راه حل های میرحسین برای مقابله با تهدیدات در زمانه بی کفایتی و ماجراجویی دولتها
چکیده : جنبش سبز همچنین از طریق آگاه سازی همه جانبه اقشار اجتماعی و نخبگان به سرکوبگران اجازه نخواهد داد با ایجاد وضعیت اضطراری در کشور و استقبال از درگیری های نظامی از پاسخگویی و مسوولیت پذیری فرار کند و به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان بپردازد و یا در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد....
کلمه – گروه سیاسی: هشت ماه است که میرحسین از ارتباط با ملت منع شده است. همراه دلسوزی که تا بود و امکان داشت، برای احقاق حقوق ملت و دفاع از حرمت آنها کوشید. او که با همهی تیرهای اتهاماتی که به سویش پرتاب میشد، در حفظ حریم و استقلال ملی میکوشید و عزم و تلاشش برای مستقل نگه داشتن مبارزات حقطلبانهی جنبش سبز، با وجود تبلیغات منفی رسانههای رسمی، مشهود و غیر قابل انکار بود.
پانزده ماه پیش از این، یعنی حدود یک سال پس از آنکه رای او به کام قدرتطلبان خوانده شد و حق ملت را آنها به سود خود زیر پا گذاشتند، این همراه سبز ملت یادداشتی را در واکنش به صدور قطعنامهی 1929 شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیتهای هستهای کشورمان منتشر کرد که نشان از صداقت او در دفاع از حقوق ملت داشت؛ آن هم با وجود همهی جفاهای صورت گرفته از سوی حاکمیت.
در روزهای اخیر دو خبر نگران کننده منتشر شد که هر دلسوز ایران و ایرانی را به تب و تاب اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد میاندازد: یکی جنجال مربوط به اتهام ترور سفیر عربستان در آمریکا، و دومی گزارش آژانس دربارهی نظامی بودن برنامهی هستهای ایران.
در چنین اوضاع و احوالی، بازخوانی آن یادداشت و نکات مطرح شده در آن از سوی مهندس موسوی، میتواند تصویری از مسیری ارائه کند که اگر حاکمیت در پیش می گرفت، کار به بحرانهای رو به گسترش کنونی کشیده نمیشد و شاید همین حالا هم بازگشت به آن مسیر بتواند ایران را از فردای خطرناکی که پیش رو دارد، برهاند.
میرحسین در آن یادداشت که در تیر ماه 1389 منتشر کرد، تاکید کرده بود که باید مقاومت در برابر تهدید و تعرض خارجی در کنار سایر مطالبات جنبش سبز پیگیری شود. وی تصریح کرده بود که “جنبش سبز باید از تمام توان بین المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی دهد از ضعف وعدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.”
او در عین حال راه حل های پیشنهادی خود را برای خروج از بحرانهای خارجی مطرح کرده بود. موسوی اولین و فوریترین کار را اطلاع رسانی صادقانه به ملت از سوی حاکمیت میدانست؛ کاری که هنوز هم انجام نمیشود. باز کردن فضای رسانهای، بازسازی اعتماد بین ملت و حاکمیت، گسترده کردن دایرهی مشاوران پرونده هستهای، پایان دادن به تصفیههای جناحی و استفاده از همهی ظرفیتهای مدیریتی کشور، بازگرداندن سپاه به جایگاه اصلی خود و توجه به “علاقهی بخشی از دولتیان به تشدید مخاصمات و حتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی با هدف افزایش شانس بقای خود” از دیگر محورهای مطرح شده از سوی میرحسین در آن یادداشت بود.
مهندس موسوی از شبکههای سبز هم خواسته بود به راه حل های ممکن برای دفع شر احتمالی و حفظ استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور در عین پاسداری از آزادی و حقوق شهروندان بپردازند؛ و خاطرنشان کرده بود که “جنبش سبز همچنین از طریق آگاه سازی همه جانبه اقشار اجتماعی و نخبگان به سرکوبگران اجازه نخواهد داد با ایجاد وضعیت اضطراری در کشور و استقبال از درگیری های نظامی از پاسخگویی و مسوولیت پذیری فرار کند و به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان بپردازد و یا در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد.”
در شرایط این روزها که بحرانها باز هم ایران عزیز ما را دوره کرده و بیکفایتی دولت و بیمسئولیتی حاکمیت، کار را دشوارتر و خطر را نزدیکتر ساخته است، بازخوانی آن یادداشت میرحسین و توجه به نکات دوراندیشانهی مطرح شده در آن ضروری به نظر میرسد.
ضمن دعوت از خوانندگان محترم به بازخوانی این یادداشت، از عموم سبزها دعوت میکنیم به فراخوان میر محصور جنبش سبز برای مقابله همزمان با سرکوبهای داخلی و تهدیدهای خارجی توجه ویژه داشته باشند و راه حل های ممکن و در راس آنها آگاه سازی عمومی از طریق شبکه های سبز در خصوص سیاستهای خطرناک فعلی و تبعات ناگوار آن برای فردای ایران را مد نظر قرار دهند.
متن یادداشت میرحسین که ۱۶ تیرماه ۸۹ در کلمه منتشر شده بود به شرح زیر است:
سرانجام و متاسفانه قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر وعقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تاکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست؛ بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت. اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پر هیاهو وعوامفریبانه راتخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تاثیری نخواهد داشت. مگر تردید داریم که مسئولان این کشورها همواره منافع خود را در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند و نه متاسفانه مانند برخی از سیاستمداران ما که منافع خود وجناح خود رابه جای منافع ملی جا می زنند. من امیدوارم که ملت ما به پاسخی که وزیرامورخارجه روسیه به یکی از سخنرانی های عوامانه داد دقت کرده باشند. این جوابیه یک واقعیت بدیهی در روابط بین الملل را تکرار می کند و اینکه برای روسیه ( وشما کشورهای دیگر چون آمریکا، چین، ترکیه و برزیل و… را اضافه کنید) مهمترین مساله حفظ منافع ملی روسیه است، اگرچه درک این نکته ساده برای کسانی که اسیر منافع کوتاه مدت خویشند مشکل باشد. برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم اندازبیست ساله خواهد کوبید. کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟
سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه ومیان تهی دولتیانشان افتادند وسرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد.
آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حلهائی است که بتواند احتمالات خطر رابرای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد که حفظ امنیت ملی بدون پشتوانه شهروندانی آزاد و آگاه ممکن نیست. شبکه های سبز مشفقانه به راه حلهائی که می تواند به دفع این شر عارض گشته کمک کند بپردازند. قبل از اشاره به تعدادی از این راه حل ها تاکید بر محکومیت این قطعنامه ظالمانه ضروری است. ما در شرایطی محکوم می شویم که به سادگی ازجنایات در سرزمینهای اشغال شده فلسطین وبمبهای هسته ای آن غمض عین می شود وحق استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته ای ازما دریغ می گردد. بی تردید این یک قطعنامه بر ضد ملت ماست. گرچه در کنار آن ما نمی توانیم ازتاثیر سیاستهای ماجراجویانه و مغشوش چشم بپوشیم…
۱- اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن اطلاع رسانی صادقانه به ملت است. این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریمها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم وتولید وپیشرفت کشورو امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند. اگر قرار است مردم در مقابل بحرانی که ناخواسته در حال ورود به آن هستند مقاومت کنند ضرورت دارد که اعتماد آنها جلب شود و اعتماد جز ازطریق راستگوئی حکومت و شفافیت اطلاعات بدست نمی آید.
۲- ازمواردی که لازم است مردم حتما بدانند خطرات امنیتی قابل پیش بینی ناشی از قطعنامه جدید است. بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گوئی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گوئی و رجزخوانی خیال خود ومردم را راحت کنند خیانت به مردم است. اگر می خواهیم آمادگی مردم را به عنوان مهمترین عامل بازدارندگی در مقابل خطرات احتمالی قراردهیم باید در حد ممکن پیامدهای احتمالی امنیتی شرایط موجود را به اطلاع آنها برسانیم. اگر این اقدام برای مسوولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند.
۳- شرایط تازه ایجاب می کند که دایره مشاوران پرونده حساس هسته ای گسترده تر شود. تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد بر خلاف دوران جناب اقای خاتمی عده کمتر وکم تجربه تری درگیر این پرونده حساس هستند. و به طور قطع یکی از دلایل ورود به این مرحله ناخوشایند و بحرانی تنگ بودن دایره مشاوران زبده است. در کشورهای موفق دولتها علیرغم برخورداری ازمشروعیت ناشی از رعایت میثاقهای ملی سعی می کنند در چنین مواردی ازعقلانیت جمعی و حتی اجماع نسبی استفاده کنند. چه اشکالی دارد همچون پرونده گروگانهای امریکائی، تصمیم گیری در مورد اصول حاکم بر سیاست هسته ای کشور به تصویب مجلس برسد، نه آنکه مجلس درآخر کار با مصوبات فرمایشی خرابکاری های تصمیم گیران را توجیه نماید. چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟ مگر قرار نبود مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند؟ چرا فکر کنیم که مردم باید با هرچه ما تصمیم گرفتیم موافق باشند؟ آیا اصل مربوط به رفراندوم جنبه زینتی دارد که هر زمان برای حل مسائل مهم کشوربه آن اشاره می شود طوفانی از اتهام و توهین راه می افتد؟ آیا جای آن نیست که در موارد حساس نظر ملت را از این طریق پشت سر تصمیمات مهم قرار دهیم؟
۴- در شرایط کنونی شکاف بین ملت و دولت، خطر بیگانگان و بد خواهان از همیشه بیشتر است. نتایج ناشی از تقلب انتخاباتی و سرکوبهای بعد از انتخابات ومصائب ناشی از سوء مدیریتها و فساد و دروغ و آشفتگی سیاستهای اقتصادی و فرهنگی منجر به بحران اعتماد به حکومت و فاصله گرفتن مردم از دست اندرکاران شده است. امروز ضرورت پرداختن به راه حلهای شبیه آنچه در بیانیه شماره ۱۷ آمده است بیش از همیشه خود را نشان می دهد. یک دولت نامشروع و سرکوبگر ودر حال جنگ با ملت خود نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید. در چنین حالتی یا باید به بیگانگان باج دهد و یا کشور را در آستانه خطرات مهلک افکند. در این وضعیت ایجاد دورنمای اطمینان بخش برای انتخابات آزاد و رقابتی و غیر گزینشی و آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی زندانیان سیاسی ورسیدگی جدی به خانواده های شهدا وآسیب دیدگان یک امر حیاتی است. اگر سرمایه ما در هماوردی با شرایط خطیر کنونی، ملت است باید به ملت وآراء و نظرات آن احترام گذاشت و درهر تصمیمی اکنون قبل ازهمه به تاثیرات آن بر زندگی کارمندان و کارگران و معلمان و اقشار حقوق بگیر و مستضعف اندیشید. این عادلانه نیست که اقشار تهیدست و جوانان جویای کار چوب تصمیمات مستبدانه و ماجراجویانه دولت را بخورند. ودرعین حال همه شاهد باشند یک عده عربده کش چماقدار که به جان ومال وآبروی مردم در روز روشن افتاده اند به عنوان طرفداری از دولت در روز روشن از به توپ بستن مجلس سخن بگویند. آیا این است شیوه ی اداره جهان؟
۵- با کینه ها و دشمن تراشی ها وتصفیه های جناحی، نظام بیش ازهمیشه دستانش از نیروهای کارآمد خالی است. تاملی اندک به ماجراهای سال گذشته نیویورک و کنفرانس ژنو می تواند ضعف مفرط دولتیان را نشان دهد. کشور امروز برای عبور ازاین بحران خطرناک نیازمند استفاده از همه ظرفیتهای مدیریتی خویش است. خطرآنچنان مهم است که به خاطرآن استفاده ازتجربیات ومنزلت شخصیت هائی چون جنابان هاشمی و خاتمی و روحانی و آقازاده و لاریجانی و… ضرورت داشته باشد. آیا تامل بر انگیز نیست که از مسافرت رئیس جمهور سابق کشور(با احترامی که در سطح بین الملل دارد) برای استفاده از تریبونی که می توانست در آن از حقوق ملت درزمینه هسته ای دفاع نماید جلوگیری شود؟ کیست که نداند اغلب مدیران برجسته و نیروهای زبده برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی ازمدار تصمیم گیری ها و سیاستگزاری ها به کناری گذاشته شده ا ند؟ آیا این واقعیت آشکار، دلهره آور و شک برانگیز نیست؟
۶- سپاه امروز در گیر مسائل سوال برانگیزی است. از سویی اسلحه سپاه وبسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است ودر سرکوب و دستگیری ها و بازجوئی ها ی نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. به یقین بازگرداندن سپاه به سوی مسوولیت های اصلی خود می تواند هم نقش افتخار آمیزی که این نهاد در دفاع مقدس داشت احیا کند وخطرات ناشی از طمع بدخواهان را کاهش دهد و هم در سلامت اقتصادی جامعه وکاهش امواج روز افزون فساد و دلگرمی بخش خصوصی موثر واقع شود. سپاهی که مشغله فکریش بالا و پائین رفتن قیمت دلار و دخالت در امور بانکداری و بازارسهام وپیمانکاری و صادرات و واردات است نمی تواند برای تامین امنیت کشورو انقلاب مورد اعتماد باشد. ومتاسفانه در این معرکه ما شاهد زوال اعتبار قدیمی و پشتیبانی مردمی سپاه خوهیم بود. قابل پیش بینی است که با ادامه این روند سپاه به جای دفاع از ملت و کشور به دفاع از شرکتها و سهام وموسسات پولی و مالی خود و سرانجام به جای دفاع از کشور وانقلاب به دفاع از از سازمان و تشکیلات خود بغلطد ویا به تمامی در اختیار یک قدرت مستبد و ضد مردمی قرار گیرد. اگر محبت و اعتماد مردم به نیروهای مسلح بزرگترین سرمایه آنها باشد امروز با عملکرد سپاه در حوزه امنیت داخلی و اقتصاد این سرمایه اجتماعی بی بدیل در حال ذوب شدن است.
ما همه می دانیم که سپاهیان سلحشور و یاران باکری ها و همت ها از این روال بیزارند. از یاد نبریم نفرت مردم از نهادهای اقتصادی و امنیتی رژیم شاهنشاهی تا چه حد در ظهور و بروز خشم مردم موثر بود. با شرایط تحمیلی ناشی ازقطعنامه و تحریم ها بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند. درحاشیه صریحا بگویم که حمله با پرچم بسیج به جناب اقای کروبی و خاتمی و ماجرائی که در ۱۴ خرداد شاهد آن بودیم و اخیرا حمله و توهین به مجلس منافع ومقاصد طراحان قطعنامه را راحت تر می کند.
۷- نکته اخرآنکه همه توجه داشته باشیم که قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنوشت تلخ عراق وافغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست وهشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای خود را درادامه این بحران وتشدید مخاصمات وحتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند. بر جنبش سبز است که بین پایداری بر اصول و هویت خود و مقابله با این خطر روشن وفاقی ایجاد نماید. ما باید عنصر مقاومت در مقابل تهدید و تعرض خارجی را به عنوان یک ضرورت در کنار سایر مطالبات خود بنشانیم و نشان دهیم که راه خروج از این بحران و خطر در برگشت به اصول و راه حلهائی است که جنبش سبز در یک سال عمر سر افراز خود همواره منادی آن بوده است. جنبش سبز باید از تمام توان بین المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی دهد از ضعف وعدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.
جنبش سبز همچنین از طریق آگاه سازی همه جانبه اقشار اجتماعی و نخبگان به سرکوبگران اجازه نخواهد داد با ایجاد وضعیت اضطراری در کشور و استقبال از درگیری های نظامی از پاسخگویی و مسوولیت پذیری فرار کند و به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان بپردازد و یا در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد.














اگر چه نهال سبز جنبش آزادیخواهیمان در این شرایط حساس باغبان خود را در کنارش ندارد تا با خیالی آسوده تیمار شود و به بالندگی برسد ،ولی برای ما که روییدن در شوره زار را تجربه کرده ایم ،پایداری برای دیدن باران رحمت و لمس مجدد دست مهربان باغبان آرزویی است که در راهش تمام سختی ها را به جان می خریم ،پس تا آمدنت بر آرمانهایت که ساختن ایرانی آباد و آزاد به دور از کینه و تنگ نظری بود ،استوار می مانیم.
جدا میرحسین برای جمهوری اسلامی یک نعمت است اما افسوس که دروغگوها و فاسدها و حسودها چشم دیدن چنین مدیر دوراندیش و قابلی را ندارند.
درود بر موسوی
اگر این شخص واقعاً زندانی شده پس چطور هر روز نسخه جدیدش مثل ویندوز میاد بیرون؟
یک روز یکی ازهموطنان ما در حال رانندگی اتوبوس بود ودیگر مسافران خواب بودند. یکی از مسافران آمد و به آقای راننده گفت آقای راننده برای کی رانندگی می کنی اینها که همه خوابند.
حال برنامه ما ازهمین قراره.
یادمان باشد … کسی که خواباست رامی توان بیدار کرد . ولی کسی کهخودش را به خواب زده نمی توان بیدارکرد.
میر حسین عزیز خدا تو را برای ما حفظ کند .
یعنی باز بشویم گوشت دم توپ و با هر چه داریم در مقابل دشمن بایستیم و وقتی خطر رفع شد اینها بشوند نایب امام زمان و از اسمان ارسال شده و ما بشویم خار و خاشاک و بزغاله و گوساله؟
متاسفانه هر گونه ایراز مخالفت جمعی مردم با تهدید استقلال و تمامیت ارضی ایران از سوی رسانه های حکومتی ابزار تبلیغ وسو استفاده واقع شده و مصرف داخلی و خارجی پیدا میکند. پیشنهاد میکنم با کمک شبکه ها و رسانه های آزاد و مستقل داخل و خارج و همکاری موسسات نظر سنجی مردممان در کنار اعلام مخالفت با سیاستهای داخلی و خارجی غلط و متناقض نظام به حق حاکمیت ملی خود رای دهند. و طومار حاصله از طریق همین رسانه ها و سایتهای جهانی در اختیار مجامع بین المللی قرار گیرد. l
ا
سلام بر مير حسين موسوي
هرچه میگذرد حدود 35 میلیون نفری که امروز زنده هستند و خیلی ها میخواهند وجودشان را منکر شوند،به رایشان به موسوی و کروبی بیشتر میبالند
یا حسین میر حسین
خطاب به دوست عزیزی که با اسم مهدی کامنت گذاشته باید عرض شود اینها نسخه های جدید نیستند بلکه سخنان مهندس موسوی است که قبلا در بیانیه ها و سخنرانی هایشان ابراز شده که اگر آن روزها چشمانمان را باز میکردیم کار به امروز نمی رسید
ممنون از کلمه به خاطر یادآوری به جای این بیانیه!
دلم برا صدای عشق تنگ شده عشق دیگه فقط یه کم پیر شده از عاشقا یخورده دلگیر شده فدای صداقت و مردونگیت میرحسین یکی از اعضاء کوچک مهندس در شهر قم مقدسه
فکری به حال زندانیان مظلوم سیاسی-اقتصادی که مظلومانه تر از زندانیان سیاسی صرف هستند بکنید.