سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتخاب رئیس خبرگان تشریفاتی، نماد عاقبت کار نظام...

انتخاب رئیس خبرگان تشریفاتی، نماد عاقبت کار نظام

چکیده :اگرچه مجلس خبرگان در شرایط کنونی محلی از اعراب ندارد و ریاست آن یک پست تشریفاتی تلقی می شود اما ماندن یا نماندن هاشمی در این پست تبدیل به یک نماد شده است. نماد عاقبت کار نظامی که می خواست تحقق بخش آرمان امام و شهیدانی باشد که عمر و زندگی خود را به پای آن ریختند و آرزوهای ملتی که آزادی و بهروزی خود را در آن می جستند. در این صورت حصار حاکمیت در انحصار کسانی در خواهد آمد که قانون را بر نمی تابند، مردم را ولی نعمت خویش نمی دانند و مشروعیت کار خویش را در پذیرش و رضایت مردم نمی...


علی شکوری راد

در دوره اصلاحات و در حالی که دو قوه از سه قوه کشور در دست اصلاح طلبان بود، در بیانیه پایانی کنگره سوم جبهه مشارکت، بحث “خروج از حاکمیت” مطرح شد. دلیل طرح این بحث موانع متعددی بود که نهادهای انتصابی در پیش پای نهادهای انتخابی از جمله مجلس و رئیس جمهور قرار می دادند. سخن این بود که نظام مشروعیت خود را از انتخابات می گیرد و حضور کسانی که مورد پذیرش مردم هستند در حاکمیت، مشروعیت بخش است ولی اگر مسئولین انتصابی در شورای نگهبان و قوه قضائیه که منصوب رهبری هستند مانع اجرای برنامه های رئیس جمهور و مجلس باشند دلیلی ندارد که آنها با باقی ماندن در حاکمیت، مشروعیت بخش باشند اما اثر بخش نباشند.حقیقت آن است که این بحث هرگز به عنوان دستورالعمل حزبی در نیامد بلکه صرفاً یک تهدید بود اما طرف مقابل آن را جدی گرفت و در واکنش، بحث “اخراج از حاکمیت” را مطرح کرد و آن را در پایان دوره مجلس ششم و در انتخابات مجلس هفتم عملی کرد و با رد صلاحیت گسترده نمایندگان مانع از حضور آنها در انتخابات شد. نمایندگان مجلس ششم، در مقابل، تحصن ۲۶ روزه ای را سامان دادند تا قبل از پایان آن مجلس اخراج کنندگان خود را از حاکمیت با چالش مشروعیت مواجه کنند. اما روند رد صلاحیت ها همچنان ادامه یافت تا هنگام انتخابات دهم ریاست جمهوری که نامزد های شاخص آن از فیلتر شورای نگهبان گذشتند و انتخابات جدی شد. اما بیم بازگشت اصلاح طلبان چنان اضطرابی را در حاکمان موجب گردید که متعاقب آن کردند آنچه کردند و شد آنچه شد.

اکنون می توان به عقب نگریست و برآورد کرد که سیاست های تنگ نظرانه و بی اعتنایی به خواست مردم که متقابلاً منجر به طرح بحث خروج از حاکمیت گردید و متعاقب آن دستورالعمل اخراج از حاکمیت، چه مقدار برای کشور هزینه داشته است. البته بخشی از حاکمیت مانند آقای جنتی که نقش بسزایی در تحمیل این هزینه ها بر انقلاب و نظام داشته اند، وضعیت کنونی را بسیار مطلوب ارزیابی می کنند و اینکه کشور دچار چنین شقاق عظیمی شده است را فرصت قلمداد می کنند تا با خیال راحت بتوانند بخش دیگر را که مزاحم خود می دانند کاملاً حذف و با خیال راحت حکومت کنند. البته این دریافت جز از کوتاهی فکر نیست چرا که در پس امروز، فردایی نه فقط در آن دنیا که در همین دنیا هست. کافیست به تحولات منطقه با چشم بصیرت نگریسته شود تا دریافته شود که هیچ خیالی نمی تواند از حسابرسی مردمی که آگاه هستند و با بهره گیری از شبکه های اجتماعی در ارتباط با هم بوده و تبادل اطلاعات و نظر می کنند و در وقت مقتضی به صحنه می آیند، راحت بماند.

بنظر می رسد در صفحه بازی قدرت در میان بازیگران حاکم اکنون نوبت به اخراج هاشمی از حاکمیت رسیده است. هاشمی که در زمان امام نیز عملاً نفر دوم حاکمیت محسوب می شد. این نقش را پس از امام نیز حفظ کرد. او در همه صحنه های پس از انقلاب حاضر بوده و در سیاست ها و عملکردها سهم داشته است. بنابراین کسی را نمی توان یافت که نسبت به او بدون نظر باشد. عرصه عمل او درون حاکمیت بوده است و به همین دلیل چندان سامان و سازمانی در بین مردم ندارد. با این حال حذف او از حاکمیت ساده نیست و بیم و امید زاید الوصفی را در همگان پدید آورده است. بیم برای آنان که با چشم اشکبار به عاقبت نظام می نگرند و امید برای آنان که حذف او را پیروزی خود می دانند و یا کسانی که به سقوط نظام دل بسته اند.

پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و قطبی شدن فضای سیاسی کشور و اراده جناح حاکم برای یکدست کردن حاکمیت از سویی و بروز قدرت اجتماعی مردم از سوی دیگر، هاشمی ترجیح داد در میانه بماند و نگذارد گسست و قطبی شدن کامل شود و برای کم کردن فاصله بین استوانه های نظام و جلب اعتماد مردم راهکار ارائه داد. حرکت او از آن جهت که یک قدم به سوی مردم بود با استقبال آنها روبرو شد و از سوی دیگر چون عدم همراهی با افراطیون حاکم به نظر می رسید با تقبیح و مقابله آنها مواجه گردید. آنها که به درون حصار حاکمیت رفته بودند می خواستند به هر روی در را ببندند تا به زعم آنها غریبه ای وارد نشود ولی هاشمی در بین در و چارچوب ایستاده بود تا این در بسته نشود و گسست کامل دولت و ملت پدید نیاید.

اکنون آنها تصمیم خود را گرفته اند تا اگر هاشمی به داخل حصار نمی رود او را بیرون بیاندازند و در را ببندند. اگرچه مجلس خبرگان در شرایط کنونی محلی از اعراب ندارد و ریاست آن یک پست تشریفاتی تلقی می شود اما ماندن یا نماندن هاشمی در این پست تبدیل به یک نماد شده است. نماد عاقبت کار نظامی که می خواست تحقق بخش آرمان امام و شهیدانی باشد که عمر و زندگی خود را به پای آن ریختند و آرزوهای ملتی که آزادی و بهروزی خود را در آن می جستند. در این صورت حصار حاکمیت در انحصار کسانی در خواهد آمد که قانون را بر نمی تابند، مردم را ولی نعمت خویش نمی دانند و مشروعیت کار خویش را در پذیرش و رضایت مردم نمی انگارند.

با این حال حکمت کار خدا را که می داند. آنها به سراغ مهدوی کنی رفته اند و حاجت خود را پیش او برده اند. کسی که از جنس آنها نیست. از جنس جنتی و مصباح و احمدی نژاد نیست. شاید…..

اللهم صل علی محمد و آل محمد واجعل لنا من امرنا فرجاً و مخرجاً و ارزقنا من حیث نحتسب و من حیث لا نحتسب

خدایا بر محمد و آل او درود فرست و برای ما گشایش و برون رفتی خوش در کارهایمان قرار بده و روزیمان را از جایی برسان که در حساب آورده ایم ویا از جایی که در حساب نیاورده ایم.

منبع: وبلاگ شخصی نویسنده

۴ دیدگاه

  • At 2011.03.02 20:27, rasool said:

    به نام خدایی که میر حسین را نگهدار است

    با سلام به عزیزان کلمه که ما انها را فرزندان میر حسین می دانیم

    همانطور که می دانید جنبش سبز ملت ایران در این روز ها شرایط حساسی را طی می کند و رهبران عزیزش در حبس به سر می برند که این مارا سخت پریشان و دلواپس تنها مرد های روز گارمان کرده است .
    از انجا که مزدوران … نامرد در خیابان ها امکان مانور ما را کم کرده اند و اجازه اعتراض مسالمت امیز را از ما سلب کرده اند و از انجایکه میر حسین همیشه ما را به تفکر وا می داشت و از ما می خواست ما بر ای رسیدن به خواستهایمان از راه مسالمت امیز و خلاقانه عمل کنیم و با توجه به محدودیت های زیادی که بر ما تحمیل شده است اینجانب بعد از تفکر زیاد بر این که ما با محدودیت های زیاد چکار می توانیم بکنیم به راه حلی رسیدم که فکر می کنم با حداقل هزینه از طریق ان می توانیم به حد اکثر دستاورد ها دست پیدا کنیم که در ذیل علاوه بر توضیح ان به ذکر دلایل سودمندی ان می پردازم:
    اصل طرح:همانطور که می دانید گاز یک عنصر صعود کننده است که می توان به وسیله ان حتی بزرگترین بالون ها را به پرواز در اورد ما می توانیم که با پر کردن بادکنک های سبز از گاز که میل به صعود دارد به کودتا گران اعتراض را خود را نشان بدهیم .البته علاوه بر بادکنک می توانیم از بادبادک های بزرگ سبز استفاده کنیم
    من فکر میکنم که اگر این بادکنک ها و بادبادک ها را به ارتفاع حداقل ۲۰متر با نخ یا طناب به پشت بام ببندیم راه بهتری است چون این طور اگر حتی از هر خانه یا اپارتمان فقط یک بادکنک پر از گاز یا یک بادبادک به هوا فرستاده شود اسمان همه شهر های ما مخصوصا تهران سبز خواهد شد
    حالا که نمی گذارند ما به راحتی خیابان ها را سبز کنیم اسمان شهر مان را سبز می کنیم
    دلایل سودمندی طرح:
    ۱) این طرح به حداقل هزینه مادی و انسانی نیاز دارد هر کس می تواند چند بادکنک تهیه و یا با ساخت بادبادک سبز به این کار اقدام کند در حالی که هزینه زیادی برایش در بر ندارد.
    ۲) این کار هم پیامی برای دوستان است هم برای دشمنان تا بداند که ما هستیم شاید میر حسین عزیز و شیخ شجاع هم این بادبادک ها را ببینند و بر روحیه خداییشان افزوده شود
    ۳) در چند روز گذشته که خیلی ها خواستار حضور همه روزه بودند می توانند روی این کار بسیار حساب باز کنند
    ۴) این طرح زمین بازی را برای ما امن می کند وباعث از کار افتادن ابزار سکوب .. روز گار می شود
    ۵) این طرح را می توان در همه شهر های ایران به اجرا گذاشت و در همه شهر ها جمله ((ما هستیم )) را تقریر کرد
    ۶) با اجرای این طرح احتمال این که مزدوران رژیم با حمله به خانه ها قصد کندن بادبادک ها یا بادکنک ها را داشته باشند زیاد است و ما می توانیم با فیلم گرفتن از این حرکات سبعانه ابروی انها را در دنیا ببریم و به دنیا بگوییم که این نامرد ها حتی از حمله به حریم خصوصی مردم ابایی ندارند
    ۷) گزارش کردن این طرح و فیلم و عکس تهیه کردن از ان برای ما مثل اب خوردن خواهد بود و هر کس می تواند از بالای بام خانه خودش از ان عکس و فیلم های با کیفیت تهیه کند
    ۸) این کار به همه جنبش سبزی ها روحیه می دهد البته می توان این طرح را با فریاد ا… اکبر همراه کرد که می تواند در خالی کردن دل مزدوران بسیار مفید باشد
    ۹) از مهمترین فواید این طرح این است که استقلال جنبش را به رخ همه کودتا گران می کشاند و دیگر انها نمی تواند این جنبش مستقل را به امریکا و انگلیس و اسراییل منتسب کنند
    ۱۰) فایده دیگر این طرح این است که می توان ان را هروز انجام داد ،هر کارمند سبز ،هر دانشجوی سبز ،هر دانش اموز سبز و هر فرد سبز می تواند این طرح را هر روز و در هر جایی و در هر شهری اجرا کند و ما می توانیم ان را تا ازادی رهبران عزیزمان ادامه دهیم علاوه بر این که هر سه شنبه به خیابان ها می اییم
    ۱۱) فایده دیگر این است که ما می توانیم این کار را در روز هایی که حکومت دجال دست به انجام راهپیمایی های مهندسی شده می زند انجام دهیم
    ۱۲) این کار باعث می شود که همه خبر گذاری های دنیا بتوانند ان را گزارش کنند
    ۱۳) فایده بعدی این است که مسئولین …حکومت خواهند ترسید و می فهمند که این جنبش یک جنبش مسالمت امیز است و دست به کار های نو می زند تا اعتراضش را به گوش انها برساند

    به امید روزی که میر حسین عزیز تر از جان و شیخ شجاع در میان ما باشند تا به انها بگوییم که چقدر دوستشان داریم

    لطفا این نامه را به همه سایت های سبز ارسال کنید تا از فردا اسمان شهر مان را سبز کنیم.

    من هر چه کردم نتوانستم با قسمت((تماس با ما )) سایت کلمه تماس برقرار کنم امید وارم که با تبدیل این نامه به خبر اصلی تان همه را اگاه کنید

    []
    • At 2011.03.04 07:40, علی said:

      با سلام
      نصب بادکنک سبز بر روی خانه‌ها طرح جالبی است ولی نقاط قوت و ضعف آن باید بررسی شده و توافق جمعی روی آن صورت گیرد.

      []
      • At 2011.03.06 01:08, یک دوست said:

        اقای دکتر شکوری چه کسانی هم صدا با شما هستند اسراییل منافقین فاسدها و البته عملکرد بد بعضی ها
        میدانم انسان خوبی بودها ید اما دچار استدراج شده اید یادتان باشد حرکت ریا از حرکت مورچه سیاه روی سنگ سیاه و……….
        ظریف تر است. با بد اتشی بازی میکنید خون شهدا پا پیچ شما خواهد شد. در یک بستر ارام حق و باطل بهتر دیده میشود.

        []
        • At 2011.03.06 13:53, امین از زنجان said:

          شاید بهترین راه را آب انتخاب کرد که به سنگ رفت و در شب سیاه و سرد با یخ زدن خود سنگ سخت را با خاک یکسان کرد.

          []