسطها را بدهم؟ چه جور باید بدهم؟ و…؛ آیا آنهایی که میتوانند، وظیفهای ندارند به این افراد کمک کنند؟ آیا فقط باید به فکر زندگی خودشان باشند یا باید به فکر این گرفتارها و آبرومندها هم بود؟
وی افزود: مردم هم به فکر هم باشند و برای مثال اگر دیدید کسی گرفتار است و اجارهاش عقب افتاده به او فشار وارد نکنید. زیرا این اجاره خانهها گاهی موجب غصه و ناراحتی خانوادههایی میشود و اگر شما بتوانید یک خانواده را هم از این غصهها نجات دهید کار بزرگی کردید.
آیت الله استادی خطاب به حاضران در نمازجمعه گفت: اگر میخواهید حج بروید اما به فکر مردم هم نوع خود هم باشید؛ زیرا برخی از مردم برای عقب افتادن اموری چون اجاره خانه، یا ناتوانی در ازدواج دادن دختر یا پسرشان غصه دارند.
وی افزود: هر کسی غصه مسلمانی را برطرف کنید خداوند غصه آخرت او را برطرف میکند.
امام جمعه موقت قم در خطبه دوم نمازجمعه این شهر با اشاره به درپیش بودن شهادت امام یازدهم شیعیان امام حسن عسگری (ع) گفت: این امام همام از ما شیعیان توقع دارد که اهل تقوا و راستگو باشیم. همین راستگویی که همه میدانیم خوب است و همین دروغ گویی که همه میدانیم بد است، اما گاهی برخی رعایت نمیکنند، حال آنکه شیعه بودن با دروغ گویی نمیسازد.
وی با بیان اینکه شیعه واقعی باید امین بوده و در زندگیاش خیانت نباشد، گفت: در ادارهای که مربوط به یک کشور اسلامی است، نباید دروغ و خیانت باشد؛ همچنین در بازاری که بازار مسلمان هاست نیابد حقوق مسلمانان نادیده گرفته شود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در یک کشور اسلامی، مطبوعاتی که وظیفهشان اطلاع رسانی و معرفی کردن خوبیها و بدی هاست، باید راستگو بوده و آنچه حق است را بیان کنند.، یعنی در بیان مطالب امین باشند و آنچه که هست را بیان کنند. ما از شایعات صدمه میبینیم و این به ضرر کشور و جامعه است.
آیت الله استادی خاطرنشان کرد: قرار است هفته آینده آیت الله امینی نمازجمعه قم را اقامه کنند، اما متأسفانه این هفته روزنامهای را دیدم که نوشته بود آیت الله امینی بعد از سالها به نمازجمعه میآیند، در حالی که این درست نیست؛ آیت الله امینی بعد از محرم سال گذشته به دلیل شکستگی پا در نمازجمعه نبودند.
وی در ادامه سخنان خود گفت: نباید زندگی یک شیعه به گونهای باشد که برای اسلام ننگ باشد یا زندگی یک انقلابی برای اصل انقلاب ننگ باشد و این به نفع خودمان است. امام عسگری (ع) از من و شما توقع دارد که دوستیها را زیاد کنیم و این همان سخن رهبر معظم انقلاب و دیگر دلسوزان نظام است که فرمودند جذب حداکثری و دفع حداقلی کنیم.















۴ دیدگاه
باز انتخابات شد سر کیسه را شل کردند, وقتی انتخابات تمام شد دوباره بوشهری(!) و سعیدی خطبه ها را دست میگیرند و راجع به وضع حمل ام العظما بحر طویل میگویند
یک شخص سیاسی هنگامی که از درب منزل خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و نگهبان بهشت از او استقبال کرد: “خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه، چون ما به ندرت سیاستمداران بلندپایه و مقامات رو کنار
دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به … بهشت تصمیم ساده ای …نیست…”
شخص گفت: “مشکلی نیست. شما مرا راه بده، من…… خودم بقیه اش رو حل می کنم.”
نگهبان گفت: “اما در نامه ی اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک
روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید.”
آن شخص گفت: “اشکالی نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. می خواهم به بهشت بروم!”
نگهبان گفت: “می فهمم… به هر حال، ما دستور داریم. ماموریم و معذور” و سپس او را
سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین… پایین… پایین… تا اینکه به جهنم
رسیدند.
وقتی در آسانسور باز شد، شخص با منظره ی جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی وی منتظر او بودند و برای استقبال به سوی او دویدند.
آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب، همگی به کافه کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.
به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. رأس بیست و چهار ساعت، نگهبان به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم آن شخص با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند.
او آنقدر خوش گذرانده بود که واقعاً نفهمید روز دوم هم چگونه گذشت. بعد از پایان روز دوم، نگهبان به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟
آن شخص گفت: “خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم، من جهنم را ترجیح می دهم.”
بدون هیچ کلامی، نگهبان او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی
وارد جهنم شدند، این بار او بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و
سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند.
آن شخص با تعجب از شیطان پرسید: “انگار آن روز من اینجا منظره ی دیگری دیدم؟ آن
سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم، زمین گلف؟…”
شیطان با خنده جواب داد: “آن روز، روز تبلیغات بود… امروز دیگر تو *رای* داده ای!
حالا برید انتخابات مجلس رای بدید …
شوت زادهادامه …
محمود میگوید, ما زندانی سیاسی نداریم, کسی بخاطر عقیده اش زندانی نیست, بهترین اقتصاد دنیا را داریم, همجنس باز نداریم, آزاد ترین کشور دنیا هستیم. این است راستگویی رییس جمهوری برزگترین کشور شیعه؟ درخت گردکان به این بزرگی درخت خربزه الله اکبر.
داستان بهشت و جهنم عالی یود