نامه امید کوکبی به قاضی القضات: بازجوها من و خانواده ام را به گروگان گرفته اند
چکیده :امروز که هیچ خطایی نکردهام و هیچ اطلاعی از موضوعات و فعالیتهای محرمانه نظام ندارم با من اینگونه رفتار میشود و تمام زندگی و خانوادهام را به واقع گروگان گرفتهاند. در آینده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از این اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چیزی را برای حصول اطمینان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟...
امید کوکبی دانشجوی نخبه دکترا در دومین نامه خود به رییس قوه قضاییه از فشارهای متعدد به خود و خانواده اش پرده برداشته و می پرسد: چگونه میشود به کسی که متهم به جاسوسی یا ارتباط با اجانب است اطمینان کرد و او را به محرمانهترین و سرّیترین بخش اسرار نظام دعوت کرده و از او درخواست همکاری نمود؟
به گزارش کلمه، او با اشاره به وعده و وعیدهایی که به او و خانواده اش شده بلکه او با امنیتی ترین بخش کشور همکاری کند، استدلال کرده: امروز که هیچ خطایی نکردهام و هیچ اطلاعی از موضوعات و فعالیتهای محرمانه نظام ندارم با من اینگونه رفتار میشود و تمام زندگی و خانوادهام را به واقع گروگان گرفتهاند. در آینده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از این اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چیزی را برای حصول اطمینان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟
وی با اشاره به نامه اول خود به صادق لاریجانی از تشدید فشارها سخن می گوید و با انتقاد و گلا یه ازعدم بیطرفی قاضی پرونده اش می گوید که حتی از نمایش و تصویرگری یک دادرسی به ظاهر قانونی و بیطرفانه عاجز مانده و به وضوح و آشکارا به قوانین و مقررات و مصالح نظام و کشور بیاعتنایی کرده و بدتر از آن اینکه در جلسه دادگاه با عصبانیت اقدام به تحقیر و تهدید من کرده و با به کاربردن الفاظی که اینجانب شرم دارم در این نامه به ذکر آنها بپردازم، از من به اصرار میخواست که مطابق خواسته وی اقرار به ارتباط با آمریکا و خیانت به کشورم کنم.
امید کوکبی، دانشمند جوان ایرانی، هشت ماه است که به اتهامات واهی، پشت میله های زندان اوین محبوس است. دوازدهم بهمن سال جاری، قرار است دادگاه این پژوهشگر کشور برگزار شود. محاکمه امید کوکبی در حالی انجام خواهد شد که این هموطن اهل سنت و ترکمن هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی نداشته و هنگامی که برای دیدار با خانواده اش به ایران سفر کرده بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
این نخبه ی ایرانی در نامه خود اعلام کرده که بعد از این حاضر نیست در این دادگاه حضور یافته و از خود دفاعی بکند و آورده است: اگر هم اجباراً مرا به دادگاه ببرند قطعاً سکوت کرده و دفاعی نخواهم کرد تا ایشان با فراغ بال به آنچه که از قبل برای من تجویز کردهاند حکم دهد هر چند که ممکن است این موضوع موجب طولانیتر کردن عمدی زمان رسیدگی به پرونده من شود.
امید کوکبی با کسب رتبه ۲۹ در کنکور توانست به طور همزمان در دو رشته فیزیک و مکانیک در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کند. وی فوق لیسانس و دکترای خود را در اسپانیا در رشته فیزیک اتمی در گرایش لیزر کسب کرد. این دانشمند جوان از سال گذشته در دانشگاه تگزاس آمریکا در مقطع فوق دکتری مشغول به تحصیل بود.
خانم صفربی بی حق نظری، مادر امید کوکبی که تمام دوران زندگی خود را صرف تربیت ۹ فرزند با مدارج بالای علمی کرده است، از مسئولان قضایی خواسته بود که بیشتر از این باعث رسوایی سیستم قضایی کشور نشوند و با برخورد درست با پرونده اندک آبروی باقیمانده خود را حفظ کنند.”
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفت به شرح زیر است:
ریاست محترم قوه قضائیه
حضرت آیت اله صادق آملی لاریجانی
سلامٌ علیکم
اینجانب امید کوکبی فرزند نوبت، زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین دومین باری است که برای شما نامه مینویسم و امروز که این نامه را تحریر میکنم حدود ۱۰ ماه است بدون هر گونه دلیل و مدرکی (و شاید در اثر یک سوء تفاهم) در بازداشت به سر میبرم. پس از چند بار تفهیم اتهام متفاوت از جمله شرکت در تجمعات غیر قانونی و اخلال در نظم و امنیت، نهایتاً اتهاماتی واهی و بیاساس که روحم را آزرده کرده است با عنوان «ارتباط با دول متخاصم و کسب درآمد نامشروع» را به من تفهیم کردند که یقیناً این اتهامات با توجه درخواستها و عملکرد مسئولین امر کاملاً منافات دارد و با هیچ منطق و عقل سلیمی همخوانی ندارد. چگونه میشود به کسی که متهم به جاسوسی یا ارتباط با اجانب است اطمینان کرد و او را به محرمانهترین و سرّیترین بخش اسرار نظام دعوت کرده و از او درخواست همکاری نمود؟ دعوتهای مکرر مسئولین امنیتی و اطلاعاتی و تحت فشار قرار دادن خانوادهام جهت متقاعد کردن من به همکاری و نشان دادن در باغ سبز و وعده حمایتهای مختلف همچون آزادی و ادامه تحصیل در همان دانشگاه قبلی خودم (دانشگاه آستین تگزاس) برای کسی که تاکنون هیچ فعالیتی خارج از دانشگاه و محافل علمی دنیا نداشته و با عالم سیاست بیگانه است چه معنا و مفهومی را تداعی میکند؟ و در پشت این اتهام زنیها و فشارها چه هدفی نهفته است؟ اگر چه من به عنوان یک ایرانی حاضر به همه گونه خدمت و جانفشانی برای کشورم هستم لیکن بنده همیشه این استدلال وپاسخ را به بازجویان و نمایندگان اعزامی از نهادهای مختلف داشته و دارم که: امروز که هیچ خطایی نکردهام و هیچ اطلاعی از موضوعات و فعالیتهای محرمانه نظام ندارم با من اینگونه رفتار میشود و تمام زندگی و خانوادهام را به واقع گروگان گرفتهاند. در آینده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از این اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چیزی را برای حصول اطمینان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟
جناب آقای لاریجانی
تنها گناه من این بوده و هست که تحصیلاتم منحصر به فرد بوده و در ایران کسی در این رشته تخصص و تحصیلات من را ندارد و از بد حادثه ظاهراً این تخصص شدیداً مورد نیاز واقع شده است. اما این مرقومه را جهت دفاع از بیگناهی خودم برای شما نمینویسم و البته امیدی هم به شنیدن یا اهمیت دادن به آن ندارم، زیرا نه تنها به نامه اول من «که با سختی توانستم از زندان برای شما ارسال کنم» کوچکترین توجهی نکردید و از آن نامه هم سوء تعبیر شد و موجب تشدید فشارها بر من گردید، بلکه دلیل نگارش این نامه، گلایه از مجموعه تحت امر شما و به خصوص دادگاه رسیدگی کننده به پرونده من است، که حتی از نمایش و تصویرگری یک دادرسی به ظاهر قانونی و بیطرفانه عاجز مانده و به وضوح و آشکارا به قوانین و مقررات و مصالح نظام و کشور بیاعتنایی کرده و بدتر از آن اینکه در جلسه دادگاه با عصبانیت اقدام به تحقیر و تهدید من کرده و با به کاربردن الفاظی که اینجانب شرم دارم در این نامه به ذکر آنها بپردازم، از من به اصرار میخواست که مطابق خواسته وی اقرار به ارتباط با آمریکا و خیانت به کشورم کنم.
ریاست محترم این دادگاه نه تنها بیطرف نبوده و صلاحیت رسیدگی به پرونده اینجانب را ندارد بلکه در یک نظام اسلامی و قائل به اخلاق و عدالت و مهرورزی، این ویژگیهای اخلاقی، قطعاً صلاحیت هر قاضیای را برای تصدی پست قضایی زایل کرده و شایستگی نشستن بر این مسند را سلب میکند. مگر دعوی و اتهام من شخصی و متوجه اوست که اینگونه بر من پرخاش و توهین و تهدید میکند؟ قاضیای که به متهم بدون هیچ دلیل موجهی توهین و تحقیر و پرخاش نماید دیگر بیطرف نیست و طبق قانون هم صلاحیت رسیدگی به پرونده را ندارد.
لذا اکنون به عنوان عکس العمل طبیعی یک زندانی که به حرمت و حقوق اولیه انسانی او توهین شده است اعلام میکنم که بعد از این حاضر نیستم در این دادگاه حضور یافته و از خود دفاعی بکنم و اگر هم اجباراً مرا به دادگاه ببرند قطعاً سکوت کرده و دفاعی نخواهم کرد تا ایشان با فراغ بال به آنچه که از قبل برای من تجویز کردهاند حکم دهد هر چند که ممکن است این موضوع موجب طولانیتر کردن عمدی زمان رسیدگی به پرونده من شده (که خود نوعی مجازات فرد پیش از محاکمه است) و نیز همچنان که در این مدت به بسیاری از مواد قانونی (از جمله رسیدگی به اعتراض من به قرار بازداشت و یا عدم تمدید قرار بازداشت پس از گذشت یک ماه و یا حق ملاقات با وکیل) عمل نشده و تا امروز اجازه ملاقات با وکیل را به بنده ندادهاند (و معلوم نیست که وکلای محترم چگونه میخواهند در دادگاه از من دفاع کنند.) و یا ممکن است این نامه تظلم خواهی من موجب شود باز هم بر من غضب کرده و بیشتر سخت گیری کنند. بنابراین از محضر آن مقام محترم تقاضا دارم به این حداقل انتظار من که جزء حقوق اولیه یک زندانی است توجه کرده و با واگذاری امر رسیدگی به پرونده به شعبهای دیگر شرایط را برای برگزاری یک دادگاه موجه و بیطرف و با رعایت اصول اخلاقی و حقوق شهروندی فراهم فرمایند.
امید کوکبی ۲/۹/۱۳۹۰ زندان اوین بند ۳۵۰















۱۱ دیدگاه
نوکران یزید زمان چه که نمی کنند .از این پس بر حسین ع و یارانش نباید گریست که یزید خودمان و کاسه لیسانش همه یزیدیان تاریخ را در قرن ۲۱ رو سپید کرده اند .پس باید بر حسین های زمان و خانواده انها گریست و اشک ریخت .روحانیت که دارد همه ابرو و احترام خودش را به حراج می گذارد
vvvvvvvvvvvvvv همه با هم پیش به سوی vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
( 25 بهمن سبز )
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvما بیشماریمvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
جناب امیدکوکبی نخبه ودانشمند جوان ایرانی میدانم شرایط تودربازداشتگاههابسیارسخت ترازدیگران هست
برادرترکمن من زیراتو سنی هستی مثل مااهل سنت ۳۳سال هست درتبعیض وفشاروتهدیدزندگی کردیم
برادرعزیزم ماپناهگاه وپشتیبانی جزخدانداریم
وازخدامیخواهم ودعامیکنم بعدازهرنماز۵وقت خداوند خودش حافظت باشد
دست حاجت چوبری نزدخداوندی بر
که کریمست ورحیمست وغفور ودود
برادرعزیزم درزندان این دژخیمان سوره یوسف راتلاوت کن
زیراحضرت رسول خدامی فرماید درسختی ها سوره یوسف راتلاوت کنید زیرابه انسان امیدمیدهد که یوسف درزندان بود اززندان بیرون آمد وعزیزمصرشد………..
مابرادران اهل سنت ایران برایت دعامیکنیم وازخدامیخواهیم نه ازقاضی القضات ماازمالک هستی خدای رحمان وحکیم برایت طلب آزادی میکنیم
ازسایت کلمه هم ممنونم که خبرهایی ازاین هموطن وهم مذهب مامنتشرمیکند
سلام-امیدعزیزمیدانم که توعلاوه براینکه امیدپدرومادرت باشی که هستی امیدماهم هستی .من بنوبه خود بتو افتخارمیکنم که جوانانی مثل شماداریم بایدشماراآنچنان عزیزدارندکه عزیزمصرهم آرزوی بجای بودن شمارابکند.منهم مثل توفکرمیکنم که زندانم.ولی زندانهای مافرق میکند.منهم میخواهم خودم باشم .نه آنکه آنان میخواهند.میخواهم وقتی رادیویاتلویزیون راروشن میکنم برایم ساری بلبول وکوچه لره سوسپمیشم خوانده ومقامات خود رابشنوم .دوست دارم مادرم ومادربچه ام وقتی خسته ام بگویدبالام یورورلمایاسان قادان الیم تاخستگی ازتنم خارج شودمیخواهم باپول خودم زبان وفرهنگ خودم شکوفاو پویاشود.باهیچ کس دشمن نیستم.ولی میخواهم خودم باشم.نمیخواهم سایه دیگری برسرم باشد.آیاگناه بزرگی میکنم.منهم مثل توزندانی عقب ماندگی وجهلم.امیدعزیزامیدبخداداشته باش.
برای اینها شیعه وسنی ندارد هرکس که نامش درایران به عنوان مردم این کشور ثبت باشد متهم است وباید دستگیر شود شورای نگهبان اعلام داشته است از نظر این شورا همه دراصل ضد ولایت فقیه هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود در قانون فعلی هم که این عنوان جرم است پس همه ملت ایران مجرم هستند وباید دستگیر شوند. این دستگیری ها هزینه وجا لازم دارد بنابراین فله ای دستگیر می کنند حالا قرار شده برای تنبیه، زندانها را افزایش بدهندبعد همه را بنوبت دستگیر کنندهمه تو صفیم!اول از نخبگان وبزرگان شروع کردند تا حساب دست ملت باشد که با کی طرف است
صفحه حمایت از امید کوکبی در فیس بوک
http://www.facebook.com/Omid.Kokabi
این بلایی که سر این دانشجوی بسیار با استعداد آمد، نیز بلایی که بر سر آن ایرانی متولد آمریکا آورده اند یعنی کسی که برای دیدار با مادربزرگان پدری و مادری به ایران آمد و به اتهام جاسوسی برای آمریکا!!!!! محکوم به اعدام شد یک درس بسیار آموزنده به تمام ایرانیان مقیم خارج می دهد. اگر کلاهتان هم در ایران افتاده برای برداشتن آن به ایران نیایید زیرا مسافرت به ایران یک طرفه است. آمدنش با شما بازگشت آن در دست وزارت اطلاعات و سازمان زندانها و قوه قضاییه دست به کمر و چاکر صفت است. اینجا مردم را اول می گیرند و بعد برایش جرم می تراشند. بدیهی است جوانی که در آمریکا ازوالدین ایرانی به دنیا آمده برابر قوانین آمریکا، آمریکایی محسوب می شود و اگر به خدمت ارتش آمریکا درآمده و شغل مترجمی داشته چرا باید او را جاسوس انگاشته و بگونه او را تحت فشار قرار دهید که بیچاره تسلیم شده و حاضر شود هرچه شما بگویید انجام دهد. او هم مثل آن سه آمریکایی که آنها را در مرز گرفتار کردید و بعد از چند سال زندانی با گرفتن هرکدام نیم میلیون دلار آنها را به آمریکا بازگرداندید. چرا مردم را این اندازه آزار و اذیت می کنید. بسیاری از ایرانیان سالهاست که درخارج هستند و ازبیم گرفتارشدن در ایران قید مسافرت به ایران را زده اند. ایرانیان مقیم خارج منبع درآمد ارزی بسیار خوبی برای جمهوری اسلامی هستند اما این رژیم از قرار بیماری دارد که حتما مسافران خارج به ویژه مسافرانی را که ازآمریکا به ایران می آیند آزار داده و با اتهامات موهومی به نام “جاسوسی” آنها را به دردسرانداخته و بعد از تلکه کردن آنان را رها سازد. ای جمهوری اسلامی کی میخواهید از این گوش بری ها دست بردارید. آیا به فکر آبروی ایران و ایرانی نیستید؟
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.آبت نبود نونت نبود ایران اومدنت چی بود.
امید کوکبی به خداوند امیدوار باش و توکل کن. این قاضی القضاتی که دست به سوی او دراز کرده ای به قول خیام ازتو بسیار بدبخت تر و بیچاره تر و دست بسته تراست. تو فکر می کنی او از خودش اراده و قدرتی دارد. مترسکی است که او را به این کار گمارده اند که فرمان این و آنرا اجرا می کند. خدا یارت باشد ای جوان بیگناه. واقعا بی کار بودی بلند شدی آمدی ایران و خودت را به آتش جهنم انداختی؟ خداکند سایر جوانان ایرانی مقیم خارج از سرنوشت تو لااقل عبرت بگیرند و قتی دلشان برای اقوامشان پدربزرگ یا مادربزرگ تنگ شد، با سنگ بکوبند به قلب خود و بگویند سرنوشت امید کوکبی و حکمتی باید برای ما عبرت آموزنده ای باشد. سفر به ایران، بی سفر به ایران مگر ازجان خودت سیرشده ای جوان
امید جان من دلم روشن است. اززندان آزاد می شوی و به تکزاس برمیگردی و سردرس و مشق وزندگی ات خواهی بود. فقط روسیاهی برای حاکمیتی باقی خواهد ماند که با یکی از با استعدادترین جوانان تحصیل کرده مملکتش اینگونه رفتاری دارد. جوانی که بزودی دریکی از دانشگاههای آمریکا به سمت استاد یاری مشغول کارخواهدشد. به کوری چشم این قاضی القضات های قلابی و حیدرمصلحی دوصفرهفت قلابی. امید جان ایران را دوست بدار و از ایران دلخور نشو اینها نه ایرانی هستند و نه ایران و ایرانی را دوست دارند. تو در دل ملت جای داری وامید ما هستی
درس عبرتی باشد باشد برای دیگر مغزهای مقیم خارج از کشور اگه دلت تنگ شده به خونواده ات میگفتی بیان اونجا چرا خودت بلند شدی اومدی تو این مرداب خون واقعا حیف شدی با این اوصاف فکر نمیکنم حالا حالاها آزادت کنن
اون درجه ای که تو کسب کردی چیز کمی نیست فکرشو بکن سه تا دانشمند جایزه نوبل رو که میگیرن آرزوی آزادی تو رو میکنن
به هشت زبان زنده دنیا تسلط داری چرا اومدی امید جان تو یه آدم معمولی نبودی نابغه بودی
فقط اگه حکومت تغییر کنه امیدی برای آزادی تو هست وگر نه این خونخوارها ولت نمیکنن امیدوارم این تحریم اقتصادی زمینه ای برای قیام مردم و تغییر حکومت و در نهایت آزادی تو دوست خوبم را فراهم کنه