نامه ی 9 زندانی سیاسی به سید محمد خاتمی؛ چگونه میتوان قوه قضائیه را اصلاح کرد؟
چکیده :با توجه به تجارب شما در دوران ریاست جمهوری و اتفاقات پیش آمده در آن ایام، چگونه میتوان قوه قضائیه را اصلاح نمود و نهادی که باید حافظ و حامی قانون باشد را از قانونشکنی باز داشت؟ ...
نه تن از زندانیان سیاسی بند 350 اوین در نامه ای به سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق کشورمان با اشاره به شروط شرکت در انتخابات وی و به منظور رفع ابهام و گشایش باب گفتگو، پرسیده اند: با توجه به تجارب شما در دوران ریاست جمهوری و اتفاقات پیش آمده در آن ایام، چگونه میتوان قوه قضائیه را اصلاح نمود و نهادی که باید حافظ و حامی قانون باشد را از قانونشکنی باز داشت؟
امضا کنندگان این نامه همچنین در بخشی دیگر مطرح کرده اند: شما اعلام کردهاید که در انتخابات آزاد شرکت میکنید. آقای تاجزاده اعلام نمودهاند، اولین شرط انتخابات آزاد، حق انتخاب آزادانه سبک زندگی و به رسمیت شناختن آن است. خواهشمندیم منظورتان از انتخابات آزاد را شفاف بیان کرده و ابهامهای موجود در این بحث را مرتفع نمایید.
متن کامل این نامه که در اختیار سایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
جناب آقای سید محمد خاتمی
با سلام و احترام
در ماههای اخیر جنابعالی به عنوان نماینده و نماد طیف گستردهای از اصلاحطلبان طی سخنرانیها و صحبتهای مختلف، شروطی را برای شرکت در انتخابات پیشرو اعلام نمودهاید و انجام این شروط را برای شرکت در انتخابات لازم دانستهاید. شرایط اعلام شده جنابعالی پرسشهایی در افکار عمومی ایجاد نموده است. اینک ما – جمعی از زندانیان سیاسی و عقیدتی جمهوری اسلامی- به منظور رفع ابهام و گشایش باب گفتگو، سوالاتی را که در ذهنمان وجود دارد بهطور صریح با شما مطرح مینماییم و امیدواریم شما که قائل به گفتگوی تمدنها و پاسخگویی به افکار عمومی هستید با پاسخهایی شفاف به گسترش فضای نقد و گفتگو یاری نمایید.
1. اولین شرط شما، آزادی زندانیان سیاسی بوده است. از این شرط با توجه به مشی جنابعالی و سابقه عملکردتان در دو دوره ریاست جمهوری، این پرسش در اذهان متبادر میشود که آیا شما زندانی سیاسی و عقیدتی و حقوق بشری خارج از طیف اصلاحطلب را نیز در شمار زندانیان سیاسی میدانید و از آن مهمتر تعریف شما از زندانی سیاسی چیست؟
2. در مورد شرط آزادی احزاب سیاسی، آیا ساختار حاکمیت فعلی پذیرای آن هست؟ منظور شما از آزادی احزاب، شامل تمام احزاب و گروههایی که در چارچوب اعتقاد به دموکراسی و مشی مسلامتآمیز فعالیت مینمایند میشود یا تنها به بازگشت به وضعیت پیش از انتخابات 88 و احیای احزاب اصلاحطلب که در جریانهای پس از انتخابات پروانه فعالیتشان لغو گردیده نظر دارید؟
3. شما اعلام کردهاید که در انتخابات آزاد شرکت میکنید. انتخابات آزاد دارای تعریف مشخصی است و همانطوری که آقای تاجزاده اعلام نمودهاند، اولین شرط انتخابات آزاد، حق انتخاب آزادانه سبک زندگی و به رسمیت شناختن آن است که این مورد در هیچ کدام از انتخابات قبلی که شما کاندیدا یا مجری برگزاری آن بودهاید از جمله در انتخابات ریاست جمهوری سالهای 76، 80 و 84 و انتخابات مجلس سالهای 78 و 82 محقق نگردید. آیا اجازه انتخاب سبک آزاد زندگی برای هر فرد را به عنوان پیش شرط انتخابات آزاد قبول دارید؟ همچنین با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان، صحبت از انتخابات آزاد بلاموضوع میباشد، شما در هنگام مسئولیتتان خواهان برگزاری انتخابات رقابتی بودید که تعریف آن جدا از انتخابات آزاد است. خواهشمندیم منظورتان از انتخابات آزاد را شفاف بیان کرده و ابهامهای موجود در این بحث را مرتفع نمایید.
4. یکی از مهمترین شروط شما اجرای بیتنازل قانون اساسی است. در این مورد قوه قضائیه که باید حامی اصلی قانون و مرجع برخورد با متخلفان باشد، در عمل با مواردی از قبیل تشکیل دادگاههای غیرقانونی انقلاب و ویژه روحانیت زیر پا گذاشتن اصول قانون اساسی و آیین دادرسی کیفری در برخورد با متهمان به ویژه متهمان سیاسی و مطبوعاتی، عدم مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی، چشمپوشی بر جرایم حاکمیت و مسئولان حکومتی و مواردی از این دست به یکی از نقضکنندگان اصلی قانون اساسی بدل شده است و راه بر هرگونه اصلاح و فعالیت مسالمتآمیز و دموکراسیخواهانه بسته و جایی برای اجرای بیتنازل قانون اساسی باقی نگذاشته است. راهکار شما در این موضوع چیست؟
با توجه به تجارب شما در دوران ریاست جمهوری و اتفاقات پیش آمده در آن ایام، چگونه میتوان قوه قضائیه را اصلاح نمود و نهادی که باید حافظ و حامی قانون باشد را از قانونشکنی باز داشت؟
به امید ایرانی آزاد، پایدار، سربلند
1- عارف درویش
2- حسین رونقیملکی
3- شاهین زینعلی
4- سید محمد سیفزاده
5- احمد شاهرضائی
6- آرش صادقی
7- ابوالفضل عابدینی
8- مصطفی نیلی
9- صادق (آرش) هنرور شجایی














اميدوارم سيد عزيز پاسخ خوبي بده
سوالاي سخت نكنيد. آنچه مسلم است اين است كه
“هر گونه اصلاح اساسي باعث از بين رفتن اين حكومت مي شود. اين حكومت بر نقصها و عيوب خود سوار است.”
پس ما اصلاحات مي خواهيم.
خوب تا این ساختار هست نه کشور درست می شود و نه تو سعه اتقاق خواهد افتاد .تا تحجر واستبداد و رانت در اختیار مسئولین باشد .زندانی سیاسی و اعدام و سرکوب و بهم ریختگی اجتماعی هم در همه عرصه ها وجود خواهد داشت
هر گاه رهبری اصلاح شد جامعه هم اصلاح می شود و همین اخرین سخن است
دوستان زندانیسیاسی کمی تند میروند و انتشار این نامهها نشانهی عدم درک و شناخت مکفی این جوانها از سیاست دشواری است که بزرگانی چون خاتمی درگیرش هستند! به نظرم جا دارد با تجربهترها در ایران و مسئولین سایت کلمه (اگرچه برای آزادی بیان هم احترام زیادی قائلم) حد اقل در کنار این نامه نقدی هم بر این دیدگاههای مخالف و به نظر من اشتباه بنویسند تا هم این جوانهای عزیز کشورمان آگاهتر شوند و هم کودتاچیان سودجویی نکنند و کیهان ستون ویژهاش را نتواند پر کند
با سپاس از تلاشهای شما
با اینکه خود را اصلاحطلب نمیدانم ولی با نظر سبز کاملا موافقم. سبز باشید.
صحبت از انتخابات از سوی هر کسی مهر تائید زدن بر ولایت فقیه و شورای نگهبان است.
آقای سبز همیشه از کلمه ” این جوانها ” یک جوری برای سرکوب و نفی اندیشه های نو، مستقل و پیشرو استفاده میشده.بس کنید . چطوره این جوانها موقعی که این پیران میخوان رای بیاران خیلی خوبند ولی وقتی افکار پوسیده و د ها بار آزمایش و مردود شده را به چالش میکشند میشوند این “جوانها “. بیخود رد گم نکنید. خیلی مواقع هر چی میکشیم از همین مسن ها بوده . در ضمن جهت آگاهی شما امثال آقای سیف زاده هم در این امضاء ها هستند .ایشان هم از همین “جوانها” ی مورد نظر شما هستند.؟
با حفظ مرام سبز.بايد يك فشار بياوريم
اصلاح در مقابل فساد است
عمده فساد امروز ما خودکامگی و استبداد است
اصلاح یعنی اصلاح …ولایت فقیه
هرچه کمتر از این تعارف و معامله است
معلوم ميشه حکومت خوب ميدونه چه کسانی رو به زندان بيندازه! تا حالا هر چی حرف خوب بوده از زندان در اومده، هر چی مقاومت و مبارزه بوده از تو زندان بوده! اين همه حرف های آقای خاتمی رو نقد کردن ، يکيش به اندازه اين نامه منطقی، چالشی و دقيق نبود!
من هم با نظر نظر دهنده محترم “سبز” مخالفم . اولآ جناب آقای خاتمی از طرح این سوالات استقبال میکنند و همه ملت هم شاهد بوده اند که ایشان انتقاد از دولت را تشویق میکردند و در جلسه آخر با دانشجویان دانشگاه تهران از تندترین انتفادات استقبال کردند. خاطرم هست که در جلسه ای 6 ماه قبل از انتخابات 88 موضوع جلسه با دانشجویان و انتقاد تند آنها را یکی از روزهای خوب زندگی خود عنوان کردند و در پاسخ به اینکه از توهین بعضی از دانشجویان خوشحال شدید ؟ خاتمی جواب داد بله خوشجال بودم چرا که میدیدم یک نفر از بین تمامی دانشجویان و منتقدین و حتی کسانیکه فحاشی کردند نگران فردای خود نبودند و از انتقاد و توهین به رئیس جمهور لکنت زبان و دلواپسی نداشتند.
دومآ افراد امضا کننده نامه همچون آقای سیف زاده ، جوان و احساساتی نیستند و مطالب درستی عنون کرده اند .
تا جائیکه که بنده نظرات آقای خاتمی را دقیق دنبال کرده ام مطمئنم خاتمی با نظر این آقایان موافقند و اگر تفاوتهای کوچکی را بین نظرات خاتمی و دموکراسی خواهان می بینیم صرفآ به این دلیل است که ایشان اصلاح همه این مسائل را در یک وحله ممکن نمیدانند و نظرشان این است که ابتدا اصل انتخابات آزاد و اصل آزادی مطبوعات نهادینه شود و مردم بطور مداوم طالب و پیگیر حقوق خود باشند تا ضمن آن فرهنگ سازی هم بشود و سپس جزئیات دیگر بطور قانونی و توسط نمایتدگان واقعی مردم قوانین حتی قانون اساسی هم اصلاح شود بطوریکه در زمان ریاست جمهوری خودشان دو لایحه به مجلس دادند که یکی در مورد اصلاح همین قانون انتخابات بود که عقیم ماند .
در هر حال فعلآ دموکرات تر و چهره ای مقبول تر از خاتمی و موسوی در ایران وجود ندارد و آقایان نویسنده نامه هم حتمآ این نظر را داشته اند که به آقای خاتمی این نامه را نوشته اند و خودشان هم نوشته اند که برای باز کردن باب گفتگو این بحث را مطرح کرده اند .
من سوالم این است که ذات این مقاله چیست؟ یک سری پرسش. پرسش هم جواب سر راست می خواهد. شما چرا رفتید سراغ مظلومیت خاتمی و اینکه زندانیان تند می روند یا کند. آیا این سوالات بی معنا است؟ اگر معنا دارد، پس پاسخ هم دارد. یک سول صریح پرسیده شده. نگفته نظام قضایی قابل اصلاح نیست. پرسیده شده آقای خاتمی راه شما برای اصلاح نظام قضایی چیست.
به نظر من آزمون خوبی برای آقای خاتمی است این سوالات
من هم اصلاح طلب نیستم و با جناب سبز و امیر و هر کس دیگری که ایندو یا یک را تایید کند کاملن موافقم مگر الان اصلا نیازی به رفتن هست که دوستان غلط زندانی با این نامه های مغرضانه اینگونه تندروانه اصل نظام را هدف گرفته اند؟ ما همینجا میمانیم شما هر جا خواستید بروید. سعی کنید دیگر هم سوال نکنید و گر نه……
آقاي سبز. به نظرم حرف شما ديگر تاريخش گذشته است. شما با اين حرف كه زديد گذشته از اين همه جانها كه فدا شدند، اين همه زندانيهاي سياسي اعم از كارگر، روشنفكر، دانشجو، زن و غيره. با اين بزرگترين اختلاس 3000ميلياردي كه درست در همين ساختار موجود رخ داد، چكار ميكنيد؟ اينقدر جوان و پير نكنيد. وقتي ميگوييم انتخاب آزاد، خوب تعريف كنيم ديگر. يعني پاسخ به اين سوال هم موجب اخلال در اصلاحاتِمدنظر شما ميشود؟ پدر من ديگه اصلاحاتي وجود نداره. چيزي كه هست فرسايش نيروهاي مادي و معنوِي انسانهاي بيشمار است. بدبختي ما يكي دو تا نيست. افكار امثال شما هم خودش مانعي است. ببخشيد اين طور نوشتم. هيچ كس كشتار نميخاهد. هيچ كس هر ج و مرج نميخاد. اما شما روبه هر كس كه ميپرستيد وضع موجود بدتر نيست؟ چيزي كه در حال احتضار است روح يك ملت است به دست اينها.
آقاي خاتمي يك سري شروط تعيين كرده، اگه تامين نشه شركت نمي كنند. نمي دونم اين كجاش نامفهومه…
با “علی” موافقم و به “سبز” باید بگم که این دست سوالات (تند) را اتفاقا این بچه هایی که دارند هزینه می دهند باید بپرسند (البته این دلیل نمی شه که تحلیلی که پشت این سوالات هست حتما درست باشه ) و از آقای خاتمی هم می خواهم به سوالات جواب بدهند
آقایان زندانی بر سر جزئیات دعوا نکنید .اصل مطلب این است که پذیرش شروط خاتمی از سوی حکومت یعنی قبول ناسالم بودن حکومت و چون حکومت زیر بار این شروط نخواهد رفت عملا خیل عظیمی از مردم را در پای صندوق ها از دست خواهد داد . لذا هیچ جای شروط خاتمی مشکل ندارد پیشنهاد میکنم خودتان را با منطق خاتمی بیشتر آشنا کنید .