نامه ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی: از اشتباهات ما در ایران و تجربه الجزایر درس بگیرید
چکیده :شما حمایت و اعتماد اکثریت رای دهندگان را بدست آورده اید و اکنون بر عهده شماست که نمونه ای باشید از سعه صدر و برسمیت شناختن حقوق دگراندیشان. من از خداوند باری تعالی می خواهم که شما را از ارتکاب اشتباهاتی که ما در ایران دچار آن شدیم، یا آنچه در الجزیره یا در موارد مشابه رخ داده است، حفظ نماید....
دکتر ابراهیم یزدی در نامه ای به راشد الغنوشی، رهبر حزب نهضت اسلامی تونس، از او خواست از تجربه های ایران و الجزایر درس بگیرد، به تنوع و تکثر جامعه احترام بگذارد، به ضرورت یادگیری تساهل و مدارا توجه کند و با دیگر گروههای سیاسی تونس برای توسعه این کشور همکاری کند.
دبیرکل نهضت آزادی خطاب به غنوشی نوشت: ما مسلمانان از هر ملیتی، اگر چه برای تحقق حقوق اساسی، آزادی وحق حاکمیت خود مبارزه می کنیم اما تجربه کافی با دموکراسی رانداریم. ما مبارزه می کنیم ودیکتاتور سرنگون می کنیم، اما استبداد را به عنوان یک شیوه زندگی از بین نمی بریم. استبداد در یک ساختار سیاسی خلاصه و محدود نمی شود، بلکه ابعاد فرهنگی متناسب و همآهنگ با ساختار سیاسی خود را دارد. همین ابعاد فرهنگی است که در شخصیت افراد و کل جامعه مبتلی به ستبداد آن چنان رسوب کرده است که به استبداد امکان ادامه حیات برای مدتی طولانی را می دهد. نتیجه آن است که ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می کنیم و بزودی ناظر جایگزین های جدیدی می شویم. این همان چیزی است که برای ما اتفاق افتاده است. ما شاه را سر نگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت ” شاه درون” خویشتن خود بپردازیم. بنابراین حلقه منحوسه بسته می ماند.
متن کامل این نامه به نقل از «میزان خبر» در ادامه میآید:
بسم الله الرحمان الرحیم
برادر عزیز راشد الغنوشی
السلام علیکم ورحمة الله و برکاته
پیروزی شما وبرادران و خواهران تونسی شما را، نه تنها در سرنگونی یک نظام سرکوبگر، بلکه افزون بر آن در برگذاری یک انتخابات ملی آزاد سالم و منصفانه، تبریک می گویم. در ایران یک علاقه بسیار جدی همراه با دعاهای بسیار برای موفقیت شما وجود دارد. من از نزدیک اخبار مبارزات شما و مردم تونس را، هم برای رهائی از استبداد وهم برای تاسیس یک حکومت مردم سالار پیگیری کرده ام.
پیروزی حزب شما در انتخابات اخیر تحسین بر انگیز است. اما این پیروزی بار سنگینی بر دوش شما، بعنوان رهبر “جنبش النهضة” قرار داده است. من در حالیکه شدیدا تحت تاثیر بلوغ سیاسی مردم تونس قرار گرفته ام، بطور جدی نگران پیامد های دراز مدت آن هستم. ما مسلمانان از هر ملیتی، اگر چه برای تحقق حقوق اساسی، آزادی وحق حاکمیت خود مبارزه می کنیم اما تجربه کافی با دموکراسی رانداریم. ما مبارزه می کنیم ودیکتاتور سرنگون می کنیم، اما استبداد را به عنوان یک شیوه زندگی از بین نمی بریم. استبداد در یک ساختار سیاسی خلاصه و محدود نمی شود، بلکه ابعاد فرهنگی متناسب و همآهنگ با ساختار سیاسی خود را دارد. همین ابعاد فرهنگی است که در شخصیت افراد و کل جامعه مبتلی به ستبداد آن چنان رسوب کرده است که به استبداد امکان ادامه حیات برای مدتی طولانی را می دهد. نتیجه آن است که ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می کنیم و بزودی ناظر جایگزین های جدیدی می شویم. این همان چیزی است که برای ما اتفاق افتاده است. ما شاه را سر نگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت ” شاه درون” خویشتن خود بپردازیم. بنابراین حلقه منحوسه بسته می ماند.
برای شکستن این چرخه و نهادینه کردن مردم سالاری چه می توان کرد؟ دموکراسی یک کالای صادراتی نیست. بلکه یک فرایند ملی یادگیری و انکشاف است. انتخابات ابزار بسیار باارزشی است ، اما بخودی خود دموکراسی محسوب نمی شود. من توجه شما را به سه مقوله اساسی ، که اگر مردم هر سرزمینی آن ها را بیاموزند و قلبا به پذیرند، شانس آن را خواهند داشت که از نعمت آزادی و دموکراسی برای نسل های امروز و آینده مسلمانان اطمینان حاصل کنند.
اولین مقوله این است که تنوع و تکثر در جامعه بشری را به پذیریم و به آن احترام بگذاریم. خداوند سبحانه و تعالی در کتاب مقدس قرآن به ما وجود اختلاف در جامعه بشری را یادآور میشودو از ما می خواهد که یکدیگر را تحمل کنیم. خداوند می فرماید من در روز قیامت در باره گوناکونی باور های شما داوری خواهم کرد. کشورهای اسلامی، از جمله تونس، تمامی ویژگی های یک جامعه در حال انتقال را دارا هستند. در یک جامعه انتقالی تنوع و گوناگونی آرا و عقاید به مراتب بیشتر از یک جامعه سامان یافته است. بنا براین پذیرش و احترام به تکثر در این مرحله از تاریخ تحولات مسلمانان به مراتب مهمتر و ضروری تر است.
دومین مقوله در فرایند یادگیری دموکراسی تساهل، تسامح و مداراست، که در فرهنگ و آموزش اسلامی ما جایگاه ویژه ای دارد. تنوع در جامعه ممکن است به تقابل و در گیری و فرسودگی عمومی و به بهانه ای برای ظهور استبداد جدیدی منجر شود. بنابراین تساهل و تسامح یک ضرورت اجتناب نا پذیر است. اما تساهل و تالورانس به خودی خود یک رفتار غیر فعال است و کافی برای پرهیز از عواقب درگیری ها نیست. این امر ما را به مقوله سوم میرساند.
ضرورت سوم در نهادینه شدن دموکراسی، سازگاری و همگرائی در میان کنشگرایان صحنه سیاست است. توسعه اجتماعی و اقتصادی تونس نیازمند همگرائی و سازگاری تمامی شهروندان تونسی شما، صرف نظر از وابستگی های فکری و دینی ، نژادی، جنسیتی می باشد. همگرائی و سازگاری به معنای نادیده گرفتن و صرف نظر کردن از اعتقادات و باور ها نیست. بلکه به معنای تشخیس ضرورت همکاری با یکدیگر برای رستگاری ملی که همه گروه ها از آن بهره مند شوند ، می باشد.
برادر گرامی شما حمایت و اعتماد اکثریت رای دهندگان را بدست آورده اید و اکنون بر عهده شماست که نمونه ای باشید از سعه صدر و برسمیت شناختن حقوق دگراندیشان. من از خداوند باری تعالی می خواهم که شما را از ارتکاب اشتباهاتی که ما در ایران دچار آن شدیم، یا آنچه در الجزیره یا در موارد مشابه رخ داده است، حفظ نماید.
تونس پیشگام و پیشتاز بهار عربی در جنبش بیداری معاصر اعراب بوده است. اکنون تونس با یک حرکت زیبا ، گام اول را در راستای ایجاد جامعه دموکراتیک برداشته است. من به درگاه خداوند دعا می کنم که تونس پیشگام تاسیس یک دموکراسی نهادینه شده در جهان عرب و نمونه ای برای دنیای اسلام، در هر کجا، باشد.
برادر شما در اسلام
ابراهیم یزدی
وزیر امور خارجه اسبق، جمهوری اسلامی ایران
تهران، ایران
26 اکتبر 2011














خدا اين مرد بزرگ را براي ايران و اسلام حفظ كند ان شاءالله
چرا ما وحاکمان ما این حرفها را نمی فهمیم ومملکت را از عزت به سوی فلاکت می بریم.
من همیشه باید به نقد خود بپردازیم من فکر میکردم ما مردم ایران تمامی تونل استبداد را طی کرده ایم و در حال خروج از آن میباشیم و از تمامی کشورهای مسلمان جلوتریم ولی الآن می بینم اشتباه کرده ام و ما ایرانیها در بعضی موارد از بقیه جلوتر ولی در مواردی هم عقب تر هستیم و باید از این خود شیفتگی دست برداریم و بپذیریم که از همه کشورهای مسلمان جلوتر نیستیم .
ما در واقع در اواسط تونل استبداد هستیم و باید بپذیریم مثلآ لیبی در بعضی از موارد از ما عقب تر ولی در مواردی هم از ما جلوترند ، مثلآ اینکه لیبی نوع استبدادی را که به بهانه” مبارزه با استعمار ” !!! بود 42 سال قبل قذافی شروع کرد و پس از 30 سال آنرا رها کرد و از طرف دیگر پشت بام افتاد و هیچکدام نجاتش نداد و امروز مردم لیبی این تجربه رابه پایان رسانده اند ولی ما هنوز عده ای را داریم که همه چیز را در خیر و شّر مطلق یا بقول امروزیها سیاه و سفید می بینند از جمله دنیا را به خیر شّر تقسیم و روابط با دنیا را فدای منافع ملی میکنند و یکروز آمریکا را شّر مطلق و امروز روسیه و چین را شّر مطلق می بینیم و نمیتوانیم بپذیریم که از فردا نباید با روسیه دشمن باشیم و منافع ملی ملاک روابط ما باشد.
البته ما در مورد تساهل و تسامع به برکت دوران اصلاحات خاتمی از بقیه کشورهای اسلامی جلوتریم و همچنین در وجود اندیشمندانی چون سروش و خاتمی و موسوی و و وجود خیل مصلحین و روشنفکران میتوانیم ادعا کنیم که حلوتریم ولی بشرط آنکه در مقطع نیاز تاریخی آنان را کنار نگذاریم .
با سلام
دولت مردان و حاکمان ایران به خاطر نو ها و ندیده هایتان راه درست را انتخاب کنید
مطمئن باشید هنوز هم می توانید جبران کنید
با سلام
اگر متن ترجمه شده به عربی و انگلیسی این مطلب را در اختیار دارید لطفآ منتشر کنید تا در جهت انتشار بیشتر آنها در فیس بوک و دیگ و…..تلاش کنیم. متاسفانه به دلیل اختلاف زبان دیالوگ جریان ندارد و هر کس برای خودش می گوید. مهم نیست که این نامه به عربی یا انگلیسی برای شخص آقای غنوشی ارسال شده باشد.این دیالوگ باید بین جمع وسیعتری از مسلمانان جریان داشته باشد تا اثر داشته باشد
بادرود بر ایشان ودیگر انسانهای ازاده و دیندار واقعی که با اعمال و افکار و گفتار خود به دین که همان اخلاق و انسانیت و همزیستی مسالمت امیز بشر با هر نوع تفکر و….برپایه عدالت و منطق میباشد خدمت می کنند به امید رهایی همه انسانها از شر ظلم و جهل و خرافه پرستی و شرک .همچنین با درود بر روان انسانهای پاکی که اگر چه جسمشان در میان ما نیست اما یاد و خاطراتشان همیشه زنده است همچون مصدق طالقانی بازرگان سحابی ها منتظری و…….
باعتقاد حقیر سه عامل مایه ی سعادت ملتهاست، این سه تنها در کنار یکدیگر معنا می یابند:
1- دموکراسی مطلق، در تمامی شئون جامعه ملاک رآی اکثریت باشد (با عنایت به عامل دوم)
2-گردش آزاد اطلاعات، اطلاعات از هر دری بتواند وارد شود، هرکسی با هر گرایش و طرز فکر بتنواند نظر خود را مطرح کرده و اطلاعرسانی کند
3-آزادی نقد و نقدپذیر بودن قدرتمندان، بی هزینه بودن نقد (بدین ترتیب همواره حاکمان زیر تیغ سئوال و پرسش بوده و به مردم و رسانه های کاملاً آزاد پاسخگو هستند)
هر ملتی که مسیر فوق را انتخاب کرده و با اراده ای پولادین در آن گام بردارد، به سعادت می رسد، چه ملت تونس باشد، چه مصر، چه لیبی، چه سوریه، چه ملل غربی و ….. چه ایران ما….