تاج زاده: اقتدارگرایان حاکم از رادیکال شدن جنبش سبز استقبال می کنند
چکیده :جنبش ملی سبز ایران به مثابه یک جنبش مدنی و مسالمت آمیز با اهدافی متواضعانه حداقلی که وجه مشترک مطالبان اقشار مختلف جامعه ماست، برای تحقق خواسته های خود از هیج امکان و راه حل مسالمت جویانه ای احتراز نمی کند. این جنبش آن چنان که رهبران و نمایندگان شناخته شده آن بارها گفته اند برای تحقق اهداف خود از مذاکره و گفت و گو استقبال می کند. خواسته مردم از رهبرانشان عدم سازش بر اهداف جنبش است. تردید ندارم اگر مطالبات شریف و انسانی جنبش در ازای گذشت از خون های به ناحق ریخته شده قابل تأمین باشد، مادران داغدار اولین کسانی خواهند بود که از خون عزیزانشان خواهند...
سید مصطفی تاج زاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از شاکیان پرونده مشفق که در اوین به سر می برد، پیرامون سخنان اخیر رییس جمهور سابق کشورمان، سید محمد خاتمی، و واکنش فعالان سیاسی و بدنه ی جنبش سبز به آن، در یادداشتی تحلیل خود را ارائه کرده است.
متن کامل این یادداشت تحلیلی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنان آقای خاتمی در دیدار با جمعی از رزمندگان و ایثارگران در رسانه های جنبش سبز و نیز رسانه های وابسته به حاکمیت اقتدارگرا بازتاب گسترده ای داشت.
بخش های رادیکال و بخصوص بخش های جوان تر جنبش سبز این سخنان را نپسندیدند و آقای خاتمی را مورد بی مهری قرار دادند و برخی نیز در این مسیر از جاده انصاف و ادب خارج شدند به طوری که با حملات خود علیه خاتمی حتی آقای حسین شریعتمدار را نیز به وجد آورد و سخاوتمندانه کیهان را در خدمت انعکاس سخنانشان قرار داد. جریان افراطی حاکم نیز خشمگین از این سخنان و البته از موضعی دیگر خاتمی را آماج حملات شدید قرار داد.
من در این نوشتار می خواهم سخنان خاتمی را از سه منظر مورد بررسی قرار دهم. ۱- درستی و یا نادرستی نگرانی ها و دغدغه ها و هشدارهایی که خاتمی مطرح کرده است. ۲- سازگاری و ناسازگاری دیدگاه ها و پیشنهادهای خاتمی با اصول و مبانی رسمی و شناخته شده جنبش سبز. ۳- درستی و یا نادرستی اظهارات خاتمی به عنوان یک کنش و موضع سیاسی .
۱- درستی و یا نادرستی نگرانی ها و دغدغه های خاتمی
سخنان خاتمی سه محور داشت:
الف: نقد صریح و شجاعانه استبداد و دیکتاتوری و دفاع عالمانه از دموکراسی به عنوان مناسب ترین شیوه برای اداره کشور و تضمین کننده حقوق و کرامت انسان ها.
ب: ابراز نگرانی از قطبی شدن فضای سیاسی و اجتماعی و گسترش فضای خشم و کینه و نفرت متقابل و نیز هشدار نسبت به نشانه ها و علائم آشکار روند سقوط و فروپاشی در تمامی عرصه ها. او به صراحت گفت که در صورت ادامه این وضعیت، امکان هرگونه گفت و گو و تفاهم برای نجات کشور از بین رفته و جامعه در معرض بحران ها و تکان های ویرانگر قرار می گیرد.
ج:دعوت به گذشت و بخشش و گفت و گو بر اساس احترام به خواست ملت و پذیرش حقوق اساسی مردم، به عنوان تنها راه و بهترین و کم هزینه ترین راه برای نجات کشور از وضعیت اسفناکی که تداوم آن به نفع هیچ کس نیست.
طبیعی است که اقتدارگرایان حاکم هیچ یک از بخش های این سخنان را برنتابند اما آن ها به محور سوم حساسیت بیشتری نشان دادند و بیشترین حملات هتاکانه خود را متوجه همین قسمت کردند. بخش های رادیکال و بعضاً بخش های جوانتر جنبش سبز نیز از همین قسمت از سخنان خاتمی که دعوت به گذشت و بخشش و مذاکره می کرد برآشفتند. به گمان من واکنش های تند و عصبیت آلود مذکور نسبت به دعوت به بخشش و گذشت و مذاکره و تفاهم، خود گواه روشنی بر درستی نگاه آسیب شناسانه خاتمی و صحت ارزیابی او از وضعیت نگران کننده کنونی جامعه ماست. وقتی جامعه چنان قطبی می شود و آتش خشم و کینه و نفرت چنان شعله ور می شود که طرف های درگیر جز به انتقام نمی اندیشند و هیچ گونه تفاهم و گفت و گویی را بر نمی تابند، باید نسبت به آینده جامعه عمیقاً نگران بود. بنابراین واکنش های تند و عصبیت آلود نسبت به سخنان خاتمی دقیقاً نشانه و علامت بالینی همان آسیب پذیری و وضعیت نگران کننده ای است که او در بخشی از اظهارات خود بدان هشدار داده و از ادامه آن ابراز نگرانی کرده است
۲-سازگاری و ناسازگاری سخنان خاتمی با اصول و مبانی جنبش سبز
در تبیین سازگاری و ناسازگاری سخنان خاتمی با اصول و مباین جنبش سبز گمان نمی کنم نیازی به بحث و بررسی مفصل داشته باشیم. من از این واقعیت آگاهم که تمامی بخش های یک جنبش اجتماعی همسان نمی اندیشند و ترکیبی از طیف های رادیکال و معتدل و محافظه کار ساختار هر جنبش را تشکیل می دهند. اما به هر حال هویت و تشخص هر جنبش را همواره مواضع رهبران و نمایندگان و سخنگویان شناخته شده آن تعیین می کند که برآیند گرایش ها و دیدگاه های فعال در جنبش به شمار می آید. جنبش سبز نیز از این قاعده مستثنی نیست. بی شک بخش هایی در این جنبش حضور دارند که به تحلیل آن ها نظام جمهوری اسلامی فاقد ظرفیت های لازم برای تأمین حقوق و آزادی های اساسی ملت و در نتیجه تحقق و تضمین دموکراسی است . طیف هایی نیز مشکل را تنها در عملکرد این یا آن شخص می بینند و در قبال مشکلات و معضلاتی که کشور با آن درگیر است و راه برون رفت از آن نگاهی محافظه کارانه دارند. در کنار این دو، طیف وسیعی نیز به هر علت و یا دلیل تحول بنیادین و تغییر نظام را ممکن و یا مفید نمی داند و ضمن اعتقاد به ضرورت اصلاح ساختار های حقوقی در زمان و شرایط مناسب، معتقدند این ساختارها از ظرفیت لازم برای برداشتن گام های اساسی و مهم و نه لزوماً نهایی برای تأمین حقوق ملت و تحقق دموکراسی برخوردار است. شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی که از سوی آقای موسوی مطرح شد و آقایان کروبی و خاتمی همواره بر آن تأکید کرده اند، بر چنین دیدگاه و تحلیلی استوار است.
از این رو معتقدم جنبش سبز به مثابه یک جنبش مدنی، مسالمت جو، از همان آغاز اهدافی متواضعانه، منطقی و غیر قابل انکار را برای خود تعریف کرده است. و این خود یکی از علل گستردگی جنبش و همراهی و همدلی کانون های غیر وابسته به قدرت از این جنبش است. عصبانیت و نیز نگرانی اقتدارگرایان حاکم نیز دقیقاً از همین جا ناشی می شود. آنان از رادیکالیزه شدن شعارها و مطالبان جنبش سبز نه تنها استقبال می کنند بلکه خود بدان کمک می کنند. واکنش هیستریک و عصبیت آلود اقتدار گرایان از شروطی که چندی پیش خاتمی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کرد در همین چارچوب قابل تحلیل است. خاتمی با طرح شروطی نظیر پایان دادن به فضای پلیسی امنیتی حاکم بر جامعه، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات و …. به عنوان پیش شرط های اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات مجلس عملاً اقتدارگرایان حاکم را در موضعی دشوار قرار داد. آنان از یک سو تأمین این شرایط را پایان یافتن قدرت بلامنازع خود می دیدند و از سوی دیگر این شرایط منطقی، قانونی و منطبق با قانون اساسی بود و مخالفت علنی با آن معنایی جز رسوایی نداشت. بنابراین راه چاره را در فحاشی و عربده کشی دیدند.
تلاش بی وقفه تبلیغاتی اقتدار گران برای دادن نقش به گروه رجوی در جنبش سبز و نیز تلاش برای اخذ اعتراف از دستگیرشدگان در جریان اعتراضات خیابانی مبنی بر ارتباط با این گروه دلیل دیگری بر تمایل اقتدارگرایان به ارائه چهره ای خشونت طلب، تروریست و برانداز از جنبش سبز است. این همان نکته ای است که مقابله با آن هم از نظر سیاسی و هم از نظر تبلیغاتی باید کانون اهتمام جنبش سبز باشد.
جنبش ملی سبز ایران به مثابه یک جنبش مدنی و مسالمت آمیز با اهدافی متواضعانه حداقلی که وجه مشترک مطالبان اقشار مختلف جامعه ماست، برای تحقق خواسته های خود از هیج امکان و راه حل مسالمت جویانه ای احتراز نمی کند. این جنبش آن چنان که رهبران و نمایندگان شناخته شده آن بارها گفته اند برای تحقق اهداف خود از مذاکره و گفت و گو استقبال می کند. خواسته مردم از رهبرانشان عدم سازش بر اهداف جنبش است. تردید ندارم اگر مطالبات شریف و انسانی جنبش در ازای گذشت از خون های به ناحق ریخته شده قابل تأمین باشد، مادران داغدار اولین کسانی خواهند بود که از خون عزیزانشان خواهند گذشت.
این بخش را با بیان یک تجربه زنده و تأمل برانگیز به پایان می برم. امروز تجربه قیام مردمی مصر پیش روی ماست. رژیم حاکم بر مصر از اواسط قرن گذشته تا کنون، یعنی از زمان کودتای افسران جوان در مصر به رهبری مرحوم جمال عبدالناصر تا کنون به مدت شصت سال نظامی متمرکز و اقتدار گرا را بر جامعه مصر تحمیل کرده است. سازمان امنیت مصر که زیر نظر کا. گ . ب آموزش دیده و سازمان یافته بود، طی این مدت سخت ترین کنترل ها را بر بخش های مختلف جامعه و نهادهای اجتماعی تحمیل کرد. طی بیش از نیم قرن بسیاری از منتقدان و آزادیخواهان پاسخی جز اعدام و حبس و شکنجه و سیاه چال دریافت نکردند. به رغم این همه در قیام ملت بزرگ مصر چیزی که اصلاً شنیده نشد، شعار انتقام جنایات شصت سال گذشته و محاکمه عوامل آن و حال کردن مطالبات و جبران مظالم نیم قرن گذشته بود. جنبش مردمی مصر یک هدف حداقلی را شعار خود قرار داد و آن تغییر قانون ریاست جمهوری مادام العمر به ریاست جمهوری محدود و دوره ای و برگزاری انتخابات آزاد بود. آن ها نه یک جنبش مدنی را با انقلاب عوضی گرفتند و نه شعارهای انقلابی دادند و نه پس از پیروزی، خواسته های جدیدتری مطرح کردند و نه بر مطالبات خود افزودند. پس از کناره گیری مبارک هیچ یک از بخش های ساختار نظام سیاسی مصر برهم نریخت. من وقتی این تجربه را مرور می کنم در می یابم که چرا جامعه مصر سرآمد جهان عرب است و چرا مصر همواره در سطح رهبری جهان عرب ایفای نقش کرده است.
۳- ارزیابی اظهارات خاتمی از منظر سیاسی
ملاک صحت و عدم صحت یک اظهار نظر یا عمل سیاسی لزوماً و همه جا درستی و یا نادرستی آن اظهارنظر و یا عمل نیست، بلکه موقعیت و شرایط اتخاذ یک موضع نقش تعیین کننده ای در درستی و نادرستی آن دارد. از این رو بیان یک سخن هر چند حق در شرایطی نامناسب می تواند یک اشتباه سیاسی تلقی شود. بنابراین می توان این پرسش را مطرح کرد که صرفنظر از درستی و نادرستی دعوت به بخشش و مذاکره، آیا بیان این سخن در شرایط کنونی اقدامی سنجیده بود؟
برای پاسخ به این سئوال لازم است به یک نکته مهم توجه شود و آن این که آن گونه که گفته اند، خبر این سخنرانی حدود دو هفته پس از انجام آن توسط خود خاتمی و همزمان با اوجگیری بحران جنگ قدرت در حاکمیت و حانه نشینی احمدی نژاد در وبلاگ شخصی وی منتشر شده است. بنابراین می توان مطمئن بود که انتشار خبر سخنرانی مذکور حساب شده بوده است و نه امری اتفاقی.
طی شش سال گذشته تمامی محافل قدرت ملزم به حمایت غیر مشروط از احمدی نژاد بوده اند. تمام کانون های رسمی قدرت پشتیبان و همراه او بوده اند. هر گونه انتقاد و اعتراض به عملکرد او و همکارانش، با شدید ترین لحن و واکنش پاسخ داده شد. دولتش دولت کریمه نامیده شد دولتی که در صد سال اخیر نظیر نداشته است. دولتی پاک، خدمت گزار و عدالت خواه. طی دو سال گذشته به قیمت حمایت از او و دولتش سنگین ترین هزینه ها بر کشور تحمیل شد. اعتراض به تقلب در انتخاباتی که وزیر کشور او برگزار کرده بود به قیمت حبس و بازداشت صدها تن و آسیب دیدن هزاران تن انجامید. تا همین دو ماه پیش او شعیب بن صالح نامیده می شد و حامیانش در قدرت در برابر این گونه تبلیغات عوامفریبانه سکوت تأیید آمیزی اختیار می کردند. تا آن که یک شبه تشت رسوایی از بام برزمین افتاد. همان ها که تا دیروز او را معجزه قرن بیستم و رجایی زمان و مظهر منطق و پیام انقلاب می خواندند، اکنون او را دروغ گو، عوامفریب، ناصادق خواندند، گفتند که او و اطرافیانش مدعی ارتباط با امام زمان هستند، فساد گسترده مالی اطرافیانش افشا شد و … اکنون جای این سئوال خالی بود آیا احمدی نژاد و گروهش این قدر ارزش داشتند که برای حمایت از آن ها این همه هزینه بر کشور تحمیل شود؟ مگر مخالفان و معترضان طی شش سال گذشته همین هشدارها را نمی دادند و مگر به گسترش فساد در دولت و نابودی درآمد افسانه ای نفت به قیمت رکود اقتصادی و تورم و بیکاری و … طی این مدت هشدار نمی دادند؟
این سئوال های بی پاسخ به همان اندازه که برای سبزها عادی و تکراری است برای بدنه اصول گرایان و بخش هایی که به انگیزه های ایدئولوژیک از دولت حمایت می کردند و نیز برای بخش هایی وسیعی از روحانیت و جامعه سنتی ما که آلوده قدرت نشده اند، بسیار مهم، حیاتی و تکان دهنده است. آنان می پرسند آیا روا بود به خاطر دفاع از چنین افراد و پرده پوشی اعمالشان، خادمان و دلسوزان و چهره های فرهیخته ای را که هر ملتی آرزوی داشتن آن ها را می کند، اینجنین طرد و حبس و خانه نشین و هتک حیثیت کنند؟ و کشور و ملت این همه آسیب ببینند؟ سخنان خاتمی از این سئوال و پاسخ به آن خالی است، زیرا سخن او رو به آینده دارد. انتشار سخنان خاتمی در این موقعیت به این بخش از حامیان و ناظران بی طرف، حقیقت دیگری را متذکر می شود. او در سخنان خود به روشنی نشان می دهد که معترضان و مخالفان جریان حاکم نه دیروز و نه هیچ وقت دیگر در اندیشه انتقام نبوده اند. آنان نه داعیه قدرت دارند و نه سودای مقام، آنان دغدغه آینده کشور و جامعه را دارند. آنان امروز نیز به رغم تمام محنت ها و رنج ها و نامرادی هایی که متحمل شده اند، برای نجات کشور آماده اند ظلم هایی را که برایشان رفته بزرگورانه ببخشند. اگر برخی هم تصور می کنند بر رهبری هم ظلمی رفته است، برای حفظ مصالح کشور باید اغماض کرد و نگاه به آینده داشت. این سخن خاتمی در این موقعیت سئوال دیگری را در ذهن های منصف در می اندازد و آن این که حال که خطای سیاست ها و اقدامات گذشته آشکار شده است و منتقدان و معترضان نیز حاضرند این چنین نجیبانه و بزرگوارانه از حق خود بگذرند و همچنان آماده گفت و گو هستند، چه عاملی جز کینه توزی و خودمحوری و قدرت طلبی می تواند مانع پاسخ مثبت به این درخواست انسانی و در نتیجه بی اعتنایی به مصالح آشکار ملی باشد؟ اگر به سخنان خاتمی از این منظر بنگریم آنگاه احتمالاً آن را سیاستمدارانه ، هوشمندانه و به موقع ارزیابی کنیم.
نکته آخر این که ما حتی در دوران ریاست جمهوری خاتمی را بیشتر در هیئت یک متفکر و شخصیت فرهنگی دیده ایم تا یک سیاستمدار. او نیز خود همواره به ایفای نقش یک متفکر و شخصیت فرهنگی بیشتر علاقه نشان داده است. به رغم این من خاتمی را یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های تاریخ معاصر بر عرصه سیاست این کشور می دانم. خاتمی در طول نزدیک به دو دهه حضور در عالی ترین سطوح سیاسی کشور، همواره بر امری تأکید کرده است که نکته مغفول عرصه سیاسی کشور در دوران معاصر است و آن توصیه به تحمل یکدیگر و مدارا و تمایز قائل شدن میان رقابت سالم سیاسی با ستیزه جویی و خصومت است و ما امروز بیش از هر زمان دیگری به این توصیه و یا بهتر بگویم به این فهم و نگاه به عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیازمندیم. انتظار این که خاتمی از این دیدگاه اصولی و راهبردی دست بشوید انتظار درستی نیست. به گمان من خاتمی به خاطر پافشاری بر این دیدگاه قابل احترام است و این خاتمی نیاز امروز و فردای اندیشه و عرصه سیاسی جامعه ماست. اگر او به خاطر مخالفت ها و حملاتی که علیه وی صورت می گیرد، از این دیدگاه دست بشوید و یا در پیگیری آن سستی بورزد، هرچه باشد و هرچه شود خاتمی مورد احترام و دوست داشتنی نخواهد بود.















۵۴ دیدگاه
آقای تاجزاده …
ما همه شما را انسانی شریف و شجاع می دانیم و به شما لفتخار می کنیم. اما اجازه دهید از شما که به هر حال فرزند این انقلاب بودید و هر کاری کنید بدان دلبستگی دارید سوالی بپرسم! این سوال در حقیقت از شما و آقای خاتمی و تمام دوستان اطراف شما هست …
چرا شما خواهان اجازه دادن به نسل جوان و تحصیل کرده ایران برای تصمیم گیری در مورد آینده خود نیستید؟ آیا شما بهتر از میلیونها جوان ایرانی می اندیشید یا می دانید؟ اگر چنین بود با آن انقلاب کشور را به چنین مصیبتی دچار نمی کردید. ۸ سال اصلاحات ریاست جمهوری و مجلس در دستان اصلاح طلبان بود و ملت دید که هیچ تغییری حاصل نشد. همه چیز با یک حکم حکومتی خاتمه پیدا می کرد و داغ و درفش و چوبه دار هم همچنان برپا بود. ۱۸ تیر در همان زمان اتفاق افتاد و همچنین بسیاری از قتل های زنجیره ای. اگر آقای خاتمی و دوستان ایشان جرات نشان دادن اندکی شجاعت در آن شمان را نداشتنید اکنون نیز بی تردید از انجام هر گونه تغییری عاجزند.
جامعه مصر را مثال زدید برادر عزیز … در مصر ولی فقیه نداشتیم و حسنی مبارک هم ادعای جانشینی امام زمان و این اواخر خدایی هم نمی کرد. در مصر هزاران امام جمعه…حکومت نداشتیم که ….شما با فرهنگ و افرادی طرف هستید که مداح “اهل بیت” آنان با زشت ترین عبارات از رئیس دولت منصوب خودشان یاد می کند. شما با فرد و جریانی طرف هستید که این ملت سبز را میکروب های سیاسی و اجتماعی می داند و تمام سرمایه های آنان را به غارت و چپاول برده است. ….
برادر عزیز به خدا ما هم به اندازه شما شعور داریم. اگر به زعم شما مردم ایران امروز خواهان انقلاب نیستند بنده با اطمینان کامل به شما می گویم که اکثریت مطلق ملت ایران خواهان سرنگونی نظام کنونی هستند. همه می دانند که اصلاحات در چهارچوب فعلی پاسخگو نیست و روند حذف و کشتار و اعدام از همان روز اول شروع شد. شما چه قدرتی دارید که چنین حکومتی را که تمامی منابع مالی و تسلیحاتی را در اختیار دارد فقط با چند حرف زیبا و ساده قانع سازید. چیزی که مسلم است این است که سخنان آقای خاتمی مقبولیت مناسبی در جامعه نداشت و تاکنون شما و چند نفر دیگر سعی در اصلاح یا تلطیف آن داشته اید.
در پایان به شما یادآوری می کنم که آقای کروبی به صراحت گفتند این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و هر دو راهبران بزرگوار جنبش هم همیشه گفته اند که ما دنباله رو خواسته مردم هستیم و نه تحمیل کننده خواسته ها و نظرات خود به آنان …
پس خواهش می کنم نظر خود را بفرمایید و از جانب ما جوانان ایرانی سخن نگویید تا هم سخن ما و هم سخن شما قابل احترام و پذیرش باشد.
با سلام
درود بر سید الاحرار
درود بر خاتمی و موسوی و کروبی . مردانی که با بصیرت وصف ناشدنی خود بی بصیرتان بصیرت گو را شرمنده کردند . خاتمی عشق الله است است زیرا بندگان خدا نزد خاتمی ولی نعمتان ایشانند نه اینکه برده و فرمانبر و کر و کور و لال . خاتمی به هیچکس اجازه نداد تا دستش ببوسند چون برای انسان و انسانیت حرمت قائل است . خاتمی . خاتمی است چون سیره ی خاتم انبیا و پیامبران ( ص ) را می پیماید . درود بر شرف فضل و انسانیت سید بی مدعا
هرانچه در مورد دولت احمدی نژاد گفتی درست از اب درامد .تقلب و پول بیت المال و.. امروز اقتار گرایان همان حرف ها را میزنند . برای انها ازاد برای جنبش سبز حرام و ممنوع است زندان و.. باید رفت
سخنان و تحلیل خوبی بود. موافقم.
اما کلا یه سوال هم برام پیش اومده آقای تاج زاده مگر در زندان نیست چگونه اینطور از اوضاع سیاسی کشور آگاهی دارد؟و چگونه سخنان خود را بدون هیچ محدودیتی ابراز میکند؟!
دیکتاتور دستور قتل مردم یی گناه رو صادر کرده و در مقابل قاتل مسامحه کردن از نظر بدنه اصلی جنبش سبز مصالحه است و هر کس با دیکتاتور مصالحه کند خائن و از جنبش خارج است مگر این که شما جنبش را متعلق به خود بدانید
آقای تاج زذه عزیز سلام،
به زعم اینجانب اون زمینه آشوب که ناشی از فضای غیر عقلانی ودو قطبی حاکم بر جامعه است کاملا در سته ،بنده به شخصه با حاکمیت آقای خامنه ای و اطرافیانش کاملا مخالفم و…،چیزی که هست تنها بعنوان یه تاکتیک سیاسی میشه ** آشتی ملی ** و ** عفو عمومی ** رو قبول کرد ، هر چند به نظر من با شرایط موجود عملی نیست بخاطر همان فضای دو قطبی که مشهود هست و البته …
من به شخصه با حرفای آقای خاتمی مشکلی ندارم ** تنها مشکل من با حر فای ایشون تقاضای معذرت خواهی از ظلمییست که به نظام و رهبری رفته ** این حرف عجیب بود ، حالا یکسری دوستان توجیه و تفسیر میکنن که ایشون ظلم به مردم رو حتمی و ظلم به رهبر و با اگر و اینا گفته دیگه جالب نمیاد.
جناب تاج زاده عزیز بر خلاف نظر حضرتعالی به نظر من آقای خاتمی اساسا سیاست مدار خوبی نبودن و نخواهند بود.
در ادامه، من هم تخریب های چند روزه به ایشون رو بازتاب و نشونه همون ذهن احساسی و غیر منطقی افراد جامعه میدونم ، ای کاش اگه نقدی به کسی داریم با احترام باشه نه تخریب و ترور شخصیت طرف.
در پایان امیدوارم در هر صورت تعقل حکم فر ما بشه بین همه ما .
با عرض سلام خدمت جناب آقای تاج زاده انقلابی محترم که باید خودش را مانند خاتمی یکی از سیاستمداران قرن فعلی ایران دانست که متاسفانه نظام قدر ایشان را ندانسته ، واقعا تحلیل از این شفاف تر و روشن تر امکانپذیر نیست، خیلی حرفه ای جهت روشنگری ذهن جوانان تنظیم شده بود انشاء الله خداوند متعال فرجی حاصل کند که این انسان های شریف که همگی از سرمایه های کشور هستند زودتر از حبس آزاد شده و به نزد خانواده هایشان بازگردند. این را فقط یادآوری می کنم اگرچه نظام به اینها بی احترامی کرده است ولی یاد و خاطره این افراد نه تنها در ذهن مردم بلکه در تاریخ ایران ماندگار خواهد ماند. خدنگهدار
خاتمی مراببخش
غیبت توراکردم ونادانسته به توحمله کردم
مراببخش
اعتمادی که نسل جوان به آقای خاتمی دارد بسیار قابل تقدیر است و ایشان هیچگاه از این اعتماد در جهت منافع خود استفاده نکرده اند. در زمان تشکیل جنبش سبز نیز آقای موسوی فرمودند که این جنبشی است که در آن بازنده وجود ندارد و همه برنده هستند و ما به آن معتقدیم. نگاه طردی ما متوجه جریان کوچکی در نظام است که برای به دست اوردن قدرت حاضر است همه چیز و حتی دین و اعتقادات مردم را نیز فدا کند. ما از ابتدا به اجرای بدون تنازل قانون اساسی پایبند بودیم و هیچگاه فکر نکردیم که ولایت فقیه را از آن حذف نماییم بلکه آین روش حکومت را برتر از دموکراسی های رایج دنیا می دیدیم اما به بدترین وجهی به ما حمله شد و ما نمی توانستیم که از خود در برابر این هجمه تبلیغاتی دفاع کنیم. جنبش سبز فراگیر است و هیچ انسانی با خودش قهر نمی کند. ما قائل به وجود تفاوت ها در میان بندگان خدا هستیم و تنها مشکلی که با جریان تمامیت خواه داریم تمامیت خواهی و حذف سایر اندیشه های موجود در گفتمان درون نظام است. اگر به ما فرصت داده بودند که نظرات خود را بیان کنیم می دیدند که ما بیش از آنها نگران جایگاه ولایت فقیه هستیم و حاضریم سختی را بر خود بخریم تا به این جایگاه صدمه نخورد.
زنده باد سیدمحمد خاتمی و تاج زاده ی عزیز
بهتر است بگوییم عفو عمومی برای کسانی که جرمی به عنوان کشتن وشکنجه مرتکب نشده اند و اجرای حکم دادگاههای ملی برای کسانی که دستور شکنجه،کشتار داده اند وکسانی که مباشر وعامل اجرای این دستورات بوده اند
این باعث می شود کسانی که جرمی مرتکب نشده اند از ترس محاکمه جرمی مرتکب نشوند وکسانی که جرمی مرتکب شده اند در درازمدت از بدنه اقتدار گرایان طرد شوند
ما نمی توانیم از طرف مادران وپدران و خانواده شهدای جنبش حرف از گذشت بزنیم،حداقل این هست کسانی که مرتکب کشتار شده اند اگر با اعدام به خاطر اعلامیه حقوق بشرموافقت نشود حداقل به حبس ابد محکوم شوند
امیدوارم که هه مردم آگاه و سبز شوند
Mardom ham agar intory pish bereh esteghbal mikonand
حرف حرف انتقام نیست…
اگه منظور اینه که آقایون با انصراف از اوضاع موجود به نفع یک شرایط دموکراتیک دست ار جایگاه و مواضعشون بردارن .. ملت
هم به خاطر آینده بهتر بی خیال ظلمهایی که شده بشن حرفی نیست
اما…
اما اگه تهش می خواین بشه دوران اصلاحات .. صد سال
من یکی به سهم خودم زیر بارش نمی رم.. این که خاتمی
تدارکاتچی باشه یا احمدی نژاد رئیس جمهور فعلا تو سری خور
اما همه در سیاستهای کلان تابع استبداد ولایت فقیه .. تفاوتش
در زندگی شخصی من اونقد(هست اما نه اونقدر) نیست .. که به خاطرش ننگ بردگی
حاکمیتو بخرم …
من که نه عقلم می ذاره نه اعصابم که آزموده را دوباره آزمایش کنم
یا یک حرکت اساسی و اصولی … یا زندگی شخصی و گرفتن حقوق
صنفی اجتماعی فرهنگی تا حد امکان….
درود بر تو ای بزرگ مرد، به خاطر این درک والای شماست که همیشه دوستتان داشته ام
درود بر آقای تاج زاده که با تایید حرف آقای خاتمی ،نشان دادن که از حق خودشان وظلمی که بهشون شده و می شود به خاطر آینده کشور می گذرند.
تحلیل خوبی بود ، در صورت کوتاه نیامدن از و سازش نکردن بّر اهداف اساسی جنبش سبز و مشخص و آشکار بودن این موضوع ، جوانان جنبش سبز نیز درک مثبتی از آن خواهند داشت.به نظر نمیآید که موضوع جوانان جنبش سبز انتقام باشد، بلکه سازش نکردن بّر سر اصول و ارزشهای جنبش و جلوگیری از تشتت و واگرایی و بی توش و توان و منفعل نکردن آن است.
besyar ziba, taamol barangiz va arzande bood
zende bad Iran
morde bad jahl va taasob e koorkoorane
یک سوال
آیا موسوی و کروبی هم با سخنان خاتمی در این مقطع موافقند؟
یک پیشنهاد
آنها که با ایشان میتوانند ارتباط برقرار کنند حتی اگر شده بطور خلاصه نظر آنها را جویا شده و منتقل کنند.
یک نظر
با موضع گیریهایی که در دو سال گذشته از آقایان دیده شده که به مرور تندتر هم گشته است بسیار بعید به نظر میرسه که ایشان با طلب عفو از سوی رهبری موافق باشند حتی با انگیزه رسوا کردن رهبری…..
تحلیلی بسیار خردمندانه ای بود امیدوارم مردم کشورمان و بخصوص کسانی که خود را عضوی از جنبشش سبز می دانند با تعمق بیشتری به سخنان افراد موضعگیری کنند
عالی بود. رهبران جنبش باید حضور داشته و صحنه گردانی بکنند تا گروهی زخم خورده از انقلاب که بار ها حمایت ایشان از موسوی را با فحاشی های همزمان به موسوی را دیدم(سیاست راذیکالیزه کردن جامعه و ایجاد نفاق یا ضربه توسط رودررویی جریانات داخل نظام) نتوانند احساسات جوانان کم تجربه تر جنبش را تحریک کرده و سکان هدایت جنبش را بدست بگیرند و ضمن دادن بهانه به اصولگرایان رادیکال موجبات تغییر نظام به یک حکومت مستبد بی ریشه را محیا سازند.
be nazaram tahlile dorosti ast!
آقای تاج زاده می خواستم از این نوشته شما انتقاد کنم ولی به احترام اینکه زندان هستید و نمی توانید جواب بدید منصرف شدم ! به یاری خدا از زندان هر چه سریعتر آزاد شوید
زنده باد خاتمی!
تمام این حرفا رو از صمیم قلب باور دارم
زتده باد منطق و درایت و مرگ بر تفکر سطحی و احساسی که عامل بدبختی مردم ایران در طول تاریخ بوده.
زنده باد مخالف من!
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
یادتون باشه که تاج زاده چی گفت:اقتدارگرایان حاکم از رادیکال شدن جنبش سبز استقبال می کنند!!!!!
“او در سخنان خود به روشنی نشان می دهد که معترضان و مخالفان جریان حاکم نه دیروز و نه هیچ وقت دیگر در اندیشه انتقام نبوده اند. آنان نه داعیه قدرت دارند و نه سودای مقام، آنان دغدغه آینده کشور و جامعه را دارند. آنان امروز نیز به رغم تمام محنت ها و رنج ها و نامرادی هایی که متحمل شده اند، برای نجات کشور آماده اند ظلم هایی را که برایشان رفته بزرگورانه ببخشند.”
اگر قرار به انتقام گرفتن باشد خود آقای خاتمی از همه جلوتر هست چرا که در این حدود ۱۵ سال اخیر او هدف و مرکز همهی تهمتها بوده . وقتی میبینم با این همه ظلمهایی که طی این چند سال به ایشان شد باز هم دعوت به گذشت و بخشش و گفت و گو میکنند یادم میآید که او همان خاتمی دوست داشتنی و مهربان گذشته هست و بر اثر سختیهای طاقتفرسایی که کشیده عوض نشده و فقط بفکر مردم و مملکت هست نه دنبال مقام و بعد انتقام .
این همان رفتاریست که بارها و بارها ائمه معصومین (ع) به آن سفارش کردند اما در مقابل مخالفین خاتمی بر طبل “خاتمی اعدام باید گردد”و”مرگ بر خاتمی” و “جویدن خرخره” میکوبند، اینجاست که معلوم میشود چه کسانی واقعا دنباله رو ائمه(ع) هستند .
یا حسین میر حسین
خوش به حال دیونه که همیشه خندونه
خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر ایوان است
با احترام فراوان به تاج زاده عزیز ، اگر امروز انتخاباتی فرضی زیر نظر سازمان ملل و یا شورای امنیت آن ، در ایران برگذ ار شود و هر شخصی حتی با ۵۰ میلیون رای برگزیده شود ، با وجود خامنه ای و نهادهای وابسته به او ، وضع کما فی سابق خواهد بود !. این درسی است که امروز مردم بویژه نسل جوانتر آنرا به عینه لمس و به آن ایمان آورده است ، حال خاتمی عزیز و شما هم دوباره راه چندین باره آزموده و شکست خورده را را مطرح میکنید (منظورم شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نیست ،بلکه قبول ولایت فقیه و نظارت استصوابی چه قانونا و چه عملا میباشد-و )آنهم در شرایطی که رژیم دچار تشتت و بحرانی بزرگ شده است باید به داد خامنه ای برسیم و به انتظار جواب مساعد رهبر بمانیم . این سی سال تجربه میگوید که رژیم فقط در مقابل زور و قدرت عقب نشینی میکند کافی است به مواضع رژیم در رابطه با بحرین و امارات و …توجه کنیم . در این شرایط باید به جای طلب عفو میگفتیم رهبر باید برود زیرا که اشتباه اساسی کرد در مورد احمدی نژاد ، زیرا که فراست و لیاقت ندارد زیرا دستش به خون بیگناهانی که راست و برحق بودند آغشته است و با دستور و تائید ش وحشیانه ترین اعمال تجاوز و اعدام و شکنجه و …انجام گرفته ،حال که صلاحیت ندارد باید برود .این دنباله خواست منطقی مردم و جنبش سبز بود و ربطی به خواسته های احمدی نژادها ندارد . با طرح مرگ است که دیکتاتور به تب راضی میشود . آقای تاج زاده عزیز جنبش دچار انشعابات خواهد شد همانطور که حکومتیان شدند ، راه حفظ وحدت توجه به خواست عمومی مردم است و نباید وهمی چون رادیکالیسم و … جریان جاری و عینی کشور را به خارج و رادیکال ها نسبت بدهیم .
جناب مهندس تاج زاده عزیز.خدا می داند که چقدر برای شما احترام و ارزش قائلم.من نیز واقفم که از آقای خاتمی در لحظه کنونی که رهبران اصلی جنبش در حصر به سر می برند,انتظار تند روی نمی رود.اصولا در شخصیت خاتمی مصلحت اندیشی و زیرکی رو میشه دید ,در همین سخنان اخیر ایشان که شما نیز به آنها اشاره کردید در بسیاری از جای جای این سخنان تلویحا انچه را که می بایست می گفت را گفت.نمی دانم ما چه انتظاری از آقای خاتمی در وضعیت کنونی داریم.شما رفقا خواهش میکنم که شرایط را نیز همیشه در نظر بگیرید.من نیز باورم این است که ما نسبت به صحبتهای خاتمی زود نتیجه گیری عامیانه کردیم و این باعث خرسندی دستگاه حاکم منجمله شخص شریعتمداری شد.ما باید از این پس با تدبیرتر و هوشمندانه تر عمل کنیم و فقط خود حرف را نبینیم ,ببینیم پس حرف چی رو داره بیان میکنه…..
جناب مهندس تاج زاده عزیز.خدا می داند که چقدر برای شما احترام و ارزش قائلم.من نیز واقفم که از آقای خاتمی در لحظه کنونی که رهبران اصلی جنبش در حصر به سر می برند,انتظار تند روی نمی رود.اصولا در شخصیت خاتمی مصلحت اندیشی و زیرکی رو میشه دید ,در همین سخنان اخیر ایشان که شما نیز به آنها اشاره کردید در بسیاری از جای جای این سخنان تلویحا انچه را که می بایست می گفت را گفت.نمی دانم ما چه انتظاری از آقای خاتمی در وضعیت کنونی داریم.شما رفقا خواهش میکنم که شرایط را نیز همیشه در نظر بگیرید.من نیز باورم این است که ما نسبت به صحبتهای خاتمی زود نتیجه گیری عامیانه کردیم و این باعث خرسندی دستگاه حاکم منجمله شخص شریعتمداری شد.ما باید از این پس با تدبیرتر و هوشمندانه تر عمل کنیم و فقط خود حرف را نبینیم ,ببینیم پس حرف چی رو داره بیان میکنه…..
پس برادر عزیز شما هم به نمایندگی از جوانان ایرانی سخن نگویید به نمایندگی از خودتان حرف بزنید
کشور ما هم چنان به وجود افرادی همچون اقایان موسوی و خاتمی و کروبی برای ایجاد اصلاحات در جامعه نیادز دارد
یا حسین میرحسین
به یاد داشته باشید هر موقع از خواسته هامون کوتاه اومدیم ضرر کردیم
زنده باد خاتمی. مرور زمان همیشه نشون می ده که خاتمی درد ملت و مردم دارد و مواضعش را بر همین اساس بیان می کند. اما به خشم جوانان سبز هم احترام می ذاریم. به حرف های خاتمی باید عمیق اندیشید و نه احساساتی
دوست عزیز، باید در جواب شما بگویم بله، آقای تاجزاده و امسال ایشون بهتر از ما به صلاح ما واقف هستند، زمان انقلاب هم اگر به جای یک سری جوان بی تجربه و بی اطلاع ، پیرانی که بیشتر اشتباه کرده بودند زمام را در دست میگرفتند وضیت بهتر از این میشد. من هم مثل شما یک جوان ایرانی هستم که می بینید به این مشی احترام میگذارم و از طرفدارانش هستم. پس اگر میخواهید از طرف جوانان ایرانی صحبت کنید،از طرف همه صحبت نکنید، نه شما اقلیت هستید و نه ما اکثریت، اما همه هستیم، بگذارد آقای تاجزاده از طرف ما صحبت کنند
این میلیونها جوانی که میگویید، درست نمیدانند چه میخواهند، یک سری از آنها خسته و درمانده به آنارشی گری رو می آورند، و عده ای هم وا می دهند، ناگفته نماند که بخشی از آنها باسواد و تحصیل کرده و مطلع هستند. که در بین این سری آخر طرفدار تاجزاده و خاتمی کم هم نیست.
جوانان همیشه به راه کارهای انقلابی می اندیشند و مسن تر ها به راهکار های اصلاحی، مساله طرفداری از رهبری یا کس دیگه ای نیست، مساله اینه که از این بحران تنها با سیاست و مدارا میشه در اومد، نه با یک انقلابی که اگر هم پیروز بشه فقط ما رو برمیگردونه به ۳۰ سال پیش و همون بغض و کینه ها و خشونت ها که هنوز هم بعد از ۳۰ سال ادامه داره
آقای تاجزاده عزیزی وآقای خاتمی نیز عزیز حرفهایتان نیز اصولی ولی عزیز من در جنگ بین ایندو گروه که با هم سر مردم واصلاح طلبان را ناجوانمردانه بریده اند دخالت ما وهمفکران چه ضرورتی دارد چرا ما از اینکه دشمنانمان یکدیگر را تضعیف میکنند ناراحت شویم آیاشما گمان میکنید که این دو گروه از مواضع فاشیستی خود دست بردارند از انسان اهل فکری مثل شما وآقای خاتمی چنین ساده انگاری قابل قبول نیست سادگی نکنید وپشت هیچکدام در نیایید تا گذشته پر افتخار شما مخدوش نشود هیچکدام اینها ذره ای قابل اعتماد نیستند اجازه بدهید یکدیگر را له کنند که این بنفع دین و ملت است
به نظر من جنبش سبز در قلوب مردم جای دارد ، همین مردم عادی ، و تجربه تاریخ نشان داده که صبر عامه ی مردم گرچه بسیار زیاد است اما حدی دارد . وقتی این صبر به انتها رسید اتفاقاتی که می افتد از کنترل بزرگان و رهبران خارج می شود.
بنا بر این از این بترسیم که صبر مردم تمام شود وگرنه فکر نمی کنم فعالان جنبش سبز از اساس به رادیکال شدن اعتقاد داشته باشند .
در ضمن خطاب به برادر یا خواهر بسیار عزیزم “ایران دوست” می خواستم بگویم گرچه بعضی از نقطه نظرات شما بسیار دقیق و درست هستند اما در برخی موارد تند می روید . همه ما نیاز داریم که بینش تاریخی خود را توسعه دهیم …
نظر گذاشتن تو سایتتون خیلی سخت شده جواب هر کیو بخوایم بدیم باید حتما خطابش کنیم !!
یه بنده خدایی گفته اکثریت مردم ایران میخوان نظام عوض بشه. شما اینجوری میگی ولی من میگم نه. چون با خیلیا حرف زدم و برخورد داشتم باهاشون گفتن نظام عوض بشه که چی یکی دیگه بیاد لهمون کنه؟!! نه من حرفم اعتبار داره نه شما. ۷۵ میلیون جمعیت داره ایران نمیشه همینجوری یه چیزی بگیم. این رژیم باید به رفراندوم گذاشته بشه تا معلوم بشه مقبولیت داره یا نه.
به نظرم صحبتهای آقای خاتمی اونقدر که روش مانور دادن جای بحث کردن نداشت.ایشون همه حرفاشون رو رک و راست زدن و صدالبته مقادیر معتنابهی هم فحش خوردن. ایشون اول اون جمله معروفشون گفتن اگر ظلمی به رهبری و نظام شده…. چرا هیچ کس این اگر رو نمیبینه؟؟ مشکل این جنبش اینه که به شدت گرفتار تندروهاست که حاضر نیستن یه کلمه حرف حسابی بشنون. یکی میاد میگه خاتمی یا تاجزاده لطفا از طرف خودت حرف بزن نه از طرف همه، بعد خودش دقیقا همون کارو تکرار میکنه. ما سرنگونی میخوایم و… یعنی نباید یه ذره تعادل برقرار بشه!
کامنت جوان شیرازی عالی بود
آقای تاجزاده سلام
منظور آقای خاتمی و شماها از انتخابات آزاد چیه؟
فرض میکنیم که به شروط خاتمی پزیرفته شد و دولت اصلاحات هم تشکیل شد،شما میخواید چیو اصلاح کنید؟
تا کی شماها میخواید نقش سوپاپ اطمینان نظام رو بازی کنید؟
بهتر شما هم صدای شعارهای مردم را بشنوید و بدونید که اگر در این شرایط دستتون رو تو دست خون آلود برخی بگزارید آینده ی تاریکی خواهید داشت چرا که شماهم در موج آزادی خواهی مردم غرق خواهید شد، البته شما بهتر از ما میدانید دوران حکومت فردی به پایان رسیده، و این تلاش شما بی ثمر خواهد ماند. آزموده را آزمودن خطاست.
به نظر شما (رهبران جنبش سبز) بعد از این همه سال و تجربه دوباره باید آزموده را آزمود تا کی مماشات و تا کی بعضی از آقایان حاکم بر مملکت باید ملت را نادیده بگیرند و سیاست های نادرست خود را تکرار و تکرار کنند حالا که ملت بخش دیکتاتور و تمامیت خواه و ظالم حکومت را نمی خواهد و برخی از دور اندیشان به اتکای مردم سخنگوی راستین اینان شدند بگذارید مردم حرفشان و نظرشان را بگویند . بهتر نیست اینکونه مطالب ( نظر آقای خاتمی ) قبل از بیان بصورت پیشنهاد و راه حل عنوان شود و نظر مردم پرسش شود و بعد بعنوان نظر یک شخصیت موثر عمومی شود ؟ بخش دیکتاتور و تمامیت خواه دنبال شکاف در صف مردم و رهبرانشان است . از رهبری فعلی که مثل نقل و نبات از بصیرت حرف میزند باید پرسید بر اساس کدام آگاهی این کوتوله ترین را به اینجا رساندی که توان پایین کشیدنش را نداری ؟ این معذرت خواهی و کوتاه آمدنی که جناب خاتمی ازش اسم میبره را اول و باید آنانی که وضع را به ا ینجا رساندند شروع کنند آنهم نه فقط در حرف بلکه در عمل ، چرا که مردم ( در کلیت خودشان ) آنچنان آگاهی دارند که ببینند و بر اساس آن تصمیم بگیرند ببخشند یا نه .
ملت…ملت…ملت…آیا این ملت به بلوغ فکری رسیدند؟منظورم فقط قشر روشنفکر جامعه نیست گرچه مبدا تحولات همین قشر روشنفکر است اما ادامه دهنده راه توده مردم است .آیا این توده نیز درک درست از مفاهیمی چون لائیتسه یا دموکراسی یا حتی ذات کلمه آزادی دارند؟ من که بعید می دانم.اگر بخواهیم دوباره انقلابی مانند ۵۷ انجام دهیم بی آنکه درک عمیق از این مفاهیم داشته باشیم باز بساط دیکتاتوری برپا خواهد بود.این را تاریخ به ما میگوید.از مشروطه تا کنون چرا هنوز بساط استبداد باید براه باشد؟چون توده مردم آنجا درک درست از اصلاحات نداشتند و این نقطه ضعف جنبش های ماست.لذا هرچه این جنبش ملی و تحول اندیشه بیشتر طول بکشد.ملت برای یک تحول فرهنگی و زیر ساختی بیشتر آماده میشوند و دیگر عکس شیطان را در نخواهند دید.ضمن اینکه در طول مسیر نیات واقعی افرادی چون خاتمی و خاتمی رنگها واضح شده و جنبش فرصت اصلاح عقایدش را خواهد داشت
یه تار موی خاتمی می ارزه به خیلی از آنهایی که ادعای دلسوزی برای این کشور را دارند
افسوس و صد افسوس که گوش شنوایی و چشم بینایی وجود ندارد حاکمان به قدری خود را بر ندیدن واقعیتها و نشندین صحبتهای منتقدان دلسوز عادت کرده اند و زمانی از خواب غفلت بیدار خواهند شد که دیر است و آن زمان میخواهند صدای مردم رابشنود اگر بصیرتی باشد باید به توصیه های دلسوزانه امثال خاتمی گوش داد
درود بر کروبی و خاتمی ومیر حسین . درود بر تمامی زندانیان سیاسی و تاجزاده قهرمان اگاه و روشن . یک انقلاب کردیم امروز ۵۰سال عقب ماندیم و حکومت در دست یک اقلیت بسیار ناچیز واپسگرای باند زر و زور و تزویر است . جوانان گرامی دلسوز کشور احساسات را خردمندانه کنترل کنید تا کشور را که از چند سال پیش ( چپاندن اقای حداد عادل بمجلس ششم و مهره چینی مجلس هفتم ) شروع بفروپاشی و با اوردن احمدی نژاد (…) به اوج رساندند با خرد جمعی بتوانیم نجات دهیم . خدا رسوا کردشان را اغاز کرده است .
من از نیروهای شریف دوران دفاع مقدس وفرماندهان وسران کنونی سباه که دامن الوده ی چرب وشیرین دنیانشده اند وبه ذعم خود برای دفاع از اسلام وارزشهای دینی وانقلابی از حاکمیت موجود حمایت وپیروی مینمایندچند پرسش دارم ۱ حکومتی دینی با مردمی گریزان از دین ودین ستیز مطلوب است یا حکومتی غیر دینی اما مردمی باورمند به دین واخلاق ؟ دین حامی وپناهگاه مردم باشد یا ابزار سرکوب؟دین واخلاق واسلام وروحانیت ومسجد ومحراب در نظام پیشین حرمت داشت یا اکنون؟۲ ایا تشیع واسلام را در ۱۴۰۰ سال گذشته ولایت فقیه وحکومت دینی بر پای داشته است؟که در تعامل ویا تقابل با مذاهب وغقایددهری ” مسیحی” بودایی”کمونیزم”اگزیستانسالیزم و…. پایدارو برقرار مانده است این چه سخن سخیفی است که بدون ولایت فقیه اسلام از بین میرود که دقیقن عکس ان صادق است یعنی استمرار حکومت با تیوری ولایت فقیه و به نام دین وخدا بر مردم به نا روا حکم راندن موجب بیزاری مردم از دین وایمان وخدا وپیغمبر میگردد که شور بختانه گردیده است و هر روز عدهای از جوانان این مرزوبوم به دلیل فراوانی ستم انهم به نام حکم وفرمان دین اسلام از اسلام میگریزند وشکار مروجین مسیحی می شوند وبعد هم به عنوان مرتد اعدام میگردند وطرفه انکه دستگاهای تبشیری غرب غمخوار انها شده وروحانیت بی خبر از ظلمی که بر مردم میرود در دام بازی ظالمان داخلی ودشمنان خارجی و به کام انان بر قربانی به جای دژخیم یورشا میبرد ۴ چه اشکالی دارد اگر فرد یا جمعیتی کاری را به نیت وقصدی الهی وانسانی اغاز کردند اما درمسیر نتیجه بر عکس مراد انها شد ودر حقیقت نغض غرض شد به اشتباه خود اذعان نموده واز مسیر زیانبخش به مقصود خود بر گردند ماجرای انقلاب اسلامی وتشکیل حکومت دینی دقیقن چنین وضعیتی پیدا نموده است مجاهدان ومبارزان صدر انقلاب ومردم همراه امام خمینی با حسن نیت فکر میکردند اقامه ی حکومت دینی در عصر غیبت برای مردم ازادی”عدالت “وامنیت وبرای اسلام اعتلاوسر بلندی وعزت به ارمغان خواهد اورد” هرچند بزرگانی چون ایت الله العظمی بروجردی وشاهرودی بزرگ وخویی وخوانساری وحتی ذعیم بزرگ حوزه نجف وصاحب کتاب شریف کفایه وپیشوای نهضت مشروطیت حضرت ایت اللله العظمی ملا کاظم خراسانی حکومت اسلامی را نا ممکن و مضر به حال اسلام ومسلمین میدانستند و زمان نیز درستی اندیشه ی انهارا ثابت نمود اما امام خمینی وپیروان مشرب فقهی ایشان نیز به قصد اعتلا ئ اساس اسلام وعزت مردم نظام دنی را پی افکندند و اکنون که این نظام موجب وهن دین هتک روحانیت شیعه و انحطاط مبانی وهنجارهای اخلاقی جامعه ی ایرانی گردیده ودر پوشش نام نظام اسلامی هر نا روایی روا وهر ظلمی توجیه ورنگ وریا فراوان وصدق وصفا نابود و سالوسیان بی مقدار در صدر و ازادگان پاکجان وپاکیزه جامه در بند زندان رفتگان عصر استبداد پهلوی اسیر ونو کیسگان دولت ستای تر دامن وزیر وامیر و از این همه دروغ ودرشتی وظلم واستبداد دزدی و تطاول وادم کشی وانسان ستیزی وزندان وزور وتحمیل چرا باید اسلام بیگناه وروحانیت ومرجعیت غیر درباری هزینه ی بد نامیها وبی رسمی های مشتی خودکامه ی ریا کار ویا عده ای جاهل بی تمیز گردند ایا بهتر نیست هر چه سریع تر وصریح تر گریبان دین وروحانیت مظلوم غیر درباری را از چنگال ای هیولای ثروت وسالوس وقدرت رهایی بخشید وهمچون دیگر مردمان بی ادعای جهان معاصر ومجاور به قاعد ه ی عقلای عالم حکومتی محدود ومشروط به ارا و اندیشه ی مردمان بی هیچ قد سیت وخدا گونگی چون دیگر بندگان خدا در زمین ایجاد نمود وهرگاه که حکومت گران از مدار خواست وخط مردم پای برون نهادند بی ان که خدا وپیامبرخدا ویا نماینده ی انها در جهان وحومه به زحمت افتند تنها از طریق یک برگ الکترال رای و بدون خون وخون ریزی عطایشان به لقایشان بخشیده شود ایا بهتر نیست؟دوستان اصول وارزشمدار از بهر خدا وبرای حفظ گوهر نایاب دین ودین داری وجلالت تاریخی تشیع در ایران که تا پیش از فاجعه ی جمهوری اسلامی همیشه سنگر اندیشه وازادگی وعقلانیت بوده است دیگر کوتاه بیایید تا تتمه فر صتی هنوز باقی است بازی با دین خدا را رها کنید
است که
همیشه قدر متفکرین در ایران عزیز در صده ی بعدی شناخته شده…بخاطر همین از همه جا و همه چیز عقب افتادیم…این خواسته مستفیم حاکمین جبار و استعمار پیره…کاش جای ایران رو می شد روی نقشه تغییر داد…
با سلام همرزم انقلابی “انقلاب قرار بود تمام مردم را به یک چشم ببیند آسایش به مردم بدهد آنها را از فقر نجات بدهد شادی را بین آنها پخش کند ؟من حرفهای شما را تائید میکنم ولی این را بدان که تجربه در این نظام به اثبات رسیده که باید فقط تابع قانون باشیم و هر کسی که نخواهد زیر بار قانون برود او را ترد کنیم . دعا میکنیم که هر چه زودتر شما و همه انسانهای آگاه که در اسارت افراد متعصب ناآگاه هستند آزاد شوند. انشائالله
با سلام
بهر صورت زیر نویسهای تند و کند و آروم رو خوندم و می بینم که به آقای تاج زاده و همه کسانی که تا امروز بیشتر از اینهائی که دارن این زیر نویسها رو به راحتی مینویسند دوباره هتاکی میکنن و من هم انتظار اینو از همه مردم دارم که بخوان درست یا نادرست بخوان حرف بزنن . اما من از همه اینهائی که خیلی آروم در خونشون نشستند و بدون دقدقه و ترس این زیرنویسها رو مینویسند از ۳ دسته از مردم جدا نیستید یکی اینکه از عوامل دولتی هستید که میخواهید این مسئله رو یجور وانمود که حد اعتدال از بین رفته و اگه این اوضاع و احوال بهم بخوره خیلی خطرناک میشه و هیچ کسی در امان نمیمونه و حتی خود این کسانی که در زندان هستن هم در معرض تهدید و کشت و کشتار قرار میگیرن ۲ فردی هستید که مخالف نظام اسلامی هستین و یا حداقلش اینه که با توجه به عملکرد گذشته ۲۰ یا ۳۰ سال اخیر این نظام ، دین اسلام مبانی شایستگی حکومت رو نداره و بنا براین بر این طبل میکوبید که بهر نوع این افراد چه از نظر اینکه لایق باشن ولی باید عوام رو به آنسو سوق داد که اسلام دیگر در این ایران نقشی نداشته باشه ۳ فردی هستید که با مشکلات و حکومتداری و هدایت جامعه را بخوبی آگاه نیستن و چون مشلات را دیده اند بناگاه فکر میکنند که با کوهی از مشکلات برخورد کرده و چاره ائی بجز تخریب کردن همه افرادیکه بدنبال تائید این نظام بهر نحو و صورتیکه هست نمیباشند .
علی ایحال کسانی که سن و سالی گزارانده اند و گرد و خاک و مشکلات این انقلاب را کشیده اند و آنرا با گوشت و استخوان حس کرده اند در فکر چاره ای هستند که با کمترین هزینه این مشکلات را بپایان برسانند حتی اگر این مشکلات در دراز مدت انجام بگیرد ، ولی برعکس جوانان به علت نداشتن تجربه و داشتن حس نداشتن ترس ،کوتاهترین راه حتی با پرداختن هزینه سنگین تر را انتخاب میکنند.
آفای تاج زاده کمافی السابق منطقی نوشتید .درود بر شما به امید آزادیت
That saves me. Thkans for being so sensible!
That’s relaly thinking out of the box. Thanks!