سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن...
» تظلم خواهی زندانیان سیاسی زن از ملت ایران، آیات و مراجع عظام تقلید، مقامات جمهوری اسلامی و مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا

این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن

چکیده :از خود می پرسیم در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان 14 و 15 ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟...


کلمه : زندانیان سیاسی زن که در روزهای گذشته به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند، نامه ای خطاب به ملت ایران، آیات و مراجع عظام تقلید، مقامات مسئول جمهوری اسلامی و مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا نوشته اند. آنها گفته اند اگر چه پش از این شرایط بسیار دشواری را در زندان رجایی شهر تجربه کرده بودند، اما اکنون آنچه که در زندان قرچک ورامین می بینند جز محیر العقول خواندنش واژه ای دیگر برای توصیفش نمی یابند.

به گزارش کلمه، زندانیان سیاسی زن که به تازگی به زندان ورامین منتقل شده اند در تظلم نامه خود نوشته اند :«تنبیهات بسیار شدید و برخوردها و درگیری های میان زندانیان بسیار دور از شان و مقام و منزلت انسان است. چرا که از خود می پرسیم در کجای دنیا نتیجه ی درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن شکستن ناخن های دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان 14 و 15 ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟ »

این زندانیان دست به دست به دامان وجدان های بیدار شده اند تا اگر ذره ای انسانیت باقی مانده باشد، در برابر این بی حرمتی ها به شان و منزلت انسانی که ملائک بر او سجده برده اند سکوت نکنند.

زندانیان سیاسی زن در این نامه تنها به انتقال خود از این زندان و بهبود شرایط خود نمی اندیشند.آنها می پرسند:
«مگر مسئولین قضایی کشور، تمام آنچه شرع و قانون و اخلاق بدان معتقد است را به گوشه ای افکنده اند، و سیستم نظارتی خود را بر این اصل استوار کرده اند که تمامی مجرمین، از کوچک ترین مرتکبین به جرم تا بزرگ ترینشان مستحق مرگ اند. که اگر چنین بود امر به معروف و نهی از منکر به چه منظور به عنوان یکی از اساسی ترین مبانی شریعت اسلام شناخته شده است.»

این زندانیان گفته اند:« دریغا که شرمساریم از آنچه در اطرافمان می گذرد و دو چندان شرمساریم از آن که نظیر چنین فجایع غیر انسانی در مملکت ما به وقوع می پیوندد. کشوری که کباده ی تاریخ و فرهنگ و هنرش، دبدبه ی اسلام گرایی و انسان دوستی اش گوش فلک را کر کرده است.»

پس از انتشار نامه سید ضیا نبوی در باره شرایط غیرانسانی زندان کارون اهواز، نامه زندانیان سیاسی زن نیز تصویری تکان دهنده و فاجعه بار از زندان زنان در قرچک ورامین ارائه می دهد.تصویری که بار دیگر این سوال را مطرح می کند که ایا وعده انقلاب اسلامی این بود؟آیا این است وعده قانون اساسی حمهوری اسلامی که از حفظ کرامت انسان ها سخن می گوید؟

خانواده های زنذانیان سیاسی زن در زندان رجایی شهر که به تازگی به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند می گویند که این زندان کهریزکی دیگر است .گفته می شود که به زودی زندانیان سیاسی زن در اوین نیز به قرچک ورامین منتقل خواهند شد.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه 9 زندانی سیاسی زن در قرچک ورامین به شرح زیر است :

ملت شریف ایران

وجدان های بیدار

آیات و مراجع عظام تقلید

مقامات مسئول جمهوری اسلامی

مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا

حدود یک هفته از انتقال ما زندانیان سیاسی زن زندان رجایی شهر به “زندان قرچک ورامین” می گذرد. آن چه ما را وادار به نوشتن این نامه کرده است، حجم عظیم اتفاقاتی ست که جز محیر العقول خواندنشان واژه ای دیگر برای توصیفشان نمی یابیم.

از بدو ورود به این اصطلاح “ندامتگاه” چنان از آن چه در اطرافمان می گذرد شگفت زده ایم که باور نمی کنیم سال هاست جمعی از زندانیان را در جمهوری اسلامی ایران به قصد “تادیب” به چنین مکانی می فرستند. ما که تجربه ی اسارت در زندان رجایی شهر را نیز در کوله بار خود داریم، هرگز گمان نمی بردیم که پس از خروج از رجایی شهر شاهد چنین وضع اسف باری باشیم.

در بند زنان زندان رجایی شهر، هر روز شاهد انواع و اقسام بی حرمتی ها، قانون شکنی ها، موارد متعدد تعدی به حقوق زندانیان و چه بسا در مواردی قتل زندانیان توسط مجرمین خطرناک بودیم. به هر روی پیگیری های مداوم اینجانبان، منجر به اختصاص دو اتاق مخصوص زندانیان به اصطلاح امنیتی شد. تا این که زمزمه ی انتقال زندانیان زن به زندان کچویی کرج آغاز شد. با خود می پنداشتیم که هر جایی بهتر از رجایی شهر باشد، اما پس از انتقال بخش اعظم زندانیان به زندان کچویی کرج، از شرایط ناگوار زندانیانی شنیدیم که همه به قصد “تادیب” و ” تربیت” بدانجا فرستاده شدند! از ابتدای این انتقال، شایعات گوناگونی نیز در رابطه با زندانیان سیاسی آغاز شد.

دیری نگذشت که سه شنبه هفته گذشته ما را نیز با دست بند و پا بند و تحت شرایط فوق امنیتی ای که حتی در دوران بازجویی نیز به خود ندیده بودیم، در بد ترین وضع ممکن راهی جاده ورامین کردند، تا پس از گذران سه ساعت و نیم راه، که منجر به بدحال شدن تنی چند از زندانیان نیز گردید، ما را به زندان قرچک ورامین واقع در بیابان های اطراف تهران، منتقل کردند. در رابطه با جایگاه جغرافیایی این زندان، همین بس که ما همچنان در عجبیم از آن که خانواده های ما چگونه خواهند توانست برای ملاقات با ما به این ینگه دنیا بیایند؟

بگذریم از این که با گذشت چیزی حدود یک هفته هنوز نه حرفی از ملاقات هست و نه دیداری با خانواده ها. به هر روی ما از آنچه تحت عنوان حقوق زندانیان نامیده می شود می گذریم و تنها از بدیهی ترین حقوق انسانی آدمیانی می گوییم که در این زندان مدت هاست نگهداری می شده اند و هم اکنون ما نیز به لطف مسئولین سعادت تجربه ی چنین شرایطی را پیدا کرده ایم.

زندان قرچک ورامین شامل هفت سوله است که هر سوله با تخت هایی به ظرفیت چند ده نفر تجهیز شده است. این در حالی ست که در هر کدام از این سوله ها بیش از 200 زندانی نگهداری می شوند. عدم وجود کوچک ترین سیستم، برای تهویه هوا، وضعیت اسف بار بهداشتی به نحوی که بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن برای بسیاری از زندانیان ناراحتی های تنفسی جدی به وجود آورده است. دو سرویس بهداشتی برای بیش از 200 نفر، دو اتاقک حمام برای همین تعداد از زندانیان در نظر گرفته شده. محدودیت های به وجود آمده به خاطر سرویس های بهداشتی، عملا باعث شده است تا بسیاری از زندانیان از محیط سوله و مابین تخت ها به عنوان “سرویس بهداشتی” استفاده کنند.

به دلیل نبود حتی یک شیر آب جداگانه زندانیان برای شستشوی لباس و ظروف خود باید از همین حمام و سرویس بهداشتی استفاده کنند. روزانه به اصطلاح “سه وعده” غذایی در سلف سرویس این زندان ارائه می شود

مجددا از پرداختن به وضعیت بهداشتی سلف سرویس و کیفیت غذا اجتناب می کنیم و تنها این که در هفته گذشته به دلیل کمبود جیره غذایی، چندین بار وعده نامبرده به بسیاری از زندانیان نرسید. وعده مذکور نیز اغلب دو قرص نان خشک و یک سیب زمینی، و یا مقدار بسیار اندکی ماکارونی را شامل می شود. از آنجا که بسیاری از زندانیان کم سن و سال حتی زیر 18 سال نیز در این زندان نگهداری می شوند، به وضوح می توان مشکل سوءتغذیه جدی را در میان بسیاری ز زندانیان مشاهده کرد.

بگذریم از نحوه برخورد مسئولین سلف سرویس، نگهبانان و … که با توهین آمیز ترین شکل ممکن زندانیان را خطاب کرده و مرتب نهیب می زنند. و باز بگذریم از عدم وجود امنیت جانی در سلف سرویس،به خاطر درگیری های زیادی که بر سر غذا به وجود می آید. تا جایی که غذاخوری زندان از جانب زندانیان به طعنه “کتک خوری” نامیده می شود.

در زندان های دیگر اغلب مکانی تحت عنوان فروشگاه جهت تهیه مایحتاج ضروری زندانیان از مواد خوراکی تا بهداشتی در نظر گرفته می شود که ما چنین چیزی را نیز در این زندان ندیده ایم.

محیط هواخوری زندان نیز فضایی ست که در حالت ایده آل ظرفیت چند ده نفر را داراست که همیشه به عنوان محل هواخوری
بیش از 400 نفر استفاده می شود. محیطی با دیوار های سیمانی بلند که هیچ شباهتی با هواخوری زندان هایی همچون اوین و رجایی شهر ندارد. بزرگ ترین لطف مسئولین این زندان به زندانیان اجازه ی دوبار استفاده از آب جوش جهت نوشیدن چای است، که در هفته گذشته و بر اثر پرتاب ظرف آب جو ش به سمت یکی از زندانیان، چند تن از ایشان دچار جراحت جدی شدند.

تنبیهات بسیار شدید و برخوردها و درگیری های میان زندانیان بسیار دور از شان و مقام و منزلت انسان است. چرا که از خود می پرسیم در کجای دنیا نتیجه ی درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن  شکستن ناخن های دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان 14 و 15 ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟

دریغا که شرمساریم از آنچه در اطرافمان می گذرد و دو چندان شرمساریم از آن که نظیر چنین فجایع غیر انسانی در مملکت ما به وقوع می پیوندد. کشوری که کباده ی تاریخ و فرهنگ و هنرش، دبدبه ی اسلام گرایی و انسان دوستی اش گوش فلک را کر کرده است.

ما زندانیان سیاسی زن زندان قرچک ورامین پس از مشاهده ی شرایط فعلی تلاش های بسیار کرده ایم تا موارد مذکور را که تنها به مثابه ی قطره ای از دریای بی عدالتی ها و بی قانونی های موجود در این زندان بوده است را به عرض مقامات زندان برسانیم.

تا به امروز تنها صحبت از انتقال به بند زندانیان مالی، در راستای “کنترل تراکم جمعیت سوله ها” بوده است. اگرچه بند زندانیان مالی نیز تنها سوله ای ست با شرایط مشابه، که کاملا با محل نگهداری فعلی مرتبط بوده و هیچ برتری ای بر جایگاه فعلی ندارد اما مشکل ما تنها اجرای حقوق زندانیان نیست، که اگرچه آن را نیز حق مسلم خود می دانیم اما با توجه به آنچه ذکر شد، سخن از بدیهی ترین حقوق انسانی، زندانیانی ست که جملگی به قصد تادیب و تربیت بدین جا فرستاده شده اند.

مگر آنکه مسئولین قضایی کشور، تمام آنچه شرع و قانون و اخلاق بدان معتقد است را به گوشه ای افکنده باشند، و سیستم نظارتی خود را بر این اصل استوار کرده باشند که تمامی مجرمین، از کوچک ترین مرتکبین به جرم تا بزرگ ترینشان مستحق مرگ اند. که اگر چنین بود امر به معروف و نهی از منکر به چه منظور به عنوان یکی از اساسی ترین مبانی شریعت اسلام شناخته شده است؟ قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات را برای چه و که تدوین کرده اند؟ در ابتدای این عریضه، وجدان های بیدار را خطاب قرار دادیم، دگرباره از مقامات جمهوری اسلامی ایران، مجامع حقوق بشری، آیات و مراجع عظام تقلید، خواهشمندیم، تا به وظیفه ی شرعی، انسانی و اخلاقی خود عمل نمایند وخواستار رسیدگی به وضعیت نگهداری زندانیان زن در زندان قرچک ورامین شوند.

در پایان خاطر نشان می شویم که در ابتدای مشاهده این وضعیت و هتاکی ها و برخوردهای غیر قانونی ای که با زندانیان می شد، تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم، و کماکان بر این حق خود اصرار می ورزیم که در صورت تداوم شرایط فعلی، بیمی برای گذشتن از جان خود نداریم که اگر داشتیم هیچ کدام امروز در این جا نبودیم. اگرچه تجربه به ما ثابت کرده است که بی ارزش ترین چیز در زندان، جان آدمی ست. آن هم چنین زندانی، که اساس وجودش نه قانون، نه نظام جمهوری اسلامی، نه مقامات قضایی که اصل انسانیت را به زیر سوال می برد. به هر روی دست به دامان وجدان های بیدار شده ایم تا اگر ذره ای انسانیت در وجودمان باقی مانده باشد، در برابر این بی حرمتی ها به شان و منزلت انسانی که ملائک بر او سجده برده اند سکوت نکنیم.

زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین


25 پاسخ به “این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن”

  1. ناشناس گفت:

    الا لعنه الله علی القوم الظالمین

  2. یاالنثارات حسین گفت:

    تقدیم به ما مردم با غیرت

  3. ناشناس گفت:

    دردناکه!! کلمه قادر به توصیف نیست!! خدا بهشون کمک کنه

  4. ali گفت:

    امام خمینی :محمدرضا مملکت ما را خراب کرد زندانها وقبرستانهایمان را اباد. وچه تلخ وگزنده است این تاریخ!!

  5. ناشناس گفت:

    بپا خيزيد !

    كف دستانتان را قبضه شمشير مي بايد

    كماندارانتان را دركمانها تير مي بايد

    شما را اين زمان بايد

    دلي آگاه

    همه با همدگر همراه

    نترسيدن ز جان خويش

    روان گشتن به رزم دشمن بد كيش

    نهادن رو به سوي اين دژ ديوان جان آزار

    شكستن شيشه نيرنگ

    بريدن رشته تزوير

    دريدن پرده پندار

    اگر مردانه روي آريد و برداريد

    – از روي زمين از دشمنان آثار

    شود بي شك

    تن و جانتان ز بند بند گي آزاد

    – دلها شاد

    تن از سستي رها سازيد

    روانها را به مهر اورمزدا آشنا سازيد

    از آن ماست پيروزي

  6. اسفراینی گفت:

    مو به تنتم سیخ شد، نه به خاطر آنکه از بودن خود در این شرایط بترسم که از این همه بی رحمی انسان بر نوع انسان ترسیدم. گمان نمی بردم که در قرن بیست و یکم، این همه زندان با این شرایط در کشوری با این پیشینه فرهنگی پر افتخار وجود داشته باشد. شرایطی که ضیاء نبوی و این عزیزان از زندانهای این کشور بیان می کنند و آنچه ما از کهریزک شنیدیم و آنچه فرزاد کمانگر و دیگر آزادگان دربند گفتند، به هیچ وجه شرایطی برای تنبیه نیست که شرایطی برای کشتن تدریجی به وحشیانه ترین وجه ممکن است. شرایطی که توسط انسانهایی مریض به وجود می آید و اگرنه کدام انسان سالمی است که این شرایط را برای جانداری بپسندد؟
    امیدوارم ما مردم به خود آییم و به جای ترس از این تنبیهات و به جای آنکه گمان ببریم این اتفاقات اگر در گوشه ای کز کنیم و اعتراضی نکنیم برای ما نخواهد افتاد، احساس مسئولیت کنیم و به هر نحوی که قادریم به اطلاع رسانی درست و بی اغراق و نیز اعتراض به این شرایط غیر انسانی بپردازیم.

    به امید ایرانی آزاد و آباد
    یاحسبن میرحسین.

  7. فاطمه گفت:

    خاك بر سر ما بي غيرتها…

  8. 000 گفت:

    رهبر عزيز و مراجع محترم با شما هستيم كمي هم به وجدانتان رجوع كنيد اگه داشته باشيد

  9. سبزه قبا گفت:

    هنوز خلخال از زن یهودی در جمهوری اسلامی گرفته نشده است؟

  10. عماد گفت:

    پناه ميبريم به خدا ازاين همه ظلم و بي عدالتي كه با نام مقدس اسلام صورت ميگيرد. كجايند مراجع مستقل شيعه ؟ درزمان پهلوي كه مظاهر ظلم تااين حد نبود با كوچكترين انحراف فرياد وااسلاما سر ميدادند . چگونه است كه در حكومت به ظاهر اسلامي با وجود اين همه ظلم وبي عدالتي مراجع عظام لب به سكوت بسته اند؟ آيا ملتزم بودن به سيره حضرت فاطمه زهرا سلام ا… عليها فقط پياده راه رفتن با پاي عريان است؟آيا فكر نميكنند حضرت زهرا ويوسف از نظر غايبش در فرداي قيامت از اينان كه پيشوايان آيين پدرش بودند ودربرابر ظلم سكوت كردند به درگاه خدا شكوه ببرد؟

  11. کاوه بهار گفت:

    این گوشه ای از ثمرات حکومت دینی است.

    مابه قرون وسطی بر گشته ایم.

    قراربود زندانها در اسلام دانشگاه شوند ،که شد اما……

  12. kave babak گفت:

    omidvaram ke az in doran sakht ba sar-bolandi birun biaid va baz be aghush melat baz gardid..
    dorud bar shoma azad zanan, va nang bar ma mardome bi jorat

  13. SARKHORDEYE NEZAM گفت:

    Chi Begam Delam Gerefte
    Sarasar Khakamo
    Suleo Zendan Gerefte
    Khabe Parvaz Didan
    Ke Rahee Nemishe
    Tu Dele Darya Ke Bashi
    Rafee Teshnegi Nemishe
    Gole Mardomi Be Damane Tabiat Gole
    Na Be ejbar Tu Hasr Konje Khone
    Sadha Nahale Sabz Jangale Sabze Farda Bod
    Amma Zendano Sule Ghebleye Sheytan Bod
    Dorod bar Edalat,,, Dorod bar Haghighat,,, Shokofabad RAHE ZABZE OMID, va Sarboland bad ZENDANIANE BI PANAHE IRAN

  14. mohammad گفت:

    آدرس زندان رو مکتوب می فرمائید .ما ساکن قرچک هستیم ازهمچین جائی که گفتین خبر نداریم

  15. khosro گفت:

    omidvaram az in donehaye doroshte ashkam ke az chesham sarazir mishe o ro goneham mirize seyli azim dorost she o in diktator va diktatori ro az beyn bebare

  16. نامه ای به خدا گفت:

    به نام خدا
    حضرت علی(ع) می فرمایید اگر مظلومی بانگ بر آورد و کمک خواست و کسی صدایش را شنید و توجه نکرد مسلمان تیست.

    خدایا با چشمانی اشک آلود از تو می خواهم به ذات اقدست قسم این مظلومان را نجات بده

    نمی دانن باید چکار کنم اگر می دانستم اندکی کوتاهی نمی کردم

  17. ... گفت:

    سکوت

  18. فاطی گفت:

    خدا لعنتشون کنه

  19. ناشناس گفت:

    واقعا خجالت آور است, آنوقت در تلويزيون جمهوري اسلامي دم از ظلم در كشورهاي اروبائي ميزنند

  20. امید گفت:

    تا شقایق هست امید هست

  21. fati گفت:

    واقعا عاقبت یک انسان ان هم یک زن در جمهوری اسلامی که جرمش صدای ازادی و ازادهخواهی برای خود و همنوعانش هست اینچنین باید باشد .بخدا که اینها روی حیوانات را سفید کردن.

  22. سمیر گفت:

    خداوندا !از دست تو . بتو شکایت میکنم !!
    آخر تاکی ظلم را میبنی و کاری نمیکنی !این همه جنایت بنام حکومت شیعه ؟ چرا آیات عظام ساکت نشسته اند .چرا ایت الله سیستانی و اردبیلی و بیات جلوی این خیره سریها… را نمیگیرند ؟ باید این نامه را به تمام زبانهای دنیا ترجمه کرد و به سایتهای خبری فرستاد و نشر کرد تا همه مردم دنیا بدانند چه نوع جنایتکارانی بر ایران حکومت میکنند !

  23. ناشناس گفت:

    وقتی به یک نفر در جامعه ظلم شود، همه افراد جامعه بصورت مستقیم یا غیر مستقیم اثر آن را خواهند دید.

    این یک جنایت است و ضررش را همه خواهند دید.

    برادر بسیجی، من نمی دانم چطور می توانی اینهمه ظلم را ببینی و آنها را جزو اسلام بدانی. آخر اینهمه که راجع به حق مردم در آیات و روایت آمده، با این رفتارها تناقض ندارد؟ آخر فکرنمی کنی که اینها برخلاف فطرت و سرشت انسانه؟ آیا این کارها باعث گسترش ظلم و جرم و جنایت وبی عدالتی نمی شود؟ اگر فکر میکنید که همه اینها دروغه یک سری به نوشته های دیگران درباره زندانها سری بزنید. بالاخره از نوع حرف زدن و نوشته فرد خیلی وقتها تا حدی می شه فهمید راسته یا دروغه.

    آقای علی مطهری، من آنقدر که از پدرتان شناخت داشتم خیلی وقتها با وجود اختلاف عقیده به خاطر آزاد اندیشی اش به او احترام می گذاشتم. نمی دانم چرا شما در برابر چنین فجایعی کاری نمی کنید.

    و جناب آقای خامنه ای، از شما خواهش می کنم که به این وضع اسفناک در زندانها پایان دهید. نصیحت این آدم یک لا قبا رو بپذیرید که به احتمال زیاد این راه برای همه بهتراست، هم برای جامعه و هم برای شما.

  24. مرگ بر دیکتاتور گفت:

    متاسفم برای خودم وملت ایران . ببینید دیکتاتوری و خفقان کار را به کجا رسانده است.

  25. نیلوفر - وزیر اکبر خان کابل گفت:

    خوب شد برادران ایرانی فهمیدند که نظام حاکم شان از “نظام طالبانی ” ما(افغانستان) بهتر نیست؛ فرقشان فقط در کالایشان(لباسشان) هستند . نفت دارند لباس نو تر می پوشند وگرنه هیچ فر قی ندارند. از روزی که بنی صدر را بلند کرد می شد فهمید انقلاب شان به بیراهه می رود. مگه رای نیاورد؟ تعدادی بسیجی “هوچی گر ” سخنرانی اش را بهم می زدند.