نامه اعظم طالقانی به صادق لاریجانی: حداقل پس از این مانع بیحرمتی به زنان این کشور شوید
چکیده :به یاد آوردم آمال و آرزوهایمان در روزهای سخت زندان های رژیم پهلوی را که چه زنان و مردانی پای در راه مبارزه گذاشتند تا روزی بیاید که دیگر از آن ظلم و اجحاف خبری نباشد. مبارزه ای که هدف آن حفظ کرامت واقعی انسان بود که کلام زیبای خداوند نیز تاکید بر آن دارد. اما افسوس که اکنون پس از 32 سال کرامت انسان، از مرد، زن و کودک چنین به سخره گرفته شده و به آن بی اعتنایی شده و حتی از بین می...
اعظم طالقانی، فرزند آیت الله طالقانی عضو شورای انقلاب و اولین امام جمعه تهران پس از انقلاب اسلامی، در نامه ای به رییس قوه ی قضاییه با ابراز تاسف از روند در جریان سیستم قضایی و امنیتی کشور و با اشاره به نامه ی نرگس محمدی همسر تقی رحمانی، و نحوه ی دستگیری ایشان می گوید: من به خداوند پناه می برم و این نامه را از سر دلسوزی و درد دل یک زن مسلمان ایرانی برای آن مقام محترم می نویسم تا حداقل از این پس مانع چنین بی حرمتی هایی به زنان این کشور شوید که شنیدن و دیدن آن برای ما که دل در گرو آبادی میهن و اعتلای دین و اخلاق و انسانیت داشتیم و داریم، مرگ آور نباشد.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: چگونه می توان باور کرد حکومتی که برای برپایی آن با اهداف و شعارهایی همچون استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شهیدان فراوانی چه در قبل از انقلاب در زندان ها وزیر شکنجه های سهمناک و چه بعد از انقلاب در جبهه های جنگ و در دوران معاصر ایران جان خود را عاشقانه باختند تا پاسدار آزادی و ارزش های اخلاقی و معنوی دینی باشند، اکنون برای بازداشت فردی که خود سال های طولانی از عمرش را در زندانها گذرانده و دوباره پس از آزادی، با عشق و ایمان به شیوه مسالمت آمیز و مدنی رفتار نموده، عضو گروه های مسلحانه و چریکی نبوده و چهره ای شناخته شده است، چنین رفتاری می کنند و به زن بیمار و فرزندان خردسالش هم رحم نمی کنند.
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر سات:
بسمه تعالی
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامناو انصرنا علی القوم الکافرین
حضور محترم ریاست قوه قضائیه:
از ابتدای انقلاب تاکنون از آنچه دیده و شنیده ام نسبت به تعمیق بی دینی، تفرقه، دسته بندی شدن و شکاف بین مردم و آنچه امروز شاهد آن می باشیم پیوسته بیمناک بوده و هستم. البته نه از برای خویش، بلکه برای آینده کشورم، ملتم و دینم. در خبرها نامه ای از همسر آقای تقی رحمانی منتشر شده بود که مردان نامحرم ناشناس با شکستن درب منزل آنها بی خبر و ناگهانی داخل محل سکونتشان می شوند و در حالیکه دو فرزند خردسال نیز در منزل آنهاست بی آنکه به رسم مردانگی حتی کلامی چون «یاالله» از زبانشان جاری شود وارد حریم خصوصی آنان می شوند!
کلام خدا در این باره چنین است:«یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و نسلموا علی اهلها، ذلکم خیرلکم. لعلکم تذکرون فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یوذن لکم. و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا. هو ازکی لکم. والله بما تعلمون علیم» (نور، 27 و 28)
چگونه می توان باور کرد حکومتی که برای برپایی آن با اهداف و شعارهایی همچون استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شهیدان فراوانی چه در قبل از انقلاب در زندان ها وزیر شکنجه های سهمناک و چه بعد از انقلاب در جبهه های جنگ و در دوران معاصر ایران جان خود را عاشقانه باختند تا پاسدار آزادی و ارزش های اخلاقی و معنوی دینی باشند، اکنون برای بازداشت فردی که خود سال های طولانی از عمرش را در زندان ها گذرانده و دوباره پس از آزادی، با عشق و ایمان به شیوه مسالمت آمیز و مدنی رفتار نموده، عضو گروه های مسلحانه و چریکی نبوده و چهره ای شناخته شده است، چنین رفتاری می کنند و به زن بیمار و فرزندان خردسالش هم رحم نمی کنند. زمانی که طریق بازداشت آقای رحمانی را در نوشته همسرش دیدم با خود فکر کردم که مگر یک چریک مسلح را می خواستند بازداشت کنند چنین وارد منزل شده و کودکان و همسرش را به هراس و ترس مبتلا کرده اند؟ به یاد آوردم آمال و آرزوهایمان در روزهای سخت زندان های رژیم پهلوی را که چه زنان و مردانی پای در راه مبارزه گذاشتند تا روزی بیاید که دیگر از آن ظلم و اجحاف خبری نباشد. مبارزه ای که هدف آن حفظ کرامت واقعی انسان بود که کلام زیبای خداوند نیز تاکید بر آن دارد. اما افسوس که اکنون پس از 32 سال کرامت انسان، از مرد، زن و کودک چنین به سخره گرفته شده و به آن بی اعتنایی شده و حتی از بین می رود.
حال من به خداوند پناه می برم و این نامه را از سر دلسوزی و درد دل یک زن مسلمان ایرانی برای آن مقام محترم می نویسم تا حداقل از این پس مانع چنین بی حرمتی هایی به زنان این کشور شوید که شنیدن و دیدن آن برای ما که دل در گرو آبادی میهن و اعتلای دین و اخلاق و انسانیت داشتیم و داریم، مرگ آور نباشد.
اول اسفند 1389
اعظم طالقانی














نامه ای بسیار بجا و ارزنده ای است ولی حیف که صم بكم عمي فهم لا يعقلون ….
آنزمان که مرحوم طالقانی به عنوان اعتراض بر زمین نشستند باید می دانستیم که در غیبت طالقانی و بهشتی و حتی رجایی و مطهری چونین خواهد شد….
چه خوش خیال بودیم امثال من وشما هرگز گمان میکردیم بعد از آنهمه سختی پیش وبعد از انقلاب روزی برسد که با کفر حق را لگد مال کنندونام آنرا حق بگذارند
سلام،
خواهرم، اینان نماینده تام الاختیار خدایند بر زمین! که نه، خدای هزاره سوم هستند و دارای پیامبر. اینان دروغ و درندگی را اخلاق نیک و شجاعت تفسیر کرده اند. با اینها اینگونه سخن نگویید که در قاموس اینان دفاع از شرف و ناموس و صداقت و داشتن حق شناسی، کفر و وابستگی به بیگانگان است و آدمکشی و تجاوز نشان ایمان و پاکی.
ای شیرزنان سرزمین ام درود برشما
خانم طالقانی عزیز، فیلم توهین به خانم فائزه هاشمی را در حرم حضرت عبدلعظیم هم ببینید. واسه او هم باید یه نامه بنویسید.
تو روز روشن با دوربین و شوکر و… به دختر یه مقام بلندمرتبه حکومت که حداقل به عنوان یک شهروند از حقوق شهروندی برخوردار است را
آماج بی حرمتی های فراوان می کنند مثل ف_ا_ح_ش_ه و … و به آقای هاشمی بدترین الفاظ را نسبت می دهند.
این قوه قضاییه و ضابطین قضایی کجایند که این بسیجی نما ها را دستگیر کنند، حداقل برای حفظ آبروی بسیج.
طبق قوانین اسلامی این آقایان که این جور رعب و وحشت در جامعه ایجد می کنند و با سلاح به خیابان می آیند مصداق مفسد فی الارض هستند، نه جوانی که برای دفاع از خود دست به سنگ می برد !!!!! خدایا ، واقعا آخرزمان نزدیکه، خودت به ما رحم کن که راحمان را درست انتخاب کنیم.
خجالت کشیدم از اینکه بسیجی هستم، وقتی این فیلم را دیدم. امامم کجایی که این صحنه را ببینی؟؟؟
اولا”که آقایان محترم مدیران سایت کلمه وقتی که دارید راجع به آقای طالقانی صحبت میکنید اینقدر ایشان را کوچک نکنید(عضو شورای انقلاب و اولین امام جمعه تهران ) و بجای این القاب پوچ مثلا” بنویسید آز اخرین روحانیون واقعا” مبارز و مردمی که نه تنها خانه اش که قلبش همیشه جایگاه مردم بود. علیرغم اعتقاد عمیقم به نشانه خدا بودن ایشان از کاربرد لفظ آیت الله در مورد ایشان اکراه دارم آنهم در زمانهای که آیت الله شدن از مهندس و دکتر شدن راحت تر شده و حتی اگر سبیل بعضیها را چرب کنی اصلا” آیت الله که پیشکش خود الله میشی.الان هم که الحمدالله کار آیات عظام شده حکم آداب مستراح رفتن و طهارت گرفتن و غسل و …… و رسیدگی به اوضاع تجارت و ملک و پول مرحمتی سر برج و …….در ضمن اگر شما هم از قماش همین آقایان نیستید حد اقل گاهی اوقات راجع به آن شهید بنویسید و برای این لقب اعاده حیثیت کنید.به جگر گوشه ایشان هم میگویم دخترم از قوه قضاییه ای که در مورد متجاوز به نوامیس این مردم را با داشتن ادله متقن و شهود فراوان از بین خود مورد تعرض قرارگرفتگان هنوز به علت ،شاید ،وابستگی هایش به نمیدانم کجا نه تنها حکمی صادر نشده بلکه به گفته خود شاکیان از داخل زندان آنها راتهدید هم میکند انتظاری بیش از این نیست.
ای بابا این که چیزی نیست توی روستای ما نیروی انتظامی زن مردم را به باد کتک گرفت وهر کدوم از اهالی روستا می خواست به اون زن بد بخت کمک کنه بهش شلیک میکردند چون این زن داشت اونا خواهش میکرد شوهرش را نکشند چون شرکت گاز زمینهای کشاورزی اینا را به متری سه هزار ازشون برده بود وهنوز هم پولش را نداده وبه نیروی انتظامی پول داده بود که اعتراضات اهالی روستا را سر کوب بکند ماست را با این پول .
kash az sare del sozi nabod bayad vagheyata ro nevoshto goft
خداوندا خالقا ،تو در قرآن جاویدت هزاران وعدهها دادی—— تو خود میگفتی که نامردان بهشتت را نمیبینند
خداوندا خالقا ، ولی من خود به چشم خویشتن دیدم که نامردان زه خونه پاک مردان صد هزاران کاخ میسازند
خداوندا خالقا ، تو خود میگفتی اگر اهریمن شهوت بر انسان حکم فرماید– من اورا از صلیب خشم خویش مصلوب میسازم
خداوندا خالقا، ولی من خود با چشم خویشتن دیدم —که چشمان هوس آلود فرزندی به رانه مادرش دزدانه میلغزید
خداوندا خالقا نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیاویزم
///….درود بر شما شیر زن ازاده……..خدا پدرت مرحوم ایت الله طالقانی را رحمت کند
به امید روز آزادی -به حقیقت قسم که پروردگار یکتاست و ببینید چگونه ظالمان را به دست خویش نابود می کند.کسانی که حال در قدرت هستن هیچ نمی شنوند هیچ, آنها قرق در قدرت خویشن ولی وای بر آنها….این جزای ظالمان هست که پروردگار نوید آن را داده.راه روشن است پیش میرویم.
اینها در خیابان زنانی را که تار موی آنها بیرون از روسری بوده به بهانه مبارزه با اعمال خلاف شرع و بی بند باری و غربزدگی زیر مشت و لگد گرفته و باز داشت مینمایند اما خودشان قائل و عامل هیچ اصلی از اصول دین و انسانی نیستن اینها متجاوز به نوامیس مردمند.چه زیبا این مصرع شعر زبان حال این قوم ظالمین است .درو به شاعر نامدارش حافظک
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دگر میکنند
الان اعمال منکر ایشان در خلوت نیست همه جا آفتابی است
بعضی وقت ها فکر می کنم آیا دیگر می توان اینجا ماند ! هیچ اشتیاقی برای ادامه این زندگی ندارم چون در عین حال که آزادم احساس می کنم در زندانی بزرگ به پهنای کشورم اسیرم . آرزو دارم روزی بیاد که همه ما ضمن احترام گذاشتن به عقاید همدیگه به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم . حاضر بودم زندگیمو بدم و حتی واسه یه روزم که شده احساس آزادی رو در کشور خودم حس کنم .
متاسفانه اغلب این حضرات در غار کهف خود، راحت خوابیده اند و زمانی بیدار خواهند شد که سکه اشان کهنه شده است و دیگر کسی به سخنان آنها وقعی نمی گذارد.اسلام در این روزها چقدر غریب است و تن دادن به طلم و فساد در بین علمای ما چقد راحت….
یا حسین – میرحسین
ملت دلیر جنبش سبز ایران : رژيم ديكتاتورى بار ديگر با فراخوان راهپیمایی ۱۰ اسفند به لرزه افتاده. . براي اعتراضات ضد دولتی سخت تر در روز ۱۰اسفند درصحنه آماده باشيد.
درود بر جنبش سبز آزادی ایران زمین كه با عزم فولادین و با دست خالی پوزه نیروهای جنایتکار تا به دندان مسلح رژیم دروغگو، سرکوبگر را بخاك مالیدند..
سالها سکوت امثال همین خانم طالقانی در برابر دستگیری و ضرب و شتم بانوان به جرم بی حجابی و…. نتیجه ای جز این نداره حالا که خودشونم دارن می کشن فهمیدن که چه بلایی سر این مردم بدبخت اومده ولی دیره دیر
این سه برادرلاریجانیها ،درکارزار انقلاب که درخارج ازکشوربودندوراحت ،درزمان جنگ وشهادت هم درس می خواندند،یعنی اینکه باتمام وجود به دنبال دنیای زیبای…بودند وحالا هم در خدمت دنیادار بزرگ،باید هم کار این ملک به اینجا برسد.انقلابیون در زندان واینان همچنان در راحت،اما منفورمردم و………