مادر اشکان سهرابی: آقای علی کریمی! افتخار همهی مردم ایران هستید
چکیده :هدیه ی آقای کریمی یک نوع قدردانی از یک طرفدار بوده است. دلیلی وجود ندارد که بخواهند ایشان را زیر سوال ببرند و یا مورد انتقاد قرار دهند. از طرف من از آقای کریمی تشکر کنید و بگویید باعث افتخار همه ی مردم ایران هستند و از طرف اشکان از کل بچه های پرسولیس و به خصوص آقای کریمی و مهدوی کیا که خیلی مورد علاقه پسر من بودند به خاطر شجاعتشان قدردانی کنید. هرچه که بقیه می خواهند بگویند برای من مهم نیست. اما امیدوارم به خاطر این هدیه برای ایشان مشکلی پیش نیاید....
کلمه – زهرا صدر:
در خبرها آمده بود که علی کریمی بازیکن برجسته فوتبال ایران پیراهن خود را به شهید جنبش سبز اهدا کرده است. با توجه به سابقه رفتارهای مدعیان اصولگرایی، دور از انتظار نبود که این بار هم انتشار خبر این حرکت انسانی، واکنش از سر عصبانیت رسانه های وابسته به حاکمیت را در پی داشته باشد.
امروز روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران، به این اقدام ستودنی علی کریمی اعتراض کرد و با بیان اینکه “علی کریمی همان راهی را می رود که شجریان پیش از وی آن را رفت” در واقع بر همدلی و همراهی این دو چهره ی محبوب و مردمی تاکید کرده است.
اما مادر اشکان سهرابی، این شهید جنبش سبز، در واکنش به مطلب این روزنامه می گوید: فکر نمی کنم این مساله ربطی به آن ها داشته باشد که بخواهند در آن دخالت کنند و نظر بدهند. من می خواهم از ایشان به خاطر روح بلندی که دارند تشکر کنم و بگویم که واقعا جوانمرد هستند.
علی کریمی، کاپیتان تیم فوتبال پرسپولیس تهران، و یکی از برجسته ترین بازیکنان ده سال اخیر فوتبال ایران، چندی پیش در اقدامی معنادار و جوانمردانه، پیراهن ورزشی خود را در که در جام باشگاه های اروپا بر تن داشته، به شهید جنبش سبز، اشکان سهرابی، و خانواده اش تقدیم کرده است.

اشکان سهرابی، دانشجوی مهندسی در جریان اعتراضات خیابانی سال 88 در روز 30 خرداد هدف سه گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
علی کریمی و برخی دیگر از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران، در جریان اعتراض های پس از انتخابات، به شکل آشکار از جنبش سبز حمایت کردند. اوج این حمایت در بازی ایران و کره جنوبی بود؛ که کریمی و چند ملی پوش دیگر مثل مهدی مهدویکیا از دستبند سبز به نشانه حمایت از جنبش سبز استفاده کردند.

خبرنگار کلمه به این بهانه با مادر اشکان سهرابی مصاحبه ای انجام داده که در ادامه می خوانید:
چه شد که آقای کریمی این پیراهن را به خانواده شما هدیه کردند؟
پسر من آقای کریمی را به عنوان فوتبالیست خیلی دوست داشت و از طرفداران ایشان بود. من این مطلب را به اطلاع ایشان رساندم. آقای کریمی هم وقتی این را شنیده بودند پیراهن شالکه خود را تقدیم پسر من کردند.
امروز یکی از روزنامه های مدعی اصولگرایی در مطلبی به این حرکت آقای کریمی حمله کرد. نظر شما در این باره چیست؟
فکر نمی کنم این مساله ربطی به آن ها داشته باشد که بخواهند در آن دخالت کنند و نظر بدهند. من می خواهم از ایشان به خاطر روح بلندی که دارند تشکر کنم و بگویم که واقعا جوانمرد هستند. این هدیه اصلا جنبه ی سیاسی ندارد که بخواهند ایشان را اذیت کنند. اشکان من یک پرسپولیسی بود و آقای کریمی و مهدوی کیا را دوست داشت. هدیه ی آقای کریمی هم یک نوع قدردانی از یک طرفدار بوده است. دلیلی وجود ندارد که بخواهند ایشان را زیر سوال ببرند و یا مورد انتقاد قرار دهند. من همینجا در مقابل ملت ایران از آقای کریمی و روح بلندی که دارند و توجهی که به پسر من داشتند تشکر می کنم.
این اتفاق قبلا هم افتاده است؟ مردم در این دو سال چقدر برخوردهایی از این جنس داشته اند؟
بله خیلی ها به دیدن ما آمدند که شاید راضی نباشند من اسمشان را بیاورم و یا لطفی که کرده اند را مطرح کنم. در این باره هم از آقای کریمی اجازه گرفتم که خبرش را به سایت ها بدهم، که ایشان گفتند مشکلی ندارند. اما بقیه را نمی توانم نام ببرم چون می ترسم برایشان مشکل و دردسری پیش بیاید.
خیلی از مردم آمدند اینجا و از ما و اشکان تقدیر کردند. البته ما که هیچ نیستیم در مقابل کارهایی که بچه ها کردند و جانفشانی ها و فداکاری هایشان. گاهی فکر می کنم چقدر این بچه را بزرگ بار آورده بودم. چقدر این بچه سرشار بود از روح ایثار و فداکاری. گاهی متعجب می شوم از اینکه درست نشناختمش.
اگر اذیتتان نمی کند برگردیم به دو سال قبل و شما درباره ی آخرین دیدارتان با اشکان بگویید.
یک ربع قبل از شهادت دیدمش. با هم حرف زدیم و من خیلی نصیحتش کردم که نرود. همه جا خیلی شلوغ بود. گفتم اشکان تو را به خدا کاری نکنی که پشیمانی به بار بیاید. سی ام خرداد بود و فضا سنگین. حس خوبی نداشتم. گفتم اشکان امروز را نرو، مطمئنم که امروز شلوغ می شود. گفت مامان! من نروم آن یکی هم نرود اون یکی هم باز نرود. چه کسی پس باید برود؟ پس رای ما چه می شود؟ چه کسی باید جواب رای ما را بدهد؟ خیلی حرف زدم اما قانع نشد و رفت و بعد هم …
هنوز پیگیر پیدا شدن قاتل فرزندتان هستید؟
من چند بار رفتم و آن ها قضیه دیه را مطرح کردند. حقیقتش را بخواهید خیلی از این قضیه ناراحت می شوم. وقتی اسم دیه را می آورند حالم بد می شود. توی دادگاه که برای شکایت رفتیم وقتی حرف دیه شد انگار تمام دنیا روی سر من خراب شد. به خاطر همین دیگر دنباله قضیه و شکایتم را نگرفتم.
یعنی پذیرفتند که شهادتی رخ داده و حالا درباره ی دیه می گویند؟
حتما پذیرفتند که پیشنهاد دیه را مطرح کردند. و دقیقا به همین خاطر اصلا دوست ندارم که پیگیری کنم تا دوباره بگویند دیه اش را می پردازیم. اما امیدوارم قاتلین پسرم بالاخره به مجازات عملشان برسند.
برخورد مردم با شما به عنوان مادر یک شهید جنبش سبز چگونه بوده است؟
مردم اوایل خیلی خوب بودند. البته الان هم خوب هستند اما نمی دانم چطور باید بگویم، احساس می کنم حضور مردم خیلی کمرنگ تر شده. در حقیقت گله دارم، ولی خوب دلم نمی خواهد عنوانش کنم.
فکر می کنید این کمرنگ تر شدن ناشی از بی تفاوتی است؟
نه، نه، اصلا از بی تفاوتی نیست. به نظرم این از نگرانی مردم است. مردم خیلی تحت فشار هستند برای همین می ترسند که علاقه شان را بروز دهند. ما اوایل می دیدیم توی بهشت زهرا مردم چطور می آمدند، الان هم می بینیم، به خاطر همین فکر می کنم کمرنگ شدن ابراز همدلی آن ها از ترس است. چندین بار هم ماموران آمدند و رفتارهایی سر این قطعه با مردم داشتند. خب طبیعی است که آدم ها بترسند. الان که فکر می کنم می بینم حق هم دارند.
شما با مادرهای شهدای دیگر هم ارتباط دارید؟
بله، ما خانواده های دیگر را می بینیم و با هم صحبت می کنیم. در مناسبت ها یا زمان هایی هم به دیدار هم می رویم.
سخن آخر را برای خوانندگان کلمه بفرمایید.
اگر ممکن است از طرف من از آقای کریمی تشکر کنید و بگویید باعث افتخار همه ی مردم ایران هستند و از طرف اشکان از کل بچه های پرسولیس و به خصوص آقای کریمی و مهدوی کیا که خیلی مورد علاقه پسر من بودند به خاطر شجاعتشان قدردانی کنید.
هرچه که بقیه می خواهند بگویند برای من مهم نیست. اما امیدوارم به خاطر این هدیه برای ایشان مشکلی پیش نیاید.















یه روز تو برنامه ماه عسل یکی از مهمانهای برنامه که مشکل جسمی داشت، در جواب مجری که ازش در مورد آرزوهای بزرگش پرسیده بود، جواب داد : 1-درمان بیماری 2-دیدن علی کریمی 3-خرید یک لپ تاپ. بعدا با خبر شدم که علی با یک لپ تاپ رفته دیدن اون شخص بیمار و تمام هزینه های درمانی اون رو تقبل کرده.
به هر روی فرق بین علی که علاوه بر سطح بسیار بالای فنی، از لحاظ اخلاقی بسیار بزرگ منش هست با خیلی از افراد مطرح در همین جزئیات که هر موقع تو بازی باشه ورزشگاه رو پر می کنه
حاکمیت باید بداند خون های به ناحق ریخته شده جوانان این مملکت روزی گریبان آنها را خواهد گرفت متشکریم از آقای علی کریمی
آقای کریمی با این کار خود مدنی ترین اعتراض جوانان و هواداران خود را به کسانی که نمود که منطقشان شمشیر و خشونت و غرور بی جا است
دوستت داریم علی جون
کریمی دوران متفاوتی در فوتبال ما داشته است .روزی جادوگر خواندنش که با توپ هر کاری می کرد و روزگاری حتی تیمی برای بازی نداشت.اما همیشه تلاش کرد تا لااقل آزادگی خود را حفظ کند .هیچ گاه برای رضایت رییس یا مدیری حرف نزد.عزت ناصرخان حجازی را نگه داشت و همیشه همگام با حرکت مردم کشورش بود. جوانان آزاده ایرانی هیچ زمانی حرکت کریمی و مهدوی کیا و بازیکنان دیگر سبز را در بازی با کره جنوبی فراموش نخواهند کرد .کریمی بعد از گذشت 2 سال با این حرکت نشان داد که می توانست به مانند خیلی ها عافیت طلب باشد اما قدر عافیت در عاقبت دید.نشان داد می توان کله شق بود امابرای چیزی که باور داری هزینه نیز پرداخت کنی.
به قول دوستان مصداق پهلوان نه قهرمان
علی جون دمت گرم و تنت رنجور مباد دوستت داریم
راستشو بگین این نظرات را یک نفر نوشته یا یه نفر دیگه کمک کرده؟
زنده باد علی کریمی و درود خدا بر او که راه حقیقت و شرافت را برگزید.
سلام بر شخصیت یاشکوه و حقیقت جوی وی که با این همه شهرت می توانست تنها با یک سر خم کردن به قدرت برسد. کمااینکه کسانی چون
رضازاده ها دست به چنین اعمالی زدند و سرشکستگی و شرمساری تاریخ را بر برای خود خواستند اما او شرافت و پاک زیستن
را برگزید و ناسزاها را بر خود خرید در مقابل خدا و مردم خود سربلند و سرافراز باشد. درود بر او ٰ
درود بر غیرت ومردانگی تختی زمان علی کریمی درود بر همه اشکان های سهرابی که با خون خود با شرف خود به نام آزاد این سرزمین اعتبار دادند.درود بر ملت ایران.درود بر کشور سبز ایران
زنده باد علی کریمی، و جاودانه باد اشکان!
مادر اشکان! ما همه اشکان توئیم!
یه اشکان سبز از کانادا
به جوان بگویید یک مطلب هم در باره آنجاشان که می سوزد بنویسند
حرکت بسیار شجاعانه ای بود روحت شاد اشکان جان و راهت ادامه دار باشد علی آقای مردمی
علي كريمي هميشه محبوب
درود بر علی کریمی و دیگر آزادیخواهان کشورم.
واقعان گل کاشت
با این که فوتبالی نیستم به وجود ورزشکاران باغیرت افتخار میکنم.
همه از علی کریمی میگید اما کسی درباره گله مادر اشکان از مردم حرفی نمیزنه.واقعا بی انصافی نیست؟
من به عنوان یک ایرانی مسلمان شرمنده روی شما هستم مادر عزیز.با اینکه هیچ یک از بستگانم در بهشت زهرا نیستند اما از بعد از انتخابات همیشه دلم کنار مزار شهدای سبزمون بوده 4-5 بار هم اومدم و سر زدم از جمله پنج شنبه های آخر سال
گله شما کاملا بجاست مادر شهید شرافتمند عزیزمون.
ما مردم کم گذاشتیم و دوباره به دنیا و مشغول شدیم و اهداف بلند و جاودانمون رو فراموش کردیم.
دست شما رو از دور میبوسم و بهتون میگم که همیشه دعاگوی شما هستم.من حافظ قرآنم و بارها قرآنم رو هدیه کردم به روح شهدای سبزمون.الانم هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم.
به امید رهایی
احسنت به تو كه خط خود را از خيليهاي ديگر جدا كردي و در ميان مردم هستي . درود بر تو و همراهانت. همه مردم اين روشها را دوست دارند.
یاشاسین علی کریمی یاشاسین آذربایجان
آزادگی مدالی است که به گردن انداختنش لیاقت میخواد و سربلندی ثمره شیرین آزادگی است.گوارای وجودت علی جان.
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
علی کریمی اگه هزارتا گلم میزدی فراموش میشدی ولی الان دیگه نه
علی کریمی آخر مردونگیه.