جبهه مشارکت ایران اسلامی: مسئولان ارشد چشم خود را بر حقایق ادارۀ کشور بسته اند
چکیده :نتیجۀ انتخابات فرمایشی مجلس و کودتای انتخاباتی ، حذف مهمترین نهاد نظارتی یعنی مجلس و بر سر کار آمدن دولتی شده است که فارغ از هفت دولت و با پشتیبانی همۀ ارکان نظام ،مهمترین نهاد مدیریتی و برنامه ریزی را حذف و نهاد های نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات را به صورت کامل از ایفای وظیفه باز داشته است . ...
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیهای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در دولتی که مدعی مبارزه با فساد بوده و بر خود لقب دولت پاک نهاده بود را باعث تاسف دانسته و مسولان ارشد کشور را که حامی این روند بودهاند و امروز چشم بر حقیقت بستهاند را به واقع بینی دعوت کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
رسوایی اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اکنون به جائی رسیده است که گریبانگیر بخش های عمده ای از ارکان حاکمیت شده است. چه آنها که مستقیماّ در این اختلاس در گیر بوده اند، چه آنها که با سیاستهای خود و یا عدم نظارت خود امکان این اختلاس را فراهم کردند و چه آنها که روزگاری مدعی مبارزه با فساد بودند و امروز مهر سکوت بر لب نهاده اند همه باید پاسخگوی این رسوایی بزرگ باشند. آنچه از شواهد امر بر می آید این است که با کمال تاسف مسئولان ارشد کشور خواسته یا ندانسته چشم خود را بر حقایق ادارۀ کشور بسته اند و در صدد هستند این فاجعه بی نظیر در تاریخ حیات ایران را به یک تخلف از قانون یا سوء استفاده تقلیل دهند و بدون ریشه یابی و واکاوی علل و عوامل آن، تنها چند مسئول دون پایه بانکی را مجازات نموده و با صدور چند حکم اعدام و زندان برای عوامل دست چندم ، قاطیت خود را به اثبات رسانند. غافل از اینکه آب از سر چشمه گل آلود است .
نتیجۀ انتخابات فرمایشی مجلس و کودتای انتخاباتی ، حذف مهمترین نهاد نظارتی یعنی مجلس و بر سر کار آمدن دولتی شده است که فارغ از هفت دولت و با پشتیبانی همۀ ارکان نظام ،مهمترین نهاد مدیریتی و برنامه ریزی را حذف و نهاد های نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات را به صورت کامل از ایفای وظیفه باز داشته است . طبیعی است که در این شرایط باید انتظار هرگونه فسادی و در هر سطحی را داشت. بخصوص وقتی برای حفظ رئیس دولت تمامی ارکان کشور هزینه بشوند، چشم پوشی از فسادهای دولتی امری طبیعی خواهد بود. این امر سبب می شود تا رئیس دولت پیش دستی کرده و عنوان نماید که صبر او کم است و این قوه قضائیه است که می بایست مهرۀ اصلی این اختلاس را معرفی کند. در همین حال روزنامه ی دولتی ایران و شبکۀ ایران نیوز مدعی شده اند که رئیس دولت 140 هزار سند از 314 مقام کشور را در اختیار دارد که آنها را در زمان مناسب افشا خواهد کرد. اگر چنین چیزی درست باشد، وا اسفا بر ملتی که همه ی مسئولان آن کم و بیش متهم به فساد هستند و اگر درست نیست، آیا این امر، اثبات حقانیت مظلومینی نیست که بیش از دو سال است به خاطر مبارزه با دروغ و فساد ناشی از آن در زندانها به سر می برند؟
جبهه ی مشارکت ایران اسلامی با کمال تاسف اراده ای محکم برای مبارزه با فساد در میان مسئولان نمی بیند. چرا که اگر چنین باشد فسادهای بزرگتر و گسترده تری در سطح کشور وجود دارد که باید به آنها پرداخته شود که در این مختصر به یک نمونۀ مهم تر از مورد فوق الذکر اشاره می کنیم .
از سال 84 تاکنون که جریان اقتدارگرا، قوای اجرایی، قانون گذاری و قضائیه کشور را به صورت کامل و یکپارچه در اختیار گرفته است بیش از تمامی یکصد سال گذشته، درآمد نفتی عاید کشور شده است .
کل درآمد نفتی کشور از شروع استخراج نفت تاکنون نزدیک به یک هزار میلیارد دلار است که بنا بر گزارش منابع رسمی ، بیش از پانصد میلیارد دلار آن در شش سال اخیر بدست آمده است. اما همانگونه که تمامی ملت ایران شاهد هستند روزبروز بر فقر و بیکاری ملی افزوده می شود و دریغ از اینکه این درآمد سر شار و نعمت خداداد در راه آبادانی و سر بلندی ایران عزیز صرف شده باشد .
فارغ از برنامه ی چهارم توسعه اقتصادی– اجتماعی- فرهنگی کشور که توسط مجلس هفتم و دولت نهم زیرپا لگدمال شد، براساس قوانین بودجه ی سنواتی ( هر چند بر خلاف قانون برنامۀ فوق الذکر ) مجموع هزینه های مجاز توسط دولت نهم و دولت کودتا، کمتر از چهار صد میلیارد دلار بوده است و این بدان معناست که باید حدود یکصد میلیارد دلار در حال حاضر در حساب ذخیره ی ارزی کشور موجود باشد. اما با کمال وقاحت، دولت، بانک مرکزی و مجلس شورای اسلامی به روشهای مختلف اعلام نموده اند که در این حساب هیچ پولی نیست. چه کسی باید سوال کند که بر سر این یکصد میلیارد دلار یا بیش از یکصد هزار میلیارد تومان چه آمده است ؟ در حالی که مجلس مسلوب الاختیار است و نهادهای ناظر هم زبان بریده و دست و پا شکسته به کنجی خزیده اند و فقط آه و ناله می کنند چه کسی باید پاسخ دهد که تکلیف این حجم عظیم سرمایه ملی که رقم سه هزار میلیارد تومان در برابر آن هیچ حساب می شود، چیست؟
جالب اینکه انحراف درآمد و بودجۀ کشور به حدی رسیده است که چند روز قبل رئیس دیوان محاسبات اعلام می دارد که بالغ بر 15 میلیارد دلار از ابتدای سال 90 به حساب های ذخیره ارزی واریز نشده است.
نگاهی گذرا به این ارقام نجومی، ابعاد فاجعۀ فساد مالی و اقتصادی را بخوبی روشن می کند و در این شرایط تاسف بار است که باید انتظار هرگونه فساد در بخشهای میانی و یا پائین دستی را داشت و به یغما رفتن سرمایه های مردم در بانکها را به نظاره نشست.
سه هزار میلیارد تومان، رقمی جزئی از تاراج منابع ملی است. در جایی دیگر، بیش از چهل هزار میلیارد تومان از منابع بانکها در لیست مشکوک الوصول قرار گرفته است که رئیس دیوان محاسبات سر رسید فقط 16 هزار میلیارد تومان آن را برای شش ماهه ی اول سال 90 اعلام کرده است .
اگر قرار است به فساد اقتصادی رسیدگی شود باید تکلیف این فسادهای بزرگتر نیز روشن شود و ملت بداند بر سر هزارها میلیارد تومان منابع ملی چه آمده است ؟
آیا آن شعار عدالتی که گوش فلک را کر کرده است و آن ادعای ارائه الگوی مدیریت جهانی و آن رویای احیای ارزشهای صدر انقلاب، اینها هستند؟
جبهه ی مشارکت ایران اسلامی با ابراز نگرانی فراوان از روند ادارۀ کشور و حاکمیت فساد گسترده در لایه های درونی حاکمیت اقتدار، ادامه ی این روند را جز نابودی کشور و براندازی جمهوری اسلامی نمی داند و از همه ی دلسوزان و دردمندان می خواهد تا دیر نشده است در برابر این فجایع بی نظیر با حساسیتی ویژه عکس العمل نشان دهند .
جبهۀ مشارکت ایران اسلامی
1390/7/8














کو گوش شنوا؟ظاهراً ملت هم به این ارفام نجومی بی تفاوت شده است و حساسیتی نشان نمیدهد.ما مردم در گرفتاری های خود غرق شده ایم و حالت افراد موجی داریم
مجموع هزینه های مجاز توسط دولت نهم و دولت کودتا، کمتر از چهار صد میلیارد دلار بوده است و این بدان معناست که باید حدود یکصد میلیارد دلار در حال حاضر در حساب ذخیره ی ارزی کشور موجود باشد. اما با کمال وقاحت، دولت، بانک مرکزی و مجلس شورای اسلامی به روشهای مختلف اعلام نموده اند که در این حساب هیچ پولی نیست. چه کسی باید سوال کند که بر سر این یکصد میلیارد دلار یا بیش از یکصد هزار میلیارد تومان چه آمده است ؟
خلایق هرچه لایق
میر حسین موسوی صبح صادق بود و رهبری بر فجر کاذب اقتدا کرد ، پاسخگوی تمام این فساد ها و انحرافات جز رهبری نیست که گفت نظرش به آقای رئیس جمهور نزدیک تر هست و چندین بار گفت انتخابات سال 88 درست بوده !
در انقلاب قبلی:۱— اکثریت در میدان بودند حتی در شهرستانها (بخاطر تکلیف دینی ) ۲—اکثریت علماء (حداقل در اواخر )سخنرانی سیاسی می کردند(برخلاف امروز که یا خریده شده اند ویا عافیت طلب ومحافظه کار گشته اند ) ۳– شعار واحد وجود داشت استقلال ازادی جمهوری اسلا می۰(امروزه تئوری های روشنفکر ما بانه که به عمل نمی رسد ) ۴—– رهبری واحد مذهبی وجود داشت ( بر خلاف امروز که رهبری مذهبی در جبهه مخالف است ) اگر این نکته که مردم ایران یک عادت زشت تاریخی چند هزار ساله دارند که اگر یک آقا بالا سر نداشته باشند اسمان بر زمین فرود می اید را به اینها اضافه کنیم با ید بگویم که :کار سختی در پیش داریم ——— جنبه های مثبت امروز :۱—-استفاده از ابزارهای :۱—زمان (شتاب وعجله لازیم نیست ولی باید با برنامه ریزی مسئولانه به پیش رفت) ۲—-اینترنت (اگر همین هم وجود نداشت که هیچی منتهی باید تبدیل شود به یک ابزار اثر گذار وکار امد وهماهنگ کننده نه فقط اطلاع رسانی )۳—-چاپگر ( پل ارتباطی بین جنبش وتوده مردم )۴—- جوانان دلسوزی که باید برای رساندن پیامهای کوتاه وساده بیدار کننده به توده مردم آموزش داده شوند ومنسجم شوند ۵—-روش مبارزه :درست است که طرف مقابل از دین استفاده ابزاری می کند ولی این دلیل نمی شود که ما از اموزه های دینی برای بیدار کردن وجدانهای خفته استفاده نکنیم ولی با زبان خود مردم واصلاح روشهای گذشته (بقیه در کامنت بعدی )
روشهای مبارزه : اول باید باور کنیم که در حال مبارزه ای مقدس هستیم اما نه در مبارزه با شخص بلکه مبارزه با نادانی بی تفاوتی ظلم و جنایت منتهی بدون خشونت وهمراه با ابتکار ودر عین حال صریح واز موضع قدرت (براساس همین تاکتیک) بجای گفتن شعار:/ نوشتن شعار ویا چاپ اعلامیه کوچک بجای گفتن : مرگ بر دیکتاتور –نوشتن–:(آقای خامنه ای چرا از شعار مرگ بر دیکتاتور تنفر داری ؟) ——–برانگیختن حس مسئولیت مردم :——(با حضور پر شور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن منتظر اختلاسهای بعدی باشید از ماست که بر ماست ) ———–( با هشیاری ماموران نیروی انتظامی یک زن بیوه فقیر به جرم دزدیدن ۲بسته گوشت از یک فروشگاه برای فرزندان گرسنه اش بازداشت ودر انتظار مجازات می باشد ) ———-( رفتار امام علی با قاتلش ابن ملجم را دیدیم آقای خامنه ای امامی که شما از ان پیروی می کنید چه کسی است ؟به همرا عکس باتوم خوردن جوانان بی دفاع ) ———بقیه در کامنت بعدی
سایت محترم کلمه مسئولان عزیز جنبش باور کنید که بعض مواقع ساده ترین راه حلها کار امدترین انها می باشد :درست است که در مقابل شما رسانه ملی با ان هزینه کردنهای وحشتناک و بیشرمی ودروغپردازیٍ بینهایت وجود دارد ولی باطل است وحبابی بیش نیست بعضی مواقع یک سوزن خیلی کوچک یک بادکنک خیلی بزرگ را می ترکاند به شرطی که به مسئولیتی که تقبل کرده ایم متعهد با شیم خلاقیت به خرج بدهیم واز تمامی ابزارها استفاده کنیم از تمامی ابزارها!!! مهمترین کارکرد شما ارتباط با توده مردم از طریق اینترنت وچاپگر واعلامیه کوچک تاثیر گذار وبیدار کننده وبسیج ملیونی جوانان جهت چاپ وپخش واین شدنی است انشاءالله
راستی در مورد این اختلاس و دزدی بزرگی که لو رفته است صدایی از آقای خامنه ای شنیده نمی شود؟راستی ایشان کجایند . چه می کنند؟.مگر ایشان نمی گفتند مهمترین خصلت این دولت پاک دستی آن است؟ پس چه شد پاک دستی دولت منتخب آفای خامنه ای؟ مسئول مستفیم این دزدیها شخص آقای مقام معظم رهبری است؟ چرا که ایشان اجازه ندادند در طی این 6سال کسی از دولت احمدی نژاد انتفاد کند؟ هرگونه انتفاد از دولت را نشان از نفوذ غربیها و دشمنان دانستند. ایشان حب و بغض مخالفان سیاسی را عامل مخالفت میدانستند. تمام ارکان برنامه ریزی و نظارت و بازرسی را دولت از بین برد اما ایشان سکوت کردند و حرف نزدند؟ ایشان در سفرشان به فم دنبال این بودند که بگویند در جامعه دیگر نگران از رئیس جمهور و تز دوگانگی در حاکمیت وجود ندارد در واقع دنبال تحکیم قدرت خودشان بودند اما غافل از این بودند که درریر لوای حمایت ایشان از دولت چه اتفافاتی دارد می افتد. باید امثال کروبی و موسوی و تاج راده و امین زاده و آرمین و ….. در زندان و حصر باشند تا این دزدیها به راحتی اتفاق بیفتد. آن روز که میر حسین هشدار داد و ایشان پشت گوش انداخت
آن روز که هاشمی نامه نوشت و ایشان ندیده گرفت ، آنروز که میلیونها ایرانی به خیابانها ریختند و ایشان همه را فتنه گر نامید … باید فکر امروز را هم می کرد. ایشان چگونه است که با کوچکترین مسائل دولت اصلاحات و سازندگی موضعگیری می کرد اما امروز صدایشان در نمی آید، چگونه است که سکوت کرده اند و چیزی نمی گویند. ایشان سکوتشان نشان از پی بردن به اشتباهاتی است که کرده اند؟ آیا چنین فکر می کند. ؟ آیا با این همه افتضاحات هنوز هم جای موسوی و کروبی در حبس است؟جای تاج راده ها در در زندان است؟ ایشان باید بداند که عدالت خود را از دست داده است و دیگر صلاحیت رهبری را ندارند. ایشان باید از مردم عذر خواهی کنند بدان باشند همانگونه که خاتمی گفت شاید مردم ایشان را ببخشند. ایشان مسئول و باعث و بانی این اتفاقات در مملکت هستند. از آنجائیکه قدرت و حفظ آن فابلیت درک واقعیتهای اجتماعی را از بین می برد ایشان هم چنین قدرت و شهامتی ندارند که از کرده خود عذر خواهی کنند. آدم سالم و صادقی مثل موسوی را در حبس نگه می دارد اما دزدی مثل احمدی نژاد و رحیمی و مشاعی و … را آزاد می گذارد.
اتفاقات و دزدیهای لورفته بدانید که ثمره خون ندا و سهراب و کیانوش و دیگر جوانان پاکی است که بدستور رهبری بر کف خیابانها ریخته شد و این رسوایی ها ی پیش آمده همان چوب خداست که بر سر دولت کودتایی آفای خامنه ای وارد آمده است و ایشان را رسوا و رسواتر کرده است؟ آقای خامنه ای چگونه می خواهد از زیر بار این رسوایی ها شانه خالی کند؟ ل
به مادر ندا و سهراب و دیگران بگویید این ثمره خون این جوانان است که دولت پاک دست آقای خامنه ای اینگونه رسوا می شود؟ به این مادران بگوببد خون جوانانتان هدر ترقته است بلکه پس از کمتر از دوسال کوس رسوایی جانیان را بصدا درآورده است
با سلام ، صد میلیارد دلار غلط است و حد اقل سیصد و پنجا ه میلیارد میباشد . لطفا به بیانیه مجاهدین انقلاب در خصوص سه سال اول
که مستند ترین بیانیه در این مورد است مراجعه فرمایید .
این پولها هرجا هست خرج برانداری جمهوری اسلامی خواهد شد. بصیرت کار دستشان داد. دولت احمدی نژاد تیشه ای به ریشه شد. تقلب در انتخابات زمینه ساز همین برنامه بود.با بصیرتها با سر رفتن تو دام.
سلام به همه مردم که چون من ستم دیدهاند و رنجورند : آیا جان سهابی ها 3000000 میلیارد بی ارزش تر بود ؟
کو کجاست آموزشهای معلمان مسجد و مدرسه که پول چرک دست است ؟ آن چرک دست در کجاست و با آن بهای جان چه کسانی پرداخته شد؟
شاه بیت این بیانیه در همان جائی است که گفته اند : آب از سر چشمه گل آلود است – که منظور همان اندیشه نارسا و نابالغی است که حاکم است وگرنه لزوما به شخص خاصی که همه کاره مملکت باشد بر نمیگردد. کسی هرگز از چوب خدا صدائی شنید؟
شخصي براي دور كردن طلب كاراش رفت و چند سارق مسلح و اوباش استخدام كرد .اون اراذل و سارقين مسلح مردم طلبكار رو زدند و كشتند و دور كردند وشخص بدهكار خوشحال از اينكه نميخواد بدهيشو بده وقتي طلبكارها رفتند اون شخص بدهكار با يك مشكل اساسي روبرو شد و اون اين بود كه اون اراذل مسلح ديگه نميرن خونشون و عادت كردن به آدم كشي و پول گيري و اگه بهشون پول نرسه خود شخص بدهكار رو ميكشن .
اسلام – حقیقتش تسلیم به خدا و دست اطاعت بندگی به او و قوانین و محدودیت های اوست.
اسلام در تشکیل حکومت و ایجاد پرچم است که معنا پیدا کرد و بدان سابقه و سیرت، استمرار معنا دارد.
به یک معنا که از ظهور اسلام و قیام امام خمینی س میفهمیم اسلام یک کشور است یک پرچم است یک لشکر است و عضو اسلام عضو لشکر اسلام است و او حتما نظامی است و روی گرداندنش به سوی دشمن (ارتداد) خیانت است. تا اسلام را چنین معنا نکنیم این احکام محلی از اعراب نخواهد داشت. این طور نیست که با شکم سیری و غارت بیت المال دعوی اسلام کنیم و احکام اسلام را بخواهیم پیاده کنیم. انصاف حکم میبکند که ابتدا به ساکن برادری خود را ثابت کنیم.
احکام اسلام سه نوع است شاید جائی خوانده باشم که امام هم سلام الله علیه بدان اشارت داشته:
الف- احکام بین خدا و بنده اش خداوند ارحم الراحمین است و البته تظاهر خلاف در رابطه با این نوع احکام را حاکم اسلامی اگر وجود داشته باشد یا حداقل جامعه زنده ای وجود داشته باشد که حوصله امر معروف و نهی منکر را ابتدا به ساکن داشته باشد- بسادگی نمیتواند ان حاکم و ان جامعه ظاهر خلاف (خلاف و فسق ظاهر کردن) را بگذرد.
ب- احکام بین مردم و مردم- اینها مثل کلاهبرداری سرقت اختلاس و دست ضمان که مهمترین و بلکه جامع انها است قابل گذشت از طرف جامعه یا حاکم و نائب مردم نمی باشد و در هر جامعه عاقل و رشیدی در همه جهان رواج دارد (یعنی مجازات مربوط به شکنندگان این نوع احکام را)
ج- احکام حکومت- همانطور که گفتم بشرط نظامیت و عسکریت و پرچم و کشور بودن حکومت و انهم باستمرار- این احکام سفت و سخت هستند. این طور نیست که در زمانی که از اسلام و حرکت و استقلال و توسعه ان فقط اسمی مانده باشد حاکم بتواند بشدت احکام مربوط به این نوع را اعمال نماید. ارتداد یا دین عوض کردن یا حتی انکار اسلام و قابلیت ان و یا اعلام بیدینی و … از این نوع میباشند. نه حق الله هستند از نوع اول. و نه حق الناس هستند از نوع دوم. بلکه بنا به شدت و ضعف حاکم و خواسته هایش معنا پیدا میکند و اعمال این احکام بنا به شرائط صلح و جنگ و واقعیت موجودیت اسلام بعنوان کشور و پرچم و نظامیت – مثلاً در حال حاضر – یک مشروع عقلی است و تشخیصی است و حاکم و مجری مشغول الذمه خواهد بود تا قلب و هدف و رای و نظر و خواستگاه اش (توجه! اش ضمیر است برای حاکم و قاضی و مجری) بوسیله ترازوی حق شکافته شود و هو یعلم ما فی الصدور!
علی کل حال مجتهدان بزرگوار اسلام عامة و شیعه خاصة با زحمت احکام اولیه را که از نوع اول و دوم مشار الیهما در این مقاله نوعا هستند استنباط و بیان میکنند ولی احکام سیاسات یعنی احکام سیاسی که همانطور که بیان شد مثل ارتداد از نوع سوم هستند که شاید اسم گذاری امام بعنوان ثانویه بر انها شمول پیدا میکند را مجتهدین، داخل بر انها و مشرف بالفعل نیستند.
هیچ صاحب خردی که از هدف اسلام و جامعه توحیدی و عادلانه که با سیره پیامبر اعظم ص و امام عدالت و تقوی علی ع معرفی شده با خبر باشد حکم نمیتواند بکند که در جامعه امروز ما که دو طرف طناب ان یکی دولت و نمایندگان ملت و اتفاقاً بشکلی نمایندگان حاکم و حکومت هستند که مثل ریگ از بیت المال دزدی میکنند و غارت و شکیله اختلاس را بعضی بدانها مستقر میدانند نه دزدی قابل دست بریدن!! را و حکومت مانع و رادع خیر خواهی و تعاون و حضور جمعی عام ملت بعنوان اسلام و کشور اسلام (توجه! ملت و افراد ملت به معنائی خود اسلام است) و مانع کنش و واکنش انها یعنی مانع خود اسلام (با تعریف فوق) در ایجاد و احیای امر معروف و نهی منکر – و مبارزه دائم در رد ناهنجاریها و حقوق مدنیتها شکستن ها – میباشد بنا براین خود مانع اسلام است و طرف دوم طناب هم طبق همین ممانعت یا در گردونه نبودن یا تقلا نکردن خارج از تعریف اسلام میشود و میباشد بنابراین اسلامی نیست و وجود ندارد بدان معنا که احکام ثانویه ان یعنی سیاسیات اجرا شود!
میماند روز از نو روزی از نو- و این استمرار فطری حیات است و لاجرم همین است و همین کاسه حتی حتی اگر بقولی و اقوال هائی حکومتی با شکیله و ظاهر مدنیت یعنی حضور و نظارت رسمی ملت تشکل پیدا کند این داستان سر دراز خود را خواهد داشت. و صبر و مداومت در حق خواهی لاجرم فلاح و رستگاری امت هاست. در اسلام همه سرباز یک هستند امام رض، حامی مستضعفان). و همه قهرمان هستند و درست است که قهرمان دوست هستند ولی اینطور نیست که فقط دنبال رکاب قهرمان (تازه اگر پنبه ای نباشد!) بدوند.
بلی! دائم انسان در شکست است تمام شکیله دهی های جامعه اش اعم از ظاهر اسلامیت یا شیعیت یا خلافت یا امارت یا فقاهیت یا دموکراسیت یا مدنیت و جمهوریت همگی دائم در خطر و سقوط و خسارت و ضیاع است مگر دائم با اعتقاد و (ایمان) در عمل مداوم (عمل صالح) و نظارت دائم با خیر خواهی و رفع شر خواهی امر معروف و نهی منکر (توصیه به حق و استمرار و صبوریت آن) باشند.
این کلام خدای تبارک است: ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر!
در دولتی که این همه قانون را زیر پا می گذارد باید هم این اتفاقات بیافتد.
عاقبت این شریکان دزد و به ظاهر حامیان قافله به جان هم خواهند افتاد و کوس روسوایی آنها در همه جا شنیده خواهد شد اما تکلیف این پول ها روشن است : خرید و هزینه های سنگین تسلیحاتی ؛ کمک به مزدوران آنها در بیرون از مرزها مثل حزب ا.. و عراق و فلسطین ؛ مال اندوزی و حسابهای نجومی آقایان در بانک های خارج و دادن رشوه به لابی های مختلف در کشورهای اروپایی و آمریکا جهت به تعویق انداختن تصویب بعضی از قطعنامه ها در سازمان ملل و………………………..