سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » غلامعلی رجایی: به جای آنکه قلم از دست منتقدان دلسوز بگیرید، رفتار خود را اصلاح کنید...
» انتقاد از هتاکی ها نسبت به سردار علایی

غلامعلی رجایی: به جای آنکه قلم از دست منتقدان دلسوز بگیرید، رفتار خود را اصلاح کنید

چکیده :اگر اینگونه باشد معلوم می شود دایره خط قرمزها در جمهوری بعد از امام، چنان تنگ شده که حتی امثال علایی که از بانیان این نظام مقدسند هم نمی توانند زبان به سخنی ناصحانه بگشایند....


غلامعلی رجایی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و پژوهشگر تاریخ با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با منتقدین به شیوه های عمل تاریخ مصرف گذشته از جمله تجمعات خود جوش اشاره کرده پرسیده است آیا زمان آن فرا نرسیده است که دیگر به این بازیها خاتمه داده شود و این آقایان تقریبا پشت پرده بهتر نیست اینقدر شعور مردم را دست کم نگیرند؟

وی در این یادداشت به برخوردهای صورت گرفته با سردار علایی اشاره کرده و افزود: باید دید اشکال در کجاست که وقتی بعضی در تخطئه رفتار و حاکمیت مطلقانه و مستبدانه قذافی معدوم ایراد می گیرند بعضی آن را کنایه ای متوجه داخل می دانند؟

غلامعلی رجایی همچنین پرسیده است: گیرم که تمام نقد و نتیجه گیری دکترعلایی در آن نوشته متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد، کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟

متن کامل این یادداشت که در وبلاگ غلامعلی رجایی منتشر شده به شرح زیر است:

باز جاری در دریای عشق شدم و نیمه گمشده ای که در سرزمین علی و فرزندانش دارم با نزدیک شدن اربعین حسین، حسینی که همه چیز من، و حجت حریتم در برابر هر چه ستم است نیمه دیگر مرا به سمت خود کشید و من در عراق مهمان دو برادری شدم که تا دنیا دنیاست، صحنه زیبا و بی نظیر با هم بودن این دو برادر در کنار هم در یک زمان تکرار نخواهد شد.

با چشمانی پر اشک و دستهایی خالی و لبانی مترنم به دعا برای رهایی دوستانی که به جرم حریت در حبس و حصرند و جرمشان چون دیگران عافیت ننشینی و زندگی را کاسبی نکردن است،همانها که از دوست ملامت می کشند و خوشند، باده رنج می نوشند و سرحالند، در بهترین نقاط عالم به دعا ایستادم و شرمنده از بودنی این چنین.

دیروز جمعه که آخرین ساعاتم را در نجف اشرف که با حضور میلیونها زائرکه با پای پیاده خود را به این شهر می رساندند مهیای برگزاری ایام ارتحال رسول خدا بود می گذراندم، فرزندم به من تلفن زد و از جوی که علیه برادر آزاده ام مبارز بی نظیر دورانهای قبل از انقلاب و جنگ و این سالهای سخت تر از جنگ، جناب دکتر حسین علایی ایجاد شده، سخن گفت.

امروز شنبه اول بهمن که پس از 7 ساعت تاخیر در پرواز نجف به تهران شرکت هواپیمایی تابان که با یک عذر خواهی خشک و سرد خلبان ماست مالی شد خسته و بی خواب به تهران رسیدم بدون استراحتی هر چند کوتاه یکراست به سراغ خبرها رفتم، با دیدن نامه 12 سردار سپاه و تصاویر تجمع خود جوش! لباس شخصیها مقابل درب منزل ایشان در منطقه حفاظت شده سرداران ارشد سپاه در شهرک شهید کلاهدوز درانتهای خیابان پیروزی ،آه از نهادم برآمد که بالاخره نوبت تنگ بینی ها وتنگ نظریها و یکسویه نگریها و… به آقاحسین علایی هم رسید و شاید هم چه دیر!

خود ایشان مقاله ای را که بمناسبت قیام 19 دی در روزنامه اطلاعات نوشته بود قبل از سفربه من داد .ازاین ناصحانه تر نمی شد نوشت. از سیاق مطلب بر می آمد نیم نگاهی در نقد دلسوزانه رفتارحاکمیت موجود داشته است.

تاریخ را برای تاریخ نوشتن، و نه عبرت گرفتن، از آن خیانت است و دکترعلایی درآن نوشته همچنانکه بعدها نوشت با اعتقاد به نظام و ولایت فقیه، نسبت به برخی رفتارها هشدارهای بجایی داده بود.

افسوس که جان پیام کلام علایی در میان لابلای اتهامات وایراداتی از جنس حرفهای حسین شریعتمداری که مثلا چرا به جای شهید از تعبیر کشته استفاده کرده و…! و نامه 12 سردارشنیده نشد.

جامعه و به تبع آن حاکمیتی که نتواند امثال حسین علایی- با آن همه سوابق روشنی که خیلی ها که برمساند و مسولیت های نظام نشسته اند وسخن در خطبه ها وغیر خطبه ها به وعظ ونصیحت مردم می رانند، حتی غبطه داشتن یک دقیقه آن را می خورند- را تحمل کند یا به تاریخ پیوسته اند و یا خواهد پیوست وازآنها جز نامی غیر نیک باقی نخواهد ماند.

باید دید اشکال در کجاست که وقتی بعضی در تخطئه رفتار و حاکمیت مطلقانه و مستبدانه قذافی معدوم ایراد می گیرند بعضی آن را کنایه ای متوجه داخل می دانند؟

بجای اینکه قلم را از دست امثال علایی نوری زاد خزعلی و.. بگیریم باید رفتار خودمان را درست کنیم تا این نقدها نوشته نشود.

گیرم که تمام نقد و نتیجه گیری دکتر علایی درآن نوشته متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد، کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟

مگر رهبری خود را فارغ از نقد می داند و باید بداند و یا دانسته است؟

اگر اینگونه باشد معلوم می شود دایره خط قرمزها در جمهوری بعد از امام، چنان تنگ شده که حتی امثال علایی که از بانیان این نظام مقدسند هم نمی توانند زبان به سخنی ناصحانه بگشایند.

چرا به این سمت نرویم که بجای اتهام و تهمت و طعنه و.. به علایی اگر در نقد او از حاکمیت اشکالی می بینیم، همانند خود او دستی به قلم ببریم و جواب بدهیم.

بردن عده ای جوان احساسی و کم اطلاع – که مطمئنم بسیاریشان حتی مقاله علایی را نخوانده اند- به در خانه این سردار افتخارآفرین اسلام و ایران در شهرک شهید کلاهدوز و نگران کردن اهل و عیال او که دور از رسم جوانمردی است، دردی را دوا نمی کند و علایی و امثال او را از راهی که برگزیده اند باز نمی دارد.

دکترعلایی یک مبارز نخبه انقلابی و یک استاد فرهیخته دانشگاه است که بدلیل شایستگیهای اخلاقی و علمی و مدیریتی فراوانش حتی از نظر من شایستگی ریاست جمهوری این کشور را دارد. مگرمی شود او را نادیده گرفت؟

اینکه دکترعلایی با اینکه در کسوت نظامی گری است، دست به قلم می برد و با دانستن همه تبعات آن شجاعانه نقد ناصحانه حاکمیت می کند بهترین گواه سلامت و آزادگی و دانایی و وظیفه شناسی اوست.

تا آنجا که من او را می شناسم با اینکه می توانست و می تواند در ساحل امن بی خیالی و با دیده بربستن بر حقایق تلخ جامعه مانند دیگر سرداران و علما و اندیشمندان و استادان ساکت و صامت درسش را بدهد و عزیز باشد! اما این راه را به رغم همه منافعش در پیش نگرفت و نخواهد گرفت.

هیهات که بزرگ زاده ای همچون علایی اهل عافیت باشد و خود را به عافیت بفروشد.

علایی ها اگر اهل عافیت بودند در دوران طاغوت وجنگ و..عافیت را برمی گزیدند و مثل بعضی ها درس و ترس! کار و بار و.. را بهانه می کردند.

عجیب است که برای بعضی هنوز این حقیقت مسلم درک نمی شود که باید اندیشه را با اندیشه پاسخ داد نه با لشکر کشی.

بنظرمی رسد با اینکه زمان زیادی از تاریخ مصرف این لشکر کشیهای گاه و بیگاه بعنوان تجمعات خودجوش گذشته است اما بعضی این را درنمی یابند.

حالا چرا دست اندرکاران این حوادث متوجه این حقیقت نیستند،خدا میداند!

بنظر می رسید هوش آقایان بیشتر از این باشد.

اگر این تجمعات خود جوش است؛

– زمان آغاز تجمع را چه کسی به اطلاع شرکت کنندگان می رساند؟

– دوربینهای فیلمبرداری را چه کسی از زمان و مکان تجمع خبردار می کند؟

– عکسهای متحدالشکل رهبری و گاه امام را چه کسی با خود به محل تجمع می آورد و به دست افراد می دهد؟

– شعارهای از پیش آماده شده را چه کسانی سفارش می دهند ،تهیه می کنند ،به دهان افراد می گذارند؟

اسپری های غالبا به رنگ مشکی! – که درواقعه مسخره مثلا تصرف چندساعته سفارت انگلیس هم نمونه اش را دیدیم- چه کسانی تهیه و بدست افراد می دهند؟ حالا یکبار از اسپری قرمزهم استفاده کنند بد نیست!

آیا زمان آن فرا نرسیده است که دیگر به این بازیها خاتمه داده شود؟

در سال 88 که اوج این تجمعات خودجوش بود! دوستی می گفت در یکی از تجمعات خود جوش مردم تهران در محکوم کردن سران فتنه که از سر کنجکاوی، گشتی به خیابانهای اطراف زدم،مشاهده کردم اتوبوسهایی با پلاکهای شهرهای مختلف پارک شده اند تا جمعیت حاضر را پس ازادای تکلیف شرعیشان! به شهرهایشان باز گردانند!

این آقایان تقریبا پشت پرده! بهتر است اینقدر شعورمردم را دست کم نگیرند.

در اینکه انتقاد از رهبری وحتی از بعضی رفتارهای حضرت امام درسطح بعضی از اقشار جامعه وجود دارد تردیدی نیست. از قضا طبیعی هم هست .خود رهبری هم این مطلب را تایید کرده است .

اتفاقا از برکات این نقدها این است که مسولیت وجایگاه رهبری فقیه را که یک امر انتخابی توسط خبرگان مردم است از حالت قدسی آن خارج می کند.

مگرنه اینکه از نظر شرع هرکس دارد دیگری از جمله رهبری را نقد کند، او را به معروف دعوت کند از کاری که به زعم خود ناصواب می داند باز دارد و..؟

چرا بعضیها حکم خدا را نسبت به حقوق مردم در قبال حاکم در این عرصه تعطیل می بینند؟

در ایام محرم که در روضه ای در اهواز شرکت کرده بودم طلبه جوان وکم دانی با اشاره به نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به رهبری در سال 1388 بدون اینکه از ایشان نامی ببرد با عتاب به ایشان می گفت:آقا جرئت پیدا کرده است به رهبری نامه بنویسد!بعد گفت: توچطور بخودت جرئت دادی به رهبری نامه بنویسی؟

از نظراین طلبه،نوشتن نامه به رهبری حتی برای شخصیت بزرگی همانند هاشمی که بدلیل سن وموقعیتش درامرمبارزه بربسیاری از علما ومراجع ازجمله بر رهبری سبقت داشته است، جرم است.جرمی نابخشودنی.

آقایانی که درد دین دارند خوب نگاه کنند و ببینند جامعه آزاداندیش ما را به کجا رسانده اند.

مهم وجود انتقاد از رهبری نیست .انتقاد، وارد یا ناوارد در ذهنها پدید می آید و نمی شود جلوی آن را گرفت. مهم این است که با این انتقادها که هرگزبا اتهام به منتقدین وحبس وحصرآنها از بین رفتنی نیستند، چگونه برخورد شود.

راه چاره و تنها راه چاره این است که بگذاریم انتقاد از هر کس مطرح شود و فضای گفت وگو باز شود در غیر اینصورت به دست خودمان اندیشه ها و نقدها را زیر زمینی خواهیم کرد. کما اینکه کرده ایم.

اتفاقا کار امثال دکتر علایی از این جهت ستودنی است که حرفهای در گوشی را به سطح رسانه ها کشید تا جامعه احساس کند بر خلاف آنچه می گویند فضای گفتن و نوشتن بسته است،هنوز هم می شود حرف زد.

ما نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.

یادم می آید در دهه پنجاه و درگرما گرم برخورد با حسینیه ارشاد وسخنرانیهای دکترشریعتی که با استقبال خیره کننده نسل جوان دانشگاهی و حتی غیر دانشگاهی روبروشده بود که برخی این گرایشها را به او تاب نمی آوردند بعضی اهل علم بجای فرصت دانستن این پدیده به دکتر شریعتی می گفتند برود آمپولش را بزند و درس دین ندهد وکاری به کاردین نداشته باشد!

درسالهایی نه چندان دور، منتقدانی امثال دکترسید عطاء الله مهاجرانی- که درغیرت دینی اش همین بس که اولین کسی بود که در رد کتاب موهن آیات شیطانی، که هنوز بعضی از بزرگان آن را نخوانده اند ولی محکوم کرده اند دست به قلم برد و بر آن ردیه نگاشت- را با هدف دور کردن از شانس ریاست جمهوری بعد از خاتمی ببهانه طرح پیشنهاد مذاکره مستقیم با امریکا و گرفتن زن دوم و طرح مساله تعدد زوجات که حکم خدا و سنت رسول و ائمه و بعضی مراجع و.. است به آنطرف آب فرستادیم تا سایت جرس را راه بیندازد و دستش در بیان حرفهایش بازتر باشد!

به محل سخنرانی چند صد نفره دکتر سروش که روزی در این مملکت از تهران به قم می رفت و به طلاب درس می داد و استاد حوزه علمیه قم بود چنان نابخردانه حمله کردیم که ترجیح داد بدور از تجمعات خودجوش لباس شخصیها ترک وطن کند و درخارج بماند و درسش را بدهد وحرفش را بزند.

تنگ نظرانه عذر طلبه فاضلی همچون کدیور را ببهانه اینکه مثل بعضی از ما فدایی ولایت فقیه نیست از تدریس در دانشگاه خواستیم. بخاطر حرفهایش او را زندان کردیم و با تصورخام اینکه او را ساکت کنیم از کشور راندیم.

آنقدر فضا را بستیم و یکطرفه کردیم تا بیت مرجع بزرگی همچون آیت الله العظمی منتظری از گرفتن مجلس سالگرد ترحیم و فاتحه آن مرحوم صرف نظر کرد.

این ننگ را باید به کجا ببریم که بعضی با اعمال سلایق خود در عمل به دنیا اعلام می کنند این نظام از برپایی یک مجلس ختم و ترحیم که احیانا ممکن است بعضی در آن حرفهای مخالف حاکمیت بزنند واهمه دارد؟

چرا به رغم اعلام نظر رهبری درمحکوم کردن و تخطئه رفتار کسانی که در رفتاری زننده سفارت انگلیس را در تهران اشغال کردند و آن همه در سطح مجامع بین المللی و افکار عمومی جهان از ایران آبرو بردند در تلویزیون محاکمه نشدند؟ جرم اینها که میلیونها دلار خسارت به بودجه بیت المال تحمیل کردند از کسانی که در قضایای پس از انتخابات فقط دوسطل زباله آتش زدند نه بیشتر! و محاکمه آنها علنا از تلویزیون این مملکت پخش شد کمتر بوده و هست؟ یا نه اینها خودی اند؟

چرا اگر با حمله عده ای اوباش بعنوان بسیجی به مجلس روضه شب عاشورا در حسینیه جماران موافق نیستیند مجرمان و مهاجمان به روضه مظلوم کربلا را محاکمه نکردند و با پخش تصاویرشان به بقیه درس عبرت ندهند تا بدانند اگر روزی روزگاری چنین غلطی را تکرار بکنند با چنین عکس العملی روبرو خواهند شد؟

علایی و علایی ها آسان بدست نیامده اند و علایی ها در این جامعه بحران زده، که بعضی سعی می کنند مساله ش را برهنه شدن فلان هنرپیشه نابخرد در خارج بدانند، یک فرصت استثنایی برای برون رفت از بحران هستند آنها را تهدید ندانیم.


35 پاسخ به “غلامعلی رجایی: به جای آنکه قلم از دست منتقدان دلسوز بگیرید، رفتار خود را اصلاح کنید”

  1. میرزا گفت:

    ممنون از نشر سریع این نوشته در کلمه

  2. ناشناس گفت:

    افرین بر شما برادر رجایی که حرف دل درد مندان را زدید

  3. حکومت بي منطق گفت:

    حکومت بي منطقي که ابزار کارش اراذل و اوباش ولباس شخصي هاست و براي ايجاد ترس و اختناق اشوب و بلوا راه مي اندازد

    شايسته و برازنده ايران متمدن و ايراني بامنطق دو ستدار ارامش ؛صلح ، مهرباني و محبت نيست و بايد هر چه زودتر

    محترمانه برود وگر نه مردم عاقبت تکليفشان را با انان روشن خواهند کرد انشالله

  4. ناشناس گفت:

    در اینکه با مخالفان نباید برخورد اینچنینی کرد بحثی نیست و همینطور در اینکه این برخوردها همه چیز هستند غیر خود جوش هم بحثی نیست و نیازی به ادله چندگانه ندارد. همه هم میدانند که این جماعت منحرف به کدام بیت وصل اند و نیازی به کنایه و اشاره و غیره نیست. ولی این هم درست نیست که وسط دعوا بخواهیم نرخ تعیین کنیم – منظورم مناسب بودن آقای علائی برای ریاست جمهوری است. آقای رجائی یکبار برای همیشه این را قبول کنید که ورود افراد نظامی به صحنه سیاست کار درستی نیست. همه سردارها و سرلشکر ها باید پا پس بکشند (له یا علیه این و آن موضع گیری نکنند) و سیاست را به غیر نظامیان و مردم ایران واگذار بکنند. ورود افراد نظامی به سیاست هم نیروهای مسلح را تضعیف میکند و هم سیاست را زمینگیر. جلو اشتباه اعظم آقای خامنه ای را بگیرید نه آب به آسیاب آن اضافه کنید …

  5. ناشناس گفت:

    آقای رجایی نامه نوزدهم نوری زاد پاسخی بر سوالات شماست-این رنج ها بر خواسته از آن اختراع بزرگ است وعامل آن هم کسی جز مخاطب نامه های نوری زاد نیست

  6. بسیجی جبهه ها گفت:

    با درود به برادر رزمنده رجایی که من نمی شناسم ولی حرف حق او مورد توجه مسئولین مملکت قرار کیرد و کشور عزیرم ایران را نجات دهند . شما را به هرکسی که اعتقاد دارید به فکر ایران و اسلام باشیم نه به قکر اشخاص.

  7. حسين گفت:

    دوست عزيز، هموطن محترم، نوشته تان به جای خود. ولی به ظاهر کار از اين حرفها گذشته است.
    مردم ايران از اينان عبور کرده اند و منتظر فرصتی مناسبند تا آزاديشان را و انقلابشان را از اين نااهلان باز پس گيرند. يادتان ميايد ….؟
    هوا دلپذير شد گل از شاخ بردميد، پرستو به بازگشت زد نغمه اميد.
    بجوش تا مد از خون درون رگ گياه بهار خجسته مان خرامان رسد ز راه. …
    اين بهار دير يا زود فرا خواهد رسيد. به اميد آن روز

  8. ناشناس گفت:

    aghaye rejae be kasi tohin nakonid v nabekhrad naguid k farghi beine shoma v ahalie k enteghad mikonid az anha bashad

  9. ali گفت:

    jenabe rejaei aya shoma nemidanid in obash, az rahbar dastor migirand ?!!d

  10. ممد گفت:

    آفرین بر شما و دیگر قلم به دستان ، واقعیت این است که اصلاح وضعیت کنونی فقط با قلم توانای رزمندگان ،جانبازان و خانواده های شهدا امکان پذیر است نه بسیجی و پاسدارهای جنگ ندیده و بدلی که ساخته و پرداخته دست شریعتمداری ها و دیگران هستند

  11. mohammad گفت:

    KO gooshe shenava ?

  12. دانشجویی از انگلستان گفت:

    آورده اند که:

    کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند. بازرگانان، گریه و زاری کردند و خدا و پیغمبر شفیع آوردند و فایده ای نبود.

    چو پیروز شد دزد تیره روان چه غم دارد از گریه ی کاروان؟

    لقمان حکیم، اندر آن کاروان بود. یکی گفتش از کاروانیان: «مگر اینان را نصیحتی کنی و موعظه ای گویی، تا طرفی از مال ما دست بدارند که دریغ باشد چندین نعمت که ضایع شود». گفت: «دریغ، کلمه ی حکمت با ایشان گفتن!».

    آهنـی را که مـوریانه بـخـورد نتوان برد از و صیقل زنـگ

    با سیه دل چه سود گفتن وعظ؟ نرود میخ آهنی در سنگ!

    رسول خدا(ص) فرمود:

    «کَمَا لاَ یَجْتَنَی مِنَ الشُّوکِ العِنَب کَذلِکَ لاَیَنْزِلُ الفُجَّارُ مَنازلَ الأبرار([5])؛ همان گونه که از خار، انگور نتوان چید، بد کاران نیز به مقام نکوکاران در نیایند».

    ———-

  13. علی گفت:

    وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَي اللّهِ لَهُمُ الْبُشْري فَبَشِّرْ عِبادِ
    اَلَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
    أُولآءِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولآءِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ

    شیر مادرت حلالت

  14. سامان 12 گفت:

    برادررجایی!جاناسخن اززبان مامیگویی.مشکل از زمانی شروع شد که رهبری بدلیل ضعف شخصیت کاریزماتیک وبینش سیاسی کم عمق و همچنین نداشتن وجهه فقهی وعلمی مربوط به این مقام بعلاوه عدم توجه کافی در زمان امام نسبت به ایشان همه دست به دست هم داد تا باگسترش غیر قانونی قدرت به جذب افراد چاپلوس وبی ریشه دراطراف خود بنماید.ایشان چنان در قدرت ذوب!شدند که دیگر نصیحت چاره ساز نیست و برای حفظ قدرت سرکوبگر باید مهدی خزعلی و تاجزاده و توکلی و…..درزندان باشندوجوانان وطن در سیاهچال وزارت اطلاعات ودر کهریزک کشته وشبانه مخفیانه دفن شوند.

  15. میرمهدی موسوی (قزوین) گفت:

    احسنت بر آقای رجایی شیر حلال خورده!

  16. حسن گفت:

    این ننگ از آن جاست که رهبری به شدت به مردم وهر آن جه مربوط به مردم است بد بین است. ایشان می داند ودرست هم می داند چه جایگاهی در بین افکار مردم دارد وبه همین دلیل از مردم می ترسد تا ایشان بر این ترس اصراردارد وضع مملکت همین است وبزرگانی چون آقای علایی باید ایشان را از این ترس برهانند تا ایشان به مردم بر گردد

  17. منصف گفت:

    شعاری که روی درب منزل اعلای نوشته خیلی پر معنا هست، نوشته :
    ” مفتی الان چرا تو این خونه نشستی “.
    معنی دیگر این شعار این هست که چون سرداران سپاه در منزل سازمانی می نشینند پس در ازای دریافت این خدمات دیگر به رهبر انتقاد نکنند. در واقع باور حکومت اینست که این حقوق و مزایایی که به امثال اعلایی ها میدهد بابت خدمات و زحمات ایشان نیست بلکه رشوه ای است که آقای خامنه ای به این سرداران میدهد تا از وی انتقاد نشود … زهی خیال باطل.

  18. ناشناس گفت:

    متاسفانه با کارهایی که رهبر عظیم ما کرده اند دیگر کار از کار گذشته و یک یا دوراه بیشتر باقی نمانده است. اما برای بقیه سردمداران توصیه می کنم که میزان تحمل خود را بالا ببرند و دربرابر انتقادات و اظهار ایرادات این اندازه حساس نبوده و عکس العمل های شدید از خود نشان ندهند وگرنه ما در این مملکت همواره با دوگروه کاملا جدا و بی تفاوت نسبت به هم روبرو خواهیم شد. یکی حاکمیت و دیگری ملت. حاکمیت دستور میدهد فرمان صادر می کند، الدرم بلدرم_می کشم و می فهمانم و کارم را از پیش می برم- و ملت که کاملا بی علاقه و خنثی است و تلاش می کند تا جایی که امکان دارد از اجرای دستورات پاد دولت سرباز زند و با حقه و تقلبی شده از زیر حتی وظایف لازم را نیز انچام ندهد. نتیجه همینی می شود که می بینید چه درسلطنت شاه و چه را سلطانی شیخ

  19. شهروزی گفت:

    آفرین بر رجایی عزیز، که قصه ی غصه ی دردمندان این مرز و بوم را سرودید.

  20. معصومه گفت:

    عزيزم جرا براي رهبرم نمينوسي عزيم كه من عزادار نميخواهم عزادار بيش از اين باشم مي خواهم با صبحت مشكلات وطننيم حل يود رهبرم عزيم ؤطنم را درياب بحرف مغرضان مجوس نده وطن متطور توست قهرمانباشمرسي عزيزم ارزوي من و تو اارزوي استقلال كشور را داريم به أميد موفقيت ايران 

  21. علی گفت:

    من به عنوان یک دزفولی برخود می بالم که دکتر رجائی همشهری من است خدا کنند این آقایانی که بنام ولایت بر سر دوستان واقعی ولایت خاک می ریزند بیدار شوند اکثر اینهائی که می گویند ولایتی هستند اگر از پشت پرده به آنها اشاره کنند که تاریخ انقضای ولایت فقیه به سر آمده همان بلائی را که بر سر آقایانی مثل علائی و …….. می آورند بر سر رهبری می آورند کاشکی رهبری با تدبیری که خودشان صلاح می دانند این ولایتی ها را امتحان می کرد تا ببیند چند مرده حلاجند والله آدم یاد بچه های انقلاب که می افتد یا بچه های دفاع مقدس که سردار علائی و دکتر رجائی از آنها هستند خجالت می کشد که اینها برای چه هدفی با جانشان ایثار کردند و الان نتیجه را بد می بینند ترا به خدا این انقلاب حیف است ولی با این کارها که می کنند آینده انلااب و انقلابی انگار به ترکستان است

  22. havatan گفت:

    agaie rajaie jana sokhan az zabane ma miguie

  23. ناشناس گفت:

    azadi nazdik ast

  24. عبدالله گفت:

    امیدوارم این نامه نگاری ها مستقیما به رهبری بصورت گسترده تری انجام شود. اوضاع اصلا خوب نیست و آقایان آنقدر تحت غلبه نفس هستند که حاضر به تصحیح اشتباهاتشان نیستند

  25. حسن گفت:

    درود بر شرفت . همین

  26. رزمنده گفت:

    چه حقوق و مزایایی به علایی میدن؟ اون از خونه و زندگیش اونم از جایگاهش که باید جای فیروزآبادی می بود، برکنارش کردن!

  27. فرهاد گفت:

    جناب آقای رجائی نامه تان را چندین بار خواندم و هر بار بیشتر لذت بردم امالازم میدانم موارد زیر را گوشزد کنم:
    1 – ایکاش این نامۀ سراسر درد را که زبان حال مردم ایران در دوسال پیش بود منتشر می کردید زمانی که خون ندا به ناحق به زمین ریخته شد و متعاقبش سهراب، اشکان، محسن روح الامینی، ترانه موسوی و….. مظلومانه کشته شدند.
    2 – اما در خال خاضر بعد از گذشت دوسال و وقایع تاسف باری که نا باورانه از حکومت دیده شد مردم ایران خواهان سقوط این خکومت دیکتاتوری دینی و اصل ضاله و من در آوردی ولایت فقیه هستند قبول کنید که تجربه بستار تلخی بود این حکومت برای مردم مظلوم ایران
    3 – مردم ایران خواهان حکومتی هستند که در آن تمام اقشار قومی، دینی و مذهبی جنسیتی و … بتوانند از حق خود برخوردار شوند و در آینده مملکت حضور داشته باشند و نمایندگان دین اسلام برگردند به مکان شایسته خودشان یعنی ارشاد و موعظه همان چیزی که خمینی قول آن را وقتی که در پاریس بود داد

  28. ناشناس گفت:

    دورد بر كه به حق سرداري
    متاسفانه غرور بعضي آقايان اجازه نمي دهد به اشتباهات خود اعتراف كنند

  29. ناشناس گفت:

    خدا را شکر. انگار در بین کسانی که نام اصول گرایی را با خود دارند وجدان هنوز بیدار است. شما را به خدا حرفی بزنید. کاری بکنید. هر کسی که مقام و مسند و قدرتی دارد و در مقابل این ظلم سکوت کند در این ظلم شریک است.

  30. nazy گفت:

    کاش در پاسخ به دعوت دکتر نوری زاد این مطالب را خطاب به رهبری می نوشتید

  31. ناشناس گفت:

    باسلام به رزمنده بسیجی واقعی میدان های سالهای جنگ جناب دکتر رجائی در این روزگار سقوط به دره بی اخلا قی ها در سایه نظام جمهوری اسلامی بخصو ص به نام رهبری دراز بین رفتن افتخارها وشرافت ها وکرامتهای همه مردان جبه های دفاع مقدس بستر هولناکی در جان ملت ایران در این سی وپنج ماهه گذشته ننگ تاریخ را در بستر انقلاب اسلامی وارد نموده است وجامه در بد ترین وتباه ترین روزگاررا همراه دارد واین نفس های شوا وسردار علایی هاست یک ذره امید در این نا امیدی هاست جمعی از عکاسان سالهای دفاع مقدس

  32. سهند44 گفت:

    از خصوصیات دیکتاتورهاست که تا آخرین لحظات حیات خود هرگز به خود نمی آیند. تنها را نجات ایران عزیزمان قبل درگیری نظامی ایجاد تغییر در نظام است و در این نظام بسته دیکتاتوری ,تنها تغییر قابل اجرا ,تغییر ازبالاست.واین بوجود نمی آید مگر از طریق نامه نگاری بزرگانی مثل علائی ها نوری زادها خزعلی ها و…. تا با هزینه کمتری این مردم نجات یابند.در غیر این صورت تغییر از طریق حرکت توده های مردمی بسیار پر هزینه خواهد بود هر چند این بار اگر حرکتی صورت پذیرد (این حرکت احتمالآ قبل از نوروز1391 خواهد بود چون روند فعلی وضعیت اقتصادی کشور ,انتخابات فرمایشی ا,ختلاف شدید درون نظام این شرایط را فراهم کرده )این نظام را باید تمام شده قلمداد کرد که بسیار پر هزینه خواهد بود .بنابراین کی وجدان خفته افراد دلسوز ایران عزیزمان بیدار خواهد شد تا مردم و کشور را قبل از فروپاشی نجات دهند.

  33. جمعی از فرهنگیان گفت:

    باسلام و درود به شما رزمنده دفاع مقدس . شجاعت شما را در بیان واقعیات جامعه تحسین می کنیم و مطمئن هستیم در صورتی که سایر همرزمان شما نظرات واقعی خود را بیان کنند وبه دنبال منافع دنیوی نباشند حکومت مجبور به اصلاح رفتار خود خواهد شد …… به امید آن روز

  34. دادار گفت:

    اینکه ا ین رفتارها ی نا هنجار با سردارانی که درجنگ افتخارافرین بودندصورت میگیردوهمه هم میدانندچه گروههائی دست اندرکارندانهم درنظامی که ولایت مطلقه فقیه حاکمیت داردایا این خود به تنهائی دلیل برناکارمدی نظام ولایت مطلقه فقیه نیست ولی مطلقه ای که نتوا ند مریدان سینه چاک خودرا کنترل کند مسلما قادربا داره جامعه نیست همانطورکه تاکنون نبوده وچنین روزگاری برملت ما رقم خورده یکباروبرای همیشه بخواهیم حاکمیت به جمهور مردم برگرداننده شودتاملت خود با انتخاب نما یندگان واقعی برای اداره جامعه باین وضعیت خاتمه دهد.

  35. رزمنده گفت:

    جناب رجایی از راه دور بر دستانت بوسه می زنم !قلم شیرین وشیوا وبا تعهد وسرشار از دردمندی! زنده باشی