مطالبات مردم منطقه، فراتر از مسائل اقتصادی است
چکیده :در حال حاضر حکومتهای منطقه با دادن امتیازات به مردم سعی در کنترل اعتراضها دارند ولی به نظر میرسد که مطالبات مردم فراتر از مسایل صرفا اقتصادی...
سایت دیپلماسی ایرانی مقاله ای با قلم محمد فرازمند، سفیر سابق ایران در بحرین منتشر کرد:
در نخستین روزهای شکل گیری جنبشهای مردمی در جهان عرب در ژانویه 2011 تحلیلگران و ناظران امور منطقه شکل گیری اعتراضهای مردمی را در منطقه نفتخیز عربی خلیج فارس اندک میدانستند. اما این اعتراضها به سرعت به سواحل جنوبی خلیجفارس رسید.
نخستین کشور بحرین بود که مردم این کشور در حال سپری کردن سومین هفته از اعتراضهای مردمی به حکومت آل خلیفه هستند. مردم در بحرین خیابانهای این کشور را دراختیار گرفتند و بر سقوط حکومت و برپایی نظام مشروطه اصرار دارند. عمان و عربستان نیز شاهد جنبشهای اعتراضامیز بوده است.
اگرچه تحولات شمال افریقا بخصوص لیبی سرخط خبرها را به خود اختصاص داده اما شواهد حاکی از آن است که اوضاع عربستان بزرگترین تولید کننده نفت جهان نیز از چند جهت به لزره درامده است. در شرق این کشور شیعیان اعتراضهای عربی و مطالبات انباشته شده چندین ساله خودرا مطرح میسازند، لیبرالها و روشنفکران نیز از طریق رسانهها، صفحات اینترنتی و شبکههای اجتماعی مطالباتی را در جهت اصلاح ساختار سیاسی کشور مطرح میکنند.
سلفیها نیز با اعلام تشکیل یک حزب سیاسی مخالفتهای خود را نسبت به اوضاع سیاسی و اقتصادی عربستان مطرح میسازند. از درون خانواده حاکمه نیز خبرهایی از وجود اعتراض به روند جانشینی و ادامه فعالیت فرزندان سالخورده ملک عبدالعزیز به گوش میرسد.
نگاهی به صحنه سیاسی عربستان نشان میدهد که این کشور در شرایطی بحرانی بسر میبرد، مختصات این شرایط بالاجمال به شرح زیر است:
1. رژیمهای عربی همپیمان عربستان همچون مصر و تونس سرنگون شدند و عربستان نگران قدرتگیری شیعیان در کشور همسایه خود یعنی بحرین است و سرایت اعتراضها به منطقه شرقیه این کشور میباشد.
2. امریکاییها تحت فشارافکار عمومی جهان عرب دیگر قادر به حمایت بی قید و شرط از رژیمهای سنتی عربی نیستند و در تحولات اخیر نیز کمتر به نصایح دوستان و همپیمانان خود گوش دادند و بیشتر خواستار انجام اصلاحات در کل جهان عرب شدند.
3. در جنوب عربستان مردم یمن نیز تا مرز سرنگونی علی عبدالله صالح پیش رفته و اعتراضها سراسر این کشور را فراگرفته است.
گرچه در کشور وسیع عربستان درخواستهای مردم در مناطق مختلف این کشور از تنوع برخوردار است ولی شاید بتوان گفت یک محور مشترک بین مطالبات مردم از شیعیان گرفته تا لیبرالها و سلفیها وجود دارد. این محور مشترک پایان دادپن به حاکمیت مطلقه فرزندان عبدالعزیز و برپایی حکومت مشروطه است.
همچنین وضعیت ال سعود و بیماری همزمان پادشاه و ولیعهد این کشور باعث شده که عربستان نتواند نقش فعالی در جهان عرب بازی کند، به نظر میرسد که باید منتظر گسترده شدن اعتراضها در عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس بود.
در حال حاضر حکومتهای منطقه با دادن امتیازات به مردم سعی در کنترل اعتراضها دارند ولی به نظر میرسد که مطالبات مردم فراتر از مسایل صرفا اقتصادی است.














این درست است که خواسته های ملت هایی که در خاورمیانه و شمال آفریقا خیزش کرده اند پس از چند هفته فراتر از درخواستهای اقتصادی شده است؛ اما جرقه خیزش این ملتها اقتصادی بوده است. آنها هر گاه دو فاکتور فقر و تبعض را با هم چشیده اند به پا خاسته اند.
عربستان خودکامه ترین و عقب افتاده ترین ساختار سیاسی منطقه را دارد و اگر خواسته های سیاسی به تنهایی انگیزاننده بود این کشور می بایست نخستین خیزش منطقه را به خود می دید. شیعیان عربستان که اخیرا دست به اعتراض زده اند محروم ترین قشر این کشور هستند که در ساختار قدرت هیچ نقشی نداشته و در نتیجه کمترین بهره را از ثروت افسانه ای این کشور برده اند بنابرین هر دو فاکتورِ اقتصادی فقر و تبعیض را می چشند. سلفی ها و روشنفکران فاکتور فقر را نمی چشند و در نتیجه سر به شورش بر نمی دارند ولی فاکتور تبعیض را می چشند و مبارزه سیاسی را پیش می گیرند.
اگر جنبش سبز بعدِ اقتصادیِ خیزشهای منطقه را ببیند درخواهد یافت برای پیگیری راهبرد راهپیمایی های خیابانی به چند ماه زمان نیاز دارد تا فاکتور فقر به فاکتور تبعیض اضافه شود و توده ی مردم را بجنباند.
گذشته از تحلیلهای سیاسی و اقتصادی، نوروز در پیش است و ایرانیان مردمانی بسیار آیینی اند که کمترین سابقه شورش در ماههای اسفند و فروردین را دارند. کودتاچیان این نکته را درک کرده بودند که دست به بازداشت رهبران جنبش و حذف هاشمی در همین هفته ها زدند. بهتر است ما هم اهمیت فاکتور اقتصادی را درک کنیم؛ تا اردیبهشت بردباری کنیم و با کمترین هزینه به استقبال نوروز برویم. عیدتان مبارک.