مصطفی معین: انتخابات سالم نباشد رای نمی دهم
چکیده :بايد فضای انتخابات سالم و عادلانه باشد و تضمینهایی داده شود که رأی مردم با نظارت دقیق شمرده و به رسمیت شناخته شود. اگر نباشد من مسئولیتی در خود نمیبینم که نه کاندیدا شوم و نه رای دهم، کما این که در انتخابات مجلس هفتم و هشتم هم نتوانستم رأی دهم. چون احساس کردم با آن نظارت استصوابی و رد شدن دو هزار و چند صد نفر من دیگر مسئولیتی در قبال انتخابات...
کلمه: دکتر مصطفی معین وزیر سابق علوم در دولت سیدمحمد خاتمی و یکی از کاندیداهای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری معتقد است اتفاقات دوسال گذشته تداوم اصلاحات است. او از اسلامی می گوید که در آن واقعاً اصل بر برائت و آزادی است، مگر آن كه خلافش ثابت شود. آن اسلام انسان را پاك ميداند، چرا که انسان فطرتاً پاك، حقگرا و عدالتجو آفريده شده است.
دکتر معین معتقد است نباید آرمان ها را فراموش کرد، از طرف ديگر باید به واقعیتهای جامعه، محیط و توان خود و توان جمعی هم توجه کرد. نه در آرمانها و ایدهآلها ذوب و از واقعیتها جدا شد و نه در واقعیتها و روزمرگی ها به عقب بازگشت و آرمانها را فراموش کرد.
او می گوید: راه ادامه دارد. خیلی نباید عجول بود. متن گفت و گوی ویژه نامه نوروزی شرق را با دکتر مصطفی معین در پی می خوانید.
-آقاي دكتر مدتهاست از شما خبري نيست.
بايد ديد چه چيز خبر است؟ خبر كه حتما نبايد انعكاس بيروني داشته باشد. ممكن است در درون انسان هم خبرهاي زيادي باشد و چه بسا آنچه در درون انسان مي گذرد اهميتش از انعكاس بيرونياش بيشتر باشد. البته انسان چون موجودي اجتماعي است نميتواند خود را از اجتماع جدا بداند. در عين حال آن چه تعيين كننده است انگيزه فرد است وتاثیرگذاری اجتماعي او و بعد بيان و يا اقدامي كه بر اساس آن انگيزه و اثر ميخواهد انجام دهد. من الان وقتم سخت و به صورت متراكمي بر همين اساس پرشده است.
-مشغول چه کاری هستید؟
بخش مهمي از وقت من را مثل گذشته فعاليتهاي علمي و تخصصيام ميگيرد كه در زمينه آلرژي و ايمونولوژي است. در مركز ما با برخورداری از پژوهشگران جوان و سخت کوش تحقيقات خوبي انجام مي گیرد. شاخصهاي اين مر كز تحقيقات از نظر كيفيت و اثر بخشي در ميان سایر مراكز تحقيقات پزشكي كشور بسيار برجسته است. از طرفي تدريس و پژوهش و كار با دانشجويان و دورههاي تخصصي هم بخش دیگری از فعاليت هاي من در اين زمينه است؛ اما در زمينههاي اجتماعي و مدنی هم تا جايي كه بدانم و بتوانم فعاليت ميكنم.
– به طور مشخص چه فعاليتهايي؟
در حوزه اجتماعي و فرهنگي هم اکنون دو سه موضوع دغدغههاي اصلي من هستند .يكي مساله اخلاق كاربردي است كه امروز به اخلاق حرفهاي شهرت دارد؛ بعد از آن كه در سال 82 از وزارت استعفا كردم و از دولت بيرون آمدم اين دو سه نيازي را كه امروز مطرح مي كنم آن روز هم در ذهن من بود و به سراغشان رفتم. يكي همين مساله اخلاق بود كه انجمن ايراني اخلاق در علوم و فناوري در پايان سال 83 تاسيس شد؛ دغدغه بعدي توسعه علمي ايران است كه كشور ما از پتانسيل عظيمي به لحاظ مادي و معنوي، از نظر تاريخ تمدن، منابع انساني، جواني جمعيت، استعدادهاي سرشار ، انگيزههاي قوي و ثروتهاي مادي نفت و گاز برخوردار است، ولي به خصوص از ضعف نهادهاي علمي و مدني در اين زمينه رنج ميبرد که در این وجه جمعيت توسعه علمي ايران در پایان سال 83 تاسيس شد. يكي دیگر از دغدغه ها هم جنبههاي اجتماعي مسئوليت يك انسان است كه به ويژه مثل حوزههاي تخصصي پزشكي بايد سازوكارهايي پيدا كرد كه مسايل را آسيب شناسي كند و به تشخيص و ارايه راه حل و پیشگیری و درمان برسد . امروز جامعه ما دچار آسيبهاي اجتماعي زيادي است و برخي از آنها باعث شده ايران در رتبههاي نخست جهان قرار بگيرد، مثل اعتياد يا اختلالات رواني و افسردگي و اضطراب ، آن هم در كشوري كه جمعيتی جوان دارد. بزهكاري، طلاق، خودكشي، جرايم مختلف، فساد اداري و اقتصادي و سوء مدیریت همگی جزو آسيبها محسوب ميشود. فقر اقتصادي و اجتماعي و فرهنگی هم زمینه مشترک این مشکلات است . در اين زمينه هم من در حدّ توانم كاري را در مؤسسه رحمان شروع كردم. در عین حال اطلاع دارید که سه سال قبل در انتخابات نظام پزشکی هم شرکت کردم و به عضویت شورای عالی نظام پزشکی در آمدم که بلکه بتوان علیرغم مناسبات خطی و فضای سیاست زده سازمان نظام پزشکی، کمکی به سامان یافتن وضع نابهنجار دارو و درمان و مشکلات حاد مردم در این زمینه ها نمود .
– انجمن شما كمكي به حل اين آسيبها كرده است؟
در واقع همين وجه از دغدغههاي اجتماعي منجر به تشكيل موسسهاي در حوزه اجتماعي تحت عنوان «رحمان» شد كه در سال 85 آغاز به كار كرد. «رحمان» مخفف رشد آگاهي اجتماعي، حمايت از آسيب ديدگان و برخورد انديشمندانه با آنهاست كه تداعي كننده رحمانيت خدا و شمول آن نيز باشد. يعني حمايت از آسيبديدگان بدون توجه به مرزبنديهاي فرهنگی ، اجتماعي، سياسي، جنسيتي، قوميتي و… ، كه در جلسات متعدد علمي و تخصصي، مسايل را با مشاركت صاحبنظران مختلف از جمله روانشناسان و جامعهشناسان، روانپزشكان ، فلاسفه، سياستورزان ، متخصصان اقتصاد و توسعه و محققان در حوزههاي ديگر مورد بحث قرار داده است. مخاطب این موسسه بيشتر جوانان، نوجوانان و كودكان و زنان گروههایی كه بيشتر در معرض آسيب قرار دارند.
– با اين تعدد موسسات فكر ميكنم شما سهم خوبي در اشتغالزايي داشتيد.
در تاسيس اين نهادها بيشتر از نيروهايي با تخصص و رتبه علمي بالا و استفاده شده است. در انجمن اخلاق بیش از 220 نفر عضو هستند. در توسعه علمي بالاي 150 نفر؛ در مؤسسه رحمان هم در حوزه فعاليتهاي مركزي آن 30 تا 40 همکاری دارند و مخاطبان زيادي در سطح جامعه دارد. همه نهادهایی که برشمردم خبرنامه و یا نشریه داخلی ، نشریه تخصصی ، پایگاه الکترونیکی ، سخنرانی های منظم و همایش علمی گوناگون دارند. من اين كارها را اقدامات و ضرورتهاي زيرساختي ميدانم كه فراتر از مسايل روز هم هست و اختصاص به يكي و دو سال اخیر هم ندارد. از زمان استعفايم در سال 82 كه از مسئوليتهاي سنگين اجرايي دولت آزاد شدم، انگيزه آن را داشته و دارم. بنابراين دغدغههاي امروز من بيشتر از اين نوع است و اينها را اساسيتر ميدانم تا دغدغههاي روزمره سياسي. ما دو نوع مسأله داريم: مسايلي هست كه از اهميت بالاي زيربنايي برخوردارند و مسايلي هم حاد و فوري هستند و ممكن است که هر دو با هم باشند . من اين نوع دغدغهها را دغدغههاي اساسي يك دانشگاهي مسئول يا كسي كه احساس مسئوليت در رابطه با جامعه خود دارد ميدانم، و فكر ميكنم در اين زمينهها در كشور بسيار كم كار شده ، به نظر ميرسد حتي احزاب و فعالان سياسي ما بايد امور اجتماعي در راس اولويتهايشان باشد. به نظر من اينها بخشي از همان مسائل اساسي تاريخي، اجتماعي و سياسي ماست كه به درستي تحت عنوان ضعف جامعه مدني و ساختارهاي علمي و مدني مطرح شده است.
-به چه شكلي؟
با بالابردن سطح آگاهي و توانمندي مردم، آشنا كردن آنها با حقوق اساسي خودشان، با نگاه علمي و با ريشهيابي مشكلات و ارايه راهحلهاي کارشناسانه و تدوين راهبردها و استراتژيهايي براي بالا بردن ظرفيتهاي مدني اجتماع و فكر ميكنم در اين زمينهها كم كار شده است.
-در مورد انجمن اخلاق چه اهدافي را دنبال كرديد؟
انجمن اخلاق برنامهريزي راهبردي خود را تا حدودي انجام داده است. تدوین اصول اخلاقي انجمن، خود از اولين كارهايي بود كه در دستور كار قرار گرفت و بعد اين موضوع در اولويت قرار گرفت كه اخلاقيات حرفه ای و نياز به آنرا در سطح جامعه مورد بحث قرار دهيم ، كمك و پشتيباني كنيم كه اين مساله در نهادها و سازمان های مختلف دولتي و غير دولتي مورد توجه قرار بگيرد. البته اصليترين مخاطبان اين كار جامعه علمي و دانشگاهي، روشنفكران و مديران كشور هستند. حدود یک سال درباره اصول اخلاقي مشترک انجمنهاي علمي بحث و مطالعه كرديم و آن را تدوين كرديم و در دو همايش يكي انجمنهاي مرتبط با وزارت علوم و ديگري نمايندگان انجمنهاي علمي گروه پزشكي موضوع را مورد بحث و تبادل نظر قرار داديم كه اين چارچوب را در مجامع خود بحث كنند و در يك رفت و برگشت كمك كنيم اخلاق حرفهاي انجمنها متناسب با تخصصهاي مربوط تعريف و تدوین شود. در اين مرحله در نظر داريم بعد از انجمنها سراغ نهادهاي مدني و اجتماعي، بنگاههاي اقتصادي، توليدي و خدماتي و دستگاههاي اجرايي برويم.
انجمن آسم و آلرژی ایران هم که از سال 1375 تاسیس شد، اکنون در دوران شکوفایی علمی و اجتماعی خود است و فصلنامه علمی ـ پژوهشی آن که به زبان انگلیسی منتشر می شود از بالاترین رتبه علمی و ضریب نفوذ(Impact Factor)در میان مجلات تخصصی علوم پزشکی کشور برخوردار شده است. همچنین در حوزه نظام سلامت در اوایل سال 83 اولین و تنها کرسی یونسکو در آموزش سلامت کشور طبق قراردادی با سازمان جهانی یونسکو تاسیس گردید که هم در حوزه های تخصصی آموزش و پژوهش و هم در حوزه آموزش های بهداشتی و اجتماعی فعالیت دارد.
– ميشود به شما حق داد كه در حوزه سياسي حضورتان كم رنگ باشد.
نه من حقي ندارم (با خنده) اصلاً اين نوع فعاليتها از پيش نيازهاي رشد سياسي و فرهنگی جامعه است.
– پس پيش نيازها را براي حضور سياسيتان در آينده فراهم ميكنيد.
حضور من مهم نيست؛ مهم اين است كه جامعه از رشد و بلوغ اخلاقي، اعتقادي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي برخوردار باشد. سياست يك وجه اساسي زندگي ماست، یعنی کمک به اداره امور جامعه که آن هم امري اخلاقي است، لذا در عرصه سياست هم بايد رشد لازم را پيدا كنيم. آن رشدي كه متناسب با شأن ملت شرافتمندي مثل ايرانیان است. سابقه توصیه های اخلاقی در کشور ما در حيات تاريخي اوست، چه پيش از اسلام و چه در دوران اسلامي. برخي از اصول اخلاقي ما كه به دوران زرتشت برمی گردد الآن در همين ضوابط اخلاق حرفهاي مورد تاكيد است، مثل همين صداقت(Honesty)، یعنی چيزي كه فرد تصميم دارد و به آن فكر و بیان و عمل ميكند همگی در يك جهت باشد. اين همان شعار كهن ديني ما ايرانيان است؛ “پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك”. متأسفانه ما امروز از اخلاقيات خيلي دور شدهايم، با آن كه پيامبر ما رسالت پيامبرانه خود را در يك جمله خلاصه كرده است كه “من مبعوث و برانگيخته شدم تا اخلاق انسانها و جامعه انساني را به كمال برسانم”، اما در مقایسه وضع امروز ما با آن معيارها، كارنامه اخلاقی جامعه ما را در اخلاق سياسی، اخلاق اداری، اخلاق خانوادگی، اخلاق كار، اخلاق رفت و آمد و ترافیک شهرها و جاده ها، اخلاق اقتصادی و نظاير آنها ببينيد. ما چه پيروي از پيامبرمان كه پيامبر رحمت و مداراست در عمل داريم؟ در صورتي كه الان مساله اخلاق در سطح جهان اهميت بالايي پيدا كرده است. در همه شئون زندگي فردي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي و اداري ارزشهاي اخلاقي را حاكم ميدانند. اخلاق در علم، تكنولوژي، محيط زيست و همه عرصههاي جديد زندگي بشر. خوب وقتي ما كشوري باشيم كه اولين و یا دومين رتبه تخريب محيط زيست را در دنيا داشته باشد اين چه نوع رفتاری است كه با محيط زندگي خودمان داشته ایم؟ يا ترافيك و آلودگي هوا، نوع برخورد ادارات با مراجعان حتي در بيمارستانها، مناسبات انساني و اخلاقی ما اصلاً قابل قبول نيست. در بعد اجتماعي و آسيبهاي اجتماعي هم تاثير خود را در اين حركت داشته است. مگر ميشود كسي كه دچار آسيب جدي از نظر فقر سياسي يا فرهنگي و يا اقتصادي است، با او وارد بحث روز سياسي شوي؟ آيا اصلا ذهنیت و آمادگی یا گوش شنوايي هست؟ من كاري ندارم كه آيا در ميان مسئولان اصلاً منطق و گوش شنوايي در اين زمينهها هست يا نه، ولي بين مردم، چه خانواده اي كه به نان شب محتاج است يا دچار مشكلات و بيماريهايي است كه تمكن ندارد هزینه درمانش را تامين كند، چگونه ميتواند شنواي بحثهاي نظري باشد؟ الآن حدود 70 درصد هزينههاي درماني بر دوش مردمي است كه درصد بالايي از آنها زیر خط فقر اقتصادي اند. خوب در چنين اوضاعي چگونه ميتواند تحليلگر سياسي خوبي باشد و از حقوق خود دفاع كند؟ پرداختن به اين فعاليتها زمان ميبرد، اما از كره مريخ نیز نخواهند آمد كه اين مسايل را براي ما مورد مطالعه و تحقيق و تدوين راهبرد و برنامه ریزی قرار دهند. لذا من مرزي بين فعاليت اجتماعی و فعاليت سياسي نميبينم. منتهي اعتقاد جدي دارم كه اگر ما همه چيز را در سياست و سياست را فقط در مسايل و مشكلات روز و در انتخابات آن هم شب انتخابات خلاصه كنيم، پاسخ نخواهيم گرفت. البته همه اينها به معناي نادیده گرفتن مسايل سياسي روز و پيرامونمان هم نيست.
– به هر حال اين انتقاد در مورد شما مطرح هست كه سكوت كرديد. روزه سكوت گرفتيد.
اگر هم روزه سكوت گرفته باشم سعي كردم روزه عمل نگيرم. شعار اصلي انتخاباتي من در سال 84 چه بود؟ يكي اين كه “اصلاحات گامي به پیش” و ديگري “دموکراسی و حقوق بشر”. آيا اينها كه گفتم جزء اصلاحات گامي به پيش، رفع فقر و نابرابری و حقوق بشر نيست؟
– ببينيد شكل اتفاقات دو سال اخير بعد از انتخابات ریاست جمهوری به گونهاي بود كه بیشتر همطیفان شما را در عرصه سياسي به اعلام موضعگیری و حمایت واداشت. در مورد بازداشتها، توقیفها، مسایل دانشگاهها و دانشجویان و استادان و… چیزی که از شما شاهد بودیم، سکوت بود. شما میفرمایید خیر سکوت نکردید. پس آیا از راه دیگری مسایل را دنبال میکردید؟
خوب در سال 88 كه سال انتخابات بود من به طور نسبي فعال بودم. ترجيح ميدادم اقداماتي را كه عملاً شروع كرده بودم و بر اساس نوع تفكر و گرايش علمی و اخلاقی ام ادامه دهم. من در مسئوليت اجرايي و سياسي گذشته خواه ناخواه در مناسبتها و موقعيتهايي اعلام موضع و اظهار نظر می کرده ام و نوع موضعگيري هایم نیز مشخص بود. اما بعد از آن احساس كردم بايد به مسايل به طور عمیق تری بپردازم و سعي كنم با كار مطالعاتي و همانديشي با تخصصهاي مختلف به راهحلهاي مشترك برسيم و اين اقدام شروع شد. نميخواستم اين ضرورت تحتالشعاع مسايل مقطعی قرار بگيرد. يكي از مشكلات جوامع جهان سوم اين است كه كمتر به فرصتهاي مطالعه و اندیشه، آن هم به صورت جمعي و سیستمیک توجه ميكنند. بعد هم اگر آن اندیشه ها بعد از مدتي تبديل به سياستها و برنامههاي كلان شود فرصت استمرار پيدا نميكند – به خاطر بحرانهاي سياسي، اجتماعي و مديريتي – و آن وقت كشور زمان را از دست ميدهد. عنصر زمان امروز بسيار اهميت پيدا كرده است. من فكر ميكنم يكي از مصاديق عصر و زماني كه خداي ما در سوره والعصر به آن سوگند ميخورد، امروز است. به خاطر پيشرفت علم و تكنولوژي و سطح آگاهی عمومی، آن قدر تحولات اجتماعي، اقتصادي و سياسي پر شتاب، در حال تغيير و در برخي موارد تخريبی است كه ما اجازه نداريم فرصتها را از دست بدهيم. يعني در هر شرايطي آن مسئوليت، آن رسالت كه بهرهگيري از وجه امتياز انسان نسبت به ساير موجودات است، يعني قدرت تفكر و تعقل، تصميمگيري و انتخاب، كار جمعي و مدني، تأمل و تحقيق جمعي نبايد تحتالشعاع حتي مسايل درست روزمره قرار بگيرد. اين بود كه آن حركت ادامه يافت. من در انتخابات دهم منفعل نبودم، در حدّ توانم هم نظر دادم، هم سفر كردم و هم حرف زدم. فقط هفته آخر منتهي انتخابات در ايران نبودم، چون از چند ماه قبل برنامهريزي كرده بودم كه در يك كنفرانس علمي در لهستان شركت كنم. بعد كه برگشتم مصادف با اتفاقات رخ داده و يا در حال جريان انتخابات دهم بود. پس اين نبود كه بيتفاوت باشم، اما فقط درحد وظيفهاي كه فكر ميكردم عمل كردم.
– خيلي علني نيست؟
من در همه دورههاي فعاليت سياسي و اجراييام تلاش كردهام عملکردی شفاف داشته باشم ولی به جاي اين كه روي اشخاص متمركز باشم روي معيارها تمركز كنم. در اين مرحله هم غير از اين نبود چه در مورد جريانهای سیاسی و چه در مورد دوستان عزيزي كه در حبس هستند يا كانديدا بودند يا هوادار آنها بودند، سعي كردم به معيارها بپردازم و تا آنجا كه قبول داشته باشم آنها را ترويج كنم. اين را مؤثرتر ميدانم.
چرا؟
چون فكر ميكنم اين نوع برخورد هم اثربخشي بيشتري در مخاطبان ما كه جامعه هستند، دارد و هم استمرار بيشتري پيدا ميكند و در نهایت بهتر نتیجه می دهد.
– بخشياش هم شاید مصلحت باشد. همين كه ما مجوز گفتوگو با شما را داريم.
اين هم چون شما تشخيص مصلحت داديد ميتواند باشد. اما این یک تصميم مقطعي نبوده، تدبير بوده است. در اين جهت گیری سعي كردم از امكاناتي كه داشتم استفاده كنم. مثلا تا وقتي كه وبلاگ من را فيلتر نكرده بودند عليرغم همه تراكم كاري از همان اواخر اسفند 83 در وبلاگ فعال بودم، حسب شرايط روز يا موضوعاتي كه از نظر خودم اهميت داشت، مطلبي مينوشتم و دهها و صدها نظر و كامنت ميآمد، اما وقتي فيلتر شد دیگر ارتباط دو طرفه نبود.آن هم چند ماهي است كه تعطيل شده است. فضاي رسانهاي رسمي را هم كه خودتان بهتر ميدانيد، شعار من در دوران انتخابات نهم ریاست جمهوری، دولت بيسانسور بود، ولي يكي از تبعات سياستهاي دولت كنوني فيلتر وبلاگها از جمله وبلاگ من بود. از نظر خودم حقيقتاً دليلي براي فيلتر شدن اين نوع مباحث وجود ندارد به جز تنگ نظري و سوءظن و بدبيني و دشمن انگاري همه. به نظر من اين كه يك نفر كه زمان مديدي از مسئولان اين كشور و كانديداي رياست جمهوري بوده و از همه فيلترها با هر مكانيزمي براي انتخابات عبور كرده (البته به كيفيت انتخابات نهم كه مورد تاييدم نبود و اعلام هم كردم در اينجا كاري ندارم) و به زبان علمي و شفاف مسايل خود را با مخاطبانش كه عمدتاً جوانان هستند، مطرح ميكند اين را بايد تقويت نظام دانست. اين تضعيف نظام نيست. ولي چه ميشود كرد؟
– شما به وبلاگتون اشاره كرديد كه اين يك نمونه كوچكي است از آن چه طيف شما طي اين دو سال با آن مواجه بود. مثلاً انحلال حزبي كه مولود جنبش دوم خرداد بود و شما با نام آن وارد انتخابات رياستجمهوري شديد.
در مورد احزاب و رسانهها و مطبوعات هم نظرم همين است. بايد ضابطه قانوني داشت. قبول دارم قانون محترم است و طبق آن افراد به شكل فردي و جمعي و حزبي ميتوانند و بايد فعاليت كنند و اگر خارج از آن بود ميتوان برخورد كرد. اما همه اينها به نوع نگاه و تفكر مبنايي و نه ابزاري به قانون باز ميگردد. اين كه من ميگويم مهمتر از فرد، نوع نگاه و معيار تفكري است كه شكل ميگيرد به همين دليل است. به جاي اين كه فقط موارد را ببينيم بايد ريشه آن اقدامها و اصل آن كارها را مورد توجه قرار دهيم. سرچشمه همه اين كارها يكي است. ناآگاهی به شرایط زمانه و نوع نگاه غير واقعبينانه و تنگنظرانه ای است که با واقعياتهاي امروز جامعه ما و جامعه جهاني كه در عصر ارتباطات و جهاني شدن هستيم تطبيق ندارد. اين نوع نگاه با اسلام نابي كه وجود داشته و بايد وجود داشته باشد هم تطبيق ندارد. در اسلامي كه ما به آن اعتقاد داريم واقعاً اصل بر برائت و آزادی است، مگر آن كه خلافش ثابت شود. آن اسلام انسان را پاك ميداند، انسان فطرتاً پاك آفريده شده است. حقگرا و عدالتجو آفريده شده است. خوب اگر از اينها فاصله گرفت بايد به زمینههاي آن توجه كرد. زمینههاي فكري و تربيتي كه از خانواده و جامعه و رسانه جمعي كه صدا و سيماست شروع ميشود تا مهدكودك و مدرسه و دانشگاه و فرهنگ عمومی و نوع حکومت و مديريت. من براي اين سياستها و تصميمهايي كه از دل آنها انحلال احزاب و نهادهاي شناخته شده و خوش سابقه سياسي و برخورد با شخصيتهاي دلسوز كشور و انقلاب در ميآيد سخت نگرانم و معتقدم ادامه اين روند، صدمات جبرانناپذيري دارد كه تضعيف نظام و منافع ملی را در پي خواهد داشت.
– برای اتفاقات دو سال اخير بعد از انتخابات ریاستجمهوری شما چه نامي ميگذاريد؟ اظهارنظرها متفاوت است. جنبش؟ شورش؟ انقلاب مخملي؟ حركات ضدانقلابي؟ رويداد سياسي؟
بيشتر من فكر ميكنم آنچه در جامعه رخ داده است، در ادامه جنبش اصلاحات است و براي جامعه جوانی كه رو به آينده است، طبيعي هم هست. چون جوان رو به آينده است. بندة نوعي اگر واقعبين باشم- در هر سطح و مسئوليتي كه باشم فرقي نميكند- كه در دهه پنجم يا ششم یا هفتم و هشتم و… زندگي هستم – بايد فرصت را به فرزندانمان يعني نسل سوم و چهارم انقلاب بدهيم كه وارد عرصه شوند و با خوشبيني و حسنظن با آنها برخورد كنيم، تجارب خودمان را در اختيار آنها قرار دهيم، از آنها پشتيباني فكري و اخلاقي كنيم تا بتوانند آينده را تضمين كنند به نظرم اين واقع بینی وجود ندارد. به همين دليل هر حركتي كه از طرف اين نسل كه فرزندان خودمان هستند صورت بگيرد، با چشم توطئه به آن نگاه ميشود، بعد اسمش ميشود ضد انقلابي يا آن كه مرتبط با آن سوی مرزهاست! بنده ميگويم اتفاقاً اين نسل از نظر خردگرايي از نسلهاي قبل خودش كه ماها باشيم منطقی و خردگراتر است. ماها احساساتيتر بوديم و اين به خاطر شرايط زمانه هم هست، چون جامعه جهاني هم رو به تكامل است. نوع نگاه اعتقادی ما ايجاب ميكند كه به سمت يك جامعه مطلوب و مدينه فاضلهاي حركت داریم. طبيعي است نسل جديد از ما خردگراتر باشد، روي مسايل بيشتر تأمل كند و روي نظرات خود بايستد. چيز بدي كه نيست، اين اعتماد به نفس يعني عقلانیت بیشتر و دوري از افراط و تفريط. باز هم من تاكيد ميكنم اگر نوع نگاهمان را اصلاح كنيم، نوع برداشتمان را از مباني اعتقادي و فرهنگي اصلاح كنيم، از زمانه بيشتر درس بگيريم، از سرنوشت جوامع، اقوام و حكومتهاي گذشته بيشتر درس و پند بگيريم، نه گذشته 2 هزار سال قبل، گذشته 10 سال و 30 سال قبل را ميگويم، رژيم قبل را ميگويم و اتفاقاتي كه همين الان در كشورهاي اسلامي منطقه رخ ميدهد بايد درسآموز باشد. اگر مثبتتر نگاه كنيم بسياري از اتفاقاتي كه افتاده قابل قبول، طبيعي است و نتیجه عملکرد کلی نظام اجتماعی و مدیریت هایی است که رای و نظر خود را به خواست عمومی ترجیح می دهند.
– برخي معتقدند تضاد بين ساختار سياسي اجتماعي منجر به خلق اين فضا شد.
بايد ببينيم اين ساختارها نتيجه چه چيزي بوده است؟ نتيجه نوع تفكر و انديشه ما بوده كه در قالب يك ساختار و نظام اجتماعی و حكومتي خود را نشان ميدهد. در چارچوب آن ساختار است كه رفتارها شكل ميگيرد. من باز نوع رویکرد و نوع برداشت از مباني ديني، فكري و سياسي را زمينهساز اين ساختار ميدانم. قبل از اين كه ساختارها بخواهد با هم در حالت تعارض قرار بگيرد، نوع تفكر، نوع برداشت ها و نگاههاست كه در تعارض قرار ميگيرد. آن جا بايد مسايل حل بشود.
– راهحل آن در اين مرحله چيست؟
اين است كه در يك فضاي كاملاً سالم، آزاد و دموكراتيك با به رسميت شناختن تكثر جامعه، حقوق مخالف و تفاوتها و نه تبعيضها، متفكران جامعه و صاحبنظران بنشينند و با هم گفتوگو كنند. حقوق جامعه را به رسميت بشناسند و در يك شرايط برابر، صادقانه و احترامآميز به راهحل برسند.
– و اگر به راهحل نرسيدند؟
در اين صورت باز دليلي نيست كه در حالت تضاد و تعارض قرار بگيرند و بخواهند يكديگر را حذف و یا حقوق اساسی مردم را زیر پا بگذارند.
– با اين اوصاف فكر ميكنيد امكان خلق فضاي جديد سياسي وجود داشته باشد؟
بله، البته زمان ميبرد. اما اگر نخواهيم به آن تن دهيم، جبر زمانه اين نوع واقعيتها را به ما تحميل خواهد كرد، منتهي با خسارت و هزينه بيشتر. پس بهتر است انسان كه يك موجود متفكر و انتخاب كننده است، در يك شرايط مناسب خودش انتخاب كند و اجازه ندهد كه جبر زمان آن را با تلخي تمام به جامعه يا نظام اجتماعي تحميل كند كه در دوره معاصر بسيار هم اتفاق افتاده. سرنوشت حكومتها و جوامع در طول تاريخ ميتواند براي ما درس باشد، اگر مطالعه كنيم. يكي از مشكلات فرهنگيو تربیتی ما اين است كه كمتر عادت به مطالعه داريم.
– در ريشهيابي حوادث اخير آن را ادامه جنبش اصلاحات دانستيد. الان پايگاه اجتماعي اصلاحطلبان را چطور ميبينيد و اين زمزمههايي كه براي حذف كامل اصلاحات ميشود را محتمل ميدانيد؟
بدون مطالعه و رجوع به شاخصها اظهارنظر نميكنم. يكي از دلايل سكوتم نيز به همين خاطر است. تحقيق نكرده ام، اما فکر می کنم به طور نسبی اصلاحات پايگاه خوبي در ميان مردم دارد. مردم به اصلاحطلبان اعتماد بیشتری دارند. بله من انتقاد می کنم که در دوره اصلاحات از فرصتها خوب استفاده نشد، نه اين كه نخواسته باشند، تا حدی استفاده شد و فرصتهايي هم از دست رفت، نه براي خود اصلاحطلبان، براي رشد جامعه و پيشرفت كشور. روند گذشته ممكن است باعث سرخوردگيهايي هم شده باشد. اما در مقايسه عملکرد دولت اصلاحات و رفتار مسئولان آن در ابعاد اخلاقي، تامین حقوق و آزادی و امنیت مردم، احترامي كه براي ملت و دولت ايران در سطح جهاني وجود داشت، فكر ميكنم در اين مقايسه پايگاه اصلاحات نه تنها تضعيف نشده بلكه تقويت هم شده است. اين برداشت شخصي من است. به نظر من راه ادامه دارد. خیلی نباید عجول بود و در عین حال نباید توجیهگر وضع موجود هم بود. اگر بخواهیم خیلی اصولی فکر کنیم از یک طرف باید آرمانهایمان را در نظر داشته باشیم و از طرف ديگر به واقعیتهای جامعه، محیط و توان خود و توان جمعی هم توجه کرد. نه در آرمانها و ایدهآلها ذوب و از واقعیتها جدا شد و نه در واقعیتها و روزمرگی ها به عقب بازگشت و آرمانها را فراموش کرد. تفکر راهبردی این است که با شناخت دقیق و عالمانه واقعیتهای محیطی، آرمانهای بلندمدت را در نظر بگیریم و با تدوین استراتژی و برنامه ریزی مناسب، گام به گام به سمت هدف نزدیک شویم. اگر بخواهیم تعريف اصلاحطلبانه هم بکنیم، باز راهش همین است نه راهی که یک شبه به هدف برسیم. انقلاب هم فکر نمیکنم نتیجهبخش باشد، چون دوباره باید از صفر شروع کرد. پس اهداف و آرمانها همیشه برای ما ارزشمند هستند و باید به سمت آن حرکت را آغاز کرد و استمرار بخشيد. این حرکت در هیچ شرایطی نباید متوقف شود، ممکن است کمی تند یا کند شود، اما نباید متوقف شود.
– مصطفي معين را در دايره اصلاحات چطور تعريف ميكنيد؟
فردي بوده كه در حدّ توان خود تلاش كرده به بخشي از وظايف انساني و اخلاقي كه در قبال جامعه داشته است عمل كند. تا زماني كه فكر ميكرده ميتواند در يك كار جمعي و اجرايي سنگين كار كند در دولت بوده و به مسئوليت خود ادامه داده است. زماني كه ديد نميتواند پاسخگوي آن مسئوليت مشترک از نظر مؤثر بودن و تحقق ايدهها و برنامههايي كه براي آنها رأي اعتماد گرفته است باشد، حتي از دولت اصلاحات راحت استعفا ميدهد و كنار ميكشد، عليرغم تاكيدها و اصرارهايي كه از ناحيه رييس محترم دولت و دوستان خوب و دلسوزش مطرح بود. من سه دليل آن زمان گفتم. آمده بودم بر اساس رأي اعتماد آن هم نه رأي اعتماد مجلس ششم، بلکه مجلس پنجمي كه اكثريت آن محافظهگرا يا به تعبير امروزي اصولگرا بودند و بر اساس برنامهاي كه بدان متعهد بودم كارم را شروع كردم كه برنامه تحول در ساختار نظام علمي و آموزش عالي ايران بود و وقتي با برخورد غيركارشناسانه در شوراي نگهبان به بنبست ميرسد، بنده بايد اعتراض می کردم. اين يك وجه بود. يكي ديگر هم تداخلي بود كه معتقد بودم بين وظايف و اختيارات وزارت علوم که در برنامه سوم بر آنها تاكيد شده بود و در حال تصويب نهايي بود با شوراي انقلاب فرهنگي وجود داشت. من عضو 20 ساله شوراي عالي بودم آن هم به عنوان شخصيت حقيقي نه وزير. معتقد بودم اين تداخل مانع از پيشرفت امور علمي كشور ميشود. مورد بعدي هم در دفاع از حقوق دانشگاهيان و دانشجويان بود كه مورد تهديد بودند و بعد از آن هم به كار علمي خود بازگشتم.
– بعد هم كه وارد عرصه انتخابات شديد، البته با حكم حكومتي؟
به نظر من يك تعريف حقوقي دقيقي از اين واژه نداريم. حكم حكومتي كجا پيشبيني و تعريف شده است؟ در قانون اساسي كه نيست، در قوانين عادي هم نيست. اين است كه من اصلاً نميدانم چيست. بيشتر يك واژه سياسي است كه از مجلس ششم و اصلاح قانون مطبوعات شروع شد. اما در رابطه با رد صلاحيت، خودم صريح موضعگيري كردم كه آن را به رسميت نميشناسم، گفتم مخاطب من شوراي نگهبان نيست، مردم هستند. من نسبت به آنها مسئوليت داشتم و كانديدا شدم و آن برخورد را غير قانوني دانستم. بعد كه مقام رهبري وارد مسأله شدند كه من خبر نداشتم و آن را از رسانه شنيدم، آن جا تفاسير متفاوت بود. حقوقدانان برجسته ای بودند كه ميگفتند اين مسأله حتي مشمول حكم حكومتي هم كه تعريف دقيقي ندارد، نميشود. براي اين كه حكم حكومتي وقتي اطلاق ميشود كه دستور رهبري در تعارض با نظر مثلا نمايندگان مردم قرار بگيرد. در صورتي كه شوراي نگهبان منتخب مردم نيستند، منصوبين رهبرياند. يك رأيي دادند و رهبري هم گفتند در آن تجديد نظر كنيد. پس ربطي به حقوق مردم ندارد. شايد بتوان گفت در يك نهاد زيردست تخلفي صورت گرفته كه مقام رهبري نسبت به آن متذكر شدند.
– صلاح بود در اين شرايط برگرديد؟
خود من در ترديد جدي بودم كه تكليف من چيست. چون اولاً تصميمگيري مشكل بود و ثانیا كار فردي نبود. من كانديداي مورد انتخاب گروههاي مختلف بودم، تصميم انفرادي دور از اخلاق بود. همان زمان در سالن وزارت كار خيابان آزادي نشستي برگزار شد كه از سراسر كشور حاميان من تشكيل داده بودند. از صبح تا عصر بحث شد و قول داديم بعد از آن تصميمگيري كنيم. تاكيد بود بر ادامه حضور و دفاع از نقطه نظراتي كه ارائه کرده بوديم. اين خرد جمعي به من كمك كرد. من در ترديد محض بودم. دنبال قهرمان شدن نبودم و در انتخابات شركت كردم. اين فرصت شخصي نيست. فرصت جامعه ايراني است. كما اين كه فكر ميكنم كار درستي بود. خود رأيي كه بنده آوردم عليرغم انتقاداتي كه به كيفيت آن انتخابات داشتم و دارم قابل ملاحظه بود. من در شهر خودم نجف آباد و همینطور در اصفهان که بالاترین رای مردم برای نمایندگی مجلس را داشتم، نفر پنجم شدم كه هيچ توجيه انتخاباتي ندارد. اينها نكاتي است كه بايد روشن شود.
– و بعد از آن؟
در سه موضوع كه دغدغه جدي داشتم، دغدغه پيشرفت علمي ايران، مسایل فرهنگي-اخلاقي و كمك به رفع آسيبهاي اجتماعي کارم را ادامه دادم. بالاخره من يك پزشك هستم و پزشك بيشتر به دنبال تشخيص درد، پيشگيري از بیماری و در زمان مناسب درمان آن است. با همان نگاه آسيبشناسانه سعي كردم در وجه اجتماعي هم فعال باشم. برخي از دوستان نزديك به خصوص جوانترها كه در دوره انتخابات نهم “ستاد نسيم” را تشكيل دادند يا توجيه نبودند يا منتقد بودند. من دفاع ميكردم كه اين كناركشيدن از صحنه نيست. حتي كنار كشيدن از عرصه سياست هم نيست. اين كاري است كه مغفول واقع شده و من انتقاد متقابل و جديتر از شما دارم. انتقاد من هم به دانشگاهيان است، هم به روشنفكران و هم احزاب سياسي. من كه الزاماً دنبال رييسجمهور شدن نبودم. ميخواستم به وظيفه اجتماعي خودم عمل كنم كه خيلي هم مؤثر بود. سياست كه براي ما هدف نيست. سياست حداكثر وسيله ای است كه به اهدافمان برسيم. اهدافي مثل كرامت انسان، عزت نفس، رفاه و پيشرفت فكري و اخلاقي او. اين كه كشور از نظر علم و تکنولوژی بتواند جایگاه خوبی پیدا کند و به آرمانهای معنوی و اعتقادیاش نزدیک شود، اینها اهداف ماست. خود مناصب سیاسی فقط وسیله هستند، مگر رییسجمهور شدن هدف است؟ نخیر. یک وسیله است. اگر هدف شد آغاز انحراف است.
– اگر بخواهید دوباره وارد کارزار انتخاباتی شوید چه عواملی در تصمیمگیری شما مؤثر است؟
مهمتر از همه آزادی انتخابات است. بايد فضای انتخابات سالم و عادلانه باشد و تضمینهایی داده شود که رأی مردم با نظارت دقیق شمرده و به رسمیت شناخته شود. اگر نباشد من مسئولیتی در خود نمیبینم که نه کاندیدا شوم و نه رای دهم، کما این که در انتخابات مجلس هفتم و هشتم هم نتوانستم رأی دهم. چون احساس کردم با آن نظارت استصوابی و رد شدن دو هزار و چند صد نفر من دیگر مسئولیتی در قبال انتخابات ندارم.
– در مجلس نهم چطور؟ قرار نیست کاندیدا شوید؟
مهمتر از مسأله كانديدا شدن من و امثال من، این است که فضاي بسته موجود تغيير كند. در شرايطي كه بسياري از سرمايههاي اين نظام در محدوديت و حبس به سر ميبرند، فضاي آزاد فعاليت براي احزاب و گروهها وجود ندارد، آزادي قلم و مطبوعات وجود ندارد، ابتدا بايد اين محدوديتها رفع شود و شرایط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه برای عموم جامعه فراهم گردد.
– خانواده شما دکتر معین را در جایگاه یک پزشک ترجیح میدهند یا سیاستمدار؟
در دوران مختلف دیدگاههایشان متفاوت بوده است. متاسفانه من به خاطر مسئولیتهای متعدد و طولانی که داشتم، برای خانواده کمتر وقت گذاشتم. بیشتر بار زندگی بر دوش همسر و فرزندانم بوده است. چه بسا اگر ارتباط بیشتری با من داشتند، میتوانستند از شرایط بهتری از هر نظر برخوردار شوند. اما انتقاد در هر مرحلهای از طرف خانوادهام بوده است. مثلاً ابتدا با کاندیدا شدن من در ریاست جمهوری موافق نبودند، اما اواخر کار با من هم رأی شدند که مسئولیت جدی است. اما به طور کلی پزشکي هم مسئولیت سنگینی است. باور کنید تراکم کاری من در این زمان از دوران مسئولیتهای اجرایی ام کمتر نیست.
– خودتان کدام را دوست دارید؟
براي من وضع فعلی لذتبخش تر است، چون خودم انتخاب میکنم و میدانم اثربخشی بیشتری دارد. صادقانهتر و خالصانهتر است. مخاطبانم دانشجویان یا افرادی هستند که در معرض آسیباند. چه بسا بیشتر هم مورد رضایت خدا قرار میگیرد. البته طبیعی است در این مرحله خانواده راضیتر باشند. اعتراضی به پزشک بودنم ندارند چون یک کار انسانی است که انتخاب دوران جوانی من بوده است. تحمیلی هم نبود، خودم آن را انتخاب کردم.
– همسرتان خانهدار هستند؟
خانهدارند. اما در مسایل پزشکی و اجتماعی به من کمک میکنند.
– و سخن آخر
انسان اگر بتواند انگیزهاش را برای خدمت به همنوعان خود با یک هدف بلند خالص کند و به طور جدی تلاش کند، هر کاری شدنی است. اصلاً نباید شک کنید. هیچ محدودیت مادی و سیاسی وجود نخواهد داشت. چون انسان مخلوق پروردگاری است که لایتناهی است. بیشتر مخاطبان من جوانان و نوجوانان هستند. جوانان باید مظهر نشاط و انرژی و آرمانخواهی و خستگی ناپذیری باشند و در همین شرایط هم میتوانند امید به آینده داشته باشند. بايد تلاش کنند.
منبع: شرق














مصطفی معین: انتخابات سالم نباشد رای نمی دهم
1_امیدوارم نمایندگان به اصطلاح اصلاح طلب مجلس هم این سخن را بشنوند.
2_امیدوارم بقیه هم مثل آقای معین اینطور صریح سخن بگویند.
اظهار نظر شما غیر منطقی است آقا . دیگر در به اصطلاح انتخابات چه باید رخ دهد که شما بفهمید ناسالم است . شامورتی بازی سال 84 در تایید صلاحیت خود را فراموش کرده اید ؟
امام فرمودند شرکت در انتخابات واجب است ولی اینها شرایط را طوری کردند که ان چیزی که امام فرمود نیست چون اینها تمام صاحبان انقلاب را ضد انقلاب معرفی کردند .انتخابات گذشته که سر تا پا تقلب بود اصلاح طلبان را گفتند شما 14000000رای داشتید حالا این تعداد را ضد انقلاب معرفی کردند دیگر از ضدانقلاب نباید انتظار داشت در انتخابات شرکت کنند.انتخابات مد نظر امام را شرکتش را واجب و بر دیگران هم تاکید می کنم که شرکت نمایند .
Vaghean motassefam shoma fekr mikonid ke digar kasi dar entekhabat sherkat mikonad, vaghean motassefam
خوب رای نده چی می شه به جای یک نفر با وکالت بلا عزل سه رای درون صندوق می اندازند. برو حالش رو ببر.
جناب معین! امید که در این اظهار نظر عجله نفرموده باشید زیرا اگر این دولت انتخابات صد درصد درست هم برگزار کند اولاً مردم، مخصوصاً اقشار شهری، پس از کودتای انتخاباتی، در آن شرکت نخواهند کرد. دوماً شما و یارانتان طی این سالها باید بیدار شده باشید و بدانید ارگانهای انتخابی، در کشور ما کلاً فاقد قدرت هستند. منتها این قدرت فراقانونی حتی برای حفظ ظاهر هم، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را نپذیرفت و دست به کودتا زد. این اشتباه محاسبه ای بود که معمولاً گریبان مستبدین را میگیرد و نمونه آن حزب رستاخیز شاه بود.
من برعکس شما فکر میکنم رژیم با علم و اطلاع از اینکه مردم در انتخابات مجلس آینده شرکت نخواهند کرد، از قضا احتمال دارد انتخابات نستباً سالمی برگزار کند. چون در غیاب بخش عمده جمعیت شهری، نتیجه همان خواهد شد که او میخواهد. همان گروهی انتخاب خواهند شد که در صورت حذف آمرانه انها از حقوق انتخاباتی اشان با توسل به نظارت استصوابی.
من، بعنوان یک ایرانی، تنها زمانی در انتخابات شرکت میکنم که به تخلفات انجام شده در انتخابات ریاست جمهوری 88 بی کم و کاست رسیگی و آمرین و عاملین تخلفات بی هیچ تخفیفی مجازات شده و از مجازات شده های پس از کودتا بنحوی که ملت راضی شود دلجوئی بعمل آید. فقط تحت چنین شرایطی است که انتخابات آزاد در حد همان بی اختیاری و بی قدرتی خود معنی مختصری میدهد.
جناب معین شما را به آن خدائی که میپرستید با این اظهارات به ظاهر چند پهلو در مردم توهم آفرینی نفرمائید!
چگونه میتوان از احتمال انتخابات آزاد سخن گفت در حالیکه نمایندگان حد اقل 20 میلیون مردم این سرزمین بخاط کودتای انتخاباتی یا حصر، یا زندان و یا سربه نیست شده اند؟
هر کس با شرایط موجود در انتخابات باز هم شرکت کند توهین مسلم به شعور خودش آزادی و کرامت انسانی نموده است فراموش نکنید کسانی که با وضه موجود باز هم برای انتخابات کاندید می شوند نمی توانند نماینده مردم باشند
از صراحت لحجه شما ممنونم.
اما ای کاش در زمان که وزیر بودید و اقای خامنه ای از شما راجب اردوهای مخطلط انتقاد کرده بود و خواسنار بستن فضای دانشگاه ها شده بود هم همین طور جوابشان را می دادید. ای کاش زمانی که قدرتی داشتید بهتر عمل میکردید
مسخره است.مگه تو این چند سال انتخابات سالم هم داشتیم که ایشون منتظره بعدیش هستن.
مصاحبه چند پهلوی آقای معین نمیتواند هدایت کننده باشد
این واقعآ حیرت آور است که گروه هایی در این مملکت هنوز صحبت از تضمین آزاد بودن انتخابات می کنند. لطفآ بفرمایید این تضمین را چه کسی باید بدهد که آقای معیین بتواند به آن اعتماد کند.
انتخابات سالم نباشد رای نمی دهم
What a late
You Could have mentioned it ssoner
but it is not still late for others
یعنی دیگه امکان داره تو این مملکت ( تا وقتی وضع به همین ترتیب باشه ) انتخابات سالم هم برگزار بشه ؟
انتخابات آزاد در ایران مرد.
جناب آقاي معين ما شما رو دوست داريم ولي اين حرفت بعيده انتخابات تو اين مملكت كي سالم بوده كه از حالا به بعد سالم بشه
آقا چه اصراری دارید از همه زندانی سیاسی بسازید؟ مگر همه افراد باید در زندان باشندکه ما فکر کنیم آدمهای خوبی هستند. کاری که آقای معین کرده در واقع یکی از مهمترین امور زیرساختی برای همه تغییرات سیاسی است. به نظر من نحوه مصاحبه هم با ایشان خوب نبوده. جرا سعی می کنید این چند نفری هم که بیرون مانده اند به بند 350 بفرستید؟ با این تیتر زدن فردا این یکی هم دستگیر خواهد شد. واقعا که….
درود به شرف جناب معین .الحق تنها راه مبارزه با بی عدالتی تحریم هرچه تمام تر انتخابات از سوی رهبران جنبش است.
آقای دکتر دفعه پیشین شما رای دادید؟ اگر دادید میدانستید سالم است؟ دیدید که نتیجه چه از آب درآمد. حال بفرمایید تکلیف آدمی مثل من چیست. من فکر می کردم سالم است رای دادم. حال میفرمایید سالم نیست. چه کار کنم. گفتم رایم را پس بدهید جوابش را که شنیدید. حال این بار ازکجا بفهمیم که رای ها شصت و سه درصدی است یا حقیقی؟
بسمه تعالی
تا زمانی که نظارت استصوابی و جرم سیاسی در نظام به رسمیت شناخته شود نظام جمهوری اسلامی مشروعیت ندارد. زیرا این دو بدعت قانون اساسی را آنقدر زشت کرده است.که آبروی نظام را در مجامع بین المللی برده است .و انسانیت و مسلمانی مردم ایران را زیر سوال برده است.امام(ره) هم اگر در این زمان بود چنین انتخاباتی را برای مردم واجب نمیکرد رسول خدا(ص) هم نظارت استصوابی را قبول نداشته است ودر جنگ احزاب با آنکه نظر خودش چیز دیگری بوده است به نظر اکثریت احترام گذاشته است. بنابراین با وجود دو بدعت (نظارت استصوابی و جرم سیاسی) در صورتی که رای افراد نشانه مخالفت باشد در بازی انتخابات شرکت کردن اشکالی ندارد.
mardom e iran mostafa moin mard e bozorgi ast daneshmandi ba sharaf va daray e sajayay e akhlaghi e binaziri astaz nazar e hoosh va esteadad vaghabe liethay e faravan az navader e roozegar ast karhay e tahghighati va motaleati ishan ra daranjomanha digaran mitavanand anjam dahand ama hozoor e alemaneh va moghtaderaneh ishan dar sahneh e siasi keshvar ya vezarat kam raghib ast vay ra daryabid va be nasayeh va rahnemoodhay e in irani paknehad amal koonid man dar hich jamei ow ra nadidam keh yek sar va gardan balatar sz hameh nabashad va dar ayn e hal az hameh forotan tar bood kotoolahhay e siasi hich gah padidahhayee choon moin ra namitvanandtahamol konand
چپ رو گذاشتن برای همین جاها
تادر ملکت امام زمانی ایت الله جنتی باشدامثال معین حتی نمی توانند برای ثبت ناماقدام کنند 2تااعدام کردید دستون درد نکنه بعقیه 50میلیون مخالف ما را هم اعدام می کردید انتخابات سالم بر گزار می شد دمکراسی رعایت