محسن دعاگو: فتنه ۸۸ مربوط به احمدی نژاد است
چکیده :من نسبت به حوادث سال 88 كه موسوم به فتنه 88 شده معتقد به منشأ خاص هستم. فتنه 88 از مناظره مشهور انتخاباتي شروع شد. در آن مناظره آقاي احمدينژاد نام افرادي كه در صحنه مناظره غايب بودند را مطرح كرد و بر اساس قانون اساسي و موازين اخلاقي آن عمل آقاي احمدينژاد قابل توجيه نيست. اين عمل آقاي احمدينژاد باعث شد از آن مناظره تلويزيوني چند ميليون راي جذب كند. جريان فتنه 88 مربوط به آقاي احمدينژاد است، ارتباطي به آقاي خاتمي ندارد....
روزنامه اعتماد در گفت و گویی که با امام جمعه شمیرانات داشت نوشت:
شايد كساني كه محسن دعاگو را نشناسند و اين مصاحبه را بخوانند فكر كنند او يكي از نزديكان آقاي خاتمي است نه كسي كه در دوران اصلاحات اكثر خطبههاي خود را به نقد سياستهاي دولت اصلاحات معطوف كرده بود. امام جمعه شميرانات كه علاوه بر عضويت در جامعه روحانيت مبارز، عضو شوراي سياستگذاري ائمه جمعه هم هست معتقد است در انتخابات پيش رو بخش قابل توجهي از جامعه فعاليتي ندارند به اين دليل كه به برگزاركنندگان انتخابات اعتمادي ندارند. دعاگو كه خود را در زمان اصلاحات از منتقدين درجه يك دولت خاتمي ميدانست در اين گفتوگو بارها از خاتمي با احترام ياد ميكند و ميگويد كه به ادب، متانت و انتقادپذيري آقاي خاتمي اعتراف ميكند. وي ميگويد برخلاف محمود احمدينژاد، آقاي خاتمي در تحمل انتقاد انصافا يك انسان قابل تمجيدي است. وي همچنين از اختلافات خود با آيتالله مهدويكني در انتخابات 88 پرده برداشت و گفت مواضعش با خيلي از اعضاي جامعه روحانيت فرق دارد.
دفتر كار شما نزديك دفتر آقاي خاتمي است، طي ساليان اخير با آقاي خاتمي رابطهيي داشتيد؟
هيچ ارتباطي تاكنون با آقاي خاتمي نداشتم.
يعني از دوران اصلاحات تاكنون آقاي خاتمي را نديدهايد؟
يادم نميآيد جايي آقاي خاتمي را ديده باشم.
شما در سال 87 در جايي گفته بوديد تحمل و انتقادپذيري آقاي خاتمي به مراتب بيشتر از آقاي احمدينژاد است. هنوز هم به اين سخن خود اعتقاد داريد؟
بله، هنوز هم معتقدم آستانه تحمل انتقادپذيري آقاي خاتمي به مراتب بيشتر از آقاي احمدينژاد است. بهترين دليل هم اين است كه رسانههاي دولتي كه متصل به آقاي احمدينژاد هستند حاضر نيستند هيچ خبري از مخالفان و انتقادات را منتشر كنند. تمام راههاي نفوذ رسانهيي مخالفان خود را بستهاند. اجازه نميدهند نقد مخاطبان در هيچ رسانهيي منتشر شود.
ولي در همان دوران اصلاحات روزنامههاي اصلاحطلب خطبههاي نماز جمعه شما كه بيشتر حاوي انتقادات تند و تيز عليه سياستهاي دولت آقاي خاتمي بود را منتشر ميكردند…
بله، واقعيت اين است كه تا مدتها رسانههاي طرفدار آقاي خاتمي تمام انتقادات من را پوشش ميدادند، هرچند در اواخر كمي كمرنگ شد ولي بايد اعتراف كنم روزنامههاي دوران اصلاحات اكثر انتقادات من را منتشر ميكردند ولي در زمان آقاي احمدينژاد هيچ نقدي در رسانههاي منتسب به ايشان نميتواند نفوذ پيدا كند. تمام راههاي ورود انديشه مخالف را سد كردهاند.
سالها از زمان اصلاحات ميگذرد و شما در آن زمان خطبههاي آتشين عليه سياستهاي دولت آقاي خاتمي مطرح ميكرديد. آيا شده طي ساليان اخير از برخي سخنان خود پشيمان شده باشيد؟
من انديشه و عملكرد را نقد ميكردم و هرگز به مسائل خصوصي و شخصي افراد نميپرداختم، هرگز حرمت اشخاص را تخطئه نميكردم. من سعي كردم در نقد كردن هيچوقت حريم ادب را نقض نكنم. انتقاداتم در زمان آقاي خاتمي همگي چاپ شده است و هيچ كس نميتواند ادعا كند سخنانم متضمن توهين بوده است. شايد در برخي مواقع از نظر عقيده تندروي كرده باشم ولي مواردي كه انتقاد ميكردم جاي انتقاد داشت. من آقاي خاتمي را از نظر اخلاق و برخوردش با طرفهاي خارجي از نظر ادبيات هرگز نقد نكردم و اعتراف كرده و ميكنم به نقاط قوت آقاي خاتمي ولي به لحاظ اعتقادي مسائلي وجود داشت كه جريان آقاي خاتمي در برابر ليبراليسم و سكولاريسم نرمش نشان ميداد. در بعضي حوزهها تعرض ميشد كه درباره اين موارد انتقاداتي را مطرح كردم.
با توجه به اين انتقاداتي كه مطرح كرديد و اينكه آقاي خاتمي در قوه مجريه بودند و صاحب قدرت، آيا محدوديتي براي شما ايجاد كردند؟
نه، آقاي خاتمي در تحمل انتقاد انصافا يك انسان قابل تمجيدي است. دولت آقاي خاتمي برخوردي با من كه در راس منتقدان آقاي خاتمي بودم نكردند.
شما در مقطع فعلي هم انتقاداتي گاه تند و تيز عليه دولت فعلي و شخص آقاي احمدينژاد مطرح ميكنيد؟ آيا از جانب دولت محدوديتهايي براي شما ايجاد شده است؟
در يك كلام بايد بگويم خيلي اذيت شدم. از برخورد آقاي احمدينژاد با انتقادات خودم راضي نيستم و معتقدم كه برخورد مناسبي دولت آقاي احمدينژاد با انتقادات ندارد.
بعضا شنيده شده است در پي انتقاداتي كه عليه دولت مطرح ميكنيد محدوديتهايي براي شما از لحاظ امكانات به وجود آمده است…
من تمايل ندارم نسبت به اينگونه مسائل گله كنم و خودم از لحاظ امكانات خدا را شكر تا حدودي تامين هستم و محتاج امكانات ديگران نيستم و مطمئنا با كم و زياد كردن امكانات نميتوانند جلوي انديشه و عقيده من را بگيرند و محدوديتهايي كه ايجاد كردند هيچ تاثيري در من نگذاشته است.
رسانههاي همسو با دولت، آقاي خاتمي را همسو با فتنه 88 ميدانند، شما هم بر اين اعتقاد هستيد؟
من نسبت به حوادث سال 88 كه موسوم به فتنه 88 شده معتقد به منشأ خاص هستم. فتنه 88 از مناظره مشهور انتخاباتي شروع شد. در آن مناظره آقاي احمدينژاد نام افرادي كه در صحنه مناظره غايب بودند را مطرح كرد و بر اساس قانون اساسي و موازين اخلاقي آن عمل آقاي احمدينژاد قابل توجيه نيست. اين عمل آقاي احمدينژاد باعث شد از آن مناظره تلويزيوني چند ميليون راي جذب كند. اما فتنهيي اين مناظره انتخاباتي پايهگذاري كرد كه نام آن فتنه، فتنه88 است و معتقدم كه در موارد بعدي، جريان موسوم به فتنه جديد تلاش كردند كه آن فتنه را كه طراحي كرده بودند در مخالفت با روحانيت و رهبري باشد. من معتقدم پايان كار فتنه جديد حتما سقوط است.
سوال من بيپاسخ ماند، درباره همسو بودن آقاي خاتمي با جريان فتنه كه مورد ادعاي رسانههاي دولتي است.
من چنين اعتقادي درباره آقاي خاتمي ندارم. معتقد نيستم كه جريان فتنه 88 مربوط به ايشان است. جريان فتنه 88 مربوط به آقاي احمدينژاد است، ارتباطي به آقاي خاتمي ندارد.
حاج آقا، كمكم به موسم انتخابات نزديك ميشويم شما به عنوان يكي از اعضاي شاخص جامعه روحانيت مبارز فضاي كشور را در آستانه انتخابات چگونه ميبينيد؟ آيا نگاه مردم به انتخابات حداكثري است؟
من بخشي از بدنه اصلي كشور را نسبت به انتخابات آينده فعال نميبينم. اين بخش از جامعه به انتخابات احساس بيانگيزگي دارند. معتقدم آن عدهيي كه فعال نيستند اعتمادي به برگزاركنندگان انتخابات ندارند. بايد اعتمادسازي شود تا مردم به برگزاركنندگان انتخابات اعتماد كنند و به تامين حقوق اصليشان در قانون اساسي مطمئنتر شوند تا در صحنه حاضر شوند. آن جرياني كه فتنه 88 را طراحي كرد و اكنون فتنه جديد را پيريزي ميكند مردم به آنها اعتماد ندارند. تا اعتماد عمومي جلب نشود شاهد حضور حداكثري در انتخابات نخواهيم بود.
آقاي خاتمي چند ماه قبل خواستههايي را براي ورود اصلاحطلبان به انتخابات مطرح كرده بودند، نظر شما درباره سخنان آقاي خاتمي چيست؟
حقوق گروههاي سياسي و حقوق افراد ملت در قانون اساسي آمده است. اين حقوق دست كسي نيست كه به كسي اعطا كنند. اين حقوق در قانون ديده شده است و مردم با رايي كه به قانون اساسي دادند اين حقوق را براي گروههاي سياسي و افراد ملت تعيين كردند. من موافق اين نيستم كه حقوق مندرج در قانون اساسي را بايد از فرد و گروهي مطالبه كرد، ولي اگر شرايطي باشد در چارچوب قانون كه براي مشاركت گروهي كه در حوزه سياست فعال نيستند جاذبهآفرين باشد امر نامعقولي نيست. اگر نظام اين خواستهها را تامين كند و شرايط را ايجاد كند، براي افزايش انگيزه كار خوبي انجام داده است.
البته آقاي خاتمي رفع برخي محدوديتها و آزادي زندانيان را هم از جمله خواستههاي خودشان مطرح كردند؟
اگر خواستههاي ايشان در چارچوب قانون قابل طرح باشد، معقول است كه نظام با خواستههاي ايشان همراهي كند ولي اگر فراتر از قانون باشد با راي مردم تعارض دارد.
شما و برخي ديگر از اعضاي جامعه روحانيت مبارز در انتخابات 88 كه جامعه روحانيت و دبيركل آن از آقاي احمدينژاد حمايت كردند، از ايشان حمايت نكرديد…
ببينيد، شما از جلسهيي ياد ميكنيد که بحثمان در آن جلسه اين بود كه جامعه روحانيت در تعيين نامزد رياستجمهوري ساكت باشد و تعيين نامزد خاص در رياستجمهوري هم در جلسه جامعه روحانيت راي نياورد، من شخصا معتقد به سكوت بودم و هنوز هم معتقدم اگر روحانيت مواضع خودش را حفظ كند و از كانديداي خاصي حمايت نكند، معقولتر است.
آقاي ناطقنوري هم بعد از آن جلسه ديگر در جلسات جامعه روحانيت شركت نميكند، شخص شما تلاش براي بازگشت ايشان انجام دادهايد؟
تلاش زيادي انجام ندادم. معتقدم اگر آقاي ناطق به جامعه روحانيت برگردند، بهتر است. حضور افرادي مانند ايشان در جامعه روحانيت حضور موثري است. آقاي ناطق يك شخصيت سياسي سابقهدار و اثرگذار است و حضور ايشان در جامعه روحانيت مطمئنا مفيد به فايده است.
شما بارها بر مشي اعتدال تاكيد داشتهايد آيا تشكل متبوع شما و اعضاي آن در همين مسير گام برميدارد؟
من ديدگاههايم با خيلي از افراد جامعه روحانيت مبارز فرق ميكند و از بيان مواضع و ديدگاههايم هرگز هراسي نداشتهام. من همان زمان ديدگاههايم با آقاي مهدويكني كه دبيركل جامعه روحانيت هستند تفاوت داشت. براي آقاي مهدويكني احترام قايل هستم ولي ديدگاهم كاملا با ايشان متفاوت بود. من بر اين باور بودم كه نبايد از فرد خاصي حمايت كرد و الان هم متوجه شديم كه حمايت از فردي خاص كار درستي نبود و جريان فتنه جديد نشان داد كه آن موضعي كه در جامعه روحانيت تبليغ ميشد يعني موضع سكوت كه ما طرفدار آن بوديم، موضع درستي بوده است.
آقاي دعاگو شما در كميته وحدت اصولگرايان فعال هستيد؟
نه، من علاقه چنداني براي ورود به اين جريانات ندارم.
دليلش چيست؟
معتقدم راي مردم منوط به حضور در اين گروهها نيست. راي مردم مربوط ميشود به نوع برداشتي كه از عملكرد كانديدا دارند. حضور يا عدم حضور در اين گروهها تاثير چنداني در انتخابات ندارد. در انتخابات بايد انگيزهآفريني شود و مردم بايد مواضع و عملكرد كانديدا را موردنظر قرار دهند.
فكر ميكنيد تلاشهاي صورت گرفته در جريان اصولگرا منجر به وحدت آنها در انتخابات خواهد شد؟
به هرحال درصدي از وحدت حاصل ميشود، ولي شخصا معتقدم جرياني مربوط به اصولگرا و جريان موسوم به اصلاحطلب بايد با هم متحد شوند، اگر متحد شدند مشاركت حداكثري شكل ميگيرد.
اين اتحادي كه مدنظر شماست، امكانپذير است؟
نه، من ميگويم اگر مشاركت حداكثري ميخواهيم بايد اين دو جريان در اشتراكات با هم متحد شوند. معتقدم آن بخش از بدنه جامعه كه فعاليتي براي انتخابات ندارند، مربوط به اصلاحطلبان است. جريان اصولگرا براساس مشتركات بايد با اصلاحطلبان متحد شوند.
اخيرا آقاي باهنر در يك نشست خبري از اصلاحطلبان خواهش كردند كه براي گرم شدن تنور انتخابات، در انتخابات شركت كنند، شما با اينگونه اظهارات موافقيد؟
جريان اصلاحطلب همه حقوق موجود در قانون اساسي را ميخواهد و آقاي باهنر در جايگاهي نيستند كه بخواهند حقي را به كسي اعطا كنند. فراخوان بايد مبناي منطق داشته باشد و مبناي آن هم قانون اساسي است. تمام گروههاي سياسي رسمي وفادار به قانون اساسي هستند و براي استيفاي حقوقشان فعال هستند و اين حق را بايد گرفت.
به عنوان آخرين سوال آيا به رايي كه در انتخابات رياستجمهوري 88 به شخص مورد نظرتان داديد، همچنان وفاداريد و به آن اعتقاد داريد؟
آن راي را براساس يكسري ضوابط ارزشي دادم و آن را درست ميدانم و بر همان اعتقاد هستم و معتقدم وظيفهام را انجام دادهام.














دعاگو: من معتقدم پایان کار فتنه جدید حتما سقوط است.
لطفا بفرماييد سقوط كي؟
بعدش هم آقاي دعاگو؛ ظاهرا وضع خيلي خطرناك و خراب شده كه اصرار به اتحاد اصولگراها و اصلاح طلبا داريد. خوبه. اين اولشه. اين از اولين نتايج سحره.
آقاي دعاگو من تمام خطبه هاي شما را در نماز جمعه شميرانات پيگيري مي كنم ، لطفا شجاعت داشته باشيد و نظرات خود را صريح تر بيان كنيد . فوقش پست امام جمعه اي را از شما مي گيرند ولي ( ولاخره خير و ابقي )
همه مي خواهند يك چيزي را بگويند،يك چيز اساسي ولي نمي توانند شما مي دانيد آن چيست.
جناب اقای دعاگو بنظر میرسد شما ادم منطقی باشید یک سوال می کنم اگر منطقی هستید جواب بدهید اخیر اقای حداد عادلدر سایت تابناک از زبان رهبری مطلبی را مبنی برحمایت معظم له از اصولگرایان برای انتخابات اینده مجلس خبر داد رهبری بارها وبارها اعلام نموده است که من نظرم را دال برحمایت از شخص ویا گرئه در هیچ انتخاباتی اعلام نمی کنند .در مطلب حداد یا حداد دروغ می گویید یا خدای نکرده رهبری با مردم صادق نیستند .
اقای صابر عزیز از تبریز همه میخواهند بگویند رهبری اشتباه تاریخی کرده در رابطه با اخمدی نژادحاضر هم نیست این اشتباه را به پذیرد جرات ان را هم ندارند