سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایت سردار علایی از پیامدهای یک یادداشت؛ از درج تکذیبیه تا تماس ها دادستانی...

روایت سردار علایی از پیامدهای یک یادداشت؛ از درج تکذیبیه تا تماس ها دادستانی

چکیده :سردار علایی به ذکر رویدادهایی که پس از انتشار یادداشت نوزده دی پیش آمد، پرداخته و نوشته است: در روز اربعین حسینی به منزل من واقع در شهرک سازمانی سپاه حملة سازمان یافته کردند و من به یاد حمله به خیمه های امام حسین علیه السلام افتادم زیرا زن و بچه ها دچار نگرانی و هراس شدند. تعدادی از فرماندهان سپاه علیرغم مذاکره با من اقدام به انتشار بیانیه کردند. اقدامات و تماس های دادستانی را توضیح نمی دهم. تمام سایت های داخلی از جمله فارس و رجانیوز هرچه خواستند علیه من نوشتند ولی من به خاطر دفاع از حزب الله به آنها پاسخ ندادم. جواب روزنامة کیهان که مطلب ضعیفی از نظر منطقی علیه من به چاپ رسانده را دادم که این روزنامه از چاپ آن خودداری ورزید. ...


با گذشته بیش از دو هفته از انتشار یادداشت سردار علایی، هنوز واکنش ها به این یادداشت تاریخی ادامه دارد.

به گزارش کلمه، وحید پوریامین در آخرین مطلب خود با عنوان ” تفتیش عقاید حزب الله”،  یادداشت سردار علایی را “هتاکانه” خوانده است.

وحید پوریامین مجری سیماست. همان کسی که  برنامه “رو به فردا ” را بعد از انتخابات برگزاری می کرد. برنامه ای که با انتقادات زیادی رو به رو شد. هر چند صاحبنظران از کم تجربگی او گلایه داشتند اما این  مدیر شبکه سوم سیما به سختی از وی حمایت می کرد و گفته بود که برای این برنامه ها جایگزینی بهتر ازاین مجری جوان سراغ ندارد.

وحید یامین پور از دانشجویان دانشگاه امام صادق است که در آن دانشگاه به فراگیری حقوق جزا پرداخته است.  سایت های حامی دولت از او با عنوان “دکتر یامین پور” یاد می کنند.

 او وبلاگ نویس است  خودش را در وبلاگش اینگونه معرفی می کند: ” حقوق، جامعه شناسی، فلسفه، سیاست، هنر… انگار به همه چیز علاقه دارم و از آن جمله به نوشتن، می نویسم تا خوانده شوم و رد پای اندیشه دیگران را روی فهمم تجربه کنم.”

 اما مطلب منتشر شده پوریامین، بار دیگر سردار علایی را ناچار به پاسخگویی کرد. علایی که بدنبال یادداشت نوزده دی مورد تهاجم سازمان یافته اقتدارگرایان قرار گرفت، بارها بر موضع خود در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی پافشرده است. اما این بار پاسخ کوتاهش متفاوت و بیانگر نکات تازه ای است.

سردار علایی در پاسخ به مطلب پوریامین به ذکر رویدادهایی که پس از انتشار این یادداشت پیش آمد، پرداخته و نوشته است:  از دلسوزی شما برای نظام جمهوری اسلامی متشکرم. جهت اطلاع عرض می کنم که ۱- به روزنامه اطلاعات و سایت خبر آن لاین اخطار قضایی داده شد.۲- روزنامه اطلاعات و همة سایت ها را مجبور کردند که مقالة ۱۹ دی را از روی سایت های خود بردارند.۳- روزنامه اطلاعات و خبر آن لاین را مجبور به درج تکذیبیه کردند.۴- در روز اربعین حسینی به منزل من واقع در شهرک سازمانی سپاه حملة سازمان یافته کردند و من به یاد حمله به خیمه های امام حسین علیه السلام افتادم زیرا زن و بچه ها دچار نگرانی و هراس شدند. ۵- تعدادی از فرماندهان سپاه علیرغم مذاکره با من اقدام به انتشار بیانیه کردند. ۶- اقدامات و تماس های دادستانی را توضیح نمی دهم. ۷- تمام سایت های داخلی از جمله فارس و رجانیوز هرچه خواستند علیه من نوشتند ولی من به خاطر دفاع از حزب الله به آنها پاسخ ندادم.۸- جواب روزنامة کیهان که مطلب ضعیفی از نظر منطقی علیه من به چاپ رسانده را دادم که این روزنامه از چاپ آن خودداری ورزید.

پس از انتشار مطلب کیهان، سردار علایی در پاسخی مستدل و متین به مدیرمسئول این موسسه تحت امر رهبری، بار دیگر نگاه انتقادی خود را مطرح کرده و برای امثال  شریعتمداری ابراز تاسف نموده و در نکته ظریفی که بیانگر این است که چه کسی با خط گرفتن مطلب می نویسد، نوشته است: این مقاله را من نوشته ام و دشمن و یا کسی آن را به من القا نکرده است. من از افرادی نیستم که دیکته دیگران را به صورت سفارشی بنویسم. متأسفانه بعضی دوست دارند هر مطلبی را که نمی پسندند، کار دشمن و یا ضد انقلاب بدانند.

وی در این یادداشت از مدیرمسئول کیهان خواسته است که به شعور انسانی احترام بگذارد و آورده است: بهتر است به شعور انسانها احترام گذاشته شود و افرادی را که مثل شما نمی اندیشند مهره یا شکار حریف نخوانید.

 همرزم باکری ها که  از سوی گروه های معلوم الحال تحت فشار شدید قرار گرفته است، بی توجه به این فشارها بر مواضع خود بار دیگر تصریح می کند و  می نویسد:  من همیشه به پاسداری از انقلاب عظیم اسلامی ملت ایران که با تقدیم هزاران شهید عالی مقام، بساط دیکتاتوری و استبداد را برچید افتخار می کنم و همیشه بر روح امام عظیم الشأن امت درود می فرستم و یاد و راه او را در این ایام قیام بر ضد دیکتاتوری ها در جهان عرب زنده می دارم؛ مقاله ۱۹ دی هم از این قاعده مستثنا نبوده و نباید آن را بیراهه قلمداد کرد.

روزنامه کیهان از درج این پاسخ خودداری کرد و به جای آن به نقل خبرگزاری فارس یادداشتی را منتشر کرد که سردار علایی وفاداریش را به ولایت فقیه اعلام کرده است.

سردار حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است.

مجید نداف از پژوهشگران و نویسندگان دفاع مقدس با تقدیر از شخصیت و خدمات سردار علایی وی را فرماندهی از تبار باکری ها خوانده و نوشته است: اگر از سوابق قبل از انقلاب او در دانشگاه تبریز در حشر و نشر با آنها بگذریم که بیانگر وفاداری ریشه دار او به اسلام انقلابی و امام خمینی است.

این سردار هشت سال دفاع مقدس در وصف همرزم خود می افزاید: متأسفانه در مورد امثال علایی ها که زنده اند و یحتمل و مع الاسف معدودند نمی توان قلم به اِطاله راند، حتی اگر خود اجازه دهند نمی توان از سجایای اخلاقی شان که در ذیل افتخارات نظام جمهوری اسلامی است بنا به ملاحظات امنیتی سخنی گفت. اما وقتی در مَنظر میراث داران شهدای جنگ تحمیلی از سر بی تقوایی و مرگ اخلاقی هجمه هایی به سبک “گوبلز” صورت می گیرد چه باید کرد؟

در حالی که مصباح یزدی به سردار علایی انتقاد کرده و یادداشت او را “مقابل رهبری” خواند بود، علی مطهری، نماینده مردم تهران از منتقدان جدی محمود احمدی نژاد در یادداشتی در دفاع از حسین علایی نوشته است: حال این پرسش مطرح می‌شود که قطع نظر از درستی یا نادرستی مطالب آقای علایی در آن مقاله، آیا در کشور ما اگر کسی مثلا معتقد باشد که مدیریت بحران سال ۸۸ و نوع برخورد با معترضان، کارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر کند؟ یا چون نظام ما پسوند «اسلامی» دارد، همه کارهایی که در آن انجام می‌شود درست بوده و خواهد بود و در نتیجه هیچ گاه اصلاح امور صورت نمی‌گیرد و اساسا اصلاح امور درباره این نظام معنی ندارد؟ مطهری از حمله کنندگان خواسته است که ” کوردلی” را از خود بزدایند. و بدانند که راه حفظ نظام جمهوری اسلامی احترام به آزادی تفکر و بیان است.

مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی نیز پرسیده بود: چرا دیگر حتی در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نمی شود به رژیم شاه انتقاد کرد و چرا هر سوالی از رژیم گذشته و از شاه برمی گردد به از صدر تا ذیل نظام و اصولگراها ؟ راستی چه اتفاقی افتاده که هرگونه نقدی را توهین به رهبری قلمداد می کنند و خواهان اجرای اشدّ مجازات برای منتقدین رهبری هستند؟

۱۴ دیدگاه

  • At 2012.01.26 13:40, معصومه said:

    برادر عزیزم. شما برگردن ما حق بزرگی داری مام وطن به شما وشهداء عزیزش افتخار مىکند

    []
    • At 2012.01.26 22:25, علی said:

      درود برعلائی اخلاصش کار دست اقایان داد،جالب است انتقاد از شاه درجمهوری اسلامی ممنوع شده!!

      []
      • At 2012.01.27 00:37, مریم said:

        درود بر سردار علایی که همچنان حرف خودش را تکرار می کند. ای کاش بقیه هم شهامت ایشان را داشتند

        []
        • At 2012.01.27 01:17, احمد محمودی نژاد said:

          در این مملکت هرکس حرف حق بزند کلاهش پس معرکه است. توصیه می کنند تا می توانید چاپلوسی و پاچه خواری بکنید و ازدستمال یزدی هم غفلت نورزید که نتایج بسیار خوبی دارد. ما را اول به خاطر حق گویی و انتقاد ازکار بیکار کرده و بعد کاری کردند که به دورترین نقطه ای که ممکن بود رفتیم که هم من ازشر آنها خلاص شوم هم آنها از شرمن. اما من تا آخرین نفس انتقاد خواهم کرد. من با کسی عهد اخوت نبسته ام که آنها هرغلطی می کنند من ساکت بنشیم و سرم را اخوش وار تکان دهم. گر بگویی بد باشی بهتر که نگویی و خرباشی.

          []
          • At 2012.01.27 02:15, علی said:

            سردار علائی باهوش است چرا که بهترین ایام جوانی و میانسالی خود را در جنگ و زندگی معمولی گذرانده و عمرش رو به سراشیبی است و عقل یک خدا شناس حکم میکند که باقیمانده کوتاه زندگی خود را که مصادف با کهولت هم هست را با خدا سپری کند و به فکر دنیای سعادتمند و آخرت خود باشد و نه در خدمت دنیاطلبی و تکبرو غرور ورزی و کینه جوئی دیگران ! که فقط نفرین مردم و نارضایتی خالقش را در میلیونها سال آینده با خفت به کول بکشد.

            []
            • At 2012.01.27 04:51, سید said:

              سردار برو جلو بدون مردم با شما هستن! با توکل به خدا و پشتیبانی مردم هیچ غصه ای نداشته باش!

              []
              • At 2012.01.27 04:55, امیر همایون شریفی said:

                به عنوان یکی از رزمندگان تیپ سقز لشگر ۶۳ خاتم لشگر ۲۱ کربلا و یکی از خوانندگان مقالات فاو سردار علایی در روزنامه اطلاعات همچنین در جایگاه تاریخنگار انقلاب و جنگ و سرانجام به عنوان کسیکه او را از نزدیک شناخته است از مواضع او دفاع می کنم و ابراز می دارم اگر به امثال علایی اجازه انتقاد یا پنددهی داده نشود نگاه مردم به سوی کسانی خواهد رفت که هیچ اعتمادی به ایشان یست و به هیچ وجه قابل پیشبینی نخواهند بود.

                []
                • At 2012.01.27 11:48, ناشناس said:

                  سردار !شهیدت نکنند!

                  []
                  • At 2012.01.27 18:48, ناشناس said:

                    (با عرض سلام و خسته نباشید. این مطلب رو خطاب به نویسندگان نامه به سردار علایی نوشتم. قسمت “تماس با ما”ی سایت مشکل داشت مجبور شدم از این طریق ارسال کنم. لطفا هر طور که صلاح میدونید منتشر کنید. با سپاس فراوان)

                    برادران نویسنده نامه به سردار علایی
                    وجود این نامه در پاسخ به اظهارات سردار علایی بخودی خود حاوی بشارتی است مبنی بر اینکه شما نیز اهل مکاتبه و گفتگو هستید و می‌شود با شما به مذاکره نشست و صف شما از آن دسته هوچیگرانی که فقط به تخریب فیزیکی و شخصیتی فکر می‌کنند و ترور فیزیکی و شخصیتی می‌کنند جداست. به عنوان نویسنده‌ی نامه شما هم خوب می‌دانید سردار علایی و تیپ همفکران وی مثل من و سایر کسانی که در شرایط کنونی شیوه سکوت در پیش گرفته‌اند و از اظهار نظر و قلمفرسایی دست شسته‌اند عوامل سیا و موساد نیستند و قرار نیست بابت اظهارات خود از آنان دلار دریافت کنند؛ چه اگر اینطور فکر می‌کردید هرگز آنها را مخاطب نامه خود قرار نمی‌دادید. مگر می‌شود با عوامل سیا و موساد به مکاتبه و مذاکره نشست. هر گونه پیشرفتی در این زمینه از جانب شما برادران مغتنم و در خور ارج‌گذاری است. حال که ما مثل شما عقیده‌مند و دلسوز و دارای سابقه در این انقلاب بودیم طبعاً هرگونه اظهار نظر ما هم برخواسته از همین علقه دینی و ملی و دلسوزی نسبت به این انقلاب است.
                    برادران، قرار نیست هر کاری که از طرف مسئولین نظام صورت می‌گیرد در بخش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با چشم بسته بدون انتقاد و برآورد ضایعات و ضررهای آن، مورد تایید قرار گیرد. اگر چنین باشد پس باید راه عقل و احتجاج را بکلی مسدود کرد. آری اگر عقل نه به درد تعقل بلکه فقط به درد تایید و تمجید بخورد چه نیازی به آن؟ مگر تنها فرق انسان و حیوان عقل نیست؟ اگر این فارق را کنار بگذاریم و مثل چهارپایان فقط در دست صاحبان خود اینور و آنور شویم چه فرقی با چهارپایان داریم؟ مگر قرار نیست هر چه از بالا برسد را در بسته قبول کنیم و حق نقادی و اعتراض و واکاوی را هم نداشته باشیم؟ پس ما را چه به داشتن عقل؟ اگر عقل هم داریم جنبه تشریفات دارد نه جنبه کاربردی؛ نباید مورد استفاده قرار گیرد. عقلانی سخن گفتن و نقد کردن موقوف. عقل فقط جنبه تشریفات دارد. ما باید فقط سرمان را به علامت تایید هر چه در بالای سرمان هست تکان دهیم (بس مثل بز اخفش). ما را چه به کنکاش عقلانی؟ اما سخن معصومین (ع) چه می‌شود که حتی عبادت بدون تعقل را محکوم کرده‌اند و کسی را که بدون تعلم و تعقل زیاد نماز می‌خواند و عبادت می‌کند مثل یک الاغ آسیابان دانسته‌اند؟ قال علی (ع): «المتعبد بلا تعلم کلحمار طاعونه یدورو لایرح من مکانه» چه رسد به اموری که صددرصد کنکاش عقلی می‌طلبد مثل تصمیمات سران در رابطه با مسایل جهانی و سیاسی؟ استفاده از عقل حتی در اثبات بطلان برخی از این تصمیمات و نگاه کردن به نتایج آن که برای سرنوشت ملتی مصیبت بار است و ثانیه به ثانیه ما را به عقب می‌راند و فقر و فحشا و بیکاری و تورم و گرانی و … افزون می‌سازد، موقوف. اینجا وادی عقل ورزیدن و انتقاد نیست و وادی اطاعت کورکورانه و چشم بستن بر واقعیت‌هاست. به توچه که مردم روز به روز فقیرتر می‌شوند؟ مگر ما در این خصوص رسالت یا تعهد داریم؟ مردم باید فقط تاوان بدهند ولاغیر. ما هرچه کردیم و گفتیم و بریدیم و دوختیم مردم وظیفه پوشیدن دارند. به آنها چه که سرشان را بالا بگیرند و رفتار ما را در بالا بنگرند و یا خدای ناکرده به علامت اعتراض در خیابان بیایند. باید آنها را سرجایشان نشاند مگر باتوم مرده است یا گاز اشک آور بی‌خاصیت شده است؟ اگر هم بپرسیم پس چرا در زمان علی (ع) ما سرکوب خیابانی مردم را نداشتیم و علی در برابر ظلم و غصب حق خود حتی به چاه کندن و حفر قنات بمدت ۲۵ سال رو آورد لابد پاسخ این است که آن زمان عوامل سرکوب اینطور موثر و کارآمد نبود. کی علی (ع) گاز اشک آور داشت؟ جز این که پاسخ دیگری نمی‌توان داشت.
                    حالا برگردیم به زمان خودمان. علی را چه به مقایسه با ما؟ علی که از آسیب پای یک زن یهودی به خروش می‌آید را بیاوریم و با عملکرد امروز مقایسه کنیم؟ صد در صد قیاس مع الفارق است. برگردیم به اصل بحث و دور نشویم. برادرانِ نامه نویس! یک سوال همچنان بی‌جواب مانده است و آن اینکه امام (ره) که مورد تایید ما و شماست، می‌فرماید: من همیشه از خطر متحجران و خشکه‌مقدس‌ها ترسان و نگران بودم (نقل به مضمون). تا آنجا که در یکی از آثار خود می‌نویسد: من به آیت‌الله بروجردی گفتم که شما فکری به حال این خشکه‌مقدس‌های نفهم بکنید که خطر آنها از خطر شاه هم جدی‌تر است. و در نامه عتاب‌آمیز به آقای خزعلی در دفاع از آقای سلامتی فرمودند: من نگران روزی هستم که انجمن حجتیه بر این کشور حکومت کند. و در پاسخ نامه آقای غدیری که به نمایندگی از طرف حوزه علیمه قم به ایشان در پاسخ آزاد کردن شطرنج نوشته بود فرمودند: شما گول این آخوندهای خشکه‌مقدس و بی‌سواد را نخورید. حال سوال اینجاست که این طیف مورد نگرانی مکرر امام (ره) چگونه شد که ناگهان فراموش شدند به گونه‌ای که اساساً گویا چنین طیفی نه در جامعه ما که در تاریخ ما هم وجود نداشته و امام هم در توهم طیفی بود که اصلاً حضور و نقشی نه قبل و نه بعد از انقلاب نداشته است. امام در اشاره به همین طیف که زمان آقای موسوی و در برابر ایشان به صف ایستاد بودند فرمودند که اینها حتی یک نانوایی را نمی‌توانند اداره کنند.
                    برادرانِ نویسنده نامه! فرض بگیریم که این طیف در تاریخ هم نبود و در نهروان به نام خوارج در برابر علی‌(ع) شمیشر نکشیدند و علی‌(ع) چند هزار نفر از این حافظان قرآن را نکشت و به سزای عمل خود نرساند، این تحزیرها و نگرانی‌های امام خمینی(ره) در زمان خودش چه شد؟ چطور آنها که نمی‌توانستند یک نانوایی را داره کنند ناگهان مفقود‌الاثر شدند؟ یا نه امروز تنور حکومت را گرم کرده‌اند و نان بر آمده از این تنور که دستاورد شوربختی و تنگدستی و عسرت و ذلت مردم است را به ‌خورد این مردم می‌دهند؟ آخر چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. شما وضع مردم را در مقایسه با کشورهای مجاور از ۲۰ سال پیش‌تر تا کنون مقایسه کنید. ببینید ما در این بیست سال چه بر سر آحاد این مردم آورده‌ایم. آمارها را ببینید که چگونه موجب شکست و شرمندگی گردیده که رکورد شکن در همه تباهی‌ها شده‌ایم. اگر در هیچ چیزی در دنیا کسب رکورد نکردیم در تمام بدبختی‌ها کرده‌ایم. شما وضع عرب‌ها را از ۲۰ سال پیش به این طرف ببینید و با وضع ما از ۲۰ سال پیش مقایسه کنید. شما را به مقایسه با دبی دعوت نمی‌کنم که سرِ هر انسان دردمندی، درد می‌گیرد. شما را به مقایسه با وضع ترکیه دعوت می‌کنم. شما به فرار مغزها نگاه کنید که امروز همه جوانان ما هوای فرار در سر دارند. آنها که رفتند توانستند و آنها که نتوانستند نرفتند. چه بگویم برادر که ما همچنان آب در هاون می‌کوبیم و همه را دعوت به تایید عقیده و عملکرد و رفتارهای مسئولان می‌خوانیم. همان‌ها که بعداً جریان انحرافی نامیدیم‌شان. تایید جریان انحرافی جز به دست جریان‌های انحرافی امکان پذیر نیست. هر کاری که دلمان خواست کردیم و نامش را بصیرت گذاشتیم. آنجا که جلو رفتیم گفتیم بصیرت است و آنجا که عقب آمدیم باز هم گفتیم بصیرت است. معلوم نیست این بصیرت چیست؟ که در همه حال به کار می‌آید، چه پیشرفت، چه پس‌رفت. این چه کلیدی است که باید به دست بگیری بی آن که فکرت را به کار بیندازی؟ اگر جوانان پرشور و فرداساز کشورمان هم به خیابان آمدند بلافاصله به موساد وصل کنیم و با باتوم به طوری بر سر آنها بکوبیم که دیگر نیازی به دستگیری و زندان و محاکمه هم نباشد. و قلیلِ آنان را که توانستند زیر ضربات تحمل آورند و از خطر مرگ حتمی جان سالم ببرند به دست دادگاه‌های انقلاب بسپاریم تا به عنوان عوامل مزدبگیر آمریکا و اسراییل محاکمه شوند.
                    باز اجازه بدهید دور نشویم و برگردیم به بحث اصلی. برادران، در نامه خود سردار علایی و طیف هفمکران او را متهم به در صف قرار گرفتن با بیگانگان کرده‌اید و می‌گویید ببینید در کجا قرار گرفته‌اید. بگذارید به شما بگویم که علی‌(ع) در عهدنامه مالک اشتر حرف‌هایی را می‌زند که او را در صف کورش و داریوش کبیر در هزارسال قبل از آن حضرت قرار می‌دهد. آنجا که علی (ع) دم از حقوق مردم می‌زند و هرگز با چوب خودی و غیر خودی به جان آن‌ها نمی‌افتد و همه را با یک چشم می‌بیند: یا مالک مردم یا برادر دینی تو هستند و یا نظیر تو در خلقتند (اما اخ لک فی‌الدین و اما نظیر لک فی‌الخلق). به معاش مردم برسی که خدا نکند از نظر معیشت در عسرت و تنگدستی قرار گیرند. یعنی شاخص‌های اقتصادی فقر و بیکاری و فقر و فحشا را نصب العین خود قرار ده. این حرف‌ها، یعنی توجه به حقوق مردم و رعیت‌ها، در نهج‌البلاغه چقدر با مطالب بجا مانده از کورش و داریوش در کتبیبه‌های هخامنشی مشابهت و همخوانی دارد؟ علی(ع) می‌دانی تو در صف چه کسانی قرار گرفته‌ای و با این حرف‌ها در اردوی چه کسانی رفتی؟ جالب اینست که علی(ع) که اینقدر به مالک سفارش حقوق مردم و وضعیت اقتصادی آنان را می‌کند یکبار دم از حجاب و نماز مردم نمی‌زند. مالک مواظب باش زن‌ها حجاب خودشان را حفظ کنند. مالک باید مراقب باشی که مردم مسجد‌ها را پرکنند و نمازشان ترک نشود. مباد مالک ببینی یک نفر در مصر در روز ماه رمضان روزه‌خواری کند. مالک مراقب باش یک وقت وسایل نقلیه آن‌روز مختلط نباشد و در مراکز عمومی زن و مردها با هم نباشند و ….
                    برادران عزیز من تقاضای عاجزانه دارم یکبار هم که شده عهدنامه مالک اشتر را بخوانید و یا به یک نفر که علی را نمی‌شناسد بدهید تا بخواند و از او سوال کنید که این علی یک فرد متدین و دین‌مدار است یا خیر؟ ببنید از او چه جوابی دریافت می‌کنید. به راستی علی در راس حکومت و به عنوان یک حاکم هرگز دینی نبود. یک لیبرال به تمام معنی بود. چون مرتب دم از حقوق مردم و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی می‌زد. گویی که استالین یا خروشچف در اوایل حکومت‌شان – قبل از رسیدن به استبداد- با مردم سخن می‌گویند – البته بلا تشبیه و صرفاً از موضع مردم سالاری و آزادی‌های سیاسی و مدنی. علی فقط مردم را به رسمیت می‌شناخت. وقتی که نخواستند، در زمان خلفای قبل از خود، با یک دنیا دریادلی کنار رفت و مشغول حفر چاه قنات شد و وقتی که خواستند فرمود اگر این جمعیت نبود و از من با اصرار پذیرش منصب حکومت را درخواست نمی‌کرد مثل دوران نخست که رها کردم. رها می‌کردم (لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجودالناصر و ما اخذ الله علی‌العلما … ) و آنوقت که حکومت را پذیرفت به ابن عباس فرمود به خدا ارزش حکومت کردن بر مردم پیش من از ارزش این گیوه مندرس هم پایین‌تر است. والسلام

                    []
                    • At 2012.01.27 21:11, قادر said:

                      دورود بر مرد شریف فرمانده ما بودی در قرارگاه نو خوزستان شما مرد شریفی هستید دورود خدا بر تو بنده پاک خدا

                      []
                      • At 2012.01.27 22:38, سالک said:

                        شجاعت صفتى است که در همه کس نیست اقاى علایى خداوند یار و نگهدارت باشد تاریخ در باره شما به نیکى یاد خواهد کرد و همین سرمایه بزرگیست

                        []
                        • At 2012.01.28 14:21, سعید said:

                          وقتی سرداری با این همه سابقه نتواند نظر بدهد خدا برسد به داد مردم عادی

                          []
                          • At 2012.01.28 18:48, مهدی said:

                            آفرین به جناب سردار علایی که عطای دلارهای سپاه را به لقای آزادگی و مردانگی و حق گوئی آنهم با ذکاوت و روشی عالی بخشید..
                            نمیدانم بگویم او ابوذر است یا حر یا میثم ویا عمار… !!

                            []
                            • At 2012.01.28 19:23, ناشناس said:

                              در جواب آقا سید
                              عین همین حرفهایی که به میرحسین میزدیم بعد پشتش را خالی کردیم
                              سردار توکل دارد این مائیم که طبل تو خالی هستیم

                              []
                              (Required)
                              (Required, will not be published)