پدر حسین رونقی ملکی: حال فرزندم هر روز بدتر میشود، کسی هم پاسخگو نیست
چکیده :پدر حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس زندانی که از ناراحتی و عفونت کلیه رنج میبرد و به عمل جراحی نیاز دارد، به خبرنگار کلمه گفت: هر هفته که او را در زندان میبینیم، دارای وضعیت بدتری نسبت به گذشته است. اما مراجع قضایی و زندان پاسخگو نیستند و نمیگذارند حسین درمان شود....
کلمه: حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس و فعال حقوق بشر که به خاطر ناراحتی کلیه در وضعیت جسمی بسیار بدی در زندان اوین به سر میبرد، همچنان از مرخصی استعلاجی و رسیدگی پزشکی محروم است.
خانواده حسین رونقی ملکی که امروز با وی در زندان دیدار کردند، در گفت و گو با خبرنگار کلمه، از حاد شدن وضعیت جسمی وی خبر دادند و گفتند: هر هفته که او را در زندان میبینیم، دارای وضعیت بدتری نسبت به گذشته است.
پدر حسین رونقی ملکی گفت: «مثل دو سه ماه اخیر، باز هم به مراجع قضایی و زندان مراجعه کرده و درخواست مرخصی حسین را مطرح کردیم، اما باز هم کسی پاسخگوی ما نیست. نمیگذارند حسین درمان شود، نمیدانیم دیگر باید چه کاری انجام دهیم.»
پدر این وبلاگنویس اضافه کرد: «برای ملاقات او هر هفته به تهران میآییم، نگرانیم که با این وضعیت سلامتش به خطر بیفتد، کلیههایش عفونت کردهاند و پزشکان گفتهاند هر چه سریعتر باید مورد عمل جراحی قرار بگیرد، اما اجازه این کار را نمیدهند. باز هم در این روزها در تهران میمانیم تا شاید بتوانیم کاری برای فرزندم انجام دهیم.»
لازم به ذکر است که اواخر دی ماه به خاطر وخامت حال جسمی، رونقی را شبانه از زندان به بیمارستان مدرس تهران منتقل کردند و پزشکان بیمارستان مدرس گفتند که وضعیت وی اورژانسی است و هرچه سریعتر باید مورد عمل جراحی قرار بگیرد.
همچنین در بهمن ماه نیز بار دیگر با توجه به وضعیت نامناسب جسمی که این وبلاگنویس زندانی پیدا کرده بود، بار دیگر او را به بیمارستان بقیهالله در خیابان ملاصدرا منتقل کردند، که پزشکان بیمارستان بقیهالله درخواست عمل فوری وی را مطرح کردند، اما به علت بالا بودن هزینه عمل، او را به زندان بازگرداندند.
مسئولان زندان در آن زمان گفته بودند که نمیتوانند هزینه عمل این زندانی را تامین کنند. این در حالی است که خانواده حسین رونقی ملکی هزینه درمان وی را تقبل کرده و به مسئولین اعلام کردهاند که خودشان هزینه درمان را پرداخت خواهند کرد، با این وجود همچنان از درمان و رسیدگی پزشکی نسبت به وضعیت وی خودداری میشود.
حسین رونقی ملکی در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در منزل پدری بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد. وی حدود ۱۰ ماه را در سلولهای انفرادی بند ۲ الف سپاه پاسداران در زندان اوین، تحت فشارهای جسمی و روحی شدید گذراند. در مهر ماه سال گذشته، وی در یک پروسه قضایی غیر شفاف از طرف دادگاه انقلاب به ۱۵ سال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری میشود.














با سلام خدمت دوستان عزیز
این جمله را بخوانید
بعد تا آخرش را بخوانید
پرزیدنت احمدی نژاد می فرمایند:
آن دولتی که ملت خود را سرکوب می کند شانس حیات دوباره ندارد.
با این جمله شما چه توقعی از ایشان و سایر نهاد ها دارید
آقای احمدی نژاد پایه روابط ما با کشورهای همسایه را نابود کرده است و با دخالت مستقیم در امور سایر کشورها وضعیت ما را وخیم تر نموده است
این موضوع که در بحرین شیعیان را می کشند اصلا خوشایند نیست. اما برایمان جالب است وقتی ما هوطنان خودمان را در داخل کشور سرکوب میکنیم و از این جملات مردم فریب می زنیم چگونه غیر ایرانی ها را در مصر و لیبی تونس و بحرین و یمن می بینیم اما همشهری های خودمان را نمی بینیم؟
وا مصیبت بر حقوق بشر در ایران
والله والله والله
ما این کارهائی که اینها انجام میدهند همه ما شرمنده میشویم. رزمندگان و جانبازان شرمنده میشوند
اینها به ما رزمندگان القاء میکنند اگر ما برویم و کسی دیگر بیاید شما (رزمندگان جنگ) نابود میشوید
اما از آقایان باید سوال شود
مگر شما چه کردید؟ ما را در مقابل ملت هم شرمنده کردید
جوانان کم سن و سال را بازداشت نمودید
زندانی کردید
ما برای همین جوانها جنگیده ایم
آقایان ما از شما کمک نمیخواهیم
پیشکش
جوانان و مردممان را آزاد بگذارید
و اجازه دهید
از زندگیشان لذت ببرند
هر روز حاشیه درست نکنید
قیمت بنزین و محصولات غذائی وووو را افزایش ندهید تا مردم کمی روی آرامش در زندگی را ببینند
تو را به روح شهدا این زندان اوین را ببندید تا همه راحت شوند
رزمنده بسیجی لشگر 27 محمد رسول الله . استان تهران
تو زندانهای این نظام، چه می کنند با زندانی که جوانها هم عفونت کلیه و انواع و اقسام امراض دیگر میگیرند؟
این خودش یکی از موارد نقض حقوق بشر است که زندانیهای کشوری، در شرایطی قرار دارند که به بیماریهای این چنین مبتلا میشوند.
در مملکتی که متعلق به امام زمان است و همه منتظرند که ایشان ظهور کنند و از قرار ظهور هم نزدیک است، کسی پاسخ گوی کسی نیست و هرکاری شود شده است. قرار است آقا که تشریف آوردند به این کارها دانه دانه رسیدگی کرده و حق هرکس را کف دستشان بگذارند. این هفته که به جمکران رفتم خدمتشان عرض خواهم کرد.