سقوط آخرین سنگر دیکتاتور لیبی: بابالعزیزیه هم به دست انقلابیون افتاد
چکیده :پس از ساعتها درگیری شدید بین انقلابیون و نیروهای وفادار به معمر قذافی در «بابالعزیزیه» مقر دیکتاتور لیبی و نیز فرودگاه طرابلس، تازهترین خبرها حاکی از آن است که این دو نقطه به طور کامل در اختیار انقلابیون قرار گرفته و بدین ترتیب آخرین مقاومتهای بقایای رژیم قذافی نیز درهم شکسته است. هماکنون جستوجوی خانه به خانه برای پاکسازی محل از وجود نیروهای حکومت و احیانا یافتن قذافی در این منطقه ادامه دارد....
کلمه – گروه سیاسی: پس از ساعتها درگیری شدید بین انقلابیون و نیروهای وفادار به معمر قذافی در «بابالعزیزیه» مقر دیکتاتور لیبی و نیز فرودگاه طرابلس، تازهترین خبرها حاکی از آن است که این دو نقطه به طور کامل در اختیار انقلابیون قرار گرفته و بدین ترتیب آخرین مقاومتهای بقایای رژیم قذافی نیز درهم شکسته است.
اتفاقات امروز که به یک جنگ تمامعیار شهری شبیه بود، علاوه بر درگیری خیابانی و محلی دو طرف، با بهکارگیری زرهپوشها و سلاحهای سنگین از سوی بقایای حکومت قذافی و بمباران هوایی بابالعزیزیه توسط هواپیماهای ناتو همراه بوده است. گزارشهای مختلف نیز حاکی از آن است که شنیدن صدای انفجار خمپاره و نارنجک در هر لحظه از امروز، اتفاقی طبیعی در پایتخت لیبی بوده است. تصاویر تلویزیونی هم نشان میدهند که دود سیاهی بر منطقهی بابالعزیزیه سایه انداخته است.
به گزارش کلمه به نقل از منابع خبری بینالمللی، هماکنون جستوجوی خانه به خانه برای پاکسازی محل از وجود نیروهای حکومت و احیانا یافتن قذافی در این منطقه ادامه دارد. بر اساس گزارش العربیه، مجسمهی قذافی در بابالعزیزیه به پایین کشیده شده و محل پذیرایی قذافی از میهمانان خارجی هم به تصرف انقلابیون در آمده است. انبوهی از اسلحه و خودروهای نظامی نیز در پی تصرف بابالعزیزیه به دست انقلابیون افتاده است.
باب العزیزیه، که پادگانی به مساحت حدود 6 کیلومتر مربع در جنوب غربی طرابلس است، محل اختفای معمر قذافی بوده که اکنون انقلابیون توانستهاند به آن وارد شوند. در این قلعهی افسانهای که با دیوارهای بتنی، محلی امن برای سکونت رهبر لیبی بود، تجهیزات نظامی و امنیتی فراوانی برای دفاع از دیکتاتور لیبی گردآوری شده بود. گفته میشود که کنترل تمامی سیستم های ارتباطی- مخابراتی طرابلس هم در این مکان قرار دارد.

بر اساس گزارشها، بیت الصمود (خانهی پایداری) که محل سخنرانیهای قذافی بود و یادگار بمباران طرابلس به دست نیروهای آمریکایی به شمار میرفت، نیز به تصرف مخالفان درآمده است. قذافی چند هفته قبل برای یکی از آخرین سخنرانیهایش در این محل حضور یافته و مخالفانش را موش نامیده بود.
از سرنوشت قذافی و پسرانش هم خبری منتشر نشده است. این در حالی است که چند ساعت قبل تصاویری از سیفالاسلام قذافی در رسانهها منتشر شد که نشان میداد او به یکی از خیابانهای طرابلس آمده و از قریب دادن مخالفان و شکستن کمر آنها سخن گفته است.
چند ساعت قبل، رویترز به نقل از یک مقام روسی نوشت که قذافی هنوز در طرابلس است و تا آخرین لحظه خواهد جنگید. عبدالسلام جلود، نخستوزیر پیشین لیبی که به انقلابیون پیوسته، در گفتوگویی ادعا کرد که انقلابیون حتا در صورتی که منطقهی بابالعزیزیه را به تصرف خود درآورند، قذافی و فرزندانش را در آنجا نخواهند یافت. وی مدعی شد که قذافی و خانوادهاش مدتهاست در خانههایی در اطراف طرابلس مخفی شدهاند و هر شب جای خود را عوض میکنند.
فرودگاه طرابلس و انبارهای سوخت آن هم ساعتی پیش به طور کامل به دست انقلابیون افتاد. شبکه تلویزیونی الجزیره این خبر را اعلام کرد و افزود که «با تصرف فرودگاه بینالمللی طرابلس، راه فرار بر قذافی از این مکان عملا بسته شده است.»
در اطراف هتل «ریكسوس» محل استقرار خبرنگاران خارجی هم درگیریهای شدیدی در جریان است. این هتل که در نزدیكی باب العزیزیه قرار دارد، در دست نیروهای وفادار به دیکتاتور لیبی است. آب و برق این هتل از سه روز پیش قطع شده بود و امروز سه شنبه تنها برای یک ساعت وصل شد.














ديكتاتوري ايران به خودش بياد.
باب العزیزیه= پاستور
همه دیکتاتورها باید بروند چون همه شان خود خواه خودکامه مغرور و از خود متشکر هستند تازه خودشان را با خدای بزرگ و
بی همتا برابر میدانند و خود را متمایز از مردم و بهتر و خیلی بالاتر از مردم می دانند و همین انها را از مردم دور می کند
بله همه دیکتاتورها باید بروند همه دیکتاتورها در همه جای دنیا
خوش به حال مردم غیرتمند و شجاع لیبی
تبریک و شادباش مردم ایران به مردم لیبی برای رهایی از دیکتاتوری قدر ازادیتان را بدانید و نگذارید دیکتاتوری دیگر
با زرنگی و فریبکاری جای دیکتاتوری را که با زحمت فراوان و خونهای بسیار بیرون کردید بگیرد هوشیار باشید
که به درد مردم ایران گرفتار نشوید
خوش به حالتون….
به امید هر چه سریعتر اتفاق افتادن سقوط دیکتاتوری در ایران. اول در سوریه و بعد ایران.
انشاءالله به حق این شب عزیز هر چه سریعتر ظالمان و جنایتکاران ایران نابود شوند.
جای کمک خارجی در دستیابی به آزادی
در بین راه از کار بخانه قریب نیمساعت گزارش رادیوسوئد را از لیبی گوش میکردم. همه اش راجع به نفوذ و رخنه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم قذافی در بدنه تشکیلات مخالفین بود و ستون پنجم آن. گزارشگر توضیح میداد که چگونه پسران قذافی پس دستگیری توسط مردم، توسط عوامل نفوذی رژیم که در درون نیروهای شورشی بوده اند به آسانی فراری داده شده اند. سپس تمام گزارش از دامنه نفوذ عوامل رژیم قذافی از پائین تا بالای دم و دستگاه مخالفین قذافی بود؛ از تفنگچی های عادی تا عمق خود «شورای موقت حکومتی».
من در همان آغاز شروع اعتراضات مردمی علیه قذافی در سه یا 4 بخش جریان رخنه گری دستگاه اطلاعاتی رژیم قذافی را در درون مخالفین شرح دادم . در رابطه با ترور ژنرال یونس فرمانده نیروهای شورشی علیه قذافی نیز توضیح دادم که احتمالاً یا خود ژنرال با مأموریت از طرف قذافی به شورشیان پیوسته است که بعداً شناخته و تصفیه شده یا برعکس عوامل نفوذی قذافی در بین شورشیان او را کشته اند.
واقعیت اینست که در هر جنبشی به میزان آنارشی سازمانی و راهبردی، فرصت رخنه گری به دستگاه های اطلاعاتی رژیم سرکوب گر داده میشود. شناختن شگردهای رخنه گران از اهمیت حیاتی، برای یک جنبش و هر فرد مبارزی، برخوردار است.
در جریان جنبش سبز ما نیز رژیم سعی بسیار کرد تا با تضعیف نقش رهبری موسوی و کروبی و ایجاد آنارشی راهبردی، راه را برای تسخیر درونی این جنبش با شبیه یا موازی سازی برای آن تا آنجا که میتواند آنرا از هم پاشیده و تاآنجا هم که ممکن است با نفوذ از پائین آنرا تحت کنترول در آورد. در جریان اعتراضات خیابانی علیه کودتا نیز، بعلت خود جوش بودن این اعتراضات و فقدان سازمانگری، میدان مانور زیادی برای عملیات انحراف آفرینی و شناسایی بر ای دستگاه های امنیتی فراهم شد. متأسفانه در آگاهای رسانی در این زمینه کوتاهی بسیار بوده و هست.
درسهای لیبی میتواند برای ما نیزبسیار آموزنده باشد. نگارنده در این زمینه تحت عنوان درسهای جنبش مردم لیبی و ستون پنجم، تجربیات خود را طی چند سری یاداشت نگاشته ام که در وبلاگ شخصی ام هست علاقمندان میتوانند بدان مراجعه کنند. بلحاظ رعایت موازین سایت کلمه از ذکر آدرس وبلاگ در اینجا معذورم.
با ملاحظه سیر رویدادهای سوریه، متاسفانه همان کاستی ها را در آنجا نیز مشاهده میکنم. هم آنارشی در سازمانگری و هم آنارشی راهبردی و هم « آنارشی آفرینی».
نمیتوانم از ذکر این نکته خود داری کنم که خوشبختانه جنبش سبز مردم ما بعلت حضور بسیاری آدمهای امتحان پس داده دررأس آن و 17 فقره بیانیه راهبردی موسوی و بحث های پس از آن، ارگان و رسانه های مرجع، به چنان اجماع قابل قبولی رسیده است که به این آسانی در چاله چوله شعارها و برنامه های انحرافی نمی افتد، هر چند از وضعیت ایده ال هم فاصله اش هنوز زیاداست.
یک فعال سیاسی حتی برای یک لحظه نباید فراموش کند که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی رژیم با شیوه های مختلف میتوانند مخالفین را به کار گیرند یا برای انحراف آفرینی، یا برای سرکار گذاشتن در مسائل بسیار فرعی، انحراف آفرینی، یاس و ترس پراکنی، شایعه سازی، بحث انحرافی سازی، اختلاف آفرینی، تبلیخ افراطگری یا تسلیم گرایی.. .
در نخستین روزهای شروع جنبش مردم لیبی ، رژیم قذافی که بخوبی میدانست مخالفین او، بعلت رخنه وسیع عوامل اطلاعاتی در آن و ضعف و اغتشاش در اهداف سیاسی و راهبردی در درونشان، قادر نیستند بدون کمک از خارج موفق شوند؛ زیر پوشش استتاریِ غیرت آفرینی ناسیونالیستی عربی ودمیدن درتعصب دینی و انحصارطلبی، تا توانست شعارِ «ما خواهان مداخله خارجی نیستیم» را به توده اعتراضی تلقین و در مغز آنان تزریق کرده بر سر زبانها انداخت. فقط خطر قریب الوقوع قتل عام وسیع در بنغازی و تهدید به محازات پسر قذافی مخالفین را بیدار کرد. قیام کنندگان بنغازی اگر یک روز دیرتر از غرب و دنیا کمک می خواستند اینروزها ما باید بجای جشن فتح تریپولی در این روزها، درعزای قتل عام چند ده هزار نفری آنجا ماتم میگرفتیم.
همین شگرد را بشار اسد در سوریه بکار برده و میبرد چون میداند مردم سوریه بدلیل فقدان رهبری واحد و منسجم، بدلیل یکپارچگی «ارتش قومی و قبیله ایی» رژیم اسد و اراده قاطع اش در قتل عام مردم، قادر به مقابله با جکومت اسد نیست. رژیم اسد در حالی به مخالفین خود، غیر مستقیم امتناع از پذیرش کمک خارجی را تلقین میکند که خود در شورای امنیت از روس و چین و در سرکوب مردم خود از حزب الله و سپاه پاسداران کمک در یافت میدارد و خرج دستگاه امنیتی و قسمتی از بودجه دولتی آن از تهران و بغداد تأمین میشود .
توهم را باید کنار گذاشت. اولاً کمک خارجی حتماً بمعنای دعوت از لشگر کشی خارجی ها نیست دوماً در برابردولتی که از دستگاه سرکوبی منسجم و خانوادگی، قومی آپارتائیدی برخوردار است امتناع از قبول کمک خارجی یعنی یا هرگز به مقصد دموکراسی نرسیدن و یا هزینه جانی، زمانی و مالی را صد چندان افزودن است.
اگر کسی فکر کند که مردم لیبی بدون کمک نیروهای خارجی میتوانستند حتی برای دو روز دیگر در همان بنغازی به تظاهرات مسالمت آمیز خود دست ادامه دهند یا از سیاست چیزی نمیداند و یا دروغ میگوید.
نگاه به کمک خارجی در مبارزه بخاطر دموکراسی تابعی است از منافع ملی و هزینه نهایی آن از این منظر. پذیرش چنین دکترینی پیامی هم هست به امثال «بشار اسد ها» که ملت، برای آزادی و دموکراسی، همه گزینه ها را روی میز دارد.
تابو ها و تقدس ها هم در چهار چوب منافع ملی، بشمول مصالح نسلهای آینده باید آفریده شوند و نه خارج از این چهار چوب.
اگر ملل ارپایی، فرانسه، انگلیس، نروژ فلیپین، آندونزی در جنگ دوم از آمریکا کمک نمیگرفتنند باید تا امروز هم ملل برده شده فاشییسم هیتلری و میلیتاریستهای ژاپونی می بودند. اگر بنگلادش مسلمان مستقل امروز( پاکستان شرقی 35 سال پیش) در قیامش علیه پاکستان و رژیم نظامی فاشیستی ژنرال ایوب خان یا یحی خان از هندِ نا مسلمانِ هندو مذهب کمک مستقیم نظامی نمیگرفت هنوز هم که هنوز است مستعمره بدبخت این کشور طالبانزده امروز بود.
قذافی پس از ماهها مبارزه با مردم خود و ریختن خونشان و ویرانی کشورش در مقابل ملتش شکست خورد سرنوشت همه
دیکتاتورها که با مردم خود دوست نیستند و هر اعتراض بر حقی را سرکوب می کنند و مردم خود را با عنوانهای تحقیر
امیز مانند دست نشانده های غرب یا میکروب و فتنه گر خطاب می کنند همین است
دیکتاتور به پایان سلام کن
مرگ بر دیکتاتور لیبی
سوریه و ایران بعدی هستند
من از طرفی خوشحال واز طرفی بسیار افسوس می خورم
آقای حبیب تبریزیان
شما میخواهید با هزار و یک دلیل و با بیان واقعیت های تاریخی، بدون تشریح مشخصات زمان وقوع آنها ،دخالت خارجی و به زعم شما کمک خارجی را توجیه کنید.توده مردم به عنوان اکثریت ساکنین یک کشور، اگر کار،سرپناه،بهداشت،تفریح،تأمین اجتماعی ،آموزش و پرورش و…داشته باشند،هر حکومتی را خواهند پسندید.اعتراضات مردم به قذافی زمانی شروع شد که از طی حدود 10 سال اخیر، تحت تأثیر موج لیبرالیزم اقتصادی،حکومت قذافی برنامه ریاضت اقتصادی را شروع کرد ومردم دست به اعتراض زدند و با اعمال خشونت توسط قذافی، شرایطی پیش آمد که دشمنان مردم لیبی قادر شدند، اعتراضات مسالمت آمیز را به مسلحانه تبدیل کنندوزیر ساخت ها تخریب ،مردم آواره و شرایطی مثل عراق به وجود آورند. پس زیاد عجله نفرمائید ،سر بزرگ هنوز زیر لحاف است
مسئله مههم آن است، همان دولت های غربی نئولیبرال عضو ناتو که با مردم خود مشکل دارند ،میخواهند با دخالت نظامی از این نمد برای خود کلاهی درست کنند و گرنه دولت ایتالیا و فرانسه خود مظهر لیبرالیزم اقتصادی و فشار بر مردم فقیر خودشان هستند ،چگونه در لیبی طرف قربانیان این سیاست را بگیرند؟و دیدید که اولین پیامد پیروزی انقلابیون ،افزایش بهای سهام شرکت های نفتی بود
آقای حبیب تبریزیان
شما میخواهید با هزار و یک دلیل و با بیان واقعیت های تاریخی، بدون تشریح مشخصات زمان وقوع آنها ،دخالت خارجی و به زعم شما کمک خارجی را توجیه کنید.توده مردم به عنوان اکثریت ساکنین یک کشور، اگر کار،سرپناه،بهداشت،تفریح،تأمین اجتماعی ،آموزش و پرورش و…داشته باشند،هر حکومتی را خواهند پسندید.اعتراضات مردم به قذافی زمانی شروع شد که از طی حدود 10 سال اخیر، تحت تأثیر موج لیبرالیزم اقتصادی،حکومت قذافی برنامه ریاضت اقتصادی را شروع کرد ومردم دست به اعتراض زدند و با اعمال خشونت توسط قذافی، شرایطی پیش آمد که دشمنان مردم لیبی قادر شدند، اعتراضات مسالمت آمیز را به مسلحانه تبدیل کنندوزیر ساخت ها تخریب ،مردم آواره و شرایطی مثل عراق به وجود آورند. پس زیاد عجله نفرمائید ،سر بزرگ هنوز زیر لحاف است
مسئله مهم آن است، همان دولت های غربی نئولیبرال عضو ناتو که با مردم خود مشکل دارند ،میخواهند با دخالت نظامی از این نمد برای خود کلاهی درست کنند و گرنه دولت ایتالیا و فرانسه خود مظهر لیبرالیزم اقتصادی و فشار بر مردم فقیر خودشان هستند ،چگونه در لیبی طرف قربانیان این سیاست را بگیرند؟و دیدید که اولین پیامد پیروزی انقلابیون لیبی ،افزایش بهای سهام شرکت های نفتی بود،نوش جانشان.
لطفاً به این سئوال هم پاسخ دهید که دولت های به اصطلاح آزادیخواه عضو ناتو،چرا از قیام مردم بحرین و یمن حمایت نمیکنند؟عربستان که یکی از حامیان انقلابیون لیبی است، چرا محل فرار و پناه گاه دیکتاتور ها است؟صالح در عربستان چه میکند؟آصلاً چرا با عربستان که صد بار از حکومت فذافی، ارتجاهی تر است کاری ندارند؟
ظاهراً شما ابائی ندارید که نسخه لیبی برای ایران نیز پیچیده شود.
مطمين باشيد انقلابيون ليبي بدون كمك ناتو تا حالا نابود شده بودند
chera az khod nemiporsid keh dar in bohboheh rokod va tavarom keh mardomeh khodeh gharb dargirand ,chera bayad gharb miyaldha dolar kahrj ej jang dar libi konad ,gharb va amrika HICHGAH modafeh azadi va democrasi naboodeh ,inha faghat harf va eddeast ,
gharb dar libi donbaleh manafeh bishtar bood ,tanha tarikh ast keh fararoyeh mast.
gharb az etehadeh afrigha va keshvarhayeh mantageh vahshat darad.ma ta in ra nafahmim beh biraheh rafteim,az mardomeh iraq beporsid keh sadam behat bood ya noori almaleki,
az afghanha beporsid karzay behtar bood ,ya najib
gharb hamisheh az hamin dictatorha ta daghihgyeh 90 hemayat mikonad ,
vadobareh ba z shora va jaygozini rakeh manafeh bishtari ta tamin konad bar migozinad
inra ta nafahmim kareh ma tamam ast
به هر حال اگر ما بخواهیم وارد مرحله تازه ایی از مبارزه علیه فاشیسم مذهبی ایران .از اینکه دیکتاور نمی گویم این است که صد رحمت به دیکتاور .دیکتاور هارو میشه راحت ساقط کرد ولی فاشیستهای مذهبی خیلی سخته .چون اسلحه خطرناکی به اسم دین رو حمل می کنن واین ابزاری قوی است برای رسیدن به منافع.مردم ما انقلاب کردند که به آزادی سیاسی برسن .بدبختانه آزادی های اجتماعی رو هم از دست دادند.تاریخ ثابت کرده هردفعه که ما خواستیم به آزادی ودمکراسی برسیم در دام یکه دیکتاور بدتر افتادیم .این آقایان حکومتی هم که می گن بیداری اسلامی و به انقلاب ایران تعمیم میدن .نه آقاجان از این خبرا نیست .این حرکتهای دمکراسی خواهانه هستش و شما هنوز خوابی .بالاخره دیر یازود شماهم باید بروی.مردم ما بدجوری به مذهب وابسته اند آنقدر که دربرابر استبداد دینی سکوت کرده اند.ولی نگاهی به حکومت پیامبر(ص)و علی(ع) نشان میدهد که آنها نه فاشیست بوده اند نه دیکتاور.حکومت ما مانند بنی امیه وبنی عباس و معاویه ویزد است که بزودی باید در محضر الهی پاسخگو باشند.ما باید مردم را آگاه کنیم که اینها دروغ می گویند و دشمن دین مذهب.به امیدآزادی
راستی جرا اینهائی که کار قذافی را تمام کردند به داد مردم فلسطین نمرسند ؟تا به حال همه قطعنامه هادر محکومیت اسرائیل توسط آمریکا وتو شده
راستی در جنگ داخلی لیبی تا به حال چه تعداد کشته،مجروح و آواره شده اند و چه میزان ضرر اقتصادی بابت تخریب زیر ساخت های کشور وارد شده؟.درود بر جنبش سبز ایران و میر حسین که ما را در ورطه جنگ داخلی نیاداختند.
آقای تبریزیان گفته اند که شعار زیر کار قذافی بوده تا اقلابیون نتوانند از کمک های خارجی بهره مند شوند:
«ما خواهان مداخله خارجی نیستیم»
میرحسین هم در یکی از اعلامیه هایش یا سخنرانی هایش گفته که اگر خارجی دخالت کند ما با او خواهیم جنگید ،پس مطابق منطق آقای تبریزیان این گفته هم کار سران رژیم است که در جنبش سبز رخنه کرده اند.
عجب استدلالی!!!!!!!!!
• جناب تراب
• اگر بخواهم پاسخ انتقادات شمارا با زبان نظری و منطق روز سیاسی بدهم آنچنان طولانی خواهد شد که فکر نمیکنم خوانندگان حوصله خواندن آنرا داشته باشند، کلمه اینقدر جا برای چنین بحث های جدلی(پولیمیکال) بدهد و نه خود من وقت کافی برای پاسخ همه صغرا، کبرا و استنتاجات شما را که بنظر من از پایه سست هستند داشته باشم.
• تک تک مفا هیم و احکام مسلم فرض شده ایی را که جنابعالی بعنوان بدیهیات مورد اجماع و غیر قابل تشکیک در نقد کامنت من بکار برده ائید زیر سئوال جدی قرار دارند. 400 سال پیش رنه دکارت فیلسوف بزرگ عقلگرای فرانسوی نقطه آغاز عقلگرایی را «شک» در همین بدیهیاتی که ما انسانها بدانها عادت کرده ائیم دانست و گفت؛ من در تنها چیزی که شک نمیکنم در بودن خودم است زیرا، چون فکر میکنم، پس هستم. اگر این شک گرایی عصر روشنگری نبود مردم اروپا هم که به سروری امروز رسیده اند باید امروزه مستعمره دولت فخیمه عثثمانی میشدند. واژه هایی چون نو لیبرالیسم ، نفتخوارگی غربیان و… ، اینها در قالب تفکر علمی و منطقی روز، حد اقل به آن معنا که شمامنظور داشته ایی، جایی ندارند.
• خلاصه میکنم. ترجیح میدهم بخاطر موجز گویی، با ذکر رخدادی دراطریش (حدود دو سال پیش ) پاسخ شما را بدهم.
• این یک اصل نانوشته است که بچه های یک خانواده نباید شکایت پدر مادر خود را پیش غریبه برند تا چه رسد به پلیس. پدر یا مادر میتوانند عصبانی شوندو بچه را دو تا سیلی بزنند و یا برخلاف مقررات، آنها را تنها در خانه بگذارند و دنبال حالِ خودشان بروند و… .
• ولی مواردی هست که یک بچه چاره ایی جز مراجعه به پلیس ندارد. زنای با محارم که فرنگی آن« اینسست» میشود از این موارد است. اگر بچه ایی مورد تجاوز جنسی پدر خود قرار گرفت باید به پلیس مراجعه کند. ضمنا نباید فکر کرد که زنای با محارم فقط در این فرنگ هست. نه! در همان میهن اسلامی ما اگر بیشتر نباشد کمتر نیست ولی عادت، آبرو داری، غرور و ترس از سرشکستگی مانع از رو شدن موارد آن میشود.
• دوسال پیش گندِ یک مورد رسوایی از این نوع در اطریش در آمد که در دنیا پیچید و بعید است شما نشنیده باشید. پدری ارتباط دختر 14 ـ 13 ساله خود را با بیرون قطع میکند و بمدت 18 سال او را در زیر زمین خانه نگه داشته و او را 5 بار حامله میکند. هر پنج بچه را هم در همان زیرزمین مجهز شده خانه نگاه میدارد و مانع آفتابی شدن آنها میشود. این دختر در سن نزدیک به به سی چند سالگی از یک فرصت استفاده کرده از خانه میگریزد و به پلیس مراجعه میکند. من بدترین حالت ممکن را فرض میکنم. فرض میکنم این احتمال وجود داشت که همان پلیس هم مثل برادران کهریزکچی یا امنیتی خودما از آن دختر سوء استفاده جنسی میکردند. با ملاحظه این پیش فرض بنظر شما آن دختر باید به آن پلیس سوء استفاده چی مراجعه میکرد یانه؟
• جناب تراب! قذافی و حافظ اسد در پاسخ به اعتراض خیابانی مردم آنها را نه به گلوله، به توپ بستند. همواپیماهای قذافی شهر بنغازی را بمباران کرد، هلیکوپتر های توپدار او، و آنهم نه با دقت و بر اساس شناسائی بلکه همینطور الابختکی و از روی انتقام گیری عمومی شهر را بگلوله توپ بستند. کشتی های توپدار بشار اسد علاوه بر شهر های خود سوریه، اردوگاه آوارگان فلسطییی را هم به توپ بست. همین امروز رژیم دیوانه شده قذافی بی هدف مرکز شهر طرابلس را به توپ بست بدون اینکه بداند آن گلوله های ساختمان خراب کن، بر کلبه چه بدبختی فرود می آید. آیا اینها مصادیق تجاوز به محارم نیستند؟
• اسرائیل در تمام طول موجودیت 60 ساله اش هرگز بی هدف و چشم بسته بمباران نکرد. رژیم آپارتائید آفریقای جنوبی با جامعه سیاه پوستان خود اینکار را نکرد. محمد رضا شاه با تظاهرات مردم هرگز یکصدم و یکهزارم اینکار را نکرد. پییونشه نکرد. در تاریخ هیچ کس نکرد. ولی من بشما اطمینان میدهم نوبت ما که برسد همین برادران ولایت مدار سپاه از قذافی و اسد بدتر نکنند بهتر نمیکنند. زیرا انها تفنگچیان ارباب قدرت هستند و ارباب قدرت هم برده شهوت اقتدار خویش.
• سخن آخر اینکه من، نه تنها از منظر احساس غرور ملی بلکه از منظر درک جامعه شناختی تاریخی با مداخله بیگانه بطور کل مخالفم و عمیقاً معتقدم آن آزادی و دموکراسی ای نهادینه و بالنده شده و قوام می یابد که در اثر جنبش دموکراسی خواهانه خود ملت شکل بگیرد. ولی رژیمهایی از نوع اسد و قذافی و… هیچ گونه امکانی برای موفق شدن چنین جنبش هایی بدون اتکاء به کمک خارجی باقی نمیگذارند و ای این را نشان داده اند . امید اندکی دارم که، باتوجه به وضع وِیژه مملکت خودمان، کارِ خودمان به اینجا نکشد ولی اینرا ما تعیین نمیکنیم بلکه ارباب قدرت و در صدر همه مقام معظم رهبری تعین میکنند.
در پایان اینرا اضافه کنم که در امد سرانه نفتی در لیبی 10 برابر لیبی با 6،4 میلیون جمعیت و 1،6 میلیون نفت مرغوب سبک است. اگر مردم لیبی تا ده سال پیش اعتراظ نمیکردند بدین معنا نیست که تا آن موقع وضع خوب بوده است . ان دختره هم پس از هیجده سال و زائیدن 5 بچه از پدر خود به اعتراض برخواست!
باید یک شعار محکم و قاطع داشت. مجلس موسسان ملی که تمام اقشار ملت حتی همان بسیجی هم در آن نماینده داشته باشند. دوستان عزیز دقت کنند که با جنگ میتوان یک حکومت را سرنگون نمود ولی دموکراسی شدید شکننده شده و دچار خطرهای بیشمار میشود.
به آغاز انقلاب نگاه کنید. بازرگان خدابیامرز نگفت نکشید ولی انقلابیون کشتند. آن بزرگمرد میدید که چگونه از دل آن جنگافروزی های داخلی و بعد خارجی یک دیکتاتوری بسیار وحشتناکتر از قبل پدید میآید.
باید از خارج کمک گرفت ولی نه لشکرکشی نظامی. ایرانی اگر رهبری قاطع و شعاری روشن یعنی سرنگونی این نظام ستم و جایگزینی چون یک مجلس موسسان ملی داشته باشد خودش مرد میدان است و نیازی به دخالت بیگانه که برای منافعش میآید نیست.
امام علی زندگی دو روز است روزی با تو و روزی برتو
روزگارست انکه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد (قائم مقام فراهانی )
agar shomaham 1 misqal hgairat midashty khoshbahaly shoma ham mishood
hala didin shojaaty arab khaly khaly behtar az iranian ast
baradar tabriziyan ,
giram keh shoma 100 darsad mokhalefeh ghodrathayeh khareji dar omoreh libi hasti ,
alan beh onvaneh yek shharvand dar yek jameh democratic ,chetore mishad in mokhalefat ro neshon dad ,ya osolan chhe rahkari baghi mandeast keh joloyeh dekhalateh nezamiye ghodratha garefteh shavad
beh nazareh shoma sazemaneh melam nakaramad ,ba haghe veto
mibinid keh in begh oleh hsoma jamehayeh democratic ,
chizi joz ghanoneh najga hakem nist
tamam in oragnha keh dam az democrasi mizannad khode gheireh domocratikand
sazemaneh melal
systemeh mali teroroistiyeh banki bankeh jahani
sandoghe beinolmellaiye pol,
khodeh nato
hata etehadiyeh europa
hichkodam az in samenha bar asaseh ray giri va entekhabeh mardom sorat nagerefteast,
vahamin organha hastand keh jangafrrozand
ghazafi va asad bad ya khob
tasiri da ravandeh ghereh democraticeh in jangal nadard
آقای تبریزیان
ضمن احترام به نظرات شما،با همه آنها مخالفم.البته به کسانی که مدت ها دور از وطن هستند و برای بازگشت بی تابی میکنند،حق میدهم شکیبائی شان کمتر باشد و راه های سریعتر ، پر هزینه تر ودردآورتر را برای تغییر شرایط ، را توجیه کنند که نهایتاً تجربه نشان داده ، در دراز مدت شرایط را بد تر خواهد کر،البته نه برای همه.تجربه عراق پیش روی ما است که چنان دولت فاسدی دارد که آیت الله سیستانی حاضر به ملا قات با آنها نیست.کار مردم مشکل تر هم شده چون این دولت روز روشن مردم معترض را به گلوله بست و ارتش اشغال گر هم از آن حمایت کرد.
آقای تبریزیان
ضمن احترام به نظرات شما،با همه آنها مخالفم.البته به کسانی که مدت ها دور از وطن هستند و برای بازگشت بی تابی میکنند،حق میدهم شکیبائی شان کمتر باشد و راه های سریعتر ، پر هزینه تر ودردآورتر را برای تغییر شرایط ، توجیه کنند که نهایتاً تجربه نشان داده ، در دراز مدت شرایط را بد تر خواهد کرد،البته نه برای همه،به هر حال برخی به نان و نوائی میرسند.تجربه عراق پیش روی ما است که چنان دولت فاسدی دارد که آیت الله سیستانی حاضر به ملا قات با آنها نیست.کار مردم مشکل تر هم شده چون این دولت روز روشن مردم معترض را به گلوله بست و ارتش اشغال گر هم از آن حمایت کرد.
با پوزش ازکلمه میخواهم که این آخرین پاسخ مراهم درج نماید زیرا آقای تراب هرچند با حسن نظر نوشته اندکه:
«.. کسانی که مدت ها دور از وطن هستند و برای بازگشت بی تابی میکنند،حق میدهم شکیبائی شان کمتر باشد و راه های سریعتر ، پر هزینه تر ودردآورتر را برای تغییر شرایط ، را توجیه کنند…».
آقای تراب گرامی، تردیدی نیست که منهم مثل صدها هزار آواره از وطن در آرزوی دیدن وطنم هستم ولی این بهیچ عنوان بمعنای این نیست که من به این انگیزه مینویسم و عجله دارم که زود روضع عوض شود و… .
من هرگز به انگیزه شخصی در عمرم موضعگیری سیاسی نکرده ام و نخواهم کرد. من بعلت شرکت در انقلابی که جز نکبت برای این مردم ببار نیاورد، خود را مسئول و در عذاب وجدان می بینم. من به انگیزه اندوهم برای سرنوشت میهنم و مردم آن، به انگیزه اندوهم برای ده ها میلیون جوان بی آینده و ملتی افسرده و ده ها میلیون بیکار، عقب ماندگی کشورم ، باج دهی دولتمان به هر دولت کلاهبر داری بخاطر اینکه در عرصه داخلی خود را از تک و ودو نیانداخته و وجهه خود را پیش عوامی که آنها را فریب میدهد و نمیخواهد سقوط جایگاهش در دنیا برای انها آشکار شود نظر میدهم و… ، نه دلتنگی شخصی.
جناب تراب گرامی چون درکامنت قبلی اتان در مقام مقایسه از موسوی نقل کرده بودید «که اگر خارجی ها دخالت کنند.. »، به من انگیزه دادید تا نظر خودم را نسبت به آقای موسوی و کلاً جنبش سبز بنویسم. این کار را در تعطیلی این هفته انجام خواهم داد. امید که سایت کلمه درج کند.