سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیش بینی های یک روزنامه نگار که به واقعیت پیوست اما منجر به پنج سال زندان شد...
» نامه بهمن احمدی امویی به نمایندگان مجلس در شرح مقالات افشاگرانه اش در باره فساد اقتصادی دولت احمدی نژاد

پیش بینی های یک روزنامه نگار که به واقعیت پیوست اما منجر به پنج سال زندان شد

چکیده :بازجوها با دردست داشتن پرینت مقالات انتقادی من در روزنامه سرمایه، وب سایت شخصی ام و همین طور سایت خرداد نو، روزهای طولانی مرا بازجویی کردند، به انفرادی انداختند و در آخر همان پرینت ها را به عنوان مصادیق اتهامی من به دادگاه فرستادند و بر اساس همان مقالات به پنج سال زندان محکوم شدم. حالا این روزها می خوانم و می شنوم که شما و بسیاری از مقامات کشور همان نکات را که من به خاطرش در زندان به سر می برم، بازگو می کنید. عجیب نیست آقایان نماینده؟...


بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار منتقد دولت و نویسنده دو کتاب اقتصادی به نام های «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی و «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند»، پس از حوادث انتخابات جمهوری اسلامی بازداشت و از آن تاریخ تاکنون در اوین محبوس است. مهم ترین اتهامات وی مقالاتی بود که در نقد عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد و فسادهای مالی برخی از نهادهای وابسته به دولت وی نوشته بود.

احمدی امویی در نامه که به تازگی از داخل زندان خطاب به نمایندگان مجلس ایران نوشته، آورده است: آینده قابل پیش بینی امروز را من و برخی از همکارانم در مقالات متعدد به تصویر کشیدیم. که البته نتیجه این اطلاع رسانی برای من دستگیری، زندان، شکنجه و تحمل بیش از 90 روز حبس در سلول انفرادی و توهین و افترا و حکم غیر قانونی 5 سال و چهار ماه زندان بود. آنچه را که من در مقالات متعدد خود نوشته بودم، همان است که امروز شما گاه به گاه به آن اشاره می کنید و قوه قضاییه نیز پرونده های زیادی را برای عاملان این فسادهای اقتصادی گشوده است، آنچه را شما و قوه قضاییه گاهی البته گاهی این روزها در باره دولت احمدی نژاد می گویید من و البته تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و اقتصاددانان منتقد در چهار سال اول دولت احمدی نژاد و البته بعد از آن، در باره اش گفتیم و نوشتیم.

بهمن احمدی امویی ضمن ارائه خلاصه ای از مقالات انتقادی خود در این نامه، نوشته است: «آنچه که خلاصه اش را برایتان ردیف کردم، تنها چکیده ای از برخی از مقالات انتقادی من در روزنامه سرمایه، وب سایت شخصی ام و همین طور سایت خرداد نو است، مقالاتی که بازجوها با در دست داشتن پرینت شان روزهای طولانی مرا بازجویی کردند، به انفرادی انداختند و در آخر همان پرینت ها را به عنوان مصادیق اتهامی من به دادگاه فرستادند و بر اساس همان مقالات به پنج سال زندان محکوم شدم. حالا این روزها می خوانم و می شنوم که شما و بسیاری از مقامات کشور همان نکات را که من به خاطرش در زندان به سر می برم، بازگو می کنید. عجیب نیست آقایان نماینده؟»

متن کامل نامه بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار زندانی که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

چه کسی چک سفید امضا به احمدی نژاد داد و چرا ؟

آقایان و خانم های نماینده مجلس

خیلی با خودم کلنجار رفتم که آیا شما در موقعیت و جایگاهی قرار دارید که بتوان شما را خطاب قرار داد و آیا بابت خطاب قرار دادن شما، اطرافیان، دوستان و همفکرانم مرا سرزنش نخواهند کرد؟

در ابتدا یادآور می شوم که من نزدیک به 28 ماه گذشته را به خاطر فعالیت روزنامه نگاری و نوشتن مقالات انتقادی در باره عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد و البته سردبیری وب سایت انتقادی خرداد نو در بند 350 زندان اوین به سر برده ام.

هفته قبل نامه ای به همسرم ژیلا بنی یعقوب که او نیز روزنامه نگار است نوشتم که بعید می دانم خوانده باشید، آنجا به زندانی شدن شهروندان عادی معترض به خاطر شعارنویسی در باره مشکلات اقتصادی اشاره کردم. بد نیست شما هم بدانید که در چند روز گذشته دو پیرمرد را به اینجا آورده اند که من به جای مسوولان قضایی و امنیتی از بودن آنها در زندان خجالت می کشم. شاید لازم باشد شما هم در جریان دستگیری آنها قرار بگیرید.

شغل: نقاش ساختمان و راننده وانت. جرم: نوشتن چند شعار علیه مقامات کشور.

یکی از آنها را با لباس خواب از مقابل منزلش گرفته اند. از آنها پرسیدم چرا شعارنویسی کردید؟ یکی از آنها گفت: «در خانه نشسته بودم و تلویزیون تماشا می کردم که شنیدم گوینده اخبار اطلاعاتی درباره بیکاری و تورم داد و ادعا کرد که وضع کشو ر نسبت به قبل خیلی خوب است، پشت سرش احمدی نژاد ظاهر شد و جوری حرف می زد که انگار کسانی مثل من در بهشت به سر می بریم و خودمان خبر نداریم، این گونه بود که احساس کردم از خودم و از زندگی خودم خسته ام و تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که بروم و چند جمله ای بر دیوار بنویسم که ایها الناس آیا کسی هم هست به حرفهای ما هم توجه کند؟ آیا اصلا ما وجود داریم؟»

و نتیجه اش این شد از آنجایی که حکومت مردمی جمهوری اسلامی در سر هر کوی و برزنی ماموران و نیروهای خود را پراکنده است آنها را دستگیر و روانه زندان کرده است.

با این مقدمه می خواستم بگویم شاید بد نباشد مسیری که با آمدن آقای احمدی نژاد که این روزها رییس دولت دهم است و شما از هم آواز شدن با او طی کرده اید و من نیز در جهتی دیگر به عنوان یک روزنامه نگار طی کرده و همانند بسیاری از مردم مورد هجوم گسترده و همه جانبه دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و زندان و شکنجه قرار گرفته ام با هم مرور کنیم تا ببینیم هریک چه کرده ایم، چه بوده ایم و اکنون در کجا ایستاده ایم:

رئیس جمهور شدن محمود احمدی نژاد در سال 84 با شروع سو استفاده های عظیم مالی در شهرداری تهران تحت مدیریت او زمینه سازی شد. فسادی که تنها 325 میلیارد تومان آن برملا شد اما به صلاح دید مقامات ارشد نظام شاید برای روز مبادا بایگانی شد رقمی که با احتساب نرخ تورم ادعایی دولت امروز به بیش از یک هزار میلیارد تومان می رسد.

تخطی دولت از قانون برنامه پنج ساله سوم و چهارم و ناچیز پنداشتن مجلس از همان ابتدا در عدم ارائه گزارش عملکرد دولت توسط شخص رئیس دولت. این گزارش بر اساس قانون باید در آذر ماه و تیر ماه هر سال درباره عملکرد دولت و در مقایسه با برنامه پنج ساله و میزان مطابقت آن با چشم انداز 20 ساله به مجلس اراده شود که هرگز روی نداد.

هزینه کردن بودجه عمرانی سال 85 در شش ماه وتقاضای متمم بودجه برای نخستین مرتبه پس از حدود ده سال به اقدامی که نشان از شروع بی انضباطی گسترده و تخلفات مالی بسیار بزرگ آقای احمدی نژاد می داد.

دستور به کاهش غیر منطقی، غیر اصولی و غیر کارشناسی نرخ بهره به رغم هشدارهای مکرر، اقدامی که قابل پیش بینی ترین نتیجه آن استفاده از منابع و نقدینگی نظام بانکی توسط نزدیکان و وابستگان به قدرت بود به طوری که امروز آن سه هزار میلیارد تومان دزدیده شده تنها یکی از قله های کوه یخ فسادی است که بنیان آن درآن زمان بنا نهاده شد.

تغییرات شدید و پی در پی نظام بانکی برای کاهش قدرت تصمیم گیری و توان کارشناسی و افزایش وابستگی بانکها به لابی های سیاسی و دسته بندی گروه های ذی نفوذ.

نابودی نظام برنامه ریزی و کارشناسی متمرکز کشور در سازمان برنامه و بودجه که قادر به ردیابی و رصد عملکرد مدیران اجرایی در همه زمینه ها بود. تعطیلی این نهاد و از بین بردن آن فکر و نظارت را باید یکی از برنامه ریزی شده ترین اقدامات دولت احمدی نژاد دانست که هدفی جز نابودی ساختار اقتصادی ،صنعتی و فکری کشور نداشته است.

افزایش میزان مطالبات نظام بانکی کشور به رقمی چند برابر سال 84 نتیجه این رفتار دولت خالی کردن خزانه پولی بانک ها به نفع گروه های صاحب قدرت و نفوذ بود که امروز وجود پرونده های متعدد فساد مالی در سازمان بازرسی کل کشور، دادستانی، قوه قضاییه و مرکز پژوهش های مجلس تنها بخش کوچکی از آن است که به بیرون درزکرده است.

دستور مشخص دفتر احمدی نژاد (در دوره نخست ریاست جمهوری اش) در پرداخت وام 400 میلیارد تومانی به یکی از افراد نزدیک به دولت. موردی که هنوز به آن نپرداخته اند و احتمالا آن را به عنوان ابزاری برای گرو کشی سیاسی در آینده نگاه داشته اند.

دست کاری غیر قانونی تعرفه های کالاهای وارداتی که تنها در مورد تلفن همراه منجر به در آمدی بیش از 725 میلیارد تومان برای عده ای از نزدیکان دولت شده که سال هاست پرونده آن در سازمان بازرسی کل کشور خاک می خورد.

تغییر مداوم و پی در پی و غیر کارشناسی مدیران صنعتی و اقتصادی کشور که مقدمه چینی برای حمله مغول وار گروهی خاص که کمر همت به نابودی ایران بسته اند. از آنجایی که تصمیم سازی در ایران عمدتا توسط بدنه کارشناسی که در نهادهای مختلف و سازمانهای دولتی پراکنده اند صورت می گیرد، تلاش دولت احمدی نژاد بر نابودی این فرایند متمرکز شد. اقدامی که به مفهموم انهدام تعقل و تفکر در ایران است.

عدم ارائه کوچکترین اطلاعاتی از چگونگی هزینه کردن در آمدهای نفتی که از زمان به قدرت رسیدن احمدی نژاد تاکنون بیش از 500 میلیارد دلار بر آورد شده است. این بی اطلاعی مردم و حتی نمایندگان مجلس را می توان با وضعیت نامشخص و نامعلوم در آمدهای نفتی عراق در زمان اشغال آمریکایی ها مقایسه کرد.

نابودی زیر ساختهای اقتصادی و موقعیت گردشگری کشور که می توانست کمک موثری به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور باشد آن را می توان از آمار ورودی مسافر و گردشگر و کشورهای مبدا آنها به خوبی استنتاج کرد.

از دست دادن بازارهای کشورهای حوزه تمدنی ایران در عراق، افغانستان و آسیای میانه.

نابودی کشاورزی ایران از طریق واردات گسترده و فراوان محصولات کشاورزی.

 – نابودی توان تولید ملی ایران، افزایش وابستگی به واردات و کاهش ضریب امنیت غذایی کشور.

ایجاد فاسدترین دولت تاریخ ایران و پیوند زدن اقتصاد ایران با اقتصاد و فساد جهانی که نتیجه آن حاکمیت گروه های فراقانونی و مافیایی بر تمام امورات کشور شده است.

افزایش وابستگی هر چه بیشتر اقتصاد و بودجه دولت به درآمدهای نفتی بر خلاف تمام قوانین و مقررات جاری کشور.

آقایان و خانم های نماینده مجلس

من به عنوان روزنامه نگار به کمک همکارانم و همراهی کارشناسان میهن پرست و لایق کشور در تمام سالها و از لحظه به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد بارها و بارها تمام این مواردی را که در بالا آورده شد و بسیاری موارد دیگر را ذکر کرده و اطلاع دادیم و آینده قابل پیش بینی امروز را که اکنون در آن قرار داریم به تصویر کشیدیم. که البته نتیجه این اطلاع رسانی برای من دستگیری، زندان، شکنجه و تحمل بیش از 90 روز حبس در سلول انفرادی و توهین و افترا و حکم غیر قانونی 5 سال و چهار ماه زندان بود. آنچه را که من در مقالات متعدد خود نوشته بودم، همان است که امروز شما گاه به گاه به آن اشاره می کنید و قوه قضاییه نیز پرونده های زیادی را برای عاملان این فسادهای اقتصادی گشوده است، انچه را شما و قوه قضاییه گاهی البته گاهی این روزها درباره دولت احمدی نژاد می گویید من و البته تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و اقتصاددانان منتقد در چهار سال اول دولت احمدی نژاد و بعد از آن، در باره اش گفتیم و نوشتیم. آنچه که خلاصه اش را در بالا برایتان ردیف کردم، تنها چکیده ای از برخی از مقالات انتقادی من در روزنامه سرمایه، وب سایت شخصی ام و همین طور سایت خرداد نو است، مقالاتی که بازجوها با دردست داشتن پرینت شان روزهای طولانی مرا بازجویی کردند، به انفرادی انداختند و در آخر همان پرینت ها را به عنوان مصادیق اتهامی من به دادگاه فرستادند و بر اساس همان مقالات به پنج سال زندان محکوم شدم. حالا این روزها می خوانم و می شنوم که شما و بسیاری از مقامات کشور همان نکات را که من به خاطرش در زندان به سر می برم، بازگو می کنید. عجیب نیست آقایان نماینده؟

آقایان و خانم های نماینده مجلس

به خاطر دارید که برخی گفتند فهرست مجلس هفتم توسط امام زمان نوشته شده بود، از شما به عنوان بهترین مجلس کشور یاد شد و هنوز هم شما را بر سرشان حلوا حلوا می کنند آیا واقعا خودتان به این القاب و عناوین پر طمطراق باور دارید؟ آیا تا به حال تجربه نمایندگی چند سال گذشته را با خودتان مرورکرده اید؟ مسیری که شما با احمدی نژاد شروع کردید و موقعیتی که هم اکنون در آن قرار دارید را تنها می توان در این جمله خلاصه کرد، ابتدا با او به دوره سفره قدرت نشستید همراهی اش کردید.هر چه گفت و کرد برایش هورا کشیدید و حالا سعی می کنید که حساب تان را از او جدا کنید. نسبت امروزی شما و احمدی نژاد سایه ای کمرنگ و مینیاتور وار از نسبت ما در سالهای گذشته با وی است.

آیا فراموش کرده اید که احمدی نژاد را با چه سخنرانی های پرشوری حمایت می کردید؟ آیا فکر نمی کنید با این همراهی ها و حتی سکوتتان در تمام تخلفهای مالی، اداری و سو مدیریتهای او شریک و بابت همه آنها باید پاسخگو باشید؟

احتمالا اگر قدری حس مسوولیت در شما نسبت به همان صندلی هایی که بر آنها تکیه زده اید وجود داشته باشد هرگز خود را نخواهید بخشید. نمی دانم چه توجیهات شرعی و عقلی برای آن ناز و کرشمه های آن روز و ماه عسل شیرین تان و این قهر و کج خلقی های امروزی تان می تراشید؟ این چیزی است که به خود شما و خدایتان مربوط است. البته اگر به آن باور دارید.

اما شما به عنوان نمایندگان مجلس جدا از وجدان در برابر ملت و تاریخ نیز باید پاسخگو باشید. هر چند سرعت تحولات ایران و منطقه به حدی است که شاید درکش برای شما مشکل باشد. ولی کافی است چشم هایتان را باز کنید و چند قدم دورتر از خانه هایتان را ببینید. آیا رعشه بر اندامتان نمی افتد؟ کدامیک از شما حاضر و آماده برای پاسخگویی در روزی که همین نزدیکی است هستید؟ آن روز نزدیکتر از آن چیزی است که می پندارید. اگرخوب گوش بدهید صدایش را می شنوید. پیش درآمد این تحولات حتی به پشت درهای منزل تان هم رسیده است.

به راستی چه شد آن همه سینه چاک کردنتان برای گرانی، فساد، مبارزه با تبعیض، مدیران بسیجی، دولتمردان پاک، شجاع و مردمی؟ هیچ فکر کرده اید؟ و چه نقشی بر دیوارزده اید؟

به خوبی به یاد دارم در یکی از روزهای بازجویی و زندان انفردای را توسط کسی که خود را کارشناس و استاد دانشگاه در دولت کریمه احمدی نژاد می دانست گفتم: دور نیست که دوستان احمدی نژاد و شاید خودش را هم در همین سلول ها ببینیم. آن انسان فرهیخته نظام جمهوری اسلامی! خندید و آن را هم چون دیگر حرفها و گفته ها و نوشته های من ناشی از توهم، نادانی، حماقت و وابستگی دانست.

امروز احمدی نژاد میان زندان و ریاست جمهوری درمانده است بر سر دو راهی و راه سومی نیز در مقابل خود نمی بیند. شاید یکی از همین روزها ماموران حفاظتی اش او و یا یاران نزدیکش را به جای بردن به پاستور به زندان بیاورند. یقینا اگر از حال و روز او در این روزها بپرسید همچون همیشه به شما دروغ می گوید اما نگرانی را می توان در چشم های او خواند.

آقایان و خانم های نماینده مجلس

آیا زمان آن فرا نرسیده است که از خود بپرسید آن همه حمایتهای قانونی، غیرقانونی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی که هرگز هیچ دولتی پیش و پس از انقلاب از آن برخوردار نبوده به چه منظور و توسط چه کسانی به محمود احمدی نژاد اعطا شده است؟ و او در سایه این چک سفید امضا چه خدمتی باید ارائه می داد و بابت آن خدمات چه رقمی در آن نوشته است؟

این روزها شما، سراغ مردم خواهید رفت تا شاید دوباره بر آن صندلی های پر منفعت تکیه بزنید. برای مردمی که از آنها رای مطالبه خواهید کرد، چه جوابی دارید؟ مگر قرار نبود وضع آنها را بهتر کنید آنها را در موقعیت مدیریت جهانی قرار دهید، وعده ژاپن اسلامی را به این مردم دادید و …

آیا آنها را امروز در شرایطی به مراتب حقیر تر از گذشته قرار ندادید؟ شما در کجای این فاجعه قرار دارید؟ آیا فکر می کنید در آینده فرصتی برای بازنگری در رفتارتان خواهید داشت؟

بهمن احمدی امویی، بند ۳۵۰ اوین

آذر ماه ۱۳۹۰


  • ماهستیم

    خانه از پای بست ویران است
    صبر مردم هم حدی دارد
    ماهستیم

  • ایرانی

    …. حیف از کلمه نماینده که به این ها داده می شود…

  • رضا خانجانی

    از نمایندگانی که منتخب جنتی (…) هستند چه انتظار دیگری می توان داشت

  • ابراهیم

    آفرین!

    یاد عبارت مولی علی درباره ی نزدیکان خلیفه ی سوم افتادم: چنان در بیت المال افتادند که شتر در علف بهاری.

  • ناشناس

    قهرمان خسته بيباشي . اين خانم ها و اقايان خوب ميدانستند ككه در ان زمان چه ميگذرد اما از انجاييكه اكثرشان نان رابه نرخ روز ميخورند و به درد ها و مشكلات مردم وقعي نمينهند و در ان روزها لازم ميديدند احمدي نژاد را همراهي كنند گوششان به حرفهاي و مكتوبات جيابعالي بسته بود وم الان هم كه متوجه قضايا شده اند ديگر دير است . كه توبه گرگ مرگ است .

  • ناشناس

    عزیز جان اینان تازگی یاد گرفته اند از منفور بودن احمدی سو استفاده کنند و تمام گناهان را گردن این حقیر که نفهمید بازیچه است بازی را جدی گرفت و باورش شد که رئیس جمهور است و تازید ندانست این حقیر را کردند رئیس جمهور که گناه تمام دزدی ها و به فنا دادن مملکت را به گردن او بیاندازند دریغ از اینکه مردم میدانند او را چه کسی اورد تمامشان حالا میگن او دزد خوب ما که دو سال پیش گفتیم دزد شما تازه میگید ..

  • X

    خوشحالم که مجددا سعأدت خواندن مقاله‌ای از بهمن را پیدا کرده ام. او همیشه در عین صراحت، حرفه‌ای و تاثیر گذر می‌نویسد. درود بر او که, چون همسرش, روزنامه نگاری فرهیخته است. حیف که ملت ایران موقعیت‌های کمیابی برای آموختن از او دارند.

  • صابر قوامی

    آیا زمان آن فرا نرسیده است که از خود بپرسید آن همه حمایتهای قانونی، غیرقانونی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی که هرگز هیچ دولتی پیش و پس از انقلاب از آن برخوردار نبوده به چه منظور و توسط چه کسانی به محمود احمدی نژاد اعطا شده است؟ و او در سایه این چک سفید امضا چه خدمتی باید ارائه می داد و بابت آن خدمات چه رقمی در آن نوشته است؟

    آیا فراموش کرده اید که احمدی نژاد را با چه سخنرانی های پرشوری حمایت می کردید؟ آیا فکر نمی کنید با این همراهی ها و حتی سکوتتان در تمام تخلفهای مالی، اداری و سو مدیریتهای او شریک و بابت همه آنها باید پاسخگو باشید؟

  • sepideh

    هفته قبل نامه ای به همسرم ژیلا بنی یعقوب که او نیز روزنامه نگار است نوشتم که بعید می دانم خوانده باشید، آنجا به زندانی شدن شهروندان عادی معترض به خاطر شعارنویسی در باره مشکلات اقتصادی اشاره کردم. بد نیست شما هم بدانید که در چند روز گذشته دو پیرمرد را به اینجا آورده اند که من به جای مسوولان قضایی و امنیتی از بودن آنها در زندان خجالت می کشم. شاید لازم باشد شما هم در جریان دستگیری آنها قرار بگیرید.

    شغل: نقاش ساختمان و راننده وانت. جرم: نوشتن چند شعار علیه مقامات کشور.

    یکی از آنها را با لباس خواب از مقابل منزلش گرفته اند. از آنها پرسیدم چرا شعارنویسی کردید؟ یکی از آنها گفت: «در خانه نشسته بودم و تلویزیون تماشا می کردم که شنیدم گوینده اخبار اطلاعاتی درباره بیکاری و تورم داد و ادعا کرد که وضع کشو ر نسبت به قبل خیلی خوب است، پشت سرش احمدی نژاد ظاهر شد و جوری حرف می زد که انگار کسانی مثل من در بهشت به سر می بریم و خودمان خبر نداریم، این گونه بود که احساس کردم از خودم و از زندگی خودم خسته ام و تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که بروم و چند جمله ای بر دیوار بنویسم که ایها الناس آیا کسی هم هست به حرفهای ما هم توجه کند؟ آیا اصلا ما وجود داریم؟»

  • تك نويسي

    بين خودمون بمونه دور از اطلاعاتي هاتك نويسي تو بند 350 خاطره اي دارم كساني به بند 350 رفتن كامنت من رو مي خونند فهميدن و يادشون امد يادش بخير من آخرين سلول بودم كنار بيت العباس يادت امد عزيز انشاالله آزادي تمامي زندانيان در بند به حق سه صلوات محمدي

  • Aria

    قهرمان و شرف روزنامه نگاری، به زودی شاهد آزادی تو و همرزمانت هستیم

  • معصومه

    اگر مواضع آقای امویی را در کنار دیگر اسیران جنبش سیز (میر حسین، کروبی ، میر دامادی ، رمضان زاده ، تاج زاده ، عرب سرخی ، آرمین ، نبوی و …) که در اسارت فرعون زمان گرفتارند، قرار دهیم می بینیم که همه شرایط امروز (فساد، اختلاس ، دزدی ، رشوه ، تجاوز ، دروغ، نفاق، شکنجه، غارت بیت المال و…) از سوی این عزیزان پیش بینی و تذکر داده می شد، لذا جرم اصلی همه آن ها راستگویی و شجاعت در بیان واقعیاتی است که فرعون علاقمند به شنیدن آن ها نیست.

  • نادر

    تو میمانی
    اما انها در اینه هم شرمگینند

  • ناشناس

    کاش این مردم یک تکونی می خوردن، یعنی مردم عرب منطقه از ما آگاه تر هستند. ما فرزندان کوروش کبیریم . بپا خیزید مردم، بپا خیزید و ریشه ظلم و ستم را جای برکنید.

  • ناشناس

    جناب اقای اموئی ما که یکی از مردم عادی هستیم این مطالب شما را درک کردیم حالا چرا نمایندگان منتخب امام زمان ع نمیتوانند درک کنند خدا داند؟
    ضمنا پیش بینی کرده ایم اقای احمدی نژاد بعد از پایان دوره ریاست جمهوریش پناهنده خواهد شد البته اگر زندان رفتن را ترجیح ندهد میدهد؟111

  • ابوذر

    فکر نمیکنم کسی یادش رفته باشه چه کسی و در چه مقامی گفت احمدی نژاد از لحاظ فکری به ایشان یزدیک تر است پس تا آخرش و خودتون بخونید . پایان شب سیه یفید است .

  • ٢۵ بهمن

    بیست و پنجم بهمن
    در این سردترین و درازترین شب یاد “کودکان کار و انسان های بی خانمان و سرگشته که بر بستر زمین سرد با رو انداز آسمان فسرده به سر می برند” از اهتمام و اهمیت جدی برخوردار است و چه خوب که همگان به فکر این عزیزان باشم و گامی در جهت رهایی از آنان از این وضعیت تلخ و کاستن از رنج و سرما و بی خانمانی آنان و گرم کردن زندگی شان برداریم.”

  • ناشناس

    دانستن حق ملت ایران است . درود بر آزادگان به ظاهر در بندی که سنگینی بار این اقدام شجاعانه را به جان می خرند. خداوندا خودت یار آنان و مردم در بند و مظلوم ایران باش !

  • ناشناس

    آیا زمان آن فرا نرسیده است که از خود بپرسید آن همه حمایتهای قانونی، غیرقانونی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی که هرگز هیچ دولتی پیش و پس از انقلاب از آن برخوردار نبوده به چه منظور و توسط چه کسانی به محمود احمدی نژاد اعطا شده است؟ و او در سایه این چک سفید امضا چه خدمتی باید ارائه می داد و بابت آن خدمات چه رقمی در آن نوشته است؟

  • ناشناس

    سخنان امروز رییس مرکز پژوهش های مجلس درباره فساد اقتصادی حاکم بر کشور، یک روز پس از نامه بهمن احمدی امویی به نمایندگان مجلس، بر ارزش و اعتبار این نامه افزوده است،

    هشدار کرسی نشینان بهارستان به دستگاه قضایی درباره مسئولیت این قوه در مهار فساد دولت، اگرچه قابل ستایش است اما حُسن نیّت و صداقت نمایندگان مجلس وقتی اثبات می شود که با همین صراحت از همان قوه بخواهند منتقدانی را که زودتر از آنها به فساد دولت پی برده بودند و به جرم دوراندیشی و پیش بینی صادقانه شان مجازات شدند را از زندان آزاد کند.

  • ناشناس

    نظر آقای احمدی نژاد به نظر من نزدیکتراست از سخنان یک مقامی بود که نماینده های مجلس جرات حرف زدن را ندارند حالا نظر اقای احمدی نزاد به چه کسی نزدیک است؟

  • نامه‌ای از “هر ایرانی، یک رسانه‌ی سبز”

    یک پرسش از «برادر ولایت مطلقه”

    برادرِ عزیز. سلام
    اگر شما امروز دریابی که «میرحسینِ محبوب ایرانیان» آن “فتنه”ای که شما گفته‌ای نبوده و اتفاقا “همان فتنه” بنا به فرمایشتان «از همه به شما نزدیکتر» بوده، اگر بدانی که بی‌دادگاه‌های نمایشی، همه نمایشی از ظلم برای کسب رضای شما بوده، اگر بدانی که آرای صادره، بخشی از خامی یا توطئه‌ی فتنه‌انگیزان بوده، قرار است امروز که در دار دنیایی، جبران بفرمایی!؟ یا پس از آنکه رحل اقامت در دیار باقی گشودید!؟

  • مهدی

    نادری پیدا نخواهد شد امید
    کاشکی اسکندری پیدا شود