سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » امیرارجمند: نقش فراعنه را بازی می کنند و مدعی جمهوری‌اند/ در روز روشن رهبران معترض ...
» بازداشت رهبران جنبش ، چگونگی حضور احمد شهید در ایران و انتخابات پیش رو در گفت و گو با مشاور میرحسین موسوی؛

امیرارجمند: نقش فراعنه را بازی می کنند و مدعی جمهوری‌اند/ در روز روشن رهبران معترض را به گروگان گرفته اند

چکیده :اگر قرار است ما مردم را ملاک قرار دهیم دیگر نمی توان مساله ای به نام نظارت استصوابی داشته باشیم. کسی نمی تواند نقش فراعنه مصر را بازی کند و همچنان ادعا کند کشورش جمهوری است. اصل 20 قانون اساسی می گوید همه مردم باید از حمایت قانونی برخوردار باشند. آن وقت در روز روشن رهبران معترض را به گروگان می...


اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، با صراحت با اشاره به نظارت استصوابی می گوید: «اگر قرار است ما مردم را ملاک و میزان قرار دهیم دیگر نمی توان مساله ای به نام نظارت استصوابی داشته باشیم.کسی نمی تواند نقش فراعنه مصر را بازی کند و همچنان ادعا کند کشورش جمهوری است.»

وی در گفتگو با جرس همچنین از نامه اش به احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل و نقش و کارویژه های او، تا بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز، و نیز بحث انتخابات آتی و قانون اساسی سخن گفته و به صراحت تاکید کرده است: «در صورت عدم تحقق شرایط و ادامه وضع موجود، شرکت در انتخابات اشتباهی استراتژیک است.»

به گفته امیرارجمند «اگر همچنان رهبران و فعالان سیاسی و مطبوعاتی در زندان‌ها و احزاب و مطبوعات تعطیل باشند نشان دهنده آن است که تمایلی در حاکمیت برای تغییر وضع کنونی وجود ندارد». وی البته تصریح می کند: «تنها این که بگوییم در انتخابات شرکت می کنیم یا خیر، نمی تواند کافی باشد و باید برنامه فعال داشته باشیم؛ رویکردمان را عوض کنیم و ابتکار عمل را در دست گیریم».

از سوی دیگر مشاور میرحسین موسوی درباره حصر رهبران جنبش سبز و همسرانشان با واژه «آدم ربایی» و «گروگانگیری» استفاده می کند و می گوید:  قطعا کاری که صورت گرفته نوع جدیدی از آدم ربایی است. مقامات رسمی کشور در مقابل انظار عمومی، آقایان کروبی و موسوی و همسرانشان ربوده اند و به گروگان گرفته اند.

آنچه در پی می آید متن کامل گفتگوی جرس با سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید است:

با توجه به نامه شما به احمد شهید، هم به عنوان حقوقدان و هم از جایگاه سخنگوی شورا، تا چه اندازه بیانیه ها و نامه ها را در تسریع حضور وی در ایران به عنوان گزارشگر حقوق بشر موثر می‌دانید؟

ما وظیفه داریم کاری که از دستمان بر می‌آید را انجام دهیم؛ حفاظت از حقوق بشر وظیفه هر دولتی است و جامعه بین الملل هم اصولا علاقه‌ای به دخالت در امور داخلی کشورها در این خصوص ندارد مگر این که کشوری در مقابل نقض حقوق بشر بی تفاوت باشد، خود مسبب آن باشد یا توانایی تضمین حقوق بشر را نداشته باشد. اما مشخص است که حقوق بشر مقوله ای جهانی است و سازمانهای بین المللی موظفند و باید در جهت توسعه و تضمین آن تلاش کند و سعی داشته باشد که حقوق مردم را که دولت آن‌ها متجاوز به حقوق بشر است تامین کنند.

ازجمله وظائف شورای حقوق بشر، نظارت بر نحوه اعمال حقوق بشر در کشورهای مختلف است. یکی دیگر از وظائف سازمان ملل علاوه بر این شورا تلاش در جهت تضمین موازین حقوق بشر در تمام کشورهاست.

وقتی کشوری این موازین را نقض می‌کند، یکی از راه ها تعیین گزارشگر ویژه است؛ وقتی این گزارشگر برای رسیدگی به مسائل یک کشور مشخص می شود یعنی آن کشور مورد اتهام است و این اقدام بر اساس شواهد و قرائن قابل اعتنایی است که سازمان ملل در اختیار دارد.

در واقع آبروی بین‌المللی یک کشور در معرض خطر قرار می گیرد، وقتی یک گزارشگر برای ایران انتخاب شد اولین اثر آن این است که فشار دیپلماتیک و حقوقی بر دولت ایران وارد می شود تا به خودش بیاید و به تضمین موازین حقوق بشر بیشتر توجه داشته باشد.

ما می بینیم که در رابطه با گزارشگر ویژه، دولت ایران عمدا مبادرت به ابراز تصمیم صریح و روشن نمی‌کند؛ البته بخشی از این عدم اتخاذ تصمیم ممکن است ناشی از بازی سیاسی باشد اما بخشی از آن هم ناشی از بن بست سیاسی است که دولت ایران به آن گرفتار شده است.

دولت ایران در شرایط حاضر در بن بست نظری و نیز بن بست عملی است و عدم توانایی تصمیم گیری صریح و سریع نیز ناشی از همین بن بست است.

به نظر می رسد نامه ای که ما به احمد شهید داده ایم اولا او را نسبت به وضعیت داخل ایران آشناتر می‌کند هرچند اطلاعات زیادی را قطعا قبلا جمع کرده و همچنان در حال جمع آوری این اطلاعات و ارزیابی آنهاست. شورای هماهنگی راه سبز امید بازتاب دهنده مطالبات و نظرات بخش مهمی از مردم ایران است و همواره تلاش داشته است اطلاعات صحیح در اختیار مردم قرار دهد و در نتیجه اطلاعات آن قابل اعتماد است . دوم این نامه، جامعه بین المللی را در ارتباط با وضعیت داخل ایران حساس می‌کند بویژه این که رهبران جنبش سبز در شرایط کنونی در زندان خانگی هستند و من فکر می کنم که چنین رفتار و اقداماتی نتایج مثبتی را برای جنبش سبز و احیای حقوق بشر در ایران به دنبال خواهد داشت . این تنها ما نیستیم که چنین اقدامی انجام دادیم، گروه‌های دیگری نیز دست به چنین اقداماتی زدند و قطعا این کار ادامه پیدا خواهد کرد.

در هفته های گذشته باز هم احمد شهید به حکومت ایران نامه نوشته و خواستار حضور و بازدید از ایران شده است و باز هم پاسخ روشنی دریافت نکرده، این روند از نظر قانونی تا کی پیش خواهد رفت و آیا تاثیری در انتشار گزارش وی خواهد داشت؟

به نظر می رسد یک بازی سیاسی از جانب ایران در حال انجام است؛ این که پاسخ روشنی ندهند، برای خودشان زمان بخرند و در واقع اجازه سازماندهی به طرف مقابل ندهند. البته این کارها را قبلا نیز انجام می‌دادند ولی خود این عدم پاسخگویی نشانه عدم توجه و برگ دیگری بر مسئولیت دولت ایران در قبال این اعمال است، و جامعه بین‌المللی هم با این رفتار آشنا است.

برای ارائه گزارش‌ها مستنداتی وجود دارد، احمد شهید کار خود را از اوایل ماه اوت شروع کرده است و در ماه سپتامبر گزارشی را ارائه خواهد داد و قطعا منتظر نخواهد شد که دولت ایران تا آخر او را سر بدواند.

گزارشگر ویژه تلاش خود را می کند که در ایران حاضر شود اما اگر حاضر نشد، اسناد و مواردی را که جمع کرده و باید از صحت آن‌ها به اندازه کافی اطمینان داشته باشد منتشر خواهد کرد. کار متوقف نخواهد شد اما دولت ایران از حضور گزارشگر ویژه می‌ترسد زیرا می‌داند که حضور او برخورد با خانواده زندانیان سیاسی و بخش های مختلف مردم ایران را شامل خواهد شد و دیدن فضای ایران و جو سرکوبی که بر احزاب، تشکل ها و روزنامه ها حاکم است جایی را برای مانور باقی نمی گذارد مگر این که گزارشگر ویژه را تا دو روز مانده به فرصت نهایی معطل کنند و در لحظه آخر بگویند حالا شما می توانید به ایران بیایید و در واقع اجازه ندهند گزارشگر ویژه تماس‌های مکفی و لازم را با افرادی که باید، داشته باشد؛ و به نظر نمی رسد که گزارشگر ویژه نیز تن به چنین عملی دهد.

دولتمردان ایران ادعا می کنند در کمال قدرت و اقتدار هستند. پس چرا این در رابطه با آمدن احمد شهید متزلزل عمل می کنند؟

متفرعنین پایه های قدرت خود را سخت لرزان می بینند و احساس خطر جدی می کنند. جامعه بین المللی نپذیرفتن احمد شهید را اصرار آنها بر عدم تمکین از موازین بین المللی و صحت اتهامات وارده تلقی می کند و سازمان ملل می تواند با اتخاذ تصمیمات جدید موجب انزوای بیشتر انها شود. در حالی که کشور به جهت سیاستهای اقتدارگرایانه و ناکارآمد، دچار بحرانهای عمیق و غیر قابل حل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است، انزوای بین المللی و دیپلماتیک عرصه را به این حکمرانان دیکتاتورمآب به شدت تنگتر می کند. بدین ترتیب حکومت در بن بست قرار گرفته است و خودشان خروج از آن را بسیار دشوار ارزیابی می کنند. مواضع ضد و نقیض و فرافکنی های مقامات رسمی نیز حاکی از این بن بست است.

می توانید منظور خود را از “بن بست” واضح تر بیان کنید؟

تقریبا همه مقامات رسمی معتقدند که عدم پذیرش احمد شهید موجب افزایش انزوای بین المللی حکومت می شود و می تواند منجر به اتخاذ تصمیمات جدی تر از سوی جامعه بین المللی شود. موارد نقض حقوق بشر چنان شدید، فراوان و مشهود است که حضور احمد شهید تنها موجب مستند شدن بیشتر آنها خواهد شد و در عین حال به مشروعیت زدایی بیشتر از هیات حاکم بر کشور، مقبولیت جهانی بیشتر برای رهبران جنبش سبز و اسرای این جنبش و طرفداران آن منجر خواهد گردید.

آیا در مورد عدم پذیرش احمد شهید اتفاق نظر وجود دارد؟

به نظر می رسد که اختلاف تاکتیکی وجود دارد. عده ای معتقدند با اتخاذ مواضع رادیکال و تهاجمی به اصل تصمیم سازمان ملل برای تعیین گزارشگر ویژه اعتراض و از پذیرش او اجتناب شود. این گروه معتقدند پذیرش احمد شهید در وضعیت کنونی هزینه جبران ناپذیری برای حکومت خواهد داشت و مترادف با مشروعیت بین المللی معترضان خواهد بود.

عده ای دیگر معتقدند چاره ای جز پذیرفتن او نداریم. و برای تقلیل هزینه ی حضور او باید سیاست به مرگ بگیر تا به تب راضی شود و همچنین ایجاد تزلزل در برنامه ها و سازماندهی اورا بازی کنیم لذا از یک طرف شایع می کنند که مراجع عالی آمدن احمد شهید را مصوب کردند و از سوی دیگر می گویند او را نمی پذیریم. بدین ترتیب سعی می کنند با تحت فشار قرار دادن احمد شهید، او را راضی به حضور مشروط، محدود و قابل کنترل از جانب مقامات امنیتی، سیاسی و قضایی ایران کنند. ازطرف دیگر سعی می کنند با ایجاد فضای ابهام، امکان برنامه ریزی مناسب از احمد شهید را سلب، و خود برای او برنامه ریزی کنند.

مثل حضور مرتب لباس شخصی ها در مقابل مقر استقرار احمد شهید در اعتراض به سازمان ملل و همچنین رهبران جنبش سبز، ملاقات با افرادی به عنوان خانواده های بسیجیان کشته شده و آسیب دیدگان در دوران تظاهرات خیابانی، ملاقات با مسئولان سازمانهای به اصطلاح غیردولتی که در واقع توسط خود دولت برای چنین مصارفی ایجاد شده اند و همچنین ملاقات با موسسات علمی حقوق بشری که در واقع نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بر انها حکومت می کنند و افراد شاغل در آنها چاره ای جز اجرای سیاست های دیکته شده آقایان ندارند، ملاقات با زندانیان سیاسی ساختگی که از وضعیت خود ابراز رضایت می کنند، تحت فشار قراردادن زندانیان سیاسی واقعی و بویژه تهدید خانواده های آنها برای عدم انعکاس واقعیتها، تا بهبود ظاهری و موقت شرایط زندانها و غیره. بدین ترتیب احمد شهید گزارش ملایمتری را ارائه دهد تا امیدوار باشد امکان حضور دوباره را خواهد یافت.

تعیین گزارشگر ویژه و حضور احتمالی‌اش در ایران، از نظر شما چه تاثیری در وضعیت زندانیان دارد؟ این را از آن جهت می پرسم که در سالهای گذشته، گزارشگران دیگری نیز به ایران رفته بودند؛ موفق ترین گزارشی که از نقض حقوق بشر ارائه شده متعلق به زمانی بود که گزارشگر ویژه توانسته بود با امیرانتظام دیدار داشته باشد، اما پس از این دیدار و با توجه به گزارش منتشر شده توسط گزارشگر ویژه، وضعیت وی بهبود نیافت، آیا این احتمال امروز هم باقی است که وضعیت زندانیان بدتر شده یا بهبودی نیابد؟

گزارشگر ویژه کارش بررسی حقوق بشر در یک کشور است؛ به طور مثال اگر قبلا یک سری اطلاعات را کسب کرده باشد در داخل کشور صحت آنها را بررسی خواهد کرد، یعنی رفتنش به یک کشور برای بررسی است و اگر چنین اجازه ای به او داده نشود خودش دلیلی بر وجود مشکلات در داخل همان کشور است. گزارشگر ویژه گزارش خود را خواهد نوشت و به مقامات سازمان ملل متحد ارائه خواهد کرد و مسئولان بر اساس آن تصمیم‌گیری خواهند کرد که چه اقدامی انجام دهند.

اگرچه رفتن یک گزارشگر به یک کشور باید منجر به بهبود وضعیت زندانیان یا بهبود وضعیت حقوق بشر در آن کشور شود ولی در خیلی موارد دیده شده که برخی از کشورها اقداماتی انجام داده اند تا گزارشی که از آنها ارائه می‌شود، مناسب تر باشد.

این احتمال وجود دارد که افرادی که اطلاعاتی را در اختیار مقامات بین المللی قرار می دهند در رابطه با وضعیت حقوق بشر در همان کشور، بعدها از طرف مقامات کشور مورد آزار و اذیت بیشتری قرار گیرند و هیچ کس نمی تواند چنین احتمالی را نفی کند ولی من فکر می کنم اگر اجازه دهند احمد شهید در ایران حاضر شود و شرایط ملاقات با زندانیان نیز فراهم شود خیلی از زندانیان ما حاضر هستند که هر نوع خطر احتمالی را به جان خریده و به صراحت، صحبت کنند. به هر حال حضور احمد شهید در ایران بدون ملاقات آزادانه با رهبران جنبش و چهره های شاخصی که اکنون در زندان هستند بی معنا است و آنها هم شجاعانه حقایق را خواهند گفت.

شما به حبس و حصر رهبران جنبش سبز اشاره کردید، برخی معتقدند زندانبانان آنها می خواهند حبس آنها را مشمول گذر زمان کنند؛ برای آن که چنین روندی پیش نیاید و زندانی بودن آن‌ها عادی نشود، چه تدبیری اندیشیده شده است؟

توقع رهبران جنبش از نوع عکس العمل مردم چه بوده؟ آیا انتظار داشتند که مردم قیام کنند؟ به نظر من آنها هیچوقت به دنبال این نبودند و اگر این حرکت ها را می پسندیدند فرصتهای دیگری داشتند تا مردم را دعوت به حضور در خیابانها و قیام کنند. وقتی حدود چهار میلیون شهروند ایرانی در خیابان ها بودند می توانستند چنین درخواستی از مردم کنند یا پس از آن هم چنین فرصت هایی بود، در نتیجه بحث قیام، مساله اصلی نبود و مورد پسند آنها نیز نبود.

مردم همچنان خواستار آزادی آنها هستند و مجموعه فعالان جنبش سبز هم باید با توجه به شرایطی که وجود دارد همه راهکارهای ممکن را مورد توجه و بررسی قرار دهند و با انتخاب بهترین تاکتیک ها عملی را انجام دهند که منجر به آزادی آنها شود.

البته اولین وظیفه ما آگاهی بخشی است و حفظ و نگهداری و تقویت شبکه‌های اجتماعی، ایجاد هماهنگی میان بخش‌های جنبش و عمل سیاسی با توجه به ظرفیت های جامعه. شورای هماهنگی تا جایی که در توان داشته چنین تلاشی را انجام داده است و وظیفه همه ما این است که این کار بهتر از گذشته دنبال کنیم. باید کمپین داخلی و بین المللی را برای آزادی انها با برنامه ای حساب شده و با همفکری همه نیروها طراحی و اجرا کنیم.

نظر شما به عنوان یک حقوقدان، از تعریف حقوقی «آدم ربایی» که برخی حقوقدانان درباره اتفاقی که برای رهبران جنبش سبز رخداده به کار برده اند، چیست؟

افرادی را بدون حکم قانونی، بدون طی مراحل قانونی دستگیر کرده اند و از منظر عمومی آنها را پنهان کردند و تا امروز هیچ مسئولیت قانونی در قبال آنها بر عهده نگرفتند، حتی اگر فرضا از نظر حقوقی این مساله که اعضای خانواده آنها در منزل خودشان موفق به دیدارشان شده اند، قابل بحث باشد؛ ولی قطعا کاری که صورت گرفته نوع جدیدی از آدم ربایی است. مقامات رسمی کشور در مقابل انظار عمومی، آقایان کروبی و موسوی و همسرانشان ربوده اند و به گروگان گرفته اند.

یکی از اصولی که همیشه مورد بحث موافقین و منتقدین حرکت جنبش سبز بوده، بحث «قانون اساسی» و تکیه به این قانون است، با توجه به ساختار این قانون، چگونه می توان برای رسیدن به اهداف جنبش اعتراضی مردم مانند انتخابات آزاد به این قانون اساسی تکیه کرد؟

قانون اساسی ما قطعا دارای نقاط ضعف مهم در حوزه یک حکمرانی دموکراتیک است و این را از نظر نباید دور نگه داشت اما آنچه را که ما خواهان آن هستیم و در رابطه با قانون اساسی بر آن تاکید داریم این است که بخشی از قانون اساسی تاکید بر حقوق ملت و جمهوریت دارد و ما باید از این ظرفیت ها استفاده کنیم تا جامعه را به سمت نقطه ای که بتواند حق تعیین سرنوشت مردم را محقق بسازد هدایت کنیم.

هر جنبش مسالمت آمیز نیز نیاز به یک چهارچوب دارد و قانون اساسی نیز برای ما این حکم را دارد و هدف ما حق تعیین سرنوشت است، قانون اساسی چهارچوب حرکت است، ما ظرفیتهای دموکراتیک قانون اساسی را به هر اندازه که هست باید احیا کنیم تا حرکت ما را تسهیل کند.

قانون اساسی یک سند مقدس نبوده و نیست، مردم آنرا تصویب کردند و هر زمانی هم که لازم بدانند می توانند آنرا تغییر دهند بنابراین آنچه بر آن تاکید شده و می شود چهارچوب بودن قانون اساسی در حرکت است.

یادمان باشد که بین متن یک قانون و عمل به قانون همیشه فاصله است. یک قانون خوب را می توانیم بد عمل کنیم و می توان به قانونی که کامل نباشد وحتی دارای برخی نهادهای اقتدارگرانه باشد به نحوی عمل کرد که میزانی از مطالبات دموکراتیک ما را پاسخگو باشد. اگر قانون اساسی ما، قانون کاملی نیست می تواند میزانی از مطالبات ما را در صورتی که اجرای درستی داشته باشد پاسخگو باشد.

می توانید مصداقی برای این ظرفیت ها بیاورید؟

اصل محدودیت قدرت. پذیرفتن وجود یک قانون اساسی یعنی هیچ قدرت نامحدود و خودسرانه ای وجود ندارد چه رهبر چه ولی فقیه چه شورای نگهبان.

اما در شرایط حاضر، محدودیت قدرت مورد توجه نیست یا در موردی دیگر، شما به انتخابات اشاره کردید؛ انتخابات یعنی حکومتی خود را برخاسته از نظر و رای مردم بداند و از مردم بخواهد حکمرانان خود را انتخاب کنند اگر حکمرانان معتقد باشند که مشروعیتشان از آن مردم نیست این انتخابات چه معنایی خواهد داشت؟

در قانون اساسی ما اصولی وجود دارد که در کنار حاکمیت الهی تاکید روشن و مشخص بر حاکمیت مردم دارد مثل اصول شش و پنجاه و شش بنابراین می توان از این مبنا استفاده و تاکید کرد که در این جهان و در زندگی اجتماعی حاکمیت از آن مردم است. از همین جا به این می رسیم که اگر قرار است ما مردم را ملاک و میزان قرار دهیم دیگر نمی توان مساله ای به نام نظارت استصوابی داشته باشیم. کسی نمی تواند نقش فراعنه مصر را بازی کند و همچنان ادعا کند کشورش جمهوری است. اصل ۲۰ قانون اساسی می گوید همه مردم باید از حمایت قانونی برخوردار باشند. آن وقت در روز روشن رهبران معترض را به گروگان می گیرند. اصل ۲۳ می گوید تفتیش عقاید ممنوع است. اصل ۲۴ در مورد مطبوعات، اصل ۲۶ در مورد احزاب. اصل ۱۵ حق تدریس زبان مادری را به رسمیت شناخته و اصل ۱۹ به حقوق قومیتها تاکید دارد ولی هیچ کدام رعایت نمی شود. توجه به مطالبات مشروع اقوام، امری ضروری و موجب بقای کشور و تضمین تمامیت ارضی و امنیت کشور است. می توانم موارد دیگری را هم مثلا درمورد امنیت قضایی مطرح کنم مثل اصول ۲۲ و ۳۲ تا ۳۹٫ ولی تفسیری اقتدارگرایانه از قانون اساسی که البته برخی از اصول آن هم چنین زمینه ای را فراهم می کند و همچنین تفسیری خشن و حکومت زده از اسلام که دین رحمت است به کلی اصول مربوط به حقوق مردم را به محاق برده است.

در قانون اساسی نظارت استصوابی وجود ندارد؛ شورای نگهبان با یک تفسیری که مغایر با روح قانون اساسی و مغایر با وجود اصل حق تعیین سرنوشت مردم است، نظارت استصوابی را به عنوان تفسیر قانون اساسی اعلام کرده و پس از آن هم قانونی در همین زمینه به وجود آمد.

ما اگر از انتخابات آزاد صحبت می کنیم، معیارهای مشخصی برای این موضوع وجود دارد، علاوه بر اسناد حقوق بشری، مجلس ما عضو مجمع بین المجالس است که در سال ۹۴ اعلامیه ای صادر کرده در رابطه با شرایط انتخابات آزاد؛ آیا ما چنین شرایطی را در انتخابات خودمان رعایت می کنیم؟ بنابراین اگر ما قانون اساسی را مبنا قرار می دهیم به این معنا نیست که تفسیر آقایان را بپذیریم و خشونت را تحت عنوان قانون نمی پذیریم. آنچه که در ایران روی می دهد در بسیاری از موارد «اعمال خشونت تحت عنوان قانون» است.

قانون همیشه در کنار حق معنا پیدا می کند، قانون بدون حق می تواند عامل سرکوب باشد، قانون در کنار حق است که می تواند هم جامعه را با برنامه و سازمان پیش ببرد و هم حافظ حقوق بنیادین و کرامت انسانی شهروندان شود.

در ارتباط با انتخابات آزاد نیز به همین ترتیب است؛ انتخابات آزاد حق ماست و از آن صرفنظر نمی کنیم. باید تمامیت خواهان و نیروهای نظامی و امنیتی که همه چیز کشور را از سیاست تا اقتصاد و حتی دین را در انحصار خود گرفته اند، مجبور به عقب نشینی کنیم. باید از هر نظر انها را در محاصره مستمر قرار دهیم تا راهی جز قبول رای مردم از طریق انتخبات آزاد و منصفانه نداشته باشند. مهم آنست که ما در این زمینه فعال باشیم، این که اگر شرایط و معیارهای انتخابات مهیا نشود و ما بخواهیم در انتخابات شرکت کنیم یک اشتباه استراتژیک است.

شرکت در انتخابات وقتی امکان پذیر است که معیارهای انتخابات آزاد وجود داشته باشد، فرایندی آغاز شود که مشخص شود شرایط تحقق پیدا می کند.

شما از انتخابات صحبت کردید، شورای هماهنگی به تازگی بیانیه‌ای در این خصوص صادر کرده و از مردم خواسته است که نظرات خود را برای شورا ارسال کنند، چه روش عملی برای جمع آوری نظرات دارید و چطور می‌توان اطمینان حاصل کرد که این نظرات، خواسته بدنه اجتماعی ایران است؟

ما تقاضای نظرسنجی به معنای علمی و مصطلح نکردیم؛ بلکه بیانیه‌ مقدماتی را منتشر کردیم که در آن شرایط کشور تشریح شده است و راه حل های پیش رو را هم گفتیم و از مردم خواستیم در این رابطه بحث کنند و اگر صلاح دانستند ما را از نظرات خود مطلع کنند. بنابراین هدف ما دامن زدن به بحث انتخابات آزاد و رسیدن به یک اجماع نسبی است. هنوز مرحله تصمیم گیری در رابطه با انتخابات فرا نرسیده البته به این معنا نیست که ما بخواهیم دو روز قبل از انتخابات به چنین تصمیمی برسیم؛ بلکه به نظر می رسد باید خیلی زود به جمع بندی رسید و در یکی دو ماه آینده وضعیت مشخص خواهد شد. اگر همچنان رهبران و فعالان سیاسی و مطبوعاتی در زندان ها باشند، احزاب و مطبوعات تعطیل باشند نشان دهنده آن است که تمایلی برای تبدیل وضعیت وجود ندارد و به نظر میرسد که باید ما در یک فرصت مناسب تصمیم گرفته و برنامه عمل داشته باشیم. تنها این که بگوییم در انتخابات شرکت می کنیم یا خیر، کافی نیست و باید برنامه داشته باشیم. باید رویکرد خودمان را عوض کنیم و ابتکار عمل را در دست گیریم.

در زمان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، حکومت ایران در حالی که حضور مردم چشمگیر بود رای آنها را دزدید، امروز اگر خواسته‌ها و شروط مردم برآورده نشود با حاضر نشدن در انتخابات، این احتمال وارد نیست که بازهم حکومت آمار دروغ اعلام کند و واقعیت را وارونه نشان دهد؟

راه ما چیست؟ مساله، بحث کردن در مورد همین است که ما با حکومتی مواجهیم که تمام اهرمهای قدرت را در دست گرفته اند و هیچ گونه ابایی از نقض ابتدایی ترین حقوق ندارند و ممکن است این فرض باشد که نتایج انتخابات را نیز بخواهند تغییر دهند.

خوب راه حل چیست؟ ما باید حتما در انتخابات شرکت کنیم؟ ما باید راه حل منطقی را انتخاب کنیم و ببینیم شرایط انتخابات آزاد وجود دارد یا خیر. اگر وجود دارد شرکت کنیم و اگر وجود ندارد، شرکت نمیکنیم. حتی اگر شرکت هم نکنیم تنها به این که «ما شرکت نمیکنیم» نباید اکتفا کرد بلکه باید برنامه ای داشته باشیم و به صورت فعال حرکت کنیم. انتخابات فضا و فرصتی را برای ما بوجود می آورد که باید حتما از آن برای آگاهی بخشی، افشاگری، حضور فعال و چشمگیر طرفداران جنبش سبز در تمام عرصه ها و حتی حضور در خیابانها استفاده کنیم. این ما نیستیم که راه را بسته باشیم. آقایان از انتخابات مهندسی نشده می ترسند. آقایان مطالبات مردم را محقق سازند و شرایط و استانداردهای انتخابات آزاد، سالم و واقعی را فراهم کنند. فکر می کنم همه استقبال خواهند کرد.

در واقع کنش سیاسی فقط رفتن و رای دادن نیست؛ بلکه می توانیم اگر شرایط حاصل نشد در انتخابات شرکت نکنیم اما همچنان به عنوان کنشگر در صحنه انتخابات هم حضور داشته باشیم. این همان چیزی است که باید با عقل جمعی و گفتگوهایی که در بدنه جنبش می شود به آن رسید؛ به یک برنامه و هدف مشترک. راه دیگری وجود ندارد. دولتی که انتخابات ناسالمی برگزار می کند نمی تواند انتخابات را عنصری برای مشروعیت خود حساب کند و همچنان بحث نقض موازین حقوق بشر و حقوق شهروندان سر جای خود باقی باشد. به نظر من، طرف مقابل در شرایط بسیار بدی قرار دارد. قطعا دچار انسداد شده است. امروز به هیچ وجه نمی تواند که وحدت مورد نظر خود را تامین کند، همه مخالفان را به ظاهر سرکوب کرده‌اند اما در داخل خودشان هم نمی توانند به نتیجه واحدی برسند. به قدری از مبانی مذهبی، هزینه کرده اند که امروز چیزی برای مایه گذاشتن باقی نمانده است و امروز به صورت یک سیل این سوء استفاده هایی که از مفاهیم مذهبی کرده اند به سمت خودشان در حال بازگشتن است.

افرادی که به عنوان ائمه جمعه سخنرانی می کنند حرفهایی در رابطه با مسائل دینی می زنند که مورد نقد همگانی قرار می گیرد و جامعه متوجه شده است که با دینشان چه کرده اند. در رابطه با سیاست هم همین است. اگر قرار باشد در مجلسی بگویند مجلس نمی تواند تصمیم بگیرد و اگر مجلس بخواهد تصمیم بگیرد باید موافق نظر رهبری باشد اصلا تفکیک قوایی وجود ندارد.

این آقایان چطور می توانند ادعا کنند که ما نباید صحبتی کنیم که مخالف نظر رهبری باشد؟ این نشان دهنده ی آن است که اینها به جایگاه خودشان اعتقادی ندارند. نماینده مجلس باید بر اساس آنچه که قانون به وی محول کرده عمل کند؛ رهبر هم همین طور. در کجای قانون اساسی آمده که مجلس باید مطابق با فرمان رهبری عمل کند؟

بحثی که در قانون اساسی در رابطه با تنظیم قواست ارتباطی با این مساله ندارد؛ اگر مجلسی قرار باشد استقلال نداشته باشد تفکیک قوایی وجود ندارد، و اگر تفکیک قوایی وجود نداشته باشد قطعا حکومت مستبد و خودکامه است.

در روزهای گذشته برای دادن رای اعتماد به یک وزیر، عده ای از نمایندگان مجلس امکان سخن گفتن را از عده ای دیگر به اتکای نیروهای امنیتی که پشت سرشان هستند، گرفتند. یعنی وزیر پیشنهادی مورد حمایت سپاه بود و کسانی که مانع سخن گفتن بقیه می شدند با اتکا به سپاه این کار را انجام می دادند. اگر قرار باشد که قدرت امنیتی، قوه مقننه و قضاییه در دست نیروهای سپاه باشد، بنابراین این سپاه است که بر کشور حکومت می کند.

آقایان شروع کرده اند به بسیج برای انتخابات. این بار معلوم نیست می خواهند به نفع چه کسی تقلب کنند. مجلسی که به این ترتیب انتخاب شود که دارای مشروعیت نیست. اقتدارگرایان با صرف نیرو و هزینه زیاد درصدد ایجاد شکاف بین جریانات مختلف در درون جنبش سبز و به صورت کلی نیروهای دموکراسی خواه هستند تا با طرح مسائل فرعی از تجمیع نیروها علیه خودشان حول مطالبات مشخص جلوگیری کنند. همه ما باید نسبت به این مسئله حساس باشیم و هدف اصلی را گم نکنیم. فراموش نکنیم چه کسانی مسبب وضعیت کنونی کشور هستند. در عین حال در درون جنبش با یکدیگر با احترام، صبر و مدار رفتار کنیم. به نظر من، ما در جنبش سبز در رابطه با انتخابات به اتفاق نظر بسیار خوبی رسیده ایم و باید تلاش کرد که این اتفاق نظر حفظ و تقویت شود و از این اتفاق نظر به سمت برنامه ای برای انتخابات حرکت کنیم.

ترجمه انگلیسی متن گفت و گوی جرس با دکتر امیر ارجمند:

Amir Arjomand Mousavi’s Senior Adviser “If the Status Quo Continues, Participation in the Elections Is A Strategic Mistake

August 7th, 2010 – [Jaras: Aida Ghajar] In an exclusive interview with Jaras, Ardeshir Amir Arjomand, senior adviser to Mir Hossein Mousavi and spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope spoke amongst other things of his letter to Ahmed Shaheed, UN Special Rapporteur on Human Rights to Iran, the role of the UN Special Rapporteur, the illegal house arrest of the leaders of the Green movement, the upcoming elections and Iran’s Constitution. Dr. Amir Arjomand reiterated unequivocally: “In the event that the current conditions remain unchanged and the status quo continues, participation in the elections is a strategic mistake.”

Amir Arjomand added: “If the leaders of the Green movement, political activists and journalists remain behind bars and political parties and independent media outlets remain closed, it is a clear sign that the ruling government has no inclination or desire to change the status quo.”  Amir Arjomand continued: “Declaring whether or not we will participate in the elections will not suffice. We must become actively engaged, change our approach and take initiative.”

The following is the complete content of Jaras’ interview with the spokesperson of the Coordination Council for the Green Path of Hope:

Given your letter to Ahmed Shaheed, as a lawyer and in your role as the spokesperson for the Council, in your opinion, how effective have the statements and letters expressing the need for his immediate presence in Iran as the UN’s Special Rapporteur on Human Rights been?

We have an obligation to do everything in our power. The protection of human rights is the duty of every sovereign government. The international community has no interest in interfering with the internal affairs of a country and it will not get involved unless a government demonstrates indifference towards upholding the human rights of its citizens. In other words, the international community will only get involved when a country demonstrates that it does not have the ability to guarantee the human rights of its citizens.  Human rights are clearly a global issue and international organizations are required to define these rights and do everything in their power to protect citizens whose rights are being violated by their own governments.

One of the duties of the Human Rights Council for example is to monitor the manner in which various countries uphold the human rights of their citizens.  In addition to the establishment of this Council, the UN works to ensure that human rights standards are upheld across the globe.

One of the methods used to address the violation of such standards, is through the assignment of a Special Rapporteur on Human Rights. When a Special Rapporteur is assigned to investigate the human rights violations of a specific country, it means that the country in question has been charged with human rights violations. This action takes place based on reliable evidence at the UN’s disposal.

In reality the assignment of a Special Rapporteur on Human rights, puts the international reputation of a country at risk. When a Special Rapporteur was assigned to Iran, it led to diplomatic and legal pressure on the Iranian government; pressure that is designed to force the government to pay attention to ensuring human rights standards within the country.

It is our observation that the Iranian government is intentionally avoiding making any explicit and clear decisions with regards to the Special Rapporteur. This is partly as a result of the political games they are playing, but also as a result of the political dead-end they find themselves in.  The Iranian government is in deadlock and experiencing both a theoretical and practical dead-end. Their inability to take clear and decisive decisions is a direct result of this impasse.

The letter we sent to Ahmed Shaheed was first and foremost designed to better familiarize Dr. Shaheed with the current situation in Iran. It goes without saying that he has certainly done his homework and continues to gather and assess the situation in Iran. The Coordination Council for the Green Path of Hope strives to reflect the viewpoints of an important segment of Iran’s society and has always sought to provide accurate information to the people. As a result, the information stemming from the Council can be trusted. Secondly, this letter was written to help sensitize the international community to the current situation in Iran and in particular bring attention to the fact that the leaders of the Green movement continue to live under an illegal house arrest. I believe that this type of actions will lead to positive outcomes for the Green movement and upholding human rights in Iran.  The Council is not the only entity to have taken such measures. Other groups have taken similar measures and we will continue to do so.

In the past several weeks, Ahmed Shaheed has written to the Iranian government requesting permission to travel to Iran. Despite his numerous efforts, he has not received a clear response as of yet. From a legal point of view, how long can this process last and what effect if any will it have on Dr. Shaheed’s ability to publish his final report?

It looks as though the Iranian government is engaging in a political game. Not providing a clear answer is a tactic designed to buy time and prevent the opposing party from getting organized. They have of course engaged in this type of behavior in the past. The fact that they refuse to provide a clear answer is yet another sign of the lack of responsibility demonstrated by the government of Iran vis-a-vis its actions and the international community is fully aware of their behavior.

Ahmed Shaheed started his work on August 1st. He has access to many documents for the preparation of his report and he plans to present his report in September. There is no doubt that Mr. Shaheed will not wait for the government of Iran to stop giving him the run around in order to complete his job.

The Special Rapporteur will do what he can to be present in Iran, but if he is not successful, he will gather sufficient reliable documentation and eye witness accounts to publish his report. His work will not be stopped, but it goes without saying that the Iranian government fears the presence of a Special Rapporteur, for they know that his presence will lead to interactions with the families of political prisoners and citizens from various segments of Iran’s society. Witnessing the oppressive climate and the crackdown of the government on political parties and independent media outlets first hand is yet another fear. Their only recourse is  to wait and perhaps extend a last minute invitation two days before Dr. Shaheed’s deadline to complete his final report, ensuring that he does not have the necessary access to the individuals he must interview. I highly doubt however, that the Special Rapporteur will agree to such an arrangement.

The ruling powers in Iran claim to have full power and authority and yet they are shaken by the prospect of Ahmed Shaheed’s visit to Iran. Why?

The ruling government is experiencing a threat to its power. The international community views the Iranian government’s refusal to accept Ahmed Shaheed as insisting upon their failure to adhere to international human rights standards, leading the UN to adopt new policies that will even further isolate them. Given that Iran is experiencing a deep, insoluble crises as a result of the oppressive and inefficient political, social and economic policies of the ruling government, international diplomatic efforts and isolation will only lead to further increase the restrictions on the ruling government.  As a result, the government will find itself in a dead end, becoming cognizant of their difficult predicament. The contradictory statements and positions by the ruling government only further demonstrates the existence of this impasse.

Can you please further explain what you mean when you refer to a “dead-end”?

Most authorities agree that the Islamic Republic’s refusal to accept Ahmed Shaheed as Special Rapporteur for Human Rights to Iran will only lead to further international isolation of the government of Iran, paving the way for more serious decisions and actions by the international community.  Human rights violations in Iran are extreme, numerous and evident. Ahmed Shaheed’s presence will only result in the incidents being further documented. This will further de-legitimize the ruling government, creating higher international acceptance and support for the leaders of the Green movement and the political prisoners and other victims enduring injustice and oppression at the hands of the regime.

Is there a consensus within the Iranian establishment on the rejection of Ahmed Shaheed?

It looks as though there are tactical differences.  Some believe that a radical and aggressive stance should be adopted against the UN’s decision to assign a Special Rapporteur and in doing so reject this assignment. This group believe that accepting Ahmed Shaheed given the current circumstances is high risk and will cause irreparable damage to the regime. They view acceptance of the Special Rapporteur as synonymous to international legitimacy of the protesters. Others believe that they have no choice but to accept his assignment and in order to minimize and mitigate the risks [to the regime] associated with his presence, this group seek to create confusion and make it difficult for him to get organized. It is for this reason that on the one hand they create rumors that high ranking officials have agreed to Shaheed’s visit and on the other hand reject his assignment to this post. By putting Dr. Shaheed under pressure, they seek to force him to agree to a limited presence, controlled by the state, security and judiciary officials in Iran. By creating a climate of uncertainty, their goal is to make it difficult for Ahmed Shaheed to organize and plan precisely, so that they can control the process and the outcome by planning on his behalf.

They will ensure for example that plain clothes agents are present to greet Ahmed Shaheed upon his arrival, protesting against the UN and the leaders of the Green movement.  They will organize meetings with individuals who claim to be families of the so called martyrs and victims of the post election demonstrations.  There will be meetings with officials at academic and human rights institutions under the management of the state, where those employed will have no choice but to repeat the dictated policies of their employers. They will create meetings with fabricated political prisoners who will reiterate that they are content with their condition in prison and pressure the real political prisoners and their families to refrain from revealing the truth. They will create an artificial and temporary image of improved prison conditions, all to ensure that Ahmed Shaheed presents a less damaging report, hoping to secure further visits to Iran.

What effect do you believe the assignment of a UN Special Rapporteur and his potential presence in Iran will have on the current condition of prisoners in Iran? This is not the first of such assignments. The most successful report on the violation of human rights was presented when the Special Rapporteur was allowed to meet with Amir Entezam. However, after this visit and despite the report presented by the Special Rapporteur, Entezam’s prison conditions did not improve. Could it be that prisoner conditions will also not improve as a result of this potential visit and report?

A Special Rapporteur’s role is to investigate human rights violations in a country, in other words if he/she has obtained certain information, their goal is to visit the country in question in order to verify the validity of the reports.  When the Special Rapporteur is forbidden from visiting the country in question, it only further legitimizes the existence of such violations within that country. The Special Rapporteur will write his report. The report will be presented to the officials at the UN and they will make their decisions on what actions need to be taken based on the content and conclusions of the report.

Although the visit by a Special Rapporteur should lead to improvements in prisoner conditions and human rights violations, it is nevertheless not unheard of for countries to behave in a manner to ensure that a more favorable report is presented by the Special Rapporteur.

Without a doubt there is a very high probability that those who provide information to the international authorities regarding human rights violations in their country are later harassed and pressured.  I still believe however, that if they allow Ahmed Shaheed to visit Iran, providing him access to the prisoners, many of our political prisoners are willing to expose themselves to any potential risk and danger and will speak their minds openly.  It goes without saying that the presence of Ahmed Shaheed in Iran without the opportunity to meet freely with the leaders of the Green movement and other prominent figure is meaningless. I am certain that given the opportunity they will courageously reveal the truth.

You made reference to the house arrest of the leaders of the Green movement. Some believe that those who hold them hostage seek to render their house arrest ordinary and commonplace over time. What strategy has been devised to ensure that their house arrest does not become mundane and an ordinary part of life?

What reaction did the leaders of the Green movement expect from the movement? Did they expect the people to revolt? I believe that this has never been their intention for if this had been the case, they had plenty of other opportunities to call upon the nation to revolt in the streets of Iran. They could have made such a request of the nation when approximately 4 million citizens came to the streets after the rigged elections. Similar opportunities existed even after that, so we can safely conclude that the question of an uprising was never the main concern, nor was is it one that the leaders of the Green movement supported or preferred.

Our nation continues to demand their release and taking the current circumstances into consideration, Green activists must investigate all possibilities and select the most effective and practical tactics that ensure their freedom.

Of course our first duty is to create awareness and maintain and strengthen our existing social networks and in doing so facilitate collaboration between the various segments of our movement, devising political actions, taking into consideration the current sociopolitical capacities of the Iran society. The Coordination Council will do everything in its power to ensure that such open collaboration takes place. We will all be required to focus on this important issue and ensure improvements moving forward. We must all collaborate closely to design a detailed, precisely planned campaign that is both local and international in nature, demanding their unconditional release

As a lawyer, what is your legal understanding of the term “kidnapping”, a term used by many legal experts to describe the predicament of the leaders of the Green Movement?

They have arrested individuals without a legal judgment by a court of law and without due process. They have been hidden from the public and to date there has been no legal accountability for what has happened to them. Let’s take the issue of whether or not their family members should be allowed to visit with them. Even if we assume that the fact that their families have been allowed to visit with them is open to a variety of legal interpretations, there is no doubt that what has occurred here is a form of kidnapping. In the eyes of the public, the government officials have kidnapped and taken Mr. Karroubi, Mr. Mousavi and their wives hostage.

One of the principles debated upon amongst the supporters and critics of the Green movement, is the reliance upon the existing Constitution. Given the current structure of the Constitution, how can we realistically pursue the objectives of the Green movement such as free and fair elections under the current Constitution?

There are parts of our Constitution that are undoubtedly weak from a the point of view of a democratic governance and we must be cognizant of this reality. What we seek and emphasize when it comes to the Constitution is that there are portions of the Constitution that address the rights of our citizens and our Republic and we must use these elements to our advantage in order to move our society to a place where they can determine their own destiny, ensuring self sovereignty.

Every peaceful movement requires a framework, a starting point of some sorts and the Constitution plays that role. Our goal is to achieve self sovereignty and the Constitution is the framework from which we can start achieving that goal. We must use what ever democratic elements exists within the existing Constitution to facilitate the further development of our movement and our goals.

The Constitution has never been nor is it a sacred document. It was ratified by the citizens of our country and it is the same citizens who will make amendments to it when they deem necessary.  What we have emphasized and continue to emphasize is utilizing the Constitution as a starting point and framework to move towards achieving the objectives of our movement.

Let us not forget that there is always a gap between what the law states and how it is implemented. An effective law can become void when incorrectly implemented and laws that are perhaps imperfect or contain certain non democratic elements can be interpreted and implemented in a manner that will fulfill to a certain degree our democratic demands.

Can you make reference to the existence of such elements?

The key to limited power is accepting the existence of a Constitution, in other words accepting the fact that there is no individual or entity with arbitrary and unlimited power, whether that be the Supreme Leader, the Vali Faqih, or the Guardian Council.

Power is unfortunately anything but limited under the current environment in Iran.  You made references to the elections.  What meaning or significant will any elections have if the government does not view itself as accountable to the people and to their votes? What is the meaning of an election process when the government demands that the people select between predefined candidates, hand picked and dictated by the government? Why meaning do elections have if the ruling powers do not view their legitimacy in the votes and confidence of their own citizens?

Our Constitution includes principles that clearly emphasize the sovereignty of the people along side divine sovereignty. These include Articles 6 [Administration of Affairs] and Article 56 [Divine Right of Sovereignty], that reiterate absolute sovereignty belongs to GOD and the government is of the people and for the people.  We can therefore conclude that in a system of governance that uses the people as its yardstick and criteria for governance, “Approbatory Supervision” [Nezarat-e-Estesvabi] in which the Guardian Council defines it’s duty as disqualifying candidates they deem not conservative enough, should not exist. No one can play the role of the Egyptian Pharaohs and at the same time claim that their country is a Republic.  Article 20 of the Constitution [Equality Before the Law] states that all citizens of the country, both men and women, equally enjoy the protection of the law and enjoy all human, political, economic, social, and cultural rights, and yet the leaders of the opposition movement have been taken hostage in broad day light! Article 23 [Freedom of Belief] states that investigation of individuals’ beliefs is forbidden, and no one may be molested or taken to task simply for holding a certain belief.  Article 24 guarantees the Freedom of the Press and Article 26 clearly describes the Freedom of Association.  Article 15 defines the official language as Persian but states that the use of regional and tribal languages in the press and mass media, as well as for teaching of their literature in schools, is allowed in addition to Persian. Article 19 [No Discrimination, No Privileges] states that All people of Iran, whatever the ethnic group or tribe to which they belong, enjoy equal rights; color, race, language, and the like, do not bestow any privilege – and yet none of the aforementioned Articles of our Constitution are upheld. Respect for the legitimate demands of ethnic groups is imperative to the survival of our countries territorial integrity and national security.  I can provide plenty of other examples, such as judicial due process as described in Article 22 [ Human Dignity & Rights], Article 32 [Arrest] and Article 39 [Dignity of Arrest]. However, the authoritarian interpretation of the Constitution, which at times is facilitated as a result of the imperfection in some of the articles, coupled with the violent interpretation of this government of Islam, a religion that is based on mercy, have completed violated the articles within the Constitution that are designed to protect the rights of the citizens of Iran.

Our Constitution does not include “Approbatory Supervision” [Nezarat-e-Estesvabi]. The Guardian Council has adopted an interpretation that is inconsistent with the spirit of the Constitution and the principle of self determination, announcing that the so called “Approbatory Supervision” is an interpretation of the Constitution and ratifying it into law.

There are specific measures and standards for implementing free and fair elections. In addition to human rights documents our Parliament is a  member of the inter-parliamentary Council that unanimously adopted the Declaration on Criteria for Free and Fair Elections in 1994, however we don’t adopt the same criteria when it comes to our own elections. As such, when we talk of the Constitution and the role it can play in our move towards democracy, it is not because we agree with the interpretation of these gentlemen. We do not accept violence under the pretext of the law. What is occurring in Iran can often be described as “violence under the law”.

The law develops meaning when it stands on the side of justice. A law that does not uphold justice will lead to suppression. It is a law that upholds justice that facilitates the further development of structures, programs and institutions designed to protect the fundamental rights and human dignity of its citizens.

Free and fair elections are our fundamental right of citizens. We must force the security and intelligence forces who have monopolized our politics, the economy and even religion, to retreat .  We must attack them from every angle until they have no choice but to surrender to free and fair elections. What is vitally important is that we remain active in this area. If the conditions and criteria we have defined are not provided, participating in any election process is a strategic mistake.

Participation in elections will become possible when the criteria for free elections exist and a process is launched that demonstrates that these conditions will be met.

The Coordination Council for the Green Path of Hope recently issued a statement regarding the elections, calling upon the nation of Iran to provide their opinions to the Council.  What practical measure are being taken to gather these opinions and how can we ensure that these opinions are the view points of a significant segment of Iran’s society?

Our request was not made in the form of a scientific survey. The Council published a preliminary statement in which the current conditions in Iran were described, providing a number of potential approaches. We called upon Iranian citizens to begin a dialogue with regards to the potential approaches and if they deem necessary to then inform us of their opinions regarding this matter.  Our goal is to begin a dialogue regarding free and fair elections and to reach a relative consensus.  We are not at the decision making phase when it comes to the elections. This does not mean however, that we wish to come to a consensus two days before the elections. In fact we need to come to some type of conclusion quickly and within the next month or two.  If the leaders of the Green movement, political activists and journalists remain behind bars and political parties and independent media outlets remain closed it is a clear sign that the ruling government has no inclination or desire to change the status quo. Declaring whether or not we will participate in the elections will not suffice. We must become actively engaged, change our approach and take initiative.

During the 10th presidential elections, despite the widespread participation by the people, the government of Iran chose to deny them of their votes. If the demands and conditions of the people are not met again and the people boycott the elections, isn’t it possible that the government will once again rig the votes so that the results look more favorable to them?

What are our alternatives? The reason why we need to have an open dialogue is because we face a government that is monopolizing power and will not hesitate to violate the basic rights of its citizens.  It is not unimaginable therefore, that they would seek to once again tamper with the election results.

What is our recourse? Is participation in the elections a must? We must select the most logical approach and wait to see if the conditions for free and fair elections will even exist.  If they exist, we can participate, if not we should boycott the elections. Even if we choose not to participate, just declaring that we are boycotting the elections will not suffice, for we will need to have a specific plan and actively implement such plan.  Elections provide us with an opportunity to create awareness, expose the truth and demonstrate the strong and active presence of the supporters of the Green movement across the streets of Iran. We are not closing the doors to a fair process. It is  these gentlemen that fear fair and free elections.  These gentlemen must respect the demands of the citizens of Iran and provide the means for free, fair, healthy and real elections. I believe that everyone will gladly welcome such a move.

* Footnote: The following are  the Articles in the democratic elements within the current Constitution , violated by the ruling government as referred to by Dr. Amir Arjomand:

Article 6  [Administration of Affairs] of the  Constitution

In the Islamic Republic of Iran, the affairs of the country must be administered on the basis of public opinion expressed by the means of elections, including the election of the President, the representatives of the Islamic Consultative Assembly, and the members of councils, or by means of referenda in matters specified in other articles of this Constitution.

Article 15  [Official Language]

The Official Language and script of Iran, the lingua franca of its people, is Persian.  Official documents, correspondence, and texts, as well as text-books, must be in this language and script.  However, the use of regional and tribal languages in the press and mass media, as well as for teaching of their literature in schools, is allowed in addition to Persian.

Article 19  [No Discrimination, No Privileges]

All people of Iran, whatever the ethnic group or tribe to which they belong, enjoy equal rights; color, race, language, and the like, do not bestow any privilege.

Article 20  [Equality Before the Law]

All citizens of the country, both men and women, equally enjoy the protection of the law and enjoy all human, political, economic, social, and cultural rights, in conformity with Islamic criteria.

Article 23  [Freedom of Belief]

The investigation of individuals’ beliefs is forbidden, and no one may be molested or taken to task simply for holding a certain belief.

Article 24  [Freedom of the Press]

Publications and the press have freedom of expression except when it is detrimental to the fundamental principles of Islam or the rights of the public.  The details of this exception will be specified by law.

Article 26  [Freedom of Association]

The formation of parties, societies, political or professional associations, as well as religious societies, whether Islamic or pertaining to one of the recognized religious minorities, is permitted provided they do not violate the principles of independence, freedom, national unity, the criteria of Islam, or the basis of the Islamic Republic.  No one may be prevented from participating in the aforementioned groups, or be compelled to participate in them.

Article 32  [Arrest]

No one may be arrested except by the order and in accordance with the procedure laid down by law.  In case of arrest, charges with the reasons for accusation must, without delay, be communicated and explained to the accused in writing, and a provisional dossier must be forwarded to the competent judicial authorities within a maximum of twenty-four hours so that the preliminaries to the trial can be completed as swiftly as possible.  The violation of this article will be liable to punishment in accordance with the law.

Article 39  [Dignity of Arrested]

All affronts to the dignity and repute of persons arrested, detained, imprisoned, or banished in accordance with the law, whatever form they may take, are forbidden and liable to punishment.

Article 56  [Divine Right of Sovereignty]

Absolute sovereignty over the world and man belongs to God, and it is He Who has made man master of his own social destiny.  No one can deprive man of this divine right, nor subordinate it to the vested interests of a particular individual or group.  The people are to exercise this divine right in the manner specified in the following articles.


  • فرزند میرحسین

    بسیار زیبا و مبسوط بود ،شورای هماهنگی در حال حاضر باید نقش رهبری جنبش را بر عهده بگیرد و ابتکار عمل در دست ایشان باشد نه عده ای خوشگذران خارج نشین که الان پول برای عیاشی شان کم آورده اند یا عده ای ترسوی مصالحه گر داخلی که برای حفظ جایگاه کنونی خیانت به مردم را نصب العین خود قرار داده اند.

  • HASRO GEROGHAN GIRI ZELLATE YAK NEZAM MIBASHAD

    DOROOD bar Amir Arjmand
    ARY,, Ruy kardeman ra avaz konim va ebtekare amal ra be dast girim
    ARY,,, ba nezami saro kar darim ke armanash ra dad va NEZAMI shod
    Dorugh ra ravaj dado Haghighat ra zendani kard
    Cheshm haye mellat ra be gheroghan gereft, Ahmadinejad ra Tamil kard
    Zalemin ra paro bal dado delsuzan ra be suleo zendan andakht
    NEDA shahid shod, donya be heyrat foru raft, rahbarane diktatore mantaghe yeki pas az yeki dar be dar
    ARY,,, ba nezami sarokar darim, ke rahbar baraye yak sharvandash,, MOSLEHI ,, che kard
    amma baraye HALEH O HODA SABEH nadido nashnido nafahmid ke nafahmid ke nafahm
    Bohran hamcho rismane EDALAT nezam ra ehate karde zira MARDOMI NABODO NIST

  • سبز عملگرا

    از سایت محترم کلمه می خواهم (منظور من بلند پروازی نیست بلکه همه استعداد های جنبش را ببیند) مقالات تحلیلی زیبا به جای خود ولی چه گامی جهت روشن کردن مردم کوچه وبازار —پایین شهریها —-شهرستانها وروستاها کردیم خیلی از اینها تحمل برق ۲۲۰ ولت ندارند احتیاج به ترانزیستور است وآن تبدیل حقایق تلخ وثقیل به جملات ساده وشیرین است عزیزان سایت ، مردم ایران را در نظر داشته باشید همه جوانان تحصیل کرده تهرانی نیستند تا حالا فکر کرده اید چرا بعد از انتخابات در شهرستانها راهپیمایی صورت نگرفت هرچند اکثریت با موسوی بودند ؟زیرا جو روانی را در شهرستانها به دست گرفتند وباخیال راحت نیروهای سرکوبگر را با ساماندهی کامل از تمام شهرها به تهران کوچ دادند حتی در۲۵ بهمن گذشته چند اتوبوس فقط از بسیجیان خواهر از استان فارس اعزام کردند انقلابهای تاریخ را در نظر بگیرید در انقلاب کوبا اینجملات را پخش کردند : ۱—من دیگر خبرچین حکومت نمیشوم ۲—من دیگر از حاکم ظالم پیروی نمیکنم ۳—من دیگر مردم کشورم را سرکوب نمی کنم( اگر به همراه عکس وکاریکاتور شود چه بهتر) امروزه حتی در روستاها هم جوانان جنبش وجود دارند که احتیاج به آموزش ورهبری دارند تا جملات ساده ومتحول کننده را از شما دریافت و(با احتیاط کامل )به دیگران برسانند چیزی که امروزه دارید ودر آینده(قبل از انتخابات) نخواهیم داشت زمان است

  • H Tabrizian

    besyar khoob va manteghi

  • ناشناس

    اقای امیر ارجمند لطفا تاریخ تظاهرات پشت سر هم و متوالی را هر چه زورتز اعلام کنید تمام جنبش های منطقه در حال پیروزی هستند و ما فقط نشسته ایم

  • لطفاًبا حوصله بخوانید– سبزعملگرا

    جناب آقای امیر ارجمند بنده بار ها وبارها این نظریه را گذاشته ام که حداقل مقاله ای در اینباره (حلقه گمشده ارتباط با مردم کوچه وبازار )گذاشته شود واز اظهار نظر مخاطبان استفاده شود وبه بحث گذاشته شود ولی بی نتیجه بوده اگر قرار است به حکومتی برسیم از جنس مردم !!باید از همین الان واز خودمان شروع کنیم چرا به این پیشنهاد ها توجه نمیشود؟!!خواهش میکنم فقط اطرافیان خود را نبینید اینجا ایران است با بیش از ۷۰ملیون جمعیت از هر قماش فکری واعتقادی (انسانهای روشنفکر،ظاهر بین ——-/،تحصیل کرده ،کم سواد——- /،اثر گذار، منفعل،—-/با وجدان ،نان به نرخ روز خور ) ولی خود بهتر میدانید که اکثریتِ دور از اینترنت کم یا زیاد مقهور ومسحور جو روانی صدا وسیما هستند ودر شهرستانها وروستاهاالبته بیشتر —-ودر نتیجه قدرت تحلیلی اکثریت رو به کاهش است ومیگویند به دنبال بدبختی خودمان برویم ودر عده ای دیگر تبلیغ سنگین تحلیلهای غلط که در کامنتهای آن برادر بسیجی که خود را عقل کل میداند نمایان است ونتیجه این میشود که ملاک حقانیت را در میزان قدرت بدانند—-ما نیرو به اندازه کافی داریم ولی چرا به این نیرو آموزش داده نمیشود وسازماندهی نمیشود که اکثریت خاموش جامعه را بیدار وهمراه کند وبه واسطه همین منفعل بودنمان است که فشارهای شدیدی بر بهترین فرزندان این ملت وارد میکنند باید ابتکار عمل را به دست گرفت واز راه خود رفت روزنامه کلمه بسیار قابل تقدیر است ولی جو امروزه احتیاج به اعلامیه ای در قطع A5با مضامین تیتر وار در سطح فهم عوام (دوم ابتدایی)با خط درشت به همراه کاریکاتور دارد مردم به خاطر گرفتاریها فرصت وحوصله کمی دارند
    ( مثلاً تازمانی که سپاه نفت مردم را میخورد من در انتخابات شرکت نمی کنم وجملاتی شبیه به این که از مخاطبان سایت در نظر خواهی در یافت میکنید ) لازم نیست نام سایت کلمه روی آن اعلامیه باشد وکاریکاتورهایی که اقتدار فرعون را بشکند باور کنید گاهی میشود که یک سوزن کوچک بر یک بادکنک بزرگ پیروز میشود—-(با توجه به اینکه خودم روزی بسیجی بودم میگویم) خداوکیلی خود را جای آن جوان بسیجی بگذارید که قربتاً الی الله باتوم به دست میگیرد در این مدت دو سال چند جمله آگاهی بخش از طرف ما به او رسیده تا در انتخابات بعدی باتوم به دست نگیرد قبل از قطع اینترنت از شبکه جهانی دست به کار شوید و شبکه مجازی را وسیله ای برای بوجود آوردن شبکه غیر مجازی کنید

  • سبز عملگرا

    یکی از آشنایانمان که پاسدار متعصبی است است بسیار عصبی وکفری وآشفته بود که خواب راحت از او گرفته شده بود علت را پرسیدم گفت در دستشویی های امامزاده محله مان نوشته شده بود( آقای خامنه ای در انتخابات بعدی به که رای بدهیم ؟)گاهی یک سوزن کوچک بر یک بادکنک قول آسا پیروز میشود فقط باید تعداد این سوزنها را زیاد کرد

  • سبز عملگرا

    ۱—در یافت مطالب تیتر وار -عکس -کاریکاتور –جملات طنز – به شکل خام از مخاطبان ۲–منسجم کردن آنها در یک روزنامه دیواری کوچک ۳A5— پرینت گرفتن از آن ۴—آموزش نحوه پخش کردن ان در امنیت کامل

  • سبز عملگرا

    هرکس موافق است نظر خود را بگذارد——-اعلامیه های یک جمله ای جهت عوام جامعه——-:۱——-تازمانی که سپاه پاسداران دارد نفت کشور را میخورد در انتخابات شرکت نمی کنیم ۲——–تا زمانی که برادر ان بی گناهم در زندان هستند در انتخابات شرکت نمیکنیم۳——تازمانی که بی عدالتی حاکم است در انتخابات شرکت نمیکنیم ۴—-تازمانیکه پولمان را به چین روسیه ولبنان میدهند در….۵—-تازمانی که برای وام دادن پارتی بازی میشود وادعای عدالت علی میکنید در انتخابات…۶—-تازمانی که باسوادان جامعه توسط بسیجیان کتک میخورند در انتخابات….[همراه با یک کاریکاتور الاغ ویک صندوق انتخابات ویک تیتر مادیگر گول نمی خوریم ] سوال از سایت کلمه چرا آموزش نوشتن وریز کارهای آن ونظر خواهی در مورد اسکناس نویسی ویا شعارنویسی با مازیک در دستشویی مساجد ،ادارات ،مدارس،دانشگاهها و….داده نمیشود [مقاله ای با عنوان حلقه گمشده زنجیر ارتباط با مردم کوچه وبازار]

  • سبز عملگرا

    عزیزان فراخوان شعارهای آگاه کننده تک جمله ای بدهید تا درکامنت ها بگذارند ویا به شکل آماده به همراه کاریکاتور تا پرینت شود ویا اسکناس نویسی ——- اکثریت مردم از حقایق دورند یا حوصله خواندن متن طولانی را ندارند قدرت تحلیل مردم را بوسیله صدا وسیما پایین آورده اند مردم را کج فهم وگیج کرده اند به موقع خود هم با یک سازماندهی قوی از پول نفت و۲۰۰هزار تومان عیدی یارانه ای وجنجال روانی انتخابات بعدی را هم مدیریت میکنند ودر بوق وکرنا میگویند برخلاف اعلام تحریم فلانی مردم حماسه آفریدند سایت محترم کلمه زحمات شما قابل تقدیر است ولی مردم کوچه وبازار که از دل آنها بسیجیان بوجود می اید را فراموش کرده اید حالا فرصت مناسبی است تا جو روانی حاکم برعامه مردم وبسیجیان را تغییر داد این مقالات مانند یک پیتزا درسته در دهان یک بچه یک ساله است این نظریه را دهها بار برایتان به اشکال مختلف گذاشته ام ولی نتیجه ای نگرفته ام

  • سبز عملگرا

    با تشکر از سایت محترم کلمه وجوانان اصلاح طلب ولی بدانید تا زمانی که ما فشار روانی بر آنها نیاوریم آنها برما وارد می آورند از آیت الله دستغیب که پیر مردی ۸۰ساله است بیاموزیم با وجود هزاران فشار وخطر، منفعل نیست در عمل کار میکند سخنرانی میکند وبه بیانیه خشک وخالی قناعت نمی کند ظرفیت جوانان جنبش در داخل وخارج خیلی بیشتر از اینهاست که اینگونه منفعل هستیم #کاغذ دیواری در سایز A5 (توزیع آسان)#یک کاریکاتور +فقط یک جمله بیدار کننده در حد فهم عوام (دوم ابتدایی) تیتر وار که حوصله خواندن آنرا داشته باشند زمان دارد میگذرد وابتکار عمل از دست میرود { اکثریت را دریابید }

  • باران سبز

    کاملا منطقی است

  • ناشناس

    ای نامردها. خون ملت هدر رفت که اصلاحات بشه! شما که خارجی چرا نمیگی انقلاب؟

  • جواد

    حاکمان وحشت از چنین نخبانی دارد, انها میدانند که قدرت رقابت را در عرصه مسائل سیاسی, اجتماعی و اقتصادی ندارند, و مسلما تن به یک انتخابات ازاد و مهندسی نشده نخواهند داد.
    وظیفه انسانی , ملی و دینی ما حکم میکند که با تمام قدرت این اگاهی را در بین مردم ببریم و ظالمان را افشاء کنیم که چگونه سرمایه های انسانی, دینی و اقتصادی ملت ما را هزینه میکنند برای مدتی دیگر در قدرت بودن وچپاول سرمایهای ملی ایران.
    ما وضیفه داریم چه شرعی و چه ملی تا انها را افشاء کنیم تا حاکمیت تن به یک انتخابات ازاد که شرایطش را اقای خاطمی مطرح کرده بدهند.
    رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید.

  • محمد

    جناب امیر ارجمند سلام:
    خواهش میکنم به بهانه حضور در راهپیمایی روز قدس و حمایت از مردم سوریه یه فراخوان بدید تا مردم به این بهانه آزادی میرحسین و کروبی عزیز رو فریاد بزنن، مطمئن باشید مردم بدون ترس میان بیرون و همون جا تحصن میکنن تا حقشون رو بگیرن، این تنها راه آزادی و شکل گیری جمعه های خشم ایرانیه.

  • سبز

    تا زمانی که شروط برای اصلاح امور که بارها توسط آقای خاتمی و جنبش سبز و اصلاح طلبان گفته شده نقض شود و به اجرا در نیاید
    وارد شدن به اموری همچون انتخابات اشتباه بزرگیست.
    شرط اصلی ما آزادی رهبران بزرگمان است.

  • ناشناس

    از مردم بخواهید تا جهت اقای احمد شهید نامه بنویسند حتی به فارسی تا ایشان بتواند اقدام موثر تری انجام دهد و ادرس ایمیل ایشان را در اختیار مردم قرار دهید یک اشاره برای دیپلمات با تجربه ای مانند ایشان کافی است

  • سبز راست قامت

    آقای ارجمند با سلام و خسته نباشید خدمت شما که انسان در راه خدا و خدمت بندگان خدا هیچوقت خسته نمیشود .
    برادر عزیز شما باید در سخنرانیها و اطلاعیه ها و پیامها ، از بیکفایتی رهبر و دولت همنظرش بسیار بگویید . مثلا اینکه شاه با در آمد نفت چگونه ایران را اداره میکرد و گرانی نداشتیم و روز بروز در حال پیشرفت بودیم در صورتی که آقای بادامچیان شاه را دزد میدانست و اظهار میدارد فقط ۵ درصد نفت به ملت ایران میرسید! بقیه را دیگر کشورها به غارت میبردند! حال سوال این است که اگر آقای بادامچیان راست میگوید و شاه با ۵ درصد درآمد نفت این کشور را اداره میکرد و ما آنقدر پول داشتیم که رتبۀ هشتم کشور وام دهنده در دنیا بودیم ،چگونه است که همفکران آقای بادامچیان با در دست داشتن ۱۰۰ درصد نفت ایران ؛مردم ما روزبروز فقیرتر و اقتصاد ما نابودتر و کشور عقب افتاده تر و از نظر بدهی هفتمین کشور بدهکار دنیا شده ایم ولی مسئولین کشور پولدارتر و سرمایه دارتر شده اند؟ طوری که بخاطر پول و ثروت و صندلی به جان هم افتاده اند و همدیگر را میخورند؟! مگر مکتب اسلام انسان ساز نیست ؟ پس چرا در جمهوری اسلامی مکتب گرگ سازی شده است ؟مگر دروغگو دشمن خدا نیست ؟ پس چرا رهبران جمهوری اسلامی فقط دروغ میگویند و با حقیقت و راستگویی بیگانه شده اند؟چرا در جامعۀ ما ریا و ربا و زنا و نفاق و دروغ و کلاهبرداری و جنایت و تجاوز و بی دینی و گرانی و کم فروشی و خوردن مال یتیم و خوردن بیت المال و اعتیاد و دزدی و آمار زیاد طلاق و آمار کم شدن ازدواج جوانان و گرانی مسکن و اجاره خانه و حتی گرانی نان و پنیر و بیکاری زیاد شده است ؟ بعضی از مردم حتی نمیتوانند نان و پنیر بخرند و بخورند! اینها واقعیت جامعه است که تمام مردم آنرا لمس میکنند و لاجرم درد مردم است و میدانید که سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند . و هیچکدام عوامفریبی نیست بر خلاف سیاست عوام فریبانۀ دولت و رهبر . باید کاستیها و دزدیها را بیان کنید ،باید از بی عدالتیها گفت ، باید از ظلمی که به مردم ما رفته است گفت ، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . باید از فلسطین و سوریه و سومالی و دیگر مظلومان دنیا حمایت کرد ، ولی نه اینکه نان مردم خود را به آنها بدهیم و جوان ما کلیۀ خود را بفروشد و زندگی کند و یا بعضی از زنان ما برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان ، خود فروشی و تن فروشی کنند ولی بعضی از آقایان بی دین و شکم سیر و دنیا طلب فکر ازدواج مجدد با دختران باکره باشند!! از جنوب تهران بگویید ،از تنگدستی روستاها و شهرستانها بگویید . یک برق به یکروستا میدهند و هزار منت به سر روستایی میگذارند که ما به شما برق داده ایم !! غافل از آنکه تمام حقوق روستایی را خورده اند که روستایی هنوز بدون برق و گاز و تلفن و آب بهداشتی است که اینها از وسایل اولیۀ زندگی است . آیا زندگی رهبر هم مثل زندگی آن روستایی است ؟ آیا رهبر راه علی(ع) را میرود یا راه عثمان را؟ آیا این رهبر در آن جای بلند سینمایی مینشیند که فیلم بازی کند یا به مردم بگوید که من از همۀ شما بالاتر هستم ؟ این تربیت اسلامی است ؟ اگر این تربیت اسلام است ما این اسلام را نمیخواهیم . ما آن اسلامی را میخواهیم که وقتی آن اعرابی وارد مسجد پیامبر شد ؛پرسید در میان شما پیامبر اسلام کیست ؟ ( یعنی پیامبر بالا و پایین نداشت و لباسش هم با لباس دیگران فرقی نداشت) آیا رهبر کذایی ما هم اینگونه است ؟ یا برای خود کاخی مانند کاخ معاویه ساخته و اسم آنرا گذاشته ” بیت رهبری” ؟ آیا این بیت رهبری( خانۀ رهبر ) به اندازۀ خانۀ من است ؟ از کجا آورده است؟ ارث پدرش است؟ چند هزار متر است ؟ چرا مثل فرعون به حکومت چسبیده است و فکر میکند مردم بردۀ او هستند ؟ ما انقلاب کردیم که برده باشیم یا آزاد؟ آیا اگر مردم ما بگویند ،ما دیکتاتور نمیخواهیم جوابش و سزایش گلوله است ؟ چه فرقی دیکتاتور ما با دیکتاتور لیبی یعنی قذافی وجود دارد ؟ ایشان قبل از انقلاب چکاره بوده اند ؟ آنوقت هم با امام زمان رابطه داشتند؟ چرا میخواهند خود را مثل حاکمان جور و ستم به امام زمان میچسبانند ؟ چرا از دین مردم سوء استفاده میکنند؟ چرا امام زمان را بی ارزش میکنند و میگویند مدیریت جامعه را امام زمان انجام میدهد! اگر مدیریت امام زمان این است ما این امام زمان را نمیخواهیم . این امام زمان من در آوردی آقایان وقتی نمیتواند یک شهر را مدیریت کند ،چگونه میتواند کرۀ زمین را مدیریت کند؟ نظرتان در مورد ادارۀ امارات و قطر چیست ؟ مثل اینکه امام زمان آنها بهتر مدیریت میکند ،نه؟ بی عرضگی خود را به گردن امام زمان میگذارند ! امام فرمود : آقا نمیتوانی برو ، ما در این مملکت آدم زیاد داریم .
    بی عرضۀ بی لیاقت که ادارۀ یک نانوایی را هم بلد نیست ، حالا شده …. !! انگشت را روی ضعفها بگذارید و با صداقت اعلام کنید که پاشنۀ آشیل این حاکمیت ،همین است. دروغ آنها را افشا کنید و آبروی نداشته شان را بریزید و رسوای جهانیان نمایید.بشکنید قداست دروغین این شعبه بازان را . این ساحران درگاه فرعون را . درود بر موسوی / درود بر کروبی / زنده باد ملت غیور ایران / مرگ بر جهالت / مرگ بر دیکتاتور

  • ناشناس

    من هم با این موافقم که باید مردم عادی را هم همراه و آگاه کرد
    این را اگر درست کنیم خیلی از راه را رفته ایم
    فقط باید این کار را درست انجام بدیم و عجله نکنیم

  • ناشناس

    نکات سبز عملگرا در قسمت کامنت‌ها نکات خوبی‌ است.

  • سبز برانداز

    ای اصلاح طلبان قبول کنید دچار رخوت در جنبش شده اید…اگر موضع صریح نسبت به نظام و رهبری میگرفتید و با مردم هماهنگ میشدید ما هم همچون ملت سوریه نمیگذاشتیم حتی یک روز آب خوش از گلوی این حکومت پایین رود…هنوز دیر نشده است….موسوی و کروبی اگه آزاد بودند یقینا دیگر از ما نمیخواستند رای به این نظام استبداد دهیم…جناب امیر ارجمند یک کلام بگویید دیگر هیچ کس این نظام را نمیخواد و همه را راحت کنید و با این کارتان اتحاد را میان صفوف مردم بیش از پیش ایجاد کنید…………..در نظام آینده ایران قدرت در دست مردم خواهد بود و نماینده آنها کاملا مشروعیت دارد پس نگران چه هستید؟

  • جادوی سبز:

    سبزها سایت های اینترنتی متعددی دارند که به لحاظ محتوایی همپوشانی دارند؛ این سایتها باید اختصاصی و معطوف به یک صنف از مخاطبان خاص شوند. مثلا یک سایت برای بازاری ها (بازار آزاد؛ بازار سبز)؛ یک سایت برای دانشجویان (آزادی دانشگاه؛ دانشگاه سبز)؛ یگ سایت برای کارمندان (اداره سبز) یک سایت برای دانش آموزان، یک سایت برای زنان ، یک سایت برای دختران. بخشی از هر سایت می تواند مثل الان به انعکاس اخبار عمومی سبزها بپردازد و ار سایت با عده ای از خبرنگاران حرفه ای (یک یا دو نفر کافیست) و تعدادی از خبرنگاران مردمی و دادن آزادی عمل بیشتر به مدیر سایت مخاطانش را در جامعه تثبیت می کند. هر سایت باید اخبار آزاد و مربوط به منافع و مصالح هر گروه را چه اخبار خوب و چه خبرهای ناخوشاید در خود داشته باشد.
    خلاصه: سایتهای تخصصی راه بیندازید و از گروههای آزادی خواه تمام دنیا کمک بگیرید.

  • جانباز

    با نظر محمد کاملا موافقم.

  • دوستدار اسلام وایران

    به نظر من از مردم خواهش کنید که در هفته یک ساعت از روز ۵ شنبه ۷ تا ۸ شب از خانه بیرون نیان تحت هیچ عنوان در این یک ساعت نیان بیرون تا مشخص بشه به لحاظ سیاسی دقیقا نظرات مردم چطوریه و در هفته بعدش همه تو کوچه وخیابان بیان همین طور یک هفته در میان این کار رو بکنن – وقتی نمیان بیرون مصرف برقشون رو هم زیاد کنن- این یک اعتراض مدنی هست که هیچ خطری هم نداره و جاهایی که باید بفهمن هم بار دیگه خوب میفهمن

  • اشنای سبز

    اقای امیر ارجمند با سلام بنده با نظر بعضی از دوستان مو افقم که می باید در کنار راهکارها یی که شما برشمردید راههای عملی دیگری مثل شعار نویسی روی اسکناس یا گفتن الله اکبر بر بام ها در روزهای خاص و …. وجود داشته باشد تا وحدت بین جنبش بیشتر شده و مهمتر از روحیه مردم بالا رفته و کذشته از ان این طرق خود می تواند زمینه اگاهی بخشی ر ابیشتر کند لازم می دانم به این مطلب اشاره کنم که این در خواست من تنها نیست بلکه در خواست تقریبا تمامی افرادی است که بنده با انها مرتبا تماس دارم لذا از شما به عنو ان سخنگوی شورا خواهش دارم با توجه به اینکه بعد از دستگیر اقایان موسوی و کروبی چشم مردم به شما عزیزان دوخته شده در این زمینه بیشر فعالیت داشته تا شور و اشتیاق در مردم زنده بماند

  • ناشناس

    آخه دوستدار اسلام وایران
    مردم که همه سایت کلمه نمی خوانند مگر اینکه برای همه اس ام اس کنید یا شبنامه بفرستید