امیرارجمند: جنبش سبز متکثر و خشونت گریز است
چکیده :اگر شما حجم خشونت اعمال شده در سرکوب را مقایسه کنید، خواهید دید که در ایران هرگز سابقه نداشته است. نیروهای مورد استفاده برای ایجاد خوف عظیم شاهد این مدعا ست. رهبران جنبش سعی کرده اند در موارد مختلف تاکید بر مبارزه بدون خشونت داشته باشد. این نوع مبارزه تجربه زیادی را پشت خود ندارد و به همین دلیل طولانی تر می شود. ...
مشاور ارشد میرحسین موسوی با تشریح ویژگیهای جنبش سبز و تاکید بر پرهیز از خشونت و حرکتهای رادیکالی و گزینش راههای مسالمت آمیز، جنبش سبز را یک جنبش متکثر خواند و گفت: وظیفه ما این است که قدر مشترک مطالبات را مشخص کنیم.
دکتر اردشیر امیرارجمند مشاور مهندس میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در دانشگاه ام.آی.تی سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ برگزار کرد.
به گزارش جرس به نقل از سایت خبرنگاران سبز، امیرارجمند تاکید کرد: آنچه در این مدت گذشت نشان داد ما جز برگزیدن راه مبارزه استراتژیک مسالمت آمیز نخواهیم داشت. جنبش سبز تجربه جدیدی برای ملت ما بود.جنبش سبز نشان داد که می تواند علیرغم شدت و وسعت مطالبات، به دنبال دسترسی فوری به دموکراسی نباشد.
وی با اشاره با راهپیمایی 25 خرداد ادامه داد: اولین حرکت ما در برخورد با انتخابات یک راهپیمایی سکوت سه میلیون نفری بود.چالش ادامه یک مبارزه مسالمت آمیز با پرهیز از خشونت از همان اولین روز خود را نشان داد و عده ای از هموطنان ما در آن تظاهرات شهید شدند.
مشاور ارشد موسوی بر لزوم پرهیز از خشونت تاکید کرد و گفت: یکی از بنیادهای تعیین شده در بیانیه ها پرهیز از خشونت در کنار مسالمت آمیز بودن حرکت بود. پرهیز از خشونت و مبارزه مسالمت آمیز؛ ضرورت هایی را ایجاب می کند که بدون آنها حرکت ادامه پیدا نمی کند. یکی از این ضرورت ها قبول مدارا ست. به این دلیل بود که در کنار مبارزه مسالمت آمیز، حقوق بشر و مدارا مورد تاکید قرار گرفت و از دل آن تکثر در حامیان جنبش خارج شد.
چالشهای پیش رو
وی افزود: استواری بر این خط مشی کار ساده ای نیست. ما با دو چالش در این راه مواجه هستیم. چالش اول سرکوب طرف مقابل و تشویق مبارزان به برگزیدن راه های رادیکال بود. خشونت گرایی طرف مقابل نیروهای حساس و خصوصا جوانان را تحت تاثیر قرار می دهد تا مقابله به مثل کنند. قانع کردن این قشر برای ادامه حرکت مسالمت آمیز چیزیست که ما با آن مواجه هستیم. چالش دوم، طولانی شدن مبارزه است. طولانی شدن، حامیان مبارزه را به این فکر می اندازد که به دنبال راه های سریع تر باشند. زیرا صبر مبارزین تمام می شود.
ارجمند در ادامه گفت: در کشور ما نیروهای اقتدار گرا تلاش زیادی کردند تا با تشدید سرکوب و بستن راه های گفتگو طرف مقابل را به برگزیدن راه های خشن تر هدایت کنند. یکی از تمایلات آنان به خشونت کشاندن مبارزه است. آنان از امکانات مالی زیادی استفاده کردند تا نیروهای انسانی و فنی مقابله و سرکوب را فراهم کنند.
وی با اشاره به خشونت انجام شده طی دو سال گذشته گفت: اگر شما حجم خشونت اعمال شده در سرکوب را مقایسه کنید، خواهید دید که در ایران هرگز سابقه نداشته است. نیروهای مورد استفاده برای ایجاد خوف عظیم شاهد این مدعا ست. رهبران جنبش سعی کرده اند در موارد مختلف تاکید بر مبارزه بدون خشونت داشته باشد. این نوع مبارزه تجربه زیادی را پشت خود ندارد و به همین دلیل طولانی تر می شود. خوشبختانه این نوع مبارزه در حال انجام است و در حال ادامه پیدا کردن است و فواید این نوع مبارزه به تدریج در حال آشکار شدن است. آنچه که باعث شد جنبش علیرغم سرکوب شدید ادامه پیدا کند همین نوع استراتژی است.
ارجمند تصریح کرد: آنچه امروز به آن نیاز داریم قوه ابتکار جوانان ما ست. جوانان خیلی بهتر از من جنبش را تحلیل می کنند و این باعث افتخار ما ست. ما باید تاکتیک های متعددی را انتخاب کنیم و از امتحان تاکتیک های متعدد نترسیم و از جو ایجاد شده توسط طرف مقابل که موفق شدند و یا موفق نشدند نترسیم. ما معتقدیم که دموکراسی پایدار به جز طریق مبارزه مسالمت آمیز تحقق پیدا نخواهد کرد. بنابراین ما چاره ای نداریم. ما باید موفق بشویم.
شبکه های اجتماعی
مشاور ارشد موسوی با تاکید بر لزوم گسترش شبکه های اجتماعی ادامه داد: هیچ نظامی بدون تکیه به بخش قابل توجهی از مردم نمی تواند پایدار بماند. ما باید بخش زیادی از مردم را آگاه کنیم. شبکه های اجتماعی را مشخص کنیم و آنان بتوانند مطالبات خود را مشخص کنند و آن را مطرح کنند. این موضوع در بسیاری از کشورهای دیگر هم اتفاق افتاده است. در اینجا ما باید با بسیج افکار عمومی ابتدا مشرعیت زدایی کنیم. دوم خواست های مردم را مشخص کنیم. سوم طرف مقابل را دچار فرسایش کنیم. استراتژی ما ریزش در نیروهای طرف مقابل بخصوص در نیروهای مسلح آنان است. امروز مشروعیت زدایی صورت گرفته است. ما به دنبال راهکارهای جدیدی مثل تحصن و اعتصاب هستیم. ناکارآمدی حکومت به تدریج در حال ظهور است و ما امروز با اعتراف بخشی از حکومت به ناکارآمدی مواجهیم.
وی به تحولات منطقه پرداخت و گفت: وضعیت ایران با تونس، مصر یا لیبی یکی نیست. دلیل موفقیت سریع در تونس یا مصر وابستگی ارتش به آمریکا بود. در مصر ارتش حتی اجازه دخالت لباس شخصی ها را هم نداد. خنثی کردن نیروی نظامی در ایران روش دیگری را می طلبد و آن نشان دادن اشتباه بودن راه حکومت است. هیچ کس نمی تواند برای ایران نسخه واحد لیبی و مصر را تجویز کند. مشکلات تازه در مصر خود را نشان می دهند. این قبیل مشکلات در ایران بسیار بزرگتر خواهد بود.
مشاور ارشد موسوی سرکوب و خشونت گسترده حاکمیت را یکی از دلایل زنده بودن جنبش سبز دانست و در مقایسه این حرکت با انقلاب سال 57 گفت: برخی از مطالبات آن سال با مطالبات امروز یکی است. مردم بلوغ بیشتری پیدا کرده اند و می دانند چه چیزی می خواهند و چه چیزی نمی خواهند.
وی ادامه داد: آنچه در تونس رخ داد با آنچه در ایران ۱۹۷۹ رخ داد یکسان نیست. علیرغم رفتن مبارک و بن علی سیستم حکومتی این کشورها تغییر نکرده است. در حالی که در ایران تغییرات ریشه ای تر بود.
امیرارجمند در مورد برداشت از دمکراسی گفت: منظور ما از دموکراسی حکومت اکثریت با حفظ حقوق اقلیت است. دیدگاه کلاسیک رایج این است که حکومت دموکراتیک از نهاد دین جدا ست. ما قصد ایجاد دموکراسی در یک بستر مشخص داشته و با یک مردم مشخص سر و کار داریم. ولی فرض این که «پیش شرط هرنوع اتفاق مثبتی در کشور، جدایی کامل نهاد حکومت از دین است» با واقع بینی کامل همراه نیست.
خشونت توجیه پذیر نیست
وی در خصوص اعدامهای سال 67 ادامه داد: در خصوص اعدامهای سال۶۷ مکررا پاسخگو بوده ام و نمی توانستم به آن نپردازم. بعد از انقلاب وقایعی رخ داده و همراه با خشونت هایی بوده که توجیه پذیر نیست و طبیعت خشونت گرای انقلاب هم نمی تواند این وقایع را توجیه کند. تنها اعدام های سال۶۷ نیست که باید نقد کنیم. وقایع قبل و بعد از آن را نیز باید قبول کرد و به نقد گذاشت. آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضائیه نبوده اند. بنا به گفته خودشان بی خبر بوده و حتی تقاضای تشکیل هیات تحقیق داده بودند. ولی این تقاضا نیز کفایت نمی کند. من این سوال را از مهندس موسوی پرسیدم که با توجه به اینکه مطلع نبودید، چرا پس از اطلاع استعفا ندادید؟ ایشان ظاهرا استعفا داده بودند ولی همچنان سر کار بودند. من به ایشان گفتم پاسخ شما به اندازه کافی قانع کننده نیست و باید پاسخ قانع کننده تری بدهید. ایشان باید قطعا در هنگامی که معذوریت های فعلی را نداشت، پاسخ روشن تری بدهد. ولی باید یک مسئله را به فال نیک گرفت و آن اینکه جنبش پذیرفته است که باید گذشته را نقد کند و من امیدوارم این نقد منصفانه باشد. انقلابی واقعی شده که با همه خوبی ها و بدی ها باید به نقد گذاشته شود.
وی در ادامه گفت: ولی خیلی از کسانی که امروز مطالبه گر وقایع دهه ۶۰ هستند خود جزئی از خشونت هستند و آنان نیز باید بپذیرند که نقد شوند. شاید اتفاقاتی که بعد از انتخابات افتاد، چشم همه ما را باز کرد و وقایعی که قبلا از آن می گریختیم، را با ما مواجه کرد. هیچگاه هیچ ملتی نمی تواند به راه صلح برود مگر آنکه خطاهای قبلی را قبول کند و در راه اصلاح آن پیش برود.
مشاور ارشد موسوی در رابطه با نقش ایرانیان خارج از کشور در پیشبرد جنبش افزود: کارهای زیادی از دست ایرانیان خارج از کشور برای پیشرفت جنبش بر می آید. اول اینکه شرایط داخل کشور را بشناسند و اراده این را داشته باشند که همراه مردم داخل کشور باشند. یک ملتی در داخل ایران وجود دارد که باید به آن کمک کرد. مهمترین چیز این است که وضع و موقعیت مردم داخل کشور را بشناسند و مطالبات واقعی مردم داخل کشور را به گوش جهانیان برسانند. کار دیگر این است که به تسهیل جریان اطلاعات آزاد در کشور کمک کنند.
امیرارجمند در مورد قانون اساسی اظهار داشت: اگر به عنوان یک متخصص از من بپرسید که قانون اساسی ایران دموکراتیک هست؟ پاسخم به شما منفی خواهد بود! اما آنچه جنبش سبز می گوید این است که حرکت ما در چارچوب قانون اساسی است. شورای هماهنگی هرگز ادعا نکرده که قانون اساسی دموکراتیک است و همه باید به آن اعتقاد داشته باشند. ولی این قانون در زمانی به رای مردم ایران گذاشته شده و مورد تائید مردم ایران قرار گرفته است. بخشی از آن که مربوط به حقوق مردم است باسد اجرا شود تا راه برای احقاق دموکراسی فراهم شود. در شرایطی که همه امکان فعالیت داشته باشند باید مسئله اصلاح قانون اساسی نیز مطرح شود. ولی در شرایط حاضر این شرایط فراهم نیست. وظیفه ما این است که قدر مشترک مطالبات را مشخص کنیم. این جنبش یک جنبش متکثر است.














گفتاری سنجیده و درست. ولی امیدوارم که این مثرت گرایی از حرف و ادعا به عمل درآید . و بر نقد! و نقدی دور از ذهنیت های احساسی، ارتباطات ایلی/ سیاسی/ ایدئولوژیک بعنوان یگانه ابزار همگرایی و اشتی ملی پای فشرد که بدون چنین فضای نقدی سیکل حذفگرائی و خشونت و انتقامجویی همچنان ادامه خواهد یافت.
متأسفانه ما همه در نقد حریفان خود زبلیم ولی هنگامی که به نقد خود میرسیم وامیمانیم.
راه رفته را دوباره نباید پیمود
ما یک بار انقلاب کرده ایم و تمام بهای آن را پرداخت کرده ایم چه بهای بالاتر از خون جوانان ایران . مردم یک سرزمین که حاضر باشند برای میهن خود از عزیز ترین سرمایه خود یعنی جان و سلامت و فرزندان خود بگذرند بالاترین سرمایه یک کشور هستند فرقی نمی کند آنها راست باشند چپ و مجاهد . بنظر من سازمان مجاهدین در قضیه اعدام های 67 همانقدر مقصر است که جمهوری اسلامی مقصر است . سازمان مجاهدین جاده صاف کن دیکتاتوری در ایران بود . آنها روند تکامل اجتماعی ایران را نپذیرفتند و خواستند راه چندساله را یک شبه بروند در حالیکه بلوغ سیاسی و اجتماعی مردم با زور اسلحه حاصل نمی شود . آنهای که در دهه 60 جان خود را فدای ایران کردند همگی برای ما عزیز هستند و هیچگاه آنها را فراموش نخواهیم کرد . و آینده را تنها رای مردم تعیین خواهد کرد . رای که با نظارت نهادهای بین المللی صورت خواهد پذیرفت. گذشته تنها برای تجربه است و بهای سنگینی برای آن پرداخته شده چه جوان های که در زندان کشته شدند و چه جوان های که در جبهه و چه جوان های که امروز در خیابان ها و زندان ها کشته می شوند هردو سرمایه این کشور و بهای توسعه سیاسی و اجتماعی و به امید خدا دموکراسی در ایران هستند.
ما دور باطل نخواهیم زد و بهای پرداخت شده را آسان از دست نخواهیم داد. قدرت باید به نهادهای مردمی منتقل شود . اتحادیه های صنفی قوی ، اتحادیه های کارگری قوی ، روزنامه نگاران مستقل و آزاد ، کانون وکلای مستقل . اینها ستون های جامعه معدنی و زیر ساخت های دموکراسی هستند . درود بر ملت شریف ایران
ما هستیم
جناب ارجمند ،با تشکر از برگزاری نشست های خبری و تحلیلیتان با توجه به اینکه جنابعالی به عنوان سخنگوی یگانه شخصیت الهام بخش جنبش سبز معرفی می گردید که امروز در حصر غیر قانونی گرفتار شده اند پیشنهاد می نمایم جهت تنویر افکار عمومی در داخل وخارج کشور وتمرکز کلیه هموطنان دوستدار کشور و سربلندی ملت ایران به صورت جدی، تدوین مانیفست جنبش سبز و جلب آرائ گروهها و نیروهای هم محور بر اصول اساسی جنبش به عنوان اولین ومهمترین اولویت مورد توجه قرار گیرد. تکثر وتکثرگرایی به عنوان یک ویژگی در جنبش سبز میتواند همچنانکه به عنوان جذابیت جنبش مطرح میشود به عنوان یک تهدید نیز خود را نشان دهد. تدوین و پذیرش یک مانیفست که رئوس حداقلی و حداکثری آن مورد قبول وپذیرش هواداران و اعضا جنبش باشد جنبش سبز ملت ایران را در حصول به اهداف ملت ایران از تفرقه وناهماهنگی باز خواهد داشت.در این رابطه پیشنهاد میگردد که مطالعه وبررسی های جدی انجام پذیرد.
چه باید کرد , این سوئالیست که تمام دلسوزان ملت ایران از خود میپرسند, چه باید کرد؟
اين آقاي مشاور ارشد هرچه ميخواهد از شر سئوال درمورد سال 67 فراركند امكان پذير نيست فعلا ميگذريم اما جنبش سبز بعلت انتخاب روش عدم خشونت مطمئنا حذف خواهد شد چراكه تعدادي از گروههاي قبلي هم همين روش را انتخاب كردند مثل گروه اكثريت كه درسال 59 اين روش را انتخاب كرد اكنون در كجاهست ؟ بايد گفت كه كوچك وضعيف ونابود شد ملي مذهبي ها نهضت آزادي ها هم بعلت انتخاب عدم خشونت نابود وپير شده وازبين رفتند مقايسه كنيد بابيان را با بهائيان كه ايشان پس ازانتخاب عدم خشونت نابود شدند به كناري رانده شدند.شما هم ازميان خواهيد رفت اين اصل است اما جرياني كه درگيري را انتخاب كرد هنوز نيروي جواني خودرادارد ودرهمه جاهستنددر ويلپنت وغيره
ما با جنبش پیشرفت کردیم هم از نظر تئوری و هم از نظر عملی
منطق را دوری از خشونت قرار دادیم
وبه آن عمل کردیم و اوج آن را در 22 خرداد دیدیم که این عدم خشونت و راهپیمایی سکوت در پیاده رو ها دست نیروهای سرکوب گر را بست
ما باید انقدر به این کار بپردازیم تا نیروهای سرکوب خود را حل شده در ملت ببینند و قدرت سرکوب خود را از دست بدهند یعنی جلوگیری از خشونت توسط خو نیروهای امنیتی اتفاق بیافتد
من بار دیگر میخواهم بگویم از نمایندگان ادوار گذشته مجلس که در خارج از کشور به سر میبرند، خواسته شود تا مردم شهرستان های خود را که به آنان اعتماد دارند و با جان و دل به ان ها رای داداند به این راهپیمایی ها دعوت کنند من از شما می خواهم برای نمونه در دعوت بعدی چند تن از این عزیزان را در دعوت خود مشارکت دهید و حضور مردم ان منطقه را رصد کنید خواهید دید چه تاثیری خواهد گذاشت واگر امکان این امر مهیا نشد دلیل ان را برای مردم روشن کنیید برای این کار بار دیگر من آقای نوالدین پیر موذن که محبوب استان اردبیل است و از شهر های تورک زبان خاص جنبش سبز شروع کنیید اینان دیگر جزئ شورای رهبری جنبش نیستند که معذوریت داشته باشند
درود بر شما
شما مردی بزرگ و اندیشمند هستید ولی
1- جناب دکتر امیرارجمند باید در ویرایش سه منشور سبز حتما اصلاح قانون اساسی و حذف ولایت فقیه باید موردنظر اصلی قرار گیرد. مردم در سال 57 انقلاب نکردند که ظاهر شاه و استبداد عوض شود.
2- اینکه فرمودید الزاما جدایی دین از حکومت مناسب نیست باید عرض کنم جدایی دین از حکومت یک شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. بدون تردید حضور سیاستمداران پاک و دینداری چون بازرگان و سحابی بسیار به کشور کمک مینماید. اما جدایی دین از حکومت یعنی دین شمشیر قدرت و توجیهگر فسادها نشود نه توهین به اصل دین و باورهای مردم.
3- باید تکلیف خود را با دین و مذهب رسمی مشخص کنیم. زبنده ملتی که بزرگانی چون حافظ، مولانا و شیخ ابوالحسن خرقانی را داشتند که میگفتند هر که آمد نانش دهید و از دینش مپرسید، نیست که با دین و مذهب رسمی در قانون اساسی حق میلیونها ایرانی غیرمسلمان و غیرشیعه را پایمال نماید.
«خشونتگريز»! عجب اصطلاح جالبي به خاي «نان وايلنس» يا «بيخشونت» ابداع كرديد.
رهبران و بزرگان طيف مذهبي جنش سبز – كه در نهايت طرفدار يك حكومت مذهبي هستند – به جاي «مبارزه بيخشونت» از خشونت فرار ميكنند. در حاليكه بايد با مبارزهي خودشان خشونت را عريان و افشاء كنند. بديهي است كه ابزار خشونت به تمامي در دست حاكمان است و نه در دست محكومان. در نتيجه محكومان با مبارزات خودشان حاكمان را مجبور ميكنند تا از ابزارهاي خشونت آميز استفاده كنند و به اين ترتيب به عريان شدن خشونت مجبور ميشوند.
اگر مبارزان، خشونت گريز باشند، طبعاً نبايد كاري بكنند كه حاكمان عصباني شده و دست به خشونت بزنند. آيا استراتژي جنبش سبز مذهبي در ايران جز اين بوده است؟ ميبينيد با درك غلط خود چطور از مبارزهي بيخشونت نيز حيثيت زاديي كرديد؟ بس است ديگر. گريز از خشونت را به جاي مبارزهي بيخشونت به مردم قالب نكنيد.
دوستان كلمه، ترجمهي زير را از سايت «شبكه سبز» تقديم شما ميكنم كه به دلايلي بسته شد. اميدورام اگر مفيد دانستيد منتشر كنيد.
قربان شما. مترجم
«اقدام بيخشونت» چيست؟
جنبش سبز محكوم به پيروزي است. در غير اين صورت، كودتا تثبيت خواهد شد و دستاوردهاي يك صد سال مبارزهي ملت براي مشروطه و جمهوري را به لجن خواهد كشاند.
پيروزي جنبش سبز به معناي بركناري كودتا و استقرار «دولت اميد» به رياست ميرحسين موسوي است.
اين هدف فقط از طريق اضمحلال «قدرت» كودتا و ايجاد «قدرت» دولت اميد امكان پذير خواهد شد. اما ماهيت قدرت سياسي چيست و چگونه اين تحول رخ خواهد داد؟
«اقدام بيخشونت» يك تئوري سياسي است كه به اين پرسشها پاسخ ميدهد. آشنايي با اين تئوري به مردم كمك خواهد كرد تا قدرت ديكتاتوريها را با كمترين هزينه و در كوتاه ترين مدت مضمحل كنند.
آنچه كه در ادامه آمده، ترجمهي سندي با عنوان «پرسش و پاسخهاي رايج» است كه در سايت «مؤسسه آلبرت انيشتين» منتشر شده است. اين سند بسيار خلاصه است و براي پي بردن به مفاهيم ارايه شده در آن بايد ساير اسناد اين مؤسسه را مطالعه كرد. اين مؤسسه توسط گروهي از مبارزان راه دموكراسي، از جمله جين شارپ تأسيس شده است. مطالعهي دقيق متن اين سند توصيه ميشود:
س. اقدام بيخشونت چيست؟
ج. اقدام بيخشونت (كه گاهي به آن قدرت مردم، نافرماني سياسي، و مبارزهي بيخشونت نيز گفته ميشود) يك فن اقدام براي كاربست قدرت در يك تعارض با استفاده از اعتراضهاي نمادين، عدم همكاري و نافرماني، اما بدون خشونت فيزيكي است. اقدام بيخشونت شامل اين موارد ميشود:
1. اقدامهاي سلبي- به اين معنا كه مردم از انجام اقدامهايي كه معمولاً انجام ميدهند، عرفاً انتظار ميرود كه انجام دهند، يا قانون و مقررات انجام آنها را الزامي ساختهاند، خودداري كنند.
2. اقدامهاي ايجابي- به اين معنا كه مردم اقدامهايي انجام دهند كه معمولاً انجام نميدهند، عرفاً انتظار ميرود كه انجام ندهند، يا انجام آنها ممنوع است؛ يا
3. تركيبي از اين دو.
بنا بر اين، اقدام بيخشونت، به عنوان يك فن منفعل نيست. عدم اقدام نيست. بلكه اقدام بيخشونت است.
س. كاربستهاي اقدام بيخشونت چيست؟
ج. اقدام بيخشونت ميتواند در موارد زير مورد استفاده قرار بگيرد:
• برچيدن ديكتاتوريها
• سد كردن كودتاها
• دفاع در برابر تهاجمهاي خارجي
• اخراج اشغالگران خارجي
• ارايه جايگزين براي خشونت در تعارضات قومي افراطي
• چالش با نظامهاي ناعادلانهي اقتصادي و اجتماعي
• ايجاد، حفظ و توسعهي فعاليتهاي دموكراتيك، حقوق بشري، آزاديهاي مدني و آزادي مذهب
• مقاومت در برابر نسل كشي
س. روشهاي اقدام بيخشونت چيست؟
ج. انبوهي از روشهاي خاص اقدام بيخشونت يا «ابزارهاي بيخشونت» موجود است. تا اين تاريخ حدود دويست نوع از آنها تا اين تاريخ شناسايي شده، و بيترديد، اقلام ديگري از آنها هم وجود دارد، و در تعارضات آينده نيز به ظهور خواهد رسيد. سه دستهي عمده از اين ابزارها موجود هسند:
1. اعتراضها و اقناع بيخشونت. 2. عدم همكاري، و 3. مداخلهي بيخشونت.
س. اقدام بيخشونت چطور عمل ميكند؟
ج. اقدام بيخشونت از طريق تشويق مردم به عدم حمايت و اطاعت از مخالفان عمل ميكند. اقدام بيخشونت با تشويق گروههاي كليدي به بازپسگيري موافتشان قادر است منابع قدرت رژيم يا گروه مخالف را نابود كند.
اين منابع قدرت عبارتند از:
1. اقتدار – اين اعتقاد در ميان مردم كه رژيم يا مخالف مشروع است، و آنان اخلاقاًّ وظيفه دارند از آن اطاعت كنند؛
2. منابع انساني – تعداد و اهميت افراد و گروههايي كه با رژيم يا مخالف، همكاري، همراهي، يا به آن كمك ميكنند؛
3. مهارتها و معرفت – مورد نياز رژيم يا مخالف براي انجام اقدامهاي خاص و ارايهشده از طريق همكاري افراد و گروهها؛
4. عوامل نامحسوس – عوامل روانشناختي و ايدتولوژيك كه مردم را تشوق به همراهي و كمك به رژيم يا به مخالف ميكنند؛
5. منابع مادي – ميزاني از دارايي، منابع طبيعي، منابع مالي، نظام اقتصادي، و وسائل ارتباطاتي و حمل و نقل كه حاكمان بر آنها دسترسي و كنترل دارند.؛ و
6. تحريمها – تنبيهها، چه تهديد شده و چه اعمال شده، عليه معترضان و مخالفان براي تضمين اطاعت و همكارياي كه رژيم يا مخالف براي بقاء و اجراي سياستهاي خود نياز دارند.
با اين وجود، تمام اين منابع قدرت به پذيرش رژيم يا مخالف، تسليم و اطاعت مردم، و همكاري تعداد بيشماري از مردم و بسياري از مؤسسات جامعه بستگي دارد. وقتي اين اطاعت، پذيرش، و حمايت پسگرفته شود، رژيم يا مخالف به طور جدي تضعيف يا سرنگون ميشود.
س. اقدام بيخشونت چگونه سبب ايجاد تغيير ميشود؟
ج. اقدام بيخشونت از طريق ايجاد يكي از چهار سازوكار زير سبب تغيير ميشود:
1. تغيير عقيده – تغييرات در رويكرد سبب ميشود تا مخالفان به صورت داوطلبانه موافق شوند.
2. همراهي – مخالفان مذاكره و مصالحه ميكنند.
3. اقدام بيخشونت – مخالفان آنقدر تضعيف ميشوند كه مجبور به تسليم شوند.
4. فروپاشي – مخالفان به حدي تضعيف ميشوند كه رژيم آنان به سادگي فروميريزد.
س. نقش استراتژي در اقدام بيخشونت چيست؟
ج. از نظر تاريخي، اقدام بيخشونت اغلب يك نوع اقدام بديهي- گاهي حتي خود به خودي – و بدون يك برنامهريزي استراتژيك ابتدائي يا پيشرفته براي هدايت آن بوده است. با اين وجود، درست مانند برنامهريزي استراتژيك كه در نبردهاي نظامي و انواع اقدامات ديگر مورد اسفاده قرار ميگيرد، برنامهريزي استراتژيك ميتواند براي ارتقاء اثربخشي اقدام بيخشونت نيز مورد استفاده قرار بگيرد. برنامهريزي استراتژيك مستلزم انتخاب هدفهاي ملموس روشن، طراحي يك استراتژي بزرگ (يا طرح جامع)، استراتژيهاي محدودتر براي هدفهاي اختصاصي كه با استراتژي بزرگ جور باشند، برنامهريزي تاكتيكي (يا كوتاه مدت)، و انتخاب روشهاي خاص براي رسيدن به هدفهاي ملموس تاكتيكي و استراتژيك.
س. «اقدام بيخشونت» و «عدمخشونت» چه فرقي با هم دارند؟
ج. «اقدام بيخشونت» يك فن مبارزه است و با نوع اقدامي كه مورد استفاده قرار ميگيرد مشخص ميشود. اقدام بيخشونت مستلزم رعايت هيچ باور مذهبي، معنوي، و اخلاقي خاصي نيست.
«عدمخشونت» براي اشاره به يك پديدهي بسيار متفاوت مورد استفاده قرار ميگيرد، اما معمولاً به فقدان خشونت و به دين، اخلاق يا باورهاي معنوي كه خشونت را طرد ميكنند اشاره دارد.
س. آيا اقدام بيخشونت با انفعال و تسليم يكي است؟
ج. اقدام بيخشونت هيچ ربطي به انفعال، تسليم، و بزدلي ندارد. درست مانند مورد اقدام خشن، ابتداء بايد اين خصوصيات طرد شوند و بر آنها غلبه كرد.
س. آيا اقدام بيخشونت فقط متكي بر مجابسازي رواني و كلامي است؟
ج. اقدام بيخشونت با مجابسازي رواني و كلامي يكي نيست، هرچند اقدام بيخشونت براي ايجاد فشار رواني براي رسيدن به تغيير در رويكرد مورد استفاده قرار ميگيرد. اقدام بيخشونت، به جاي الفاظ صرف، فن مبارزهاي است كه مستلزم به كارگيري قدرت اجتماعي، اقتصادي، سياسي، و تركيب كردن نيروها در نبرد خواهد بود.
س. آيا اقدام بيخشونت به تحت تأثير قراردان دلهاي سركوبگران بستگي دارد؟
ج. اقدام بيخشونت به تغيير عقيدهي مشتاقانهي مخالفان شما وابستگي ندارد. اقدام بيخشونت ميتواند آثار قدرتمند زورگويانهاي ايجاد كند و ميتواند مخالفان را وادار به تسليم كنند يا ميتواند قدرت آنان را نابود سازد.
س. آيا اقدام بيخشونت به اين فرض بستگي دارد كه مردم ذاتاً «خوب» هستند؟
ج. اقدام بيخشونت به اين فرض كه مردم ذاتاً «خوب» هستند بستگي ندارد. به استعدادهاي بالقوهي مردم براي «خير» و «شر»، از جمله براي نهايت بيرحمي و ضدبشري اذعان ميشود.
س. آيا اقدام بيخشونت مستلزم پايبندي اعتقادات مذهبي است؟ آيا اقدام بيخشونت فقط از سوي صلحطلبان مورد استفاده قرار ميگيرد؟
ج. مردمي كه از اقدام بيخشونت استفاده ميكنند نبايد صلحطلب يا بيگناه باشند، لازم نيست اعتقادات ديني، اخلاقي، و معنوي خاصي داشه باشند. اقدام بيخشونت در سراسر جهان از سوي مردم «عادي»، از جمله مردمي كه اعتقاد داشتند خشونت از نظر اخلاقي پذيرفتني است، به صورت موفقيت آميز و گسترده مورد استفاده قرار گرفته است.
س. آيا اقدام بيخشونت يك پديدهي شرقي يا غربي است؟
ج. اقدام بيخشونت دست كم همانقدر يك پديدهي غربي است كه يك پديده شرقي هم هست. در واقع، اگر استفادهي گسترده از اعتصابات و تحريمهاي جنبش كارگري و مبارزهي عدم همكاري مليتهاي تحت سلطه در نظر گرفته شود، احتمالاً يك پديدهي بيشتر غربي است.
س. آيا اقدام بيخشونت عليه مخالفان خشن به نحو مؤثري جواب ميدهد؟
ج. در اقدام بيخشونت، فرض اين نيست كه مخالفان از استفاده از خشونت عليه فعالان بيخشونت خودداري خواهند كرد. اين تكنيك براي آنكه هنگام ضرورت عليه خشونت مورد استفاده قرار بگيرد طراحي شده است و از نظر تاريخ عليه رژيمهاي بينهايت بيرحم و فوقالعاده خشن با موفقيت مورد استفاده قرار گرفته است.
س. آيا اقدام بيخشونت ميتواند براي مقاصد «خوب» و «بد» مورد استفاده قرار بگيرد؟
ج. در اقدام بيخشونت چيزي نيست كه نتوان از آن براي مقاصد «خوب» يا «بد» استفاده نكرد، هرچند پيامدهاي استفاده از آن براي مقاصد «بد» احتمالاً از پيامدهاي استفاده از خشونت براي همان مقاصد بسيار متفاوت خواهد بود.
س. آيا اقدم بيخشونت فقط در يك نظام دموكراتيك جواب ميدهد؟ آيا ميتواند عليه ديكتاتوريها نيز با موفقيت مورد استقاده قرار بگيرد؟
ج. اقدام بيخشونت محدود به مبارزات دموكراتيك و در نظام دموكراتيك نيست. اقدام بيخشونت به شكل گسترده عليه رژيمهاي ديكتاتوري، اشتغال خارجي، و حتي عليه رژيمهاي توتاليتر و تماميتخواه نيز مورد استفاده قرار گرفته است.
س. آيا اقدم بيخشونت نسبت به استفاده از خشونت ديرتر به نتيجه ميرسد؟
ج. اقدام بيخشونت ديرتر از مبارزهي خشونتآميز به پيروزي نميرسد. در بسياري از موارد، مبارزهي بيخشونت در يك مدت كوتاه – به كوتاهي چند روز- به هدفهاي خود رسيده است. ديگر روشهاي مبارزه به زمان بسيار بيشتري نياز دارند. زمان رسيدن به پيروزي به عوامل متعددي – پيش از هر چيز به نقاظ قوت، استراتژي و پيگيري گروه مبارزان بيخشونت – بستگي دارد.
س. آيا اقدام بيخشونت براي اثربخش بودن به رهبران كاريزماتيك (مانند گاندي و لوتركينگ) نياز ندارد؟
ج. اقدام بيخشونت براي آنكه اثربخش باشد به رهبر كاريزماتيك وابستگي ندارد. نمونههاي بسيار زيادي براي استفادهي اثربخش از اقدام بيخشونت بدون رهبري قوي كاريزماتيك وجود دارد (مثلاً در صربستان سال 2000 عليه اسلوبدان ميلوسويچ). وابستگي انحصاري به يك رهبر كاريزماتيك حتي ميتواند زيابخش باشد، در حاليكه رواج گستردهي مهارتهاي به كارگيري عدم همكاري و نافرماني ميتواند قدرت به مراتب قابل اتكاءتري ايجاد كند.
از سايت: مؤسسه آلبرت انيشتين
ترجمه. 30 تير 88. تهران
خدمت سحام نيوز،كلمه ، آقايان واحدي و امير ارجمند و ديگر رابطان و هماهنگ كنندگان
چرا براي آزادي بي قيد و شرط اقايان كروبي و موسوي و خانواده ايشان و ديگر زندانيان بيگناه
فراخوان تجمع ويا ديگر برنامه ها رو نميدين؟چرا نسبت به اين بزرگواران و دلاوران كم توجه شده ايد؟
لطفا هر چي سريعتردرين مورد هم به فكر اييد.
در ضمن همانطور كه اقايان كروبي و موسوي بطور هماهنگ عمل ميكردند بر مشاوران ايشان نيز لازمه كه
هماهنگ تر عمل كنند،در غير اينصورت بدانند خلاف حركت اعتراضي مردم عمل كرده اند.
ان شاالله
موفق باشيدVVVVVVVVVVVVVVVV
برادران محترم، صرفا استفاده از ابزار مسالمت جويانه كافى نيست، جنبش أقر مى خواهد دركل ايران و نه فقط در تهران(كه لازمه ى موفقتش اين است) ايفاى نقش كند، بايد حداقل:
١. داراى مطالبات مسالمت جويانه و متفق القول بين تمام ايرانيان، باشد.
مطمئنا، تا تنوع فرهنقى،اجتماعى و سياسى در جامعه ى كثيرالملة ى ايران كه نقطه ى مشترك نظر قريب به إتفاق جامعه شناسان است، به رسميت شناخته نشود، شاهد حضور فعال شهروندان در نقاط مختلف كشور، حداقل براى سخت كردن سركوب مخالفان نخواهيم بود!
٢. به نظر مى رسد اين شورا(سبز)، با احساس پدرخواندگى اى كه نسبت به حركت آزاديخواهى مردم ايران در طول تاريخ معاصر و بخصوص سالهاى اخير دارند، باتوجه به اقبال رسانه اى به سوى آنان، با بايكوت جنبش هاى موازى و بعضا مادر، سعى شديد در تكرار تاريخ حزب جمهورى اسلامى دارند، نمونه ى بارز، بايكوت شديد فعاليتهاى جمعيت مبارزات مسالمت آميز آزاديخواهانه و عليه تبعيض(جماعت) بود كه عليرغم استفاده از ابتكارات اين جنبش بدون ذكر نام، مثل بردن راهپيمايى هاى اعتراضى به سطح تست پياده رو ها، با بايكوت خبرى، امكان فعاليت را از آنان سلب كرديد، يا هزار تشكل مشابه…
اميد كه بارعايت اخلاق، باعث رونق فعاليتهاى مردمى، جهت نيل به شعار “هر ايرانى، يك رسانه، يك ستاد” شويم…
مقالهي «اقدام بيخشونت چيست؟» را خواندم. كاش آن را بزرگاني جنبش سبز هم بخوانند و چند بار و دقيق و جدي هم بخوانند. كاش آن را به صورت يك مقالهي خو ب به صورت مستقل منتشر ميكرديد. كاش بخشي را در سايت كلمه به مباحث تئوريك در مورد مبارزه بيخشونت اختصاص ميدايد. كاش نوشتههاي جين شارپ را بيشتر ترجمه و منتشر ميكرديد. به هر حال. ممنون.
آقای ارجمند من و همفکرانم برای شما احترام قائلیم و می دانیم همه مثل ما فکر نمی کنند و فضا در خارج ایران بسیار با فضای ما متفاوت است اما می خواستم بدانید ما با ادبیات میر حسین به جنبش پیوستیم و ادبیات شما در حال فاصله گرفتن از ادبیات مهندس است.این حق شماست اما توقع نداشته باشید ما از شما حمایت کنیم.ما از ارزش های مهندس تا جایی که می توانیم حمایت می کنیم نه از ارزش های خارج از محور اسلام رحمانی.
آقاي امير ارجمند
نظر شما با نظر ميرحسين متفاوت است
1-جنبش سبز ميخواهد قانون اساسي بدون تنازل اجرا شود هر چند وحي منزل نيست ولي يك ميثاق ملي است
2-اتفافا دين از سياست جدا نيست و سياست بايد همراه دين باشد
اين خواسته هاي شماست نه جنبش سبز
ما به دنبال اصلاح هسيم نه انقلاب
سايت وزين كلمه!! خواهشا بيشتر از مواضع ميرحسين دفاع كنيد
يا حسين مير حسين
بنام خدای خمینی(س)
آقای ارجمند خوب است به شما و نسل جوان یادآوری کنیم خشونت و سبعیتهای وحشتناک منافیقن و….در دهه شصت که فقط باید گفت که آنها فقط ظاهرای «انسانی »داشتند و باطنی وحشی و حیوانی علت بسیاری از تندرویها در دهه شصت بود بنابراین اینکه شما بفرمایید:«… ولی خیلی از کسانی که امروز مطالبه گر وقایع دهه ۶۰ هستند خود جزئی از خشونت هستند و آنان نیز باید بپذیرند که نقد شوند.» نه تنها کفایت قضیه نمیکند بلکه با صراحت باید گفت راه ما و شما از راه این قشر که خشونت را متاسفانه در اوائل دهه شصت نهادینه کردند و به کوچک و بزرگ با سبعیت تمام رحم نکردند و متاسفانه باعث شدند مردم سالاری دینی جایگیر نگردد جداست! برادر عزیز! سوال میکنم که: «بپذیرند که نقد شوند» چه کسانی بپذیرند که نقد شوند!! امثال گروهک منافیقن که مسعود رجوی در اوائل دهه هفتاد مصاحبه میکند و با افتخار میگوید که ما 8400(قریب به این مضامین) را کشتیم!؟ آقای ارجمند چرا حساب شده کلام نمی چرخانید!؟ برادر گرامی ضمن آنکه بجد معتقدم باید اشکالات کار در دهه شصت از جمله تندرویها را اصلاح و حتی اگر به کس یا کسانی صدمه ای ناحق وارد آمده جبران مافات کرد باید گفت این کلام شما بهیچ عنوان کفایت مسئله نمیکند و من به شما هشدار میدهم که هر راهی که برمیدارید چون بعنوان سید بزرگوار موسوی ست این کلام شما بپای سید گذاشته میشود که ما میدانیم نظر ایشان این نیست و متاسفانه این ما هستیم که مرتبا باید پاسخگویی اینوع کلامهای گاها و ظاهرا از سر ناچاری و باری و به هرجهت امثال شما در بدنه عام مخالف و…. باید باشیم!! برادران عزیز و زحمت کش در سایت کلمه! بنده بعنوان رزمنده دفاع مقدس به شما هم هشدار میدهم که اگر در تبیین راه و رسم جنبش سبز بر اساس آرمانهای انقلاب اسلامی دقت نکنید بلاشک شما بخش عظیمی از رزمندگان دفاع مقدس و قشر معتقد به انقلاب را از دست خواهید داد و این هشداری ست بس جدی و آنگاه خواهید که دید قشر وسیعی از معتقدین به جنبش سبز فقط از روی ندام کاری در حالیکه کاملا با سید بزرگوار موسوی چون دهه شصت همراه و همعقیده هستند نسبت به آن کاملا بی انگیزه میشوند جرا که قرار نیست از چاله در چاه بیفتند!!