سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محسن امین زاده به زندان اوين بازگشت و به اعتصاب کنندگان پیوست...

محسن امین زاده به زندان اوين بازگشت و به اعتصاب کنندگان پیوست

چکیده :محسن امین زاده ، فعال سياسي و عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني عصرسه شنبه به زندان اوين بازگشت و از همان موقع به جمع اعتصاب کنندگان اوین پیوست. ...


محسن امین زاده ، فعال سياسي و عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني عصرسه شنبه به زندان اوين بازگشت و از همان موقع به جمع اعتصاب کنندگان اوین پیوست.

هم اکنون محمد جواد مظفر، یکی از اعتصاب کنندگان اوین به دلیل فوت مادر همسرش به مرخصی سه روزه آمده است و با پیوستن امین زاده به جمع اعتصاب کنندگان، همچنان دوازده نفر از زندانیان سیاسی بند 350 در اعتراض به شهادت هاله سحابی و هدی صابر در اعتصاب غذا به سر می برند

به گزارش كلمه ، او كه ٢۵ خرداد ٨٨ دستگیر و پس از گذراندن چهار ماه انفرادی به پنج سال زندان محکوم شد، برای درمان بیماری کلیوی خود به مرخصی آمده بود، اما پس از شرکت در مجلس ترحیم مرحوم هدی صابر به زندان فراخوانده شد و عصر سه شنبه به زندان بازگشت.

 

این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی که پس از دستگیری بازنشسته شده است در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی معاونت وزارت امور خارجه را به عهده داشته است و در انتخابات ریاست جمهوری دهم رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان بوده ‌است.

اوعصر سه شنبه به همراه مصطفي تاجزاده به زندان اوين فراخوانده شد .


12 پاسخ به “محسن امین زاده به زندان اوين بازگشت و به اعتصاب کنندگان پیوست”

  1. ناشناس گفت:

    خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

  2. ناشناس گفت:

    آقاي امين زاده مبارزي بسيار واقع بين است. پيوستن او به اعتصابيوند و حفظ عدد «12» خبري بسيار عالي براي جنبش سبز است و نشان مي‌دهد خط «مبارزه‌ي بي‌خشونت» بر خط «خشونت‌گريزي» دارد غالب مي‌شود.

    خروج افرادي مانندجناب مظفر و جناب باقي از زندان نيز كه مبارزان استخوانداري هستند به تقويت خط «مبارزه بي‌خشونت» مدد خواهد رساند.

    مبارزه ي‌خشونت، همانند يك نبرد نظامي يا يك مسابقه‌ي فوتبال است. هر لحظه و با تصميم درست يا نادرست يكي از بازيگران كليدي در عرصه‌ي مبارزه‌، توازن قوا به نفع يك طرف و به ضرر طرف ديگر به هم مي‌خورد.

    به علاوه، مبارزه‌ي بي‌خشونت، مانند حركت يك چرخ عظيم، به سختي به راه‌ مي‌افتد، اما وقتي حركت خود را شروع كرد، بايد هر لحظه شتاب بگيرد و تا پيروزي براي رسيدن به هدف مشخص آن مرحله‌ي خود ادامه يابد.

    اكنون مي‌توان پرسيد مهم‌ترين هدف اين مرحله‌ي جنيش سبز چيست؟ به نظر من آزادي ميرحسين و شيخ شجاع. ميرحسين نشان داد يك رهبر بزرگ است كه اين روزهاي فقدانش كاملاً احساس مي‌شود. پس، اعتصاب زندانيان سياسي،‌ و هر كارزار ديگري را بايد مانند صدها جوييار فرعي به رودخانه‌ي بزرگي هدايت كنيم كه كه هدفش شكستن سد حصر ميرحسين و شيخ شجاع و ساير زندانيان است.

    در مبارزه‌ي بي‌خشونت، نمي‌توان به اقدام‌هاي موردي و خلاف جهت يكديگر دست زد. در مبارزه‌ي بي خشونت نمي‌توان و نبايد منفعلانه منتظر حوادث و حركت‌هاي خود به خودي مردم نشست. اراده گرايي و وولتاريسم هم در مبارزه بي‌خشونت به نتيجه نمي‌رسد. مبارزه‌ي بي‌خشونت مانند ساختن يك ساختمان و يا مانند يك نبرد نظامي است كه به انواع سلاح، ابزار، سازمان‌، نيروي و فرماندهي نياز دارد.

    به همين دليل، مبارزه‌ي اعتراضي زنداينان سياسي بايد با برنامه‌هاي مناسب ديگر ، مانند اعتصاب ديگران، تكبيرهاي شبانه، اعتكاف در اماكن مقدس، برگزاري نماز جمعه‌ي سبز در مصلاهاي مستقل، اعتصاب كاگران و كاركنان و به تعطيلي كشاندن مراكز آموزشي و اقتصادي و ساير اقدام‌هاي بي خشونت تقويت شود تا ميرحسين از حبس بيرون بيايد.

    باور كنيم كه فقدان درك درست از مبارزه بي‌خشونت، به عنوان يك دانش مبارزه، عمده ترين عامل عدم موفقيت جنبش سبز بوده است. سايت‌هاي سبز مي‌توانند با فراگيري و آموزش تئوري مبارزه بي‌خشونت به مردم، نقش مهمي در پيروزي اين جنبيش ايفاء كنند. ترجمه و انتشار نوشته‌هاي جين شارپ و دوستان و همفكران او بيشترين تأثير را در اين زمينه خواهند گذاشت.

  3. محمد محمدصادق گفت:

    محسی عزیز ، سلام . لطفا نوع حرکت خود و یازده اعتصاب کننده را تغییر دهید. بر ما و جنبش سبز بسیار سخت است پرجمداران شریف و شایسته ای را رنجور ببینیم و یا ازدست بدهیم. این نسل تنها و بی راهنما چگونه می تواند به رستگاری برسد. رهبرانش که در منزل حبس اند. پرچمدارانش که خود را فدا می کنند تا شاید بانگ جرسی باشند برای خفتگان. نه ! آن هایی که می باید بیدار شده باشند ،بیدار شده اند. و خود مردگان را نیز امیدی به حیاتشان نیست. بگذارید بجای شما ! زندانیان در حصار بزرگتر ،در دانشگاه ها و حوزه ها و مراکز اقتصادی و علمی به اعتصاب روی آورند شاید نور امیدی در تاریکی بی تفاوتی و جهل و فرو گزاری مسئولیت انسانی الهی کسانی گردد،که می باید مدافع حقوق مردم باشند.

  4. ناشناس گفت:

    زنده بودن را به اجبار بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت

  5. ناشناس گفت:

    شنيده شده كه مصطفي تاجزاده و محسن امين زاده خار دو چشم عوامل فتنه كودتاي 22 خرداد 88 هستند، كه خود را روئين تن مي پندارند. عبرت بگيريد مستان قدرت كه چشمان روئين تن شاهنامه هم بياري خدا با دو خار زال به زمين افتاد و نابود شد.

  6. پیر سبز گفت:

    درود به امین زاده ها و تاج زاده ها و…..تمام زندانیان سیاسی ، در بند حکومت واپسگرای نادانان عهد جاهلیت ، که دانائی رابه بند میکشد و نادانان را پست و ریاست میدهد ، نفت و خزائن کشور را نفله و میهن را به رده چند کشور عقب مانده جهان سوق میدهد (اگاهانه یا نااگاهانه !! ) اسلام را خشن و بی ابرو کرده و جوانان رااز دین گریزان . از علم و پیشرفت صحبت میکند که از هر علم روزی بی بهره اند تمام علمشان در روایات جعلی ( و بقول شادروان طالقانی _ اسرائلیات ) خلاصه میشود .!!!!!!

  7. hamzeh گفت:

    امیدوارم سر انجام اقای امین زاده همانند خانوم هاله سحابی و هدی صابر نشود ولی از اونجایی که شرایط اینجوری هست و خواهد بود بعید می دونم.

  8. مرشدسبز گفت:

    امروز همه به اين مهم رسيده اند كه دو فرق اساسي بين طرفداران آقاي موسوي و احمدينژاد وجود دارد . طرفداران آقاي موسوي و كسانيكه به او راي داده اند همه و همه از روي عقلانيت و كارشناسانه و خرد و آينده نگري ، راي داده اند ولي در طرف مقابل همه و همه از روي احساسات و بيخردي محض و غير مسئولانه و كوركورانه بوده است زيرا طرفداران آقاي موسوي هنوز كه هنوزه پاي استدلال و عقلانيت خود با تمام فشارها و زندانها و شكنجه ها و تجاوزات و تهديد و ارعابها ايستاده اند ولي برعكس طرف مقابل كه در حاشيۀ امن با داشتن تمام امكانات سركوبگري و زورگويي و مناصب غصبي و هيجانات احساسي از نظرات قبلي خود برگشته و اينك مخالف احمدي نژاد گشته اند! تا ديروز ميزان وطن دوستي و ولايت پذيري و مسلمان بودن ، احمدي نژاد بود ولي امروز كناره گيري از باند احمدي نژاد و به اصطلاح جريان انحرافي ، عين مسلماني است !
    طرفداران آقاي موسوي شهيد شدند و زنداني شدند و تمام شكنجه هاي روحي و رواني را به جان خريدند در حالي كه دست خالي بودند و حامي جز خدا نداشتند در عوض جناح اقتدارگرا تمام قواي كشوري و لشكري را در اختيار داشت ،بگذريم كه حق ملت را چگونه خوردند كه اين مورد 2 سال آنچه گفتني بود گفته شده و هنوز هم بايد گفته شود و افشا گردد ولي در اينجا بنده منظور ديگري دارم .حال چگونه است كه تمام حاميان ديروز احمدي نژاد كه تمام قد در مقابل راي مردم ايستادند و كشور را به ورطۀ نابودي انداخته اند كه حاميان او مقصران اصلي اين هزينه هاي وارده به كشور هستند امروز كمر به قتل اين پديدۀ خود بوجود آورنده هستند؟
    يا از ابتدا ميدانستند اين موجود چه جانوري است و از روي عمد او را حمايت كردند كه در اينصورت گناه آنان از احمدي نژاد بيشتر بوده و حتي نابخشودني ، زيرا آگاهانه اين عمل را انجام داده اند و امروز نميتوانند دامن خود را پاك و منزه گردانند و همۀ تقصيرها را به گردن احمدي نژاد و تيم او بياندازند و به اصطلاح ” كي بود كي بود من نبودم ” را بازي كنند .
    يا اينكه از روي ناآگاهي و بي بصيرتي و نداشتن تحليل سياسي وعقل حسابي و سواد در خور و غير كارشناسانه به حمايت از او پرداخته و او را علم كردند و با زور سر نيزه بر گردۀ مردم سوار نمودند كه اينك اين اسب چموش حتي به مربي خود هم نميخواهد سواري دهد!
    در هر دو صورت حاميان احمدي نژاد دچار گناهي بس بزرگ گرديده اند و بايد از سمتهاي حكومتي ، استعفا دهند و كار را به كاردان بسپارند و يان اسب چموش را بسته و در گوشه اي نگه دارند تا خسارت و زيان بيشتري به اطرافيان و كشور نزند.
    حال آنانيكه تا ديروز عقل و گوش و چشم خود را بر همه چيز بسته بودند و تنها و تنها به فرمان كسي حركت ميكردند كه او خود امروز پي به اشتباهش برده ولي غرور و تكبر و فرعونيت او اجازه نميدهد علنا زبان به عذر خواهي گشوده و از مقامش كناره گيري نمايد و بصيرتش براي عام و خاص آشكار گرديده است ، آيا خود را مسلمان و انسان ميدانند ؟ قرآني كه به انسانها فرمان ميدهد تفكر كنند و از عقلشان استفاده كنند ، آيا اين جماعت در مقابل قرآن سركشي و سستي به خرج نداده اند؟ مگر نعوذبالله اينان گوسفند هستند كه تمام قواي خود را در اختيار يك نفر كه معصوم نيست و از طرف خدا هم نيامده و اگر مغزش را يك گنجشك بخورد سير نميشود ، قرا داده اند ؟ اطاعت كوركورانه و محض همين است كه نادانان انجام ميدهند و از عقل خدادادي هيچ بهره اي نميبرند و حتي ديگران را هم از استفادۀ عقل و هوش خدادادي برحذر ميكنند و حتي آنان را ميكشند! فرق اساسي طرفدارن و حاميان آقاي موسوي و احمدي نژاد در عقلانيت آنهاست و تقابل عقلانيت با جهالت است . نمبينيد حاميان ديروز احمدي نژاد روز به روز به صف مخالفانش ميپيوندند ؟ در صورتي كه همينك هم آنان از عقل و درايت خود استفاده نميكنند بلكه امروز هم به اشارۀ آن رهبر بي بصيرت مطيع هستند و اينبار هم بيخردانه مخالفت ميكنند! و اينجاست كه بايد به امثال آقاي علم الهدي گفت: تو خود پيش وجدانت قضاوت فرما ، طرفداران آقاي موسوي يك عده بزغاله و گوساله هستند ، يا حاميان احمدي نژاد ؟ طرفداران احمدي نژاد ،آدم كوكي هستند يا طرفداران آقاي موسوي؟ كداميك از دو طرف با عقلانيت پيش آمده اند ؟ و كداميك از دو طرف به اشتباهات فاحش خود اعتراف دارند؟ آنانيكه در دادگاههاي فرمايشي و زير شكنجه اعتراف كردند يا كسانيكه آزادانه و از روي اختيار و خارج از زندان در تريبونهاي نماز جمعه و صداو سيما و ساير جاها اعتراف ميكنند ؟ كداميك از اين اعترافها در پيشگاه خدا و مردم تيز بين و تيز هوش مقبوليت دارد ؟ آنكه زير شكنجه است يا آنكه آزاد است؟ كداميك از طرفداران و حاميان دو طرف ، برازندۀ صفت بزغاله و گوساله و ميكرب و خس و خاشاك و بي بصيرتي است، آقاي موسوي يا احمدي نژاد ؟ از طرفداران كدام طرف اين همه ريزش و عقبگردي شده است ، آقاي موسوي يا احمدي نژاد؟ كداميك از حاميان دو طرف از كانديداي مورد نظر خود برايت ميجويند، آقاي موسوي يا احمدي نژاد؟ آقايان لاريجانيها و حسنيان و اژه ايها و طائبها و رساييها و مصباح يزديها و باهنرها و يزديها و …… و حتي رهبر عزيز و گراميتان ميخواهند دامن خود را كنار بكشند و خون بناحق ريخته شدۀ جوانان اين مرز و بوم پاي آنها را نگيرد در حالي كه تمام آنان در اين خونهاي بنا حق ريخته شده و مظالم آحمدي نژاد شريك قسم خورده هستند و راه فراري ندارند/
    آري برادران ،فرق اساسي و كليدي طرفداران و حاميان دو كانديدا ، آقاي موسوي و احمدي نژاد در عقلانيت و بكار بردن اين موهبت الهي است . طرفداران و حاميان آقاي موسوي تمام عقلانيت و دور انديشي هستند و طرفداران احمدي نژاد تمام جهالت و واپس گرايي.
    عده و عده ملاك نيست بلكه عقلانيت ملاك است ،نميبينيد قرآن ميفرمايد : ” اكثرهم لا تعقلون” و ” اكثرهم لا يتفكرون”
    پس با توكل بخداي لا يزال و همت مردمي ، پيش بسوي عقلانيت و وحدت كلمه با شعار مرگ بر جهالت و مرگ بر ديكتاتور

  9. ناشناس گفت:

    پیروزی حق بر باطل قطعی است. دوستان دربند در اعتصاب به سر می برند و ما در نگرانی. شاید روزی نوبت حضور بی خشونت ما فرابرسد. به امید خدا.

  10. ناشناس گفت:

    هنوز مردم بسیاری خوابند به ویژه در شهرستان ها

  11. ناشناس گفت:

    ما بیش از معترض به اندیشمند نیاز داریم و کاری نکنن که برای سلامتیشون مضر باشه.. دل ما باهاشونه خدا هم باهاشونه سلامت باشن …

  12. ناشناس1 گفت:

    خوابن؟فرقي بامرده ندارن-البته منظورم باهمه نيست بس به خودتون نگيريد