سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ای کاش ما هم می توانستیم اعتراض کنیم...

ای کاش ما هم می توانستیم اعتراض کنیم

چکیده :ای کاش ما می توانستیم به سیاست های قاچاق مستمر و گسترده در ایران اعتراض کنیم و گوشه ای از جنایت واردات قاچاق را که به فروپاشی هزاران واحد تولیدی و بیکاری میلیونها نیروی کار و فقر و فساد وفحشا و اعتیاد منجر شده است اعتراض می کردیم و بر روی پارچه نوشته های خود می نوشتیم "آیا قاچاق کالا، پاسداری از انقلاب است؟"ای کاش ما هم می توانستیم به همراه میلیونها کشاورزی که در اثر واردات بی سابقه محصولات کشاورزی، آسیب خوردند به خیابانها می آمدیم و اعتراض خود را به سیاست های واگذاری بازار های کشور به تعداد انگشت شماری الیگارش فریاد می کردیم....


کلمه- دکترحسین راغفر*:

ای کاش ما هم می توانستیم به جنبش ضد وال استریت بپیوندیم و به سیاست های نومحافظه کارانه سال های گذشته، و به ویژه شش سال اخیر، دولت ها در کشورمان اعتراض کنیم، و مکّاری طراحان این سیاست ها را فریاد می زدیم که بر واگذاری سهام بنگاه های دولتی عنوان سهام “عدالت” نهادند و بر آزاد سازی قیمت ها “هدفمندی یارانه ها”.

ای کاش ما نیز می توانستیم در این لحظاتی که تاریخ جهانی رقم می خورد سهم خود را به تاریخ آینده کشورمان و دنیا ادا کنیم؛ لحظاتی که نشانه های قطعی فروپاشی لیبرالیسم به عنوان معرّف جغرافیای فرهنگی نظام جهانی عصر ماست؛ لیبرالیسمی که وعده می داد که اصلاحات تدریجی، نابرابری های نظام جهانی را تخفیف می دهد و از قطبی شدن آن می کاهد؛ لحظاتی که نشانه های آگاهی و رشد ملّت ها نسبت به عوامل چپاول منابع عمومی و مسببین فقر و حافظان جهل و رکود فرهنگی آنهاست.

جنبش ضد وال استریت جنبش قربانیان نظام های ظلم و بی عدالتی است و بنابراین جنبش عدالت و آزادی، و جنبش ضد فساد است؛ عدالت در مشارکت برای اداره جامعه؛ عدالت در توزیع محصول اجتماعی؛ عدالت در توزیع هزینه ها؛ عدالت در دستیابی به مناصب و قدرت؛ عدالت در قطع دستان عوامل چپاول و غارت منابع عمومی است. جنبش ضد وال استریت خواهان آزادی های مشروع است، آزادی در اعتراض به عوامل بروز مرگ اخلاقی؛ آزادی در اعتراض به همه عوامل و نهاد هایی که فرصت های شکوفایی خلاقیت انسانی را سدّ کرده اند؛ آزادی در اعتراض به آنهایی که به هر بهانه ای یک دنیای غیرمساوات طلب و غیر مردم سالار را ترجیح می دهند.

ای کاش ما نیز می توانستیم به همراه همه جوانانی که یا شغلی ندارند و یا از سر ناگزیری سرگرم مشاغل کاذب هستند به مسببین بیکاری آنها اعتراض کنیم؛ جوانانی که قربانی سیاست های راست افراطی دولت های نو محافظه کار شده اند؛ همچون معترضان ضد وال استریت به رهاسازی اقتصاد در چنگال مشتی الیگارش اعتراض می کردیم و مسببین واردات بی سابقه در تاریخ کشور را که فرصت میلیونها شغل را از جوانان و کارگران ما گرفتند و به جوانان و کارگران چین و هند و ترک اعطاء کردند افشاء می کردیم.

ای کاش ما هم می توانستیم تظاهرات ضد وال استریت داشته باشیم و آنهایی را که آزادی را موعظه می کنند بدون آنکه فرصت ها را فراهم آورده باشند رسوا می کردیم و فریاد می زدیم که این آزادی شما “هدیه ای شیطانی” است به مردم ما و آنهایی که از ارائه فرصت ها امتناع می ورزند “جنایت” می کنند؛ و بی جهت نیست که آن واعظان و این تبهکاران پیوندی تاریخی دارند.

جنبش ضد وال استریت حکایت حرص و آز بی پایان شرکت هاست، داستان اعتراض میلیونها نفر از مردمانی است که شغلی ندارند و دولت هایشان در جهتی مخالف مصالح آنها حرکت می کنند؛ داستان دروغ پردازی ها و افسانه سازی های بی پایان دولت هاست که علّت بیکاری میلیونها جوان و انسان بیکار جویای کار را به عوامل خارجی از جمله رکود جهانی نسبت می دهند و حال آنکه همگان آگاهند که این رکود جهانی نیست که مسئول بیکاری میلیونها انسان است بلکه فساد، اختلاس و غارت منابع عمومی در داخل، علت بیکاری آنهاست. جنبش ضدوال استریت داستان حاکمیت سرمایه داران بی وطنی است که نه تنها هیچ تعلق خاطری به وطن ندارند بلکه قربانیان توطئه های خود را مقصر قلمداد می کنند، وطن آنها جایی است که در آن سود آنها از هر طریق، از جمله طرق نامشروع، حداکثر شود؛ جنبش ضد وال استریت تقاضا برای عدالت است و احساس بی عدالتی احساسی همگانی است، اعتراض به نهاد هایی است که به نفع صاحبان سرمایه و به زیان بیکاران و افراد فاقد سرمایه های مالی عمل می کنند؛ سهم مالیات یک پرستار، یک معلّم، یک کارمند نسبت به درآمدش به مراتب بیشتر از سهم یک سرمایه دار است. و شرکت های بزرگ و غول های مالی تا جایی که ممکن است با زدوبند و رشوه از پرداخت مالیات فرار می کنند. در این میان نهاد های نومحافظه کاری همچون اطاق های بازرگانی که به همه سطوح قدرت نفوذ دارند و تنها لایه بسیار باریکی از نخبگان سرمایه را نمایندگی می کنند با زد و بند و حضور در شبکه های مافیایی منافع گروه های کمتر از 1 درصد جمعیت را به زیان بیش از 99 درصد بقیه جستجو می کنند. در آمریکا گُلدمَن سَکس ها میلیارد ها دلار از دولت های نومحافظه کار پاداش می گیرند، در ایران ما دولت های نومحافظه کار میلیارد ها از منابع عمومی را به جیب قلیلی از اصحاب قدرت می کنند و نام آن را پاداش صادراتی می گذارند و این در حالی است که پول برای بیمارستان و مدرسه و دانشگاه و مترو و اتوبوس نیست.

ای کاش ما هم می توانستیم به سیاست های نومحافظه کاران کشورمان در گروگان گرفتن سرنوشت کودکان این سرزمین به نفع زالو هایی که درآمد های میلیاردی دارند و از پرداخت مالیات امتناع می ورزند اعتراض کنیم. و فریاد می زدیم ای دولت شجاع چرا حقوق کودکان ما را برای داشتن مدرسه بهتر، نظام سلامت همگانی و با کیفیت، به صنف طلا فروشان و پارچه فروشان و جرّاح ها و الیگارش ها تقدیم می کنی؟

ای کاش ما هم می توانستیم به “سیاست های قاتل” اعتراض کنیم و همراه میلیونها نفر که در اثر آلودگی هوا، فقدان نظام سلامت همگانی، و فقر گسترده دچار ابتلاء به بیماری های مهلک و مرگ زودهنگام می شوند از سیاست های نومحافظه کارانه ای که مسبب این مصائب هستند اعلام انزجار می کردیم. ای کاش ما هم می توانستیم به فقر گسترده و عمیق میلیونها هموطن خود اعتراض کنیم و در راهپیمایی های اعتراضی بر روی پارچه نوشته های خود می نوشتیم “600 میلیارد دلار درآمد های نفت و گاز شش سال گذشته کجاست؟”؛ “سیاست های قاتل مردم را محکوم می کنیم و خواهان محاکمه عوامل آنها هستیم”؛ “این سرزمین سرزمین ماست”.

ای کاش ما هم می توانستیم همچون قربانیان نظام های نومحافظه کار غربی از سیاست های مشترک سیاستمداران و بانکدارها در چپاول منابع عمومی، که قربانیان اصلی آنها فقرا هستند اعلام انزجار کنیم.

ای کاش ما می توانستیم به سیاست های قاچاق مستمر و گسترده در ایران اعتراض کنیم و گوشه ای از جنایت واردات قاچاق را که به فروپاشی هزاران واحد تولیدی و بیکاری میلیونها نیروی کار و فقر و فساد وفحشا و اعتیاد منجر شده است اعتراض می کردیم و بر روی پارچه نوشته های خود می نوشتیم “آیا قاچاق کالا، پاسداری از انقلاب است؟”ای کاش ما هم می توانستیم به همراه میلیونها کشاورزی که در اثر واردات بی سابقه محصولات کشاورزی، آسیب خوردند به خیابانها می آمدیم و اعتراض خود را به سیاست های واگذاری بازار های کشور به تعداد انگشت شماری الیگارش فریاد می کردیم.

ای کاش ما هم می توانستیم به همراه هزاران کارگری که ماه ها حقوق دریافت نکرده اند و یا در اثر سیاست های آزاد سازی اقتصادی شغل خود را از دست داده اند و به همراه اعضای خانواده هایشان راهپیمایی می کردیم و بر روی پلاکارد های خود می نوشتیم که “به ما قربانیان سیاست های رهاسازی اقتصادی و فرزندان ما بنگرید آیا فرزندان شما هم نگران غذا و مسکن و آموزش خود هستند؟، “شرم بر مسببین مصائب ما باد.”

ای کاش ما هم می توانستیم به همراه میلیونها فعّال اقتصادی و اعضای خانواده هایشان در مقابل مجلس و بانک مرکزی گردهمایی اعتراضی داشته باشیم و خطاب به مسئولین برروی پلاکارد های خود می نوشتیم که “ما بیش از 99% هستیم، چه کسی منافع ما را نمایندگی می کند؟”. و آنهایی را که صدایشان در کریدور های مجلس طنین افکنده، و نمایندگانشان در جلسات تصمیم گیری های پولی و ارزی برای تعیین نرخ ارز به نفع نخبگان کمتر از 1% حضور دارند و رئیس جمهور وعده تخصیص 1400 میلیارد تومان جایزه صادرات را از منابع متعلق به همه آحاد جامعه، به آنها می دهد اعتراض می کردیم، و بر روی پلاکارد های خود می نوشتیم که “سهم ما برای یک زندگی مبتنی بر سختکوشی و ریاضت کجاست؟”، “چه کسی منافع ما را نمایندگی می کند؟ چه نهادی؟ چه فردی؟ چه کسی مدافع حقوق قربانیان نظام اجتماعی و فقراست؟ چه کسانی مدافعین رای و صدای مردم هستند؟ کجا هستند؟ چه کرده اند؟

* اقتصاد دادن و استاد دانشگاه


10 پاسخ به “ای کاش ما هم می توانستیم اعتراض کنیم”

  1. يه قطره گفت:

    سلام دكتر عزيز
    مگر ما در گذشته قدمي در جهت نيل به آزادي بيان برداشتيم كه الان حسرتش را بخوريم. گندم از گندم برويد جو ز جو. خودمان با دست خودمان ديكتاتوري كاشتيم و دمكراسي طلب ميكنيم بعد هم ميشينيم و به ابتدايي ترين حقوق اصلي انساني حسرت ميخوريم. شايد بتوانم اي كاش دو سال ديگرتان را پيش بيني كنم كه
    اي كاش رهبري جنبش مردمي را به يك گروه به اصطلاح اصلاح طلب نميداديم كه حاضر نيستند هيچ هزينه اي بپردازند و همه چيز را مفت و اماده مي خواهند.
    اي كاش مانند كشورهاي ليبي و سوريه دست از كبر و غرور ميكشيديم و از جامعه بين الملل در خواست كمك ميكرديم.
    اي كاش ميتوانستيم مانند افغانستان …
    اي كاش …

  2. رضا گفت:

    دوباره انتخابات نزديك شد و تخريب هاشمي به طور همزمان در صدا و سيما و مطبوعات وابسته به سپاه و دولت با چراغ سبز رهبري براي گرم كردن تنور انتخابات شروع شد.

  3. خودجوش سبز گفت:

    آمریکای جهان خوار :
    ای کاش ما هم می توانستیم اختلاس 3000 میلیاردی را با ترتیب دادن سفرهای استانی مالیده کنیم برود (ضمنا خود این سفرها اختلاسی دیگر حساب میشود)
    ای کاش ما هم میتوانستیم با تک تیر انداز با شعار الله اکبر (در پشت بام ها) مقابله کنیم
    ای کاش ما هم میتوانستیم با کهریزک (18+) جوانهای معترض را خانه نشین کنیم
    اسراییل غاصب:
    ای کاش ما هم میتوانستیم از ترفند خودجوش (لباس شخصی) برای قلع و قمع کردن فلسطینیها استفاده کنیم
    ولی چه کنیم که ملتی مظلوم تر از ملت ایران وجود ندارد که هر بلایی خواستی سرش بیاوری
    .
    قــــــران کــــــریـــــــم : ” آنها (ظالمان) را از جایی که گمان نعمت می برند نابود خواهیم کرد”

  4. 25 بهمن V V گفت:

    25 بهمن روز اعتراض است. روزی است که باید برای آزادی رهبرانمان غیرت و وفای به عهد را به گوش دیکتاتور زمان برسانیم.
    همه با هم حرکت برای راهپیمایی 25 بهمن

  5. ناشناس گفت:

    ۲۵ بهمن 89

  6. ناشناس گفت:

    ما هم میتونیم اعتراض کنیم
    اگه روزهایی که مراسم دولتی برگزار میشه، مثل نماز جمعه( مخصوصا نماز جمعه تهران) اونایی که با این مدل انتخابات فرمالیته مخالفند با اعلام قبلی توی سایتها، با لباس یا پیشانی بند سبز شرکت کنند( بدون سردادن شعار و…)بهتر میشه این اعتراضها و جمعیت مخالف را به انحصارطلبها نشان داد؛ حتی برای اینکه از تحریکات نیروهای امنیتی کم کرد می توان روی لباسها یا پیشانی بندها کلمات “یا حسین” و… نوشت.
    این جوری تمام دنیا فریاد اعتراض مردم را از حرکت درسکوت مردم خواهند شنید بدون اینکه کسی بتونه منکر وجودش بشه.

  7. ناشناس گفت:

    مردم ایران بیایید برای هم راهی با جنبش وال استریت راه پیمایی کنیم ببینیم با ز هم رژیم مخالفت میکند به اسم همراهی با جنبش وال استریت یک روز را بگذاریم برای تظاهرات و بعد هم شعار اقتصاد پاک رابدهیم

  8. ناشناس گفت:

    اقای خامنه ای باید پاسخکوی اعمال منتصب خویش احمدی نژاد باشد. چرا اقای خامنهای در باره مسایل اقتصادی به صراحت اظهار نظر نمی کند اقای رهبر . رهبر معظم انقلاب دلار 1480 تومان مسئولیتش با شخص شما است

  9. اصلاح طلب واقعي گفت:

    يه قطره خجالت بكش
    قدمايي كه دكتر براي آزادي برداشته بر ما دانشجويان پوشيده نيست

  10. سبزه قبای بصیر گفت:

    آقای یه قطره
    تو یه قطره از چی هستی
    اگر خارجی ها دلشان برای ما میسوخت که دیگر اسمشان خارجی نبود. در ضمن به افغانستان و عراق بنگر ببین چطور دوستان خارجی توانسته اند ملت ها را در بدبختی نگه داشته منابع را بچاپند. نفت عراق از روزهای اول اشغال صادر شد ولی بمب های انتحاری براحتی روزانه دهها نفر از مردم بیگناه را می کشت. دستت را به زانو بگیر و منتظر اسکندر نباش. یه قطره آب زلال باش.