درخواست پدر و مادر مسعود باستانی: بدون دست بند و پا بند، درمانش کنید
چکیده :فرزند ما حاضر نيست با پابند به بيمارستان اعزام شود چرا كه اين كار غيرقانوني و برخلاف آييننامه سازمان زندانها ميداند، كم نبود كه بر دستان اهالي قلم دستبند زده شد و اكنون بر پاهاي آنها هم بند مي زنند! مسعود گفته است در صورت استفاده از پابند توسط مسئولين و در هنگام اعزام به بيمارستان، عليرغم بيماري شديد، از اينكار صرف نظر خواهد كرد. ...
مسعود باستانی روزنامهنگار منتقد دولت، که دوران محکومیت شش سال زندان خود را در زندان رجاییشهر کرج سپری میکند از سردردهای شدید و مداوم در زندان رنج میبرد و این وضعیت سبب شده که چندین بار وی دچار لمسی بدن شده و به بهداری زندان منتقل شود.
به گزارش کلمه، پزشکان زندان رجایی شهر همه رای به اعزام این روزنامه نگار زندانی برای درمان و انتقال او به بیمارستانی خارج از زندان داده اند اما با این همه مسوولان قضایی اصلا به این موضوع توجی نمی کنند و حاضر نیستند به او مرخصی درمانی بدهند.
بنابه گفته پزشکان پزشکی قانونی که به زندان آمده و وی را مورد معاینه قرار دادهاند، این روزنامهنگار باید در اسرع وقت به بیمارستان برای معاینه و سی.تی.اسکن و درمان اعزام شود.
مسعود باستانی از تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به شش سال زندان محکوم شده است. وی تا بهمن ماه ۱۳۸۸ در زندان اوین به سر میبرد، اما در تاریخ پنجم بهمن ماه ۱۳۸۸ در اقدامی خلاف قانون و بر خلاف اصل تفکیک و طبقهبندی زندانیان از زندان اوین به زندان رجاییشهر که محل نگهداری مجرمین خطرناک است، منتقل و در این زندان نگهداری می شود پدر و مادر این روزنامه نگار زندانی درباره شرایط فرزندشان نامه ای به دادستان کل کشور نوشته اند :
آقاي محسني اژهاي
ما پدر و مادر مسعود باستاني روزنامهنگاري هستيم كه دقيقا 30 ماه است كه بدون حتي يك روز مرخصي در زندان است. روزنامهنگاري كه در تمام مدت فعاليت حرفهاي خود غير از حق و حقيقت چيزي ننوشت و الان در زندان رجاييشهر محبوس است. ديگر از شما سوال نميكنيم كه چرا در مدت اين 30 ماه فرزند ما از حق مرخصي محروم بود چرا كه برايمان مانند آفتاب روشن است كه حتي خود شما هم دليل آن را نميدانيد و نميخواهيم از اين عدم اطلاع خجل شويد كه دادستان كل هستيد و لابد بايد از تمام روند قضايي اطلاع داشته باشيد، حال كه شما و دادستان تهران از عدم اعطاي مرخصي به مسعود اطلاعي نداريد، گويا ديگر نيازي نيست كه از شما سوالي پرسيده شود!
آقاي دادستان كل كشور
مدت طولاني است كه نامهاي براي شما و ساير مسئولين قضايي ننوشتهايم. دليل آن بيتفاوتي نسبت به حقانيت و حقوق مسعود نبود بلكه بياعتمادي و نااميدي از قوه قضاييه جمهوري اسلامي ما را به مرحلهاي رسانده كه كار خود را به خدا واگذار كردهايم و فرزندمان را به او سپردهايم. اما اكنون كه وضعيت جسماني مسعود روز به روز بدتر ميشود و بر مشكلات گوارشي و دندان درد؛ سر دردهاي طولاني مدت و لمس شدن بدن مسعود نيز اضافه شده، خودمان را به حق ميدانيم تا در نامهاي گلايه كنيم و حق داريم نگران جان فرزندمان باشيم.
فرزند ما كه يك روزنامهنگار مستقل و منتقد است گناهي جز انجام وظيفه حرفهاي و انتقاد از شيوه اداره كشور ندارد، انتقاداتي كه دلايل آن، نه تنها براي ما كه حتي براي خود شما هم روز به روز بيشتر روشن ميشود.
مسعود بيش از 30 ماه است به صورت پيوسته در زندان به سر ميبرد و كاملا غيرقانوني به زندان رجاييشهر تبعيد شده است. در حال حاضر او علاوه بر محروميت از تلفن و ملاقات هفتگي و حضوري، امكان استفاده از مرخصي را پيدا نكرده و اكنون سلامتياش در خطر است و نياز فوري به درمان خارج از زندان دارد.
انصاف حكم مي كند در اينجا از تلاشهاي تيم پزشكي بهداري زندان رجاييشهر تشكر كنيم اما به گفته پزشكي قانوني، وي بايد به مراكز درماني خارج از زندان رفته و توسط پزشكان متخصص مورد معاينه قرار گيرد و برخي آزمايشات تخصصي از جمله امآيآر و سيتياسكن انجام شود.
فرزند ما حاضر نيست با پابند به بيمارستان اعزام شود چرا كه اين كار غيرقانوني و برخلاف آييننامه سازمان زندانها ميداند، كم نبود كه بر دستان اهالي قلم دستبند زده شد و اكنون بر پاهاي آنها هم بند مي زنند! مسعود گفته است در صورت استفاده از پابند توسط مسئولين و در هنگام اعزام به بيمارستان، عليرغم بيماري شديد، از اينكار صرف نظر خواهد كرد.
پيگيريهاي ما به دفتر دادستان تهران و معاون وي براي مرخصي استعلاجي تا اين لحظه بينتيجه مانده و جالب است بدانيد آقايان وقتي براي پاسخگويي به مردم و خانواده زندانيان ندارند. به خوبي ميدانيم شما قادر به اعمال نظر بر تصميمات آنان كه براي جان و مال مردم تصميم ميگيند و اجازه مرخصي به فرزند ما نميدهند؛ نداريد اما اميدواريم حداقل با پيگيريهاي شما مانع از رخدادي غمانگيز و تشديد بيماري فرزندمان شويد.
با تشكر
پدر و مادر مسعود باستاني
روزنامهنگار دربند در زندان رجاييشهر














آقای اژه ای آیا این رسم مسلمانی و مردانگی است؟؟
روزنامه نگاران و نویسندگان را به دادسرا احضار می کنید، و بعد که با پای خود به آنجا مراجعه می کنند، دستگیر کرده و مثل یک مجرم خطرناک به دست و پایشان غل و زنجیر می بندید، مبادا که فرار کنند؟؟ حتی با یک زندانی بیمار که بدنش لمس شده است چنین می کنید؟؟؟
آقای اژه ای از خدا بترسید و دست از خوش خدمتی بردارید و آخرت خود را به دنیای ارباب تان نفروشید. و به فرموده قرآن جز خدا را ارباب نگیرید. که بزودی بادی که در هنگام مصاحبه با جراید به غبغب می اندازید خالی خواهد شد. انشاالله
آقای اژه ای آیا این رسم مسلمانی و مردانگی است؟؟
روزنامه نگاران و نویسندگان را به دادسرا احضار می کنید، و بعد که با پای خود به آنجا مراجعه می کنند، دستگیر کرده و مثل یک مجرم خطرناک به دست و پایشان غل و زنجیر می بندید، مبادا که فرار کنند؟؟ حتی با یک زندانی بیمار که بدنش لمس شده است چنین می کنید؟؟؟
آقای اژه ای از خدا بترسید و دست از خوش خدمتی بردارید و آخرت خود را به دنیای ارباب تان نفروشید. و به فرموده قرآن جز خدا را ارباب نگیرید. که بزودی بادی که در هنگام مصاحبه با جراید به غبغب می اندازید خالی خواهد شد. انشاالله
هر چه بیشتر ظلم می کنند پیداست به آخر خط خود نزدیک تر شده اند.
حالا دیگر تمام ملت ایران حتی مردمان ساده دل و خوش باور روستاهای ایلام هم بیدار شده اند. و دیر نیست که به خواست خدا انتقام سهمگینی از ارباب ظالم معابد و نوکران آنها مانند امثال اژه ای گرفته خواهد شد.