حـــــــمله بر جبهـــــــــــــه بی دفاع
چکیده :ارادتمندان رهبری بارها گفته اند تحولات هشت ساله گذشته و حذف اصلاح طلبان از عرصه مدیریت کشور و روی کار آمدن دولت اصول گرا محصول تدبیر و درایت و مدیریت رهبری بوده است. این سخن البته درست است. به واقع هیچ کس به اندازه رهبری در ایجاد این وضعیت نقش و سهم نداشته است. اما در این وضعیت هیچ نشانه ای از تدبیر و بصیرت می توان دید؟ ...
کلمه- علی محمد شمس:
رهبری دیروز در غیاب امام خمینی که از حامیان اصلی جناح چپ دهه اول انقلاب بودند آنها را تلویحا متهم به ضدیت با امام حسین(ع) و اسلام و… کردند. و این در حالی است که برجسته ترین شخصیت های جبهه موسوم به چپ یا همان خط امامی ها، امروز یا در حصر و زندانند و یا در شدید ترین فشار و محدودیتها قرار دارند.
ای کاش حالا که ایشان این حملات صریح و البته مسبوق به سابقه را نمودند لااقل امکان دفاعی هر چند مختصر برای این جناح فراهم می کردند. فکر نمی کنم زیاد جالب باشد که با همه امکانات رسانه ای کشور در نقش رییس یک جناح و حزب سیاسی ظاهر شویم و بد ترین اتهامات را بزنیم و کاری کرده باشیم که کسی هم در میانه ی میدان برای پاسخ گویی وجود نداشته باشد. کاش لااقل به یکی دو نفر اجازه می دادند که از حبس و حصر خارج شوند یا فشار های امنیتی را از دو سه نفر برمی داشتند یا مثلا مصوبه شورای امنیت ملی را که نام بردن از بزرگان اصلاح طلب را در رسانه ها ممنوع کرده بود دو سه روزی ملغی اعلام می کردند که امکان دفاعی هم برای این سوی ماجرا به وجود می آمد. توقعی هم به استفاده از رسانه ملیونی ملی نبود. در همین رسانه های فیلتر شده ای کاش فرصتی داشتند برای فریاد از تهمت ها.
پس از پایان دولت اصلاحات یا اندکی پیش از آن رهبری که در هیچ یک از سخنرانی هایشان از تهمت و بدگویی علیه اصلاح طلبان غافل نمی شدند، در یکی از همین سخنرانی ها اصلاح طلبان را به فساد مالی متهم کردند که : «با دستمال کثیف نمی توان شیشه را تمیز کرد». منظور این بود که اصلاح طلبان به خاطر این که خودشان گرفتار فساد مالی بودند، نمی توانستند با فساد مبارزه کنند.
پس از روی آمدن احمدی نژاد، تعریف و تمجید از وی در کنار تهمت و اتهام علیه اصلاح طلبان به محور ثابت سخنرانی ها تبدیل شد. بعید می دانم تجلیل های رهبری از احمدی نژاد مبنی بر عدالت خواهی وی و رسیدگی به محرومان در دولت نهم و بی نظیر بودن این دولت در صد سال اخیر و …. را کسی فراموش کرده باشد. ایشان در یکی از همین سخنرانی ها در تأیید سلامت و پاک دستی دولت احمدی نژاد مطلبی به این مضمون گفتند که در همین مدت کوتاه دولت اقدامات چشمگیری در مبارزه با فساد انجام داده به طوری که دشمنان هم مجبور به اعتراف شده و گفته اند فساد مالی و اداری در ایران کاهش یافته است. در طول شش سالی که از روی کار آمدن احمدی نژاد می گذرد روزی نبوده است که موج حمله و بدگویی و افترا و تهمت علیه اصلاح طلبان متوقف شود. دهها تن از چهره های اصلاح طلب طی این مدت محاکمه شدند و به انبوهی از جرائم نظیر تضعیف نظام، تشویش اذهان عمومی، توهین به رهبری و رئیس جمهور، اقدام علیه امنیت ملی و …. محکوم شدند. بخش مهمی از بازجویی چهره های اصلاح طلب طی دوسال اخیر صرف یافتن سوء استفاده های مالی آنان شد. شب و روز رسانه های در اختیار از کمک های مالی خارجی به اصلاح طلبان سخن گفتند اما حتی در یک مورد نتوانستند سندی در اثبات فساد مالی آنان ارائه کنند به طوری که دستگاه قضایی به رغم فرمانبری محض و عدم استقلال نتوانست حتی یکی از اصلاح طلبان را به اتهام فساد و سوء استفاده مالی و حیف و میل بیت المال محاکمه و محکوم کند.
اکنون که آن تعریف و تمجید ها جای خود را به خشم و کینه داده و احمدی نژاد از چشم ولایت افتاده و در نتیجه مخالفت و انتقاد علیه او بلامانع و افشای فساد و قانون شکنی های وی و دولتش مجاز شمرده شده است، روزی نیست که از فساد و سوء استفاده های مالی وی افشا و منتشر نشود. معاون اول او پرونده سوء استفاده های کلان مالی دارد که حجم اختلاس یکی از پرونده هایش 1200 میلیارد تومان است. یکی دیگر از مقامات بلندپایه و نزدیک احمدی نژاد به اتهام سوء استفاده مالی از بیت المال به 5 سال زندان محکوم شده است. مقامی دیگر متهم است به حیف و میل بیت المال و تصرف در اراضی . مقامی دیگر که دست راست احمدی نژاد است متهم است به تأسیس شرکت خصوصی با استفاده از اموال و امکانات دولتی، خود احمدی نژاد متهم می شود به تصرف در بیت المال و صرف بودجه و درآمد شرکت های دولتی و توزیع آن میان 9 میلیون خانواده در روزهای قبل از انتخابات به نام سهام عدالت و به منظور خریدن رأی و … .
این ها که تنها بخشی از فساد مافیای قدرت است از دید دیگران چندان پنهان نبوده است. از جمله سبزهای اصلاح طلب طی دو سال گذشته همواره به برخی از این فساد ها و سوء استفاده ها تصریح کرده اند و به همین دلیل به جرم توهین به مسئولان و تضعیف نظام محاکمه و به سال ها زندان محکوم شده اند. در طول این مدت رهبری نیز همواره در برابر انتقادات و اتهامات علیه دولت احمدی نژاد از وی دفاع مطلق کرده و تأکید کرده است که در جریان همه امور هست و می داند که اتهاماتی که علیه دولت مطرح می کنند بی اساس است و به مردم اطمینان داده که هیچ فساد و حیف و میلی صورت نگرفته و نمی گیرد. نکته قابل توجه این که موارد فساد یاد شده امروز در حالی افشا می شود که دولت احمدی نژاد هنوز بر سرکار است و مسئولیت اداره کشور را بر عهده دارد. می توان حدس زد که پس از برکناری احتمالی و یا پایان دوره ریاست جمهوری زمانی که این جماعت دیگر در قدرت نیستند شاهد چه فضاحت ها و رسوایی هایی خواهیم بود.
اما رهبری دیگر از دستمال چرکین و شیشه کثیف سخنی نمی گویند. دیگر مدعی کاهش فساد مالی در دوره احمدی نژاد نیستند و برای اثبات آن به گفته دشمنان استناد نمی کنند. دیگر از بهبود وضعیت محرومان در دوره جدید نمی گویند. ایشان البته همچنان ادعا می کنند که در جریان همه امور هست و از همه چیز مطلع است اما این بار بر عکس گذشته بناگزیر از این اعتراف است که «وضع کشور به لحاظ عدالت اصلاً خوب نیست» اما بدیهی است این وضعیت ناعادلانه که اصلاً هم خوب و رضایت بخش نیست، یک شبه به وجود نیامده و به تدریج شکل گرفته است، بنابراین چطور ممکن است که رهبری پیش از این از آن مطلع نبوده است؟ آیا ایشان درک و بصیرت لازم را نداشته تا دریابد این مسیر نهایتاً به کجا خواهد انجامید و یا از واقعیات مطلع بوده و آگاهانه برخلاف واقع سخن می گفته است؟ هر انسانی با اندکی آگاهی و بصیرت می توانست بسیار پیش از این دریابد که سیاست ها و عملکردها به وضعیتی فاجعه بار خواهد انجامید. طی این مدت بسیاری از اقتصاد دانان کشور بارها و بارها نسبته به عواقب خسارت بار این سیاست ها هشدار داده بودند، اما رهبر ی چطور یک تنه در برابر همه این انتقادها و اعتراض ها و هشدارها ایستاد و از عملکرد دولت حمایت کرد تا امروز مجبور شود بگوید «وضعیت کشور به لحاظ عدالت اصلاً رضایت بخش نیست» اما مواضع متضاد رهبری به این مورد محدود نخواهد شد. ایشان در آینده ای نه چندان دور ناگزیر خواهد بود تا اعتراض کند که «وضعیت کشور از نظر اقتصادی و رشد و توسعه و تورم و بیکاری و … نیز اصلاً رضایت بخش نیست»و «وضعیت کشور از نظر فرهنگی اصلا رضایت بخش نیست» و «وضعیت کشور از نظر وضعیت بین المللی اصلاً رضایت بخش نیست».
اکنون می توان مسیر هشت ساله اخیر از انتخابات مجلس هفتم به بعد را مرور کرد و پرسید آیا تحمیل این همه بحران بر کشور، از دست رفتن بهترین فرصت های رشد و توسعه ، برباد رفتن پانصد میلیارد دلار یعنی نیمی از درآمد نفت در تاریخ معاصر ایران از آغاز اکتشاف و استخراج نفت تا کنون، تحمیل تورم و فقر و بیکاری، ریختن خون ده ها انسان بی گناه و ضرب و شتم و دستگیری و حبس هزاران ایرانی و … برای این بود که به این جا برسیم؟
ارادتمندان رهبری بارها گفته اند تحولات هشت ساله گذشته و حذف اصلاح طلبان از عرصه مدیریت کشور و روی کار آمدن دولت به اصطلاح اصول گرا محصول تدبیر و درایت و مدیریت رهبری بوده است. این سخن البته درست است. به واقع هیچ کس به اندازه رهبری در ایجاد این وضعیت نقش و سهم نداشته است. اما در این وضعیت هیچ نشانه ای از تدبیر و بصیرت می توان دید؟













