آیا نامه احمدی نژاد را کیهان نوشت ؟
چکیده :بخشی از تفسیر ۸۲ کیهان علیه جایگاه مجمع:این چه روشی است که اکنون در مجمع جاری است و از حالت استثناء خارج و تبدیل به قاعده شده است یعنی به بهانه حذف و اصلاح قانونی که مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان است کل قانون را بر هم بریزد و قانون جدیدی را تشکیل دهد و تبدیل به چالش برای مدیریت کشور نماید مثل کاری که با بودجه سال ۸۱ دولت آقای خاتمی کردید...
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی گزارشی درباره نامه اخیر احمدی نژاد علیه مجمع تشخیص مصاحت نظام منتشر کرده و جملات احمدی نژا در این نامه را با جملات تفسیر کیهان در سال ۸۲ علیه جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام مقایسه کرده است. مقایسه ای که باعث پیدا شدن شباهت های بسیار نزدیک آنها شده است . این پایگاه این پرسش را مطرح کرده است که آیا نامه احمدی نژاد را کیهان نوشت. متن این گزارش به شرح زیر است:
اینکه کیهان از درک قلم آیت الله هاشمی غافل بماند نکته تازه ای نیست چرا که وقتی پس از قریب ۲۳ سال بعد از نوشتن نامه سال ۵۹ هاشمی به امام در مورد رئیس جمهور منحرف متحیرانه پرسش کردند که واقعا در زمان نوشتن آن نامه و آن جملات به امام چه حالی داشتید ؟ می توان بر عمق آن واقف شد. اما نکته عجیب در آن است که همین ها چند سال بعد به خود اجازه بدهند که در نگارش شخصی یادداشت آیت الله هاشمی تشکیک کنند و مدعی شوند که این قلم ، قلم هاشمی نیست ! ولی بر این هم چندان نباید خرده گرفت چرا که اصولا برای این جریان میزان حال افراد است و شاخص تعیین این میزان هم خود اینها ! وگرنه مگر اینها نمی دانند قلم هاشمی بیش از نیم قرن سابقه دارد و قریب به اتفاق اطلاعیه های جامعه روحانیت مبارز در دوران مبارزه به همین قلم مستظهر است که اینها هنوز بر بصیرت و نفوذش غافلند! ولی وقتی ناگهان وقتی امروز با شباهت بسیار عجیب تفاسیر سال ۸۲ کیهان و نامه احمدی نژاد در سال ۸۹ علیه مجمع تشخیص مصلحت نظام مواجه می شویم دچار تشکیک عجیبی می شویم چرا که این شباهت آنقدر نزدیک و عینی است که یا باید بپذیریم سوالات ۸۲ کیهان را احمدی نژاد نوشته و یا نامه ۸۹ ایشان را کیهان !؟ البته این را هم نه چندان عجیب باید دانست چرا که قلم کیهان آنچنان در خدمت است که اولین انتقاد علیه بیانیه ۱۹ دی ماه هاشمی در دفاع از کیان روحانیت ، مرجعیت و ولایت فقیه را می تراود! امیدواریم دامنه این اشتراک قلم خدای ناکرده به تحلیل کیهان در سال ۸۲ علیه اصل « ولایت مطلقه فقیه » و ادعای طراحی آن برای تابع کردن فقهای شورای نگهبان از امام راحل (ره) نیانجامد چرا که مهم ترین هدف جریان ضد روحانیت بعد از تخریب روحانیت ، ساحت مراجع و ارکان قانونی نظام به یقین جایگاه ولایت فقیه است با نگاهی به سطور ذیل این شباهت قلم در حمله به جایگاه مجمع مشهود است :
بخشهای از نامه احمدی نژاد در بهمن ماه ۱۳۸۹ علیه جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام و ارکان قانونی نظام :
“این چه روشی است که استثنا تبدیل به قاعده میشود و مجمع تشخیص که تدبیر رهبری کبیر انقلاب برای تشخیص مصلحت و ارائه مشورت در رفع معضل ارجاعی در موارد خاص و استثنایی است برخلاف حکمت تشکیل آن، بزرگترین مصلحت نظام را که همانا التزام به قانون اساسی و اصل قانونگرایی است زیر پا میگذارد و این خود تبدیل به چالش برای نظم و مدیریت کشور میشود……
………استثنا نمیتواند اصل قاعده را مخدوش کند. متاسفانه رویکرد به نحوی است که گویا با تمسک به مصلحت نظام که در یکی از اصول قانون اساسی آمده است- خارج از حدود صلاحیت قانونی مقرر در همین اصل- میتوان تمامی اصول قانون اساسی را دستخوش تغییر قرار داد…..
………همانطور که میدانید در دولتهای گذشته معمولا مجالس جهت تامین نظر دولت اصرار به ارجاع مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت میکردند و غالبا این مجمع نیز در راستای تامین نظر دولت مصوبه مجلس را تأیید میکرد(!!؟)
……..قانون اساسی میثاق دینی و ملی مردم است و هر سه قوه و نهادهای سیاسی مانند مجمع تشخیص باید فقط در حدود صلاحیتهای تعریفشده در قانون اساسی عمل نمایند و هیچیک از اصول قانون اساسی نباید به نحوی مورد استناد و کاربرد قرار گیرد که اصل قانون اساسی و قانونمداری نظام اسلامی را مورد خدشه قرار دهد…
………تلاش مدیریت مجمع (آیت الله هاشمی ) و برخی اعضای آن ( فقها و بزرگان نظام منصوب مقام معظم رهبری ) به ویژه رئیس محترم مجلس ( دکتر علی لاریجانی ) و متاسفانه همراهی رئیس محترم قوه قضائیه ( آیت الله آملی لاریجانی ) در دخالت دادن مدیریت مجلس و قوه قضائیه در اموری مانند تصمیمگیریهای صندوق توسعه ملی و عزل و نصب رئیس کل بانک مرکزی یک بدعت آشکار و متضمن تغییر قانون اساسی و مخدوشکردن روند مدیریت کشور است……
……..تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است، آیا مجلس میتواند اصلی از اصول قانون اساسی را تفسیر کند و بعد از ایراد شورای نگهبان، مجمع صلاحیت مجلس را به تفسیر قانون اساسی تسری دهد؟ یا فیالمثل آیا قانون اساسی اجازه میدهد مجلس تصویب آییننامه اجرایی را در صلاحیت خود اعلام کند و بعد از ایراد شورای نگهبان مجمع تشخیص مصلحت نظام، برخلاف اصل یکصد و سی و هشتم و هفتاد و یکم قانون اساسی صلاحیت مجلس را به تصویب آییننامه اجرایی گسترش دهد؟
بخشهایی از مصاحبه سال ۸۲ کیهان با آیت الله هاشمی که ناظر بر انتقاد و زیر سوال بردن جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام و اصل ولایت مطلقه فقیه است :
” ……این چه روشی است که اکنون در مجمع جاری است و از حالت استثناء خارج و تبدیل به قاعده شده است یعنی به بهانه حذف و اصلاح قانونی که مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان است کل قانون را بر هم بریزد و قانون جدیدی را تشکیل دهد و تبدیل به چالش برای مدیریت کشور نماید مثل همین کاری که با بودجه سال ۸۱ دولت آقای خاتمی کردید ؟
…….در اینجا یک نکته فقهی وجود دارد. در قانون اساسی در اوصاف فقهای شورای نگهبان گفته شده که آگاه به مقتضیات زمان و مکان باشند. این بحث مطرح است که اگر اعضای شورای نگهبان با توجه به این دو عنصر رای می دادند، کار به اینجا کشیده نمیشد. یعنی بر اساس احکام اولیه نظر نمیدادند. ولی شورای نگهبان روی احکام اولیه مقاومت میکرد. از طرف دیگر گفته میشود که برخی از اعضای شورای نگهبان میگفتند: ما موظف نیستیم از نظر امام تبعیت کنیم. چون در قانون اساسی خصیصه «مجتهد بودن» برای اعضای شورای نگهبان گفته شده و مجتهد باید رای خودش را بدهد و تبعیت از نظر امام وجاهتی ندارد. بعدها در مسئله «ولایت مطلقه» معلوم شد که حتی اگر مجتهد هستند، باید در مسایل حکومتی از ولایت تبعیت کنند نکته مورد نظر این است که یک سال پس از تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام باز هم امام ( ره) بر اصل بودن شورای نگهبان تاکید می کنند یعنی در سال ۶۷ و بعد از جنگ و قبل از بازنگری قانون اساسی که می خواستند اختیارات تعزیرات را به مجمع بدهند و اصلاحاتی در بندهای مربوط به مجمع انجام دهند باز به شورای نگهبان تاکید می کنند که شما خودتان قبل از هر چیز مصلحت را در نظر بگیرید چون در آن زمان مجمع هنوز در قانون اساسی نیامده بود و وجودش شبهه نقض قانون اساسی را ایجاد کرده بود؟














سلام
مثل اینکه آقایان در اتاقهای تاریک کیهان زیاد هم باهوش نیستند و یا اینکه کفگیر ایشان به ته دیگ خورده و قدرت نگارش ایشان هم ته کشیده .آقایان دیگر کارشان به کپی برداری از مقالات قدیمی کشیده و اصلا به فکر آبروی “رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان”هم نیستند.یا شاید همه را مثل خود کم حافظه میپندارند.در ضمن باید به درایت و ذکاوت آیات الله هاشمی و یاران نیز احسنت گفت .
كودتا چيان در تاريك خانها اين دولت را راه ميبرند .وگر نه احمدي نژاد توان نوشتن يك نامه را ندارد واينطوري گاف ميدهد.يكي از كودتا چيان همين
ادم … شريعت مداري است كه قتلهاي زنجيرهاي راهمين هادستور ميدادند..
اسم کیهان با ان سردبیرش را ادم می شنود حال ادم بهم میخورد تورا به خدا مطلب از دشمن هم مینویسید لاقل فردی با انصاف با شد نه ادم بی اصافی مثل …….
آقايان ميخواستند فتح سنگر به سنگر نمايند ! يهو رفتند روي “مين”!!
نتيجه اخلاقي : آنهايي كه جبهه نرفته اند طرحهاي جنگي ندهند!
….
امان از این کپی رایت!؟
واقعا جالبه!
كيهان و دولت دست در يك كاسه دارند.
صد در صد .
آقاي شريعتمداري علاوه بر اهل قلم بودن بازجو و تئوريسين نيز هستند.
با سلام و خسته نباشید
روزنامه الشرق الاوسط امروز خبری دارد دایر بر اینکه مقتدا صدر، پس از فقط دو هفته اقامت در عراق با همان هواپیمایی که صالحی کفیل وزارت خارجه ایران را ، پس بازدید چند روزه اش از عراق به ایران برگرداند، به ایران فرار کرد علت فرار او اینست که هم گروه الصاحب الحق ( یک گروه افراطی شیعه جدا شده از جیش المهدی) وی را تهدید به مرگ کرده است و علت مهمتر اینست که دستگاه قضائی عراق حکم جلب وی را بخاطر دست داشتن در ترور آیت الله خوئی صادر کرده است. مقامات ایران یک منزل و ماشین لوکس و دفتر کار در اختیار وی گذاشته و یک تیم امنیتی عراقی محافظت از وی را در منطقه سالاریه قم مجاور بناهای امنیتی بعهده دارد.
…….
نگارنده این سطور یک سال قبل نوشت که دیر یا زود مقتدا صدر ، بخاطر دست داشتن در ترور هایی که به او نسبت داده میشود، از طرف مقامات عراقی مورد مورد تعقیب قضائی قرار خواهد گرفت. و پیش بینی اینکه در آینده مطالبه استرداد او به عراق از طرف مقامات قضائی آن کشور به ماه عسل ناپایدار دولت ایران با دولت نوری المالکی با ایران پایان دهد، کاملاً قابل پیش بینی است و تصور اینهم که تعقیب و مجازات وی یکی از شرط های ایاد علاوی ( از لیست العراقیه) برای موافقت با مالکی در تشکیل دولت بوده باشد دور از انتظار نیست.
و همه این زمینه ها به معنی کشانده شدن پای ایران به مسئله ایی هر چند به لحاظ وزن خود بی اهمیت ولی بلحاظ رقابت های سیاسی در درون بلوکهای سیاسی عراق بسیار مهم است. اگر در آینده مقتداد صدر از طرف ایران تحویل دستگاه قضائی عراق شود اعتباری نه در عراق و نه در لبنان و نه غزه برای حکومت ما باقی نخواهد ماند واگر دولت ما از تحویل وی به عراق طفره رود باید منتظر فشار بلوکهای سیاسی ضد ایرانی برای رو در رو قرار دادن کل حکومت عراق در برابر ایران باشیم. خلاصه تمام سرمایه گذاری سنگین سیاسی و نظامی دولت دولت احمدی نژاد و نظامیان حامی وی در عراق مثل بسیار ی جاهای دیگر بر اب خواهد شد.
هر دو از یک جای سوم مدیریت می شوند در این سالها
اینروز ها همه چیز سریع شده آخر خیلی وقت تلف میشود برای نوشتن یک نامه جدید بنابراین نامه های قبلی راروتوش میکنند
ای بابا !از دست این عموکیهان
بیکاری مگه .یاسرت به تنت زیادی کرده.البت بالاخره شمشیر تیز امام زمانم گردن میخواد دیگه!
ای بابا حسین جان شما هم انگار مثل من تازه از خواب بیدار شدیا.این که معلومه دستشون تو یه کاسه اس.
تعجب ميکنم چطور بعضی از بزرگان وقت گرانبهای خودشان را صرف جواب دادن به طايفه کيهان.احمدي نژاد .وامثالهم ميکنند همين جواب دادن ها است به انها وجحه ميبخشد انها همين را ميخواهند
این درهم ریخته گی راکه در این مدت ایجاد کردند وهمه قواعد کشور داری، متانت،تحمل ،درایت، مثل تفنگ دنگی عمل کردن به ظاهر ذلیل کردن عالمان و فرهیختگان جامعه،دور نگاه داشتن دلسوزان در سر نوشت کشور ،جوانمردی و مروت ، قدرشناسی از خدمتگذاران انقلاب وپیشکسوتان عرصه جهاد وشهادت از بین بردن قبع احترام کوچکتر به بزرگتر همه وهمه آثار منفی ایجاد شده در کشور چون کاهش شدید اعتماد مردم به نظام چون دروغ ریاء چابلوسی و…فقط تفکر دور اندیشانه وپدرانه امیر کبیر زمان چون هاشمی و محدود روحانی در این سطوح می باشدکه این همه خودرا در معرض رای مردم قرار داده است ودر انتخابات آخری خبرگان با 600000 رای تفاوت با نفر بعدی آنهم در شرایط وفضای تخریب شخصیت ایشان می توانداوضاء را جمع وترمیم ومدیریت ووحدت ملی ایجاد کند. دوست دار ایرا ن وارزشهای متعالی انقلاب امام خمینی عزیز
اگه مشایی دوره بعد رییس جمهور نشه همین حسین آقا شریعتمداری میشه…اسمش هم که حسین هست دیگه واویلااااااااااااااا
شیرینی قدرت بر تار و پود آقایان رخنه کرده دیگر امیدی به دبدن و شنیدن آنها نیست،نیست،نیست!!!
راستی اگه شریعتمداری رییس جمهور شه چی می شه ماشالله که برا همه مدرک داره ایا می تونه مدرک بیشتری کسب کنه
حالا آنها اعضای وفادار نظام را سران فتنه می نامند و ما تحمل می کنیم اما کم کم خودمون را برای روزی که دستگیری سران تحجر و عقب افتادگی است آماده می کنیم . یادمان باشد دستگیری سران تحجر و عقب افتادگی ایران سبز
Melat ke az mohakemeye saran va savakiha chezi nadid .Enshaallah mohakemate shirin va tarikhi va khoda pasandi ra az in shekange garan va safakan mebinad .
khoda sarane jonbeshemuno omr bede ke dar mogabele in nakesa istadan.