سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند...

جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند

چکیده :سبز‌ها به هم رسیده‌اند و دلتنگی‌هایشان را با هم قسمت کرده‌اند. دسته‌های مردم، زن و مرد و پیر و جوان. نگاه‌ها سرشار از امید و سکوت‌ها سرشار از ناگفته. گاهی هم که بغضی شکسته می‌شود و مرگ بر دیکتاتوری گفته می‌شود، آقایان به خود می‌گیرند و رگبار باتوم و گاز و صدای گلوله امان...


کلمه- سارا زرتشت: ماه هاست دیدارمان را به هم حرام کرده‌اند. هزار نوع توهین و تهمت و بی‌حرمتی و دستگیری و داغ و درفش. روزی ما را مزدور صهیونیست می‌خوانند و روزی دیگر دشمنان سی سالهٔ نظام. روزی فریب خورده‌ایم و روزی فریبکار. روزی سر فتنه‌ایم و روزی خود فتنه و روزی دم فتنه. بد‌تر از همه انکارمان می‌کنند. اما کیست که باور کند؟

آقایان از جنبش مصر و تونس تمام قد حمایت می‌کنند و به آن‌ها رهبر و الگو پیشنهاد می‌دهند. لابد حمایت از مظلومیت جنبش مصر و تونس آن‌ها را نمک گیر می‌کند و تجمع ما را هم در حمایت از آن‌ها تحمل می‌کنند. درخواست می‌دهیم و هماهنگ می‌کنیم و در نبود رسانه‌ها و با همهٔ محدودیت‌ها همدیگر را خبر می‌کنیم و در فرصتی کوتاه برای حمایت از مظلومت‌ها آماده می‌شویم.

روز موعود فرا می‌رسد. خبرهای تلخ در راه‌اند، اما غیر منتظره نیستند. رهبرانمان را محصور کرده‌اند. شیخ مهدی را با همسرش در حبس خانگی نگه داشتند و راه را بر رهنورد و میر حسین بسته‌اند. مزدورانشان را بر خانه‌هایشان مامور کردند و مامورانشان را بر کوچه‌هایشان گماشته‌اند، مبادا به میان مردم بیایند. مگر آن‌ها را به برخورد مردم تهدید نکرده بودند؟! خانه‌های سید محمد خاتمی و عبدالله نوری را محاصره کرده‌اند، از ترس دیدار با مردم! لابد بزرگان دیگری را هم همین طور از همراهی با مردم محروم کرده‌اند، شاید مردم را به دام شوم خشونت بیاندازند و خوراکی باب میل رسانه‌هایشان بیابند و از آبی گل آلود نصیبی داشته باشند. اما غمی نیست، مردم می‌دانند جنبش را چگونه پیش ببرند و تجمع سکوتشان را چگونه رهبری کنند و سکوتشان را کجا بشکنند.

شهر آرایش نظامی به خود گرفته است. چندین گروهان از نیروی نظامی و انتظامی در ابتدای جاده مخصوص نرسیده به میدان آزادی کمین کرده‌اند، کمین برای کدام دشمن میهن؟! از میدان آزادی تا میدان امام حسین، همهٔ تقاطع‌ها و بزنگاه‌ها را با دسته‌های ۲۰-۳۰ نفره نیروی انتظامی قرق کرده‌اند. جلوی همهٔ ساختمان‌های دولتی را هم نیرو گذاشته‌اند. میدان آزادی در اسارت دو لایه از نیروهای انتظامی است. صد‌ها نیرو هم در چهار راه ولیعصر و پل کالج و پارک دانشجو می‌آیند و می‌روند. بی‌نظمی و ناهماهنگی آن‌ها خبر می‌دهد که از یک جا دستور نمی‌گیرند و از نظم و نظام چندان بهره‌ای نبرده‌اند. موتورسوارهای دو ترکه خطوط بی‌آرتی را در اختیار گرفته‌اند و چپ و راست می‌آیند و می‌روندو بی‌سیم می‌زنند و داد می‌زنند؛ هراسان‌اند!!

سایت‌های سبز هم زیر حمله‌اند، اگر اینترنتی در کار باشد. به این دریچه‌های کوچک خبر و آگاهی و مهرورزی هم رحم نمی‌کنند. موبایل‌ها آلت جرم‌اند و خطوط موبایل هم که از کار افتاده‌اند. در محدود ی تجمع نه پیامکی می‌رود و نه پیامکی می‌رسد. خبرگزاری‌های دولتی و رسمی و نیمه رسمی هم که کور و کر و لال شده‌اند. اما با زهم غمی نیست. ما آموخته‌ایم که هر کدام رسانه‌ای باشیم. در هر فرصتی و با کمترین مجالی خبر‌ها می‌رسد. در کمتر از نیم ساعت، سبز‌ها باز هم به صدر اخبار بازگشته‌اند. خبر‌ها و عکس‌های تجمعات هزاران وده‌ها هزار نفری را رسانه‌های معتبر جهان مخابره کرده‌اند. کاش دوربینی بود و مجالی تا به همهٔ آن‌ها نشان دهیم جمعیت حاضر بیشتر از این عددهاست.

سبز‌ها به هم رسیده‌اند و دلتنگی‌هایشان را با هم قسمت کرده‌اند. دسته‌های مردم، زن و مرد و پیر و جوان. نگاه‌ها سرشار از امید و سکوت‌ها سرشار از ناگفته. گاهی هم که بغضی شکسته می‌شود و مرگ بر دیکتاتوری گفته می‌شود، آقایان به خود می‌گیرند و رگبار باتوم و گاز و صدای گلوله امان نمی‌دهند.

سبز‌ها کار خود را کردند. نگاههای سرشار از امید ما و ناباوری و پریشانی مفرط آن‌ها گواه‌اند که سبز‌ها کار خود را کرده‌اند. بزودی سراسیمه دست به کار خواهند شد، که در حکایت مرگ جنبش و جمع کردن بساط فتنه بد جوری رسوا شده‌اند. لابد باز هم تجمع سکوت و جمعیت پاک و مردمان سبز و همه رنگش، در صدا و سیمایشان وارونه می‌شوند و به عشوه‌های بیست و سی تحریف خواهد شد، شاید دلی از ارباب قدرت بدست آرد و خلقی از عوام الله را بفریبد و ناخواسته میخی بر تابوت استبداد بکوبد.

حکایت یک بام و دوهوای آقایان هم، رسوایی مضاعف است و از همیشه دیدنی‌تر است. امروز عالم و آدم تناقض گفتار و رفتارشان را بهتر از همیشه دید و معنی حمایت از جنش‌های مصر و تونس را فهمید. قشون قشون لشکر کشی امروز خبر می‌داد که جنازه خواندن یک جنبش چه خیال خام و چه دروغی بزرگ است و کرور کرور پول‌هایی که خرج رفت و آمد و سامان نیروهای هفتاد رنگ نظامی و انتظامی و شبه انتظامی شده بود اشاره می‌کرد که پول نفت بر کدامین سفره‌ها نشسته است. نمی‌گویم از خدا بی‌خبر، اما آن فرماندهٔ سپاه از مردم بی‌خبر باید امروز بود و می‌دید «جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند».


27 پاسخ به “جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند”

  1. سمیه گفت:

    خدارا شکر که جهره منافقانه حاکمیت زور و شکنجه-بتمامی- افشا شده است. طبل رسوائی این ظالمین از خدا بیخبر در چهارسوی عالم بصدا در آمده است. خداوند نابودشان کند که ملت بزرگی را اسیر خویش ساخته اند. جنبش سبز از رهبران شجاع خود تشکر میکند

  2. درود بر سید حسن خمینی گفت:

    هم رزمان .. فردا ساعت 9:30 صبح از دانشگاه می خوان این شهید سبز رو تشیع کنند .. به دروغ هم گفتن این شهید عزیز بسیجی بوده ( البته که بسیجی بوده اما نه از نوع ساندیس خورش !! از نوع واقعی ش بوده ، از نوع شهید همت )

    دوستان باید بریم اونجا و از این شهید حمایت کنیم .. ما هم از منافقین بدمون میاد .. اما منافقین واقعی همین بسیجی های مزدور بودن که این عزیز را شهید کردند .. اطلاع رسانی کنید

    به امید ظهور حضرت مهدی و رسوایی …

  3. ایرانی گفت:

    نوشته بسیار زیبایی بود و اشک در چشم منی که تجمع دیروز را از نزدیک به نظاره نشستم جمع نمود.

  4. کاوه بهار گفت:

    ما تا آخر ایستاده ایم ،بهمن 1357 ومصر و تونس نشان داد که این مردم هستند که پیروزند و همیشه می مانند.دیکتاتور و مزدورانش رفتنی هستند. مبارک…… بن علی……. و……

  5. ناشناس گفت:

    چک دارم، خونه بابام گرو وامیه که گرفتم، با کوچکترین خطایی هم خودم و هم خانواده ام رو نابود کردم. اینا دلایلی بود که باعث شد دیروز با مردم نباشم. سعی کردم چشامو ببندم و نبینم. ولی نمی تونم خودمو گول بزنم. از خودم خجالت می کشم. از بچه هایی که سینه سپر کردند خجالت می کشم. به خداوندی خدا اگه تموم دنیا رو هم بهت بدند به شرمندگی پیش خودت نمی ارزه. من دهها بار توسط مأمورها تحقیر شدم، تیر 1378، 24 ساعت با چشم بند بودیم و ضربه های ناگهانی بهمون می خورد به طوری که اگه حس می کردیم کسی داره بهمون نزدیک میشه جمع می شدیم، کوچیک می شدیم که کتک نخوریم ولی اون موقع کوچیک نشدم، تحقیر نشدم، چون پیش خودم به خودم افتخار می کردم و هیچ نیرویی نمی تونست این حس افتخار منو بگیره، ولی دیروز کوچیک شدم، تحقیر شدم، مصلحت اندیش شدم. دلم داره می ترکه.

  6. ناشناس گفت:

    ” گاهی هم که بغضی شکسته می‌شود و مرگ بر دیکتاتوری گفته می‌شود، آقایان به خود می‌گیرند”!
    به حق شعار مرگ بر دیکتاتور برای آنان سرداده شده است دقیقا برای خامنه ای و دیگر همراهان و مستبدان این حکومت فقیهی اسلامی .
    در آن هیچ شکی نباید کرد.

  7. امین گفت:

    عالی بود خدا قوت دسته همه دوستان و دستندرکاران درد نکنه!

  8. Farzaneh گفت:

    شماها هم که نظرات دیگران را سانسور میکنید من فکر میکردم که دیگر کلی متمدن شدیم و به عقاید دیگران احترام میگذاریم و حاضر به شنیدن ان هستیم.
    بابا وقتی شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدن یعنی چه ؟ منظور کدام دیکتاتور هست ؟ همونی که شما از گفتن نامش دریغ میکنید. تا کی؟

  9. سبز گفت:

    از قدیم گفتن فحش رو که بندازی زمین صاحبش متوجه می شه ورشمیداره می زاره تو جیبش. ما می گیم “مرگ بر دیکتاتور “اگه تو این کشور دیکتاتوری نیست پس چرا ناراحت می شین؟ اگه هست هم مرگ بر او که خود را می شناسد که دیکتاتور هست ولی باز مردم را فریب می دهد

  10. علی گفت:

    سلام به همه، مفتخرم به انتخاب ایده سبز و سربلند از همراهی با بیشمار زنان و مردان سبز، دلم می خواهد در وبلاگم از این سربلندی و از بغض دوری از جمع یاران بنویسم اما گویا مسدود شده، کسی از بلاگفا خبر داره که چی شده؟ دست اندرکاران, کلمه، اگر اطلاعاتی دارین بنویسید، متشکرم

  11. Farzaneh گفت:

    شرمنده ! در رابطه با سانسور حرفم را پس میگیرم و پوزش میخواهم.
    زنده باد فرهنگ چند صدایی ، زنده باد جنبش سبز
    موفق و پایدار باشید

  12. محمد گفت:

    باعث افتخاره اين ملت عزيز و شجاع و غيور
    بخدا قسم که با همين مردم سبز و عزيز، ما پيروز ميشويم ، مطمئن باشيد
    يا حسين مير حسين

  13. تهران سبز گفت:

    خدا رو شکر که در هوای پاک میدان انقلاب نفس کشیدیم هر چند راه آزادی را بر ما بسته بودند من فقط متعجبم که چراه باتون به دست نوجوانان 12-13 ساله داده بودند برای زدن مردم.

  14. مانی افشار گفت:

    نظر من در مورد این نُت زیبا و در عین حال پر از درد و غم این است

    آمدند تحقیرمان کردند
    انکارمان کردند
    حمله کردند
    غارت کردند
    شکنجه دادند
    کشند…
    اما در انتها ما پیروزیم…♥

  15. عباس گفت:

    الله اکبر. همنوا باشهدای بخون خفته خرداد88میگوییم:(این) آتشفشان قهرملتهای دربند است (این) حبل المتین توده های آرزومنداست.الله اکبرخمینی رهبر.یاحسین میر حسین.یامهدی شیخ مهدی.

  16. عماد گفت:

    حکایت سلطان و شبان را به یاد آورید ای کسانی که صدای سبز مردم را نمی شنوید.

  17. ناشناس گفت:

    چرا ساکت شدید.من الان از میدان اتقلاب میمام(اصفهان)هیچ خبری نبود.نه نیروی انتظامی نه مردم.باز به مصریا باز به غیرت اونا .چرا همه ساکت شدین

  18. میرحسین،کاوه دوران گفت:

    بازم سلام به همه دوستان سبزم.این نوشته فوق العاده بوده.دقیقا همونی که دیروز هممون به چشم خودمون دیدیم.
    کاش ای حاکمان جور فقط برای چند دقیقه چشمشونو باز کنن سیل مردم را ببینند تا بفهمن که نا ما مردیم نا واکسنشون کار کرده!

  19. reza گفت:

    و می‌دید «جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند»

    دمتون گرم
    بسیار زیبا بود.

  20. محمد گفت:

    چی میگین شماها؟ دلتون خوشه ها!! کاشکی جناب موسوی یک جو سیاست داشت و میفهمید که تظاهرات دیروز اشتباه در اشتباه بود. مطمئن باشین که از این اتفاق 100 برابر عاشورای پارسال استفاده ی ابزاری میکنن

  21. اصفهان گفت:

    پیروز باد جنبش سبز.
    گر می روند،هستیم
    گربرویم،هستند

  22. ناشناس گفت:

    خیلی زیبا بود

  23. ناشناس گفت:

    چرا نظرات را ثبت نمی کنید؟

  24. مریم گفت:

    دوست عزیز من هم مثل تو گرفتارم همه تلفن ها وموبایلهامون کنترله پارسال باهم بازداشت شدیم و تا هنوز پرونده مان بسته نشده .اما نا امید نباش ، باز هم نوبت به ما میرسه.
    به امید پیروزی

  25. اصفهان2 گفت:

    رفیق ناشناس. من هم دیروز میدون انقلاب بودم خودت که دیدی در ازای هر جنبشی سه الی چهارنفر نیرو آورده بودن پیروزی از این بیشتر که اونا با تمام امکاناتشون انقدر از ما می ترسن.

  26. ناشناس گفت:

    مونده تا ما به جرات و دنیا نخواهی مردم قاهره برسیم….

  27. ناشناس گفت:

    ey baba