محمد رضا شجریان: به مردم دروغ نگویید، وجدان جامعه بیدار است
چکیده :باید مردم را جدی بگیرید و به آنها احترام بگذارید. نباید فکر کنید که مردم نمی فهمند چون اتفاقا آنها خیلی هم خوب می فهمند. وجدان جامعه بیدار است، ممکن است بخشی از جامعه اشتباه کند، اما خیلی زود متوجه اشتباه خود میشود. پس باید جامعه را جدی گرفت و به او دروغ نگفت. مهمترین عامل برای کسی که با جامعه در ارتباط است، این است که صداقت داشته باشد، چون نمیشود سر جامعه کلاه گذاشت....
محمدرضا شجریان بر این باور است که باید با مردم شفاف بود و باید جامعه را جدی گرفت. به مردم دروغ نگفت و باید بدانید که اگر کوچکترین اشتباهی بکنید، جامعه با شما برخورد میکند. مانند فواره بلند میشوید، اما با سر زمین میخورید.
شجریان در گفت و گویی با روزنامه روزگار، در مورد علل محبوبیت برخی از هنرمندان و ورزشکاران می گوید: باید مردم را جدی بگیرید و به آنها احترام بگذارید. نباید فکر کنید که مردم نمی فهمند چون اتفاقا آنها خیلی هم خوب می فهمند. وجدان جامعه بیدار است، ممکن است بخشی از جامعه اشتباه کند، اما خیلی زود متوجه اشتباه خود میشود. پس باید جامعه را جدی گرفت و به او دروغ نگفت. مهمترین عامل برای کسی که با جامعه در ارتباط است، این است که صداقت داشته باشد، چون نمیشود سر جامعه کلاه گذاشت. به قول امروزیها باید شفاف بود تا جامعه بداند که شما چه میکنید، کوچکترین اشتباهی بکنید، جامعه با شما برخورد میکند، مانند فواره بلند میشوید، اما با سر زمین میخورید. اگر به این نکات توجه کنید، میتواتید موفق باشید چون جامعه بیدار است و درست قضاوت میکند. اگر صادق باشید میبینید که جامعه چقدر حقشناس است و آن وقت باید به دنبال راهی باشید که جواب این محبتها را بدهید.
این استاد موسیقی ایرانی در پاسخ به سوالی که شما در مصاحبهای، گفتید که تاریخ گویا هستید. چون آلبومهایی که در دورههای مختلف منتشر کردید، اشعاری داشت که وضعیت زمانه را به نوعی مطرح میکرد. میخواستم بدانم این دغدغه در کجا ریشه دارد؟، عنوان میکند: ما با مردم زندگی میکنیم و باید به سلیقه، خواست و فرهنگ جامعه توجه داشته باشیم. رعایت کردن این نکات باعث میشود تا هر کاری که انجام میدهید به آینده جامعه و جوانان فکر کنید و با جامعه همراه باشید، با قدرت نمیتوان این کار را کرد چون قدرت جایگاهی دارد که میخواهد مردم از آن بترسند در حالیکه نباید این طور باشد و کسانی که در جایگاه قدرت قرار میگیرند این اشتباه را میکنند و انتظار دارند که مردم از آنها بترسند. قدرت باید کاری کند که مردم او را دوست داشته و پشتیبان او باشند. راه آن هم صداقت داشتن با مردم و حرمت گذاشتن به آنهاست. مردم در هر جایگاه و پایگاه، با هر دین و مذهبی که داشته باشند، ارزش خود را دارند و ما باید این ارزشها را نگهداری کنیم. در این بین من همیشه به دنبال این بودم که ببینم مردم چه میخواهند و از سلیقه آنها استفاده کردم به همین دلیل اگر شما اشعاری را که من انتخاب کردم، مرور کنید متوجه میشوید که من آنرا در چه سالی و برمبنای چه اتفاقی انتخاب کردم. چون من خودم را جزو مردم میدانم حرف دل من هم حرف مردمی است که با آنها زندگی میکنم. در نتیجه به دنبال اشعاری میگردم که این حرفها را بزند و از این بابت است که میگویم کارهای من تاریخ گویا هستند و این بخاطر توجهی بوده که من به مردم داشتم و همیشه با مردم بودم حتی اگر مجبور شدم که برای این همراهی بهای سنگینی بپردازم، سعی میکنم جایگاهی که بین مردم دارم را از دست ندهم.
محمدرضا شجریان در پاسخ به این سوال که مردم و علاقمندان شما در داخل چه کار کنند؟ میگوید: این را نباید از من بپرسید. مسئولان باید پاسخگو باشند. من آمادگی دارم در هرجا برنامه اجرا کنم، اما شرایط امروز هم من و هم مردم را از داشتن این ارتباط محروم کرده است. آلبومها را هم در سایت میگذاریم تا مردم بتوانند دانلود کنند. هرکس هم که به کشورهای دیگر سفر کرد میتواند نسخه اصلی را تهیه کرده و با خود به ایران بیاورد.
محمد رضا شجریان پس از انتخابات ریاست جمهوری از رئیس صداو سیما خواست تا از پخش صدای او خودداری کند.
وی در گفتوگویی اظهارکرده بود: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمدهاند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.» وی گفته بود که هربار که صدای خود را از این رسانه میشنود احساس شرم میکند و بدنش میلرزد.














درود بر استاد
فرهنگ و ادبيات و تمدن ايران توسط اين حاکميت در حال نابودي است
حاج آقا شجریان! وجدان همه خاموش است اگر این نبود که در زندانها این اتفاقها نمی افتاد و مردم فقط سر تکان دهند. کاملا خاموش شدیم. راستی در بند 205 از همه قشری است جز استاد آواز!!
درود بر صداى خش وخاشاك
درود بیکران بر استاد شجریان این بزرگ هنرمند مردمی و فخر هنر ایران زمین! استاد عزیز، جایگاه هنرمندانی چون شما برای ابد در قلب مردم ایران است!
افرادي مثل استاد مانند فانوسي در تاريكي و ظلمت نور اميد را در دل مردم روشن نگه ميدارند
(مانیفستی برای خدای میرا برای اله ی بیمار)
به نام حقارت.
به نام پستی.
به نام سرزنشهای بی پایان.
به نام خدای که دفنش کرده اند.
مدتهاست خواب را خوابانیده اند، فریاد را در گلو شکانده اند، مرگ را بوسیده اند، دل را چنگ زده اند، خسته ام از این همه ظهور، خسته ام از این همه غرور، از این همه ناله، از این همه گریه، دلم یک سبد شادی نچیده میخواهد ،دلم راه رفتن در خیابان بی دغدغه را هوس کرده، سرم شوریدگی 111سال پیش را آرزو کرده، پاهایم دویدن، دستانم مشت شدن و گلویم نعره میخواهد، های هوا !! های آسمان!! اف بر شما که خورشید را فروزانیده اید بر سرزمینی که رستمش شبها خواب آشفته می بیند؛ اف بر تو ای زمان که سهراب مان کارد در پهلو راه میرود و کسی نگاهش نمی کند؛ کاش همه بمیریم و این پرسه و ماتم مدام را در حلقمان نریزند. انگشت را در حلق می فشارم تا آنچه را خورانده اند را بالا بیاورم ،آنچه را از گوشت های دیگران سرخ شده و تاول زده و خام در حلقوممان ریختند بالا می آورم. دستهای بی کار چه سود، پایی که نرود نباشد به، سری که رنگی نداشته باشد بر تن نباشد به، زبانی که سرخ نیست چیست؟ مرد می خواهم برای نبرد، مرد می خواهم برای درد، مرد می خواهم برای در آغوش گرفتن، برای گریستن بی صدا، تا گریه کنم دوری برادرم را، تا ناله کنم مرگ کودک سغد شده ای که نابالغ مرد !! دیگر امیدی به امید هم ندارم، اکنون که بی زمین یان را بهانه کرده اند خاک را نمی خواهم، وطن برای چیست؟ مام میهن چه خوابی است ؟این جا همه چیز وارون است، ابرها رو به بالا می بارند، زمین گیاهانش را در دلش پنهان کرده، مردها می نشینند و رفع حاجت می کنند، و زنان ایستاده مردان را به سخره ی خود گرفته اند، فردوسی مان شر میگوید، سعدی مان ور.
نیمای مان برای شاه کابل می خواند ،نکیسای مان برای تورانیان، گردآفرید در پستوی بادیه نشینان دو پایش دو راه را رفته اند که چادرنشینان بیرق بر کومه هم نرفته اند.
ساز را برای دهل می زنند و دهل را برای مادرهایی که فرزندشان را از پشت نقره داغ کرده اند، به ریش بابایمان می خندند و به ریش نداشته ی خودمان رنگ می زنند تا ندانیم که چه پیر شده ایم!
سنکی نمانده که بر سر خودمان بزنیم !! سنگها را بار خر کردند و در وطنی نوساخته کاخی ساختند که جای کوخشان بماند.
-:بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سخت بکشافیم و طرحی نو دراندازیم
آه ای خدای مرده بوی تعفنی هم نداری !! نداری، نداری که از تو بگریزم! بوی نجاستی از لاشه ی تو برنمی خیزد؟ به چه بنازم ! با چه بیامیزم، من از کوههای پارس کیومرث را آرزو کردم، از دو گیاه مشی و مشیانه خودم را دوباره دعا کردم، کاش آفرینش دوباره تکرار شود ! می دانستم خود را از چه بسازم . پدرم را از کوه ها ساختند و این شد ! مرا باید این خدای مدفون از نوبسازد ازبنیادی نو از سنگی که از مینو آورده اند، سنکی که سنک را بشکند و الماس را ببرد. من پرم از آرزوهای کودکیم پرم از ناکرده های که مانده اند پرم از دویدنهایی که در پاهایم مانده اند، رگهایم خونهای بسیاری را در خود نجنبانده اند. من خدایی نو می سازم با تو ای لاشه ی متعفن دلی ندارم .
-: ای نور چشم من سخنی گوش کن چون ساغرت پراست بنوشان و نوش کن.
درود بر تو ای استاد
ما هم هروقت صدا و سیما را نگاه میکنیم، احساس شرم میکنیم! شما که جای خود داری
چرا جامعه رو به ارزشی ها و خودی ها وبی ارزش ها وغیرخودی ها تبدیل می کنن؟یعنی بقیه مردم بی ارزش اند که توسط ارزشی ها کشته میشن؟خون ارزشی ها از خون بی ارزش ها بالاتره؟
صدای تو را دوست دارم، صدای تو از آن و از جاودان می سراید
بعد از صوت قرآن فقط با صداي تو آرامش ميگيريم
استاد
برای سلامتی و طول عمر شما دعا می کنیم.شیرمادر حلالت
زنده و سلامت باشی استاد!
استاد شجریان
نام خودتون رو در تاریخ ایران برای همیشه زنده نگاه داشتید
جانم فدای حضرت استاد
درود فراوان به استاد محمد رضا شجریان
همیشه در قلب مردمی
درود به همه هنرمندان با غيرت
زنده باد استاد ابدی
زنده باد جنبش سبز
بی مثالید جناب محمدرضا شجریان.
درود بر خسرو آواز ايران
خود را به دربار هرگز نفروش بدان تا وقتی با مردمی مردم نیز با تو خواهند بود …
درود بر خاک پای مردم ایران زمین استاد شجریان عزیز که آزادگی را به زیبایی معنا کردند
درود بر مرد ازاده شجریان .درود بر تو استاد بزرگ مو سقی ایران .درود بر تو که در کنار مردم و خواننده دل های انها هستی .جنبش سبز بر تو میبالد
درود خدا بر تو – به امید روزی که صدایت طنین انداز ایران آزاد گردد آن روز دیر نیست
ba dorud bar ostad awaze iran namet jawed bad