داوود سلیمانی: امیدواریم زندانی بودن ما به تحقق استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت کمک کند
چکیده :داوود سلیمانی در نامهای سرگشاده خطاب به همسر و فرزندان خود نوشت: من و امثال من اگر بتوانیم فارغ از خشونتی که گاه گریبانگیر جامعه مان می شود و گفتمان اصولی و راهبردی تحقق اسلام، دموکراسی و مردم سالاری را تحت الشعاع قرار می دهد، با اندیشه و رفتار و یا حتی با به زندان افتادنمان این رکن حاکمیت را در جمهوری اسلامی تقویت کنیم... کاری بس ارزشمند به وقوع پیوسته است... راضی ام به رضای خدا و شما نیز - می دانم که برایتان مشکل است- ولی راضی به رضای او باشید....
دکتر داوود سلیمانی، استاد دانشگاه و زندانی سیاسی، در نامه ای سرگشاده خطاب به همسر و فرزندان خود، از ظلم ها و قانون شکنی هایی که در دو سال اخیر بر وی رفته، پرده برداشت و خاطر نشان کرد: هیچگاه نخواسته ام حقیقت را فدای مصلحتی نمایم که در آن مصلحت دون شرافت و اخلاق و عقیده بوده است. پس می گویم راضی ام به رضای خدا و شما نیز – می دانم که برایتان مشکل است- ولی راضی به رضای او باشید.
به گزارش کلمه، این عضو جبهه مشارکت، ابراز امیدواری کرده که زندانی بودن او و امثال او بتواند به تحقق استقلال و آزادی و جمهوریت و اسلامیت کمک کند، و افزوده است: من و امثال من اگر بتوانیم فارغ از خشونتی که گاه گریبانگیر جامعه مان می شود و گفتمان اصولی و راهبردی تحقق اسلام، دموکراسی و مردم سالاری را تحت الشعاع قرار می دهد، با اندیشه و رفتار و یا حتی با به زندان افتادنمان این رکن حاکمیت را در جمهوری اسلامی تقویت کنیم و الزاماتی نظیر احزاب مستقل، رسانه های مستقل و آزاد، مجالس اگاهی بخش و موثر، انتقاد ها و اعتراض های قانونی نسبت به مسائل مختلف و حقوق آحاد ملت و شهروندان و… بیش از پیش گریزناپذیر نمائیم؛ کاری بس ارزشمند به وقوع پیوسته است.
وی همچنین تاکید کرده است: همانطور که اسلام دارای الزاماتی است که در قانون اساسی تجلی یافته است؛ دموکراسی و وجه مردمی نظام که در جمهوریت آن تجلی یافته است دارای الزاماتی است که بدون آن خیمه جمهوری اسلامی برپا نمی ماند… مطبوعات آزاد، احزاب مستقل از قدرت؛ و توزیع قدرت در چارچوب قانون اساسی و حقوق ملت، از ارکان و نهادهای طبیعی وجه مردمسالاری نظام است. اگر این ارکان به دلایلی حذف شوند، یا فرمایشی باشند و یا بود و نبودشان در توزیع قدرت بی اثر باشد و حکومت و مردم خود را بی نیاز از آن بدانند، اگرچه صورت دموکراسی باقی است ولی از حقیقت تهی می ماند و این آن خطری است که اگر در هر جامعه ای اتفاق بیافتد باید نگران صدای پای استبداد در آن بود.
متن کامل نامه این زندانی سیاسی به همسر و فرزندانش، به نقل از صفحه فیس بوک داوود سلیمانی، به شرح زیر است:
بسمه تعالی
به همسرم و فرزندانم تا بخوانند و بدانند و بیشتر بفهمند ….
از عمر من و امثال من، بالاخص کسانی که سن و سالی از آنها گذشته است، کمتر به دنیاست. من برای عقیده ام زندگی کرده ام، قبل از انقلاب قدم در مبارزه علیه رژیمی دیکتاتور که در راس آن شاه حکومت می کرد و شعار ایرانیان را “خدا، شاه، میهن” نهاده بود، گزاردم و چونان قطره ای در سیل عظیم ملتی که از جور و ستم و زندان و حبس و شکنجه و تبعیض و فقر و مهم تر از همه فقر اخلاق اجتماعی رنج می برد،حل شدم و با امید به آینده درخشانی که در پرتو هدایت و تعالیم اسلام عزیز و اراده ملت، قرار بود زندگی مان را رقم زند، زندگی سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کردم تا دیگر از بندهایی که انسان را از سعادت حقیقی باز می دارد، رها شوم و از بند غیر خدا آزاد باشم و نیز در حد وسع خود بتوانم به شعارهای رهایی بخش استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” مدد رسانم و بودند خیل جوان های پر شوری که با همین هدف از ابتدا قدم در راه گذاردند
من کماکان بر همان عقیده ام؛ ولی؛ فکر می کنم اتفاق بزرگ و یا شکاف عمیقی در ذهنیت و عینیت ما روی داده است که ریشه های آن یا از حبّ مفرط است و یا جهل بسیار متاسفانه برخی، من و امثال بنده را، در جریان انتخابات گذشته بی هیچ سند و مدرکی و بی هیچ گناه و خبط و اشتباهی در این عرصه، به “ضد انقلاب”، “منافق”، “نفوذی”، “خارجی”، “عامل آمریکا” و امثال آن تشبیه نموده اند ! و شما که مرا می شناسید و سوابقم را کمابیش از طریق مادرتان و یا عموهایتان در رابطه با قبل از انقلاب و بعد از آن و هنگام جنگ تحمیلی و پس از آن دانسته اید، شاید این سخنان شما را دچار بهت و حیرت کند و خدای ناکرده این مصائب را نتیجه آن اعتقادات و احیانا تلاش ها و اگر بتوان گفت ایثارهایی که امثال جوانان و مردان و زنان و منی که چونان قطره ای در میان آنان در جریان انقلاب و پس از آن داشته اند، بدانید. و این مرا نگران می کند؛ زیرا حل این تضاد و تعارض و تناقض، دشوار است. و از خود بپرسید کسی که در نیت و عمل بر اساس قانون و در چارچوب نظام سیاسی مستقر حرکت کرده است، چرا اینک باید مدتی را در زندان بسر برد؟! کسی که نه خشونت را می پسندد و نا با روش های خشونت بار و براندازانه میانه ای دارد و همواره استراتژی اصلاحات را که در تقابل با استراتژی براندازی و انقلاب و امثال آن است، تبلیغ کرده و به حرکت در چارچوب های قانونی و پذیرفته شده به همراه تمامی اصلاح طلبان، همواره تاکید نموده و پای فشرده است، اینک باید در زندان بسر برد؟
نه اینکه بگویم چرا من زندانی شده ام- شاید در گذشته در عرصه هایی قدم نهاده ایم که بسیار هولناک تر و پر خطرتر بوده است، صحنه صحنه های قبل از انقلاب و بالاخص صحنه صحنه های دفاع مقدس را که جوانانی چون عموی شهیدتان؛ که همزمان با او افتخار حضور در جبهه ها را داشته ام؛ که عزت را با خون خویش رقم زده اند شنیده اید و همراهی با آنان و در کنار آنان زیستن و عمل کردن، برای من به تمام عمرم می ارزد و از بهترین لحظات زندگی ام بوده است، که آنی از آن را با تمام تاریخ زندگی ام معاوضه نخواهم کرد- بلکه از اینرو نگرانم که شما، دلیل زندانی شدنم را نفهمید و باید متوجه شوید و بدانید که کماکان این برهه از زندگی ام نیز در جهت تحقق همان “استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” است.
من از کسانی که مرا به اتهام “اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی” و ” تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” محکوم کرده اند، گله ای ندارم ولی راضی هم نخواهم بود، زیرا فعالیت سیاسی خود را در جهت شعارهای اصیل انقلاب و راه و رسم امام راحل می دانم، و در جریان دادگاهم که به صورت غیر علنی برگزار شد و سه ساعت به طول انجامید، متاسفانه آنچنانکه شایسته یک محکمه است عمل نشد، زیرا دلایل و مستندات حقوقی و محکمی برای محکومیتم وجود نداشت، ولی به هر تقدیر، بنا به دلایلی از گفتن آن به جهاتی حقوقی معذورم و شاید شما کم و بیش از آن آگاه باشید، به شش سال و پس از آن در دادگاه تجدید نظر به سه سال زندان محکوم شدم.
من فکر می کنم اگر انشاء الله این زندان بتواند اندکی به تحقق بیشتر استقلال و آزادی مدد رسند و بتواند جمهوریت را در کنار اسلامیت نظام، آنچنان که شایسته است تقویت نماید و رکن دموکراسی و مردم سالاری را شانه به شانه اسلام عزیز توسعه دهد، مردم بتوانند جهت تحقق آن بعدی که به خودشان واگذار شده یهنی “جمهوریت”، الزامات قانونی آن را توسعه دهند، کار بزرگی صورت گرفته است.
من و امثال من اگر بتوانیم فارغ از خشونتی که گاه گریبانگیر جامعه مان می شود و گفتمان اصولی و راهبردی تحقق اسلام، دموکراسی و مردم سالاری را تحت الشعاع قرار می دهد، با اندیشه و رفتار و یا حتی با به زندان افتادنمان این رکن حاکمیت را در جمهوری اسلامی تقویت کنیم و الزاماتی نظیر احزاب مستقل، رسانه های مستقل و آزاد، مجالس اگاهی بخش و موثر، انتقاد ها و اعتراض های قانونی نسبت به مسائل مختلف و حقوق آحاد ملت و شهروندان و… بیش از پیش گریزناپذیر نمائیم؛ کاری بس ارزشمند به وقوع پیوسته است.
همانطور که اسلام دارای الزاماتی است که در قانون اساسی تجلی یافته است؛ دموکراسی و وجه مردمی نظام که در جمهوریت آن تجلی یافته است دارای الزاماتی است که بدون آن خیمه جمهوری اسلامی برپا نمی ماند. توجه به رکن رکین مردمی نظام امری شعاری نیست، بلکه الزاماتی عینی و نهادهای مستقر می طلبد. مطبوعات آزاد، احزاب مستقل از قدرت؛ و توزیع قدرت در چارچوب قانون اساسی و حقوق ملت، از ارکان و نهادهای طبیعی وجه مردمسالاری نظام است. اگر این ارکان به دلایلی حذف شوند، یا فرمایشی باشند و یا بود و نبودشان در توزیع قدرت بی اثر باشد و حکومت و مردم خود را بی نیاز از آن بدانند، اگرچه صورت دموکراسی باقی است ولی از حقیقت تهی می ماند و این آن خطری است که اگر در هر جامعه ای اتفاق بیافتد باید نگران صدای پای استبداد در آن بود. دموکراسی آن نیست که تنها یک سلیقه از آن راضی بدر آید، بلکه دموکراسی یک رضایت اجتماعی است که اقلیت نیز در آن راضی اند.
چنانکه می دانید در ملاقاتهایی که در زندان باهم داشته ایم، همواره در احوالپرسی هایی که داشته ایم، بر توکل و اعتماد به خدا و اینکه این هم امتحانی الهی است، تاکید شده است؛ و همواره در راه اثبات حقانیت هدف و ایده ای که از ابتدای جوانی تا کنون که سنم از پنجاه سال گذشته است، تلاش کرده ام ولی هیچگاه نخواسته ام حقیقت را فدای مصلحتی نمایم که در آن مصلحت دون شرافت و اخلاق و عقیده بوده است. پس می گویم راضی ام به رضای خدا و شما نیز- می دانم که برایتان مشکل است- ولی راضی به رضای او باشید.
والسلام علیکم و علی عباده الصالحین
داوود سلیمانی- زندان رجایی شهر کرج














واقعا شما و همفکرانتان و همراهانتان در تاریخ متفاوت خواهید ماند.کسانی که شاید عشقتان درک نشود اما سئوال می شود!