مادر مهدی محمودیان خطاب به دادستان: فردای قیامت نمی توانید پاسخگو نباشید
چکیده :از کودکی به ما آموخته اند که دروغگو دشمن خداست.اما پیش از عید شنیدم که یکی از مسئولین سازمان زندانها اعلام کرد که در زندانهای ایران هیچ زندانی ای که دو عید را بدون مرخصی گذرانده باشد نداریم و بعد از آن یکی از نماینده های مجلس هم چنین جمله ای را تکرار کرد.در حالیکه هم شما،هم آنها و هم همه ملت میدانند که نه تنها فرزند من بلکه بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی،صنفی،حقوق بشری و عقیدتی برخی حتی بیش از دو سال است که به مرخصی نیامده اند.با این وصف آیا چیزی تغییر کرده که ما بی خبریم و یا دیگر دروغگو دشمن خدا نیست؟...
مادر مهدی محمودیان طی نامه ای دیگر خطاب به دادستان تهران، ضمن شرح گوشه هایی از رنج ها و تالمات وارده بر پسرِ روزنامه نگارش در زندان و آنچه بر خود طی ماههای بعد از انتخابات و بازداشتِ فرزندش گذشته، خطاب به این مقام قضایی خاطرنشان کرد “آقای دادستان یادتان نرود که اگر امروز هم پاسخگو نباشید فردای قیامت دیگر نمی توانید اظهار بی اطلاعی و ندامت کنید پس تا وقت دارید کاری کنید که آنروز در بارگاه الهی سرافکنده و شرمسار اعمال خود نباشید.”
به گزارش رسیده به جرس، فاطمه الوندی در نامه خود به عباس جعفری دولت آبادی، به دادستان تهران که چند روز پیش آنرا انتشار و ارسال کرده، مواردی دوازده گانه را خاطرنشان کرده و گفته است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی-دادستان تهران
به حکم ادب به شما سلام می کنم گرچه شما بر خلاف ادب،اخلاق و قانون دیگر نامه های مرا دریافت نمی کنید و من مهم مجبور شدم این مرتبه نامه ام را برایتان پست کنم و چون خواستم بهانه ای نداشته باشید و بعدا بگویید نامه ات را ندیدم این نامه را به سایتها دادم تا از این طریق نیز اخبارش به شما برسد.
جناب دادستان در این دوسال اخیر در شب عید حتما فرزندانتان در کنارتان بودند و هنگام تحویل سال فرصت کردند شما را در آغوش بگیرند و بر سر رویتان بوسه بزنند و از شما عیدی بگیرند. حالا از شما میپرسم آیا در آن لحظات به عنوان یک مسئول و یا حتی به عنوان یک انسان به یاد فرزندان کوچک زندانیان سیاسی که چندین سال نو را بدون پدر و بوسیدن و عیدی گرفتن از او تحویل کرده اند،بوده اید؟آقای دادستان آیا میدانید فرزندم مهدی یکی از این زندانیهایی است که دو سال است عید در کنار تنها دختر خردسالش نبوده و نوه ام زینب دوسال است که نتوانسته سال نو بر صورت پدر بوسه بزند و از او عیدی بگیرد؟
آقای دادستان در نامه های قبلی سوالاتی در رابطه با فرزندم مهدی، مطرح نمودم که هیچ جوابی نگرفتم و اینک سوالات دیگری از شما میپرسم شاید به حکم عقل و شرع و اخلاق پاسخم را داده و به مشکلات فرزندم رسیدگی نمایید!
1-در اواخر بهمن ماه سال 89 شما قول دادید در عید نوروز به فرزندم مرخصی دهید تا پس از نزدیک به دو سال عید در کنار دختر خردسالش باشد،اما این وعده تان عملی نشد و به عهدتان وفا نکردید.البته همان موقع همکاران شما که در دفترتان کار میکنند گفتند که به خواسته تان ترتیب اثری داده نخواهد شد ولی من فکر میکردم به حکم مسلمانی به عهدتان وفا خواهید کرد که نکردید.آیا میشود علت عمل نکردن به قولتان را بدانم؟
2-آقای دادستان چندین ماه است که فرزند من و تمامی هم بندیهای او از تماس تلفنی با خانواده هایشان محرومند،علت چیست؟
3-چرا شما جلسه ای نمی گذارید و حرفهای ما را نمی شنوید آیا خدای ناکرده با این کار قصد سوق دادن ما بسمت رسانه های بیگانه را ندارید؟
4-چرا خلافکاران و فروشندگان مواد مخدر و اوباش در زندان از امکانات قانونی برخوردارند –که البته باید برخوردار باشند- اما فرزند من و امثال ایشان از چنین امکاناتی برخوردار نیستند؟ در این زمینه مطلبی که فرزندم برایم نقل کرده برایتان مینویسم. امیدوارم گوشی شنوا و وجدانی بیدار داشته باشید و درباره آن فکر کنید. “روزی در زندان رجایی شهر یک زندانی به مهدی مراجعه میکند و میپرسد مگر شما ها چه کردید که اینقدر خطرناکید که به ما میگویند نباید به شما نزدیک شویم؟ مهدی از او سوال میکند جرم شما چیست؟ او در پاسخ میگوید:50 کیلو شیشه داشته ام و دوبار به اعدام محکوم شده ام” حالا من از شما میپرسم مگر جرم فرزندم چیست که چنین افرادی را هم از نزدیک شدن به او می ترسانید؟
5-آقای افضلی که ظاهرا رئیس دفتر شماست در حضور خودم نامه ای که وکیل مهدی برای شما نوشته بود را به دستگاه خردکن ریخت و گفت برو به وکیلش بگو نامه معدوم شد.بنظر شما دلیل این کار آقای افضلی چیست؟آیا شما دستور اینگونه برخوردها را داده اید؟
6-آقای دادستان در ماههای اخیر دستگاههایی را بمنظور ردیابی و کشف موبایل در سالنی که زندانیان سیاسی را نگهداری میکنند نصب کرده اند که باعث سرگیجه،سردرد و حالت تهوع زندانیها شده است اما صدای اعتراض آنها به هیچ جایی نمیرسد و حاضر نیستند که این دستگاهها را بردارند.مطمئنم که حضرت علی را میشناسید،آیا میدانید ایشان دستور دادند با زندانی اگرچه محکوم به اعدام است خوشرفتاری شود.پس علت این همه بد رفتاری مسئولین زندان با فرزندان ما که اسیر دست شما هستند چیست؟
7-از کودکی به ما آموخته اند که دروغگو دشمن خداست.اما پیش از عید شنیدم که یکی از مسئولین سازمان زندانها اعلام کرد که در زندانهای ایران هیچ زندانی ای که دو عید را بدون مرخصی گذرانده باشد نداریم و بعد از آن یکی از نماینده های مجلس هم چنین جمله ای را تکرار کرد.در حالیکه هم شما،هم آنها و هم همه ملت میدانند که نه تنها فرزند من بلکه بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی،صنفی،حقوق بشری و عقیدتی برخی حتی بیش از دو سال است که به مرخصی نیامده اند.با این وصف آیا چیزی تغییر کرده که ما بی خبریم و یا دیگر دروغگو دشمن خدا نیست؟شاید هم آقایان از زندانهای کشور اخبار درست ندارند که اگر اینطور است آدرس خانه ما را به آنها بدهید تا راهنماییشان کنیم.
8-آقای دادستان،میگویند براساس آیین نامه سازمان زندانها مسئولیت حفظ سلامتی زندانی با سازمان زندانها و سایر نهادهای مربوطه است .سوال من از شما این است آیا شما از این قوانین اطلاع دارید یا نه؟اگر اطلاع دارید پس چرا دربرابر عدم رعایت این قانون سکوت میکنید آیا سکوت شما نشانه تایید این قانون شکنی و بی توجهی به سلامت فرزندان ما و کلیه کسانی که زندانی شما هستند نیست؟
9-برای صدمین بار در خصوص سلامتی فرزندم نزد شما اعلام خطر میکنم و میگویم حفظ سلامتی او با شماست،چرا لااقل با مرخصی او موافقت نمیکنید تا خودم فرزندم را درمان کنم؟
10-چندی پیش که به دفتر شما مراجعه کردم مادری را دیدم که میگفت “فرزندم به اعدام محکوم شده و حالا قاضی پرونده به من گفته حلالم کن در آن شرایط جو گیر شده بودم حکم فرزندت اعدام نیست و حداکثر 3 الی 4 سال زندان است اما دیگر کاری از دستم ساخته نیست.البته خوشبختانه این پرونده در دیوان مانده و هنوز حکم اجرا نشده است.” آقای دادستان نکند قضات در صدور حکم فرزند من و سایر زندانیهای سیاسی نیز تحت تاثیر شرایط آن روزها به قول این آقای قاضی جو گیر شده باشند و احکام ناحق صادر کرده باشند؟
11-روز پنجشنبه 31 فروردین اعلام کرده اید تا آنجا که من اطلاع دارم اعتصاب غذایی در کار نبوده و این اخبار نادرست است.آقای دادستان اگر منظورتان زندان رجایی شهر بوده است باید بگویم اطلاعاتی که به شما داده اند نادرست است و ظاهرا شما را در بی خبری نگه میدارند.البته این ندانستن از بار مسئولیت شما چیزی کم نمیکند چون باز هم قصور از خودتان است. اما اگر میدانستید و دروغ گفته اید که دیگر شما می مانید حدیث دروغگو دشمن خداست.
12-آقای دادستان بار دیگر توجه شما را به اصل 38 قانون اساسی که هرگونه شکنجه را برای گرفتن اعتراف ممنوع و عاملین این کار را مجرم و مستحق مجازات اعلام میکند جلب میکنم و از شما میپرسم آیا از زمانی که مسئولیت برعهده گرفته اید در زندانهای شما هیچ شکنجه ای برای گرفتن اعتراف صورت نگرفته است؟ اگر این اتفاق افتاده که خوب می دانید افتاده است (طبق قانون زندان انفرادی مصداق بارز شکنجه است) تا کنون چند عامل شکنجه و متخلف را مجازات کرده اید؟
آقای دادستان یادتان نرود که اگر امروز هم پاسخگو نباشید فردای قیامت دیگر نمی توانید اظهار بی اطلاعی و ندامت کنید پس تا وقت دارید کاری کنید که آنروز در بارگاه الهی سرافکنده و شرمسار اعمال خود نباشید.
فاطمه الوندی : مادر روزنامه نگار زندانی مهدی محمودیان














خواهرم؛ هنر مسلمانی، خداترس بودن، تقوا پیشهکردن و بیمناک بودن است… خواهرم. هنر مسلمانی، وفای به عهد است. هنر مسلمانی مهربانی و خوشرویی و خوشبینی و گفتار و پندار و کردار نیک است. اما این هنر را از دیوان و ددان مخواهید.
این خانه از پای بست ویران است
من یک خواهر شهید هستم .شهید هشت سال دفاع مقدس.یک بسیجی هجده ساله. بوداگر برادرم اینجا بود………………اگر او اینجا بود غیرتش مردانگی اش وطن پرستی اش به شما ظالمان مستبد نظام به انحطاط کشیده جرات جسارت به مردم ….جسارت به ایران و ایرانی….. جسارت به مادران ایران را نمیداد.خدا امام امت خمینی را رحمت کند.اگر امام میدانست چه بر سر مردم می اورید شاید انقلاب نمیکرد.شما مزدوران مخفی شده پشت اسلام عزیز بدانید اسلام و دین بازیچه دست شما مزدوران نیست که بتوانید با دین پاک اسلام و اوردن نام امام زمان (ع) خود را توجیه کنید.
خدایا تو را به ابروی خون شهدای انقلاب و شهدای هشت سال دفاع مقدس قسمت میدهیم حق مظلوم را از ظالم بگیر.
شمر هم وقتی ازش بپرسن چرا امام حسن را کشتی میگه اربابم گفت…..
این خانه از پای بست ویران است
ایشان مدعی العموم نیست مدعی الدیکتاتور است چند بار من باید این رو اینجا بنویسم تا باور کنید نمی دونم!
Khanome aziz , inha ra az khoda va rooze jaza mitarsanid? Shoma namidanid inha khode hazrate khodavand hastnd va maleke rooze jaza . Bavar konid inha rooze ghyamat jeloye shoma ra migirand va az babate name negari va ehanet mojazat mishavid. Shekayat az khoda bihoodeh ast.
مادر عزیز قیامت کجا بوده؟؟؟
اینها به قیامت اعتقادی ندارند. به آن دنیا اعتقادی ندارند. اینها فکر می کنند فقط همین دنیا وجود دارد. و آخرتی در کار نیست.
آگر انسان ذره ای، فقط ذره ای به آخرت و آن دنیا اعتقاد داشته باشد، یک صدم اعمال و جنایات و ظلم های اینها را انجام نمی دهد.
مادرجان شماواقعا تصور می کنید که اینان به آن دنیا و روز قیامت و… اعتقادی دارند. اگر داشتند این کارهارا می کردند. بدیهی است این مطالب را فقط برای ما میگویند و خودشان سرجویی به آن اعتقاد وایمان ندارند وگرنه کسی که ازگناه وخطا و بهشت و جهنم و روز دادرسی بترسید یک صدم کارهایی که اینان می کنند و حرف هایی که اینان می زنند دروغ هایی که اینان می بافند می کردند و می زدند؟
2 سال گذشت
پس کی قراره تموم بشه؟
ما تقاص چیرو میدیم آخه؟
با سلام خدمت مادرعزیزم سرکار خانم الوندی خدمت ایشان عارضم اگر آقایان به خدا _ پیغمبر و روز رستاخیزاعتقادی داشتند
ما دچاراین اوضاع واحوال نمی شدیم ولی باتمام این احوال مادرم اندکی صبر سحرنزدیک است.
باآرزوی سلامت وطول عمربرای تومادرعزیزرنج کشیده وپسرت مهدی عزیز وبه امید آزادی هرچه سریعتراووتمام زندانیان بی گناه
اززندان دیکتاتور.ننگ ومرگ وذلت بر تمامی دیکتاتورها.
خطاب به خواننده ی گرامی سبز عزیز:
ما مردم ایران تقاص جهالت و ناآگاهی مان را پس می دهیم.
من و شما و امثال ما که از اول فهمیدیم چه کسی دروغ می گوید و چه کسی راست، چه کسی عرضه ی اداره مملکت را دارد بدون درنظر داشتن منافع شخصی و بدون چشم طمع داشتن به بیت المال و بر آن اساس انتخاب کردیم، باید به آتش ناآگاهان و جاهلان بسوزیم.
جاهلانی که که به راحتی و با چهره ی مذهبی ِ ساختگی و دروغین، صحبتها و حرفهای مذهبی دروغین و با ظاهر ِ مثلا ساده لیکن دروغین و کثیف و پاره ی یک انسان گول می خورند؛ و عاشق مثلا سادگی، پارگی یک انسان ِ دو روی کثیف، جنایتکار، گدا، قدرت طلب، لجوج، کینه ای، خدانشناس و … می شوند… … باید به آتش این جاهلان بسوزیم. و متاسفانه این جاهلان که فریب مذهب ساختگی دروغگویان را می خورند هنوز وجود دارند و غافل از همه چیزند.
عده ای نیز فقط به خاطر منافع شخصی خود و منافعی که از قبل این طرفداری نصیبشان می شود ……….
خلاصه که ما هم باید تقاص جهالت هموطنان خود را پس بدهیم… ما که قدر دوران زیبا ، پاک و رفاه بوجود آمده ی اصلاحات را ندانستیم. حقمان است…